کد خبر: 865
تاریخ انتشار: ۱۰ اسفند ۱۳۹۰
تعداد نظرات: ۲۲۸ نظر
خانه » دریافت فایل » کلیپ صوتی:یزیدوقاتلان امام حسین علیه السلام هم بهشت می روند!
قواعد فلسفه اینگونه شما را به انحراف فکری می کشاند!انحرافی که خیلی ها می گویند آقای مشایی ، سروش ، شبستری و... انحراف دارند ولی می بینید ریشه تمام این ...

قواعد فلسفه اینگونه شما را به انحراف فکری می کشاند!انحرافی که خیلی ها می گویند آقای مشایی ، سروش ، شبستری و… انحراف دارند ولی می بینید ریشه تمام این عرفانهای کاذب ،مانند کیهانی،حلقه ای و…ریشه درعقائد فلسفه بویژه ابن عربی وصدرا می باشد.
برخی مطالب آقای صمدی آملی و حسن زاده  به مناسبت عاشورا

آقای حسن زاده اعتقاد دارند که ماهیت هم تشکیکی است که منشا این سخن اسفار صدرا این مطلب که می فرماید عین ثابت را می شود عوض کرد اگر این قضیه باشد می بینیم
قبل از اینکه ما برویم بهشت میبینیم یزید و اینهارفته اند. ما میگوییم الان ما چقدرباید متشکر شمر و عمر سعد باشیم؟ دین خدا و ناموس خدا که باقی ماند، یعنی چیزی نشد که اینها ضرر به ناموس خدا بزنند. اگر شمر آن روز آقا را رها میکرد حالا چه فرقی میکند؟ چهار روزی عمرشان اضافه تر؛ تنها چیزی که بود ۱۰ میلیون جمعیت جمع بشویم و سر و صدا کنیم که بله آقای ما الحمد لله از مرگ در آمده؛ و سن ۶۳ سالشان شده ۷۳ سال؛ نتیجه چه میشد؟ مردم چون حرف نشنیده اندخیال میکنند که اینها ضد دینی شد. آقا [حسن زاده] چطور بر آیات و روایات سیطره پیداکرده اند. هر کسی با کانال وجودی اش به رب مخصوص به خودش اتصال دارد. راهش این است که از حق مقید سفر کند به حق مطلق و از رب خاص درآید. همه، جدولی و جویی از جدول های وجود خدایند، خدا خودش را آنقدر تنزل میدهد تا به مقدار ایشان شود.تولی و تبری امری ابتدایی است. حالا که رفتند رحمهللعالمین دیگرتولی تبری نیست. همه روز قیامت میگوییم که حق شمر هم هست که این همه بالا بیاید. ایشان باعث شد ما الان اینجاآمدیم. مردم همه شمر را رد میکردند اما خود امام حسین به او میگویدبیا. عوام باید او را لعن کنند، این کمال خودشان است ولی نبایدتنگ نظر باشند و مانع کمال شمر و یزید باشند. ایشان زده کشته و دیگه نهایت کار خودش را به یک تعبیری کرده، اما تار مویی آن گوشه موشه ها هست. خود شمر وقتی که دید در مقابل دادن سر امام به راهب پولهایی که گرفته تبدیل به سفال شده اعتراف کرد و گفت خسرالدنیاوالاخرهشدیم. آقا میفرمودند که نمیتوانیم آنچه را که داریم بگوییم، اگر بگوییم ما را بیچاره میکنند. به نظر من اگر حضرت آقا تا به حال هیچ مطلب نوی نداشته بودند جز همین یک مطلب کافی است. این خیلی حرف است.

کل بحث درفایل صوتی

دریافت فایل باکیفیت خوب۱۲مگابایت

دریافت فایل صوتی

لینک کمکی

محمد نوروزی

نمیدانم نمیدانم ………..
خب ما مشکلی ندارم با شمر اگر بهشت برود
مشکل اینجاست که این ها (نه آقای صمدی) شمر را خدا میدانند
یعنی میشود تحمل کرد شمر بهشت برود اما نمیشود شمر را پرستید
یا تجلی خدا دانست
یا هر کوفتی دیگر ….مشکل ما خیلی پیچیده تر است .

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۰ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۶ ب٫ظ:

من نظرم رو پس میگیرم
ولش کن خدا لعنت کن شمر و همه ی قاتلان امام حسین
این ها طبق نص صریح قرآن در عذاب آخرت خالد خواهند بود
و هیچ وقت به بهشت نخواهند رفت

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۹ ب٫ظ:

دوستان توجه توجه توجه
سمات شماره ی جدیدش رو گذاشته رو سایت برید
فقط تیتر مقاله ها رو بخونید
روحتون تازه میشه
جلا میگیره قلبتون
برید فقط تیتر مقاله ها رو ببینید

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۷ ب٫ظ:

لطفا برید نظرات منو بخونید
ببینید آیا حتی یک جا به کسی فحش داده ام ؟؟؟؟
المومن لیس بفحاش
من فحش ندادم به کسی واقعا

[پاسخ]

محمدطاهر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۹ ب٫ظ:

حتما به این آدرس مراجعهکنید تا زود قضاوت نکنید….
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910224001740

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۷ ق٫ظ:

آنچه معاویه و یزید بالفعل داشتند ما بالقوه داریم .خیلی به خود مغرور نشویم این طور نیست که آنها از جهنم آمده باشند وما از بهشت . به خدا پناه می بریم ! در محضر بهجت ج ۱ص ۱۸۵

[پاسخ]

حسين پاسخ در تاريخ شهریور ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۹ ب٫ظ:

هر کسی خودش رو خوب میشناسه . اگه شما این جوری هستی که میگی لطفا تعمیم نده به همه

[پاسخ]

fars.tv پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۵ ب٫ظ:

http://fars.tv/uploads/audio/ecSapLkccDaiNDnIybqC.mp3
متن فرمایشات اسناد صمدی
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت استاد صمدی در بحث شریف طهارت در مقام سر میفرماید:

وطهارت سرّ به اتصالش به حق مطلق و زوال احکام تقییده ای که به سبب معیت با عین ثابته اش که مجلای قابل تجلی و مقید آن است عارض وی می گردد، می باشد…»

هرکسی که با حصۀ وجودی اش با کانال وجودیش به رب مخصوصِ به خودش اتصال دارد به روی این مبنا همه،هر شخصی با رب مخصوصش ارتباط دارد.ارتباط احدی با رب خاص خودش منقطع نیست. و چون ارتباط با آن رب مخصوص خودش دارد احکامی مقید به این رب مخصوصش، برایش است که از آنها به احکام تقییدیه نام برده می شود. تا موقعی که یک مظهری است به رب مخصوص خودش ارتباط دارد هنوز موجود جزئی کلی نشد، این نحوۀ ارتباطش که یک ارتباط جزئی است بر اساس اینکه با عین ثابتش با آن ذاتش که الآن ذات این شخص اینجا مقید است چون با عین ثابتش به عنوان یک مجلی و یک مظهر است برای این رب خودش برای این رب خاص، و لذا تابع این رب خاص است و تابع این مجلی است که مقید است که هر چه که از این مجلی خاص و کانال خاص به او می رسد باید فقط فیض بگیرد. اگر قرار باشد از این مرتبه سرّ که جناب حضرت امیر در آن فرمایش بلندشان که«اللهم نوِّر ظاهری بطاعتک و باطنی بمحبّتک و قلبی بمعرفتک و روحی بمشاهدتک و سرّی باستقلال اتصال حضرتک یا ذالجلال و الاکرام».در این مرتبه سر متصل شود به حق مطلق از این قید رب خاص دَر بیاید. چون وقتی با این حق مقید ارتباط دارد با رب خاص، به عنوان یک مجلائی است که به تعبیر آقا این مجلی قابل تجلی و مقید است بالاخره، که این تجلیات مقید وخاص فقط بر او عارض می شود از تجلی حق مطلق بهره ای ندارد. این راهش این است که از حق مقید سفر کند به حق مطلق. که دیگر از رب خاص دَر بیاید همان حدیثی که خوانده شد که حدیث تحوّل نام دارد که خداوند آن طوری که خودش است روز قیامت خودش را به این بنده اش ارزانی می کند تقدیم می کند، بنده اظهار بی اطلاعی می کند که ما این خدا را هیچ آشنایی با او نداریم! ایشان خدای غیر متناهی است خدای صمد است و رب العالمین است شما چه جور با او آشنایی ندارید؟می بینید که رب العالمین را رب مطلق را پذیرا نیست می گوید ما با ایشان هیچ آشنائی اصلاً نداریم. و چون در همان رب خاص ماند و مطابق با عین ثابتش مقید ماند دیگر از تقید در نمی آید در همان تقیدش می ماند اینجا است که آیه شریفه می فرماید این را نمی شود تغیر داد (فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا) سنت الهی بر این است که هر کسی که رب خاص خودش را می شناسد و اتصالی به رب مطلق پیدا نکرد این را هیچ کارش نمی توان کرد این باید در همان اندازه بماند باید مقید شود این(فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر) این شخص نمی تواند باشد ،به همان اندازه ای که بهشت را به او می دهند می گوید درست است ما همین ها را می خواستیم. آنوقت طبق این فرمایش آقا الان حرف خیلی بلند است که آیا ذات افراد را آن سرشتشان را آن بافتشان را می شود یک انسان الهی او را متحولش کند، آن را تغیرش بدهد؟ یا اینکه نه، فلن تجد لسنت الله تبدیلا ؟ الآن دارند ؛زیرا که حکم حتمی و سنّت بتّی( یقینی) حق سبحانه است که هر تجلی و صفات آن تابع مجلائی که مرآت آن است می باشد.

که تجلیات الهی تابع این شخص است تابع این مجلی است و لذا خداوند خودش را آنطوری که هست برای او پیش می آورد می خواهد به او خودش را بدهد ایشان می گوید نه ما تو را قبول نداریم نمی توانیم بپذیریم. بعد خداوند خودش را تنزل می دهد مطابق با این مجلی مطابق با بافت ایشان به همان اندازه که ایشان با آن دید کوته بینی و باریک بینی و تنگ نظریش خدا را که شناخته،خداوند تجلیات خودش را به همان مقدار به ایشان که عرضه می کند ایشان می گوید خوب حالا این شده خدا این درست است. ما نماز خواندیم برای همین ایشان بود ما حج رفته بودیم برای همین ایشان بود زکات دادیم گفتیم که قربه الی الله منظورمان همین ایشان بود. اینجا دیگر خدا می شود تابع. بعد تصدیق می فرمائید وقتی خدا شد تابع دیگر هرگز نمی شود این را عوض کرد چون کسی که باید عوضش کند خود خداوند است، خداوند می فرماید سنت من در این است که ایشان این مقدار است وسیع تر کردنش ندارد همین مقدار است و ما هم خودمان را تنزل می دهیم همین مقداری که ایشان است .و این است که در اصطلاح آقایان دارند که دیگر ذات هیچ کس را نمی شود عوض کرد. این ذات را نمی شود عوض کرد،اینجا برای اینکه خداوند چون تابع این ذات است نمی شود او را عوض کرد فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا نمی شود تبدیلش کرد همین است. مگر اینکه ایشان از این تقید خودش دَر بیاید،یعنی تا موقعی که خودش محدود است خداوند مجبور است تابع ایشان باشد به یک تعبیری مجبور است برای اینکه سنت الهی در این است که این مقدار اگر است این مقدار برایش آب می فرستد. مثل اینکه شما یک دریا داشته باشید و یک رودی از این دریا منشعب شود تا موقعی ایکه این رود دریا نشد این رود، رود است دریا کل آبش را می خواهد به این رود عرضه کند رود می گوید: ما اینجوری دریا را تا حالا ندیده بودیم ما این را قبول نداریم به همان مقداری که من می توانم آب جا بگیرم به همان مقدار به من آب بدهید اگر این مقدار دادید من شما را می شناسم. دریا می بیند چون رود، دریا نشده سعۀ وجودی پیدا نکرده همان تنگ نظری خودش را دارد و لذا دریا به مقدار ظرفیت ایشان برای ایشان آب می فرستد که داخلش جا بشود می گویدکه ما همین را می خواستیم بعد اینجا هم چون خود قابل، قابلیت پیدا نمی کند، قائل هم به مقدار خود قابل برای ایشان ظهور می کند. و لذا خودش را تنزل می دهد تا به مقدار ایشان که شده حالا ایشان را می پذیرد.
حالا یک مطلبی است که شاید آدم از خودش بپرسد؛ که خوب قیامت دیگر خداوند نمی تواند تابع این و آن بشود، اینطوری است دیگه، خداوند نمی تواند تابع این آقا شود آن آقا شود،نه خدا آنطوریکه خودش است باید قیامت عمل کند، اینجا این می شود عدالت. شما در قنوت نماز به خداوند عرض می کنید که «الهی تعاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک» با عدالت با ما برخورد نکن. وقتی قیامت تو تجلی پیدا بکنی با عدالت! چه کسی می تواند تاب بیاورد همه این جوبها نابود می شوند.پس لازمه اش این است تو با فضل باید با ما رفتار کنی با فضل و کرمت با بزرگواریت. فظلش چیست؟ فضلش این است که خداوند بگوید: پس من آن مقداری که خودم هستم،خودم را نمی توانم به تو عرضه کنم، آن مقداری که تو هستی خودم را به تو عرضه می کنم، ایشان قبول می کند می گوید: این مقدارش خوب است و لذا همه از حساب دَر می روند هیچ کس باقی نمی ماند که از حساب در نرود، می روند. تا آن «لمن الملک الیوم لاالله الواحد القهار» که بشود دیگر هیچ کس نیست که تا حساب بدهند یا ندهند که یکی بد است یکی خوب است دیگر مطرح نیست. اصلا آن مقام، و لذا آنکه در مقعد صدق عند ملیک مقتدر است آن اصلا کاری به حساب و کتاب و اینها ندارد اصلا حساب چیست؟ اصلا کتاب چیست؟ کی حساب؟ کی کتاب؟ کی حساب می کند؟ حساب مال اینهایی است که جدول وجودی کوچکی داشته یک مقداری آب گرفتند و خداوند می خواست برایشان آب بفرستد طرف جلوی آب را بست نگذاشت جوبش آب برود،این را حسابش بکشد.یا شما یک رود کوچک بودید چرا راه را بستید؟ ما می خواستیم به تو آب بدهیم نگذاشتید. اینجا باید این را سیاستش کند. یکی دیگر یک مقداری آب گرفت جنات تجری من تحت الانهار.خوب حالا برایشان عسل بفرستید ،و چه عجب هم است اینجا هم نهر است نهر من عسل مصفی نهر من خمر…یک چهارتا نهر دیگر. اینها به همین اندازه یک نهر کوچولو برایشان عسل و آب بفرستیم نمی گوییم این اندازه اش نه .کسی که دریا دل شد دیگر نهر من عسل ندارد.آنکه دریا دل شد شما بخواهید بگوئید ما برایشان نهر بفرستیم ایشان می گوید من دریا شدم نهر برای چه؟ خود تو را می خواهم خود دریا را به من بدهید. تا این جدول وجودی مقید است، اینجا عنایت داشته باشید مثل اینکه تا اینطوری است عین ثابتش است، عین ثابتش همین مقدار است و دست نمی شود این را زد، فلن تجد لسنت الله تبدیلا ولن تجد لسنت الله تحویلا. .و لذا خدا تابع ایشان است. همانطوری که عرض کردیم دریای به این عظمت می گوید من تابع این رودم،این رودم، چون اینها دریا نمی شوند اگر دریا شدند،که خوب دریا هستند دیگردریا باز بگوید من عین ثابت دارم اصلا معنی ندارد.

