۸۵

مقالات / نقدتفکیک

سوالی از فلاسفه ، “جنت الذات”نوشته شده بر روی قبر آقای طباطبایی یعنی چه؟

اسفند ۱۷, ۱۳۹۰ در ۵:۴۰ ب.ظ توسط

کسانی که دانسته یا نادانسته از عقاید فلاسفه دفاع می کنند ، عقایدی مانند یکی بودن خالق ومخلوق ،قدم عالم،الشی مالم یجب لم یوجد و… ، بدانند که معنای معاد نزد فلاسفه یعنی عود و برگشت به ذات حق . مابرای این مبحث شواهدی می آوریم .یکی ازدوستان که از این مبانی فلاسفه آگاه بود گفت تا به حال به نوشته ی روی قبر آقای طباطبایی (استاد فلسفه) دقت کرده ای؟ میدانی چه نوشته شده ؟ نوشته المرتقی الی جنت الذات .که البته می گفت این جمله را آقای حسن زاده گفته که بنویسند .این همان مبنای فلاسفه است که می گویند معاد یعنی ذات ما به ذات انسانها ملحق می شود.

تصویرقبرآقای طباطبایی استاد فلسفه درحرم حضرت معصومه

برای مشاهده تصویربزرگتربه روی عکس کلیک کنید

سخن افلاطون دراین باره

افلاطون در بیان حرکت جوهرى که آن را از هراکلّیتوس گرفته، می گوید: همه چیزها متحرکند وحرکتشان یا کند است یا تند …  پس چنانکه از آغاز بحث گفته ایم درباره هیچ چیز نمی توان گفت ((هست))

((تو)) و ((این وآن)) را به یک سو نهیم و هر گونه نامی را که حاکی از ثبات و تغییرناپذیری است بی معنا بشماریم و بر وفق طبیعت از ((شونده)) و ((شده)) و ((گذرنده)) و ((دگرگون)).

سخن بگوییم  چنانکه اگر کسى سخن از ((ثابت))و((پابرجا))به میان آورد به آسانی بتوان بطلان ادعایش را مبر هن ساخته اما نه تنها یکایک موجودات باید بدین گونه سخن بگوییم بلکه این روش را باید در مورد مفهوم های کلّی مانندآدمی وسگ وانواع همه جانوران نیز به کار ببندیم”(جمهورى ۴۶۹)

حرکت فوق را افلاطون بردونوع تقسیم کرده است :

الف:حرکت درخود

ب:حرکت به سوی چیز دیگر شدن

ملّا صدرا نام آن را حرکت جوهری می گذارد سیر صعودى(نظر فلوطین) را  برآن بنا می نهد یعنی هر چیز درحال حرکت به سوی کمال مطلق (خدا) است.

مولوی این  نظّر یه را بدین صورت بیان می نماید

از جمادى مردم ونامی شدم                         وز نما مردم  ز حیوان سرزدم

مردم از حیوانی و آدم شدم                       وز ملایک من بر آرم بال وپر

                       بار دیگر  از  ملک پران شوم                    آنچه اندر وهم ناید آن  شوم

                       پس عدم گردم چون ارغنون                             گویدم انّا الیه راجعون

ملا صدرا می گوید

ملّا صدرا این سیر و سلوک را رنگی عرفانی داد  او در کتاب اسفار می گوید: ((ما بیان نمودیم که تمام موجودات جهان به سوی خداوند در حرکت هستند (در سلوک اند) و به سبب کثرت حجاب ها و تاریکی ها درک نمی کنند و این سیر بسوی خداوند در انسان ظاهر تر و واضح تر است بخصوص در انسان کامل که این سیر صعودى را می پیماید .))  «أسفار-  جلد ۹ صفحه۵۳»

ملّا صدرا نام کتاب خود را اسفار نهاده است تا بتواند سیر صعودى را بیان نماید و سیر من الخلق الی الحق۲-سیر من الحقّ فی الحق۳-سیر من الحقّ الی الخلق بالحقّ۴-سیرفی الخلق بالحقّ.(ترتیب سیر و سفر مذکور مأخوذ از صوفیه است)

لازم به ذکر است که جهان به نظر افلاطون و ارسطو ابدى است و پایان ندارد لذا معادى درکار نیست رسیدن به خدا و خدا شدن بهشت است و نرسیدن جهنم است لذا ملّا صدرا در شرح آن می گوید : وحقیقت جهنم و آنچه در آن است حقیقت دنیا وشهوات آن است.                                                           «اسفار/جلد ۹ صفحه  ۳۴۳»

ملاّصدرا می گوید: لذّات(بهشت) وألم های(جهنّم)درنفس انسان موجود خواهد بود نه در خارج از انسان”(ص۳۴ / جلد۹ /أسفار /ملاّصدرا)

نظر آقای طباطبایی

نفاد وجود الاشیاء وإنتهائها إلى أجلها لیس فناءً منها وبطلانا لها على ما نتوهمه، بل رجوعا وعودا منها إلى عنده وقد کانت نزلت من عنده، وما عند اللّه‏ باق فلم یکن إلا بسطا ثم قبضا، فاللّه‏ سبحانه یبدؤ الاشیاء بسط الرحمه، ویعیدها إلیه بقبضها وهو المعاد الموعود.  الطباطبایی، محمد حسین: تفسیر المیزان، ۱۰ / ۱۱
اینکه مى بینیم فلان موجود از بین مى رود و اجلش بسر مى آید، این سرآمدن اجل آنطور که ما مى پنداریم فنا و بطلان آن موجود نیست ، بلکه برگشتن آن به سوى خداى تعالى است ، به همان جائى که از آنجا نازل شده بود، و چون آنچه نزد خدا است باقى است ، پس این موجود نیز باقى است ، و آنچه که به نظر ما، هست و نیست شدن مى باشد در واقع بسط رحمت خداى تعالى و قبض آن است ، و این همان معاد موعود است .
لا تزال الخلقه تقع مرحله بعد مرحله، وتنال غایه بعد غایه حتى تتوقف فی غایه لا غایه بعدها، وذلک رجوعها إلى اللّه‏ سبحانه، قال تعالى “وإن إلى ربک المنتهى” الطباطبایی، محمد حسین: تفسیر المیزان، ۱۱ / ۴۲

موافقم(۰)مخالفم(۲)

برچسب‌ها, , ,

+

۸۵ دیدگاه

  1. علی

    on اسفند ۱۸, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    برهان نیوز با توجه به علاقه ی که به شما دارم ...شما احترام به علما نمی کنید ... حتما لفظ جناب "آقای طباطبایی" درست نیست باید بنویسید جناب علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه ... حتی خود آیت الله سیدان هم به این صورت عمل می کنند از علامه طبطبایی به عنوان یکی از نوادر اسلام یاد می کنند ... علاوه برآن ، هم چنین باید به جای آقای حسن زاده نوشت علامه حسن زاده آملی ادام الله ظله ... بنده با توجهه علاقه وافری که به حضرت علامه دارم خوب اشکال هم دارم به خصوص در کتاب ممدالهمم فی شرح فصوص الحکم....
    اگر اختلافی هست در مبانی علمی است و بس ... وگرنه جایگاه تقوای این عزیزان برای ما مشخص است ...
    آیت الله میرزا جواد آقا تهزانی از مخالفین سرسخت فلسفه(پیرو مکتب معارفی خراسان) می فرمودند هر موقع در نماز می گویم السلام علینا وعلی عباد الله الصالحین یاد وجود نورانی حضرت امام خمینی می افتم ...یا می فرمودند امام خمینی در عمرشان یک مکروه انجام نداده اند .

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۵۳ ب.ظ:

    سلام جناب علی
    مفهوم علامه برکسی اطلاق می شودکه برچندین علم مهارت کامل داشته باشد ایشان تنها استاد فلسفه بودند حتی مرجع تقلید که مثلادرفقه متبحرترین باشند هم نبودند حداقل ۵ کتاب اصولی یا فقهی ایشان را نام ببریدبه جز حاشیه برکفایه که اکثر علمای درجه ۲ یا ۳ دارندلقب علامه برکسی که تنها در فلسفه مهارت داردنمی توان گفت واین صفتی است که برخی شاگردان ایشان براو نهاده اند برای بالا بردن او وترویج فلسفه درحوزه علمیه ومن این کار مدیر سایت وزین برهان را تحسین می کنم که حتی القاب را هم دقت می کننداما دباره میرزا جواد آقا تهرانی هم تحقیق بیشتری کنید وشخصیت پرستی ودنبال روی از شخصیت ها انسان را از حقیقت دور می کند به جر معصومین

    موافقم(۰)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۰ ب.ظ:

    آره کاظم راست میگه
    علامه رو باید به علامه حلی و مجلسی بگید
    باید به امام خمینی بگید علامه
    که علامه حلی دوازده سالگی مجتهد بود
    که متکلم بود
    که فقیه بود
    که ....ید طولا داشت
    به مجلسی که به علوم زمان خودش اشراف داشت
    به امام دوست داشتنی ام خمینی واقعا کبیر رحمت خدا بر او باد و رضوان الله تعالی علیه
    امام خمینی رو به خودتون نچسبونید که عارف بوده و فلان
    امام مرجع تقلید بود پس فقیه بود نه عارف
    مردم امام رو به عنوان مرجع تقلید و ولی فقیه میشناختند
    درسته امام فلسفه و عرفان هم میدونست
    و حتی در این زمینه تدریس هم کرده
    و کتاب هم داره
    امام علامه بود
    که هم فقه داشت هم اصول هم کلام هم فلسفه هم عرفان
    هم سیاست هم اجتماع هم روانشناسی هم مردم شناسی
    هم علم اخلاق میدونست
    آخه شما یه عارف بیارید که مخالف حکومت ها بوده
    نداریم ما
    اما فقها از اول مخالف حکومت ها بوده اند

    موافقم(۰)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۰ ق.ظ:

    هرکه هرچی میگه که مطابق نظر شماست فوری تایید میکنیدبحث وقتی منحرف بشه همین میشه اصلا بحث چیز دیگه ای بود نه اینکه کی علامه هست کی نیست

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    با حال پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۶ ب.ظ:

    جدی میدونی امام خمینی طرفدار سرسخت فلسفه و عرفان بود ؟؟؟
    اصلاً کتاب میخونی ؟؟؟
    صحیفه ی نور رو ورق بزن ، بد نیست
    میدونی مال کیه ؟؟؟ احتمالاً ؟؟؟
    خب میگم ، مال امام خمینی ایه که طرفدارشی
    🙂

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    امام خمینی(ره)؛

    «آقای طباطبایی مرد بزرگی است و حفظ ایشان با این مقام علمی لازم است.»

    دکتر علی شریعتی؛

    «در تهران جلسات هفتگی‌ای تشکیل می‌شد با حضور پروفسور هانری کربن استاد دانشگاه سوربن و اسلام‌شناس معروف و متخصص منحصر به فرد فرهنگ شیعی در غرب، و شرکت آقای سیدمحمدحسین طباطبایی مدرس حکمت و مفسر قرآن در قم و دیگر فضلا و دانشمندان قدیم و جدید. طباطبایی گویی سقراط است که نشسته و گرداگردش را شاگردان گرفته‌اند و کربن نیز فاضل خوش ذوقی که می‌کوشد تا از این اقیانوس عظیم افکار و عواطف گونه‌ای که فرهنگ اسلام و شیعی را ساخته است، جرعه‌هایی بنوشد.»

    مقام معظم رهبری؛

    «این چشمه جوشان و فیاض دانش و عرفان و تقوای اسلامی علامه طباطبایی در راه تعلیم و تربیت شاگردانی که هر یک در عالم اسلام دانشمندی برجسته‌اند، توقیفی کم‌مانند داشته است... آیت‌الله علامه طباطبایی مجموعه‌ای از معارف و فرهنگ اسلام بود.»

