ارتباط باما


نام و نام خانوادگی (الزامی)

پست الکترونیک (الزامی)

موضوع

پیغام

موافقم(۰)مخالفم(۱)
+

۱۷ دیدگاه

  1. علی

    on آبان ۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    و شما اکنون معجزه علم حروف واعداد را ( البته گوشه بسیار کوچکی را ) که از برکات

    اعتقاد ناب شیعه وپرتوی از انوار ولایت اهل البیت علیهم السلام میباشد .

    در برابر جشم خود ببینید . وبدانید که ای موضوع حد اقل یک مجلد کتاب قطور میطلبد.

    = شعار اول = بسم الله الرحمان الرحیم = W =

    = بسم الله لااله الا الله محمد رسول الله= W =

    = لااله الا الله وحده لاشریک له = W =

    = ان محمدارسول الله وان علیا ولی الله = W =

    = اللهم صل علی محمد وصل علی ءال محمد= W =

    = > ممکن است باور نکنید ..اما مهمتر ازاینهم هست .خیلی توجه نمائید ..= >

    =( اشهد )( ا لااله الا الله ا )(اشهد ) = W =

    =>یعنی کلمه لااله الاالله را دروسط بنویسید و در دوطرف آن کلمه .

    کلمه اشهد ا را بنویسید .میداند یعنی چه ؟ یعنی اینکه حرف W چون از دوطرف

    خوانده میشود . یعنی طرف چپ وراست فرقی نمیکنند هم از راست وهم از چپ

    فقط یک شکل دارد .نوشتن وخواندنش ازدوطرف یکسان است. بنا براین پس کلمه

    اشهد ا رادر دوطرف بنویسید ودر وسط کلمه لا اله الا الله رابنویسید .!!!

    حالا بعد ازاین توضیح توجه دانایان را دوباره به نکات زیر جلب مینمایم .توجه کنید.

    => لااله الا الله محمدارسول الله لا اله الا الله <= W =

    = بسم الله لااله الا الله محمد رسول الله ا ش ه د ا لا اله الا الله ا د ه ش ا اللهم صل علی محمد و علی ءال محمد <= W =

    == W W W = معجزه . وبسیاری ناگفته های دیگر .بازهم منتظر باشید.

    . علی کرم آقابابائی شوال المکرم=۱۷/۶/۱۳۹۰

    ==
    http=.لا اله الا الله وحده لا شریک له .

    !!!!؟؟؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  2. علی

    on آبان ۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    چگونه صلوات صحیح بفرستیم که با قران مطابقت داشته باشد.؟
    قران کریم تبیان لکل شیئ میباشد .خودش بیان میکند .با دقت نکاه کنید.

    الصلوات = ا ل ص ل و ا ت = ۵۵۸
    ۱ ۳۰ ۹۰ ۳۰ ۶ ۱ ۴۰۰ =جمع(۵۵٨)

    اللهم صل علی محمد و ءال محمد = (۵۵۸)

    ۱۰۶ ۱۲۰ ۱۱۰ ۹۲ ۶ ۳۲ ۹۲ (۵۵۸)

    اللهم صل علی علی ولی الله = (۵۵۸)

    ۱۰۶ ۱۲۰ ۱۱۰ ۱۱۰ ۴۶ ۶۶ (۵۵۸)

    اللهم صل علی سیده النساء = (۵۵۸)

    ۱۰۶ ۱۲۰ ۱۱۰ ۷۹ ۱۴۳ (۵۵۸)

    اللهم صل علی ابی الحسنین = (۵۵۸)

    ۱۰۶ ۱۲۰ ۱۱۰ ۲۲۲ (۵۵۸)

    اللهم صل علی حجه ابن الحسن = (۵۵۸)

    ۱۰۶ ۱۲۰ ۱۱۰ ۲۲۲ (۵۵۸)

    اللهم صل علی ابا صلح المهدی = (۵۵۸)

    ۱۰۶ ۱۲۰ ۱۱۰ ۲۲۲ (۵۵۸)

    اللهم صل علی زهری = (۵۵۸)

    ۱۰۶ ۱۲۰ ۱۱۰ ۲۲۲ (۵۵۸)

    این لوح بی نظیربرای اولین باردرتاریخ ۱۴۳۱سوم شوال تنظیم شد.