و لذا این بحث است که آیا یک کسی جدول وجودیش بر، حال به یک تعبیری مثلا خباثت ،ازآن دریا آب را که می گیرد جدولش لایروبی نیست کثیف می کند آب را،آب ضایع می شود خراب می شود.فیض در این کانال ضایع می شود. حال یک ولی خدائی می تواند بیاید مثلا این ذات شمر را درستش بکند؟ که در این ذات دست تصرف به کار بگیرد و ذات را متحول کند می شود این کار یا نه؟ ظاهراً آیه این طور دارد نخیر و لن تجدلسنت الله تبدیلا، آن هم لن دارد . لم اگر داشت شاید یک مقداری قابل تحمل بود.لم برای نفی ابدی نیست. فلانی می زند؟ می گوید نه لم یضرب نمی زند .و فلانی می زند یا نه؟ نه لن یضرب ،به هیچ وجه نمی زند ابداً نمی زند. چون خمیره شان بافتشان بر این نیست که بزند اصلا ابدا نمی زند .این را الان داشته باشید،این دهۀ محرم خیلی قضایای تاریخی توش آمده مثلا الآن امروز دهم محرم عاشوری، امروز حضرت آدم را از بهشت بیرون کردند. همین چند روزی مثلا حضرت عیسی به دنیا آمد حضرت مریم به دنیا آمد حضرت ذکریا فرزندانش را.خیلی وقایع انبیاء بسیار خیلی وقایع سنگین در همین ده روزی هستند. خوب حضرت موسی در رب مقید اتصال دارد. هنوز به رب مطلق متصل نشده و دوست دارد به رب مطلق متصل بشود ربی ارنی أنظر الیک .رب مطلق رب خاتم است رب پیغمبر اکرم است ایشان تقاضا کرد که رب مطلق را پیدا کند، خوب این همه مناجات کرد در کوه طور.کوه طور یعنی در حقیقت نفس ناطقه خودش و خواست که این ذاتش را متصل کند به رب مطلق، باز هم به مقدار موسی حق تجلی کرد به این مقداری که ایشان به خداوند اتصال دارد، که حق مطلق آمده ،خواست آن طوریکه خودش است بیابد در این مجلای جلوه ی برایش بکند، لِه شد از هوش رفت تازه این تجلی ذاتی حق مطلق بود به مقدار ظرفیت موسی. به مقدار این رود ایشان یک تجلی ذاتی که کرد، بعد دیگر خودش کوتاه آمد ،دیگر باز نگفت رب ارنی انظر الیک. لَن تجد لسنت الله تبدیلا این مقداری، نمی شود شمارا تکان داد .حالا اگر کسی بگوید خوب حالا خود خداوند بیاید تصرف کند.خود خدا بیاید ایشان را دریا بکند چرا حالا بیچاره رود باشد؟ می فرماید: آقا سنت من در این است که اینجا من تابع شما باشم هر چه شما بگوئید .حکم حتمی و سنت بتی حق سبحانه است که هر تجلی و صفات آن تابع مجلایی که مرآت آن است می باشد.این به این مقدار آئینه گذاشت دارد آفتاب را نور می زند به آن دیوار. آن دیوار هم به مقدار گردی است مسطح است مربع است این نور را از آفتاب می گیرد به دیوار می زند بعد آفتاب می گوید من نورم خیلی وسیع است منتهی سنت من در این است که هر آئینه ای که مجلا شده مقابل من قرار گرفته من همان مقداری که ایشان وسعت دارد من همان مقدار به ایشان نور می دهم به ایشان می گویم منعکس کند. شما یک آئینه ای را بگذارید مقابل آفتاب بعد به آفتاب بگوئید آقای آفتاب آن طوری که هستی باید در من بتابی که من بتوانم تورا به همه، بعد می گوید آقا نمی شود طاقت و ظرفیتش را نداری اگر بخواهم بیایم دیگر تو لِه می شوی هیچ می شوی بنای ما بر هیچ کردن شما نیست بنای ما بر این است که شما مرآت ما باشید ما را نشان بدهید نه معدوم بشوید اگر قرار بشود شما را معدوم کنیم دیگر وجود نمی آوردیم اگر آفتاب آنطوریکه است بخواهد بتابد بر این آینه این آئینه معدوم می شود اصلا موجود نیست اگر می خواهد موجود باشد این آئینه، خداوند به این آینه می گوید: خوب شما این مقدار مجلی هستی من که می تابم من بخل ندارم فیض که از بالا می آید وسیع است آب که از دریا می آید وسیع است،وقتی می آید داخل جوب تو راه می افتد یک مقداری، من هم تابع تو می شوم حالا هرچه هست .و سنت من هم در این است که من دست به بافت شما نباید بزنم و نمی زنم برای اینکه ترتیب نظام هستی این است که این اینمقدار است او آن مقدار است. و نمی شود این حدود را برداشت کثرت برداشتنی نباشد دیگه. کثرت هم باشد وحدت هم باشد. مگر اینکه شما لطف بفرمائید قابلیت تان را اضافه کنید یعنی این جوب را هِی وسیع کنید اگر وسیع بشوید خوب البته ما می شویم. مثل اینکه الآن یک دره ای است فعلا این دره طوری است که این مقدار است بعد یواش یواش هِی می بینید ریزش می کند هِی وسیع می شود خوب حالا از آن طرف هم هِی آب برایش وسیع تر می آید که حالا این شده خداوند جدول وجودی ما را کار ندارد جدول وجودی ما این اندازه است که بر اساس قابلیت تجلی را می کند حالا اگر کسی بیاید خودش ذات خودش را تغییر دهد چه کار می کند؟ مثل اینکه یک جوب کوچکی بگوید حالا اگر اینطوری است که آدم هرچه وسیع تر شد آب بیشتر می گیرد خوب حالا چه کاریه من خودم وسیع می شوم.دیگر چه کاریه که اینقدر کوچک باشم من به دریا بگویم تو مطابق کوچکی من باید بیایی داخل م،.نمی شود که،پس نه، من خودم وسیع می شوم. این می شود یا نمی شود؟فکرش را در مقام لایقفی نفس بفرمائید.آن بحث خیلی مهم است.نفرمودید انسان با تحصیل علم گرفتن علم،هی ظرفیت وجودیش را قویتر می کند اشتداد جوهری نفس .حال عنایت یفرمائید که حرکت جوهری که صدر المتألهین این را ابتکاری درست کرد این چه کار می رسد؟که فیض می گیرد، بگوید بسیار خوب شما به همان مقداری که من هستم به من فیض بدهید، باشد. آن فیض را می گیرد و وسیع تر می کند خودش را.فیض علم است . علم فرمودید ظرف خودش را وسیع می کند. خوب هِی فیض می گیرد ظرف وسیع تر می شود هِی فیض را می گیرد وسیع تر می شود تا کجا؟ تا ندارد.آنقدر برو آنقدر برو تو هم دریا شوی.خوب مثل اینکه مقام لایقفی نفس خودش مطلبی است که براساس مقام فوق تجرد نفس، انسان هم می شود متصل به حق مطلق .تا در مجرای قوه خیال است حق مطلق نمی تواند آن جوری که خودش است بیاید توش .از مجرای قوه خیال می رود قوه عقل، خوب باز هم حق مطلق به مقدار عقلش بر او فیضات.و چون موجودات مجرد عقلی هرگز از آن توسعۀ عقلی بیشتر دیگر نمی روند، دیگر نمی توانی، و لذا امکان ندارد بشود ذات فرشتگان را تغییر داد به یک تعبیری، امکان ندارد نمی شود. حال جناب پیغمبر به جبرئیل می گوید بیا بالا دیگه،می گوید نمی توانم من ماندم شما بروید. همینی که استاد راه بود خودش ماند. خوب چرا؟ شما بیا بالا.نه من جدول وجودیم همین است دیگر بیشتر از این نمی شود .حالا شما سوال بفرمائید پیغمبر نمی توانست جناب جبرئیل را وسیع کند با خودش ببرد؟ نخیر نمی شود ایشان یک موجودی است که سرشتش بافتش این طوریست که درونش استعداد که نیست تا استعدادش را وسیع کند.دقت بفرمائید به عرضم خیلی داریم به طرف بحثهایی که تا حالا خواندیم اینجا نتیجه بدهد که اینها فرشته ها درونشان استعداد نیست اینها موجود مجردی اند که هر مقدار که کمال خواستند یکسره گرفتند و ذاتشان به همان کمالشان است هرچه قدر گرفتند ذاتشان این است. و لذا دیگر امکان ندارد جبرئیل را بشود عوضش کند این را بالاتر ببرد دیگر راه ندارد .اما چون در قوص سعود انسان، آن نفس ناطقه، از آن نطفه ،این استعداد را دارد تا به بی نهایت برود که اگر استعداد خودش را ضایع نکند اگر ضایع نکند.حالا به تعبیر حضرت اقا خودش را به دست کسی بدهد که واقعاً به حقیقت ایشان بخواهد ایشان راببرد. خوب این استعداد شکوفا شد به اندازه ای که علقه شد مزقه شد جنین شد. الآن شما بخواهید به جنین تمام حقایق را بدهید جنین را لِه می کنید. می گوئید نه، این جوری نه. الآن به مقدار ظرفیتش به او بدهید بگذارید که ایشان به مقدار ظرفیت جماد بود الآن شد نبات. خود سیر تکاملی انسان نشان می دهد که می شود عین ثابتها را عوض کرد اگر استعداد از بین نرود.اگر به یک تعبیر «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی أبصارهم غِشاوهٌ و لهم غذاب عظیم»دیگر تمام شد این را دیگر بِکُشیش تکانش نمی توان داد.اما اگر نه استعداد ضایع نشود خوب این چرا عین ثابتش را نمی شود عوض کرد. الآن شما عنایت بفرمائید، این نطفه الآن عین ثابتش چیست؟ این نطفه اگر هیچ حرکتی نکند عین ثابتش چیست؟ این عین ثابتش در این است که می تواند علقه شود. حالا علقه عین ثابتش چه می شود؟ با این کمالی که الآن به دست آورد. می گوئیم قابلیت دارد که بشود مزقه. از آن یک مقداری قویتر می شود .خوب مزقه عین ثابتش چیست؟ قابلیت این را دارم که وسیع تر شوم، بشوم جنین .جنین عین ثابتش چیست؟ ذاتش چیست؟سرشتش چیست؟ می گوید قابلیتی دارم یک حقیقتی به نام نفس به نام روح در من می تواند ایجاد شود باز هم وسیع تر شوم.خوب حالا کودک شده از مادر متولد شده عین ثابتش چیست؟ می گوید می توانم قوۀ این رادارم که اگر ادامه بدهم می توانم گویا شوم شنوا شوم خوانا شوم و اینها همه چیز می تواتم بشوم.خیلی خوب اینها هم شدیم عین ثابتت باز چیست؟بعد از اینها؟ بینید همینطور پله به پله بالا می رود که اگر می خواستید تمام حقایق الآن را، آن دوران نطفه به او بدهید ایشان می گوید آقا نخیر اینجا شما مجبورید تابع من باشید من به این مقداری که الآن غذا می خواهم می توانی به من غذا بدهی مگر اینکه یک ذره غذا را به من بدهی من ظرف خودم را یک مقدار وسیع تر کنم. شما یک مقدار غذا بیشتر بده. بعد مثل یک جوی کوچکی سیر می کند یک جوی کوچکی باز می شود. الآن می خواهی کل سیل را بریزی داخل این رود نمی شود. این رود می گوید الآن یک مقداری به من آب بدهید من این آب شما که آمده این دوطرف دیوار مرا همینطور تراش می دهد یک کمی که من وسیع تر شدم بعد دورۀ بعدی که سیل آمده یک مقدار بیشتر به من آب بدهید بعد دوباره باز من برش می خورم یک مقداری بیشتر درّه می شوم به من آب بیشتر بدهید .الآن ماشاءالله جادۀ هراز،شده درّۀ به این عظمت که آن روز اول ایشان به اندازه یک رود بود. اگر می خواستی این همه آبها را داخلش بریزی ایشان می گفت من لِه می شوم نمی توانم. اما الآن اگر هر چه سیل بیاید ایشان در خودش جای می دهد همه را می تواند رَد بکند.بعد وسیع تر می شود .این است که ظاهرا آقا اگر حرفی، که اینجا برداشت بنده است فکرش را بفرمائید، ظاهرا عین ثابت افراد را با علم می شود عوض کرد، با علم می شود عوض کرد .عین ثابت انسانها را .حیوانات را نه ،آنها استعدادشان طوری نیست که اگر بخواهی پشت سر هم به آنها علم بدهی نمی شود آنها تا یک حد بینائی و شنوائی و چشائی و لمس می آیند و این اندازه می آیند متوقف می شوند .و انسان چون متوقف نمی شود همین طور می توانی به او علم بدهی وسیع ترش کنی هِی وسیع ترش کنی وسیع ترش کنی. الآن این مقداری که هست رب مقید است جلوتر می رود ربش قویتر می شود باز جلوتر می رود ربش قویتر می شود تا جائی که جناب امیرالمؤمنین می فرمایند:و سرّی باستقلال اتصال حضرتک. ظاهرا اینطوریست که اینها .حالا مگر اینکه این شخص خاص استعدادهایی که برای تحصیل علم داشت اینها را در طول این عمر پنجاه یا شصت ساله، اینها را تقریبا به کار گرفته باشد. استعدادها را به کار گرفته. حالا همتش هرچه هم بود و استاد داشت، نداشت بالاخره به کار گرفته.الآن سن شده صد سال، یه طو طبیعی بالاخره در طول عمر برایشان زمینه آماده بود استاد بود مدرسه بود و کلاس بود درس و بحث بود یکی دو تا از دوستانشان رفتند این مسیر را طی کردند آن استعدادهای خودشان را شکوفا کردند آنها به کمال رسیدند الآن قوی شدند ولی ایشان نخیر دیگر استعداد خودش را شکوفا نکرد استعدادی که به وقتش باید شکوفا شود شکوفا نشود آن استعداد یواش یواش ضایع می شود. مثل اینکه شما یک تخمی را بگذارید این شاخ وبرگ در بیاورد،بعد این را باید ببرید بکاریدش، این بگذار بوته و درخت بشود. بعد این استعداد وقتش بود به کارش بگیری ،کمال مربوط به آن استعداد را به دست بیاوری این را ریختی یک گوشه و این دیگر شاخه هایش پوسیده ضایع شده از بین رفته بعد حالا می خواهد بعد از یک مدتی باز بگوئید باز اینها راببریم بکاریم بلکه در بیاید آقا دیگر استعداد لِه شد ضایع شد دیگر استعداد از بین رفته. این است که استعدادش از بین رفته باشد این دیگر نمی شود دیگر استعداد ندارد به او علم بدهی تا وسیع بشود. نه آنهائیکه استعداد برای علم را ویافتن کمال را دارند آنها را می شود عین ثابتشان را عوض کرد. و لذا فرمود شفاعت ما به داد اینها می رسد. به داد آن تک تک افرادی که نخیر ضایع کردند استعدادشان را ضایع کردند خودشان را ضایع کردند از بین بردند آنها نخیر،آنها دیگر شفاعت ما به آنها نمی رسد.اینکه آقا می فرماید شفاعت را باید از اینجا با خودتان ببرید استعدادی است که شخص دارد باید از اینجا با خود ببرد یک انسان کاملی بیاید برایشان دخل و تصرفی بکند به اذن الله و این را هِی بالا بیاورد و از جهنم در می آورد می برد بهشت، از بهشت مرتبۀ مادون ترفعش می دهد می برد مرتبۀ بالاتر همین جور می برد. این است که اگر استعداد باشد می شود. حال یک کسی اشکال نکند خوب بله ما داشتیم کسی مثل مرحوم حاج محمد کاظم اراکی.خوب بندۀ خدا پیرمردی بود ساده لوح. بسیار شیرین است داستانشان کتابها هم نوشتند در مورد ایشان. پیرمردی بود در دوران مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله علیه خیلی ساده هم بود بندۀ خدا .روزی رفته بود صحرا ظاهرا هیزم روی دوشش بود آمد در مسیر یکی از دهات اراک بود مسیرش یک امازاده ای داشت امام زاده صالح.بعد داخل امام زاده صالح رفت و زیارت بکند یک وقتی دید آن کنارۀ دیوار امام زاده قرآن را نوشتند.به ایشان می گویند حاج محمد کاظم بخوان . ایشان می گوید ما سواد نداریم بخوانیم.ما به شما می گوئیم بخوانید دیگر.بعدش خوانده از آن حال در امده کل قرآن را حفظ شده بله کل قرآن را حفظ شده. حالا پیرمرد در سن هشتاد سال بوده .خوب این معلوم است که در طول عمر خود درست است استعداد را به کار نگرفته اما استعداد ضایع نشد اگر استعداد ضایع شده باشد اینجوری نمی شود.راه ندارد. این الآن درست است سنش بالا آمده اما آن استعدادش درونش جوان ماند. مثل یک انسانی که بالاخره اگر اهل کار باشد می تواند فرض یک همچین کاری را در یک مقطع زمانی انجام بدهد ولی یک پیرمرد بخواهد قران حفظ کند دیگر ذهن کشش ندارد مشکل است نمی شود.خوب حالاجوانی می خواهد در یک مقطع زمانی دو یا سه یا چهار سال هر روزی یک ساعت دو ساعت حفظ کاری کند تا قرآن راحفظ کند بعد حالامعجزه و کرامت می شود دست تصرف می شود آن مدت چهار سال برداشته می شود یک لحظه یک دقیقه شبیه طی الارض.اما معلوم می شود این استعداد درون حاج محمد کاظم بود.این استعداد ضایع نشد.حال این استعداد به چه دلیل بود هزار جور شاید اسرار داشته باشد آدم نمی تواند به راحت بفهمد سرش چه بود. و لذا حضرت آقا می فرمود که استادشان آقای قاضی می فرمود:ایشان را آوردند نجف،خیلی مثل توپ صدا کرد معجزه قرن شد قضیۀ حاج محمد کاظم.خیلی حرف اصلاً،.یعنی قرآن برای ایشان به یک معنی به انزال دفعی نازل شد. شبیه یک تنزل قران برای جناب رسول الله بود. حال آنکه مقام نبوت ختمی است. جنبۀ شبیه را عرض می کنیم. آن حرف دیگر است. که آقا مهدی می فرمودند که پدر ما به این آقایان گفت آقا یک دور ایشان قرآن را بخواند شما یک دور بنویسید.متأسفانه این کار را نکردند .چون هیچ سواد نداشتند اصلاً ،حالا قرآن خوان هم شد باز هم سواد نداشت عبارت قرآن را بخواند. و لذا مثلا یک کتابی را می آوردند می گفتند خوب حالا حاج محمد کاظم می فهمد کجایش قرآن است یا نه. آقا می فرمود هیچ سواد خواندن اصلا و ابدا. یک صفحه کتاب را پیشش می آوردی بعد ایشان انگشت نشان می داد می گفت این دوتا کلمه قرآن است بقیه نیستند. بعضی عبارتی را در کتاب می نوشتند بعد یکدفعه وسط داخل پرانتز آیه قرآن را می نوشتند ایشان نشان می دادند اینها فقط قرآن است بقیه نیستند. بعد به او می گفتند آقا محمد کاظم شما که سواد ندارید خواندن بلد نیستید چطور می فهمی؟ می گفت نور می دهد معلوم می شود. این نور می دهد معلوم است قرآن است.بقیه کلمات نور ندارند. عجیب بود همان هیزم روی دوشش بود آمد یک لحظه امام زاده نشست یکدفعه این جوری شد بعد دیگر چه عجیب بود شما اگر می گفتی لفظ فلان چند بار در قرآن آمد ؟این را به شما می گفت. لفظ الله مثلا چند بار در قرآن آمده؟ این را مثلا می فرمود دو هزار بار آمده. لفظ متکبر چند بار در قرآن آمده؟ می فرمود یک بار. مثلا الآن این آقا پسر عزیر محمد حسین طبا طبایی اگر کسانی ایشان را خیلی دوست دارند باید در حقشان دعا کنند اینها خیلی دست وپاگیر شده ،این برایش ضرر دارد، حیف می شود باید آنقدر دعا کرد این فیضی که برایش آمده این با این هیاهوها با این چیزها از بین نرود.نوعا این گرفتاری است یعنی عالم اینطوری است کار عالم نوعا بر کتمان است معمولا اینطوری است کار که علنی بشود خطر هم دارد خیلی باید بر این بنده خدا دعا کرد اینها حالشان بماند آنی که برایشان ظهور پیدا کند بشود خدای نکرده فیض بسته نشود و همین اندازه نماند ویا یک مقداری بالا بیاید بعد بایستد .خوب این غرضم این است که دیگر کسی اشکال نکند که پس اینجا چطور شد حاج محمد کاظم؟ بله پس اینجا می شود عین ثابت حاج محمد کاظم را عوض کرد حاج محمد کاظم قبلی کی هست؟ حاج محمد کاظم بعدی کیست؟تمام علمای قوم و نجف در مقابل حاج محمد کاظم سجده کردند همه گفتند ما کوچک تو هستیم علم می گویند این، یافتن می گویند این ،دارائی را می گویند این، راحت ،جانمان را به لب آوریم هِی کتاب بخوان هِی بنویس.و شما یک دفعه اینجور. خوب این الآن به یک معنی تغیر عین ثابت است تغیر عین ثابت شده .این تغیر عین ثابت زیر سر چیست؟زیر سر استعدادی است که درونش است. استعداد است یکدفعه می بینی که با یک جرقه فیضی می آید.پس حالا گرچه این روشی که آقا پیاده فرمودند به این صورت، این فکر می کنم که مطلب نوعی است. من یادم نمی آید در فصوص در مصباح این حرفها را آن آقایان نداشتند.این خیلی مهم است خیلی هم مهم است.که شما چیزی که، ببینید که در مقام طهارت سرّ اتصال به حق مطلق پیدا شود و احکام تقییده ای که به سبب معیت با عین ثابت است این هم زائل شود. یعنی عین ثابت عوض شود ،این احکام مربوط به این ذاتش عوض شود ،بگو ذات عوض شود.عین ثابت را می شود درونش به یک نحوی تصرف کرد می شود مثلا در عین ثابت تصرف کرد. حالا این را من یادم نیست در شرح دفتر دل آوردم. یادم نیست که حضرت آقا این را به قلم گرفته باشند که محسور بشود یا نه. یک فرمایشی هم آقا دارند که تشکیک در ماهیت همراه دارد ،آن هم خیلی رمز عجیبی است. تشکیک در ماهیت را آقا همانند تشکیک در وجود این را پذیرفتند و می فرمایند« اعتقاد من این است». ما به خاطر همین یک جملۀ ایشان که می فرمایند اعتقاد من این است که همان جوری که وجود تشکیکی است ماهیت هم تشکیکی است. حالا بحث وجود و ماهیت هنوز پیش نیامده با عزیزان، که در درس ۹۹و۱۰۰ عرائضی داشتیم یک مقداری بود. این فرمایش حضرت آقا مثل اینکه، آن هم چی،تازه به صورت یک اعتقاد هم می فرمایند. مرحوم جناب صدرالمتألهین در اسفار تقریبا می خواهند تشکیک در ماهیت را بپذیرند اما آقا اصلا می فرمایند اعتقاد من این است .چیز عجیبی است که به نظر من، اگر فکر می کنم که حضرت آقا اگر هیچ مطلب نوعی نداشته باشند جز همین یک مطلب کافی است. این خیلی حرف است، این همه عرفا در طول تاریخ آمدند این مطلب را هنوز نتوانستند تثبیتش کنند که عین ثابت را می شود عوض کرد. جناب ابن عربی چقدر، قدم به قدم ،عین ثابت، عین ثابت، ذات، ذات، جناب محقق قیصری همین طور.ابن ترکه هم همینطور. و دیگر بزرگواران همینطور.دیگر هیچ کدام از بزرگواران از این مرحله از این گردنه بیرون نرفتند و آقا از این گردنه هم بیرون رفت. خیلی حرفِ عزیزان، حالا من یک چیزی دارم همین جوری می گویم هم شما به عمق قضیه توجه ندارید هم خود من آنطوری باید باشد به عمق قضیه اطلاع نداریم. که این چه هست؟ اگر این یک قضیه باشد!حالا فعلا اگرش را می گوئیم تا آدم برهانش را پیاده کند بعد بگویم،نه آقا اگر دیگر نه، حتماً است. اگر این باشد، یک مقداری باید ترس داشت ،قبل از اینکه ما برویم بهشت ببینیم یزید و اینها رفتند.ترسش است.هست دیگه نمی شود.نه حالا درست است حرف خیلی داریم، آیات و روایات پیش می آید وقایع تاریخی مطرح می شود و خیلی حرف پیش می آید.این معلوم می شود که آقا چه جور بر آیات و روایات سیطره پیدا کردند که این مجموعه را شما الان بخواهید، یکدفعه با یک آیه ای بایستید بگویید آن معنای آیه اینطوریست دیگه. آیه می گوید لن تجد لسنت الله تبدیلا ولن تجد لسنت الله تحویلا، الان آقا هم به عنوان نمونه ،چون الان یک آیه ای که اینجا به یک تعبیری شاید بیاید راه این قضیه را سد کند همین آیه است. آیات دیگر شاید به این اندازه نباشد که این آیه با کلمۀ لن هم آمده و لن تجد و آن هم از بس که مهم بود خود خدا هم لن تجد لسنت الله تبدیلا ولا تحویلا مثلا می فرمود،نه دیگه باز هم و لن تجد…، به هیچ وجه نمی شود. آیه می گوید نمی شود. حالا چه کار باید کرد این آیه و آن آیه و کل قرآن را تو بگیری ببینی این یک آیه مربوط به کجا می شود.آقا این خیلی ،این است که در آن دفتر دل کدش را فرمودم که خود یک دوره تفسیر آن است. باید دوره تفسیر انفسی درست بشود بعد این بیرون می آید. عرض کردم این یک حرفی است مطلبی است. و لذا یک وقتی هم آقا می فرمودند که نمی توانیم آنی را که داریم، بگوئیم،اگر بگوئیم مارا بیچاره می کنند.راست می گوید حالا ما اینجا جلسه مان خصوصی است. و الا مردم بیچاره الآن در خیابان دارند ،وحق هم است خودمان هم می گوئیم و حق هم است .الآن دارند چه کار می کنند همه لعنت می کنند همه می خواهند ایشان را دورش کنند جناب سیدالشهدا دارد ایشان را می کِشِد می آورد. باشد،باشد،نه نباید اینها را برداشت باید باشد این وظیفۀ ماست. وظیفۀ ماست که ما بگوئیم لعن الله علی شمر،لعن الله علی عمر و… باید هم بگوئیم. وظیفه داریم. ما همه ،یعنی کل عالم دست به دست هم می دهیم این آقارا دورش کنیم جناب سیدالشهدا می گوید نه بگذار بیاید. چرا دورش بکنیم. اینها چون مردم حرف نشنیدند. خیال می کنند که ،پس اینها که ضد دینی شدند پس ما برای چه معطّل هستیم و در خیابانها داریم جوش می زنیم ما داریم سر چه کسی را می تراشیم ،نه این کمال برای خودشان است، باشد. شما لعنتان را بکنید دستور شرعی هم است حساب هم است، باشد، خودتان به کمال می رسید.مگر نمی خواهید به کمال برسید. تو خودت به کمال برس .اما تو چه ادعائی داری که جلوی دیگران را ببندی؟ چرا تنگ نظری؟ آقا، حالا آن هم از طرفی هم، اینها که هر کاری که کردند، دین خدا ناموس خدا که باقی ماند یعنی چیزی نشد که ضربه به ناموس خدا بزنند. اتفاقا شاید اینها فردای قیامت بگویند خوب مرد حسابی شما اینقدر می خواستید مارا دور کنید خوب اگر ما نبودیم شما این همه مؤمن کجا بار می آوردید؟ این همه مسجدها این همه روزه ها، این همه به کمال نمی رسیدید. من باعث شدم به کمال رسیدید. حال که من باعث شدم به کمال رسیدید چرا اینقدر تنگ نظرید و نمی گذارید من یک مقدار جلو بیایم؟ همین دو دوتا چهارتا می بینی جلوی ما می ایستند همانها برهان اقامه می کنند. فرعون می گوید خوب من نبودم، بسیار خوب من نبودم .خوب من که ضدم من ضد بخواهم نباشم تو راه نمی افتی. من باید بودم تو را راه می انداختم. نه واقعش را الان می گویم، ما چقدر الان باید متشکر شمر باشیم؟ عمر سعد باشیم ؟الان چقدر مردم دارند به خاطر امام حسین به کمال می رسند ؟خوب دیگر شمر آن روز آقا رها می کرد تمام می شد می رفت. خوب آقا چه می شد؟ از شما می پرسم؟ نتیجه اش این می شد بر می گشت بین مردم مدینه. حالا چه فرقی می کرد. چهار روز عمرشان حالا اضافه تر این مقداری که بودند مگر چند تا ساخته شدند. تنها چیزی که به استقبال برویم ده میلیون جمعیت جمع بشویم آقا را سروصدا که اقای ما آمدند از مرگ در آمده، خوب خیلی خوب از مرگ درآمده، و آمد سن ۶۳ سالشان شده هفتادو سه سال. نتیجه چه می شد؟ دو دوتا چهار تا دیگه چه می خواهی؟هفتادو سه سال می شد. حالا خیلی خوب سن بشود هفتادو سه،جناب نوح بیچاره نهصد سال زحمت کشید هفتاد نفر گیر آورد جناب سیدالشهدا را شمر شهید کرد ایشان هفتاد نفر چه است الا یوم قیامت همینطور دارند می آیند. بعد همه هم دارند می آیند شمر را دورش کنند .جناب سیدالشهدا می فرمایند باشد شما بگوئید این را دور کنید چون تولی و تبری است. بعد می بینید این تولی و تبری ابتدائی است این اینجا است. حالا که رفتند رحمت لاالعالمین، تولّی،تبری نیست که این الان این پائین است. بعد می بینید که همه، روز قیامت می گوئیم که خوب حالا درست است حق شمر هم است این همه بالا بیاید و ایشان باعث شده ما الان آمدیم اینجا.به هر حال دیگر چیزهائی در حرفهایشان است معلوم است یک استعدادهائی است اصلا مثل عمرسعد هِی دست بازی می کرد همین ده روز معطلی کردن خودش یک لِمی دارد. چرا اینجور دست بازی می کرد.خوب حالا می خواهد دنیا را وِل کند نمی تواند از آن طرف هم بخواهد دستم آلوده بشود به هر حال جای فکر است. منتهی الان آنی که در ذهن ما است جهنم و اینها حرفی نیست. خوب این عین ثابتش عوض نشود جان به لب می اید. الان ما یک صفت بد داریم می خواهیم آن صفت بد را از خودمان بگیریم آدمی هستیم زود اوقاتمان تلخ می شود، می گوئیم آقا شما این را درستش کن. خوب تا آدم بیاید تمرین کند فلان کند این صفت و ریشه از درون آدم کنده بشود واقعا، آدم اینجوری نباشد زود اوقات تلخ بشود، چه قدر وقت می گیرد، کار آسانی است؟ درست است آن عین ثابت شمر فرض بخواهد عوض بشود و قیامت فرض هم بخواهد طیب بشود،یعنی آن یک تار موئی که ما خبر نداریم اینجوری ما الان هرچه نگاه می کنیم ایشان زده کشته، دیگر آن نهایت کارش را به یک تعبیری کرده اما تار موئی آن گوشه ها است که آن تار مو می بینی یک جائی خودش را بالاخره نشان داده . در بین راه کوفه و شام که می آمدند آن شب ،درون دیر و سر مبارک آقا را گذاشته بودند آن راهب مسیحی آمد آن سر گرفت و بعد گفت ما پنج هزار دینار به شما می دهم شما یک امشب این سر را بدهید به من، این تمثل برایش حاصل شده بود دید که نور بالا می رود. عاشقش شد گفت پنج هزار دینار به شما می دهم این همه پول دارم می دهم، داد و آنها سر را به ایشان دادند برده سر را شست شو کرد.که ظاهرا برای همان راهب هم ارزش قائل شدند که در بین راه سوریه می روند آنجا زیارت هم می کنند بعد حالا عنایت فرمائید آن تار مو ها آن گوشه ها باشد بیرون می آید بالاخره یک چیزهائی است.

که سکه ها را گرفتند در داخل صندوق بود. سکه ها را گرفتند فردا صبح سر را گرفتند به طرف شام راه افتادند بعد ها که رفتند سکه ها را باز کردند دیدند که سکه نیست همه شده شفال. سکه شده سفال درونش این طرف یک آیه نوشته شده و آن طرف هم یک آیه نوشته شد.که خود شمر هم خودش اعتراف کرد خسر الدنیا والآخرت هم قیامت مان را از دست دادیم هیچی اینجارا هم از دست دادیم. که من در کل قضایای کربلا از اول تا آخر هر کجا را دقت کردم همین یک مورد را گیر آوردم. یک چیزکی هم ظهور دارد ازش تعبیر می کنیم گاه گاهی به ضمیر ناخودآگاه. همان ناخوآگاه می بینی بیرون می آیدخودش را بروز می دهد عرض کردم بحث بحث سنگینی است این اولا باید از جنبۀ علمی حل بشود حالا ما کار به یک شخص نداریم شما مثل اینکه می خواهید مطلبی را بر هانیش کنید و این مطلب پیاده اش کنید بعد بگوئید این مطلب پیاده شده ما مصداقش فلانی است. حال یک وقتی در قضیه مصداق شناسی آدم شاید یک وقتی بیائیم روی فرد بخواهیم انگشت بگذاریم بگوئیم نخیر این مصداقش نمی شود . والحمد الله رب العالمین

منبع:فرمایش حضرت استاد داود صمدی

در بحث شریف طهارت . ا هو هواز فرمایشات حضرت ایشان پیاده شده .

وهیچ تعریف ویا جایگزین الفاظ وعبارت درآن صورت نگرفته است.

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۵ ق٫ظ:

بدم میاد از این که این قدر بد می نویسند .
یک پاراگرافی ، یک …
خوانا بنویس !
حقت است اگر کسی نخواند .
مگر انشاء است یا رمان است ؟!!
می خواهی سایت را دربست بدهند به شما ؟!!

خلاصه نویسی بلد نیستی ؟!
فقط کپی پست بلدی !
چطور انتظار داری ما که از صمدی بدمان میاد این همه نوشته را بخوانیم ؟!
همه که مثل شما عاشقش نیستند .

[پاسخ]

علیرضا پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۳ ق٫ظ:

مشخصه که شما اهل خوندن وفهم نیستین اگه اهل حوصله بودین عاشق استاد صمدی بودین همین که بدتون میاد معلومه حوصله فهم ندارین نیاز به گفتن نیست

[پاسخ]

fars.tv پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۲ ب٫ظ:

http://www.samadiamoli.blogsky.com/ وقتی برخی افراد بی تقوا به شخصیت هایی که در قید حیات هستند تهمت ها و دروغ های شاخ دار می بندند و معصیت کبیره می کنند؛ برای شخصیت هایی که در قید حیات نیستند و علمای طول تاریخ اسلام و تشیع قطعاً چند برابر تهمت و تحریف و دروغ می سازند. الحمدلله که یک بار دیگر هویت واقعی افرادی که به علت جهل یا بی تقوایی، دروغ و تهمت پراکنی بر علیه حکمت و عرفان و حکما و عرفا می کنند در سایت ها و مجلات و کتاب ها و نوشتجات… واضح و روشن شد بر همگان. آیت الله صمدی آملی در بیاناتی بسیار واضح تهمت هایی که به ایشان زده می شد را پاسخ گفتند. حجت الاسلام والمسلمین شیخ محمد حسن وکیلی چند هفته پیش در پاسخ به سوالاتی که از ایشان پرسیدیم درمورد سخنان آقای صمدی (که مخالفین حکمت و عرفان منتشر کرده بودند)، صحبت هایی را بیان فرمودند وقتی که آیت الله صمدی آملی این پاسخ را منتشر فرمودند و چهره زشت افرادی که بدون تحقیق و تفحص و صرفاً به خاطر عدم احتیاط و دقت و عدم رعایت تقوا تهمت هایی را می زنند مشخص شد، سخنان استاد وکیلی بیشتر برای ما واضح و روشن شد و حقانیت آن بیشتر به اثبات رسید. افرادی که معاصی کبیره را به راحتی مرتکب می شوند عاقبتی جز بی آبرویی ندارند. به سخنان آیت الله صمدی آملی دقت بفرمایید : به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام والمسلمین داود صمدی آملی در پی ایجاد برخی مباحث حاشیه ای درباره مساله «تشکیک در ماهیت» (عین ثابت)، عوض شدن «عین ثابت» متن زیر را برای خبرگزاری فارس ارسال کرده است که عینا منتشر می شود: بسم الله الرحمن الرحیم اخیراً موضوعاتی مطرح شده مبنی بر این که اینجانب حدوداً پانزده سال قبل در جلسه ای درسی و علمی و در قالب مثال از اسامی افرادی کثیف استفاده کردم که سبب برداشت های ناصحیح گردیده است. اینجانب اعلام می دارم براساس نصوص قرآنی و روایی جهنمی بودن و خلود آنها در قعر جهنم امری محرز و مسلم است که شک بردار نیست. و اصل تولی به ولایت بلافصل حضرت امام امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرین شان تا حضرت بقیه الله الاعظم مهدی فاطمی عجل الله تعالی فرجه الشریف، و تبری جستن از دشمنان و غاصبان حقوق حقه الهیه آنان به نصّ قرآن کریم و روایات، یعنی اصل اصیل و پایدار تولّی و تبّری اصل مسلّم ما شیعیان خالص امامیه اثنی عشریه است که موجب تعالی روح انسانی و موهبت الهی است که شیعه اهل بیت علیهم السلام بدان مفتخر است. میزان ما براساس حدیث شریف و متواتر از جناب رسول الله الاعظم صلّی الله علیه وآله و سلم همان ثقلین کتاب الله و عترت، اهل بیت علیم السلام است و تا قیام قیامت هم خواهد بود. الحمدالله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایتهم و محبتهم اجمعین والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته بیست و دوم جمادی الثانی ۱۴۳۳ ق مطابق ۱۳۹۱٫۲٫۲۴ ش داود صمدی آملی حضرت علامه حسن زاده می فرمایند : شنیده ام … نفرمودند که آقای صمدی آملی چنین چیزی گفته؛ فرموده اند شنیده ام؛ بنا بر این فرمایش حضرت علامه حسن زاده آملی به جهت دفع تهمت های مخالفین بوده. آیت الله صمدی آملی هم که به صراحت نظر خود را بیان فرمودند. حضرت علامه حسن زاده آملی و آیت الله صمدی آملی مجبور شدند بیانه ی رسمی بدهند این است : – دروغ پراکنی و تهمت های زشت برخی سایت های مخالف حکمت و عرفان – همانطور که جناب استاد شیخ محمد حسن وکیلی نیز در آن دو فایل صوتی که از ایشان منتشر کردیم فرمودند، این قبیل سایت ها محور کارشان بر تهمت و دروغ و تقطیع و تحریف سخنان علمای ربانی و عرفای بزرگ شیعه است. وإلا این مسئله ای واضح و مبرهن است که حضرت علامه حسن زاده آملی و آیت الله صمدی آملی دور و مبرا از این تهمت های زشت هستند. قطعاً معصوم نیستند این بزرگواران و ممکن است علماً یا عملاً خطایی بکنند، اما این تهمت ها و دروغ پراکنی های برخی جماعت مخالف حکمت و عرفان از سر جهل و بی اطلاعی یا بی تقوایی است. برخی از این جماعت که ما اینها را به چشم دیده ایم و با گوش خود شنیده ایم، خجالت می کشند یا می ترسند علنی بگویند اما در جلسات خصوصی علناً به امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (حفظه الله) و بزرگان دیگر فحش و ناسزا می گویند و اینها را کافر می دانند.

[پاسخ]

علیرضا پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۸ ق٫ظ:

شماها اهلبیت رو نشناختین که جلو علمی رو میگیرین مث اباسلط خادم امام رضا که ترسید اقارو تمسخر کنند وحضرت خندید فرمود میترسی نتونیم جوابشونو بدیم فلسفه یا هرعلمی گسترده بشه مقام اهل بیت بالا میره نه کسر بشه یکم دیدتونو بازتر کنید لطفا
خدایا امان از جهال دوران ها که همه ائمه وبزرگان رو کشتن دست همرو کوتاه کردن
نذاشتن حقیقت به ما برسه توسینه ائمه وبزرگان حبسش کردن
خدایا ما شکایت داریم ازاین گروه توخودت حق مارو ازشون بگیر

[پاسخ]

علی

آقای صمدی آملی
می خواستم با چندین حرف گنده جواب اراجیف و خزعبلات شما را بدهم اما تمام حرف هایتان را سپردم به مادرمان زهرا سلام الله علیها

[پاسخ]

مجید پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۷ ب٫ظ:

شما بفرمایید ادب یاد بگیرید بعد بیایید با هم صحبت کنیم

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۵ ق٫ظ:

مثله(صمدی) کمثل الحمار یحمل اسفارا

[پاسخ]

133 پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۷ ب٫ظ:

خدا بهتون عقل بدهد.

[پاسخ]

حسين پاسخ در تاريخ شهریور ۶ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۳ ب٫ظ:

درسته
نتیجه ی اسفار خوندن شده« یحمل اسفارا»

[پاسخ]

علیرضا پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۶ ق٫ظ:

مادرما هم تاخورد از حرف نفهم های به ظاهر طرفدار اسلام خورد شمانترس مادرخودشون اجر صبر درمقابل نادونیه عوام مردم رو بایشون میدن مطمئن باشین

[پاسخ]

محمد نوروزی

اخه در جاهای دیگه همین آقای صمدی آملی حرف های خوبی در مدح اهل بیت علیهم السلام فرموده اند در حد غلو
من نمیدانم این تناقض گویی ها دیگر از کجاست
تمام غلو هایی که درباره ی مقام اهل بیت در هیئت های ما رایج است
از همین اهل عرفان سرچشمه گرفته حالا همین اهل عرفان میایند اینجوری میگویند
از آن طرف اهل بیت علیهم السلام را بالا میبرند
از این طرف اینگونه به زمین میکوبند .

[پاسخ]

علیرضا پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۸ ق٫ظ:

پسر جان عرفان ترجمش میشه شناخت انحراف از نادونی ونفهمی
شما از جای دیگه میخوری حالیت نیست برو بفهم عارف شو بفهمی

[پاسخ]

عباسی

پس این جهنم را که خدا آفریده چی میشه کی باید بره نعوذبالله حتما ائمه باید برن استغفرالله

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ آبان ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۲ ب٫ظ:

کدوم جهنم؟ کجاست؟

[پاسخ]

حسین

لعنت خدا بر کسانی که دل امام زمانمونو با این کفریات درد می آرن خدا لعنتشون کنه
واقعا منتظر روزی بودم که آقایون علنا بگن شمر و یزید که مشکلی نداشتند کارشون هم درست بود …
می گن شما به شمر و یزید لعتتون رو بکنید وظیفتون هست(یعنی این همه علمای تراز اول شیعه برای شمر و یزید لعنت فرستادن الکی بود ) اما پشت پرده چیز دیگه ایه و ما باید متشکر شمر و یزید باشیم . الله اکبر …
میگن جناب نوح ۹۰۰ سال عمر کرد ۷۰ نفر گیر آورد اما جناب شمر کلی رو با ایمان کرد و این تولی تبری ابتدایی هستش پس ما باید ازش تشکر کنیم
همینمون مونده تو محرم به جای عزاداری برای سید الشهدا بریم برای شمر و یزید جشن بگیریم
حرف آخرم با این آقایون اینه بالا برید پایین بیایید توی همین کفریات فلسفه و عرفان گیر کردید و هر چه بیشتر دست و پا بزنید بیشتر در این باتلاق فرو می رید و تنها راه نجاتتون طلب دستگیری از امام زمان هست نه از ابن عربی و ملاصدرا
خدایا ما رو از شر فلسفه و عرفان محفوظ بفرما

[پاسخ]

مجید پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۹ ب٫ظ:

خدایا مارا از دست جاهلان فی العرض راحت کن

[پاسخ]

محب دیونه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۶ ب٫ظ:

مردک احمق … که برای دشمن اهل بیت حرف مفت بزنی می خواستی چه کار دیگه ای بکنی
چه سودی به تو می رسه؟
شاید پول می گیری
شاید هم …
حالا چه سودی به ما می رسه یه آدم … مثل صمدی رو کافر کنیم
؟؟؟

[پاسخ]

تک مضراب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۰ ب٫ظ:

ببخشید جاهلان فی الارض شنیده بودیم ولی جاهلان فی العرض دیگه چه صیغه ایه؟!!!!