    مفهوم " علامه " به هیچ عنوان به شخصیتی که تمام علم زمان خود را بلد بوده نمی گویند علامه در لغت عربی درمعنای واضح و روشنی دارد اسم تفضیل است و به معنای بسیار دانا است .
    انچه شما می فرمایید مفهوم "معلم" است برای مثال به فارابی می گویند معلم دوم چون تمامی علوم حاضر را حاذق بود .
    تشخیص علم یک شخص از مباحث اصلی فقه می باشد و بیشتر بر تحقیق از نفرات عادل می توان پی به علم شخص پی برد . تمامی علما از جمله مقام عظم رهبری آقای حسن زاده را با نام علامه یاد می کنند .
    دیگر از علامه محمد رضا حکیمی بنده در ضدیت با فلسفه در حاضر شهره و اعلم سراغ ندارم ایشان در کتب خود به مانند الهیات الهی و الهیات بشری از آقای طباطبایی به عنوان علامه و یک عالم تفکیکی یاد می کنند.
    این دوستانی که این جا حدیث حدیث می گویند آیا خودشان یک بار بحارالانوار را مطالعه کرده اند ؟ از چند حدیث از بحار را خوانده اند ؟ می دانند علامه طباطبایی قبل از نوشتن تفسیر گران سنگ المیزان ۳بار کامل بحارالانوار را مورد مطالعه قرار داده اند؟
    آیا نوشتن کتاب فقهی دلالت بر سواد می کند ؟ مرحوم علامه حکیم شیرازی فقیه مسلم ، فیلسوف مطلق یک کتاب بیشتر ندارند آن هم لطایف القرآن است !
    علامه طباطبایی از میرزای نائینی و آیت الله بروجردی اجازه اجتهاد داشته اند ، دوستان معنی اجازه اجتهاد را میدانند که از ایشان به عنوان یک فقیه یاد نمی کنند!!!
    سیدنا الاستاد آیت الله رضی شیرازی ادام الله ظله می فرمودند یکی از اخلاص های علامه طباطبایی این بود که ایشان رساله توضیح المسائل ننوشته اند .
    و درمورد علامه حسن زاده آملی بسیار معلوم است ایشان ذوالفنون هستند علاوه بر عرفان و فلسفه بر ریاضیات و طب هم مسلط هستند و درمورد تمامی اینها کتب دارند و اظهر من الشمس است .
    و اما از بند آخر جملاتتان در مورد میرزا جواد آقا تهرانی آیا نقل مطلب از یک شخ تایید آن شخص و پیروی مطلق از آن شخص است ؟ حقیقت دوران حضرات معصومین هستند اما بنده سوال دارم چه کسانی این حقیقت را درک کرده اند ؟ جز علمای ربانی ؟ اگر تشکیکی نسبت به عالم بزرگوار میرزا جواد آقا تهرانی دارید بع شنا پاسخ بدهم .
    پس معنای این حدیث مبارک از دهان قطب عالم وجود چیست ؟
    اما الحوادث الواقعه فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاهِ حَدِیثِنَا

    احترام علامه مجلسی و علامه حلی واجب است ، بلی علامه مجلسی شخصی بزرگوار بوده و به دین اسلام خدمات ارزنده ای داشته است . و همین طور علامه متکلم حلی رحمه الله علیه که در "چهارده" سالگی مجتهد شده اند.
    البته ملاک اجتهاد در ۱۴ سالگی امری بی نظیر نیست در علمای معاصر ما هم همین اتفاق افتاده است به مانند مرحوم آیت الله بهجت اعلی الله مقامه الشریف و آیا آیت الله سید صادق روحانی دامت برکاته .
    علامه مجلسی هیچ موقع بر علوم زمان خود اشراف نداشته لطفا دلیلی همراه با سند نقل کنید . علامه را اکثرا بزرگان اخباری میانه رو می دانند . البته علامه محمد رضا حکیمی و عده ای دیگر از تفکیکیان معتقدند علامه عالمی اصولی بوده است . برای مطالعه در مورداخباری یا اصولی بودن علامه محقق (به قول حضرت امام ) به کتاب علامه مجلسی اخباری یا اصولی نوشته پژهشگر فاضل آقای میانجی رجوع شود.
    بنده شخصیت علامه طبطبایی را کمتر از علامه حلی و علامه مجلسی به هیچ عنوان نمی دانم و حاضر بحث هستم آن روزهایی که هانری کربن ندای انا خود را سر می داد علامه طباطبایی توانست جلوی ایشان را بگیرند آن روزهایی که ماتریالیسم حاکمیت بر افکار و اندیشه بر دانشجویان داشتند با افکار مادی گرایانه طلبه ای به نام محمد حسین طباطبایی بود سر برآورد و پرهایی آنان را قیچی نمود. امثال احسان طبری ماتریالیسم بزرگ ایرانی را شاگردان علامه بودند که موجب اسلام آوردن او شدند .
    شاگردان علامه طباطبایی سردمداران انقلاب اسلامی هستند به مانند علامه مصباح یزدی ، علامه جوادی آملی و...
    اکثریت مراجع تقلید ما شاگرد علامه طباطبایی بوده اند ، آیت الله جعفر سبحانی ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله عزالدین زنجایی ،مرحوم منتظری ، آیت الله جوادی آملی ، آیت الله نوری همدانی ، آیت الله اردبیلی ، آِیت الله محمد صادقی تهرانی و...
    سخن بسیار است ....

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۶ ب.ظ:

    معنای ایم تفضیل فی المبالغه نه تفضیل بما هو تفضیل
    دوستان اشتباه نکنند .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۲ ق.ظ:

    مغالطه است این حرف شما
    کدام ؟
    اینکه میگویید علامه در لغت به که میگویند
    پس اگه در لغت به فرد بسیار دانا در علمی خاص میگویند پس آقای وحید و مکارم و صافی و هر کس که اصول فقه و فقه را خیلی زیاد میداند باید به او بگوییم علامه در صورتی که در تاریخ نشان داده شده که حتی به افرادی همانند آیت الله بروجردی با آن همه علم و فضل علامه گفته نشده
    اصلا لفظ علامه رو به کسی میگویند که در چند علم و نه تمام علوم بلکه در چند علم صاحب نظر و علامه باشد
    این بحث لغوی که شما گفتید مغالطه ای بیش نبود
    علامه را به خاطر فاضل و افضل بودن در یک علم به کسی نمیگویند
    درسته در لغت معنای دیگری داره اما در استعمال چیز دیگریست .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ ق.ظ:

    آره من بحار الانوار خوندم
    اصول کافی رو هم خوندم
    الانم امالی صدوق و احتجاج طبرسی آوردم میخوام بخونم
    الحیاه هم خوندم
    اتفاقا درباره ی اینکه میگویید علامه طباطبایی یا آقای جواد آملی قبل از گرانسنگ نوشتن بحارالانوار را مطالعه فرمودند کاملا درست میگویید
    اما من شما را ارجاع میدهم به آیه ی هفت آل عمران ذیل این آیه در بحث روایی علامه طباطبایی ده تا روایت آورده اند که نه تا از این راویات میگویند که واو در آیه : مایعلم تاویله الا الله و الراسخون فی العلم ...
    نه تا روایت گفته که واو در این آیه واو عطف میباشد
    اما یه دونه از این روایات به صورت غیر صریح گفته که واو استینافه علامه هم حق رو به همین یه دونه روایت داده
    خب اینجوری که روایت خوندن که فایده نداره
    اینکه تو روایت رو ارجح بدونی به قول و نظر خودت مهمه
    اینکه تاویل نکنی بدون دلیل مهمه
    مثلا آقای جوادی ذیل این آیه فرمودند چون روایات متعارض است
    اذا تعارضا تساقطا
    ساقط میشه روایت به همین سادگی
    چرا ؟
    چون ده تا روایت داریم که یه چیز میگه اما یه دونه معارض غیر صریح وجود داره به همین سادگی میگن تساقطا
    خب اینجوری که بحار خوندن کاری نداره که

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    خودت اومدی میگی فارجعوا الی رواه احادیثنا
    اصلا همه ی دعوا سر همینه که ما میگیم
    بریم سراغ روات احادیث اهل بیت علیهم السلام
    نه اینکه بریم سراغ روات احادیث سقراط و افلاطون و ارسطو و تالس و فیثاغورث و ابن عربی و فارابی و ...
    دعوا همینه که شما اشاره کردید
    ما باید در دوران غیبت بریم سراغ روات احادیث نا نا نا نا اهل البیت علیهم السلام
    نه اینکه بریم سراغ روات احادیث ابن عربی و مولوی و حلاج و بایزید و کندی و ابن رشد و فارابی و ابن سینا و ....
    روات احادیثنا
    شما نمیتونید یه دونه صحابی فیلسوف گیر بیارید
    نداریم ما چنین چیزی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۰ ب.ظ:

    احسنت،حرف حساب جواب نداره.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سلمان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    صحابی فیلسوف ؟!
    آیا شنیدید که پیامبر سلمان رو از اهل بیت خودشون دانسته اند؟ چرا؟
    فرق سلمان با باقی صحابه چه بود که چنین منفک می شد؟ علت حسادت باقی به سلمان چه بود؟ چرا پیامبر به ابوذر می گفت اگر بدانی سلمان به چه فکر می کنه ، آن را قطعه قطعه خواهی کرد؟ چرا؟
    سلمان چرا وقتی نزد فاطمه میرسه بجای دستاس کردن از فرزدان فرزندان پرستاری میکنه و وقتی بلال خدمت فاطمه میرسه ، حضرت زهرا به ایشان میگه شما بهتره دستاس کنی! اصلا چرا سلمان رفته بودند نزد حضرت؟ چرا؟
    چیزی در مورد اویس می دانید؟ اویسی که بیش از هزار نفر بود. اویسی که بوی بهشت می داد. همان عبارتی که پیامبر به حضرت زهرا هم داده اند! چرا یکی مثل اویس اینقدر عزیز می شود؟ چرا؟
    به زندگی شخصی اویس و سلمان نگاه کنید! چرا زندگی شون عادی نبود؟ چرا این دو با ابوذر و مقداد و غیره متفاوت بودند؟ چرا این دو اینقدر نور چشمی پیامبر و علی بودند؟ چرا؟
    فقه ها برای جامعه اسلامی لازم هستند ولی جای فلاسفه را نمی توانند بگیرند. همان طور که ابوذر نمی تواند جای سلمان را بگیرد. هر کدام به جای خودشان. فقیه مردم عامه را امر و نهی کند و فیلسوف اهل خرد را روشنایی بخشد. روش هدایت هر کسی فرد دارد. کسی که می خواهد نیاندیشد و ترس بهشت و جهنم دارد، خوب تقلید کند بی چون و چرا. اما کسی که می خواهد درک کند و به مقام رضا و محمود برسد، خوب باید تلاش کند و تحقیق و پوستش کنده شود و بفهمد و درک کند و از رسول باطنی اش کمک بگیرد و با عقل و اندیشه و با نگاه کردن به سیره انبیا و اولیا مسیر را پیدا کند و دست از تقلید کور کورانه بکشد.
    هر دو لازم هستند. هم فقها و فلاسفه.
    بر سر چه جدل می کنید؟ امام علی خود بیشتر از هر خردمندی ، فیلسوف تر بودند. غیر این است؟ یا امام رضا. ایشان هم همین طور. نگاهی به مباحثات ایشان بیاندازید. خود فقه برای درکش احتیاج به عقل دارد. مگر می شود عقل را کمار گذاشت!؟ عقل باعث می شود خوب و بد را حتی در ظلمت و جهل جامعه تشخیص داد. حتی برای جنگ با فلسفه و عقل ، احتیاج به فلسفه و عقل است! مگر می توان بی برهان و ادله و عقل فیلسوفی را نفی کرد؟ بیایید در کنار هم به جای جدل بر سر هیچ، به سراغ جهل برویم و آن را ریشه کن کنیم. جهل دشمن اسلام و حقیقت است و جهل است که جدایی می آورد و تخم کینه را پراکنده می کند. جهل شیطان است و عقل فرشته رحمت است برای رسیدن به حب الله.
    پاینده باشید و همیشه مانند پیامبر شاد 🙂

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۰۹ ب.ظ:

    اینکه میگید آن روز که کربن و ماتریالست ها و ...بودند علامه سر برآورد و کشت آن ها را
    قبول دارم
    حرف ما هم همینه
    که فلسفه رو ما باید برای اینجور جاها یاد بگیریم
    نه برای شناخت دین خودمون
    نه برای تفسیر دین خودمون
    نه برای تطبیق با دین خودمون
    باید فلسفه رو برای درگیری با مذاهب خارج از مکتب خودمون یاد بگیریم
    باید برای جلوگیری از مکاتب فلسفی وارداتی یاد بگیریم
    نه برای فهم بهتر دین
    که این مغالطه ی بزرگی بوده ک خودمون تئوریزه کردیم
    ابن عربی خلیفه ی زورگوی عباسی رو حکومتش رو تئوریزه میکنه
    تئوریزه کردن که کاری نداره این که فلسفه به فهم دین کمک میکنه رو هم فلاسفه در آوردن و خودشونم تئوریزه کردنش

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    آنتی برهان نیوز پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۴ ب.ظ:

    توی کاظم اینقدر بدبختی که نمی فهمی ایشون اگه از دید شما علامه نبودند، آیت الله بودنش که اظهر من الشمسه! تازه بخوره تو سرت که رضوان الله تعالی علیه و ... نگفتی! کوفتت بشه با این چرند نوشتنت، حقوق ماهیانه یا روزانه ات باید خیلی زیاد باشه که اینطور اجیرت کردن تا شب و روز بشینی به علمای واقعی بد و فحش بدی!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۰ ق.ظ:

    تو هم زیاد ادب نداری مثل اینکه آقای آنتی
    شما همونی نبودی که فحش خواهر و مادر بار ما کردی ؟ شما از علما دفاع نکن ترجیحا چون شما ذاتا ضد تبلیغ تشریف دارید بدتر آدم ها رو زده میکنید از فلسفه و عرفان و علماء

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ترس پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۴ ب.ظ:

    جدی ، جون من ؟؟؟
    خودت تا حالا یک کتاب فلسفه کامل خوندی که اینجوری علیه اش حرف میزنی ؟؟؟

    فکر نمیکنی اگه جاهلانه به بزرگی بتازی ، اون دنبا کارت گیره ؟؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ترس پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۵ ب.ظ:

    با جناب نوروی بودما

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ فروردین ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۳ ب.ظ:

    بی زحمت اثار ایشان را مرور کنید تا بر تسلط ایشان بر ۴۱علم اگاهی یابید ایشان علومی دارند که فقهای شما هم در این موارد به ایشان رجوع میکنند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۳ ق.ظ:

    ببخشیدشما از این ۴۱ علمی که نام بردید۱۰تااز اون را نام برده وحداقل رسالهی در باره آن یا حتی مقاله وکتابکی که دارند یا حداقل نام ببرید تا ماهم آشنا شویم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    sadaf پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۰ ب.ظ:

    به نظر بنده این کمال حسادت وبخل را میرساند
    البته خود مرحوم علامه بدگوئی‌ از فلسفه‌ و عرفان‌ را که‌ دو ستون‌ عظیم‌ از ارکان‌ شرع‌ مبین‌ است‌را ناشی‌ از جمود فکری‌ و خمود ذهنی‌میدانستند و می‌فرمودند: از شرّ این‌ جُهّال‌ باید بخداوند پناه‌ برد؛ اینان‌ بودند که‌ کمر رسول‌ الله‌ را شکستند.