    برای اولین بار در تاریخ این رموز کشف شد وبیان گردید .هذا من فضل ربی .

    بکر است همه این مطالب . کو عاشق . کوطالب .

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  3. علی

    on آبان ۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    ( الصلوات )
    ما مسلمانان به امراللهی موظف هستیم هرگاه نام مقدس خاتم الانبیاء

    محمد المصطفی (ص) را میگوئیم یا میشنویم ( صلوات ) بفرستیم.

    اما چگونه؟با روش شیعه؟ یا با روش اهل سنت؟ و روایات شیعه.

    وسنی تقابل دارند . ایا راه دیگری برای اثبات صلوات صحیح وجود

    دارد؟ بلی احتمالا با کمک اعداد ریاضی حروف قران ممکن است .

    دستور قران کریم برای فرستادن صلوات برسید المرسلین(ص) اینست

    (یا ایها الذین ءامنوا.) =>

    >= ( صلوا علیه و سلموا تسلیما ) =

    ص ل و ا ع ل ی ه و س ل م و ا ت س ل ی م ا

    ۱۸/۱۲/۶/۱/۱۶/۱۲/۱۰/۵/۶/۱۵/۱۲/۱۳/۶/۱/۲۲/۱۵/۱۲/۱۰/۱۳/ ۱= ۲۰۶

    جمع این اعداد که مطابق حروف خود میباشند برا بر است با عدد ۲۰۶

    ا ل ل ه م ص ل ع ل ی م ح م د و ء ا ل م ح م د ۲۰۶

    > اللهم صل علی محمد و ءال محمد = > > = ٢٠۶

    پس انچه که مطابق حروف قرانی است مطابق با این عبارت است

    ( اللهم صل علی محمد و ء ال محمد ) ۲۰۶

    ( اللهم صل علی علی ولی الله ) ۲۰۶

    ( اللهم و صل علی علی و فاطمه ) ۲۰۶

    ( توجه کنید به اعجاز قران )

    ( صلوا علیه و سلموا تسلیما ) ۲۰۶

    ( الصلوات علی محمد و ءال محمد ) ٢٠۶

    انصافا بکر است این مطالب اما کو طالب ؟

    فبهت الذی کفر

    == خداوند متعال به هرکسی عنایتی دارد . .

    == آقای نصیری . با ابلاغ سلام واحترام برادرانه معروض میدارد.

    شما ظالمانه مجادله نمودید . چرا جدال احسن نفرمودید.؟؟

    == وجادلهم بالتی هی احسن برای بنده وجنابعالی هم نازل شده است .

    مسئله .. لطفا بفرمائید. چرا اسم مبارک حضرت مریم علیها السلام در

    قران کریم آمده است ولی نام حضرت فاطمه علیها السلام نیامده است ؟؟؟

    لطفا ثابت بفرمائید که میتوانید مستدل سخن بگوئید .یعنی جواب مستدل.

    لطفا اول نظر خودتان را بیان بفرمائید .

    با تشکر واحترام والسلام .

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  4. علی

    on آبان ۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    سوره نور آیه نور

    شجره مبارکه زیتونه >یعنی چه ؟به چه کسانی اشاره میکند.؟

    اگر هیچ روایتی نداشته باشیم.؟ آیا قران خودش جواب میدهد ؟

    آری .چون قران کریم تبیان لکل شیئ میباشد. جواب میدهد. !

    با چشم خود ببینید .وخدارا شکر نمائید .وبه همه نشان دهید.

    =ش ج ر ه م ب ا ر ک ه ز ی ت و ن ه =(١۶۵ )

    =٢١+٣+٢٠+۵+١٣+٢+١+٢٠+١١+۵+٧+١٠+٢٢+۶+١۴+۵ =(١۶۵ )

    = هی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها =(١۶۵ )

    = ١۵+ ۴۵+ ٢۵+ ۴٢+ ٣٨ =(١۶۵ )

    همه عاشقان قران واهل البیت علیهم السلام ببینند ولذت ببرند.

    این رمز گشائی برای اولین بار درتاریخ میباشد وهیچ سابقه ندارد.