[پاسخ]

منتظرظهور

واقعاً جای تاسف است!!!
اگر یک شخصی که در کسوت روحانیت نیست (مانند آقای سروش) چه به روز او می آوردیم؟؟؟

مطالبی در نقد فلسفه و عرفان و تصوف را در وبلاگ ما به آدرس:
http://www.m-tafkik.blogfa.com

یا علی

[پاسخ]

fallah

برادران من :
فلسفه‌ى اسلامى، پایه و دستگاهى بوده که انسان را به دین، خدا و معرفت دینى نزدیک مى‌کرده است. فلسفه براى نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است؛ لذا بهترین فلاسفه‌ى ما – مثل ابن‌سینا و ملاّ صدرا – عارف هم بوده‌اند. اصلاً آمیزش عرفان با فلسفه در فلسفه‌ى جدید – یعنى فلسفه‌ى ملاّ صدرا – به‌خاطر این است که فلسفه وسیله و نردبانى است که انسان را به معرفت الهى و خدا مى‌رساند؛ پالایش مى‌کند و در انسان اخلاق به‌وجود مى‌آورد. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیّات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود. راهش هم تقویت فلسفه‌ى ملاّ صدراست؛ یعنى راهى که ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است که انسان را وادار مى‌کند هفت سفر پیاده به حج برود و به همه‌ى زخارف دنیوى بى‌اعتنایى کند. البته نمى‌خواهیم بگوییم هرکس در این دستگاه فلسفى قرار نداشته باشد، اهل دنیاست؛ نه، اما این راه خوبى است. راه فلسفه باید راه تدیّن و افزایش ارتباط و اتّصال انسان به خدا باشد؛ این را باید در آموزش فلسفه، در تدوین کتاب فلسفى، در درس فلسفى و در انجمن فلسفه – همین که به آن اشاره شد – رعایت کرد. اهل فلسفه‌اى که ما قبلاً دیده بودیم، همه همین‌طور بودند؛ کسانى بودند که از لحاظ معنوى و الهى و ارتباطات قلبى و روحى با خداوند، از بقیه‌ى افرادى که در زمینه‌هاى علمىِ حوزه کار مى‌کردند، بهتر و زبده‌تر و شفّافتر بودند.
به نظر من بین فلسفه و کلام هم نباید دعوا قائل شد. مهمترین کتاب کلامى ما را یک فیلسوف – یعنى خواجه‌نصیر – نوشته؛ اما در واقع فلسفه است. ما باید اینها را به همدیگر نزدیک کنیم؛ هیچ مانعى ندارد. فلسفه و کلام و عرفان وجوه تفارقى دارند، وجوه اشتراکى هم دارند؛ ما باید اینها را به عنوان علوم عقلى – همین تعبیرى که آقایان داشتند و کاملاً تعبیر خوبى است – یا به یک معنا حکمت، که شامل همه‌ى اینها بشود، مورد توجّه قرار دهیم و دنبال کنیم

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۰ ب٫ظ:

اولا کی میگه ابن سینا عارف بوده ؟
کی میگه اثبات وجود خدا ایمان میاره ؟
اینو خود فلاسفه قبول ندارند
اگه ایمان می آورد مکتب مشاء که ملاصدرا نمیومد عرفان رو اضافه کنه به فلسفه
حتما داستان مناظره ی ابن سینا و ابو سعید ابوالخیر رو میدونید
ابو سعید میگه ابن سینا آنچه من میبینم را میداند
از این حرف چند تا چیز به دست میاد
اول اینکه فلسفه و عرفان یه چیزه
دوم اینکه عرفان دروغه
دلیلش اینه که عارف همانی را که میداند شهود میکند
نه آن چیزی را که هست
یعنی چی ؟
یعنی مثلا ابن عربی میداند که شیعه خوک است
باورش این است که شیعه پست و رذل است
وقتی میرود مکاشفه ای در عرش میشود
میبینید یه عده خوک دارند رد میشند میگه اینا کیند ؟
میگه شیعه اند
خب این یعنی ابن عربی آنچه را باور دارد شهود میکند
نه آنچیزی که واقعا هست
در حقیقت باید ابن عربی شیعه را مطهر و پاک و عزیز میدید
اما ندیده است
مثلا فرض کن سلمان فارسی و ابوذر و زراره و علامه ی حلی و
علامه ی مجلسی و ….رو در شکل خوک دیده بوده
استغفر الله و اعوذ به و الوذ به
پناه بر خدا
پس نتیجه اینکه عارف چیزی را شهود میکند که میداند
مثلا اگه عارف زمین را شهود کند
زمین را صاف میبینید
چون هنوز کشف نشده که زمین گرد است
عارف علمش را شهود میکند نه حقیقت را
پس عارف فلسفه را شهود میکند و آنچه دیگر عرفا شهود کرده اند
عرفان نظری بزرگترین مغالطه است .
برای ادامه ی این مطلب به وبلاگم رجوع کنید

[پاسخ]

fallah پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۵ ب٫ظ:

برادر من :
در مکاشفه به نوع باز نمی گردد بلکه به شخص باز می گردد لذا مکاشفه ایشان به نوع یعنی تشیع باز نمی گردد بلکه به کسانی که ادعای تشیع کرده اند و نزد ایشان آمدند باز می گردد و به حالات آن اشخاص.
در قضیه شبلی و امام سجاد علیه السلام و حج و دیدن حالات حاجیان دقت شود.
برادر من اگر ابتدا بحث مکاشفه و مبانی آنرا می خواندی بهتر اظهار نظرت نمیشد؟

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۸ ب٫ظ:

اولا ممنونم که یه نفر اومد با ما بحث کنه
آقای فلاح عزیز
مکاشفه به نوع باز میگردد یا به شخص
فرقی نمیکنه
حتما وقتی ابن عربی میره عرش فاروق اعظم و صدیق اکبرش که همون خلیفه ی اول و دوم باشند
کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله میبینه
اینجا هم شخصی بوده ؟؟؟؟
اگه بگردی تو مکاشفات همه عرفا میتوانید بسیار مواردی پیدا کنید که علم عارف بر مکاشفه ی عارف اثر گذاشته
یعنی اگه عارف قائل بوده که سیب زمینی نوعی حیوان مفترس است توی مکاشفه هم همینو میدیده
شما مگه گشته ای که میگی نبوده ؟
من گشتم دو مورد آوردم
همین کافیه برای مدعای من که بگم وجود داره
یه مورد هم کافیه
در مورد این شخصی بودن شما هم حرف دارم
سوال من اینه
که آیا فقط شیعه ی خوک ما داریم ؟
یا معتزلی و حنبلی و شافعی و اخباری و اهل حدیث و اشعری و …خوک هم وجود داشته ؟
خب چرا ابن عربی فقط برخی شیعیان دروغگو رو به قول شما توی مکاشفه اشون دیده اند ؟
در مورد قضیه ی امام سجاد علیه السلام هم
اولا باید بگویم که امام معصوم بوده
و مکاشفه ای که بوسیله ی معصوم و از راه معصوم و در حضور معصوم باشه با مکاشفه ی ابن عربی قابل مقایسه نیست اصلا
در مورد حیوان دیدن حاجیان در همین روایت
باید بگم که ایشان خوک و خر و الاغ و گاو و شیر و پلنگ و سگ و روباه و کلاغ و ….رو دیده
اما ابن عربی فقط خوک دیده
این ها همه قابل بحثه
که ابن عربی یا دروغ گفته اصلا مکاشفه ای در کار نبوده
یا اینکه واقعا چون شیعه رو خوک تصور میکرده
رفته بالا هم خوک دیده
بحث من این نیست که نوع شیعه یا شخص شیعه رو خوک میدیده
بحث اینکه که ابن عربی یه گروهی از شیعه رو خوک میدیده و این توی مکاشفه اش اثر گذاشته
و همونی رو که قائل بوده دیده
رفته عرش واقعا چون قائل بوده عمربن خطاب خلیفه ی رسول خدا صلی الله علیه وآله بوده
رفته عرش کنار رسول خدا ص خلفاء رو دیده
در صورتی که اگه مکاشفه اش واقعی بود
باید اهل بیت علیهم السلام رو میدید .

[پاسخ]

fallah پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۷ ب٫ظ:

ممنون برادر جان:
بله هر که بخواهد معصوم را با غیر معصوم مقایسه کند در ظلمت آشکار است .
ولی هر که در مسیر اهل بیت باشد بر اساس ندای «تعالو» بالا می آید و از دریای ولایت خواهد چشید و نقل این موارد از معصومان در روایت برای این است که به ما نیز بفرمایند شما هم در مسیر ما قدم بگذارید و بچشید و بشوید.
در مورد قضیه امام سجاد جان نیز درست می فرمایید گروه های مختلف را دیده اند چون صور برزخیه افراد متفاوت بوده است. و در همان جا فرد همراه آقا جان نیز بر اساس تصرف آقا صور برزخیه افراد را دیده است.
در مورد قضیه دیگر محیی الدین نیز ایشان نیز اول و دومی را دیده است که در کنار جناب خاتم الانبیا بوده اند و آقا جان امیرالمومنین در پشت جناب خاتم الانبیا به آقا اقتدا کرده ، این نیز دلیل قوت جان جناب محیی الدین است که در یک مکاشفه اولی و دومی را بی ادب یافته که بر اساس آیه قرآن ادب مع الرسول را رعایت نکرده اند ولی یکه تاز میدان ادب مع الرسول آقاجان امیر المومنین است که در پشت آقا به آقا اقتدا کرده است.
بله در مکاشفه آنچه که عارف می بیند از اعتقادات او سرچشمه می گیرد.برای همین بحث عرفان نظری مطرح شده و بزرگان بسیار حساسیت نشان داده اند تا ابتدا عرفان نظری با حوصله و چندین سال با اهتمام تمام و با جدیت طی شود ، سپس وارد بحث عرفان نظری شوند.
و در مبحث مکاشفه نیز بحث میزان مطرح شده است که آنجه عارف در مکاشفه می بیند باید با آیات و روایت سنجیده شود تا صحت مکاشفه صحیح از غیر صحیح مشخص گردد.
در بحث خوک دیدن نیز که گفته ایم بحث ، بحث شخصی و فردی است چون در مکاشفه نوع مطرح نمی شود (به کتب عرفان نظری مراجع شود)، بله اشعری و حنفی که نیاز به محک ندارند تا بگوییم حنفی را فلان شکل دیده ام، شیعه بودن ادعای بزرگی است و نیاز به سنگ محک دارد.
در بحث سیب زمینی و این بحث ها که کرده اید لطفا دقت بیشتر بفرمایید که ذهن خوانندگان بزرگوار مشوش نشود.

[پاسخ]

fallah پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۳ ب٫ظ:

در ضمن :
برادر جان:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8616
این متن صحبت های مقام معظم رهبری است

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۶ ب٫ظ:

رفتم پیش استاد
یه حرفی زدم
میگه تو یا باید بری زیر پرچم ابن سینا یا شیخ اشراق یا ملاصدرا
گفتم
ببخشید
من زیر پرچم هیچ کدوم از این ها نمیخوام برم
معصوم که نیستند
الان نود و نه درصد فلاسفه ی اسلامی ایران صدرایی هستند درسته ؟
یعنی همه رفتن زیر پرچم آقای ملاصدرا
حالا فرض کن برگردیم به پنجاه سال قبل از ملاصدرا
یعنی سالی که هنوز ملاصدرا متولد نشده بود
اون موقع اگه میرفتی پیش استاد
بهت میگفت باید بری زیر پرچم آقا سینا
هشتصد سال مردم رو بردند زیر پرچم آقا سینا
بعد یکی پیدا شد گفت نصف حرفای آقا سینا رو هواست
حالا هم هشتصد سال میریم زیر پرچم آقای صدرا
تا یکی پیدا شه بگه نصف حرفاش رو هواست
خب از همین الان خودمون با رویکرد انتقاد و نقد بخونیم
و زودتر ببریمش هوا
که هشتصد سال جلو بیفتیم
غرب پنجاه سال هم یه فیلسوف رو نگه نمیدارند
هر روز عوض میکنند
ما باید بمیریم زیر پرچم ابن عربی و آقا سینا و غزالی و صدرا
تا یه روز یه جایی یه نفری بیاد نجاتمون بده از افکارش

[پاسخ]

ناصر مهدوي پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۵ ب٫ظ:

سلام بر تمامی بزرگواران
بررسی مفاهیم فلسفه و عرفان از دیگاه ائمهء اطهار (ع) … در وبلاگ سفیر انتظار

بیائیم بجای مراجعه به اراء و افکار افراد غیر معصوم ، کلام معصومین (ع) را در بارهء فلسفه و عرفان جویا شویم.

[پاسخ]

110

یه مشت اراجیف آوردید تحویل ماها بدید؟ آخه جالب اینه که اساتید شماها با یک بدایه درس گرفتن ویک نهایه رو مطالعه کردن قصد تبیین حقیقت رو دارن؟ یا ماها رو خیلی احمق فرض کردید یا خودتون……………
یادآور بشیم داستان فردی رو که رفته بود خونه یکی از عرفا و گفته بود که شما نجسید ومن از غذاتون نمی خورم آن عارف هم پرسید چرا؟ جواب داد چون شما قایل به وحدت وجود واجب الوجودید. عارف هم در پاسخش فرمود:من تورو اندازه یه الاغ هم نمیدونم بشین غذاتو بخور. امیدی هم ندارم که این مطالبو درج کنید چون از شما جماعت متحجر انتظاری هم نداریم.

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۲ ب٫ظ:

آقا یا خانوم صد و ده
بحث احساسی نکن
اینجا که پای منبر فلانی نیست که ما به دلیل اینکه میگن کفش هاش رو ملائکه جلوی پاش جفت میکنند ما هر چی میگه بگیم چشم
و بگیم راست میگه
تو هند هم مرتاض ها کفش هاشون جلوی پاشون جفت میشه
کفش چیه ….کمترینش کفش جفت شدنه
تازه مرتاض ها توی هند کفش نمیپوشند اصلا
چون اونا روی آتیش و اینا راه میرن
اصلا پاهاشون زخم نمیشه
به همین خاطر کفش میپوشند
اما خب توی ایران چون عرفا پاهاهوش زخم میشه و هنوز به اون مقام نرسیده اند که پاهاشون زخم نشه کفش میپوشند و جلوی پاشون جفت میشه
مسخره کردن و توهین که مشکل رو حل نمیکنه
فلسفه و عرفان خاستگاه غیر اسلامی داره
و این با تحدی و اعجاز قرآن و استقلال معارفی قرآن نمیخونه
قرآن نیاز به فلسفه داره ؟

یه نفر بیاد برای من عرفان و فلسفه رو تعریف کنه
اگه تونستی تعریفش کنی بعد با هم بحث میکنیم

من به مناظره دعوت میکنم روی اسمم کلیک کنید بیایید وبلاگم بحث کنیم هر کس خیلی خودش رو فیلسوف و عارف میدونه .
شما هنوز نمیتونید فلسفه و عرفان رو تعریف کنید .

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۶:۱۴ ب٫ظ:

جنابعالی !
مصداق آیه ی شریفه ی در کتاب معالم الحمقا هستید ! :لایعرفون الهر من البر
یک ذره غیرت برای سید وسالار شهیدان داشتی از این چرت و پرت ها نمی نوشتی …

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۷ ب٫ظ:

اینو الان به کی گفتی ؟
من دفاع از امام حسین علیه السلام رو بالا اولین نفر و دومین نفر بخونید نوشته ام دفاعیه ام را
بخوانید و آنوقت نظر بدهید

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۰ ب٫ظ:

برادر با شما نبودم که ….

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۷ ب٫ظ:

ببخشید من فکر کردم با من بودید
داداش گلم

[پاسخ]

عباس

حیرت و حیرت در دوراهی عجیب قرار گرفتم !
خیلی بغرنج هست واقعا پناه بر خدا

[پاسخ]

حق پرست پاسخ در تاريخ فروردین ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۸ ب٫ظ:

کسی که تابع معارف اهل بیت باشد دچار حیرت نمی شودبلکه حیرت برای کسی است که از راه اهل بیت تخطی کند دچار حیرانی می شود.
امام صادق علیه السلام می فرماید: مَنْ دَانَ اللَّهَ بِغَیْرِ سَمَاعٍ مِنْ عَالِمٍ صَادِقٍ أَلْزَمَهُ اللَّهُ التَّیْهَ إِلَى الْعَنَاءِ وَ مَنِ ادَّعَى سَمَاعاً مِنْ غَیْرِ الْبَابِ الَّذِی فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَلْقِهِ فَهُوَ مُشْرِکٌ بِهِ وَ ذَلِکَ الْبَابُ هُوَ الْأَمِینُ الْمَأْمُونُ عَلَى سِرِّ اللَّهِ الْمَکْنُون(الغیبه للنعمانی، ص:۱۳۵)
ترجمه:ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمود: کسى که دینى در پیشگاه خدا داشته باشد و آن را از دانشمند راستگوئى نشنیده باشد خداوند او را دچار سرگردانى میکند تا آنجا خسته و ناراحت شود و کسى که مدّعى باشد که از غیر آن درى که خداوند آن در را براى مردم گشوده است گوش بسخنى داده است پس او مشرک است و آن در گشوده شده از جانب خداوند است که امین است و سرّ نهفته الهى باو سپرده شده است
و در روایت دیگر امام صادق می فرماید: َ مَنْ دَخَلَ فِی هَذَا الدِّینِ بِالرِّجَالِ أَخْرَجَهُ مِنْهُ الرِّجَالُ کَمَا أَدْخَلُوهُ فِیهِ وَ مَنْ دَخَلَ فِیهِ بِالْکِتَابِ وَ السُّنَّهِ زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُول(الغیبه للنعمانی، ص: ۲۲)
ترجمه: کسى که در این دین بوسیله مردم داخل شود همان مردم او را از دین بیرون میبرند هم چنان که در دینش داخل کرده بودند و کسى که بوسیله کتاب و سنّت دین را پذیرفته باشد کوهها از جایگاه خود حرکت کنند ولى او در دین خود هم چنان ثابت و پابرجا میماند

[پاسخ]

fallah

برادران من:
فلسفه‌ى اسلامى فقه اکبر است؛ پایه‌ى دین است؛ مبناى همه‌ى معارف دینى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند.

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۶:۳۲ ب٫ظ:

اولا اعتقادات فقه اکبر است
نه کلام و نه فلسفه
بلکه اعتقادی مبتنی بر آیات و روایات
فقه اکبر یعنی این
فلسفه ای که نه فلسفه است
و نه اسلامی است
فلسفه نیست چون فلسفه ای که اول بوده یعنی همان فلسفه ی غرب
و فلسفه ی یونان
آن فلسفه اصالتا با این فلسفه ای که ما داریم متفاوت است
یه کم برید تاریخ فلسفه غرب بخونید ببینید فلسفه چیه
پس فلسفه ی ما در اصل فلسفه نیست
مثل این میمونه که بیای رو علم ریاضی اسم شیمی بذاری
خب با نامگذاری تو که شیمی نمیشه بازم ریاضیه
در مورد اسلامی بودنش
اسلامی یعنی چی ؟
یعنی از متون قرآن و حدیث گرفته شده ؟
خب فلسفه اینجوری نبوده
شاید به فرض محال بشود گفت که فلسفه آمده است و ضدیتی با قرآن و حدیث ندارد
اما نمیتوانیم بگوییم که از متن قرآن و حدیث گرفته شده است
چون فلسفه از خارج دین وارد شده
حتی اگر دینی شده باشد به فرض محال باز هم تاثیری در خارجی بودنش ندارد
بهر حال از دین گرفته نشده است پس اسلامی نیست
مگه اسحاق کندی که تناقض القرآن نوشت و به توصیه ی امام صادق علیه السلام اون کتاب رو پخشش نکرد و سوزوندش فیلسوف اسلامی نبود ؟ اگه بوده که امام مخالفش بوده که ….
اگه اسحاق کندی فیلسوف اسلامی نبود پس چی بود ؟
پس چرا مبنای فلسفه اسلامی و تاریخش از کندی شروع میشه
بعد فارابی و …؟

[پاسخ]

fallah پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۳ ب٫ظ:

در ضمن
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8616
این متن صحبت های مقام معظم رهبری است

[پاسخ]

ALI پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۵ ب٫ظ:

با سلام!
این جناب کندی رو معاصرین اش به دلیل گرایشات شدید فلسفی اش یهودی دانسته اند. به دلیل تاکید بسیار و تکیه بیش از اندازه‌اش بر فلسفه با فقها و متشرعه در ستیز بوده چنانچه حتی تکفیرش هم کردند.

[پاسخ]

fallah

برادران من:
در گذشته در حوزه‌ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبایى» مخالفت مى‌شد. مى‌دانید درس اسفار ایشان به دستور تعطیل گردید و ایشان مجبور شد شفا تدریس کند. در دوره‌ى اخیر، قم مرکز حوزه‌ى فلسفى ما بوده است؛ آقاى طباطبایى هم انسان کاملاً متشرّع، مواظب، دائم‌الذّکر، متعبّد، اهل تفسیر و اهل حدیث بوده؛ از آن قلندرمآبهاى آن‌طورى نبوده است – البته جلسات خصوصى را کارى نداریم – مراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده که کسى بتواند آنها را انکار کند؛ درعین‌حال کسى مثل آقاى طباطبایى که جرأت کرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، این‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بین علماى دین محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبایى، جا داشت امروز تعداد زیادى استاد درجه‌ى یک از تلامذه‌ى ایشان در قم و دیگر شهرستانها داشته باشیم. آقاى طباطبایى فرد فعّالى بود؛ بنابراین جریان فلسفى‌اى که به وسیله‌ى ایشان پایه‌گذارى شد، باید به شکل وسیعى گسترش پیدا مى‌کرد، که نکرده است.

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۲ ب٫ظ:

راست میگه به نظرم
راست میگه حوزه های ما تعطیل شده بابا
برید یه کاری بکنید
راست میگه
با طلبه ها نمیشه بحث درست و حسابی کرد
سواد عقلی و ذهن قوی ای ندارند
اما آیا راهش فلسفه خواندن است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آیا درمان این درد فلسفه خواندن است ؟
آقای غرویان مثلا این همه فلسفه خوانده
اگه بیاریش اینجا با من کوچولو هم نمیتونه مناظره کنه
چون فلسفه ذاتا آدم ها رو فیلسوف و دانشمند و دقیق و عاقل نمیکنه
ذهن رو یه ذره قوی میکنه
اما فلسفه که امروز به معنای عقلانیت به خورد ما داده میشه
و دروغه بزرگیه
فلسفه و عقلانیت یه چیز فطری وذاتیه
نمیشه خیلی دست کاریش کرد
یه آدمی که عملگراست و اهل تفکر نیست
ذهنش ظرفیت و استعدادش رو نداره
هر چقدر هم فلسفه یادش بدی همینه که هست
تفاوتی نمیکنه براش
در ضمن ما برای قوی شدن ذهن
علم اصول فقه و کلام رو داریم
که اگه همین رو قوی بخونند کاملا ذهنشون رو قوی میکنه
و شبهات رو جواب میده

سید رضی و سید مرتضی و شیخ طوسی و شیخ مفید و شیخ صدوق
مگه اینا فلسفه خونده بودند ؟ اما قطب های علمی بوده اند
و ما هنوز ریزه خوار خوان این ها هستیم

درد حوزه ی علمیه الان فلسفه خواندن یا نخواندن نیست
بلکه دوری از اهل بیت علیهم السلام و روایات ایشان است
مثلا ما یه کتاب داریم به نام احتجاج
این کتاب مناظره های اهل بیت علیهم السلام با اهل کفر و دهریون و …رو آورده
خب کجای حوزه الان روی این کتاب کار میشه ؟
درد ما دوری از اهل بیته علیهم السلام
درد ما روی آوردن به ابن عربی و مولوی و حلاج و بایزید و
ملاصدرا و ….
مدافعین حوزه ی علمیه توی این هزار ساعت فقهاء بوده اند
درد ما دوری از تفسیر قرآن و دوری از نهج البلاغه است
برید توی قم و تهران و …بگردید ببینید چند تا تفسیر و شرح صحیفه ی سجادیه گیر می آورید ؟؟؟؟
نوشته شده ها …اما گیرتون نخواهد آمد
علتش چیه ؟
حالا برید بگردید ببینید کتب ابن عربی چقدر شرح داره
شرح داره ها ….شرح
مولوی رو شرح هاش رو بشمارید
این که نشد
درد ما روی آوردن به عرفانه که همه ی مباحثش دلیه
همه ی مباحثش روی محور تعطیل عقله
که پای استدلالیان چوبین بود

[پاسخ]

fallah پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۴ ب٫ظ:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8616
این متن صحبت های مقام معظم رهبری است

[پاسخ]

fallah

برادران من :
از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقه کلّ الاشیاء»، از مبانى ملاّ صدرا، – اگر نگوییم از همه‌ى اینها، از بسیارى از اینها – مى‌شود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سیاسى و اقتصادى درست کرد

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۶ ب٫ظ:

بله می توان درست کرد.
اما اگر تکبر و غرورمان اجازه دهد.

[پاسخ]

حسین

مطالبی دیگر از همان نوار:
هر کسی با کانال وجودی اش به رب مخصوص به خودش اتصال دارد. راهش این است که از حق مقید سفر کند به حق مطلق و از رب خاص در آید. همه، جدولی و جویی از جدول های وجود خدایند، خدا خودش را آنقدر تنزل می دهد تا به مقدار ایشان شود. قبل از اینکه ما برویم بهشت می بینیم یزید و اینها رفته اند. آقا [حسن زاده] چه طور بر آیات و روایات سیطره پیدا کرده اند. ما می گوییم الان ما چه قدر باید متشکر شمر و عمر سعد باشیم؟ دین خدا و ناموس خدا که باقی ماند، یعنی چیزی نشد که اینها ضرر به ناموس خدا بزنند. اگر آنان امام حسین را نمی کشتند مگر بعد از چند سال خود امام حسین به مرگ طبیعی نمی مرد؟ ۶۳ سالشان میشد ۷۳ سال، نتیجه چی می شد؟ خوب حالا خیلی خوبه سن بشود ۷۳ سال؟ تولی و تبری امری ابتدایی است.مردم چون حرف نشنیده اند خیال میکنند که اینها ضد دینی شد. همه روز قیامت می گوییم که حق شمر هم هست که این همه بالا بیاید. ایشان باعث شد ما الان اینحا آمدیم. مردم همه شمر را رد می کردند اما خود امام حسین به او میگوید بیا. عوام باید او را لعن کنند، این کمال خودشان است ولی نباید تنگ نظر باشند و مانع کمال شمر و یزید باشند. ایشان زده کشته و دیگه نهایت کار خودش را به یک تعبیری کرده، اما تار مویی آن گوشه موشه ها هست. خود شمر وقتی که دید در مقابل دادن سر امام به راهب پول هایی که گرفته تبدیل به سفال شده اعتراف کرد و گفت خسر الدنیا والاخره شدیم. آقا می فرمودند که نمی توانیم آنچه را که داریم بگوییم، اگر بگوییم ما را بیچاره می کنند. به نظر من اگر حضرت آقا تا به حال هیچ مطلب نوی نداشته بودند جز همین یک مطلب کافی است. این خیلی حرف است.

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۶ ق٫ظ:

اینها رو هم در همان جلسه گفته اند
لطفا امانت را رعایت کنید
؛ خیلی حرف است در اینجا؛ حالا من دارم همینطور یک چیزی میگویم؛ هم شما به عمق قضیه توجه ندارید، هم خود من آنطوری که باید باشد، به عمق قضیه اطلاع نداریم که این چه است؛ آن وقت اگر این قضیه باشد، اگر این یک قضیه که الآن فعلا اگرش را می گوییم، تا آدم برهانش را پیاده کند….
….حالا ما اینجا جلسه خصوصی مان هستیم؛ و الا مردم بیچاره ها دارند توی خیابان؛ الآن حق حق هم هست؛ ما هم می گوییم: حق است و الآن دارند چه کار می کنند؟ همه لعنت می کنند؛ همه همه می خواهند ایشان را دورش کنند، جناب سید الشهدا دارد ایشان را می کشد می آورد؛ باشد باشد؛ نباید اینها را برداشت؛ باید باشد؛ اینها وظیفه ماست؛ وظیفه ماست بگوییم: لعنه الله علی شمر؛ لعن الله عمر بن سعد و لعن الله شمرا؛ باید هم بگوییم؛ وظیفه داریم؛ ما همه همه یعنی کل عالم همینطور دست به دست هم می دهیم، این آقا را دورش کنیم، اما سیدالشهدا می گوید: نخیر بیا؛ بگذار بیاید؛ چرا دورش می کنید؟
مردم چون حرف نشنیده اند خیال می کنند که اینها ضد دینی شد؛ پس برای چه ما معطل هستیم توی خیابانها داریم هی جوش می زنیم؟ پس ما داریم سر چه کسی را می تراشیم؟ نه؛ این کمال برای خودشان است؛ باشد؛ شما لعنتان را بکنید؛ دستور شرعی هم هست؛ حساب باشد؛ خودتان به کمال می رسید؛ مگر نمی خواهید به کمال برسید؟ بدوید به کمال برسید؛ اما تو چه داعی داری که جلوی کمال دیگران را ببندی؟ چرا تنگ نظر هستی؟
….جناب سید الشهدا می گوید: آقا باشد؛ شما بگویید این را دور کنید؛ چون تولی و تبری هست دیگر؛ بعد می بینید که این تولی و تبری ابتدایی است؛ این اینجا هست؛ حالا که رفتند، رحمه للعالمین دیگر تولی تبری نیست که؛ این الآن این پایین است؛
….؛ منتها آن که در ذهن ما هست که جهنم آنها، این حرفی نیست؛ آری این عین ثابتش تا عوض بشود جان را به لب می آورد؛ …
….عرض کردم بحث، بحث سنگینی است؛ بله این اولا باید از جنبه علمی حل بشود؛ حالا ما کاری به این شخص نداریم؛ بله کاری به این شخص نداریم؛ شما مثل اینکه یک مطلبی را میخواهید برهانی کنید؛ بر اساس برهان پیاده اش بکنید، بعد بگویید این مطلب پیاده شده ما مصداقش فلانی است؛ گاهی در مساله مصداق شناسی آدم، مثلا یک وقتی شاید بیاییم روی یکی از افراد انگشت بگذاریم بگوییم خوب نه؛ این یکی مصداقش نمی شود.»
مطالب فوق همه در آن جلسه گفته شده که البته جلسه ای علمی و خصوصی در ۱۵ سال قبل بوده
لطفا زود قضاوت نکنید

[پاسخ]

علی

مدیریت سایت عزیز
جهت تبیین بصیرت برای مردم حسینی کشورمان

پیشنهاد میشه کلیه ی این صحبت های صمدی آملی را خدمت مراجع تقلید عزیزمان استفتا کنید ….