    آنجا که‌ فرموده‌ است‌: قصَمَ ظَهْرِی‌ صِنْفَانِ: عَالِمٌ مُتَهَتِّکٌ وَ جَاهِلٌ مُتَنَسِّکٌ
    کی گفته این مرد بزرگ علامه نبوده
    مگرعلامه باید چندعلم داشته باشد
    مرحوم علامه اعلی الله مقامه الشریف
    علم تفسیروهم چنین
    درمنطق

    در ادبیات عرب
    در فقه
    در اصول
    در فلسفه
    درحدیث
    ومهمتر ازهمه علاّمۀ طباطبائی‌ هم‌ استاد در عقل‌ بود و هم‌ در قلب‌ و هم‌ در شرع‌
    وَ سَلَـٰمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا
    مقام معظم رهبری میفرمایند
    آقاى طباطبایى هم انسان کاملاً متشرّع، مواظب، دائم‌الذّکر، متعبّد، اهل تفسیر و اهل حدیث بوده؛ ومراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده که کسى بتواند آنها را انکار کند
    پس ببین باید کسی بیاد درباره مرحوم علامه نظر بده که خودش ید طولایی در این علوم داشته باشه وحداقل هم سطح خود علامه باشه
    خوب حالا که مقام معظم رهبری علمیت ایشان را تایید میکنند باز تو جای ان قلت داری؟؟؟
    پس ببینید ننوشتن کتاب دلیل بر نداشتن آن علم نیست
    زیراهممون قبول داریم که مرحوم امام فیلسوف بزرگی بودند اما کتبشان بیشترفقهی واصولی وعرفانی وحدیثی است
    وچون در فلسفه چیزی ننوشتند شما نمتوانید بگید پس عالم در فلسفه نبودند
    فتامل جیداآقا کاظم
    وهکذا آقای نوروزی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    برا تایید سخنان کاظم ونورزی میتونید به این دو آدرس برید

    http://www.mortezamotahari.com/forum/default.aspx?g=posts&m=641

    http://masontube.ir/1391/02/30/post-2096/

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ تیر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    برا تایید سخنان کاظم ونورزی میتونید به این دو آدرس برید

    http://www.mortezamotahari.com/forum/default.aspx?g=posts&m=641

    http://masontube.ir/1391/02/30/post-2096/

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    وبال الدین پاسخ در تاريخ مهر ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۸ ق.ظ:

    سلام برادر عزیز
    خیلی معذرت میخوام ولی جناب آقای طباطبایی(ره) با این هوشی که داشتند اگر میخواستند مرجع تقلید شوند خیلی از مراجع هم عصر و مراجع فعلی بالاتر بودند و حتی خیلی از آیت الله العظمی ها از پای کرسی در ایشان مرجع میشدند ولی ایشان با توجه به نیاز عصر خودشان راه دیگری را انتخاب کردند!
    بر پیامبر و خاندان پاکش صلوات

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۴ ب.ظ:

    درست می فرمایید.
    کلمه امام را نیز باید از اول آقای خمینی برداشت من هم با تو هم عقیده ام-

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    هو پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۷ ق.ظ:

    سلام برادر
    شما هم خوشی ها!
    اومدی داری کیا رو نصیحت میکنی؟!
    انسانهای بی تقوایی که منتظر یک بهانه اند تا علیه اولیای خدا بتازند، شما اینها رو نصیحت میکنی که چرا "علامه" ننوشتند؟!

    بنظرم اصلا دیگه با اینها بحث نکن و نظر نده، بی خودی فقط سایتشون پر بازدید میشه و فکر میکنن کارشون گرفته!
    علی علی...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۶ ق.ظ:

    صحیح فرمودید ...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    بنده خدا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۵ ق.ظ:

    خوبه هر چند دیر ولی به این نتیجه درست رسیدید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۵ ب.ظ:

    خیلی برام جالبه

    این ها از امام خمینی حرفی نمی زنند
    با اینکه امام خمینی هم فیلسوف بود و هم عارف

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    دوستدار حکیم فرزانه، علامه طباطبایی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۱ ب.ظ:

    بابا اینها خیلی شادند

    مشخصه که خیلی روزنامه میخونند ، فکر کردند فلسفه خوندن هم مثل روزنامه خوندنه که با نقل قول ازش سند بزنند
    🙂

    فلسفه ی غرب رو به این راحتی ها نمیشه فهمید ، اون وقت میان از فلسفه ی اسلامی که حاصل تلاش ۱۲۰۰ ساله ی بزرگان اندیشه است ، با چند تا نقل قول ، رد میکنند

    خداییش با این نحوه ی برخورد ، قرآن هزار باره رد شده
    میخواین چند تا جمله از قرآن بگم ، بعد همه بگین تناقض ، پس غلطه؟؟؟

    خب همه زودی میگید که باید قرآن رو همش رو خوند ، باید بحث کرد ، دلیل آورد و اینا

    منم قبول دارم

    فلسفه هم به عنوان یک بحث اندیشه ای همینجوریه

    نیاز به بحث داره ، مقدمات میخواد

    همینجوری ، گتره ای نمیشه که ردش کرد
    🙂

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدنوروزی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۴ ب.ظ:

    آقای دوست علامه طباطبایی
    شما شخصیت زده هستید و گیر کردید توی این داستان های تاریخی
    مگه همین علم هزار و چهارصد ساله نبود که میگفت زمین صافه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد گالیله که اومد گفت زمین گرده مگه همین علمای مورد اندیشه و اندیشمند شما نبودند که گفتند کافر است ؟؟؟؟؟؟؟
    چی میگی واسه خودت ؟
    کدوم اندیشه ؟
    کدوم علم؟
    فلسفه که علم نیست که تاریخ داشته باشه
    این تاریخ فلسفه هم یه بازی که در آوردند
    و گرنه سیر تاریخی یعنی یه چیزی امتداد داشته باشه
    سیر تاریخی فلسفه اسلامی اینه :
    مشاء کندی و فارابی و ابن سینا که اومد گفت روش صحیح همان تعقل است و فلسفه ی واقعی هم همین مشاء است که همان فلسفه ی ارسطو است
    اشراق سهروردی اومد گفت نه بابا تعقل نیست شهود است
    شهود استدلالی رو مطرح کرد
    فیلسوف و عارف غربی ابن عربی اومد گفت : کلا شهود خالی است و عرفان است فلسفه یعنی همان عرفان
    راه درست همان عرفان است
    ملاصدرا اومد گفت نه همه درست میگند
    راه درست مخلوطی از شهود و کشف و عقل و دلیل و برهان و مغلطه و ...است
    در تمام این مدت از اسحاق کندی و تناقض القرآنش که امام هادی علیه السلام باهاش درگیر شد تا زمان ملاصدرا
    یه عده ای بودند به عنوان فقیه و متلکم که با این داستان ها در گیر بودند که زمان ملاصدرا علامه مجلسی بود و حتی پسر ملاصدرا باباش رو قبول نداره و میگه فلسفه شر و وره ...
    ملاصدرا اومد گفت حالا که شما هم هستید
    شما هم بازی
    مخلوطی درست کرد از فقیه و فیلسوف و عارف و متکلم و مشاء و اشراق و سقراط و افلاطون و ارسطو و ....مجلسی هم بازی داد و همه رو وارد بازی کرد یه معجون درست کرد به نام حکمت متعالیه
    گذشت و گذشت و این سیر تفکر فلسفی ادامه داشت
    تا مکتب چهار ظهور کرد و الان اگه شما واقعا تاریخ فلسفه ی اسلامی رو باور داشته باشید باید تفکیکی باشید
    مکتب چهارم توی فلسفه تفکیک بود
    که داعیه ی فلسفی اش این بود
    که ما علاوه بر عقل و شهود باید چیزی فراتر از این ها هم داشته باشیم
    به نام
    وحی
    و مکتب تفکیک وحی رو وارد فلسفه به این معنا کرد
    و قائل شد که باید مشاء و عرفان و اشراق سره فهمی بشه و ناب فهمی بشه و باز اندیشی بشه و درست فهمیده بشه
    نه اینکه اشراق رو بچسبونی به مشاء و بگی هر دو یه چی میگفتند و کلام رو بچسبونی به عرفان
    پس اگه شما شخصیت زده هم باشی قاعدتا طبق تاریخ فلسفه ی اسلامی شما الان باید تفکیکی باشید
    چون تفکیک رو هفت هشت ده تا فیلسوف و عارف و عرفای نامدار زمان درست کرده اند
    میرزا مهدی اصفهانی که بنیان گذار تفکیک در عصر حاضر بود استاد امام خمینی رحمت الله میباشد
    پس شما که ادعا میکنید که تاریخ و هزار و چهارصد سال و فلان
    الان جدیدتر مکتب فلسفه ی اسلامی مکتب تفکیکه
    بپذیریدش
    اگه راست میگید
    چون حتی برخی بزرگان به غلط یا درست قائل هستند
    حرف هایی که تفکیک میگه همان فلسفه و عرفانه فقط وحیش بیشتر شده وحی هم بهش اضافه شده

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    آنتی صوفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۳۲ ب.ظ:

    علی جان آنقدر که رو القاب شخصیتها حساسیت دارید روی اصل مطلب حساس هستید؟؟؟!! اینقدر که لفظ علامه برایتان مهم است توحید مهم است؟؟؟نگران نیستید که تعابیر جنت الذات و ...کفر است و خلاف توحید اهل بیت علیهم السلام؟؟؟
    راستی در مورد همین القاب آیا حساسیتی که به القاب شخصیتهای غیر معصوم دارید نسبت به معصومین هم دارید؟؟!!!
    ضمنا می دانید حسن زاده آملی که اسوه اخلاقش می دانند! در کتاب پندهای حکیمانه با نقل قصه ای از ملکی تبریزی، طلبه ای را به صرف مخالف با وحدت وجود ـ کنایه از همه مخالفان وحدت وجود ـ صریحا با لفظ "خر" خطاب می کنند؟؟؟!!!
    آیا اخلاق فقط به نفع شیفتگان فلسفه و عرفان یونانی و هندی باید باشد یا مخالفانشان را هم باید در برگیرد؟؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سلام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۸ ق.ظ:

    به نام خدا
    سلام علیکم
    دوست محترم
    آیا تعبیر جنت الذات کفر است!؟! شما یک دلیل آوردید که این تعبیر کفر است؟!! یا چهارتا کپی پیست از حرفهای فلاسفه بی ربط و با ربط سر هم کردید که هیچ ربطی هم به جنت ذات نداشت؟!!! آایا آقای طباطبایی همه حرفهای ملاصدرا و افلاطون و ارسطو را قبول دارد؟ آیا ملاصدرا همه حرفهای افلاطون و ارسطو را قبول داشت؟ آیا ارسطو همه حرفهای افلاطون را قبول داشت؟ اصلا می دانی فلسفه چیست؟
    شما از آقای طباطبایی پرسیدی این جنت ذات یعنی چی؟ از آقای حسن زاده پرسیدی جنت ذات یعنی چی؟!!! چون لفظ «جنت ذات» تا حالا به گوشتان نخورده، پس کفر است؟!! خلاف توحید اهل بیت است؟ شما توحید اهل بیت را فهمیدی؟؟!! شما فهمیدی «هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن» یعنی چی؟ فهمیدی «الله الصمد» یعنی چی؟ اتهام کفرگویی به آقای طباطبایی بدتر است، یا عنوان «خر» برای یک طلبه؟ بئس الاسم الفسوق بعد الایمان.
    و السلام علی من اتبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۳ ق.ظ:

    باسلام خدمت شما

    اولا: کجاما گفتیم کفر است این تعبیر خودتان است که کفررابرداشت کردید که شاید آن فطرت پاک شما این را فهمید ولی تعصب شما نسبت به اشخاص نمی گذارد حق را بفهمید
    ثانیا: متاسفانه شما هیچ سخن مخالفان فلسفه را نخواندید که اینگونه حمله می کنید لااقل یک مقدار سخن مخالفان ومطالب وکتب آنها واستدلال های آنان را بخوان بعد شما که اینهمه دلیل واستدلال می کنید با استدلال جواب بدهید دریغ از پاسخ منطقی جز همان حرفهای همیشگی که فلاسفه می گویند شما نمی فهمید، شما فلسفه نخواندید، به آقای فلانی انتقاد می کنید

    واقعا یک سوال ما اینگونه شما را بر آشفت اگر کافری از شما سوال کند چه می گویید ؟این که شیعه ای سوال کرد اینگونه جواب را می دهید این است استدلالتان
    بررسی مغالطه همیشگی فلاسفه مبنی برمساوی بودن تفلسف وتعقل

    http://www.borhannews.com/news/?p=1418
    http://www.borhannews.com/news/?p=1675

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. ناشناس

    on اسفند ۱۸, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    با سلام.