    =شما بگوئید اگر معجزه نیست پس چیست .هذا من فضل ربی .

    ٢ = شجره مبارکه زیتونه = ٧٧۶ (کبیر )

    ابناء الامام علی ولی الله و فاطمه الزهراء = ٧٧۶

    ٣ = شجره مبارکه زیتونه = ٧٧۶

    = شجره مبارکه امیرالمومنین = ٧٧۶

    ۴ شجره مبارکه زیتونه = ٧٧۶

    = شجره مبارکه رسول الله وعلی = ٧٧۶

    اللهم صل علی فاطمه وابیها وبعلها وبنیها .عدد ما احاط به علمک.

    بکر بکر است این مطالب .کوعاشق .کوطالب. علی بابائی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. علی

    on آبان ۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    خیلیها تعجب و خیلیها کپ کرده اند.!!

    =ش ج ر ه م ب ا ر ک ه ز ی ت و ن ه =(١۶۵ )

    =٢١+٣+٢٠+۵+١٣+٢+١+٢٠+١١+۵+٧+١٠+٢٢+۶+١۴+۵ =(١۶۵ )

    = هی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها =(١۶۵ )

    = ١۵ + ۴۵ + ٢۵ + ۴٢ + ٣٨ =(١۶۵ )

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۰ ق.ظ:

    ما نفهمیدیم،کدام یک ازجمع های شما درست است؟بالایی یا این۱۶۵؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حجت اله پاسخ در تاريخ بهمن ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۸ ب.ظ:

    علی جون نوکرتم بمولا. خیلیحال کردم داداش. کارت حرف نداره.
    یا علی و یا علی و یاعلی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. علی

    on آبان ۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    == تمام کتابها و سایتها را ببینید .و با بزرگان مشورت نمائید .

    این مطالب کاملا بکر است وهیچ سابقه ندارد .

    (گوهر شناس میجویم) تا دعا گویش باشم.

    شجره مبارکه زیتونه . سوره نور .. ایه نور

    =ش ج ر ه م ب ا ر ک ه ز ی ت و ن ه = (١۶۵ )

    ۲۱+٣+٢٠+۵+١٣+٢+١+٢٠+١١+۵+٧+١٠+٢٢+۶+١۴+۵= ١۶۵)

    = هی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها =( ١۶۵)

    = ١۵+ ۴۵+ ٢۵+ ۴٢+ ٣٨ =(١۶۵ )

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  7. علی

    on آبان ۱۶, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    سکوت فرمودهاید .!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  8. علی

    on آذر ۵, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    شما ظاهرا خواب تشریف دارید نه .....

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  9. مجید هلاکوئی

    on آذر ۷, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    ظاهرا این دوستمون نیاز به توجه داره یکی بهش نظر مثبت یا منفی بده

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. بنده

    on فروردین ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حواستو جمع کن ببین داری تو سایتت چی می ذاری جناب

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. اين مقاله رو استفاده کن با عکس امام