[پاسخ]

عباس

تعجب دارد خلاف نص صریح آیات و روایات است مگر اینکه امر جور دیگری باشد. خدایا مرا از این حیرت نجات بده یا هادی المضلین

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۵:۰۷ ب٫ظ:

عباس جان ….آقا عباس
چه حیرتی داری ؟
الا ان دین الله لا تعرف بالرجال اعرف الحق تعرف اهله
امیرالمومنین در پاسخ به کسی که دچار حیرت شده بود و نمیدانست که امام معصوم خلیفه ی به حق رسول خدا صلوات الله علیه و آله و وصی او امام امیرالمومنین علی علیه السلام به حق است یا اینکه معاویه لعنه الله فرمود :
آگاه باش و بدان
که دین خدا با رجال سرشناس و مردان بزرگ شناخته نمیشود
حق و حقیقت را بشناس تا اهلش را بشناسی
عباس جان
اگه معیارت حق و حقیقت باشه و توی آدم ها به خاطر بزرگ بودنشون گیر نکنی
راحت از حیرت در میای
روایت داریم که بپرهیز از اینکه کسی که معصوم نیست را
در اعتقادات خود حجت و معیار قرار دهی و از او تبعیت محض کنی
چون همه ی آدم ها مشکلات اعتقادی از کوچک و بزرگ دارند
حتی بهترین ها
و اگه تبعیت محض و صرف بکنید شما رو گمراه میکنند
البته که مرجع تقلید در مباحث احکام عملی است نه اعتقادات

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۱ ب٫ظ:

اگه روز قیامت بگی خدایا
من فطرتم و عقلم با تمام وجود گواهی میداد
که شمر بهشت نمیره
که این حرف ناحقه
خدا از تو میپذیره
حتی ما داریم که برخی از دشمنان اهل بیت علیهم السلام
که جاهلانه وارد صحنه شده اند و فریب خورده اند و به خاطر خدا وارد صحنه شده اند و زیر پرچم دشمن رفته اند
این ها را ممکن است خدا ببخشد
چون جهل مرکب داشته اند و جهل مرکب در حقیقت قطع است
یعنی نمیداند که نمیداند
و آنچه میداند را عمل میکند پس عملش درست است
پس اگر شما برسی به اینجا که این ها باطلند
روز قیامت میتوانی پاسخ بدهی
اما اگر روز قیامت بگویی
خدایا چون صمدی آملی یا هر بزرگ دیگری گفت
من تبعیت کردم
این حجیت ندارد و پاسخ شما قابل قبول نیست
چون شما عقل و علم و فهم داشته اید
فطرت داشته اید

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۱ ق٫ظ:

سلام آقای نوروزی عزیز استفاده کردم از مطالب زیباتون حیرتم از اینکه این سخنان از دهان یک عالم شیعه که بسیار هم پاک و با صفا هستند ولی نمیدانم چه مبانی مرموزی در بعضی درسها هست که علمای ما به سمت این حرفه میروند این که ما جرات داشته باشیم این قدر خلاف نص آیات و روایات حرف بزنیم متعجبم میکند. در عین حال بنده به شخصیت آقای صمدی احترام میگذارم.

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۶ ب٫ظ:

سلام برادر خوب من آقا عباس

[پاسخ]

ای بابا

سلام
ایشون خودشون هم میگند که هنوز علامه حسن زاده این حرف رو بصورت صریح اثبات نکرده اند، در ضمن اگر امام حسین قاتلینش را ببخشد محال عقلی نیست
ولی بحث بر سر اینست که نص بر خلاف این مطالب داریم، لذا این نظر علامه حسن زاده برای ما قابل هضم نیست و لذا آن را قبول نمیکنیم، ولی نمیتوان گفت که علامه با این نظرشان، کافر شده اند یا منحرف شده اند یا …
بله اشتباه کرده اند در این نظرشان همین! همانطور که شیخ صدوق هم متاسفانه قائل به “سهو النبی” شد که همه فقها و علما آن را رد کرده اند، ولی نمیتوان گفت که شیخ صدوق آدم منحرفی شد…
امیدوارم بین نظرات علمی و تکفیر و تهمت، تفکیک قائل بشیم
یاحسین

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۶:۳۱ ب٫ظ:

ببینم یه نفر مخالف نص حرف بزنه این رو بهش میگن چی ؟
ای بابا جان
بگو دیگه
یه نفر اومده مخالف نص صریح حرف مفت زده
شما به این آدم چی میگی ؟
برو فتواش رو ببین یه نفر یه حکم خدا رو منکر بشه
و خلافش حرف بزنه کجاست جاش
آخه اصلا بحث امام حسین نیست که قاتلانش رو ببخشه یا نبخشه
خب اگه امام حسین مثلا به فرض شما قاتلانش رو ببخشه
باز هم کفر و شرک و عناد و نفاق و بدعت و حرام خوری و …از این ها ساقط نمیشه
پس هیچ ربطی نداره که امام حسین علیه السلام ببخشه یا نبخشه
در ضمن امام حسین هم نمیبخشه
آیا میشه حضرت زهرا سلام الله علیه قاتلانش رو ببخشه ؟
پس اینکه امام جواد علیه السلام میفرمایند خطاب به خلیفه ی دوم
که من تو را خواهم سوزاند
این چیه پس ؟

مگه همه چی باید محال عقلی باشه ؟

محال نیست خدا تمام زمین و آسمان و مجرمین و کافرین رو ببخشه
محال نیست اما تو حق نداری بگی که خدا میبخشه
از کجا معلومه ؟
دعای کمیل هم خوبه بخونید

و لولا حکمت من تعذیب جاحدیک و اخلاد معاندیک لجعلت النار کلها بردا و سلاما
اگه حکم نکرده بودی به عذاب کردن منکرانت و خلود دشمنانت در آتش قطعا جهنم را سرد و سلامت قرار میدادی .

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۶:۳۴ ب٫ظ:

در ضمن شیخ صدوق از روی نص قائل به سهو النبی شد
نصوص فراوانی ما در این زمینه داریم
نه از روی ذوقیات
بلکه از روی نصوص بوده است
یعنی شیخ از راه طبیعی و مجرای علمی به سهو النبی رسیده اند که من شنیده ام ایشان در اواخر عمر این حرف را پس گرفته اند .
یعنی دو دسته نص بوده است و شیخ اجتهاد واقعی از روی نص کرده است
اما این ها که اجتهاد از روی نص نکرده اند
خود شما میگی نص صریح داریم که اینا میرن جهنم
خب این اجتهاد این ها از روی دل بوده
اصلا قابل مقایسه با شیخ صدوق نیست

[پاسخ]

ای بابا

در ضمن بعضی از علما و فقها بر خلاف نص صریح قرآن، قائل به تحریف قرآن شده اند!!!
خب باز هم نمیتوان گفت این فقها منحرف شده اند، نظر علمی است، ولی نظری اشتباه! نباید بیشتر از این، مطلب را بزرگ کرد
در ضمن خود استاد صمدی در این فایل میگند که چون جلسه خصوصی است این حرفا را میزنند و خودشون اقرار دارند که بهیچ وجه در جمع مردم نمیتوان این حرفها را زد، بنظرم شما خیلی کار اشتباه و خلافی کردید که این صحبت خصوصی شون رو علنی کردید و منتشر کردید
یاحسین

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۱ ب٫ظ:

اولا ما در مورد تحریف قرآن هم خیلی بحث داریم
مغالطه نکن الکی
الان توضبح میدم
مخاطب عاقله خودش خوب درک مکینه مغالطه بودن حرف شما رو
اولا هیچ کس قائل به تحریف به زیادت نیست
یعنی هیچ کس نمیگه قرآن زیاد شده .
بلکه برخی قائل به تحریف به نقصان هستند یعنی چیزایی از قرآن کم شده
و برخی دیگه هم قائل به تحریف به معنای جابجایی آیات هستند
که مثلا آیه ی اکمال دین جاش اونجا نبوده
آیه تطهیر جاش اونجا نبوده
و حتی علامه طباطبایی با اون عظمتش که دیگه خیلی فیلسوف و عارف و اصولی بوده همین نظر رو داره میگه آیه ی اکمال دین و آیه تطهیر جابه جا شده اند و جایشان جای دیگری بوده است
در ضمن باز هم اجتهاد در مقابل نص صورت نگرفته
چون ما در کتاب شریف اصول کافی یک باب با روایات متعدد داریم
که قرآن تحریف شده است .
به علاوه ی این قرائت های ائمه علیهم السلام از برخی آیات متفاوت با قرائت های موجود بوده است

و دلایل بسیاری در نص و روایات وجود دارد که میتوان این را استنباط کرد
اینجا اجتهاد از نص بوده نه در مقابل نص
اما یه آیه یا سوره یا روایت بیاورید که بگه یزید آدم خوبی بوده یا ممکنه بره بهشت مثلا میره بهشت و از این حرف ها
پس تحریف اجتهاد روشمند بوده است
اما اینها حرف ذوقی و دلی زده اند اجتهاد روشمند نبوده است

[پاسخ]

محقق پاسخ در تاريخ اسفند ۱۴ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۳ ب٫ظ:

دقت نظری درکلام فوق ضروریست که عنوان می گردد:
اول:اشتباه آقای حسن زاده وامثال اوبازگشت به اعتقاداتی که آنها براساس آموزه های عرفانی محی الدینی دارند می نماید.که اینگونه اعتقادات برخلاف نصوص وارده ازاهل بیت علیهم السلام می باشد و ازشخصیتی که به صفت علامه بودن مشهورمی باشد جدابعیداست که این چنین حرفهایی ازاو صادرشود.
به اضافه ی آنکه فرقی بین جلسات خصوصی وغیرخصوصی ندارد آنگاه که کلام، کلام باطلی باشد.وآقای صمدی که به استاد،دراین عصروزمان معروف شده برخلاف فن یک استاد میبایست حداقل این راهضم نماید که آنگاه مطالب عرفانی رابازگو می نماید مواظب زبان خودباشد
که اینگونه یک عده ای را به جان هم نیندازد که حق به خاطر کلامات او که یک مععم است درپرده ابهام قرارگیرد وباباطل ممزوج شود.
دوم:هیچ یک ازعلمایی که قائل به تحریف قرآن شده اند برخلاف نص قرآن عمل ننموده اند وچون صلاح سکوت نمودن ازمسئله تحریف است اصح براین است ازاینگونه کلمات پرهیز نمود.
سوم:شیخ صدوق قائل به سهوالنبی به معنایی که دراذهان می باشد نشده است بلکه قائل به اسهاءالنبی ازجانب خدای متعال شده واین هیچ منافات باعصمت پیامبرصلوات الله علیه پیدا نخواهدنمود
لذا اتهام به شخصیتی به مثل صدوق برحسب اقوال بعضی ازعلما
نمی توانداورابه مثل اهل عرفان وامثال آنها قرارداد.واینکه صدوق اگرقائل به این سهو شده براساس روایاتی است.اما امثال صمدی ها برپایه کدام حدیثی این چنین درمسائل اعتقادی تقول
می نمایند.
چهارم:«اینکه اگرامام علیه السلام قاتلینش را ببخشد محال عقلی نیست»خیلی چیزها می تواندمحال عقلی(مزعوم) نباشد اما محال شرعیست
چه لزومی داردکه یک موحد ومدعی محبت اهل بیت علیهم السلام یک چنین سخنانی رادرمجامع علمی بازگو نماید که تا ذهنیت مخاطبین را دگرگون نماید بخاطرآنکه می خواهدازعرفان ودقائق عرفانی به زعم
خود بیان دارد.وآنگاه ما وشما به دنبال توجیهات رویم ویک عده ازما بگویند:اینها مطالب دقیق عرفانیست ومعنای آن وفهمیدنش کارهرکس نیست!!!.
پنجم:الباطل یموت بترک ذکره یعنی باطل به ترک ذکرش ازبین می رود
تعجب است ازاین سایت که به عنوان مخالفت با فلسفه وعرفان قدم می نهد خیلی زیاد به بعضی اشخاص گیر می دهد که چه بسا سبب ترویج آنها می گردد.خوب است کمی مراعات بعضی سیاسات درعمل رانمود ومسئله رابیش ازحد بالا نبرد. هدایت ازجانب خدای متعال است هرکس به اندک نظری به این سایت نماید اگراهل انصاف باشد به راحتی به حقیقت خواهدرسید به اضافه آنکه انسان …به هزاران اشاره به محتوا ومقصدمورد نظر نخواهدرسید.

[پاسخ]

عارف

با سلام . مطمئن باشید این حرفای خود اقای صمدی است که بیان می دارد و هیچ وقت آقای حسن زاده آملی از این حرفها نمی زند . این اقای صمدی برای مطرح شدن خودش این نوع ادبیات دارد .

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۸ ق٫ظ:

تهمت و سوء ظن است . تقوا داشته باشید.

[پاسخ]

میثم

به نظر بنده همه این آقایان دوست دارند از راه دور و در سایت و وبلاگشان نظر بدهند و کسی این جراتش را ندارد که رو در رو با استاد صمدی آملی که نه اصلا با شاگردانش بحث کند.
آقای صمدی هم که در کلیپ گفتند که خیلی زیاد حرف پیش می آید . باید نشست و درباره اش بحث کرد نه این که اینگونه به همدیگر تاخت .
ایشان سالها در محضر استاد علامه حسن زاده آملی درس خواندند و علم آموختند . اونوقت اینجا جای این بحثهاست.
ایشان هم کع گفتند وظیفه ما لعن به شمر و یزیده.
واقعا از عزیزان میخواهم که سوپرمذهبی نباشید بدون اینکه درسش را خوانده باشید.
حداقل یک کسی بیاید بحث کند که حداقل یک دوره کشف المراد را خوانده باشد. یاعلی.

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۵:۳۱ ب٫ظ:

ببخشید یه سوال داشتم عزیزم ….خواندن کشف المراد را خدا واجب فرمودند یا رسول خدا (ص)….؟!استاد حسن زاده بیشتر دلسوز مردم بودند یا امیرالمونین(علیه السلام) روحی فداه که تمام توحید را در یک خطبه نهج البلاغه فرموده اند ؟
خدا دین را ۱۴۰۰ سال پیش با تمام جوانبش تکمیل کرد …!
باید احادیث توحید شیخ صدوق را بخوانی …تا متوجه بشوی چقدر گمراه شده ای!شخصیت پرستی تا چقدر …چه کسی تضمین کرده استاد حسن زاده را ؟! کلام امیرالمومنین را بگذارم کنار …کلام حسن زاده را بگیرم که خاک زیر پای حضرت امیرالمومنین(ع) هم نمی شوند.؟!

[پاسخ]

یکی

توهین به مقام حضرت علامه و حضرت استاد در سایت مخالفین فلسفه و عرفان

http://tahora11.blogfa.com/post-787.aspx

[پاسخ]

کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۱ ب٫ظ:

سلام
۱-من تااونجا که گوش دادم آقای صمدی از زبان آقای حسن زاده نقل می کند برای این سخنان خودکه اگر رفتید بهشت دیدد شمر ویزید هم آنجا هستند استدلالهایی که می آورداز اسفار وسخنان استادش است وهیچ شبهه ای نیست
۲-این سایت درپستهای قبلی اش با استدلالهای عقلی وعلمی تمام نظرات وهمی فلاسفه عرفا را رد کرده وحلا چند شاهد مثال برای این مبانی غلط می آورد
۳-استدلالهای شما وارد نیست چون هنوز بحث سر این است که آیا این عرفان واقعی واینان عرفای واقعی هستند که بعدش بحث شود که چون عارفند نباید شک وشبهه ای درباره /انها داشت وسخنشان را حمل برخوبی کنیم
۴-درمسائل اعتقادی تقلید نیست و خواننده ومخاطب خود استدلال می کند که آیا این مبانی درست است یا نه تنها مبانی مطرح می شود
۵-این شمایی که با تعصب وراده نسبت به اشخاص خود را از علوم حقیقی دور می کنید

[پاسخ]

عمرانی

ا سلام.
چند نکته راجع به فایل صوتی که سایت محترم برهان نیوز قرار داده و شما لینک آن را در سایت وزین خود قرار داده اید. امیدوارم پاسخی دریافت کنم چه به ایمیل چه در سایت.
دوستان عزیز توجه فرمایند فایل صوتی که سایت محترم برهان نیوز گذاشته است تنها بخشی از سخنرانی های دهه ۷۰ ایشان است یعنی حدود ۱۶ سال پیش. ضمنا در روز عاشورا هم نبوده است. اولا این جلسات از سلسله جلساتی تحت عنوان طهارت بوده است که ۳۱ جلسه بوده و سایت محترم تنها جلسه ۳۱ ام (یعنی جلسه آخر) را قرار داده اند و جالبتر اینکه این جلسه ۶۱ دقیقه طول کشیده و سایت محترم تنها ۱۳ دقیقه پایانی را در سایت قرار داده!!!
مثل اینکه شخصی کتابی بنویسد و تنها یک پاراگراف از آن کتاب به عنوان کل اعتقادات آن نویسنده مطرح شود و با نام بردن این شخص در ملاء عام قصاص قبل جنایت انجام شده و مورد شدیدترین توهین ها و هجمه ها قرار گیرد(برای اطلاع بیشتر به نظرات منعکس شده فوق مراجعه شود)
با یک سوال عرایظم را به پایان می برم. آیا بهتر نبود که تمام آن جلسات شنیده شود و سپس در موردش بحث و اظهار نظر شود. خواهشا جواب این سوال من را بدهید (اگرچه احتمال می دهم به یک آدم مغالطه گر و از این تعبیرات متهم شوم) اما واقعا چرا از۳۱ جلسه تنها جلسه آخر و آنهم تنها ۱۳ دقیقه پایانی در اختیار عزیزان قرار گرفته؟!!!
آیا دلیلی جز القای مطلبی که خود نگارنده مورد هدف دارد است؟ (خواه آن مطلب درست باشد یا غلط !)
با تشکر و عرض پوزش بابت پرگویی های این حقیر!
ضمنا دوستان توهین به یکدیگر را کنار بگذاند ما که پیرو مکتب امام خمینی کبیر هستیم با این تعابیر و الفاظ رکیک بیگانه باید باشیم انشالل

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۸ ب٫ظ:

باسلام خدمت شما
مانگفتیم که این درچه روزی ودرچه جایی مطرح شده وماتنها خواستیم روشنگری نموده که برخی از انحرافات را بیان کنیم این درهمه جای دنیا اینگونه است حتی شما دررسانه هامیبینید که قسمتی از سخنان فلانی پخش می شودوقضاوت با مردم گذاشته می شود درضمن هرکس کل فایل صوتی را خواست ما دراختیارش می گذاریم ما هیچ قصد وغرض سویی نداریم.

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۳۹ ب٫ظ:

از مدیریت سایت تقضاضا می شود کل جلسه را در سایت بگذارند تا برای دوستان شبهه تقطیع پیش نیاید .

[پاسخ]

133 پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۰ ب٫ظ:

از خدا می خواهم به شما عقل و تقوا بدهد خیلی در این باره بی بهره اید برایتان متاسفم که بین شیعیان فتنه انگیزی میکنید.

[پاسخ]

منتظرظهور پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۷ ق٫ظ:

این مطالبی که آقای عمران گفته چه ربطی به این اباطیل دارد. چه این کلمات را در اول سلسله جلسات خود گفته باشد و چه در آخر آن. همچنین فرقی هم ندارد که سال گذشته گفته باشد یا ۱۶ سال پیش یا هزار سال پیش!!!
حرف باطل است. بطلانش هم واضح است. جایی هم برای دفاع نیست. چرا سعی می کنید از این گوینده دفاع کنید. لزومی هم نبوده که برهان نیوز تمام جلسات گذشته را آورده باشد. چون آوردن جلسات قبل معنای این بخش را عوض نمی کند.
آقای صمدی آملی در این سخنرانی به صراحت اعلام می کنند که:«ما از شمر متشکریم»!!!!!!
واقعاً این کلام قابل توجیه است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

آنتي صوفي

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علی ذلک
اللهم … الصمدی و استاذه و …

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۳ ق٫ظ:

المومن لیس بفحاش و لعان
مطمئن باش که لعن به آقای صمدی نمی رسد برادر عزیز آنتی صوفی ادب داشته باشید.

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۷:۴۱ ق٫ظ:

بله البته آقای صمدی آنقدر مقدس هستند برای شما که نه لعن ما به ایشان می رسد و نه در مقابل این چرندیات و کفریات و خوش خدمتی به شمر و یزید در قیامت مواخذه می شوند!!!! کلا ایشان خدا هستند یا بالاتر!!!!

ضمنا عباس جان! چرا شما در زیارت عاشورا صدبار دشمنان امام حسین رالعن می کنید؟؟!!!چرا لعان هستید؟؟؟!!!

آیا کسی که بدون نفاق در جبهه دشمن امام حسین می آید و حضرتش را شهید می کند بدتر است یا کسی که در لباس دوست و روضه خوان امام حسین، بهشت را تقدیم شمرو یزید می نماید؟؟؟!!!

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۰۳ ب٫ظ:

برادر آنتی صوفی شما حتی احتمال هم نمی دهید شاید آقای صمدی از این اعتقاد برگشته باشد؟ شما خودتان در زندگی تان اصلا تا حالا اشتباه نکرده اید؟ آخر انصاف داشته باشید این سخنان در صورت صحت انتساب مال سالها پیش است.
شما میدانید آقای صمدی چند سال جبهه بودند؟
روضه های ایشان را شنیده اید؟ بنده برای خودتان عرض میکنم اقتضای حسن ظن به برادران ایمانی این نیست که به هر بهانه ای لعن و تکفیر کنیم. میدانی اگر کسی را تکفیر کنیم و لعن کنیم جانش را در معرض خطر قتل قرار میدهیم؟
اگر یک نفر نا آگاه با دیدن این کلمات از روی نادانی خدای نکرده تعرضی به ایشان یا خانواده ایشان کند واقعا پیش خدا حجت شرعی داری بر لعن و کفر ایشان؟
برادرانه خواهش میکنم کمی در مورد لعن وکفر کسانی که اقرار به ایمان دارند احتیاط بفرمایید.
لا تقولوا لمن القی الیکم السّلام لست مؤمناً: به کسی که نزد شما اظهار اسلام (یا به شما سلام و ابراز صلح و تسلیم) کرد، نگویید مؤمن نیستی. (سوره نساء، آیه ۹۴)

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۳ ب٫ظ:

عباس جان
این حرفها نتیجه وحدت وجود است ووی همچنان به آن پایبند است و همین امسال در قم تدریس می کند.
آیا این حرفها چیز کوچکی ست که توبه آن باید مخفیانه باشد؟؟
اگر توبه کرده بود نباید علنی می گفت و ابراز انزجار می کرد و آن شخصیت پرستان بدبختی که وی را قبول دارند از گمراهی نجات می داد؟؟؟
شما اینقدر که دغدغه صمدی داری دغدغه امام حسین هم داری؟؟؟؟چرا نیامدی حداقل از اصل این حرفها ابراز انزجار کنی؟؟؟
اگر این حرفها را مثلا کدیور یا سروش گفته بود اینقدر احتیاط در لعنشان به خرج می دادی؟؟؟؟
کسی که روضه امام حسین بخواند اما شمر را بهشتی بداند گمراه بدعتگذار است!صد سال هم که جبهه برود بد بخت و روسیاه است.

[پاسخ]

ناصر مهدوي پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۳ ب٫ظ:

سلام بزرگوار

چرا فکر می‌کنید حضور در جنگی که در آت شیعیان ایران و عراق با نیّت رفتن به بهشت یکدیگر را کشتند و فقط باعث اندوه امام زمان (عج) و شادی دشمنان شیعه شدند ؛ فضیلت است؟

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۲۲ ب٫ظ:

قرار نشد صمدی و غیره رو لعن کنیم
آره قبول این آدم ها وارد عرصه ی جهل مرکب مرکب مرکب شده اند
و واقعا هم دور از ذهنه که این حرف ها ازشون صادر بشه
اما دیگه اینکه ما لعنشون کنیم هم کار صحیحی نیست به نظر من
اینو بدونید که دشمن میخواد شما وحدت سیاسی خودتون رو از دست بدید و بهش های علمی رو به بحث های حساسی و عاطفی تبدیل کنید
و راه تفرقه رو طی کنید تا بیاد سواری بگیره
سیاست بریتانیای کوچولو بوده است که تفرقه بیاندازد و حکومت کند
بزنید توی سر هم اما یادتون باشه که ما همه شیعه هستیم و
همه مان غیر معصوم و ممکن الخطا هستیم
و میشود سوتی های بزرگ بدهیم
آقای صمدی و امثال ایشان مبانی ای را پذیرفته اند که اگر شما هم آن مبانی را بپذیرید همین حرف ها را خواهید زد

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ فروردین ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۴ ق٫ظ:

بهترین دعابرای این بزرگواران الهم اهد می باشد نه چیز دیگراز همه عزیزان درخواست داریم احترام افرادوکاربران را داشته باشند وبا جوابهای منطقی واستدلال پاسخ این شبهات وانحرافات رادهند

[پاسخ]

! پاسخ در تاريخ تیر ۷ام, ۱۳۹۱ ۲:۴۸ ب٫ظ:

خاک بر دهانت هر کسی هستی و بشکند دستی که این نظرات مزخرف تر از صاحب اش را تأیید می کند .

[پاسخ]

آنتي صوفي

عمرانی جان!
سی جلسه و شصت دقیقه و چهل سال و …که نشد حرف!!!
شما رو با همین چیزها مشغول کردن که کفریات و چرندیات به این وضوح را نمی بینید و اسمش را عرفان می گذارید!!!
برادر جان! تمام مکاتب باطل همینجوری مردم را فریب می دهند! صدها جلد کتاب می نویسند و هزاران جلسه و کوفت و زهر مار!‍
گر صمدی آملی همون جلسه اول می گفت شمر اهل بهشته!!! شما بلند می شدی می رفتی چون خلاف صریح قران و سنت و عقل بود.
اما اول میاد میگه اصالت وجود و بعد تشکیک و بعد وحدت و بعد هزار چرند دیگه تا سی جلسه که خوب گیج شدی ضربه نهایی رو بهت می زنه و تو نمی فهمی و فکر می کنی عارف شدی!!!!

[پاسخ]

راجی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۰ ب٫ظ:

مردک!
ضربه نهایی و این چرت و پرتا چیه همینطور داری بلغور میکنی؟ بتمرگ تا ببینیم حرفت چیه؟ ۴ تا کلمه حرف علمی هم بزن!

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۳۲ ب٫ظ:

راجی راست میگه حرف علمی بزنید
فحشو دعوا خوب نیست
لعن و نفرین خوب نیست
راست میگه من از اولش همینو گفتم
که اگه کار به بحث و علم و نظر برسه عرفا هیچ جوابی ندارند

بهترین جواب را آقای غرویان داد که
مگر میشود امام خمینی و استاد مطهری نفمند که عرفان بد است ؟؟؟؟ ملاصدرا مگر میشود نفمیده باشد
خب ملاصدرا نفمیده مجلسی که فهمیده
شیخ حر عاملی که فهمیده
اما این ایراد به خود آقای راجی هم برمیگرده
ایشان هم زیاد علمی حرف نمیزنند
یعنی تمام بحث بر سر این است که
در قرآن افلا تعقلون آمده و این یعنی فلسفه
و انگار مجلسی نمیفهمیده که افلا تعقلون در قرآن آمده اما دینانی و بقیه میفهمیدند

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۵۹ ب٫ظ:

برادر آنتی صوفی جان این حرفها قطعا اشتباه است . و به هیچ وجه قابل فبول نیست. بنده اذعان دارم که حرفها کاملا مخالف نص قران و روایات است اما این که لعن کنیم حجت شرعی نداریم چون اینها اعتقادشان غیر از درس فلسفه شان است بعید میدانم به لوازم این حرفها پایبند باشند چون سیره و روش هایشان مخالف این حرفهاست.
آیا حرفهایم موافق احتیاط نیست !
بنده عرض میکنم باید کمی محتاطانه تر نظر بدهیم برادر آنتی صوفی عزیز عشق و تعصب شما برای اهلبیت مایه مباهات است ولی کمی احتیاط کمی صبر تا حقیقت روشنتر بشود. موفق باشید.

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۳ ب٫ظ:

انحراف اعتقادی آنهم در این حد بدترین انحراف و گمراهی و گناه است. اصلی ترین موجبات لعن، عقاید باطل اینچنینی است. یعنی چه که به لوازمش ملتزم نیستند؟؟؟!!!! کسی که اعتقاد داشته باشد یزید و شمر بهشت می روند و باید از آنها تشکر کرد و اگر امام حسین را نکشته بودند خیلی مهم نبود!!نهایتش اینکه امام چند سال بیشتر عمر می کرد!!!!!!
این حرفها برادر من بالاترین حجت شرعی برای لعن یک نفر است شما قبول ندارید می توانید از مراجع استفتا کنید. بنده هم ملتزم به حجت شرعی هستم که بین خودئ و خدایم حجت است.
بحث با شما تمام
والسلام

لعنت خدا بر دشمنان حسین خصوصا دشمنان منافق و در لباس دوست و عالم شیعه روضه خوان!!!

لعنت خدا بر کسی که برای شمر و یزید عرفان ببافد و آنها را بهشتی بداند!!!!!

لعنت خدا بر کسی که بگوید: اگر شمر نکشته بود چه می شد نهایتش اینکه حسین چند سال بیشتر عمر می کرد!!!

لعنت خدا بر کسی که بگوید: لعن شمر و یزید در مراتب پایین معرفت است!!! در مراتب بالا می بینیم که آنها خیلی مقام دارند!!!!!