    علامه طباطبایی رضوان الله علیه هم فقیه بود و هم حدیث شناس بود وهم فیلسوف بود وهم عارف بود در هر دو بعد نظری و عملی بر خلاف برخی از عالم نما ها که حداقل به انچه در برخی موارد می گویند خودشان عمل نمی کنند،هلامه طباطبایی جامع علوم بود و حالا چون مرجع نبود دال بر رجحان دیگران نیست...

    به نظر حقیر کسی که مرجع شود ممکن است حتی در مراتب ایمان یک پله هم صعود نکند چون صرف داشتن یک سری تصورات ذهنی انسان را به مقامات عالیه نمی رساند ،همه فقه تازه مقدمه رسیدن به اخلاق است و تازه خود اخلاق مقدمه توحید....

    بیشتر احتیاط کنید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۲ ب.ظ:

    جناب کاظم کاملا درست گفتنداولا شما به جای جواب بحث را به انحرافف بردید اگر درفقه وحدیث خیلی میدانست ۵ کتاب دراین مورد بیاوریدبه نظر من هم اگر حاشیه بر کفایه هم زده کفایه خیلی از مطالبش به اذعان بسیاری از فقها فلسفی است حتی آخوند جبررا نتوانست رد کند
    ثانیابحث ما همینجا است که آیااینهایی که فلاسفه می خوانند ومعاد را عود به ذات میدانند اخلاق وتوحید است اونوقت شما می گید اخلاق وتو حید داشت این توحیدی که وحدت وجود ومعادش عود به جنت الذات است را هیچگاه فقها ومتکلمین امامیه نمی پذیرند وانها با همان اطلاعات خودشان عارف ترند
    از برهان نیوز هم کمال تشکر دارم که با شجاعت اطلاع رسانی می کنند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۸:۵۸ ق.ظ:

    جناب عبدالله.

    حضرت عالی که اصلا الفبای افکار ایشان را هم نمی دانید بهتر است لب ببندید،ایشان معاد را عود ابدان به ارواح می دانند که در قران نیز چنین شاهدی هست ،در حالی که دیگران عود ارواح به ابدان...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    عبدالله پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۵۹ ب.ظ:

    مثل اینکه جت الذات روی قبررا فراموش کردی مبنای فلاسفه این است شما با افکارشیعی نمی توانید افکار فلاسفه را درک کنید نه من

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۴:۴۶ ب.ظ:

    شما حتی نمی دانید فلسفه چیست وگرنه عرفان و فلسفه بهتر از بنده وشما می دانند تمام خصوصیات و احکام دانی و امکانی در مرتبع ذات اصلا ممتنع است واین همان چیزی است که گفته می شود خالق از مخلوق جداست،این جدایی ،جدایی صفتی و مرتبه ای و یا کمالی است نه عزلی....تمام مراتب مادن با همه ویژگیهای خود در مرتبه ذات ممتنع است...همانطور که مرتبه حسی در مرتبه عقل ممتنع است ...این یک اصل فلسفی و عرفانی است حالا شما ببین این جنت الذات کجای این امر خوابیده است....

    بدبختی این است که شما حتی یک صفحه هم فلسفه تفهم نکرده اید انوقت مناقشه هم می کنید..

    یاحق

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ ق.ظ:

    عبد الله جان خیلی بی ادبانه و غیر علمی حرف میزنید شما
    حق ندارید به همدیگه توهین کنید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۷ ب.ظ:

    وقتی پف یوزی مثل نوروزی بیاد بگه بی ادبانه حرف میزنی باید به ریش صاحب وبلاگ خندید!
    این عوضی ها به همه علمای اصیل اسلام بد و بیراه میگن اونوقت اینطوری صحبت کردن خیلی مضحکه.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۹ ق.ظ:

    پفیوز ترین آدم های تاریخ فلاسفه بوده اند
    دکتر علی شریعتی
    آره منم یه فیلسوفم پفیوزم
    علامه طباطبایی هم فیلسوف بود
    بقیه هم که شما میگید ....
    در مورد این بی ادب هم من به عبدالله نگفتم بی ادب بلکه منظورم ناشناس بوده که گفته بود ...
    منم تا حالا یه دونه بی ادبی به کسی نکردم
    سند بیارید
    نوشته هام هست دیگه
    مگه نمیگید نوروزی بی ادبه
    خب یه دونه سند بیارید ؟؟؟؟
    مگه نمیگید برهان نیوز داره به علما توهین میکنه
    مگه مارکسیست ها همین کار رو نکردند ؟
    مگه مطهری رو نکشتند ؟ مگه ...
    خب علامه طباطبایی چی کار کرد ؟
    جلوشون وایساد و اصول فلسفه ونقد مارکسیسم نوشت
    خب شما هم بنویسید اگه سوادش رو دارید نقد علمی بکنید برهان نیوز رو
    من خیلی خوشحالم که بهم میگید پفیوز
    چون میبینم که عصبانی هستید
    ای آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر
    شهید بهشتی
    فلسفه و عرفان هم یک رویکرد استعماری هست
    من بازم تاکید میکنم کسی با خواندن فلسفه مخالف نیست با دگم شدن در فلسفه و دین معرفی کردن فلسفه مخالفیم
    ما با فلسفه مخالف نیستیم
    اینکه غرویان میاد توی تلویزیون میگه فلسفه همون دینه
    اون که میاد میگه امام رضا علیه السلام فیلسوف بوده
    اینا مورد بحثه
    اینا دعوا رو ایجاد میکنه
    ولی عرفان کلا استعماریه
    حالا به فرض که برهان نیوز به من پول میده روزی نیم ساعت بیام حال شماها رو بگیرم
    خب ببینم من بیشتر سود میکنم که هم پولم رو میگیرم هم آخرتم رو آباد میکنم
    هم دنیام آباد میشه به فرض اینکه شما راست بگید و من از برهان نیوز پول بگیرم
    و اما شما چی ؟
    به خاطر دفاع از یه سری تعصبات قومی و قبیله ای و جاهلانه و آدم پرستی مدرن صبح تا شب میشینید پای حرف های من و امثال من و میشینید بحث میکنید
    دنیاتون که هدر میره
    آخرتم ندارید چون بدون دلیل و برهان نشستید از یه عده آدم ان شاءالله خوب
    و نه اصلا آدم خیلی خوب دفاع کردید
    خب آیا هر آدم خوبی لزوما حرف درست و خوب هم میزنه ؟
    هر کس اصول فقه رو درست خونده باشه
    و قدرت استنباط از متن رو دریافته باشه یک درصد هم جذب عرفان نمیشه
    مثلا یارو اومده میگه
    کربلا
    یعنی کرب و بلا
    کاف یعنی مثل مانند
    و رب هم یعنی پروردگار
    ب هم با زائده است
    لا هم یعنی لا
    پس کربلا یعنی مثل پروردگار لا
    خب دری وری ها چیه ؟؟؟؟
    کدوم اصولی ای اینو میپذیره ؟
    مزخرفات رو اسمش رو دین میذارن
    خب آقا ما میگیم از متن اینا بر نمیاد
    شما تاویل میکنید ؟
    اگه شما تاویل میکنید همین علامه طباطبایی که سرش دعواست میگه
    ما یعلم تاویله الا الله
    حتی راسخون در علم هم میگه نمیدونند تاویل قرآن رو
    چطور عرفا تاویل قرآن رو میدونند ؟
    برید ببینید ذیل آیه ی هفت آل عمران
    المیزان میگه تاویل قرآن رو فقط خدا میدونه فقط و رسول
    یعنی تاویل قرآن فقط با حدیث و آیه و روایت جایزه
    خب اینا رو علامه میگه
    پس چرا عرفا میان تاویل میکنند متن رو ؟
    بدون دلیل
    فرعون میگه انا ربکم الاعلی
    من پروردگار عالی رتبه ی شما هستم
    ابن عربی میگه :
    اینجا فرعون حالت حلاج بهش دست داده بوده یه لحظه شطحیات گفته در حالت سکر و مستی بوده
    خب این دری وری ها از آیه در نمیاد
    ابن عربی سنی مذهب رو ما به زور شیعه میکنیم که حرفاش درست بشه
    اما سنی هست این آدم
    پیشنهاد میکنم کتاب جعفر مرتضی عاملی رو بخونید ابن عربی سنی متعصب
    من دو سه تا پست درباره ی ابن عربی حرف زدم توی وبلاگم هر کس علاقه منده بخونه
    هر چند فحش خواهید داد که چرا یه آدمی رو که شما بتش کرده اید و میپرستید رو من نقد کردم و گفتم شیعه نبوده و سنی بوده
    خب باشه فحش بدید
    این فحش ها که شما میدید ابن عربی رو شیعه نمیکنه
    اینقدر قرینه در گفتار ابن عربی هست که به تواتر میرسه قرائن که شما یقین کنید این بابا سنی بوده

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سلمان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۴ ق.ظ:

    محمد نورزوی جان! عزیز دل 🙂
    ابن عربی سنی بوده و عرفان رو هم به تقلید از ایرانی ها برداشت کرده. اصلا عرفان از ایران و هند برداشت شده و در تمام دنیا و حتی اسلام سرایت کرده. این رو تاریخ میگه نه من:)
    از این که با تعصب حرف نمی زنید و اهل تعقل هستید لذت بردم. از این که از برهان و ادله استفاده می کنید لذت بردم. از اینکه فلسفه رو می شناسید لذت بردم. خوب هم می دانید برای رد عقل و فسلفه چاره ای جز تمسک جستن به خودش نیست، چون وقتی حدیث و آیه ای را هم مرجع قرار می دهیم، داریم از عقل و برهان و ادله استفاده می کنیم. یعنی روش فلسفی. پس فلسفه باطل نیست مگر این که بگیم اندیشیدن باطل هستش. خوب نمی گیم به یقیین. به خاطر همین هم هست که آمده: یک لحظه تفکر برتر از هزار سال عبادت کردن هست. و اینجاست که سلمان و اویس شاخص تر از همه صحابه می شوند!
    همه ما می دانیم که قرآن تاویل و تفسیرش به معنای واقعی تنها می تواند به دست پیامبر و انبیا اتفاق بیافتد. اما خوب این کتاب ، کتاب راهنماست و کتاب خرد و علم است. کتاب رحمته و راهنما. کتابی است که با تک تک بشر از ازل تا ابد در سخن است، نه فقط با پیامبر اعظم. این کتاب برای هدایت تمام بشر بکار میرود و آیات آن نسبت به فهم هر کسی، پیامی دارد که آن پیام و راهنمایی از چشم باقی بشر پنهان است. تا آنجا که خداوند به صراحت در مورد بعضی آیات می گوید رمزی است ما بین من و رسول. چرا در مورد باقی آیات چنین چیزی نمی فرمایند. اگر عرب بادیه نشین شهوت پرستی هستید ، شما رو به بهشتی هدایت می کند که در آن زنان چنان و چنانی دارد. و اگر مانند سلمان اهل خرداید، خداوند می فرماید که من برای شما کافی ام. هر کس به قدر توان و عقلش از این اقیانوس بی کران می نوشد. یکی فقط آیات عذاب را می بیند و یکی فقط آیات رحمت. فلسفه وسیله است برای رسیدن. نه هدف! 🙂
    هر فقیهی قبل از اینکه مرجع بشود، باید ابتدا به اجتهاد برسد. اجتهاد یعنی چه؟ غیر درک و تعقل و دریافت شخصی از دین است. به یقین تقلید نیست. چون وقتی به اجتهاد میرسید، تقلید بر شما حرام می شود. یعنی خودت باید برسی. خودت باید درک کنی. خودت باید تعقل کنی. خودت باید تحقیق کنی. خودت باید به حدیث و آیات رجوع کنی و احکام را بیرون بکشی. بی هیچ مدد غیبی ای. بی هیچ کمک بیرونی ای. تو هستی و آیات و روایات. تو هستی و دوزخ و بهشت. تو هستی و دوزخ و بهشت مردمی که به تو از فردا تقلید می کنند. چقدر خوب ناک است این اجتهاد و مرجع بودن. وای و وای. از لبه تیز پل صراط هم تیز تر است. به خاطر همین است که اختلاف فقهی بسیاری بین علما وجود دارد. به خاطر همین است که یکی پس از اجتهاد مانند علامه طباطبایی و حکیم دینانی به سمت فلسفه میروند و به شاگردان خود از همان ابتدا می گویند که بخوان و درک کن و در هر مسئله ای اندیشه کن و نظر تمامی عرفا و فقها و فلاسفه و حتی مردم کوچه بازار را بشنو تعقل کن. خوب یکی شجاع است مانند اما و با آنکه فیلسوف است و عارف، مرجع می شود و خدایش هم بیامرزد که هم در نظر پیش رو بودند و هم در عمل. شما اگر اهل فقهی فقط ، خوب به فقه بپردازد و ان شااله هم خداوند سینه ات را شرح دهد چون موسی و خضری را ببینی در زندگی ات تا ندانسته هات را جبران کند و چشمت را به افق حقیقت روشن نماید. ان شاله.
    پاینده باشی و پیروز عزیز 🙂