    on خرداد ۲۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ما تحمّل را در حوزه باید بالا ببریم.
    مقام معظم رهبری در دیدار با فضلای حوزه های علمیه, در آذرماه سال
    ۱۳۸۶
    خوب, یکی مشرب فلسفی دارد, یکی مشرب عرفانی دارد, یکی مشرب فقاهتی دارد. ممکن است همدیگر را هم قبول نداشته باشند. من [در] مشهد, گفتم چندماه پیش از این, مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی, رضوان اللّه علیه, مشرب ضدیت با فلسفه حکمت متعالیه مشرب ملاصدرا داشت ایشان شدید در این جهت خیلی غلیظ بود.
    امام, رضوان اللّه علیه, چکیده و زبده مکتب ملاصدرا است, نه فقط در زمینه فلسفی اش; در زمینه عرفانی هم همین جور است.
    خوب مرحوم حاج شیخ مجتبی, نه فقط امام را قبول داشت, از امام ترویج می کرد تا وقتی زنده بود, بلند شد از مشهد ایشان آمد قم دیدن امام.
    مرحوم آقا میرزا جواد آقای تهرانی, رضوان اللّه علیه, در مشهد, خوب, جزء برگزیدگان و زبدگان همان مکتب بود. ایشان جبهه رفت. با تفسیر حمد امام که در تلویزیون پخش می شد, مخالف بودند. به خود من گفتند; هم ایشان و هم مرحوم آقای مروارید, رضوان اللّه علیهم, اما حمایت می کردند.
    از لحاظ مشرب و ممشی مخالف, اما از لحاظ تعاملِ سیاسی, اجتماعی, رفاقتی, با هم مأنوس [بودند] همدیگر را تحمل می کردند.
    در قم باید این جوری باشد.
    خوب یک نفری نظر فقهی شاذّی می دهد, خیلی خوب, قبول ندارید, کرسی نظریه پردازی تشکیل بشود و مباحثه بشود. پنج نفر, ده نفر فاضل بیایند این نظر فقهی را رد کنند, با استدلال, اشکال ندارد.
    نظر فلسفی ای داده می شود, همین جور.
    نظر معارفی و کلامی داده می شود, همین جور.
    مسأله تکفیر و رمی و این حرفها را بایستی از حوزه برانداخت.
    آن هم در داخل حوزه! نسبت به علمای برجسته و بزرگ.
    ییک گوشه ای از حرف شان با نظر بنده حقیر مخالف است, بنده دهن باز کنم, رمی کنم؟ نمی شود این جوری.
    این را باید از خود داخل طلبه ها شروع کنید.
    این یک چیزی است که جز از طریق خود طلبه ها, تشکیل کرسیهای مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفکری و آزاداندیشی که عرض کردیم جز از این طریق ممکن نیست.
    این را عرف کنید در حوزه علمیه. در مجلات, در نوشته ها گفته بشود. یک حرف فقهی ای یک نفر می زند, یک نفر رساله ای بنویسد, در رد آن, [باز] کسی او را قبول ندارد, رساله ای در ردّ او بنویسد.
    بنویسند; اشکالی ندارد. با هم بحث علمی بکنند. بحث علمی به نظر من خوب است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. سلسبیل

    on شهریور ۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام علیکم
    لطفا از پیشینه فلسفی اعتقادی علمی دینی خود یک بویگرافی ارائه دهید تا بدانیم دقیقا با چه گروهی روبه رو هستیم؟

    چرا که امت پیامبر به ۷۳ فرقه منشق شدند باید مشخص شود کدامیک فرقه ناجیه است؟

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. حسن

    on اسفند ۲۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام و خسته نباشید خدا قوت
    من همیشه شدیدا پیگیر مطالب شما و مناظرات اساتید هستم می خواستم بدونم شیخ حسن میلانی مناظره ای جدیدا نداشتند ؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  14. دین و مذهب

    on فروردین ۲۶, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام
    با مقاله ای به روزم