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۲ ق٫ظ:

موفق باشید والسلام

[پاسخ]

راجی

برا خودتون بازاری درست کردیدها…
خودتون نظر میدید خودتونم جواب میدید! برای چی نظر ادم لاابالی ای مثل آنتی صوفی رو که به یه عالم فرزانه ای چون علامه حسن زاده توهین میکنه تایید کرده و بعد مثلا میایید جواب میدید؟ چرا اصلا تایید می کنید؟ تایید اینگونه نظرات چه فایده ای برای خوانندگان داره؟ از همین موارد ساده به راحتی می توان نتیجه گرفت که شما هدفی جز توهین و تخریب انسانهای زحمت کشیده مثل علامه حسن زاده (که انسانهای ولایتمدار هم به وجود نازنینش افتخار میکنند) ندارید. شما همیشه ادعای ولایتمداری دارید و فکتان بیشتر از فکرتان کار می کند اما در عمل چیز دیگری را شاهد هستیم. مرد حسابی! اومدی چند تا صحبت از یکی از شاگردان علامه حسن زاده رو آوردی تو این سایت بعدش داری بازار گرمی میکنی؟ آیا نظر حضرت علامه هم همینه!؟ اگه هر کسی صبح از خواب پاشه و به نام شاگرد علامه حسن زاده بودن بخواد هرچی بگه شما باید عکسشو بذاری کنار عکس علامه حسن زاده و رو سایت بذاری؟ بعنوان یک فرد مطلع و همسو با نظر “عارف” صد در صد میگم (نظر حضرت علامه این نیست). حضرت علامه در طول سالها تدریسشان چه در قم و چه در تهران، شاگردان زیادی داشته اند از افراد کاسب مغازه دار گرفته تا روحانیون و آقایانی که در حال حاضر در پست های کلیدی این مملکت مشغول به کارند (اما برای هر کدامشان به تناسب اوضاعشان تدریس می فرمودند)حالا چرا شما می آیید و یک صحبتی که از شاگردی از صدها شاگرد ایشان عنوان شده را روی سایت و کنار عکس خود علامه قرار میدهی؟ این فرصت طلبی بوده و به ذهن خوانندگان اینگونه القا می کند که شما فقط در پی فرصت هایی هستید تا از آن نقطه به علامه حسن زاده بد و بیراه بگویید و افرادی مثل “نوروزی” بیایند برای دلخوشی شما مرتبا به نظرات پرخاشگرانه و توهین آمیز رای مثبت بدهند!
عزیز من!
این راهی که شما می روید ولو مخالف فلسفه و عرفان هم باشید، باز هم غلط است. اگه ادعای دینمداری و ارادت به اهل بیت علیهم السلام دارید بدانید علامه حسن زاده هم فقط و فقط با تمسک به دامان اهل بیت علیهم السلام به اینجا رسید و اصلا ایشان راهی را جز این راه پیشنهاد نمی کنند، اگر ابیات عربی ایشان را در آخر دیوان اشعار ایشان مطالعه کرده باشید در جایی آورده اند (بیوتهموا کهفی و ها انا کلبهم/ درگاه شما، کهف من است و من سگ آن درگاهم) البته من از محضر ایشان نیز پوزش میخواهم که این لغات را بدینصورت درج کردم اما برای اطلاع کاربران مجبور به نوشتن این عبارت شدم یا در جایی دیگر درباره واقعه کربلا آوردند(اگر به مَثَل کتابی همانند قرآن در “شهادت” نازل شود، سوره فاتحه ی آن کتاب شهادت، شهادت حضرت سیدالشهداء خواهد بود) و …. عبارات فراوان دیگر که در اینجا مجال عنوان نیست اما نتیجه اینکه قرار نیست ایشان ضامن تک تک گفته ها و نکات مطرح شده در محافل خصوصی و عمومی شاگردانشان باشند گرچه برای خوانندگان شاید این نکته به ذهن متبادر شود( مثل نظردهنده ای موسوم به کاظم) که حتماً نظر حضرت علامه نیز چنین است چون فلانی گفته! اما حقیقت چیزی غیر از این است برادر! باز هم عرض می شود: (نظر حضرت علامه حسن زاده آملی این نیست)حال شما می خواهید همین را دستاویزی برای توهین و تخریب این چهره ارزشمند علمی و دینی کشورمان قرار دهید، بحث دیگری است.

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۴ ب٫ظ:

برادر جان شما حق را بواسطه اشخاص شناختی عزیز من قربونت برم ….حق را بواسطه قرآن و سنت بشناس ….ما که نمی توانیم به خاطر بزرگی اسم یک نفر چه این بزرگی به حق باشد چه به ناحق کلام قرآن و اهل بیت را کنار بگذاریم و کلام آقای استاد حسن زاده را بگیریم برادر من …خدا قرآن و اهل بیت را از خطا و اشتباه مصون معرفی کرده نه آقای استاد حسن زاده را عزیز برادر …جان برادر …به خدا غلطه اینطور طرفداری کردن طرفدار حق باش

[پاسخ]

شفیعی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۵:۳۷ ق٫ظ:

شما میگی خدا قرآن و اهل بیت را از خطا و اشتباه مصون معرفی کرده نه آقای استاد حسن زاده را خب ما هم میگوییم هرکس به این دو اصل متمسک شود محق است پس چون آقای حسن زاده از طریق همین دو اصل خدشه ناپذیر به این مدارج علمی و عرفانی رسید و ما هم دیدیم که راه، راه خوبی است ما نیز به دنبال آن رفتیم. راستی شماها که اینقدر ادعای دفاع از دین خدا را (مثلا) دارید، در چه درجه و دارای چه وزنی در این نظام بینهایت هستید که علمای اصیل اسلام رو دارید بازخواست می کنید اما حاضر به پاسخگویی نیستید!؟

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۵ ب٫ظ:

این راجی نوروزی رو میشناسه
فکر کنم اون کسی که اومد فحش خواهر و مادر به ما داد خودش بوده
اینم تربیت شدگان مکتب عرفان
فحش خواهر و مادر میدهند
من نظر ایشان را به قصد بصیرت اینجا کپی میکنم تا خودتان
بخوانید و قضاوت کنید که تربیت شدگان مکتب عرفان چه کسانی هستند این ها همه از روی دل و تعصب پذیرفته اند
و کار عرفان و همه ی مکاتب ضاله همین بوده که اول می آیند عقل را از شما میگیرند و بعد که شما تعطیل شدید
هر چیزی را در ذهن شما فرو میکنند
عقل که تعطیل بشود مصیبت به بار می آید
خدای برخی از اهل مجسمه چگونه بوجود آمده ؟
خدایی که شبیه غول بیابانی هست و روز قیامت
یعنی یوم یکشف عن ساق
این غول پایش را یک طرف محشر میگذارد
و ساق پایش معلوم میشود
والعیاذ بالله این همان خداست
عقل که تعطیل بشه همین میشه
و اینک نظر شما رو جلی میکنم به کامنتی از یک عارف::

خاک تو اون سرت کردن با این اراجیفت بدبخت بیچاره ی خاک بر سر!!
بجای این چرت و پرتا بشین خوب درس بخون تا بفهمی دودوتا میشه چهارتا!
صبح تا غروب نشستی پای کامپیوترت و فقط تو سایت برهان چرت و پرتای تو هست! یعنی اونا هیچکی رو گنده تر از تو نداشتن یا تو رو اجیر کردن روزانه یه مبلغ بهت میدن میگن فقط فحش بده!؟
وقتی حقیقتت رو تو کیبورد بدونی و لای قران و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و … رو باز نکنی معلومه که هیچ گُهی نمیشی! نویسنده: شما حرومزاده اید و بس

[پاسخ]

روح الله

بسم الله
در پی توهین و بی احترامی به علامه حسن زاده آملی
خمینی کبیر ره: انکار سخنان و مقامات عارفین، ناشی از “حب نفس” و “خود پرستی” و “غرور” و “فرو رفتن در شهوات و حیوانیت”
http://baerfan.blogfa.com/post-159.aspx
یا حق

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۵ ق٫ظ:

اگر طرفدار حرف های ایشانی ….
بیا وسط ….
خودتم وصله امام خمینی نکن ۴ تا بی سواد نمی توانند از حرف ها دفاع کنند دم از امام عزیزمان می زنند ….

[پاسخ]

نافعی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۱ ق٫ظ:

شمایی که الآن از ترس میگید امام عزیز! همین هم قماشی های تو بودند که در اوایل انقلاب میگفتند حتی ظرفی که اما در آن آب خورده باید آب کشیده و پاک شود تا بقیه از آن استفاده کنند خاک تو سرتون کردند با این تفکراتتون

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۲ ب٫ظ:

کوچولو …. من الان تو سپاه پاسداران اسلامی کار می کنم به عنوان یک سپاهی جان بر کف هستم … جان فدایی مقام معظم رهبری ام .. روزای که تو حوزه و دانشگاه فلسفه فلسفه می کنی و فرق هر از بر تشخیص نمی دی ……
من یا عملیات در سیستان وکردستان هستم یا رزمایش یا آمادگی بدنی ….

[پاسخ]

سید پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۸ ب٫ظ:

اللهم عجل لولیک الفرج
«علی آقای بزرگ و جان برکف
شما که غیرت مندی و سخنان حضرت استاد آیت الله صمدی آملی را اراجیف و خزعبل!!! می دانی و واگذار کردی به مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها
و شما که تو سپاه هستی بگو آیا حرکت این سایت جهت انتشار این کلیپ با کلیپ های صدای آمریکا ، رادیو پس فردا و … فرقی دارد؟ آیا همگی تروریست اجتماعی نیستند؟ شما که دیگه کاملا با ترور اجتماعی آشنا هستید
ارزیابی شما از انتشار یک بحث و نظر سنگین فلسفی در قالب یک کلیپ چند دقیقه ای چیست؟ آیا این اقدام غیراز تخریب و زدن فلسفه و عرفان است؟»
همگی مسلمانیم اینها چه حرفهاییست که عزیزان در کامنتها داده اید، فحاشی و لعنت به چه کسی!!!!
عزیزان یه کم دقت، یه کم تحقیق، سخنان حضرت استاد صمدی را هم در تجلیات قرآنی و عرفانی در نهضت عاشورا را هم گوش می کردید و بعد نظر می دادید، رساله انسان در عرف عرفان از دیدگاه قرآن کریم و اخبار وسایط فیض الهی حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) و شرح آنرا توسط آیت الله صمدی را مطالعه و گوش می کردید بعد نظر می دادید، حکم به کفر چه کسی می دید، چرا حتی به خودتون زحمت یه سرچ کوچیک تو گوگل نمی دید تا یک شناخت سطحی نسبت به حضرت علامه داشته باشید، از خدمات فراوان این بزرگوار، از تالیفات فراوان ایشون. از نوشته های یه نفر میشه فرد را شناخت حداقل عنوانهای آثار حضرت علامه را یکبار مطالعه کنید بعد نظر بدید، آخه چه جوری شما با یک کلیپ به عمق یک بحث فلسفی پی بردید و حکم و نظر دادید؟
« فدایی رهبر، شمایی که یک نظر علمی فلسفی را اراجیف و خزعبل می دانی، دوست دارم نظرتون را بعد از مطالعه کامل متن سخنرانی مولایمان سید علی بدونم:
فلسفه یک امتیاز و یک افتخار است
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8616

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۱ ب٫ظ:

شک ندارم شما یا طلبه پایه یک هستید یا دو ..! شما هنوز با مبانی بحث علمی آشنا نیستید ….

بازها فرموده ام پیرامون این نظریه خزعبل آماده ی بحث هستم .
فرموده بودم علامه بزرگوار حسن زاده آملی را به ایشان نچسبانید من هیچ موقع به علامه حسن زاده اسائه ادب نکردم و نخواهم کرد . خیلی هم بهتر از شما ایشان را می شناس .سعی نکنید بنابر جاهلیت نظر بدهید . آقای صمدی املی هم از همان موقع که مسجد قاسم ابن الحسن در تهران می آمدند می شناسم.
اگر شمر به بهشت می رود و ما باید از شمر متشکر باشیم و شمر به ناموس خدا کاری نداشته بحق فلسفی محض است …
قضاوت با خوانند گان …
مقام عظم رهبری بارها فرمودندکه مرا مورد نقد قرار دهید دانشجویان دانشگاه امام صادق در جلسه ای به ایشان عرض داشتند آقا جان ما در مباحث علمی بعضی اوقات به جاهایی می رسیم که تیاین اساسی با مواضع انقلاب دارد از این رو دوستانی به ما ایراد وارد می کنند به نظر شما این کار درست است ایشان فرموده بودند : هیچ اشکالی ندارد به نتایجی هم رسیدید مرا مطلع کنید . این سعه ی صدر مقام عظمای ولایت است .
سال پیش در مورد عباراتی از نهایه الجکمه آقای صمدی آملی خدمت مراجع استفتا شد و مراجع حکم حرام بودن این جلسات راداده اند .
بار دیگر عرض می کنم آیا این سخنان تباین اصلی با مواضع انقلاب اسلامی دارند … قسم می خورم امام خمینی و امام خامنه ای روحی و ارواحناه فداه با این سخنان مخالف هستند .
بنده جوواب سوالم راه نوز نگرفتم چه کسی از این سخنان دفاع می کند ؟
۱)الآن ما چقدر باید متشکر شمر باشیم و عمر سعد باشیم؟ الآن مردم چقدر دارند به خاطر امام حسین به کمال می رسند؛ خوب اگر شمر آن روز آقا را رها می کرد، تمام می شد می رفت؛ خوب آقا چه می شد مثلا
۲) مردم چون حرف نشنیده اند خیال می کنند که اینها ضد دینی شد؛ پس برای چه ما معطل هستیم توی خیابانها داریم هی جوش می زنیم؟ پس ما داریم سر چه کسی را می تراشیم؟ نه؛ این کمال برای خودشان است؛ باشد؛ شما لعنتان را بکنید؛ دستور شرعی هم هست؛ حساب باشد؛ خودتان به کمال می رسید؛ مگر نمی خواهید به کمال برسید؟ بدوید به کمال برسید؛ اما تو چه داعی داری که جلوی کمال دیگران را ببندی؟ چرا تنگ نظر هستی؟ آقا! حالا آن هم از طرفی هم اینها هر کاری که کردند، دین خدا و ناموس خدا که باقی ماند!

[پاسخ]

منتظرظهور پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۱۸ ق٫ظ:

بسم الله الرحمن الرحیم
رضوان و رحمت خدا بر خمینی کبیر (ره) که ایجاد فضای اسلامی به این قدرت و به این قوت در این ممکلت مرهون انقلاب اوست.
ما همه مدیون او هستیم.
آیا شما واقعاً معتقد هستید که امام راحل عظیم الشان اگر این کلمات را می شنیدند تایید می کردند؟؟؟
مقامات عارفین که در کلام امام راحل آمده است ارتباطی با این کلمات بی حساب آقای صمدی آملی ندارد. چرا مغالطه می کنید؟؟؟

[پاسخ]

گمنامان عرفان

بگذار تابگریم ازدرد بی نوایم * بیگانه ای چه دانی من دانم وخدایم
افسوس وصد افسوس از این همه دشمنی با عرفان ؟ آخر شما چه می دانید عرفان وفلسفه چیست ؟ که این همه این موضوع را کش دادید ؟ خدا شماراعاقل کند که این همه با عرفان دشمنی دارید

[پاسخ]

محمد کاظم

شیطان بر آقای صمدی آملی سوار شده است و می تازد ….چه اراجیفی می گوید …بنده به وضوح دیده ام تفکرات ایشان بنیان شیعه را چگونه از ریشه کنده است …اگر قابل هدایت است خدا هدایتش کند و اگر نیست زودتر هلاکش کند که جمع کثیری را هر روز هلاک می کند

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۲ ق٫ظ:

آمین رب العالمین

[پاسخ]

مهدی

اللهم عجل لولیک الفرج
«علی آقای بزرگ و جان برکف
شما که غیرت مندی و سخنان حضرت استاد آیت الله صمدی آملی را اراجیف و خزعبل!!! می دانی و واگذار کردی به مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها
و شما که تو سپاه هستی بگو آیا حرکت این سایت جهت انتشار این کلیپ با کلیپ های صدای آمریکا ، رادیو پس فردا و … فرقی دارد؟ آیا همگی تروریست اجتماعی نیستند؟ شما که دیگه کاملا با ترور اجتماعی آشنا هستید
ارزیابی شما از انتشار یک بحث و نظر سنگین فلسفی در قالب یک کلیپ چند دقیقه ای چیست؟ آیا این اقدام غیراز تخریب و زدن فلسفه و عرفان است؟»
همگی مسلمانیم اینها چه حرفهاییست که عزیزان در کامنتها داده اید، فحاشی و لعنت به چه کسی!!!!
عزیزان یه کم دقت، یه کم تحقیق، سخنان حضرت استاد صمدی را هم در تجلیات قرآنی و عرفانی در نهضت عاشورا را هم گوش می کردید و بعد نظر می دادید، رساله انسان در عرف عرفان از دیدگاه قرآن کریم و اخبار وسایط فیض الهی حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) و شرح آنرا توسط آیت الله صمدی را مطالعه و گوش می کردید بعد نظر می دادید، حکم به کفر چه کسی می دید، چرا حتی به خودتون زحمت یه سرچ کوچیک تو گوگل نمی دید تا یک شناخت سطحی نسبت به حضرت علامه داشته باشید، از خدمات فراوان این بزرگوار، از تالیفات فراوان ایشون. از نوشته های یه نفر میشه فرد را شناخت حداقل عنوانهای آثار حضرت علامه را یکبار مطالعه کنید بعد نظر بدید، آخه چه جوری شما با یک کلیپ به عمق یک بحث فلسفی پی بردید و حکم و نظر دادید؟
« فدایی رهبر، شمایی که یک نظر علمی فلسفی را اراجیف و خزعبل می دانی، دوست دارم نظرتون را بعد از مطالعه کامل متن سخنرانی مولایمان سید علی بدونم:
فلسفه یک امتیاز و یک افتخار است
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8616
»

[پاسخ]

سید

مقام معظم رهبری: فلسفه یک امتیاز و یک افتخار است
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

این جلسه براى من بسیار شیرین و جذّاب است. اگر مجال بود، من حرفى نداشتم که این جلسه یک ساعت دیگر یا بیشتر ادامه پیدا کند و مطالب آقایان را بشنوم. آنچه فرمودید، جامع بود؛ یعنى همه‌ى جوانبِ آنچه در زمینه‌ى علوم عقلى و رابطه‌ى آن با حوزه‌ى علمیه خوب است به ذهنها بیاید و مطرح شود، تقریباً در فرمایشهاى آقایان بود. من حقیقتاً لذّت بردم و خدا را شکرگزارم. این یکى از افتخارات نظام اسلامى است که حوزه‌ى قم شامل و حاوى مجموعه‌اى از فضلاى جوان، پر نشاط و خوشفکر است، که زبدگان و جمعى از بهترینهاى آنها شما هستید. البته من با بعضى از آقایان از نزدیک آشنا هستم و سالهاست که اخلاص دارم؛ با بعضى هم از روى آثار یا مقاله‌هایشان تا حدودى آشنا هستم و به قول معروف، ما پُز این را همه‌جا داده‌ایم که جمع فضلاى جوانِ فعّالِ خوشفکرى در حوزه داریم. شما حقّاً امید آینده هستید. ان‌شاءاللَّه این ستونها خواهد توانست سقف رفیع و بناى باشکوهى را در آینده‌ى حوزه نوید دهد.

در گذشته در حوزه‌ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبایى» مخالفت مى‌شد. مى‌دانید درس اسفار ایشان به دستور تعطیل گردید و ایشان مجبور شد شفا تدریس کند. در دوره‌ى اخیر، قم مرکز حوزه‌ى فلسفى ما بوده است؛ آقاى طباطبایى هم انسان کاملاً متشرّع، مواظب، دائم‌الذّکر، متعبّد، اهل تفسیر و اهل حدیث بوده؛ از آن قلندرمآبهاى آن‌طورى نبوده است – البته جلسات خصوصى را کارى نداریم – مراتب علمى و فقه و اصولش هم طورى نبوده که کسى بتواند آنها را انکار کند؛ درعین‌حال کسى مثل آقاى طباطبایى که جرأت کرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، این‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بین علماى دین محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبایى، جا داشت امروز تعداد زیادى استاد درجه‌ى یک از تلامذه‌ى ایشان در قم و دیگر شهرستانها داشته باشیم. آقاى طباطبایى فرد فعّالى بود؛ بنابراین جریان فلسفى‌اى که به وسیله‌ى ایشان پایه‌گذارى شد، باید به شکل وسیعى گسترش پیدا مى‌کرد، که نکرده است. البته ما همان وقت مقلّد آقاى «بروجردى» بودیم و الان هم با چشم تجلیل و تعظیم به ایشان نگاه مى‌کنیم؛ اما بالاخره هرچه بود، نتیجه‌اش این شد. این نباید تکرار شود.

فلسفه‌ى اسلامى – همان‌طور که شما فرمودید و درست هم گفتید – فقه اکبر است؛ پایه‌ى دین است؛ مبناى همه‌ى معارف دینى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد.

مرکز فلسفه هم باید حوزه‌ى علمیه باشد. یکى از بزرگترین خسارتهایى که ما کردیم، این بوده که مرکز فلسفه‌ى اسلامى از حوزه‌ى علمیه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضى از آقایانِ اساتید فلسفه، ماه رمضان پیش من بودند؛ مى‌گفتند برخى از آقایانى که اصلاً اهلیّت ندارند، در مساجد فلسفه تدریس مى‌کنند و ناقص و سطحى و به عمق نرسیده و جویده جویده مطالبى را دست افراد مى‌دهند. اینها خسارت است؛ ما نباید بگذاریم این کار ادامه پیدا کند. من خدمت آقاى «جوادى» و آقاى «مصباح» هم به تفاریق مکرّراً گفته‌ام باید کارى کنیم که قم از مرکزیّت و مرجعیّتِ فلسفه نیفتد و قطب اصلىِ فلسفه‌ى اسلامى همچنان باقى بماند. بنابراین در این زمینه هرچه شما تلاش کنید، بجا و بحق خواهد بود. همه باید تلاش کنند؛ مدیریّت حوزه و اساتید فلسفه هم باید تلاش کنند. طلّابِ فلسفه را باید تشویق کرد.

این‌که گفته مى‌شود امتیازات آخوندى و روحانى مال فقهاست، نه مال فلاسفه و عرفا و متکلّمین، امروز خیلى مثل سابق نیست. سابقاً «ملاّ اسماعیل خواجویى» در اصفهان – که جزو تلامذه‌ى به واسطه‌ى ملاّ صدرا بوده – با آن مقام علمى و عظمت، جرأت نمى‌کرده فلسفه تدریس کند. سرنوشت بعضى از اقران ایشان – مثل مرحوم «بیدآبادى» و دیگران – طورى براى اینها تجربه‌هاى تلخ درست کرده بود که جرأت نمى‌کردند فلسفه تدریس کنند. ملاّ اسماعیل خواجویى، هم رجالى است، هم فقیه است، هم اصولى است و هم از بزرگان فلاسفه‌ى ماست. متأسفانه اینها شناخته شده هم نیستند. همین‌جا داخل پرانتز عرض کنم: یکى از کارهایى که باید صورت گیرد، معرفى فلاسفه‌ى شیعه در دوره‌هاى مختلف است. متعلّمین فلسفه‌ى ما هم اینها را نمى‌شناسند؛ چند نفر معروف را مى‌شناسند. عرض مى‌کردم این افراد از ترس جرأت نمى‌کردند اظهار فلسفه کنند. امروز این‌طور نیست؛ فلسفه یک امتیاز و یک افتخار است؛ نه فقط در چشم حوزویها، بلکه در چشم مردم هم همین‌طور است. بعضیها که حتى اهل فلسفه هم نیستند، براى همین امتیازات ظاهرى، ادّعاى استادىِ فلسفه مى‌کنند. بنابراین، این‌طور هم فضا را مأیوس‌کننده نبینید که حالا مثلاً باید خود را فدا کنیم و وارد عرصه‌ى فلسفه شویم؛ نه، امروز فلسفه امتیاز دارد. با توسعه‌ى فضاهاى دانشگاهى و با گسترش علم و معرفت در بین جوانان، امروز وقتى یک طلبه‌ى فاضلِ فلسفه‌خوان یا فلسفه‌دان در جامعه مطرح مى‌شود، امتیاز احترام کسب مى‌کند. به نظر من همین جریان را باید تقویت کرد. نگذارید حوزه از مرکزیّت فلسفه بیفتد. در این زمینه هر کارى مى‌شود کرد، باید انجام داد. شما که جوان هستید و نیرو و حوصله و نشاط دارید، امروز این بار بر عهده‌تان است.

دو سه نکته درخصوص آموزش فلسفه و پژوهش فلسفى عرض مى‌کنم، که خوشبختانه دیدم در ذهن بعضى دوستان هم هست. یکى مسأله‌ى امتداد سیاسى – اجتماعى فلسفه است که من مکرّر به دوستان گفته‌ام و الان هم در تأیید فرمایش بعضى از آقایان عرض مى‌کنم؛ منتها نه با تعبیر رنسانس فلسفى؛ نباید به این معنا مطرح شود. ما به رنسانس فلسفى یا واژگون کردن اساس فلسفه‌مان احتیاج نداریم. نقص فلسفه‌ى ما این نیست که ذهنى است – فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد – نقص فلسفه‌ى ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسى و اجتماعى ندارد. فلسفه‌هاى غربى براى همه‌ى مسائل زندگى مردم، کم و بیش تکلیفى معیّن مى‌کند: سیستم اجتماعى را معیّن مى‌کند، سیستم سیاسى را معیّن مى‌کند، وضع حکومت را معیّن مى‌کند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن مى‌کند؛ اما فلسفه‌ى ما به‌طور کلّى در زمینه‌ى ذهنیّاتِ مجرّد باقى مى‌ماند و امتداد پیدا نمى‌کند. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کمااین‌که خود توحید یک مبناى فلسفى و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعى و سیاسى دارد. «لااله‌الا ّاللَّه» فقط در تصوّرات و فروض فلسفى و عقلى منحصر و زندانى نمى‌ماند؛ وارد جامعه مى‌شود و تکلیف حاکم را معیّن مى‌کند، تکلیف محکوم را معیّن مى‌کند، تکلیف مردم را معیّن مى‌کند. مى‌توان در مبانى موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّى را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهاى بسیار فیّاضى را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود مى‌آورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن مى‌کند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‌گاه یک دستگاه فلسفى درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقه کلّ الاشیاء»، از مبانى ملاّ صدرا، – اگر نگوییم از همه‌ى اینها، از بسیارى از اینها – مى‌شود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سیاسى و اقتصادى درست کرد؛ فضلاً از آن فلسفه‌هاى مضاف که آقایان فرمودند: فلسفه‌ى اخلاق، فلسفه‌ى اقتصاد و…. این، یکى از کارهاى اساسى است. این کار را هم هیچ‌کس غیر از شما نمى‌تواند بکند؛ شما باید این کار را انجام دهید.

فلسفه‌ى اسلامى، پایه و دستگاهى بوده که انسان را به دین، خدا و معرفت دینى نزدیک مى‌کرده است. فلسفه براى نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است؛ لذا بهترین فلاسفه‌ى ما – مثل ابن‌سینا و ملاّ صدرا – عارف هم بوده‌اند. اصلاً آمیزش عرفان با فلسفه در فلسفه‌ى جدید – یعنى فلسفه‌ى ملاّ صدرا – به‌خاطر این است که فلسفه وسیله و نردبانى است که انسان را به معرفت الهى و خدا مى‌رساند؛ پالایش مى‌کند و در انسان اخلاق به‌وجود مى‌آورد. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیّات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود. راهش هم تقویت فلسفه‌ى ملاّ صدراست؛ یعنى راهى که ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است که انسان را وادار مى‌کند هفت سفر پیاده به حج برود و به همه‌ى زخارف دنیوى بى‌اعتنایى کند. البته نمى‌خواهیم بگوییم هرکس در این دستگاه فلسفى قرار نداشته باشد، اهل دنیاست؛ نه، اما این راه خوبى است. راه فلسفه باید راه تدیّن و افزایش ارتباط و اتّصال انسان به خدا باشد؛ این را باید در آموزش فلسفه، در تدوین کتاب فلسفى، در درس فلسفى و در انجمن فلسفه – همین که به آن اشاره شد – رعایت کرد. اهل فلسفه‌اى که ما قبلاً دیده بودیم، همه همین‌طور بودند؛ کسانى بودند که از لحاظ معنوى و الهى و ارتباطات قلبى و روحى با خداوند، از بقیه‌ى افرادى که در زمینه‌هاى علمىِ حوزه کار مى‌کردند، بهتر و زبده‌تر و شفّافتر بودند.

از قول جناب آقاى جوادى فرمودند «محبّ قال و مبغض قال»، که درست هم هست. من عامل دیگرى هم سراغ دارم و آن، رقیب سازى براى فلسفه‌ى ما در دوره‌ى اخیر است. به اعتقاد بنده، قرائن و شواهد نشان مى‌دهد فلسفه‌هایى که در ایران رایج شد – و الان هم اوج آن است – عادّى نبود. خواستند براى فلسفه‌ى اسلامى رقیب درست کنند؛ لذا فلسفه‌هاى غربى را آوردند و ترجمه و ترویج کردند. با غفلت حوزه‌هاى علمیه‌ى ما تدریجاً کار به جایى رسید که هر وقت در محیطهاى دانشگاهى اسم فلسفه برده مى‌شد – الان هم تقریباً همین‌طور است – ذهن به سمت «کانت» و «هگل» و امثال اینها مى‌فت و تصوّر مى‌شد اصلاً فلسفه محصول تفکّر اینهاست. زمانى که تفکّرات مارکسیستى در ایران خیلى رواج داشت، یکى از قلمهاى عمده‌ى تبلیغاتىِ کمونیستها کوبیدن منطق ارسطویى و منطق شکلى بود که در مقابلِ منطق دیالکتیک فحش محسوب مى‌شد؛ مى‌گفتند اینها طرفدار منطق ارسطویى‌اند! تا این حد فلسفه‌ى اسلامى و مبانى فلسفه‌ى اسلامى و از جمله منطق را ضدّارزش کرده بودند. این کار، حساب شده صورت گرفته است. البته نمى‌گوییم هر دانشجو یا استادى وارد فلسفه‌ى جدید شد، لابد با «سى.آى.اى» ارتباط دارد؛ نه، اما این یک فکرِ اساسى شد. کسانى که پیشروان این کار بودند – امثال فروغى و دیگران – ارتباطات سیاسى و خارجى و تلاشهایشان مشخص است. امروز هم آدم قرائن و شواهدى را مشاهده مى‌کند که کسانى مى‌خواهند درست نقطه‌ى مقابل ما – که فلسفه را یک امر کاملاً خواصى قرار داده‌ایم – حجمهاى قوىِ فلسفى را بیاورند. برخلاف یک فقیه که مثلاً مى‌نشیند مسأله مى‌گوید، اصلاً بروز و ترشّح فلسفه از درون انسان به بیرون است؛ این تربیتِ حوزه‌هاى علمیه‌ى ما بوده؛ اما آنها بعکس، فلسفه را در سطوح مختلف ترویج کردند.

یکى از رشته‌هاى تألیف و کار فلسفى، نوشتن فلسفه براى کودکان است. کتابهاى فلسفىِ متعدّدى براى کودکان نوشته‌اند و ذهن آنان را از اوّل با مبانى فلسفى‌اى که امروز مورد پسند لیبرال دمکراسى است، آشنا مى‌کنند. یقیناً در نظام شوروى سابق و دیگر نظامهاى مارکسیستى اگر دستگاه فلسفه براى کودکان و جوانان بود، چیزى بود که مثلاً به فلسفه‌ى علمى «مارکس» منتهى شود. ما از این کار غفلت داریم. من به دوستانى که در بنیاد ملاّ صدرا مشغول کار هستند، سفارش کردم، گفتم بنشینید براى جوانان و کودکان کتاب بنویسید. این کارى است که قم مى‌تواند بر آن همّت بگمارد. بنابراین از جمله کارهاى بسیار لازم، بسط فلسفه است؛ البته با مبانى مستحکم و ادبیات خوب و جذّاب.