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. او

    on اسفند ۲۱, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    به به
    خدا حفظ کند علامه ذوالفنون حسن زاده را که چنین متن زیبایی را آماده کرده برای قبر علامه طبابایی...
    تا کور شود هر آنکه نتواند دید....

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. عباس

    on اسفند ۲۱, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    از بی ادبیها تعجب میکنم محیط علمی و فحش واقعا عجیبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    هو پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۵ ق.ظ:

    سلام تعجب نداره که
    همیشه بعضی مخالفین فلسفه و عرفان، از بی ادبی و لعانی و فحاشی استفاده کردند!
    تازه هنوز باطن خودشونو رو نکردند، هنوز بالقوه اند تا بالفعل بشند مونده
    علی علی...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی مربوب پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۴۲ ب.ظ:

    سلام علیکما. البته من کمی محتاط تر به ایشان نگاه می کنم این مؤمنین ته دلشان سوء نیت ندارند بندگان خدا توسط افرادی که در رأس قرار دارند مورد تغذیه قرار می گیرند. رؤسایی که بی تقوایی می کنند و با وجود این که می فهمند نمی فهمند ولی اظهار نظر کرده و حدود شرعی را زیر پا گذاشته عده ای طلبه و دانش پژوه پاک سیرت را به سوی دوزخ راهنمایی می کنند. ای کاش کمی اهل تقوی بودند. افسوس.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. محمد کاظم

    on اسفند ۲۲, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    سلام...استاد حسن زاده را هر چه می توانید بت کنید و در میان مردم جار بزنید که او اعلم دوران است ....باشد این کارها را بکنید ....اما با خواندن کتاب های ایشان چیزی دستگیر مردم زمانه نمی شود ....آثاری که ابتدایی ترین نیاز دین یعنی توحید را واژگونه و آمیخته با کفر وحدت وجود به خورد مردم می دهد ....علمای شریف شیعه نیز تا امروز با ایشان و امثال ایشان مسامحه کردند وو آن هم فقط به خاطر مردمی که چیزی در مورد این مسائل نمی دانند تا تفرقه به وجود نیاید...نکند که دشمن از این نظر ها سو استفاده زیادی بکند...اما اگر قرار باشد اصل توحید را که حضرت اباعبدالله(ع) برای آن خون خود و اهل بیت و یاران خود را فدا نمودند ...با نام علامه ها و ذوالفنون ها (به قول شما ) بتراشند و نابود کنند ....وظیفه جز این نیست که نه تنها نام علامه بر ان ها نگذاریم بلکه از ان ها با تعبیر گمراه یاد کنیم مبادا این ایتام ال محمد بیچاره به دام حرف های منحرف اینان بیفتند...(از سروران نویسنده سایت نهایت تشکر را دارم ...اجرکم عند الله )

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۳ ب.ظ:

    کی شود دریا زپوز سگ نجس
    کی شود خورشید ز پوف منتمس

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    بابایی پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۸ ب.ظ:

    بابا جان

    الکی فحش نده

    برو بخون ، یاد بگیر ، بعد آگاهانه ایراد بگیر ،نه نخونده بیا حرف بزن
    اول اندیشه ، بعد حرف

    کتاب معرفت نفس ایشون رو یکبار باز کن ، یک جلدش رو بخون ، بعد بگو چرنده
    تازه این ساده ترین کتاب ایشونه
    خیلی هم توحیدیه
    نخونده حرف زدن که هر بیسوادی میشه دانشمند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. مهدی

    on اسفند ۲۵, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    با سلام و خسته و نباشید
    ان شاء ا... که هدفتان از مطالبی که ارائه می دهید انتشار اسلام ناب باشد نه کینه توزی
    اخلاقی اسلامی اقتضا می کند حداقل مخالف خود را با نیکی یاد کنید،شما حتی از بردن نام آیت الله برای این بزرگواران امتنا می کنید.
    یک سوال: میشه بفرمایید حضرات و آقایان بزرگوار مخالف فلسفه تا حالا چه خدمتی به اسلام کرده اند و تا حلا کجا بودند.اول انقلاب که مبارزه با مارکسیست ها و ... بود که تمام بار بر دوش فلاسفه بزرگوار مثل علامه طباطبایی و مطهری و مصباح و ... بود.الان هم همینطوره در بحث با ادیان دیگر،تحریفات و اعتقادات مختلف دینی و سیاسی و ... فقط فلاسفه(علامه طباطبایی،جعفری،مصباح،جوادی آملی،مطهری و ...) هستند که با عقاید باطل غرب رو به رو شدند و از فرهنگ و اعتقادات غنی اسلام دفاع کردند.شما به غیر از اینکه به چند مسئله(مثل وحدت وجود) از بین این همه مطالبی که فلاسفه در زمینه های مختلف بیان داشتند،اشکلال وارد کنید چه خدمتی انجام داده اید؟
    پیروزی انقلاب و ایستادگی تئوریک و منطقی در مقابل استکبار فلاسفه و عرفا بر عهده داشتند که در راس آنها حضرت امام(ره) قرار دارند.تاکید مقام معظم رهبری بر گسترش فلسفه هم خود جواب محکمی است بر مخالفین فلسفه.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی مربوب پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    سلام دوست عزیر علاوه بر فرمایشات شما اضافه می کنم در همین وحدت وجود هم هنوز نتوانسته اند آن را تصور کنند و فهم کج خود را به عرفاء عظام نسبت داده و مرتکب تهمت و بهتان می شوند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    فلسفه یعنی تعقل محض پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۱ ب.ظ:

    موافق ام شدید

    مقدمات بحث رو اصلا رعایت نمیکنند ، بعد میان رد میکنند

    اصالت وجود ، تشکیک وجود ، درک صحیح وجود ذهنی ، وجود رابط ، علت و معلول

    بعد تازه کمی وحدت وجود

    آخه مخالفین عزیز ، خوندید اینها رو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدنوروزی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۹ ب.ظ:

    آقای فلسفه یعنی تعقل محض
    منم همین رو دارم میگم
    ما هم همین رو میگیم
    میگیم تعقل محض یعنی مشاء
    تعقل محض
    یعنی فلسفه ی ابن سینا
    مشاء تعقل محض بود
    اون چیزی که ملاصدرا درست کرده
    آشه شله قلمکاره
    هم فلسفه است
    هم عرفانه
    هم کلامه
    هم حدیثه
    هم شهوده
    هم ابن عربیه
    هم اشراقه
    هم سیناست
    هم میناست
    آقا صدرای شما فیلسوف نبوده
    فلسفه یعنی تعقل محض نیست
    اگه فلسفه تعقل محضه و تو قبول داری اینو
    پس چرا دم به دم
    همش
    میاید و میگید تو چند تا کتاب خوندی ؟؟؟
    تعقل محض مگه خوندنیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من نشستم توی خونه تعقل محض کردم
    و رسیدم به مخالفت با فلسفه ی موجود اسلامی
    به جدایی و افتراقش از اسلام و دین
    تعقل کردم
    فیلسوفم
    تعقل کردم که فلسفه ی موجود و عرفان موجود شر و ور و دری وریه
    دروغ و شست و شوی مغزیه
    فلاسفه شیاد ترین آدم های روزگارند
    اساتید من به دروغ
    میان سر کلاس حرف هایی رو میزنند
    استاد اومده امروز سر کلاس میگه
    ابن عربی سنیه
    سنی
    سنی
    اما خب یاد بگیرید
    همه چیز رو یاد بگیرید باب علم رو به روی خودتون نبندید
    رفتم میگم استاد
    میشه من بیام مکتب تفکیک رو کنفرانس بدم ؟
    میگه نه نه اون خوب نیست
    گفتم مگه نمیگید باب علم رو به روی خودم نبندم ؟ خب برم تفکیک هم یاد بگیرم دیگه ؟؟؟؟؟؟؟ نه نه نه اون خوب نیست
    همش دروغ میگید
    کلاش و شیاد و دروغگو
    مغز جوون ها رو شست و شو میدید
    مگه نمیگید اطلبوا العلم ولوا من عند ابن عربی سنی متعصب منافق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس چرا نمیذارید من برم علمم رو از مهدی نصیری یا محمد رضا حکیمی یا حسن میلانی یا سیدان یا ....بگیرم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چه ترسی دارید ؟؟؟؟؟؟
    به فرض که اونا منافقند
    مگه ابن عربی رو با همین روایات اطلبوالعلم توی مغز ما فرو نمیکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا اینقدر دروغ ؟؟؟؟
    چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    کی رو گول میزنید ؟؟؟؟؟؟؟
    مگه نمیگید فلسفه یعنی اندیشیدن و تعقل ؟؟؟
    پس چرا من رو متهم به فلسفه ناخواندگی میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پس معلوم میشه فلسفه چیزی به جز تعقل صرف است به جز تعقل محض است
    چون من نشستم تعقل محض کردم اما شما بهم میگید کتاب نخوندی
    مشاء نخوندی
    اسفار نخوندی
    معرفت نفس حسن زاده نخوندی
    من تعقل کردم
    پس معلوم میشه
    اسفار و مشاء و کذا
    تعقل محض نیست
    چیزی است که شاید تعقلات برخی افراد هم توی آن موجود باشد
    دروغ نگید
    جوونای مردم رو گول نزنید
    بس کنید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. مهدی مربوب