    http://dinvamazhab.blogfa.com/post-634.aspx

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  15. مکرالله

    on فروردین ۲۶, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم
    عصمت و درک مقام معصومیت
    اینفوگرافی عصمت
    عصمت به معنای دوری از لغزش، خطا و گناه آمده است، از اینرو معصوم به فردی نسبت داده می شود که در کلیه امور اندیشه، سخن و اعمال روزمره وی، هیچگونه اثری از لغزش، خطا و گناه وجود نداشته باشد.
    از آنجا که شاخصه تمایز فرد معصوم از غیر معصوم، همانا معیارهایی چون لغزش، خطا و گناه تعیین گردیده است، لذا تعریف جامع از این معیارهای نسبی، موجب فهم بیشتری از واژه مهم «معصوم» خواهد بود.
    • لغزش در فرهنگ عامه، به حالتی گفته می شود که چیزی یا شیئی، بر روی سطح لغزنده ای که بر روی آن قرار دارد، قادر نباشد، کنترل و هدایت وزن و حجم خود را در اختیار کامل خود، داشته باشد.
    • واژه خطا نیز هنگامی کاربرد می یابد که، در مسیر چیزی و یا شیئی که از مبداء مشخصی برای رسیدن به مقصد معیینی برنامه ریزی شده، انحراف بوجود آید، انحراف می تواند، در اثر عوامل مشخص و یا نامشخصی باشد. مانند، انحراف طبیعی و یا مصنوعی در مسیر تیری که به منظور اثابت به هدف کاملا معلومی، از کمان رها می گردد.
    • گناه را هم می توان به تخلف فرد و یا گروه از قوانین و فرامین الهی، که کاملا عادلانه حاکم بر چرخه حیات جهان هستی است، اتلاق نمود. یعنی هر اندیشه، سخن و یا عملی که منجر به ظلم به خدا، خود، جهان هستی و یا دیگران گردد و موجبات بروز مشقت و سختی را برای خود و دیگران فراهم نماید، گناه محسوب می شود.
    چنانچه در بینش جمعی، بر کلیات مجموعه تعریف های فوق توافق و اشتراک وجود داشته باشد، اینک می توان به بررسی مقام «معصوم» پرداخت.
    اکنون فرد معصوم کسی خواهد بود که، در گذشته از مبداء معلومی در سطح و مسیری مشخص حرکت نموده و در نهایت با رعایت تمامی قوانین عادلانه حاکم بر مسیر و مقصد، بدون هیچگونه لغزش، خطا و گناهی به مقصد تعیین شده، رسیده است.
    در طول تاریخ حیات و زندگی بشر بر روی زمین، که جهان تضاد و دو قطبی محسوب می گردد، انسان های بسیاری بدنیا آمده و با فراز و نشیب های گوناگون، مسیر زندگی را سپری نموده و در انتهای عمر کوتاه و یا بلند خود، با پرونده ای کاملا روشن در نزد نفس خود و خدای یکتا، جان به جان آفرین تسلیم و وفات یافته اند.
    با این سابقه، بطور مسلم همه جمعیت بشر امروزی، خواهی نخواهی دو میراث گرانقدر «کمی و کیفی» گذشته مردگان و حال حاضر زندگان را به دوش می کشند، از این میان برخی از انسان های زنده مدعی هستند که، بر اساس مدارک و مستنداتی، افراد معدودی از گذشتگان و یا زندگان، معصوم بوده و همچنان معصوم هستند، لذا الگو برداری از ایشان را بر خود و دیگران واجب و خود را مشایعت کننده از رویه و سیره ی آنان قلمداد می نمایند.
    با این فرض، برای مشایعت صحیح ، معصومیت افراد مد نظر را می توان از دو منظرگاه کلی زیر، تعریف و بررسی نمود:
    منظرگاه اول : عصمت در مسیر(عصمت تجربی)
    فردی برای طی مسیری معلوم، از مبداء(تولد) حرکت نموده و پس از سعی و خطا های مربوط به شرایط و قوانین مسیرمستقیم، در نهایت به مقصد رسیده است. بدیهی است، فرد مذکور در انتهای مسیر، درک کاملی از نقشه راه راست و قوانین کاملا عادلانه حاکم بر حرکت دارد؛ لذا چنانچه مجددا بخواهد از آن مسیر حرکت نماید، و یا راهنمایی دیگران را در آن راه بعهده گیرد، شاید بدون هیچگونه لغزش، خطا و گناهی (عصمت) خود و دیگران را صحیح و سالم به مقصد مورد نظر، برسانید.
    منظرگاه دوم: عصمت در آغاز راه(عصمت ذاتی)