به نظر من بین فلسفه و کلام هم نباید دعوا قائل شد. مهمترین کتاب کلامى ما را یک فیلسوف – یعنى خواجه‌نصیر – نوشته؛ اما در واقع فلسفه است. ما باید اینها را به همدیگر نزدیک کنیم؛ هیچ مانعى ندارد. فلسفه و کلام و عرفان وجوه تفارقى دارند، وجوه اشتراکى هم دارند؛ ما باید اینها را به عنوان علوم عقلى – همین تعبیرى که آقایان داشتند و کاملاً تعبیر خوبى است – یا به یک معنا حکمت، که شامل همه‌ى اینها بشود، مورد توجّه قرار دهیم و دنبال کنیم.

انجمن فلسفه‌اى هم که جناب آقاى «فیّاضى» گفتند، فکر بسیار خوب و درستى است. البته چند سال قبل من شبیه این حرف را با بعضى از دوستان در قم مطرح کردم و گفتم یک باشگاه فلسفى یا باشگاه فلسفه‌گرایان تشکیل شود؛ الان هم عرض مى‌کنم که خوب است انجمن فلسفه‌ى اسلامى یا انجمن حکمت اسلامى تشکیل شود. این جزو طرحهاى بسیار مفید است. بناى خوبى به‌وجود آید یا از بناهایى که وجود دارد، تصرّف شود و براى این کار تجهیز گردد. سالن سخنرانى ایجاد کنند، محلّ درس بگذارند و میزگرد تشکیل دهند. نهضت آزاداندیشى‌اى که مطرح شد و بعضى از آقایان هم استقبال کردند، یکى از بهترین جاهایش همین جاست. افراد بنشینند نظرات و حرفها و استدلالهاى خود را بگویند؛ اساتید فرصت پیدا کنند و بیایند شاگردان فلسفى خود را ببینند؛ ببینند اینهایى که طبقه‌ى دوم آنها هستند، چه کسانى‌اند. بعضى از شما آقایان درس جناب آقاى جوادى یا جناب آقاى مصباح را درک کرده‌اید، شاید هم درک نکرده‌اید. اساتید بیایند شاگردانشان، شاگردانِ شاگردانشان و یا طلّاب علاقه‌مندشان را از نزدیک ببینند؛ حرفى بزنند و یا سخنرانى کنند؛ کار بسیار خوبى است و من با آن موافقم و هرچه بشود کمک کرد، من کمک مى‌کنم.

نکته‌ى دیگرى که مطرح شد و درست بود، مسأله‌ى جذب امکانات کشورى براى فلسفه‌ى حوزه است. این به عهده‌ى شماست؛ یعنى شما مشخّص کنید که این امکانات – چه امکانات عنوانى، چه امکانات جایگاهى (مثل جایگاه تدریس در این‌جا و آن‌جا) و چه امکانات مالى – براى کجاها باید جذب شود؛ مثل این‌که در نیروهاى نظامى و ادارى جایگاه تعریف مى‌کنند و بعد مى‌گردند آدمِ آن را مى‌یابند. شما براى جذب کمکها باید جایگاه تعریف کنید.

به نظر من آنچه آقایان فرمودند، خوب بود. بعضى از آقایان جمعبندى کردند. بیان آقاى «خسروپناه» و بعضى دیگر از آقایان، درواقع جمعبندىِ خیلى خوبى بود از مجموع کارهایى که خوب است بشود و تعقیب گردد. این کارها وقتى پیش خواهد رفت که برنامه‌ریزى وجود داشته باشد. آنچه من مى‌خواهم بگویم، این است که شما آقایان بنشینید یک مجموعه تشکیل دهید و جمع برگزیده‌اى را که بیشتر مى‌توانند وقت بگذارند، از بین خودتان انتخاب کنید تا برنامه‌ریزى کنند؛ مثلاً براى رشد، ترویج، تعمیق و توجیه جریان عقلى در حوزه چه کارهایى باید بکنیم. بعضى از این کارها به عهده‌ى شماست، بعضى از اینها به عهده‌ى اساتید است، بعضى از اینها به عهده‌ى مدیریّت است، بعضى از اینها ممکن است به عهده‌ى ما باشد؛ باید اینها را مشخّص کنیم. البته این کار با برنامه‌ى حوزه منافات ندارد. به هیچ‌کس شکستن برنامه‌هاى حوزه را توصیه نمى‌کنم. حوزه برنامه‌اى دارد، مثل برنامه‌ى یک دانشگاه بزرگ. اگر در میان مجموعه افرادى که در این دانشگاه بزرگ و با همین برنامه‌ى بزرگ مشغول تحصیل و تدریسند، جمعى بیایند و یک کار مستقل علمى را دنبال کنند، این با برنامه‌ى کلّى دانشگاه سازگار است. به نظر من این کار شدنى است. البته برنامه‌ریزى حوزه هم مى‌تواند کمک و حمایت کند و اگر لازم باشد به دوستان در قم از این جهت سفارشى هم بشود، ما حرفى نداریم. منتها مهم این است که از اعتقاد و التزامتان به اهمیت و تأثیر اساسى این کار چیزى کاسته نشود. شما موتور این قطار عظیم هستید؛ اگر موتور خاموش یا کُند شد، یقیناً در حرکت قطار اثر خواهد گذاشت. این موتور باید کار کند، مرتّب و سالم هم کار کند و پیش برود؛ البته از لحاظ اعتبارى و مالى هم باید پشتیبانى شود.

من مجدّداً خدا را شکر مى‌کنم از این‌که الحمدللَّه توفیق پیدا کردم و خدمت آقایان رسیدم. از بودن شما در حوزه‌ى قم هم خوشحالم و خدا را شکر مى‌کنم. از این هم که الحمدللَّه اساتید بزرگوار قم این توفیق را پیدا کردند که چنین محصول باارزشى را تقدیم حوزه کنند، خوشحالم؛ منتها مجدداً توصیه مى‌کنم که این حرکت را تداوم دهید و پیش بروید تا ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم کمک کند.

والسّلام علیکم و رحمهاللَّه و برکاته

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ ب٫ظ:

این کامنت ها به نام سید و مهدی همان بی سواد فلاح هستش که ناتوان از مناظره و مباحثه پیرامون بحث .. حرف از امام خامنه ای عزیزمان می زند .

[پاسخ]

فلاح پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۵:۴۵ ب٫ظ:

اولا:
جواب شما را در آن پست داده ایم، رجوع بفرمایید
http://www.borhannews.com/news/?p=890
ثانیا:
انشا الله که منظورتان این است که این نظرات شبیه هم هستند، زیرا این که بعظا دیده شده که افرادی در سایت شما از قول مقام معظم رهبری و حضرت امام پیام هایی داده اند که این طور القا می کند که ایشان مخالف فلسفه و عرفان و وحدت وجود اند و حال اینکه این بیانات آقا نشان از مطالبه ایشان از حوزه برای ساخت یک فضای جهان بینی و یک فضای فکری برای ایجاد دستگاهی اقتصادی ، سیاسی ، و اجتماعی از وحدت وجود و از «بسیط الحقیقه کلّ الاشیاء»، از مبانى ملاّ صدرا می باشد.
لذا دوستان به این بیانات اولویت داده اند و وظیفه دانسته اند که به آن پاسخ دهند.
و اگر منظورتان این است که این نظرات همه توسط شخص فلاح نوشته شده است که این طور نیست و امیدوارم که منظورتان این نباشد.
ثالثا:
این که گفته اید فلاح بی سواد، بله بنده بی سوادم ولی این حرف شما از کدام مکتب سر چشمه گرفته شده ، از کدام مکتب این اخلاق را ودیعت گرفته اید؟

[پاسخ]

سید

جالبه وقتی یک فقیه یک فتوای حرام میدهد و دیگری همان حکم را واجب اعلام میکند شماها شروع به داد و قال نمیکنید
شماها که نه فلسفه خوانده اید و نه از مبانی آن آگاهی دارید چرا اظهار نظر میکنید؟؟؟؟
مثل شماها مانند یک بیسواد و املی هست که یک کلیپ از یک جراحی و پاره کردن اعضاء مریض توسط دکتر را ببیند و بعد از آن شروع کند به توهین و فحاشی به دکتر ها که اینها آدمهای جنایت کاری هستند و آدم کش هستندو…..

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۳۷ ب٫ظ:

آخه عزیز دلم
قربون اون روحیه ی انقلابیت
ببین آخه اگه من مبانی عرفان رو بپذیرم که همه ی این حرف ها رو مجبورم نا خودآگاه بپذیرم
ببین میدونی مثه چی میمونه ؟
مثه اینکه من بگم دو دو تا میشه پنج تا
خب اگه اینو بپذیرم
بعد اگه تو بگی جذر بیست و پنج چی میشه
من بهت میگم :۲*۲*۲*۲=۲۵
در صورتی که واقع این نیست
بلکه ۲*۲*۲*۲=۱۶
دو به توان چهار میشه شونزده
نه بیست و پنج
اما چون ما مبانی غلط رو قبول کردیم
مجبور میشیم بگیم میشه بیست و پنج

[پاسخ]

مهدی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۸:۵۹ ب٫ظ:

به به، خوب دیگه چی؟؟ بیشتر توضیح بدید ما هم با مبانی عرفان آشنا بشیم

خواهشمندم کتب عرفانی را که مطالعه و تحقیق کرده اید را یکی یکی نام ببرید و بعد دلیل غلط بودن!!! مبانی عرفان را بگویید
با تشکر

[پاسخ]

روح الله

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه: متاسفانه جدیدا در سایتهای ضد فلسفی و ضد عرفانی، مطالبی علیه علامه حسن زاده منتشر شده است (که البته ایشان بهانه ای است برای هتاکی به تمام عرفا!). نه تنها متن نوشته شده توسط مسئولین سایت، پر از بی احترامی است، صد افسوس که تمام نظرات را نیز منتشر کرده اند، نظراتی که پر است از فحش و لعن و تکفیر و بی احترامی و انکار مقامات و هتک حرمت اولیای خدا….

و به خدا شکایت میکنیم: و الی الله المشتکی…

جای بسی تعجب است که مدعیان ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام، به چه راحتی انواع فحاشی ها و لعن ها و… را به اولیای خدا نسبت داده و مسئولین این سایتها هم براحتی این نظرات را منتشر میکنند!!!

البته شاید تعجبی هم نباشد؛ چرا که اهل بیتی که “ما قبول داریم”، فرموده اند: الأدب و الدین، نتیجه العقل؛ یعنی با ادب بودن و دین داشتن، نتیجه ی عقل است. و این آقایان امّا عقل را قبول ندارند تا بخواهند ادب و دینی داشته باشند.

ما به تاریخ واگذار میکنیم قضاوت را؛ قضاوت میزان تقوا و ادب در “موافقین فلسفه” و “مخالفین فلسفه” را.

البته ما حساب بعض بزرگانی که نسبت به فلسفه “انتقاد” دارند را جدا میدانیم از اینهایی که با بی احترامی و “هتاکی” به فلاسفه، باطن خود را بروز میدهند، ولی ایکاش این بزرگان جلوی رفتار بعضی اطرافیانشان را میگرفتند!

کلمات خمینی کبیر در کتاب شریف “چهل حدیث”:

بارها این جملات آن پیر عارف را خوانده ام، اما هر بار که تکرار میکنم، مانند آیات قرآن برایم تازگی دارد: من هر چه خوانده ام همه از یاد من برفت / الا حدیث دوست که تکرار میکنم

این جملات حضرت روح الله است خطاب به خودپرستان! فرو رفتگان در شهوات و حیوانیت! مغروران! گرفتاران در حب نفس و حب دنیا!

پس گوش جان بسپارید به کلام امام روح الله خمینی کبیر رضوان الله علیه:

«««اکـنـون بـبـیـن آیـا این حمل هاى بعید بارد چه لزومى دارد؟ آیا فرمایش حضرت امیر، علیه السـلام ، را کـه مـى فـرمـایـد: “فـهـبـنـى صبرت على عذابک ، فکیف أصبر على فراقک،” و آن سـوز و گـدازهـاى اولیـا را مـى تـوان حـمـل کرد به حور و قصور؟!

آیا کسانى که مى فرمودند که ما عبادت حق نمى کنیم براى خـوف از جـهـنـم و نـه بـراى شـوق بـهشت ، بلکه عبادت احرار مى کنیم و خالص براى حق عـبـادت مـى کـنـیـم، بـاز نـاله هـاى فـراق آنـهـا را مـى تـوان حـمـل کـرد بـه فراق از بهشت و ماکولات و مشتهیات آن؟!

هیهات! که این حرفى است بس نـاهـنـجـار و حـمـلى اسـت بـسـیـار نـاپـسـنـد. آیـا آن تـجـلیـات جـمـال حـق کـه در شـب مـعـراج آن مـحـفـلى کـه احـدى از مـوجـودات را در آن راه نـبـود و جبرئیل امین وحى محرم آن اسرار نبود، مى توان گفت ارائه بهشت و قصرهاى مشیّد آن بوده ، و آن انوار عظمت و جلال ارائه نعم حق بوده؟ آیا آن تجلیاتى که در ادعیه معتبره وارد است بـراى انـبـیـاء -عـلیـهـم السـلام- شـده ، از قـبـیـل نـعـم و ماکول و مشروب یا باغات و قصرها بوده؟!

افـسـوس ! کـه مـا بـیـچـاره هـاى گـرفـتـار حـجـاب ظـلمـانى طبیعت و بسته هاى زنجیرهاى آمـال و امـانـى جـز مـطـعـومـات و مـشـروبـات و مـنـکـوحـات و امثال آنها چیزى نمى فهمیم ، و اگر صاحبنظرى یا صاحبدلى بخواهد پرده از این حجب را بـردارد، جز حمل بر غلط و خطا نکنیم . و تا در چاه ظلمانى عالم ملک مسجونیم ، از معارف و مـشـاهـدات اصـحـاب آن چیزى ادراک ننماییم،

ولى اى عزیز، اولیا را به خود قیاس مکن و قلوب انبیا و اهل معارف را گمان مکن مثل قلوب ماست. دلهاى ما غبار توجه به دنیا و مشتهیات آن را دارد، و آلودگـى انـغـمـار در شهوات نمى گذارد مرات تجلیات حق شود و مورد جلوه مـحـبـوب گـردد. البـته با این خودبینى و خودخواهى و خود پرستى باید از تجلیات حق تـعـالى و جـمـال جـلال او چـیـزى نـفـهـمـیـم، بـلکـه کـلمـات اولیـا و اهل معرفت را تکذیب کنیم . و اگر در ظاهر نیز تکذیب نکنیم ، در قلوب تکذیب آنها نماییم . و اگـر راهـى بـراى تـکـذیـب نـداشـتـه بـاشـیـم . مـثـل آنـکـه قـائل بـه پـیـغـمـبـر یـا ائمـه مـعـصـومـیـن ، عـلیـهـم السـلام ، بـاشـیـم ، بـاب تـاویـل و تـوجـیه را مفتوح مى کنیم ، و بالجلمه ، سد باب معرفت الله را مى کنیم .

“ما رایـت شـیـئا الا و رایـت الله مـعـه و قبله و فـیـه” را حـمـل بر رؤیـت آثـار مـى کـنـیـم . “لم اعـبـد ربا لم اره” را به علم به مفاهیم کلیه مـثـل عـلوم خـود حـمـل مـى نـمـایـیـم! آیـات لقـاء الله را بـه لقـاء روز جـزا مـحـمـول مـى داریـم . “لى مـع الله حـاله” را بـه حـالت رقـت قـلب مـثـلا حـمـل مـى کـنـیـم . “و ارزقـنى النظر الى وجهک الکریم “و آن همه سوز و گـدازهـاى اولیـا را از درد فـراق ، بـه فـراق حـورالعـیـن و طـیـور بـهـشـتـى حمل مى کنیم!

و این نیست جز اینکه چون ما مرد این میدان نیستیم و جز حظ حیوانى و جسمانى چیز دیگر نمى فهمیم ، همه معارف را منکر مى شویم . و از همه بدبختیها بدتر، این انکار اسـت کـه بـاب جـمـیـع مـعـارف را بـر مـا منسد مى کند و ما را از طلب باز مى دارد و به حد حیوانیت و بهیمیت قانع مى کند، از عوالم غیب و انوار الهیه ما را محروم مى کند.

ما بیچاره ها کـه از مـشـاهدات و تجلیات بکلى محرومیم از ایمان به این معانى هم ، که خود یک درجه از کـمـال نفسانى است و ممکن است ما را به جایى برساند، دوریم . از مرتبه علم ، که شاید بـذر مـشـاهـدات شـود، نیز فرار مى کنیم ، و چشم و گوش خود را بکلى مى بندیم و پنبه غـفـلت در گـوشـها مى گذاریم که مبادا حرف حق در آن وارد شود.

اگر یکى از حقایق را از لسـان عـارف شوریده یا سالک دلسوخته یا حکیم متألهى بشنویم ، چون سامعه ما تاب شـنـیـدن آن نـدارد و حـب نـفـس مـانـع شـود کـه بـه قـصـور خـود حـمـل کـنـیم ، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تکفیر و تفسیقى قرار مى دهیم و از هیچ غیبت و تهمتى نسبت به او فروگذار نمى کنیم .

کتاب وقف مى کنیم و شرط استفاده از آن را قـرار مى دهیم (که) روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فیض کنند! جناب صـدرالمـتـاءلهـین را، که سرآمد اهل توحید است ، زندیق مى خوانیم و از هیچ گونه توهینى درباره او دریغ نمى کنیم . از تمام کتابهاى آن بزرگوار مختصر میلى به تصوف ظاهر نشود ـ بلکه کتاب کسر اصنام الجاهلیه فى الرد على الصوفیه نوشته ـ (با ایـنـحـال ) او را صـوفـى بـحـت مـى خـوانـیـم .

کـسـانـى کـه مـعـلوم الحـال هـسـتـند و به لسان خدا و رسول ، صلى الله علیه و آله ، ملعون اند کنار مى گذاریم ، کـسـى (را) کـه بـا صـداى رسـا داد ایـمـان بـه خـدا و رسـول و ائمـه هـدى ، عـلیـهم السلام ، مى زند لعن مى کنیم ! من خود مى دانم که این لعن و تـوهـیـنـهـا بـه مقامات آنها ضررى نمى زند، بلکه شاید به حسنات آنها افزاید و موجب ارتـفاع درجات آنها گردد، ولى اینها براى خود ماها ضرر دارد و چه بسا باشد که باعث سلب توفیق و خذلان ما گردد.

شیخ عارف ما(مرحوم شاه آبادی)، روحى فداه ، مى فرمود: “هیچوقت لعن شخصى نـکـنـیـد، گـرچـه بـه کـافـرى کـه نـدانـیـد از ایـن عـالم (چـگـونـه(مـنـتـقـل شده، مگر آنکه ولى معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زیرا که ممکن است در وقـت مـردن مـؤمن شده باشد. پس لعن به عنوان کلى بکنید(نه لعن شخص).”

چقدر فرق است بین کسی که(مرحوم شاه آبادی) اینچنین نفس قدسی دارد که راضی نمیشود کسی را که ظاهرا بر کفر مرده را لعن کند، چون ممکن است در لحظات آخر عمرش مومن شده باشد، و بین شخصی دیگر از امثال ما –و به خدا شکایت میکنم- که دیدم بر منبر بود و با اینکه از اهل علم و فضیلت بود، در جلوی علماء و فضلاء میگفت: “فلانی با اینکه فیلسوف بوده، قرآن هم میخوانده!” و این کلام او شبیه اینست که بگوییم: فلانی با اینکه نبی بود، به مبدأ و معاد هم اعتقاد داشت!»»»

منبع: حدیث ۲۸ از کتاب “چهل حدیث”

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۱ ق٫ظ:

اگر نباید لعن هیچکس کرد جز آنکه معصوم اسمش را برده باشد!!! چرا سلمان رشدی را مرتد اعلام کردند و لعن میلیونها نفر را برایش درست کردند؟؟؟!!!!

[پاسخ]

کریمی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۷:۲۲ ق٫ظ:

متأسفیم برای شماها!
شما علامه حسن زاده ای را که اینهمه در ایران و مجامع علمی دنیا می شناسنش و مقام معظم رهبری هم در مورد ایشون اون عبارت بسیار وزین رو آوردند، با سلمان رشدی داری مقایسه می کنی!!؟
دیوانه بدبخت! حکم ارتداد سلمان رشدی رو حضرت امام(ره) داد اما علامه حسن زاده – ای را که اصلاً این خبرتون ربطی به او ندارد- چار تا بیسواد عوضی مثل تو دارند مرتد معرفی می کنند! واقعاً بزرگانی چون علامه حسن زاده چی دارن از دستتون می کشند؟ خدا بهشون صبر بده!
اصلا من یه سوال دارم.
این خبر تون چه ربطی به علامه حسن زاده دارد!؟ مگر آقای صمدی فقط شاگرد ایشون بود؟ آقای صمدی (بقول شما منحرف) نزد حضرات آیات مرعشی نجفی و آقایان دیگر هم شاگردی کرد، چرا عکس آنها را کنار عکس آقای صمدی نمی چسبانید!!؟ از دید خوانندگان، کاملا مشخص است چون شما فقط در پی فرصتی هستید تا از آن ناحیه بد و بیراه ها و توهین هایتان را نثار حضرت علامه حسن زاده کنید…شماها طوری دارید از اصل موضوع و گوینده این صحبت ها غافل می شوید که انگار حضرت علامه حسن زاده این حرفها را زده!
علامه حسن زاده بسیار بسیار شرف دارد به این کسانی که فقط ضرب ضربا خوانده اند و الان دشمن سرسخت فلسفه و عرفان هستند. ببینید تاکنون علاوه بر سخنان بزرگانی چون حضرات آیات بهاءالدینی و علامه طباطبایی و مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای در مورد مقامات علمی و عرفانی علامه حسن زاده، چند کنگره و همایش و ….در تجلیل از مقام والای علمی و عرفانی آن بزرگوار برگزار شده است؟ تا کور شود هر آنکه(امثال شماهایی که) نتواند دید. اگر قرار بر لعن باشد، حضرت آیت الله خامنه ای نمیتواند ایشان را مرتد اعلام کند!؟ آیا شما در اعلام ارتداد ایشان، بر مقام عظمای ولایت اولی هستید؟ نکند مقام عظمای ولایت را نیز قبول نداشته و فقط برای پیشبرد اهداف پلید خود “آقا آقا” می کنید!!؟
خب بالطبع در این میان حسودانی چون آنتی پانتی صوفی و نوروزی و ….که دانسته یا نادانسته آلت دست آقایان مخالف فلسفه هستند، برای خوش رقصی و ….به این سایت و آن سایت سرک کشیده و در حال پرسه زدن، نوشته های رکیک و توهین آمیز هم می نویسند تا کالبد بیجان ضد فلسفه ایها با این نظرات(!)، تنفسی مصنوعی را احساس کرده و امید به بقا داشته باشند اما غافلند از اینکه علامه حسن زاده فرموده (ره عشق است و نوش و نیش دارد / هزاران گردنه در پیش دارد/ برو راه خود و امثال خود گیر/ که این ره لایق درویش دارد/ عجب بزمی است خلوتگاه معشوق/ که در شب عاشق دلریش دارد…) خدا شما ها رو هدایت کنه.

[پاسخ]

روح الله پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۴ ب٫ظ:

سلام برادر
خیلی غصه نخور
اینها رو ولشون کن خوش باشند
یاد سایتای ضد انقلابها افتادم:
خودشون مطلب مینویسند، خودشون به نفع خودشون نظر میدن، خودشون به نفع خودشون بقیه رو لعن و فحش و نسبت زنا زاده!! و… میدهند، در آخر هم خودشون به خودشون امتیاز مثبت میدهند
خوشند دیگه، ولشون کن برادر:
ذرهم یاکلوا و یتمتعوا و یلههم العمل فسوف تعلمون….
یاعلی

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۵:۵۳ ب٫ظ:

مشکل شما اینه که با غیر معصوم معامله معصوم می کنید!!

لعنت خدا بر اون عرفان و عارفی که یزید را بهشتی بداند و از شمر متشکر باشد!!!

خاک بر سر اون بدبختی که خودش رو شیعه میدونه اما ککش از این حرفا نمی گزه!

[پاسخ]

محسن

لطفا به دیگر صحبتها هم رجوع شود
که خدایی ناکرده مدیون یک بنده خدا نشوید ودر نظر دادن عجله نکنید ماکه خلافی درکلام ایشان ندیدیم و الحمد لله همه اهل علم و رجوع هستید یکی از لوازم شیعه وافتخار شیعه تبری ای دشمنان علی ع است

[پاسخ]

ناشناس

البته حضرت امیر هم گفته خدا داخل در اشیاست و هم چنین گفته خدا را می شود دید ولی این مقدار از کلام به لای جرز هم نمی خورد بلکه باید کلام را متوجه شد و این مطلب امکان ندارد مگر با سیر انفسی و عقلی با علم حدیث و فقه نمی توان به این موارد جواب داد همانطور که ماتریالیسم دیالکتیک را نشد با فقه وحدیث ریشه کن کرد این طور موارد را باید با عقل و برهان تحلیل کرد….همانطور که با عقل ورزیده دیالکتیک به صورت افسانه ای به تاریخ پیوست..

[پاسخ]

عبدالله پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۹:۳۰ ب٫ظ:

اگرشما واساتیدتان به احادیث احاطه داشتندمیدیدند حضرت می فرمایندداخل بتدبیره لابذاته وخیلی راحت این شبهه را جواب می دهد ولی شما احادیث را تقطیع ویا جمع بین چند حدیث نمی کنیدتا جواب بگیرید وشبهه ای را ایجاد میکنید

[پاسخ]

آنتي صوفي

کاملا پیداست که بعضی بیچاره های شخصیت پرست اصلا برایشان مهم نیست که در اراجیف فوق چه ظلمی در حق سید الشهدا و چه عرض ارادتی به یزید و شمر شده است!!!فقط این برایشان مهم است که فلانی چنین حرفی زده!!!
با این روحیه مطمئن باشند که در قیامت با همان فلانی و با شمر و یزید در بهشت خیالی خودشان! محشور خواهند بود!

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۵:۲۶ ب٫ظ:

در عمل می گویند حسن زاده می فهمد اما امام صادق (ع) نعوذ بالله نمی فهمد…..هداهم الله

[پاسخ]

آنتي صوفي

صمدی املی در سخنان فوق از غزالی ناصبی هم جلوتر زده!!چرا که وی می گوید نباید لعن یزید کرد اما این می گوید یزید بهشت می رود و خیلی هم مقام دارد و شیعیان عزادار مدیون او هستند!!!!!!!!!!
من میگویم خدا لعنت کند کسی را که از زبان گوینده ای این یاوه سراییها را بشنود اما باز هم به او ارادت بورزد!

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۶ ب٫ظ:

برادر من به علامه حسن زاده آملی توهین نکن از کجا مطمئن هستی این حرف را علامه حسن زاده آملی به ایشان گفته ؟

[پاسخ]

آنتی محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ ب٫ظ:

دیگه خیلی سایت گُهی شده،هربی پدرمادری میادچرت و پرتاشو مینویسه ازاون حرومزاده نوروزی مزدورگرفته تاعبدالله و مسئول سایت ونوچه هاشون. چطورمملکت جمهوری اسلامی میادبه شما عقب افتاده ها میدون میده تا هر کثافتکاری دارید توفضای مجازی انجام بدین نطفه تون معلوم نیس چطور بسته شده که اینقدردارید علیه فلاسفه اسلامی وعرفای دینی دری وری می گیدبی پدرومادرها سزای شماجزبا همین الفاظ ادانمیشه چون شماهمه تون ازاون میلانی بی شرف ملعون گرفته تا گنده هاتون هیچکدوم لیاقت دلیل و منطق نداریدیه بحث اشتباهی روازنوارهای صمدی پیداکردیدانوقت دارید بخاطر حرف خلاف اینفرد به علمای حقیقی متلک و فحش وبدو.بیراه میگید خاک توسرتون ک ه بااین همه عقب افتادگیتون دارید عالمان واقعی اسلام رو جاهل معرفی میکنیداصلا شماهالیاقتی جز فحش نداریدوباید به حال پدرومادرتان تاسف خوردکه تولیداتشون کسانی مثل محمدکاظم ونوروزی و میلانی وعبدالله وامثال ایناشدند.کثافتای اشغال حب اهلبیت چیزی نیس که شما داریدسنگشو به سینه میزنیداون گوهرخیلی گرانبهاترازایناس و احمقایی مثل شمانمیتونن به اون برسن علمای حقیقی اتفاقاباحرف صمدی موافق نیستن و اینفرد بدروغ این حرفاروبه اقای حسن زاده نسبت داده چرادروغش رو رو هوا باور کردید و چون مطابق خواسته شما بودوبهانه خوبی برای توهین و بدوبیراه گفتن به اقای حسن زاده بود حرف دروغش براتون سکه شد و مرتب حلواحلواش میکنیدبدبختای بیچاره خداعاقبتتونو بخیرکنه مابرخلاف صمدی که میگه شمربه بهشت میره میگیم اونابهشت نمیروند وباید به شمرو قاتلین اهلبیت و کسانی چون شماکه اگردستتان میرسید براحتی علمای شیعه رو شهید میکردیدتااخرین لحظه لعنت فرستادچون شمانیزبااین افکارتان درکربلای علم، تشنگان معارف علوی و اسلامی را سربریده وبااین خبرهایتان اثارعلمای اصیل شیعه رالگدمال می کنید اف برشماای نامردها.بازهم مظلوم نمایی کنید وبنویسیدطرفداران عرفان رو ببینید چه جوری مینویسن؟ ببینید نزاکت ندارند..ببینید…ببینید…باجدیت مینویسم شما لایق همین الفاظید نه چیزدیگری.

[پاسخ]

آنتي صوفي

آیا کسی که یزید را بهشتی بداند قابل لعن نیست؟؟؟!!
کسی که برود دنبال وحدت وجودو انقدر پافشاری کند بر آن تا به این نتایج برسد قابل لعن نیست؟؟؟!!!
دوستانی که به لعن معترضند دلیل قرانی و روایی بیاورند!
یعنی همین که کسی گفت من شیعه ام و در لباس عالم شیعی در آمد و حتی برای امام حسین روضه هم خواند اما اینچنین برای قاتل حسین علیه السلام عرفان تراشی کند و بهشت را تقدیمش گرداند!!!نباید او را لعن کرد؟؟؟
خدا رحمت کند فقهای قدیم را که اینگونه افراد را رسوا می کردند و کفرشان را برای مردم برملا می ساختند.