    on اسفند ۲۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم
    روزی خواهد رسید که فهم عمومی جامعه ( حتی بقال ها) بقدری بالا رود که همه متوجه شوند توحید حقیقی توحیدی است که امیر المؤمنین علیه السلام فرموده اند: أَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَا شَیْ‏ءَ دُونَکَ ( بحار ۹۴/ ۱۷۸) یعنی و تو (خداوند متعال) درون همه ی عالمی ( باطن به معنی درون می باشد و با توجه به حذف متعلق و الف و لام جنس مفید عمومیت و حصر می باشد) پس هیچ چیزی وراء و غیز از تو نیست (دون: و هو المغایر مع التسفل مراجعه شود به التحقیق فی کلمات القرآن)
    و روزی خواهد رسید که این فهم عمومی شکل می گیرد که کلام خداوند متعال را نباید با فهم کوچه بازاری خود تغییر دهیم، باید ملتزم به ظواهر قرآن (چه حقیقت و چه مجازی که دارای قرینه ی واضحی است) باشیم و مانند برخی مؤمنین بی دقت إنا لله و انا الیه راجعون را به انا الی محکمه عدل الله تأویل نبریم، مضمومی که دها بار در قران کریم تکرار شده و آبی از هر گونه تخصیص است. اگر معنی آیه را نمی فهیم و یا با عقائدی که از طفولیت با آنها بزرگ شده ایم سازگار نیست یا به فکر تغییر عقیده باشیم و یا دست کم سکوت کنیم. لا أدری نصف العلم
    و قطعاً روزی خواهد آمد که امام زمان علیه السلام عذر برخی از متشرعه را می خواهند که چرا وقتی کلامات علماء را نمی فهمید آنها را نقد کرده و به تکفیر ایشان می پردازید. چرا مانع شدید برخی از نفوس که توانایی فهم این قبیل حرفها را دارند از این مطالب دور شوند.
    بنده طلبه ای تفکیکی بوده ام سالها در مشهد الرضا علیه السلام در مدرسه ی مخالفین سرسخت حکما و عرفا درس خواندم لکن فهمیدم معارف اهل بیت علیهم السلام در دامن حکما و عرفا است و تفکیکیان جز خطابه و تعصب گرایی راهبردی ندارند.
    ای اهل فضل از این بنده ی حقیر یک نصیحت را بشنوید خود تأمل کنید اگر صحیح بود بدان عمل کنید. هر گاه حرفی را در این سایت یا هر جایی بر علیه حکماء و عرفاء خواندید یا فایل صوتی تقطیع شده ای را شنیدید حتماً شخص خودتان آن کلام را به یک حکیم یا عارف معتقد به آن حرف عرضه کنید و نظر او را جویا شوید. حقیر از مخالفین سرسخت وحدت وجود بودم در زمان تحصیل دروس سطح بر علیه آن برهان می آوردم. لکن بعد ها با مراجعه ی اتفاقی به استادی فلسفه و عرفان خوانده در یافتم وحدت وجود زمین تا آسمان با آنچه اساتید تفکیکی من به من تعلیم داده بودند تفاوت داشت. این قبیل اراجیفی که به خورد من و شما می دهند ( خالق و مخلوق یکی است، خداوند از دیدگاه عرفا جسمانی است و ... ) صرفاً ساخته ی ذهن جمعی بی دقت و متعصب است البته تعصبی که ریشه در عواطف کنترل نشده نسبت به اهل بیت علهم السلام است. بنده با تمام وجود معتقد به وحدت وجود هستم و اعلام می دارم نه در و نه دیوار خدا نیستند گر چه با او عینیت دارند زیرا خداوند متعال باطن است و در همه ابعاد هستی حاضر است. اعلام می کنم تمام مطالبی که این سایت و سائر تفکیکیان به عرفا نسبت می دهند خلاف واقع بوده گویی بویی از وحدت وجود نیز به مشامشان نرسیده است. تقوی الهی را پیشه کنید و تا یقین قلبی به امری نیافتید در قبال آن سکوت کنید تا پشت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف را نشکنیم. و السلام علی من اتقی فاهتدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدنوروزی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۵ ب.ظ:

    آخه تو دیگه چی میگی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای مربوب
    چرا دروغ میگید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا به بعضی از دین ایمان میارید و بعضی دیگه رو کنار میذارید
    مگه فصوص الحکم همش تاویلات قرآن نیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    آقای ابن عربی کجا ملتزم ظواهر بوده که شما به اسم ظواهر چوب توی سر ما میزنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نود درصد ظواهر بر علیه فلسفه و عرفانه
    و همه رو به لطف فلاسفه و عرفا به یغمای تاویل برده اند
    یه دونه حدیث گیر آوردی موافق عقیده اته تازه اگه واقعا ظاهرش و صدر و ذیل و شرح و...هم همین باشه
    اومدی میگی ظاهر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بس کنید بابا
    کی رو گول میزنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    همه چیز رو به مسخره گرفتید
    وقتی بحث ابن عربی میشه میگیم تاویله همش شر و وره
    میگید شهود کرده ...
    اما بحث های به نفع خودتون که میشه
    میگید ظاهر ظاهر
    اگه ما روایت داشتیم که صریحا این روایت و عقیده ی شما رو رد میکرد اون وقت نباید تاویل کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    شماها دروغ میگید و دین رو هر جا هر جور بخواهید تفسیر میکنید
    نوبت ما که میشه میگیم ابن عربی تاویل کرده
    میگید اشکال نداره کار خوبی بوده
    نوبت شما که میشه میگید ظاهر قرآن و حدیث مهمه
    آخر چی شد ؟؟؟؟؟؟؟
    ظاهرش حجته یا تاویله ؟
    مگه نمیگید ظاهرش پوسته است ؟؟؟؟؟؟؟
    مگه علامه طباطبایی انگ قشریت به علما نمیزنه ؟
    که شما قشری و ظاهر گرا و پوست گرا هستید ؟؟؟؟؟؟؟؟
    چی میگی برای خودت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. سما

    on اسفند ۲۹, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    آقای محمد کاظم مراقب حرف زدنتان باشید. اصلا متوجه نیستسد که راجب چه شخص بزرگی حرف می زنید. شما با این نحو از حرف زدنتان مشخص است که یا هیچ ایشان را نمی شناسید یا اینکه اجیر شده بعضی ها هستید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. مهدی مربوب

    on فروردین ۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام علیکم
    حقیر دوست دارم بدانم آقایان تفکیکیها آیه ی انا لله و انا الیه راجعون را چگونه معنی می کنند؟
    زیرا ما بعد از این که اخباری نشدیم و به قول تفکیکیان راه فقهاء امامیه را پیش گرفتیم، ظهورات قرآن را حجت دانسته و حتی اگر حدیثی بر خلاف ظاهر قرآن کریم بود (حد اقل اختلاف بالتباین که بین اصولیون اجماعی است) به استناد اخبار متواتر عرض، حدیث را به کنار زده و ظهور آیه را قبول می کنیم.
    ظاهر آیه می گوید ما از آن خدا هستیم و به سوی خدا باز می گردیم. لطفاً بگویید که این معنی مخالف کدام قاعده ی ادبی است؟ آیا در قرآن کریم قرینه ای وجود دارد که لفظ محمکه عدل الهی را قبل از الله تقدیر بگیریم؟ خیر نه تنها وجود ندارد بلکه بالاتر زیرا این آیه آبی از تخصیص و هر گونه تقدیری است زیرا دهها مورد نظیر این آیه( با الفاظی مثل رجوع الی الله و مصیر الی الله) موجود است بنا بر این اگر نمی توانیم آیه را معنی کنیم لأقل سکوت کنیم و بر اهل معرفت و حکمت خرده نگیریم.
    خواهشمندم نظر علمی خود را بنویسد و بحثهای این چنینی را خطابه ای و جدلی نکنید. بیایید از فرصتی که در این سایت به وجود آمده در راه تضارب آراء و درک عمیق تر معارف اهل بیت علیهم السلام استفاده کنیم. و السلام علی من اتقی فاهتدی.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    آنتی صوفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۴ ب.ظ:

    مربوب جان! تباین ذات خالق و مخلوق و عدم سنخیت این دو حقیقت از مسلمات مکتب برهانی اهل بیت علیهم السلام می باشد. به همان دلیلی که و جاء ربک و امثال آن را تاویل می کنیم امثال الیه راجعون را نیز تاویل می کنیم. اگر به بیانات اهل بیت در ذیل اینگونه آیات مراجعه کنید امید است که از توهمات فلاسفه و عرفای یونان زده رها شوید! ضمنا یادتان باشد شعار "حسبنا کتاب الله" شعار مکتب خلفای غاصب است نه پیروان اهل بیت! ما معتقد به ثقلین هستیم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدنوروزی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۴۵ ب.ظ:

    یعنی ما ملک خدا هستیم
    ما برای خدا هستیم
    یعنی خدا صاحب اختیار و صاحب ماست

    میگن این الاغ مال آقای مربوبه
    صاحب این الاغ مال مربوب
    الحمار للمربوب
    حالا سوال آقای مربوب
    آیا این یعنی اینکه
    آقای مربوب همون الاغه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    یا یعنی اینکه این الاغ یه تیکه از جسم آقای مربوبه ؟؟؟؟؟؟؟
    در ضمن آقای مربوب
    به ما یاد داده شده از طرف خدا و رسولش و اهل بیت علیهم السلام
    که هرجای قرآن را نفهمیدیم سکوت نکنیم
    بلکه
    بلکه
    برویم در خانه ی آل الله و تفسیرش را بپرسیم
    اهل بیت علیهم السلام صریحا این آیه را تفسیر کرده اند
    اصلا این نکته ای که ما در هنگام مصیبت ها و بلا ها و گرفتاری ها کلمه ی استرجاع را به زبان میآوریم یعنی همان جمله ی انا لله و انا الیه راجعون میگوییم
    دلیلش این است که وقتی مصیبتی به ما وارد میشود
    به یاد بیاوریم
    که ما و هر چه داریم مال و ملک خداست
    صاحبش خداست
    و اگر خدا اولاد ما را برادر مارا
    پول و ثروت ما را از ما گرفت صاحبش خودش بود و گرفت
    برای خدا بود و گرفتش
    ما هم خودمان برای خدا هستیم
    خیلی ساده است
    شما عادت دارید نفمید
    در ضمن آقای مربوب ظاهر اینی نیست که شما میفهمی
    مثلا توجه کنید
    کلمه ی نظر اگر درجایی بیاد ظاهرش به معنای نگاه کردن است
    در فرهنگ لغت و مفردات و تفاسیر و حتی روایات
    کلمه ی نظر در آیه ی الی ربها ناظره
    به معنای انتظار هم آمده است به معنای توقع داشتن
    خب حالا شما میگویی چون در مفردات و فرهنگ لغت آمده که ناظر به معنای منتظر میباشد پس اینجا ظاهرش این است که منتظر
    نخیر آقای مربوب
    ظاهر لفظ یعنی معنای اولیه
    نه اینکه به زور ده پونزده تا قاعده ی اصولی و فقهی غیر قطعی بخوای ظاهر این رو اون جوری که میخوای بفهمی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. هادی

    on فروردین ۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    مقام معظم رهبری

    فلسفه‌ى اسلامى، پایه و دستگاهى بوده که انسان را به دین، خدا و معرفت دینى نزدیک مى‌کرده است. فلسفه براى نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است؛ لذا بهترین فلاسفه‌ى ما - مثل ابن‌سینا و ملاّ صدرا - عارف هم بوده‌اند. اصلاً آمیزش عرفان با فلسفه در فلسفه‌ى جدید - یعنى فلسفه‌ى ملاّ صدرا - به‌خاطر این است که فلسفه وسیله و نردبانى است که انسان را به معرفت الهى و خدا مى‌رساند؛ پالایش مى‌کند و در انسان اخلاق به‌وجود مى‌آورد. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیّات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود. راهش هم تقویت فلسفه‌ى ملاّ صدراست؛ یعنى راهى که ملاّ صدرا آمده، راه درستى است.

    http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8616

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. بصیرت

    on فروردین ۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    باسمه تعالی

    ای خدا اینا دنبال چی هستند غرب و شرق عالم به این بزرگواران ما حسرت می خورند که از فیض وجودشون محرومند از آقای کربن ها بگیرید تا دانشمندان الان غرب در علوم مختلف .از کانادا و فرانسه باید بیان التماس علامه حسن زاده ها را بکشند(علامه ای که استاد بزرگ عرفان ناب علامه طباطبایی در حق این شاگردشون می فرمایندکه:آقای حسن زاده رو کسی نشناخت جز امام زمان عجل الله تعلی فرجه الشریف ) این سایت آقایون بحث های مهمل دنبال می کنند .آقایون عرضه دارند مثل این شخصیت کتاب ها بنویسن اگه کسی تونست یه کتاب سرح العیون در مسایل معرفتی و روانشناسی رو تبین کنه .برادرای عزیز اصلا هدف از این مباحث و مخالفت کردن ها چیه .مرد علم اونیه که از علم حصولی در گذشته ودر علم حضوری آرمیده هست .من نمی دونم ازعرفانهای کابالای آمریکاگرفته تا هندو چین و بودا و شیطان پرستی جوان های ما رو به فساد می کشند حالا آقایون دو کلاس درس خوندن فکر می کنن محقق بار اومدن به هر کی می تونند بتازند.فتامل ترشد