    (تبلیغ می شود)، افرادی خاص از همان آغاز و مبداء حرکت(روز تولد)، بدون این که قبلا مسیر مورد نظر را طی و تجربه نموده باشند، بدون هیچگونه لغزش، خطا و گناهی (عصمت)، به انتهای مسیر رسیده اند. اکنون ایشان می تواند با تضمین، همه همنوعان دیگر را (در صورت توسل، تبعیت و تقلید از مراجع مربوطه) صحیح و سالم هدایت و بطور مستقیم به مقصد برسانند.
    نتیجه:
    قبول منظرگاه اول برای مقام عصمت، نه تنها مورد اشکال نیست، بلکه بسیار معقول و منطقی نیز به نظر می رسد؛ ولی قبول منظرگاه دوم، جهت استثنا نمودن و تقدس بخشی به اسامی تعداد معدودی از انسان ها، علاوه بر تناقضات آشکار عقلی و استدلالی، از یک سو می تواند باعت بروز منافع مقطعی برای مدعیان شود و از سوی دیگر مفاسد گوناگونی را در بینش های متفرق جامعه بشری ایجاد نماید.
    گذشته از بررسی صحت و سقم مستندات و مدارک مربوط به ادعای «عصمت ذاتی»، بهتر است، تحقیق شود که منظور از تبلیغ و ترویج و بزرگ نمایی افراطی چنین ادعایی چیست؟
    با یک نگاه سطحی، می توان دریافت که شاید منظور طرفداران نظرگاه دوم، علاوه بر نقض صریح عقل و منطق، می تواند موارد زیر نیز باشد:
    ۱- الگو قرار دادن اندیشه، سخنان و اعمال گذشته آبا و اجدادی برای نسل کنونی و تاریخ سازی برای آیندگان.
    ۲- انحصار، محدود سازی، سرکوب و بستن راه، دیگر اندیشه ها ، طرح ها و سخنان و اعمال پویای بندگان خدا.
    ۳- یکسان سازی و ایجاد هماهنگی نظام مند اندیشه ها، سخنان و ترویج اعمال کلیشه ای برای اعضای جامعه بشری.
    ۴- بزرگ نمایی و تحمیل اندیشه ها، سخنان و اعمال گذشته آباء و اجدادی با بهانه تقدس و استثنایی بودن افراد.
    ۵- توجیه و تحمیل اندیشه ها، سخنان و اعمال فعلی خود، در پوشش اتصال به آن معصوم های مقدس و الهی.
    ۶- مسدود نمودن راه تحقیق و پژوهش پویا در زمینه خود شناسی اعضای جامعه بشری فعلی و آیندگان.
    ۷- زمینه سازی برای ترویج تفکر، وجود بی عدالتی و تبعیض الهی در بین انسان ها برای ایجاد و تشدید تفرقه.
    ۸- ایجاد زمینه یاس و نا امیدی از رحمت واسعه الهی و تلقین تحقیر و گناهکار جلوه دادن دیگران، بجز معصومین و رابطین ایشان.
    ۹- منطقی جاوه دادن اختلاف طبقاتی در سطوح مختلف هرم های قدرت، سیاست و اقتصاد و نیز مخروط علمایی و معنوی.
    ۱۰- محال و دست نیافتنی جلوه دادن، رسیدن به مقام معصومیت، برای مقلیدن و مردم عوام.
    ۱۱- سخت و بسیار دشوار و ریاضت آمیز جلوه دادن مسیر رسیدن به کمال و درک مقام جانشینی خدا در زندگی زمینی.
    ۱۲- ایجاد تسلط، احاطه، کنترل و اوامر پذیر نمودن دایمی نسل فعلی و نسل های آینده بشری (مقلد پروری برای حکومت).
    ۱۳- نقص توحید و منحصر بفرد بودن مخلوقات الهی در زمان و مکان از جمله انسان و نقض قانون عدم قطعیت.
    ۱۴- تحکیم و تثبیت تفاسیر، تعابیر، مطالب و ... توهمات و افکار مشتبه مد نظر فردی و گروهی، به منظور تحریف و اغواگری در آیات روشن الهی و روایات نقل شده از سوی پیامبران، امامان و صالحین.
    ۱۵- و....
    در پایای، به وضوح قابل تامل است که چنانچه تنها، وجود چند مورد از فهرست فوق نیز در ردیف اهداف طرفداران «معصومیت ذاتی»، حقیقت داشته باشد، شایسته تر است که عطای منافع موضعی این ادعا و منظرگاه به لقایش بخشیده شود؛ و برای درک «معصومیت در مسیر»، امر پژوهش و تحقیق پویای فردی در زمینه اصول مسلم دین حنیف اسلام و تشیع (توحید، نبوت، معاد جسمانی، عدالت و امامت) و مشایعت عملی از رویه صالحین و امامان ابراهیمی(سلام و درود بر تمامی آنان)، فدای بزرگنمایی و قداست تقلید گونه اینگونه ادعاهای اغواگر، وسوسه آمیز، تحریک کننده و مهییج، نگردد./ انشالله
    با آرزوی توفیق بر درک عمومی مقام عصمت در مسیر کمال
    ۲۵ فروردین ۱۳۹۲

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.