[پاسخ]

علیرضا آملی

کسی که با حضرت فیلسوف علامه حسن زاده آملی (روحی فدا) اینگونه صحبت کند از سگ همنجس تر است

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹ام, ۱۳۹۰ ۱:۴۸ ب٫ظ:

این طور حرف زدن در شان شیعه امام زمان نیست …

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۲:۰۱ ب٫ظ:

کسی که یزید را بهشتی بداند چی؟؟؟!!!

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۸:۱۷ ب٫ظ:

آقای علیرضا شما موظف نبوده ای که از آقای حسن زاده دفاع کنی
اما موظف بوده ای به اهل بیت تعصب داشته باشی و دفاع کنی
اگر یکی بگوید که مثلا به فرض که بگوید آقای حسن زاده نجس است چون با یزید و شمر خوب حرف میزند شما بهتان بر میخورد و
اما شما خودتان به کسی که به یه عالم جاهل یا عامد یا عالم یا عاقل به خاطر اشتباهش میگه نجس میگید نجس
فرق شما با من اینه که مثلا به فرض کعه من بگم آقای حسن زاده نجسه من به خاطر اهل بیت گفتم اما شما به خاطر آقای حسن زاده گفتید و این غایت جهله و شما دچار دور شده اید متاسفانه
البته من که لعنت نکردم و نظرم هم هست که گفتم همو لعن نکنید چون یذهب ریحکم میشود چون این کار اخلاقی نیست اما شما آمده اید دیگران را نجس میخوانید نجس به چه حقی تکفیر میکنید ؟
شما از دار و دسته ی آقای غرویان هستید که وسط بحث علمی دیگران را متهم به جهل میکنند و تکفیر میکنند
در صورتی که ایشان اصلا فیلسوف نیستند ایشان فلسفه دان هستند
فیلسوف نیستند ایشان اصلا تولید فلسفی ندارند بلکه مقلد دیگران هستند دیدگاهشان حتی به فلسفه هم اسلامی نیست ایشان فلسفه را طبق تعریف غربی ها معرفی میکنند ایشان میگویند صریحا که فلسفه یعنی فکر در صورتی که هر که فلسفه بداند میفهمد که فلسفه مطلق فکر نیست بلکه روش فلسفه فکری و عقلانیست نه اینکه فلسفه یعنی فکر مگه این همون تعریف کانت نیست ؟ که میگه فلسفه علم اندیشیدن است نه علم اندیشه ها
در ضمن علی آقا شماهم یه سر به کامنت های وبلاگ من بزنید که ببینید شیعه ی عارف امام زمان عج چه فحش هایی که بار من نکرده اند و به خاطر مخالفت علمی با بت های ایشان مرا حرامزاده خطاب کرده اند

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۰ ۷:۵۸ ق٫ظ:

… که هستی!
ناراحتی نداره!
از کوزه همان برون تراود که در اوست.
نوشته هات گویای همین حقیقته!

[پاسخ]

شیروانی

یکی جلوی این محمد نوروزیو بگیره خیلی بی ادبه

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۰ ۹:۱۷ ب٫ظ:

کی جلوی صمدی رو بگیره؟؟؟!!!

[پاسخ]

متاسف

سلام
براتون متاسفم
اگه یکی بیاد تو این سایت و فقط قسمت نظراتش رو بخونه، کافیه برای اینکه از مکتب اهل بیت زده بشه
لا دین لمن لا عقل له
المومن لیس بلعان

باز هم براتون متاسفم

[پاسخ]

منتظرظهور

نگاه می کردم دیدم بیش از ۱۰۰ نظر در ذیل این مطلب آمده است.
اگر عزیزی از دوستان یا نزدیکان آقای صمدی آملی این مطلب را می بینند به ایشان اطلاع دهند تا خود ایشان نیز نظر بدهند و اگر دفاعی دارند بگوبند. به نظر می رسد که برهان آنقدر منصف و متقی هست که پاسخ ایشان را درج نماید.
موافقین عرض این حقیر، موافقت خود را اعلام فرمایند تا به نوعی دعوت از آقای صمدی آملی برای پاسخگویی شده باشد.
یاعلی

[پاسخ]

رضا مصیبی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۸:۰۰ ق٫ظ:

سلام منتظر ظهور
-برهان “منصف و متقی” نیست،اگر بود گفته حجه الاسلام صمدی را وصل به علامه حسن زاده نمیکرد و با ابتهاج تمام عکس وی را کنار عکس علامه حسن زاده نمیگذاشت تا هر کی از راه رسیده و دستی در این مسائل ندارد، شروع به توهین و فحاشی به علامه حسن زاده نموده و اینگونه نشان دهند که تمام گفته های آقای صمدی مورد تأیید علامه حسن زاده است… کمااینکه همین گفته نیز از دیدگاه مبارک علامه حسن زاده “مردود” است. پس “برهان” منصف و متقی نیست! مسئولین سایت (مثلا) برهان خودشان بهتر می دانند که نباید عکس آقای منتظری را با آن دیدگاه های سیاسی اش در کنار عکس استادش، حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) چسباند و به مردم اینگونه القاء کرد که چون آقای منتظری شاگرد حضرت امام(ره) بود، پس همه گفته ها و نظراتش موافق و مورد قبول حضرت امام(ره) است! گرچه نمی توان تا اینحد نسبت به حجه الاسلام صمدی بدبین بود اما منظور از این مثال، اختلاف دیدگاه اساتید و شاگردان و عدم انتساب گفته های شاگردان به اساتید است!
– بنده با اطمینان میگویم شخص آقای صمدی آملی و نزدیکان وی در جریان این خبر قرار گرفته، اما به این مسائل پاسخی نمی دهند چون جایی برای دفاع نیست. اکثر قریب به اتفاق طرفداران ایشان چه در نظرات و چه در پاسخهای روزمره، از جوابگویی به منتقدین فرار کرده و همه را به “نفهمی” و “زانو نزدن در محضر اساتید” و “گوش دادن به فقط قسمتی از نوار و سلسله دروس”… متهم می کنند حال اینکه چنین نبوده و نمی شود در مقابل نص به اجتهاد متوسل شد! وقتی آقای صمدی به این صراحت در مورد شمر و یزید و قاتلان مظلوم کربلا، حضرت سید الشهداء نظر می دهند، چرا شماها این حرفها را با سواد خودتان تفسیر می کنید و آسمان ریسمان می بافید. بنده عرضم این است که اگر حتی سالیان سال و حتی دهها سال در محضر اساتید اخلاق و فلسفه و عرفان زانو بزنید، منتج به این نتیجه نخواهد شد که “قاتلان و جنایتکاران روز عاشورا به بهشت می روند!” این حرف، حرف بی پایه و گزافی است و در هیچیک از سخنرانی های حضرت علامه و حتی سایر شاگردان ایشان (که آقای صمدی با آنها همکلاس و همدرس و هم مباحثه بود) بدان اشاره نشده است. حتی حضرت علامه طباطبایی (رحمه الله علیه) فرمودند: (هیچ کس به هیچ مرحله ای از معنویات نرسید مگر با توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام) و این جز با تبری، لعن و انزجار قلبی نسبت به مسببان شهادت آنجناب در روز عاشورا ممکن نیست.
-این جملات شبیه به اعتقاد شیطان پرستان است چون آنها نیز معتقدند شیطان برای پیشرفت و تعالی ما خلق شده و خود شیطان بذاته بد نیست بلکه فقط و فقط برای کمال و سعادت و پیشرفت معنوی ما خلق شده! و آقای صمدی هم می گوید وجود شمر و یزید و قاتلان امام (ع) برای ارتقای معنوی ماست!! واگر آنها امام را شهید نمی کردند امروز ما باید چگونه به کمال می رسیدیم!!؟ وی البته لعن کردن آنها را جزو وظایف شیعیان برشمرده و در مواضعی دوپهلو می گوید (البته ما باید لعن کنیم! و …. اما باز هم باید از آنها متشکر باشیم!!) کدام بچه دبستانی (چه برسد به یک آدم عاقل باسواد و درس خوانده) جمع اضداد را باور می کند؟ مثل اینکه بگوییم الآن وسط ظهر است و روز هم هست اما شب هم هست! ( به گفته آقای صمدی حالا خودمونیم!نمیشه در بین عوام یا عموم اینا رو گفت!)
بندگان خدا! کمی بیشتر فکر کنید. بله آقای صمدی فرد زحمت کشیده ایه که سالها داره بعضی کتابهای علامه حسن زاده آملی را (آنهم با امکانات و سروصداهای فراوان) تدریس می کنه یعنی مثل بقیه شاگردان علامه حسن زاده نیست که به صورت محدود و با گزینش و تیزبینی، شاگردانش را گلچین کرده و فقط در محافل خصوصی تدریس کند که طبیعتا این روش علاوه بر کمی فایده ، دارای ضررهای بیشمار است که همین نمونه (با توجه به غلط بودنش) مشتی از خروار است اما دیگر اینطور دفاع کردن چه وجهی دارد!؟
-آقای صمدی این صحبتها را در جریان دروس طهارت در منزل یکی از شاگردان قدیمی (ره) حضرت علامه حسن زاده در آمل عنوان کردند، با توجه به تأکید وی بر خصوصی بودن جلسه، و ضمن اینکه این نوارها فقط توسط یک مرکزضبط می شد، چرا اینگونه نوارها و فایل های صوتی به راحتی در اختیار عموم قرار داده شده و مسئولیت پاسخگویی به این مسائل پیش آمده به عهده کدام شخص حقیقی و حقوقی است!!؟ آیا آقای صمدی در همه امور همینطور سهل انگار بوده و تشخیص می دهند که پیگیری نشود!!؟ یا در مواقعی که جایی برای پاسخگویی باقی نمی ماند، سکوت پیشه می کنند!؟ تا جایی که میدانیم در خیلی از مواقع حضرت آقای صمدی (که احساس میکردند محق هستند) شخصاً وارد میدان شده و موضعگیری محکمی هم داشته اند که اینگونه مسائل از دید اکثر شاگردانشان پنهان است، اما دراینجا که باید جناب آقای صمدی برای مخاطبینشان ادله قانع کننده ای (برای گفته های خود) داشته باشند جلو نیامده و برخی شاگردانش برای دفاع از این گفته سستشان، کمر همت بسته و به دفاع تمام قد اما ضعیف از وی برخاسته اند.
حضرت آقای صمدی! اگر خود را هنوز هم شاگرد حضرت علامه می دانید، برای اثبات و یا ردّ این حرف و جلوگیری (که نمی شود! اما کاستن) از فحاشی سایت های مغرضی چون برهان نیوز و… زودتر اعلام موضع کنید تا دیدگاه شما نسبت به این موضوع بر همگان روشن شود.
جناب آقای صمدی! (مثلاً) برهانی ها! که تا تک تک کلمات لوح قبر حضرت علامه طباطبایی(ره) را زیر و رو می کنند تا با استفسار مغرضانه دو کلمه از عبارات سنگین علامه حسن زاده، بهانه ای برای فحاشی به حضرت علامه حسن زاده آملی بیابند، شما چرا با آوردن این عبارات نامربوط و بیهوده و انتشار آن در بین عموم (حتی در بین کسانی که برای فحاشی و توهین به عرفا و فلاسفه مترصد کوچکترین بهانه هستند) نمک بر زخم آن عزیز خون دل خورده می پاشید!؟
ضمناً بنده از این پس در اینجا نظری درج نمی کنم و نشانی ایمیل من هم majmooeghaem@yahoo.com هست وچنانچه هرکسی بخواهد پیرامون این موضوع مکاتباتی (نه توهین و ناسزا بخاطر دفاع از حجه الاسلام صمدی) داشته باشد باجان و دل در خدمتم.
و أخر دعوئهم أن الحمد لله رب العالمین

[پاسخ]

عبدالله پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۰ ۲:۴۵ ب٫ظ:

ببین آقای مصیبی تا اونجایی که من ازمطالب این سایت دستم آمده تمام فلاسفه وعرفا یک مبنادارندکه به گفته خود شهید مطهری
http://www.borhannews.com/news/?p=543

تفادت متکلم وفیلسوف است واعتقاد به این مبنا انسان را به این جاها می کشاند آقای حسن زاده مطالبی بالاتر از این داردکه اگر مسئولین سایت بگذارند چهره ایشان خراب می شود مانند مانندمجامعه با همسر مجامعه با خداست و….
پس خوب بخوانید ومبانی را بدست بیاورید وبی خودی از شخصی طرفداری نکنید همه کسانی که مبانی فلاسفه رادارند لاجرم باید این سخن را بگویندواگر نگویند به خاط مبانی فلسفه نیست بلکه به خاطراعتقاد به تشیع است

[پاسخ]

آنتي صوفي پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۵ ق٫ظ:

احسنت جناب عبد الله!
حسن زاده املی در شرح فصوص خود (ممد الهمم) صریحا از تاویل کثیف ابن عربی دفاع می کند.
ابن عربی درباره آیه شریفه که خطاب موسی به هارون را بیان می کند که موسی فرمود چرا اجازه دادی بنی اسرائیل گوساله بپرستند. می گوید: عتاب موسی به هارون این بود که چرا گوساله پرستی را انکار کردی!!! مگر نمی دانی گوساله هم خداست!!!!مگر نمی دانی گوساله پرستی عین خدا پرستی است!!! عارف همه چیز را عین خدا می بیند!!!!

بله جناب مدافع حسن زاده! بروید این مطالب را ببینید و تصریحات و مبانی آقایان را مطالعه کنید تا دچار توهم مخالفت حسن زاده با صمدی نشوید! فرق ایندو می دانی چیست؟ در این است که استاد ملاحظه کاری می کند و حداقل روی منبر و در جلسه وعظ و خطابه از این کفریات نمی گوید اما صمدی تا این حد محتاط نیست!!!

[پاسخ]

منتظرظهور پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۴:۲۶ ق٫ظ:

سلام
با تشکر از شما که با رعایت عدالت و انصاف بر مردود بودن کلمات آقای صمدی صحه گذاشتید.
همچنین از شما تشکر می کنیم که از آقای صمدی دعوت به پاسخگویی نمودید.
اما در باب این مطلب که آقای حسن زاده از این کلمات در آثارشان دارند یا خیر کافی است فقط یکی از آثار ایشان به نام «ممدالهمم فی شرح فصوص الحکم» را تورق کنید. کثرت کلمات بی حساب ایشان در این کتاب به حدی است که هر خواننده ای را مبهوت می نماید. یکی از مطالب این کتاب در همین سایت آمده است اگر علاقمند بودید سری به این مطلب بزنید.
http://www.borhannews.com/news/?p=227

[پاسخ]

رهگذر پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۵:۱۲ ق٫ظ:

منتظرظهور!نوروزی!عبدالله!یامسئول سایت!؟دیوونه!مخالفین شما میگن این خبر ربطی به حضرت ایت الله حسن زاده نداشت که اینطوری ان راکار کردید.اشکالات شمابه اثار ایت الله حسن زاده بحث دیگری است که با تصویرومتن این خبرتان همخوانی ندارد.خیلی کودنید.احتمالا بازهم کلمه کودن رو حذف و بجاش سه نقطه میگذارید. درهرصورت برازنده هر سه نقطه ای هستید!عقده ایهای بزدل.

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۵:۵۷ ب٫ظ:

با سلام خدمت رهگذر
کاملا مشخص است تمام استدلال آقای صمدی وحرفهای که میزند ازاستدلال آقا(استاد حسن زاده)بیان میکند ومی گوید از اسفار وآقا(استاد حسن زاده) با تفسیر انفسی این آیات صریح را توجیح می کند من تعجب می کنم که چرا سخنان ومباحث را دقیق گوش نمی دهید این چیزی است که هر بچه ابتدایی هم گوش کند متوجه می شود سخنران این کلیپ دارد استدلالها وسخنان خود را به شخص دیگری استناد می کند وحتی می گوید اگر حضرت آقا(استاد حسن زاده)این را که اعتقادم این است نمی گفت او(آقای صمدی)نیزبیان نمی کرد .
خوب مباحث گوش دهید کاملا خواهید دید که ربطش مسلم است واز الفاظ رکیک وتوهین آمیز استفاده نکنید.در شان یک شیعه وکسی که در جستجوی حقیقت است نمی باشد نمی دانم شاید هم دشمنان شیعه واسلام می خواهند وجهه شیعیان را خراب کنند نظر می گذارند

[پاسخ]

تذکری به دوستانم

سلام به دوستانم
اکثر بحثها و نظرها بشدت غیرعلمی و بچه گانه است
خیلی از حرفهای این مدعیان ولایت را اصلا نباید جواب داد! مثلا بی احترامی و فحاشی و لعانی بعضی اینها جواب دادن داره؟! نه نداره، جوابش اینه که سکوت کنید تا اثر آن لعن خود به خود به آنها جواب مطلوب را خواهد داد!
ولشون کنید، اومدن شما به اینجا و نظر دادناتون فقط باعث ترویج و تبلیغ این سایت میشه، باور کنید با این نوع تفکرهای بچه گانه و غیر منطقی اصلا نباید بحث کرد،
ولشون کنید خوش باشند….

[پاسخ]

عبدالرضا

یه سوال از صمدی
مگه زیارت عاشورا از جانب خداوند به معصومین و ازمعصومین به ما نرسیده؟
پس یعنی لعن یزید و شمر و عمرسگ و بقیه این حرومزاده ها توسط خداوند و معصومین یه کار ابتدایی و یه تولا وتبرای ابتدائیه ؟

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۵ ق٫ظ:

ان شا الله آقای صمدی با شمر با هم برن بهشت …منتها بهشت خیالی خودشون!!
چون بهشت جای قاتلان و راضی به قتلان ثارالله نیست !!

آقای صمدی چرا تنگ نظری ؟! بهشت خیالی مگه چه اشکالی داره عزیز جان؟!

[پاسخ]

محمد کاظم

ان شا الله امام زمان یک گوشمالی حسابی به شما میده آقای صمدی ..!
دوستان میدونین چی میگه ؟! میگه امام حسین فوقش ۲۰ سال دیگه هم عمر می کرد چی میشد ؟! خاک بر اون سرت ….مادرت به عزات بنشینه ان شا الله که جوانان ایتام آل محمد بیچاره را گمراه می کنی …!
عزیزم گوش بده یک جمله از حضرت آیت الله وحید خراسانی(مد ظله) برات بگم تا متوجه بشی…
آیت الله وحید خراسانی فرمود (مضمونا): از شیخ کلینی بگیرید تا علامه مجلسی …از علامه مجلسی بگیرید تا علمای معاصر (امام خمینی) از امام خمینی بگیرید تا همین امروز همه فقها روی هم ارزش یک نفس امام معصوم(ع) را ندارند …چون همه باید فدا شوند تا یک نفس امام(علیه السلام) باقی بماند…
خاک بر اون سرت …خاک عالم بر سرت صمدی .. تو و امسال تو اگر شیعه واقعی بودید همه با هم باید فدا میشدید تا یک نفس امام باقی بماند …آنوقت می گویی چی میشد اگر ۲۰ سال هم اضافه تر امام حسین(ع) زنده بود…(مات میته الجاهلیه…بمیر به مرگ جاهلیت ای امام نشناس)
اگر می گذاشتند ائمه زنده بمانند …اگر می گذاشتند به مرگ طبیعی از دنیا بروند …اگر امثال همان ابن زیاد ها و شمرها سبب استضعاف ایشان نمیشدند …در دنیای امروز همه حق طلبان عالم شیعه واقعی بودند …و امثال تو در بالای منابر این کفریات را نمی گفتند ..

[پاسخ]

آنتی محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۴ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۷ ب٫ظ:

دیگه خیلی سایت گُهی شده،هربی پدرمادری میادچرت و پرتاشو مینویسه ازاون حرومزاده نوروزی مزدورگرفته تاعبدالله و مسئول سایت ونوچه هاشون. چطورمملکت جمهوری اسلامی میادبه شما عقب افتاده ها میدون میده تا هر کثافتکاری دارید توفضای مجازی انجام بدین نطفه تون معلوم نیس چطور بسته شده که اینقدردارید علیه فلاسفه اسلامی وعرفای دینی دری وری می گیدبی پدرومادرها سزای شماجزبا همین الفاظ ادانمیشه چون شماهمه تون ازاون میلانی بی شرف ملعون گرفته تا گنده هاتون هیچکدوم لیاقت دلیل و منطق نداریدیه بحث اشتباهی روازنوارهای صمدی پیداکردیدانوقت دارید بخاطر حرف خلاف اینفرد به علمای حقیقی متلک و فحش وبدو.بیراه میگید خاک توسرتون ک ه بااین همه عقب افتادگیتون دارید عالمان واقعی اسلام رو جاهل معرفی میکنیداصلا شماهالیاقتی جز فحش نداریدوباید به حال پدرومادرتان تاسف خوردکه تولیداتشون کسانی مثل محمدکاظم ونوروزی و میلانی وعبدالله وامثال ایناشدند.کثافتای اشغال حب اهلبیت چیزی نیس که شما داریدسنگشو به سینه میزنیداون گوهرخیلی گرانبهاترازایناس و احمقایی مثل شمانمیتونن به اون برسن علمای حقیقی اتفاقاباحرف صمدی موافق نیستن و اینفرد بدروغ این حرفاروبه اقای حسن زاده نسبت داده چرادروغش رو رو هوا باور کردید و چون مطابق خواسته شما بودوبهانه خوبی برای توهین و بدوبیراه گفتن به اقای حسن زاده بود حرف دروغش براتون سکه شد و مرتب حلواحلواش میکنیدبدبختای بیچاره خداعاقبتتونو بخیرکنه مابرخلاف صمدی که میگه شمربه بهشت میره میگیم اونابهشت نمیروند وباید به شمرو قاتلین اهلبیت و کسانی چون شماکه اگردستتان میرسید براحتی علمای شیعه رو شهید میکردیدتااخرین لحظه لعنت فرستادچون شمانیزبااین افکارتان درکربلای علم، تشنگان معارف علوی و اسلامی را سربریده وبااین خبرهایتان اثارعلمای اصیل شیعه رالگدمال می کنید اف برشماای نامردها.بازهم مظلوم نمایی کنید وبنویسیدطرفداران عرفان رو ببینید چه جوری مینویسن؟ ببینید نزاکت ندارند..ببینید…ببینید…باجدیت مینویسم شما لایق همین الفاظید نه چیزدیگری.

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۹ ق٫ظ:

منطق شما برای هر کس از حرف هات مشخص شد منطقت فحشه!!و تهمت حرام زادگی زدن به کسانی که نمیشناسی…مگه نمیگی دوست داری فلاسفه رو ؟ خوب من یه دعا می کنم انشا الله شما با استاد حسن زاده آملی و استاد جوادی املی در روز قیامت محشور شوید.بگو الهی آمین …بگو…. الهی آمین….نترس بگو….اگر فکر می کنی …ایشان انحراف در عقیده ندارند و منجی اسلام هستند بگو الهی آمین ..

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ ق٫ظ:

خدا به حق محمد و آل محمد صلوات الله علیه منو با جوادی آملی علیه السلام محشور کن
چون من میدونم که جوادی آملی اگه اشتباهی میکنه توی جهل مرکبه و جهل مرکب نوعی قطعه و خلاصه ما هم از قبلش کاسب بشیم .
اما خدایا من دوست دارم با اهل بیت علیهم السلام و مخصوصا امام رضا علیه السلام محشور بشم
نه با جوادی آملی
چون که صد آمد نود هم پیش ماست
حضرت علی علیه السلام میفرمایند :
حساب خوارج رو از حساب معاویه جدا کنید
چون کسی که برای احقاق حق به خطا میره با کسی که حق رو میشناسه و به باطل میره فرق میکنه
به نظرم جوادی حق رو همینی میدونه که میگه
و از روی هوای نفس نیست بلکه از روی جهل مرکبه اگه خطایی کنه نه از روی علم و عمد .

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۷:۱۱ ق٫ظ:

شما با این نحوه بیان زشتتان آبروی هر چی عالم و فیلسوف است را می برید.
امیر المومنین(ع): لو سکت الجاهلُ ما اختلفَ الناسُ «اگر جاهل ساکت می ماند مردم دچار اختلاف نمی شدند.» بحار الانوار ج ۷۵ ص ۸

[پاسخ]

مهدی

با سلام و خسته و نباشید
ان شاء ا… که هدفتان از مطالبی که ارائه می دهید انتشار اسلام ناب باشد نه کینه توزی
اخلاقی اسلامی اقتضا می کند حداقل مخالف خود را با نیکی یاد کنید،شما حتی از بردن نام آیت الله برای این بزرگواران امتنا می کنید.
یک سوال: میشه بفرمایید حضرات و آقایان بزرگوار مخالف فلسفه تا حالا چه خدمتی به اسلام کرده اند و تا حلا کجا بودند.اول انقلاب که مبارزه با مارکسیست ها و … بود که تمام بار بر دوش فلاسفه بزرگوار مثل علامه طباطبایی و مطهری و مصباح و … بود.الان هم همینطوره در بحث با ادیان دیگر،تحریفات و اعتقادات مختلف دینی و سیاسی و … فقط فلاسفه(علامه طباطبایی،جعفری،مصباح،جوادی آملی،مطهری و …) هستند که با عقاید باطل غرب رو به رو شدند و از فرهنگ و اعتقادات غنی اسلام دفاع کردند.شما به غیر از اینکه به چند مسئله(مثل وحدت وجود) از بین این همه مطالبی که فلاسفه در زمینه های مختلف بیان داشتند،اشکلال وارد کنید چه خدمتی انجام داده اید؟
پیروزی انقلاب و ایستادگی تئوریک و منطقی در مقابل استکبار فلاسفه و عرفا بر عهده داشتند که در راس آنها حضرت امام(ره) قرار دارند.تاکید مقام معظم رهبری بر گسترش فلسفه هم خود جواب محکمی است بر مخالفین فلسفه.

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۳:۲۵ ق٫ظ:

میشه بفرمایین چرا تا حالا وقت نکردین به جایگاه علمی و تلاش های بسیار والای شیخ کلینی ها شیخ حرّ عاملی ها …علامه مجلسی ها ….علامه امینی(مجدّد شیعه) ها ….شیخ صدوق ها…شیخ مفید ها …شیخ طبرسی ها …شیخ طوسی ها ….آیت الله بروجردی ها ….آیت الله صافی ها…آیت الله وحید ها …آیت الله سیدان ها …آیت الله سیستانی ها …آیت الله مکارم ها … نظری بیاندازید ؟! اگر نمی شناسی برو بشناس و کارهاشون رو برای بقای مکتب تشیع و حفظ دین ببین ….تا گزینشی عالم جدا نکنی دیگه عزیز برادر

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۰ ۳:۳۲ ق٫ظ:

ما حقیقت توحید ناب محمّدی و اهل بیتی را فدای اسم عالمانی که مردم بیچاره بسیاری را با تمایل به فلسفه و عرفان تصوفی (مصطلح)گمراه نموده اند نمی کنیم …
اگر ادعا می کنند سخن ایشان (اهل فلسفه و عرفان )درست است و شما که طرفدار ایشان هستید این ادعا را دارید بایستی پاسخگوی همه تناقضات گفتاری ایشان در مقابل قرآن و سنت باشید ….! اگر توان نقد علمی ندارید پس دفاع نیز ننمایید …چون عاقلان ریز بین هستند.

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۵ ق٫ظ:

با سلام ضمن تشکر از جناب آقای محمد کاظم حقیر هم می خواهم اضافه کنم می شود بگویید به جز این چند اسمی که آوردید و علامه جعفری که اگر کمی مطالعه در کتب ایشان داشته باشید می بینید که ایشان مخالف فلسفه این جور حرفها بودند و نقد داشته اند کسی دیگر پیدا می کنید؟

[پاسخ]

علی سرافرازاردکانی

قران شرح وبیان هرچیز است.وبرکسانی که نمی اندیشندپلیدی را قرار می دهد.هیج مردوزن مومنی را نرسد که چون خداورسولش به کاری حکم دهند اختیاری باشد.روزی همه موجودات عالم را درچهارروز تنظیم کردیم.زمین را جامع حوائج خلق افریدیم.زمین خداوسیع وبسیار وسیع است.پیوسته به عدالت قیام کنید وبه انچه امر شده استقامت کنید.سخنان را گوش کنید وبهترین ان را انتخاب کنید.القاب زشت به یکدیگرندهیدشاید ان ازدیگری بهتر باشدواگرتوبه نکنید ازستمگرانید.(قران کریم) خداوند متعال درقران کریم هرچیز را بیان فرموده است وموارد اختلافی را بارجاع به موضوع ذی ربط درقرا کریم صحیح از اشتباه را متمایز می فرماید.مثلا خداوند متعال می فرمایدروزی همه موجودات عالم را درچهارروزتنظیم کردیم معنی ان است که رزق احادبشر سرانه به زمان است لکن دانش ان وجودندارد.یا زمین مورد نیاز جامع بشررا سرانه به زمان تنظیم فرموده است که درقرا کریم بیان فرموده است ودرطبیعت هم وجوددارد لکن دانش ان وجودندارد که باید به صورت موضوعی وجامع ازطریق قران کریم شناخت واصلاح شناخت صورت گیرد.

[پاسخ]

علی سرافرازاردکانی

قران شرح وبیان هرچیز است.(قران کریم)باپژوهش به عمل اورده دانش جامع اسلام درجهان وجودنداردوبسیاری ازخلاف اسلام درجهان با تصوراسلام رایج است لکن دانش ان وجودندارد وعلت انکه فرق ومذاهب مختلف وجوددارد ان است که هیچ گروهی دانش جامع اسلام خالص را ندارد.قران کریم اشتباهات شناختی رابه صورت موضوعی وجامع اصلاح می کند وان باارجاع موضوع ذی ربط در قران کریم حاصل می شود.باشناخت جامع اسلام خالص دین ملل جهان اسلام می شود که قران کریم ان رابیان فرموده است.قابل ذکر است امامان (ع) دانش جامع اسلام خالص داشته وبه ان عمل نموده اند لذا احادیث منطبق با قران کریم است.به عبارتی امامان (ع) به صورت جامع از قران وسنت پیروی کرده اند .

[پاسخ]

عبدالرضا

ختم کلام
این صحبت ها برای یه جلسه خصوصی بوده و اشاعه اون در سطح عمومی کار اشتباهیه که فقط بازار این سایت رو داغ میکنه و ما رو به جون هم میندازه. اشاعه یک اشتباه هم خودش اشتباهه.

[پاسخ]

محمد کاظم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۳ ق٫ظ:

شاگردان این آقا صبح و شب در هر نقطه ای باشن …عقائد دیگران را خراب می کنند …این سخنرانی بخشی از حقیقت اعتقادی این فرد رو برای حقیقت جویان مشخص کرد که به دام این ها نیفتند ان شا الله…پس ربطی به خصوصی عمومی نداره….مگر فرد مومن در خلوت اعتقادی به غیر از جلوت دارد؟! در خلوت حرف باطل می زند؟!در جلوت حرف نیک ؟!