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. محمد

    on فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    اینها یک سایت درست کردند که بگند به فلان عالم اهانت کنیم درست است یا نه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. مرید بوتراب

    on فروردین ۲۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بسم الله...
    بیاید مرد و مردونه یه آماری بدید، بگید کدوم یکی از علمای سرشناس دین، که حضرات اونهارو از روات احادیث میدونید، نه با فلسفه میونه ای دارن و نه با عرفان. اصلا بیاید یه تعریف از عرفان و یه تعریف از فلسفه ای که باعث انحراف میدونید توی این سایت ارائه بدید و اجازه بدید که مخاطبین هم ادله شمارو ببینن، و هم خودشون مراجعه کنن ببینن، این کسایی که شما مورد هجمه قرار دادید، واقعا حرفایی که شما بهشون نسبت میدید می زنن؟ شما لا اقل بگید هر کدوم چقدر فلسفه یا عرفان رو مطالعه کردید یا استاداتون کیا بودن(این خیلی مهمه که توی هر رشته ای، خصوصا رشته هایی که پر از اصطلاحات خاصه، آدم استاد ببینه) که اولا نسبت به نظرات اونها صاحب نظر شدید، و ثانیا چقدر یا چند سال در «مکتب اهل بیت» غور کردید که به خودتون به این راحتی حق مقایسه و تشخیص منافرت و بعد هم تفسیق و تکفیر و ... می دید؟(شما ادعا کنید، ما می پذیریم!)
    نه هرکه سر بتراشد قلندری داند...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  14. ناصر مهدوي

    on اردیبهشت ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    محدث قمی در سفینهالبحار، جلد ۲، صفحه ۵۸ و سید مرتضی رازی و مقدس اردبیلی در کتب خود و علامه خوئی در شرح نهج البلاغه، جلد ۶، صفحه ۳۰۴ و در کتاب روضات و در دلائل‌الربوبیه شیخ مفید و علمای دیگر به سند معتبر روایت کرده‌اند از محمّد بن ابی‌الخطاب که گفت با امام دهم حضرت هادی (ع) بودم در مسجد پیغمبر که جماعتی از اصحاب آن حضرت خدمتش آمدند و از آن جمله بود ابوهاشم جعفری که مردی بلیغ بود و مقامی داشت نزد حضرت. بعد از آن جماعتی از صوفیه وارد مسجد شدند و رفتند در گوشهء دیگری دور هم نشستند و شروع کردند به ذکر تهلیل، حضرت هادی (ع) فرمودند:
    به این حیله‌گران اعتنائی نکنید؛ زیرا ایشان هم پیمان شیاطین و خراب‌کنندگان دین هستند. « یتزهدون لراحه الاجسام و یتهجدون لتصید الانعام، یتجوعون عمراً حتّی یدیخوا للایکاف حمرا لا یهللون الا الغرور الناس و لا یقللون الغذاء الا الملاء العساس و اختلاف الدفناس یتکلمون الناس باملائهم فی الحب و یطرحونهم فی الجب اورادهم الرقص و التصدیه و اذکارهم الترنم و التغنیّه فلا یتبعهم الا السفهاء و لا یعتقدهم الا الحمقاء فمن ذهب الی زیاره احد منهم حیّاً او میّتاً فکانما ذهب الی زیاره الشیطان و عبده الاوثان و من اعان احداً منهم فکانما اعان یزید و معویه و اباسفیان. فقال له رجل من اصحابه و ان کان معترفاً بحقوقکم؟ قتال فنظر الیه شبه المغضب و قال دع ذا عنک من اعترف بحقوقنا لم یذهب فی عقوقنا، اما تدری إنهم اخس طوائف الصوفیه و الصوفیه کلهم من مخالفینا و طریقتنا مغایره لطریقنا و ان هم الّا نصاری و المجوس هذه الامه. اولئک الذین یجهدون فی اطفاء نور الله و الله یتمّ نوره و لو کره الکافرون.
    صوفیان زهد می‌ورزند برای تنبلی و راحتی بدن، و شب بیداری کشند برای دام انداختن عوام، عمری گرسنگی کشند تا خران را پالان گذارند و محکم سوار شوند، ذکر نمی‌گویند مگر برای فریب مردم و خوراک را کم نمی‌کنند مگر برای پر کردن قدح و ربودن دل احمق‌ها، با مردم دم از دوستی زنند تا ایشان را به چاه اندازند. وردِ ایشان رقص و کف زدن و ذکرشان زمزمه و آوازه خوانی است، دنبال ایشان نرود مگر سفیهان و به ایشان معتقد نشود مگر احمق‌ها. پس هر کس به زیارت یکی از ایشان رود، در حیات یا ممات آنان، مانند آن است که به زیارت شیطان و بت‌پرستان رفته است، و هر کس یاری ایشان کند، مانند آن است که یاری یزید و معاویه و ابوسفیان نماید. پس یک نفر از اصحاب حضرت امام هادی (ع) عرض کرد: اگر چه به حقوق شما اقرار داشته باشد؟ حضرت نگاهی غضب آلوده به او نمود و فرمود: این سخن را رها کن، آن کس که اقرار به حقوق ما دارد، به راه عاقّ ما نمی‌رود. ایشان - صوفیّهء مدعی محبت اهل بیت - پست‌ترین طوائف صوفیه می‌باشند، و همهء صوفیّان از مخالفین ما هستند و طریقه ایشان باطل و ضد طریقه ما است. ایشان نیستند مگر نصاری و مجوس این امت و کوشش دارند در خاموش کردن نور خدا - محو اسلام - و خدا نور خود را تمام می‌کند، اگرچه کافران آن را نخواهند ».

    معتقد هستیم:
    امام (ع) باطن صوفیّه را آشکار نمود و از این کلام معجزنشان چند چیز استفاده می‌شود:

    ا‌- آنجا که فرمود: « صوفیّه هم پیمان شیطان هستند و زیارت ایشان مثل زیارت شیطان است »، معلوم می‌شود ایشان برای گمراهی بندگان خدا سر و سری با شیطان دارند و غیبگوئی و تجلیّات ادعائی آنان همه به کمک شیطان است و شیطان مجسم می‌شود در نظر مریدان و مرشد آنان می‌گوید حقّ تجلی کرده و یا امام به زیارت شما آمده، چون به حقّ واصل شده‌ای. مرید بیچاره هم بوجد می‌آید و از شوق گریه می‌کند، چنانکه بعداً به آن اشاره می‌شود.

    ۲‌- در آنجا که فرمود: « کُلُّهُمْ مِنْ مُخالِفِینا » معلوم می‌شود تمام فرق صوفیّه گمراه هستند، اگر چه دم از امام علی (علیه السّلام) بزنند. زیرا فرمود: « آن کس که به حقوق ما اهل بیت اقرار داشته باشد، به راه دشمنان ما نمی‌رود تا عاقّ ما شود ». و نیز معلوم می‌گردد عرفاء و صوفیانی که دم از محبت حضرت امام علی (ع) می‌زنند، از سایر فرق صوفیه پست‌تر و نزد شیطان محبوب‌تر هستند، زیرا آنها باعث گمراهی سایر شیعیان می‌گردند.

    ۳‌- در آنجا که فرمود: « طریق ایشان مخالف راه ما است »، مشخص نموده که آنان دم از طریقت می‌زنند و شعبه‌ای در مقابل اسلام تراشیده‌اند که فرمود طریقهء ایشان مانند مجوس و نصاری و بت‌پرستان است و اتفاقاً از تواریخ هم معلوم می‌شود که عقائد صوفیّه مرکب از عقائد نصاری و مجوس قبل از اسلام و بت‌پرستان است.

    ۴‌- حضرت ایشان را تشبیه نمود به بت‌پرستان، برای آنکه ایشان صورت مرشد خود را در حال عبادت مانند بتی محل توجه قرار می‌دهند.

    ۵- در آنجا که فرمود: « هر کس یاری ایشان کند، یاری یزید و معاویه و ابوسفیان کرده است »، معلوم می‌شود کسانی که به ایشان خوش‌بین بوده و کلمات کفرآمیز و خرافات ایشان را تأویل و یا حمل بر معانی صحیح می‌کنند، گناه بزرگی مرتکب شده‌اند که یاری یزید و معاویه و... محسوب می‌شود.

    محدث قمی در سفینهالبحار، جلد ۲، صفحه ۵۸ و سیدمحمد باقر خوانساری در روضات و سید جزائری درانوار النعمانیه و مقدّس اردبیلی در حدیقهالشیعه و شیخ مفید و علمای دیگر در کتب خود به سند معتبر از حسین بن سعید از حضرت امام رضا (ع) روایت کرده‌اند که فرمود:
    لا یقول بالتصوّف احد الا لخدعه او ضلاله او حماقه.
    هیچ کس دم از صوفیگری و درویشی نمی‌زند ؛ مگر آنکه یا می‌خواهد مردم را گول بزند یا آنکه گمراه است، یا احمق ».

    اگر کسی مطالعه و بررسی کند کلمات و رفتار و کردار و کتب صوفیّه را، می‌فهمد که افراد ایشان از این سه گروه که حضرت بیان فرموده‌اند، خارج نیستند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    صدرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۶ ب.ظ:

    هوالحی/ دوست عزیزم آقای مهدوی در وبلاگ حقیر پیرامون نگاهی مدرن به حلاج؛ احادیث بیشتری به همراه توضیحات مبسوط در رابطه با مردود بودن طریقع صوفیه امده است. انشاالله مراجعه خواهید فرمود. اما آنچه در این قبیل سایتها می بینیم؛ تخریب بزرگان از علمای امامیه است. این سایت و گروه سایتهای وابسته، تیغ بر روی شاه نعمت الله و مشتاق علی شاه و بلغور علی شاه !!! که نکشیده اند. مخاطب اینها علامه طباطبایی است و علامه حسن زاده و آیت الله جوادی آملی. اگر زورشان میرسید که حتما امام خمیی را بعد از ابن عربی دومین شخصیت کافر در عالم عرفان! می دانستند. برادر من نگاه کن ببین آب به آسیاب که میریزی. علی یارت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    آنتی صوفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۱ ب.ظ:

    صدرا جان!اینهایی که شما از علمای امامیه می دانی افتخارشان پیروی مبنایی از همان صوفیه ملعونی چون ابن عربی و غزالی و ...است!!! فتأمل
    مگر امام صادق سلام الله علیه نفرمود: کذب من زعم انه من شیعتنا و هو متمسک بعروه غیرنا؟!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  15. برهنگی فکری

    on اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    با سلام ببخشید که دارم وقت شما رو می گیرم اما در جواب کلمه (جنه الذات) نوشته شده بر روی قبر حضرت علامه باید خاطرنشان شوم که اگر اندکی وقت خودتونو صرف فهم اصطلاحات عرفان نظری کنید تاحدودی این توهمات از ذهن شریفتان پاک می شود. ماکه گشتیم دیدیم جنه الذات یک اصطلاح عرفانی است اگر شما هم دنبال حق هستید توصیه می کنم کتاب (اصطلاحات الصوفیه) جناب عبدالرزاق کاشانی رو حتما بخونید. برای رفع این اشکال هم به حرف جیم موجود در این کتاب مراجعه بفرمایید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۴ ب.ظ:

    با سلام خدمت کاربرگرامی
    سوال ما این است که کجای روایات ائمه وقرآن از این واژه برای جنت استفاده شده است یک مورد را بیاورید.!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    صدرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    هوالحی/در کجای قران آمده؟ وادخلی جنتی. آخر سوره عصر. البته آدمین حق دارند این مطالب را ندانند. اما ذات باریتعالی در قرآن همواره با ضمیر مورد اشاره قرار میگیرد. پس جنت + ی=جنت ذات

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۳ ق.ظ:

    با سلام خدمت شماکاربرگرامی
    ((ی))دراین گونه ضمائر به تصریح مفسران بزرگ امامیه ((ی))نسبت میباشد نه اینکه به ذات برگردد مثل کتابی که میشود کتاب من آیا کتاب جزئی از ذات من است که البته بحث روی همین است که برخی نیزبرای بزرگی وعظمت گفته اندواینکه به ذات باری تعالی برگرددتنها در مکتب فلسفه(تفکر بشری)یا فت میشود

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    صدرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۱ ب.ظ:

    آقای محترم مگه ما گفتیم «ی» نسبت نیست؟ ی نسبت است؛ اما نکته ظریفی که معمولا شما ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت متوجه آن نیستید این است که چرا خداوند تعالی با ذکر نام از آن یا نمیکنند؟ مثلا چرا نمیفرماید: جنت عدن و یا حتی جنت الله. اینکه بدون اشاره به نامی مشخص آورده میشود؛ اشاره به مقام لا اسم له و لا رسم له است که همان وجود لا بشرط مقسمی یا ذات باری تعالی است که حتی این تعابیر، بعنوان مشیر و اشاره است؛ نه نام آن مقام منیع

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    آنتی صوفی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۰ ب.ظ:

    جناب! سعی کنید با مراجعه به اهل بیت و مکتب برهانی وحی از این برهنگی فکری فلاسفه و عرفا نجات یابید. موفق باشید!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  16. آنتی صوفی

    on اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    صدرا جان شما که در ملکوت هستید گویا متوجه جواب admin نشدید!
    جنتی یعنی بهشت من و این به خاطر شرافت دادن به آن بهشت و بیان عظمت آن است. یعنی منِ خدا این بهشت را آفریدم و پاداش شما قرار دادم. نه اینکه خود من، این بهشت هستم!!!!!
    اگر شما به بنده بگویید: فلان کار را بکن تا ماشین خودم را به تو بدهم! این یعنی شما، ماشین هستید و می خواهید خودتان را به من بدهید؟؟؟!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  17. محمدنوروزی

    on اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام جناب صدرا
    یعنی اونجایی که خدای تعالی فرموده
    ((روحی )) منظور روح خودش بوده یا به قول شما ذات خودش بوده
    پس چه کاری بوده خدا گفته روحی ؟ چرا یه جای قرآن نداریم خدا بگه ذاتی
    ذاتی
    نفسی
    چرا نگفته خدا ؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا از این کلمات استفاده نکرده ؟؟؟؟
    و(( جنتی)) هم جنت خودش بوده یا به قول شما خودش بوده
    و آنجا که میفرماید ((عبدی ))منظور خودش بوده
    و آنجا که میفرماید ((رسولی یا رسلی)) منظور ذات خودش بوده
    هر جا که از این یاء ها بود
    چون میشود در کنارش الله آورد و میتوانست بگوید
    رسول اللهی ...روح اللهی .... رسول الله و روح الله
    حالا که نگفته پس حتما داستان داشته که نگفته
    از کجا میگید این حرف رو ؟
    سند قواعدی نیارید
    چون قواعدی که غیر قطعیه است و مخالفش هم میشه قاعده آورد
    دلیل نقلی یا عقلی بیارید بر اثبات مدعای خودتون
    این همه این آقای مربوب توی سرش زد که بابا
    تاویل نکنید
    ظاهر قرآن و روایات رو خراب نکنید
    حالا شما اومدی میگی که این یاء یاءش یعنی کذا ....؟؟؟؟؟؟
    اما من سند دارم و از روایات سند میارم
    که در روایات آمده است
    که اضافه این چیزها به خداوند من باب اضافه ی تشریفی بوده
    که مثلا روح مخلوق خاص خداوند است و خداوند به خودش نسبت داده
    بیتی هم حتما چون میتونست بگه بیت الله و نگفته یعنی بیتشم خودشه و ....

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۸ ب.ظ:

    این روایت ازکتاب توحیدصدوق کاملا بیان میکندیاء درروحی یا نسبت است مثل بیت الله
    حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَحْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَمَّا یَرْوُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ فَقَالَ هِیَ صُورَهٌ مُحْدَثَهٌ مَخْلُوقَهٌ اصْطَفَاهَا اللَّهُ وَ اخْتَارَهَا عَلَى سَائِرِ الصُّوَرِ الْمُخْتَلِفَهِ فَأَضَافَهَا إِلَى نَفْسِهِ کَمَا أَضَافَ الْکَعْبَهَ إِلَى نَفْسِهِ وَ الرُّوحَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ بَیْتِیَ وَ قَالَ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی‏

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  18. ترنم حکمت

    on خرداد ۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام و احترام

    حضرت امیر (ع) می فرماید: المتعبد بغیر علم کحمار الطاحونه یدور و لا یبرح من مکانه

    دوستان عزیز و بزرگوار من بهتر است اول مفهوم فلاسفه و حکمای اسلامی (رضوان الله علیهم اجمعین) رو بدونید بعد بیاید اونها رو تکفیر کنید!!!!

    برای نقد یک چیز باید اول بدونیم اون چیز چیه

    کدام فیلسوف مسلمانی اعتقاد دارد که خالق و مخلوق یکی است؟

    چرا به علامه طباطبایی (ره) علامه جوادی (حفظه الله) علامه حسن زاده املی (حفظه الله) حضرت امام خمینی (ره) شهید مطهری (ره) مقام عظمی ولایت (حفظه الله)
    تهمت می زنید؟

    کدام یک از این بزرگواران ادعا کرده اند که خالق و مخلوق یکی است؟

    این جمله شماست :

    ((کسانی که دانسته یا نادانسته از عقاید فلاسفه دفاع می کنند ، عقایدی مانند یکی بودن خالق ومخلوق ،قدم عالم،الشی مالم یجب لم یوجد و… ، بدانند که معنای معاد نزد فلاسفه یعنی عود و برگشت به ذات حق))

    اصلا معنای قدم عالم را می دانید؟ که منظور فلاسفه از قدم عالم چیست؟

    چه کسی گفته فلاسفه معتقدند معاد یعنی بازگشت به ذات حق؟

    الله اکبر به خدا قسم که ما حلاتان نخواهیم کرد در قبال تهمت هایی که به ما و اساتید ما از روی جهل می زنید

    شخصا شما را به حضرت صاحب الامر (عج) (روحی فداه) وا می گذارم تا بتوانید تهمت هایی که به ما و اساتید ما می زنید را پاسخ گویید

    من حاضرم راجع به تک تک این مباحث با شما مباحثه کنم مثلا در مورد قدم عالم که فلاسفه می گویند

    اول برایتان می گویم که منظور انها چیست بعدا شما فتوای نجاست ما و اساتید ما را صادر بفرمایید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۵ ق.ظ:

    باسلام خدمت کاربر محترم

    ۱- درباره حدیث ابتدایی از امام علی علیه السلام:
    المتعبد بغیر علم کحمار الطاحونه یدور و لا یبرح من مکانه
    عبادت‏کننده بی‏علم به خرِ دوار آسیاب می‏ماند که دور می‏زند و راه به جایی نمی‏برد
    مصداق بارز آن فلاسفه می باشند که به اخذ علم واقعی از اهل بیت ع به فکر پرازوهم وخیال وکشف وشهود های بی ارزش روی می آورندکه بحث بسیاری در این باره شده است.
    امام باقر علیه السلام فرموده اند کل ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل (وسائل الشیعه ج ۲۷ ص ۷۵)
    ۲-تمام این سخنانی که گفتیم با استناد ودلیل واز کتب ومباحث خود فلاسفه می باشدعقایدی مانند یکی بودن خالق ومخلوق ،قدم عالم،الشی مالم یجب لم یوجد(جبر)و...کاملابیان شد لطفا مطالبی راکه در این سایت قرادادیم واستشهادات آنان را خوب مطالعه کنید.
    ۳-درباره قدم عالم وهر موضوع دیگر که شما بفرمایید آماده مباحثه ومناظره می باشیم اگر چه تمام این مبانی وهمی را رد کرده ایمو بسیار ی از بزگان واساتید فلسفه وعرفان از مناظره فرارمی کنند وحاضر به مناظره نیستند
    پیشنهاد بنده مناظره اینترنتی با اطلاع رسانی کامل می باشد که عزیزان هم استفاده کنندوشما اساتید وهرکسی را که می بینیددراین زمینه تخصص داردبیاورید وما نیز معرفی می کنیم البته می توانیدنام شخص را فاش نکنید ولی چون نمایند شماست به عنوان مدافع فلاسفه تبعاتش هم با شما می باشد.
    از کاربران گرامی ودوستان عزیز درخواست داریم اگر پیشنهاد ویا نکته ای درباره بهتر ومفید تر برگزار شدن این مناظره دارند حتما در میان بگذارند
    ۴- فتوی نجاست وکفر را ما صادر نمی کنیم ونباید هم بکنیم ما فقط می گوییم این اعتقادات کفر است امادرمود کافر بودن کسی که این اعتقادات راداردمراجع تقلید وفقهای بزرگ باید فتوی بدهند وشما در یک جا بیاورید ما گفته باشیم این بزرگواران که شما نام بردیدگفته باشیم کافرند.
    ۵-شما خودتان قضاوت یکطرفه می کنیدوادعای تهمت زدن را به مامیدهیداول بحث کنید ببنید این مباحث آیا هست یا نه بعد بگویید تهمت میزنید وخودوبه جای پاسخ منطقی از وجودنازنین آقا امام زمان علیه السلام مایه بی خود نگذارید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  19. ترنم حکمت

    on خرداد ۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    کل ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل

    وقتی در عقل را می بندید به چنین انحطاطی کشیده می شید که حدیث فوق رو اینگونه تفسیر می کنید!!!

    پس بفرمایید علوم پزشکی و فیزیک و ریاضیات و ... همه اش باطله !!!!!

    البته بزرگان شما که علمای اخباری اینا رو گفته اند و کمر اسلام رو شکسته اند
    چه بودیم و چه شدیم!!!

    همه علوم چون کفرند به کافران سپردیم الان باید از اونا گدایی بکنیم

    در ضمن حدیث حضرت امیر در مورد الاغ بودن عابدان بدون اندیشه معلومه شامل چه کسانی می شود

    ابزار فلسفه عقل و اندیشیدنه و ابزار شما ها فقط نقله و نقله و نقل

    منم سرما خورد هام و گلوم درد می کنه از این نقلتان بفرمایید کدام دارو رو مصرف کنم؟

    اگه مطلبی بکید که از خانه اهل بیت خارج نشه کفر گفتید و باطل حرف زدید

    در ضمن همه اون بزرگواران که من گفتم خودشون مراجع تقلیدند

    کارتون به جایی رسیده که رهبری رو هم تکفیر می کنید

    حضرت اقا بارها به ایت الله مصباح و علامه جوادی تاکید کردند که فلسفه صدرایی رو گسترش دهند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  20. شاه صفی

    on خرداد ۱۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    تبحر در فلسفه ریاضیات معماری(ازجمله طراحی ومعماری مدرسه فیضیه)وتالیف شاهکار تفسیر قرانی المیزان...اینها برای علامه بودن ایشون کافی نیست؟لطفا بدون مطالعه در هر مورد نظر ندید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  21. بنده كمترين خدا

    on مهر ۲۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    واقعا نظرات شگرفی در این سایت کم به چشم نمیخوره طوری که حتی روح رو مادی میدونند!!!
    بعد اگه یکی از شما سوال کنه برزخ و بهشت و جهنم و خلود در بهشت و جهنم رو چطور تفسیر میکنید احتمالا میگید ماده اش جدای از این ماده دنیایی است(اعتراف ضمنی به غیرمادی بودن!!)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۱ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربرگرامی
    بنا بردلایل عقلی وبرهانی تمام ماسوی الله دارای صفات مخلوقین مانندزمان مکان و... می باشند که همه آنها از صفات ماده می باشدبنایاین سایت براین است که این علوم ومبانی غلطی که در اذهان عزیزان بویژه دانش پژوهان علوم دینی مانند:مجردات،وحدت وجود،سنخیتو ...رارارد کرده ومبانی صحیح دراختیار کاربران گرامی قرارداده شود
    حداقل لطفا برای اطلاعات بیشتربه لینکهای زیرمراجعه کنید

    http://www.borhannews.com/news/?p=1812
    http://www.borhannews.com/news/?p=1719
    http://www.borhannews.com/news/?p=1714
    http://www.borhannews.com/news/?p=1689
    http://www.borhannews.com/news/?p=1666
    http://www.borhannews.com/news/?p=1586
    http://www.borhannews.com/news/?p=1577
    http://www.borhannews.com/news/?p=1521
    http://www.borhannews.com/news/?p=1495
    http://www.borhannews.com/news/?p=1924
    http://www.borhannews.com/news/?p=1437
    http://www.borhannews.com/news/?p=1332

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  22. حسین

    on آبان ۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ما بزرگان شمارا بزرگ می شماریم و تکریم می کنی خدا همه آن بزرگانی از علما که مخالف عرفان و فلسفه هستند را عزت بدهد اما می خواستم عرض کنم که همین بزرگان بودند که کلاس تفسیر حضرت امام را تعطیل کردند و تهدید کردند که اگر ادامه دهید شمارا تکفیر می کنیم و حضرتشان بخاطر اینکه در بین حوزه ها اختلاف نبافتد این درس ارزشمند را تعطیل کردندو جوانان و مردم را محروماز این فیض بیایید بجای اینکه دعوا کنیم قورمه به غین است یا قاف بداد اسلام و کشور باشیم که از چهار طرف مورد هجوم کفار قرار گرفته همدیگر تکفیر نکنید روزی خواهد رسید که همه جواب حق را خواهند فهمید انشاءالله چرا به جان هم افتادیم چرا غافل از دشمنیم آیا این خواست دشمن نیست

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  23. حمید

    on بهمن ۲۸, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    سبحان الله از عدم فهم کلام الهی
    ...
    کاش حرمت علما را حفظ بفرمایید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ بهمن ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۵:۱۴ ب.ظ:

    با سلام

    اولا: کسی به علما بی احترامی نکرده است این نوشته روی سنگ قبر استاد طباطبایی صاحب المیزان است واگر گذاشتن نوشته روی سنگ قبر وسوال درمورد معنای آن بی احترامی است وای به علم و حوزه و مروجین فلسفه و عرفان که یک سوال را بی احرتامی قلمداد می کنند
    ثانیا:لطفا معنا کنید یا روایتی و مویدی را بیاورید تا ما بفهمیم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  24. حمید

    on فروردین ۲۲, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    تقوا پیشه کنید و درباره ی بزرگان اینگونه سخن نگویید. شما تا حدی حق دارید؛ چرا که فهم اسرار و رموز معرفت، نصیب هرکسی نمی شود؛ لکن اندکی صبر کنید شاید به شما هم اسرار بگویند. درست این است که چیزی را که نمی فهمیم، به سرعت نفی نکنیم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.