[پاسخ]

محمد نوروزی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ ق٫ظ:

جلسه ی خصوصی ؟
جلسه ی خصوصی که ضبط بشه دیگه خصوصی نیست
جلسه ای که توش رسانه از هر نوعی باشه دیگه خصوصی نیست
و خصوصی و عمومی بودنش فرقی توی اشتباه بودنش نمیذاره .

[پاسخ]

مهدی مربوب

اماجواب علمی این اشکالات
در مجموع در این مطلب دست کم سه اشکال به علامه حسن زاده و شاگرد ایشان شده است.
۱٫ عین عبارت: «قبل از اینکه ما برویم بهشت میبینیم یزید و اینهارفته اند» در حالی که آنها به هزار و یک دلیل جهنمی هستند.
۲٫ عین عبارت «ما میگوییم الان ما چقدرباید متشکر شمر و عمر سعد باشیم؟» و حال آنکه قاتل فخر العالم مستحق جمیع ذمها و لعن هاست.
۳٫ عین عبارت «تولی و تبری امری ابتدایی است» و حال آنکه می دانیم از فروع قطعی و اجزاء لاینفک دین اسلام حب و بغض یا همان تولی و تبری است.
أما بنده ی حقیر بی سواد با فهم قاصرم نوشته ی این سایت را خلاف واقع می پندارم زیرا:
پاسخ اشکال اول:
این اشکال دو پاسخ دارد.
۱٫ آقای صمدی باستناد دقیقه ی ۲:۲۵ همین فایل صوتی فرمودند: یک مقداری باید ترس داشت قبل از این که ما بریم بهشت و اونجا یزید اینا رفتند. بنابر ایشان امکان دخول امثال شمر را ثابت کردند نه فعلیت آن را. حال اگر تفکیکان توانایی دارند به صورت منطقی نه با خطابه و شعر اثبات استحاله ی دخول امثال شمر در بهشت را کنند بسم الله . بله اصلاً بعید نیست بتوان قطع حاصل کرد که خصوص شمر در خارج وارد بهشت نمی شود که صد البته این مطلب با امکان دخول منافاتی ندارد زیرا رحمت خداوند متعال مانع اثبات استحاله می شود و همیشه امکان عقلی را در معرض تحقق قرار می دهد . (تقوی پیشه کنید و حتی اگر می دانید اشکالی بر کسی وارد است آن را بدون سانسور و دست کاری بیان کنید)
۲٫ جناب آقای صمدی به استناد دقیقه ی ۱۳:۱۰ می فرمایند:ما حالا به این شخص نداریم … مثل این که بخواهید یک مطلب را برهانی کنید بعد بگویید آقا این مطلب پیاده شده ی ما مصداقش فلانی است. بنابراین ایشان حتی در مورد شمر یا عمر سعد نظر امکان عقلی قطعی را نیز ثابت نکردند و صرفاً از این مثال استفاده کردند که بیان عظمت و کاربردی بودن این مطلب باشد. حقیر بی سواد تر از آنم که متوجه بیانات ایشان بشویم ولی این مقدار را فهمیدن که کبری کلی حرف ایشان این مطلب است اگر کسی در وجودش یک ذره خوبی باشد در نهایت بعد از پالایش همه ی بدیهایش می تواند وارد جهنم شود(به فایل صوتی ایشان مراجعه کنید) و بعد از باب مثال در عمر سعد ملعون و شمر ملعون دو قضیه را آوردند که ممکن است بیان گر وجود آن رگه ی خوبی باشد. اما در نهایت همه اش مثال بود و این همه جار و جنجال ندارد.
۳٫ ایشان در دقیقه ی ۴:۵۰ فرمودند این وظیفه ی ماست که شمر را لعنت کنیم لعنه الله علی شمر لعن الله عمر بن شعد. و در دقیقه ی ۹:۵۵ می فرمایند: منتهی اونی که در ذهن من ما ها هست که جهنم و اینا حرفی نیست حالا تا این عین ثابتش عوض بشه جان به لب میاره. بنا بر این دانستیم ایشان معلون بودن و جهنمی بودن امثال شمر را تکذیب نمی کنند و دخول در جهنم را برای آنها ثابت می دانند منتهی این احتمال را می دهند که کسانی که دارای رگه ای از خوبی هر چند کمتر از هیچ باشد می تواند بعد از تهذیب همه ی بدی هایش از جهنم خارج شود.
حال تفکیکان موضع خود را مشخص کنند به قاعده ی کی ایشان اشکال دارند بسم الله ایراد علمی کنید این بی ادبی ها از تابعین اهل بیت علیهم السلام نباید سر بزد. و اگر اشکال صغروی دارند که ایشان ادعایی نکردند چنانچه در ضمن این سه پاسخ بیان شد.
لکن حقیر بی سواد به گمان اشکال دیگری به آقای صمدی وارد باشد و آن این که در تاریخ بشر بدتر از شمر و عمر سعد نبود که شما مثال بزنید بله ممکن است در آن دو سر سوزنی محبت وجود داشته باشد ولی این احتمال خیلی ضعیف است بهتر بود در این سری کلاس های خصوصی که برخی آنها را ضبط کرده و با کمال بی دقتی پخش می کنند قدری دقت می فرمودید و خود را در معرض تهمت قرار نمی دادید.

پاسخ ایراد دوم:
لطفاً تشکر را معنی کنید آیا معنی آن این است که برایشان نماز رحمت و عفو بخوانیم. قطعاً نه. زیرا از ایشان نقل کردیم (در پاسخ سوم) وظیفه ی عملی ما در قبال آنها لعن و دوری جستن از آنها است. معنی تشکر کردن از آنها در این مثال روشن می شود: ما باید از معتزله و اشعری متشکر باشیم زیرا باعث شدند کلام شیعه در خلال بحث با آنها مستدل شده و قوام پذیرد. این حرف کاملاً صحیح بوده علی رغم این که می دانیم کلام آن دو فرقه در قبال شیعه مشتی اراجیف و خزعبلات است. کلمه ی تشکر در اینجا صرفاً یک عنوان عرفی به جهت تأثیر کسی در کمال دیگری است نه این که در مقام عمل ما وظیفه ی تشکر را داشته باشیم.

پاسخ ایراد سوم:
تولی و تبری امری ظاهری است یعنی چه؟
آیا معنی آن این است که در واقع ما موظف به برائت جستن از دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیستیم. قطعاً موظفیم چنانچه آقای صمدی نیز تصریح فرمودند.
براران تفکیکی تأمل کنند برداشت شما از عبارت ایشان چه بود دقیقاً بگویید حرف چه بوده و ایرادش چیست.
ولی ظاهراً مراد ایشان این مطلب بوده است (چنانچه با اصطلاحات عرفا در معنی ظاهر و واقع سازگاری دارد و همچنین با برخی بخش های فایل صوتی مطابق است) ما در مقام عمل موظف به دوری جستن از آن ملعون ها هستیم بلاشک و لاشبهه ولی بدان معنی نیست که پس قطعاً خالد در جهنم هستند نه تکلیف نهایی آنها با رب الأرباب است. این حرف اشکال دارد؟ اگر کسی می تواند اشکال کند به صورت منطقی و دقیق اشکال خود را بیان کند.

در نتیجه می فهمیم اتهامات وارده در این صفحه از سایت به ایشان وارد نیست و از این کلیپ صوتی حرفی بر علیه ایشان بدست نمی آید. متأسفانه برادران تفکیکی ما به علت تعصب منفیی که نسبت به این بزرگان دارند نا خود آگاه کلمات ایشان را جوری که دوست دارند متوجه می شوند.
اگر حقیر در توضحاتم اشکالی داشتم دوستان لطف کنند و به بنده بفهمانند که در جهل مرکب نباشم. و من الله التوفیق

[پاسخ]

سما

آقای صمدی این حرف را زدند از کج فهمی ایشان است و هیچ ربطی به علامه حسن زاده ندارد که شما عکس ایشان را کنار عکس آقای صمدی می گذارید

[پاسخ]

انتي صوفي پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۵ ق٫ظ:

شما اشتباه می کنید مبانی این آقایان یکسان است
رجوع کنید در همین سایت به مطلبی از حسن زاده که گوساله پرستی را خدا پرستی می داند و خدا را عین هر چیز می داند!!!
جناب مدیر سایت لطف کنید لینک مطلب را بگذارید.

[پاسخ]

عباس

برادر عزیز مهدی مربوب این حرفها قطعا قابل قبول نیست یعنی چه که همه میخواند ایشان را دور کنند و امام حسین دارد میکشد به نزدیک مگر بیکارند که برای امثال شمر دلسوزی میکنند؟

[پاسخ]

مهدی مربوب پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۷ ق٫ظ:

برادر عزیزم عباس آقا سلام. حقیر چند جمله به استناد فایل صوتی ایشان نوشتم و سعی کردم بحث را برهانی ارائه کنم لطف بفرمایید اشکالات حقیر را در مورد سه اشکال مزبور به صورت منطقی و مستند ارائه دهید و پیش فرض هایی را که در مورد شخصیت شناسی آقای صدمدی دارید در تحلیل خود دخالت ندهید یعنی دلیل شما بر اشتباههای آقای صمدی تنها همین فایل صوتی باشد.

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۶ ق٫ظ:

سلام بر برادر مهدی مربوب بنده برای شخصیت آقای صمدی آملی احترام قائلم و از سخنرانی هایشان بسیار استفاده برده ام ولی این حرفها رو نمی توانم هضم کنم.
موفق باشید انشاء الله

[پاسخ]

مهدی مربوب پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۶ ب٫ظ:

ای کاش همه مثل شما منصف بودند و اگر مطلبی را به هر دلیل هضم نمی کردند تقوی پیشه کرده و دیگران را متهم به سنگین ترین اتهامات عالم نمی کردند. وفقکم الله

[پاسخ]

محمد کاظم

حضرت علی (علیه السلام) فرمود : انّما یدرک الخیر کلّه بالعقل و لا دین لمن لا عقل له
هر کی عربی بلده متوجه میشه …هر خیری از شر بوسیله عقل شناخته میشه …هر کس نمیتونه هضم کنه چه چیز خیر است و چه چیز شر ..حتما عقل وی تحت تاثیر شخصیت گرایی یا تمایلات نفسانی شده است که توان هضم خیر را از شر ندارد …بسیاری از طرفداران آقایان عرفا می گویند ما نمی فهمیم که ایشان چه می گویند ؟! این ها هم جزو گروهی هستند که ذکر کرده ام وگرنه همه عقول سلیم توان درک خیر را از شر در به خصوص در این مسئله واضح دارند

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ فروردین ۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۵ ب٫ظ:

حالا مثلا عقل شما سلیمه؟؟
اینکه تهمت شخص گرایی و تمایلات نفسانی به بنده زدید این هم از طراوشات همون عقل سلیم تان است؟؟

[پاسخ]

محمد کاظم

حضرت علی (علیه السلام) : من زاغ سائت عنده الحسنه و حسنت عنده السیئه /غرر الحکم /
کسی که گرفتار کژی و انحراف شد نیکی نزد او زشت و زشتی نزد وی نیکو است .
دلیل عدم توان این آقایان و باز جمله معروفی که می گویند: (( ما نمی توانیم بفهمیم )) این است که ایشان از مسیر اصلی کج شدند و به بی راهه رفتند متاسفانه .به همین علت به خصوص این حرف بسیار زشت که شمر به بهشت می رود برایشان نیک است …ببینید حضرت علی (علیه السلام) با چه فصاحت و بلاغتی دلیل این را ذکر فرمودند …به به .

[پاسخ]

مجید هلاکویی

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم آنهایی که دوستدار حقیقت هستند.
خوب اگه اینطور باشه که این آقا می گن هیتلر هم باید توی بهشت بره چون که همینطور که می دونید بسیاری از مباحث علمی و فنون قرن جدید در جنگ جهانی دوم بوجود اومد. جنگی که میلیونها کشته داشت.
خیلی واضح است که صحبت های این آقا کاملا انحرافی است.

[پاسخ]

مهدی مربوب پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۸ ق٫ظ:

آقایان مجید هلاکویی و محمد کاظم سلام علیکم.
اگر انتقاد علمی دارید وارد کنید این قبیل حرفها صرفاً موجب جدل و مراء ممنوع در اسلام است زیرا شما یکی را به بی عقلی و انحرافی بودن متهم می کنید آن شخص نیز شما را آخرش چی؟ بیایید به صورت علمی بحث کنیم یعنی بگویید فلان مقدمه ای که در آنجا ذکر شد باطل است به آن دلیل با فلان مدرک. حقیر سعی کردم در نوشته ی خود از همین روش استفاده کنم. باز هم به صورت دوستانه و خیرخواهانه از دوستان تقاضا دارم از مراء و جدل های لفظی و غیر مستدل دوری کنید ایاک و المراء. این که بگوییم این مطلب خیلی واضح است انحرافی است که دردی دوا نمی کند.
این را هم بگویم حقیر چوب شخصیت زده گی را خورده ام. برای حقیر فرقی نمی کند حرفی را علامه حسن زاده بگویند یا آیه الله وحید یا آقای سیدان و یا حتی امثال شمر معلون ازل و ابد، وقتی قبول می کنم که دلیل محکم پشت آن باشد(گرچه ظن به وفاق در مورد برخی اشخاص به صورت قهری حاصل می شود) تقوی پیشه کنیم، کسی را بدون دلیل برهانی و قطعی متهم نکنیم که خداوند اولیائی در بین مردم دارد که آنها را نمی شناسیم شاید شاید شاید آن شخص از آنها بود و ما در دنیا و آخرت خسران دیدیم. و السلام علی من التقی فاهتدی

[پاسخ]

عباس پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۰ ب٫ظ:

سلام آقای مهدی مربوب عزیز بنده با نظر شما موافقم دین ما خیلی بزرگتر از این است که کسی را که خودش اعتراف به مسلمانی دارد ما از دایره دین وحب اهلبیت خارج کنیم.
اگر هم ما بکنیم شارع نمیکند. در عین حال بعضی از مقدسات و حتی اعتقادات عوامانه خط قرمزند خیلی باید مواظب بود.
البته دراین قضیه ناشرین این فایل صوتی کار خوبی نکردند اگه اجازه نگرفتند.
چون که المجالس بالامانه.

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۷ ب٫ظ:

من هم خدمت شما دوست بزرگوار سلام عرض می کنم.
دلیل این که بنده گفتم خیلی واضح است این است که فلسفه خیر و شر خیلی راحت زیر سوال برده شده است.
بعضی از موضوعات در دین محور هستند.
مادامی که ما درمورد چرایی خیر و شر اشتباه فکر کنیم به همان اندازه عقل ما و روش زندگی ما به بیراهه می رود.
و…
نه فلسفه را کشک می دانم و نه معتقد هستم که فلسفه مادر علوم است.

ملاک حقیقت را هم انس با قرآن می دانم نه شخصیت ها

[پاسخ]

مهدی مربوب پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۰ ب٫ظ:

دوست عزیز این که فرمودید فلاسفه خیر و شر را راحت زیر سؤال برده اند برای حقیر واضح نیست. آن قدری که من بی سواد به لطف خدا می دانم حکما برای خیر و شر معنی دیگری ذکر کرده اند که موجب اشتراک لفظی این دو واژه شده است. به این مثال توجه کنید: گلاب به رویتان غذره ی انسان خیر است یا شر؟ خیر در اصطلاح حکما به امری می گویند که داری اثر وجودی باشد که این اثر گاه به نسبت بعضی سود محسوب می شود و گاه ضرر. مثال مزبور از این دسته بود. غذره در در واقع خیر است زیرا منشأ اثر است(و زیرا خداوند متعال شری نمی آفریند) در عین حال در صورت ارتباط با انسان موجب دوری او از خداوند متعال می شود.
بنابراین حکما و عرفا در خیر و شر را زیر سؤال نبرده اند و با توجه به این که حول واقعیات عالم بحث می کنند امور نسبی را مورد توجه قرار نمی دهند. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۸ ب٫ظ:

برادر عزیزم نگفتم فلاسفه . صحبت من در مورد فایل صوتی بود که گوش کردم

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۳ ب٫ظ:

این دوجمله معنای متفاوتی دارند:
فلاسفه خیر و شر را راحت زیر سوال برده اند.
فلسفه ی (چرایی) خیر و شر راحت زیر سوال رفته است.

[پاسخ]

مهدی مربوب پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۳ ب٫ظ:

پس لطفاً مرادتان را دقیق بیان کنید که مفهوم خیر و شر زیر سؤال برده شده است؟ چون ایشان در این فایل صوتی بحث خاصی را نسبت به خیر و شر مصطلح مطرح نفرمودند.

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۲ ب٫ظ:

خیر و شر در چارچوب قرآن و انس با قرآن ، کاملا فهمیده می شود .

[پاسخ]

مهدی مربوب پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۴ ب٫ظ:

پس بفرمایید چرا این قدر فقها عظام سر مسائل فقهی اختلاف نظر بسیاری (از ۱۰۰۰ سال پیش تا کنون) دارند. و همچنین بین متکلمین این اختلافات موجود است. حتی بین تفکیکی ها نیز اختلاف نظر بسیاری است. مثلاً مرحوم میرزا مهدی اصفهانی قائل به ناکارامدی علم حصولی بوده و علم منطق حجت نمی دانند. در مقابل غالب تفکیکیان مدرکات عقل برهانی را حجت می دانند و برخی خطبای ایشان مانند حاج آقا سیدان به سان اخباریان عقل غیر بین را حجت نمی دانند. مرحوم میرزا اصفهانی وحدت وجود را قبول دارند ولی شاگردان ایشان به شدت با آن مبارزه می کنند.اگر فهم خیر بودن یک کاری به این سادگی بود این اختلاف حاکی از بی سواد بودن غالب علماء می بود و العیاذ بالله. بله کلام شما متین است به این معنی که مفهوم کلی خیر و شر از قرآن کریم قابل استفاده است ولی باید بدانیم اولاً برداشت یک مفهوم از عمیق ترین کلام عالم خلقت یعنی قرآن عظیم به این سادگی ها نیست و ثانیاً آنچه که بدست می آید در نهایت یک قاعده ی کلی است و تطبیق آن بر مصادیق امر مشکل دومی است.
منظورم این است که نه فلاسفه معنی خیر و شر را خلط کرده اند (بلکه صرفاً یک اشتراک لفظی بین معنی عرفی و معنی دقیق فلسفی است) و نه در این فایل صوتی این خلطی صورت گرفته (اگر هست عین عبارت نقل کنید. قبل از آن پاسخهای حقیر بی سواد را در چند نظر بالاتر ملاحظه بفرمایید)و نه فهم معنی خیر و شر به این سادگی است و نه تطبیق آن بر مصادیق آن واضح و روشن است.
وفقکم الله تعالی لمرضاته

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۳ ق٫ظ:

مذهب یک راه است و به صورت عملی باید در مورد اصول جهان بینی آن نظر داد.
و
مشکل بیشتر ما این است که درگیر شخصیت ها می شویم تا خود حقیقت.
و
مطمئن باشید ظرفیت دین اسلام بیشتر از این بوده که ما مسلمانان تا به الان آنرا به دنیا معرفی کرده ایم.

[پاسخ]

سعد

به نظز بنده د اثبات حقیقت و واقعیت نظر نظردهندگان توجه کنید به تعداد نظرات مثبت و منفی این کامنت ها و بس.!
اللهم العن اول ظالم ظلم حق ممد و آل محمد و اخر تابع له علی ذالک.!
لعن الله شمر
لعن الله یزد
یعند الله عمر سعد
و نصر الله من نصر محمد و آل محمد(ص)
و لعن الله من نصر اعداء محمد و آل محمد(ص)

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۱ ب٫ظ:

خیلی از انسانها خود محور هستند اما مساله این است که مبدا مختصات اکثر ما انسانها صفر نمی باشد.
منظور…
حقیقت محور است نه شخصیت ها

[پاسخ]

سعد

به نظز بنده د اثبات حقیقت و واقعیت نظر نظردهندگان توجه کنید به تعداد نظرات مثبت و منفی این کامنت ها و بس.!
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علی ذالک.!
لعن الله شمر
لعن الله یزد
لعن الله عمر سعد
و نصر الله من نصر محمد و آل محمد(ص)
و لعن الله من نصر اعداء محمد و آل محمد(ص)

[پاسخ]

آنتي صوفي

حسن زاده آملی:جمیع عبادت هاعبادت حق تعالی است!!!

http://www.borhannews.com/news/?p=227

[پاسخ]

بصیرت

به نام خداوند مهر گستر مهربان

ای خدا چرا این قدر کج فهمی ،کج سلیقگی .آقای مسئول سایت :وجدان شما کجا رفته آخه چرا حرف کسی رو از لابه لای مباحث علمی بر می داری و به صورت یک فایل درسی در معرض دیگران قرار می دی !!!!!؟؟؟؟؟ خوب باشه اشکال و سوال به مباحث فلسفه و عرفان دارین بفرمایین یقین جواب هم می گیرین .اما خیلی از آقایون شاید بدایه و نهایه و اصول مباحث رو نخوندند .بله من هم و هر کس مطالب استاد صمدی رو در وهله اول بشنوه تعجب می کنه .اما عرض بنده اینه اگه کسی بخواد نقد کنه باید تشریف ببره فایل های قبلی و بعدی ایشان رو هم گوش بده یا نه .مباحث رو حلاجی و مباحثه نقدی کنه یا نه ؟؟؟!!!چرا عجولید در ضایع کردن مباحث علمی . .تامل کنید دوستان رو به اشتباه نیندازید .صدر و ذیل حرف مردم خوب فهمیده بشه . (رد فلسفه اصلا بیمعنی است چون کسیکه فلسفه رو رد می کنه یابه دلیل رد می کند یا بی دلیل .اگر بی دلیل است پذیرفته نیست واگر با دلیل است خود فلسفه است مثلادر فلسفه جز لایتجزی باطل است و کسی که این قول را به دلیل باطل کند و گوید جزءلایتجزی صحیح است قول او هم فلسفه است ) اسرارالحکم ملا هادی فرمایش علامه شعرانی ره ص۸ بحث تقلید در فلسفه . شما یا با منطق جواب می دین یا بی برهان .اگر اولی بود این همان فلسفه هست.بابا حداقل خود اشخاص هم تمام حق نباشند درست.اما این اسطوانه های علمی رو میبینه باید یه تامل و عقل نازنینش رو به کار بندازه.عرض بنده بچه طلبه اینه که: عرضه علمی اگر دارید و داریم بفرمایید الان خاکریز جبهه ها ،ایستادگی در مقابل فلسفه و عرفانهای کابالای غرب و شرق عالم هست تمام قدجوانهای ما رو به انحراف می بره .یا علی ع مدد

[پاسخ]

يكي

سخنان دکتر عباسی علیه فلسفه و جواب امام خامنه ای
baerfan.blogfa.com

[پاسخ]

ناصر مهدوي پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۵ ب٫ظ:

شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه در کتاب کمال‌الدین چاپ سال ۱۳۷۸، صفحه ۳۳۳ از حضرت باقر و حضرت صادق (علیهما السّلام) رویات کرده که می‌فرمودند:
کل شیء من العلم لم یکن من هذا البیت فهو باطل.
هر دانشی که از غیر خانودهء عصمت گرفته شود باطل است.

و در بحارالانوار، جلد ۱، صفحه ۹۰ از حضرت امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود:
کذب من زعم انه یعرفنا و هو متمسک بعروه غیرنا.
دروغ گفته است کسی که خیال می‌کند ما را شناخته و حال آنکه به ریسمان دیگران چنگ زده و معالم دین را از دیگران اخذ نموده است.

آقایان فلاسفه که علوم یونانی و زردشتی مشاء و اشراق را و آقایان عرفائی که اندیشه‌های عرفانی محی الدین و مولوی را منتشر می‌نمائی ، آیت‌الله باش …
آیت‌ الله العظمی باش …

امّا جواب این احادیث را بده.!

فقط نگو که حدیث و سند آن و سلسلهء راویان آن و … ضعیف است ؛ زیرا خودت هم می‌دانی که اینگونه نیست.!

[پاسخ]

دشمن شمر و یزید

ان شاءالله با همون شمرو یزید محشور بشی

[پاسخ]

حسینی

سلام
از همه خوانندگان گرامی تقاضامندم ادب در کلام و گفتار را مراعات کنندبحث علمی را به جار وجنجال و توهین نکشانند رد کردن حرف دیگران آسان است مهم فهمیدن مقصود و منظور آنان است.سیره امامان ما{علیهم السلام}در برخورد با منتقدین را در تاریخ بخوانید تا درسی برای ما باشد که هرجا نظر مخالفی دیدیم که مطابق عقاید ما بود چگونه برخورد کنیم؟
ردکردن حرف دیگران آسان است مهم فهمیدن مقصود آنان است باید حرف های آنان را به خودشان ارائه دهیم و سوال کنیم آیا مقصود شما از این حرف همین است که ما فهمیدیم؟اگر فهم شما را تایید کردند آنوقت اگر مخالف دین و اعتقادات بود آنرا رد کنیم آن هم مودبانه نه با گستاخی وبی ادبی که از آموزههای معصومین{علیهم السلام}به ما ادب در گفتار است.چه بسا اگر فهم خودمان را به آنها بگوییم بگویند خیر مقصود ما این نبود که شما فهمیدید.
هنر در فهم حرف دیگران است نه تعجیل سخن در رد آن است
با توجه به مطالب فوق اینک توجه شما را به چند مطلب جلب میکنم:
۱-یادگیری علم در اسلام منع نشده حتی علم سحروجادو چنانچه در قرآن در مورد هاروت وماروت آمده است بلکه بکار بستن آن حرام است خوب است کسانی که با فلسفه مخالفت دارند یکدوره فلسفه را از باب فراگیری علمی خوب نزد کسی که آگاه به حقایق فلسفه است خوب بخوانند نه نزد کسی که مخالف فلسفه است و ازفلسفه چیزی جز مشتی اصطلاحات دستگیرش نشده است. فلسفه علم به حقایق است فلسفه دنبال واقعیت است همان چیزی است که همه دنبال آنندیعنی رسیدن به حقیقت و واقعیت حال اسمش شده فلسفه همانطور که قرآن ما را برای رسیدن به حقیقت نظام عالم امر به تدبر و تفکر می نماید.
۲-مخالفین فلسفه چگونه به خود اجازه میدهندکه نسبت کفر به اسطوره های علم وعمل همچون علامه طباطبایی{رحمه الله علیه}وعلامه حسن زاده{حفظه الله} نسبت دهند در حالیکه این معنای وحدت وجودکه مخالفین فلسفه به آنها نسبت می دهندراافراد با بضاعت علمی ضعیف هم قبول ندارندتا چه رسد به این بزرگان لذا باید منظور این بزرگان را متوجه شد و به عمق کلام آنها رسید.
۳-در کتب این بزرگان این معنای سخیف از وحدت وجود که مخالفین فلسفه می گویندرد شده مانند کتاب قیم وذی قیمت لقاءا… حضرت علامه حسن زاده آملی{حفظه ا…}در ابتدای کتاب قضیه شخصی نقل می شود که نزد عارفی می آیدو موقع نهار از غذای او نمی خوردوقتی علت را آن عارف سوال می کند می گوید چون شما قائل به وحدت وجود هستیدوغذای شما بخاطر کفر شما نجس است آن عارف بزرگوار می گوید معنای وحدت وجود یعنی چه؟ آن شخص می گوید یعنی اینکه شما همه چیز را خدا می دانید! عارف می گویدیعنی تو را هم خدا می دانم؟آن شخص می گویدبله عارف می فرماید بیا غذایت را بخور من تو را الاغ هم نمی دانم چه رسد که خدا بدانم.
نقل این قضیه در کتاب حضرت علامه حسن زاده{حفظه ا…}چه چیز را می رساند؟آیا باطل بودن نسبت های ناروای به این بزرگان دین در خدا دانستن موجودات وحلول خدا در موجودات ودیگر تهمت ها را نمی رساند؟

۳-هجمه جدیدی که به حضرت استاد صمدی آملی {حفظه ا…}آغاز شده است را بنگرید از مجموع ۳۱جلسه در باب طهارت جلسه آخرش که یک بحث علمی سنگین است را گلچین نموده اندواینگونه سیاه نمایی می کننداین آقایان چگونه در قیامت جواب این نیرنگ کاری های خودشان را می دهند؟که جمعی از افراد بی خبر از واقع را فریب می دهند؟این آقایان اول بحث عین ثابت را فهمیده اند؟این یک بحث سنگین در علم فلسفه و عرفان است.
آیا اینها{مخالفین}می دانند که شمرلعین جهنمی است ولی استاد صمدی آملی{حفظه الله}نعوذبالله نمی داند؟با اینکه در همین جلسه بارها می فرمایند لعن به شمر وظیفه ماست و…
۴-این جلسه مربوط به دهه۷۰است شهدالله خودم در روز عاشورا در دهه۸۰ قرائت زیارت عاشورای ایشان را با صد لعن وصدسلام را دیده ام کاری که شاید کمتر افراد به انجام آن حوصله کنند آیا در زیارت عاشورا لعن به شمر نیست که ایشان می خوانند؟ شما نوارهای روز عاشورای ایشان و گریه و ضجه های ایشان بر سالار شهیدان رادر سالهای اخیر گوش دهیدتا بفهمید که مقصود ایشان از آنچه از آن جلسه گلچین کرده اندچیزی ورای این برداشت های ناروا است.
۴-همه عزیزان را به تقوای الهی و دوری از عجله در تهمت به بزرگان دین دعوت می نمایم بگذارید باب بحث زیبای علمی بدور از هر گونه افترا و تهمت به روی مشتاقان باز باشد.
موفق و موید باشید.

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۸ ب٫ظ:

در کشتی آل مصطفی هر که نشست
از دغدغهء غرق شدن بی‌شک رست
بر دامن آل هر کسی کو زد دست
بر دامن او گرد ضلالت ننشست

مرحوم شیخ عباس قمی در سفینه‌البحار، جلد ۲، صفحه ۵۷ و شیخ حر عاملی در اثنی عشریه و علامه خوئی در شرح نهج البلاغه، جلد ۶، صفحه ۳۰۴ و مقدّس اردبیلی در جلد ۲ حدیقهالشّیعه و سید جزائری در انوار النعمانیه و بسیاری از علماء دیگر به سند صحیح از بزنطی و اسماعیل – احمد بن محمد بزنطی و اسماعیل ابن بزیع دو نفر از یزرگان شیعه و از خواص حضرت امام رضا (ع) بوده‌اند – از حضرت رضا (ع) روایت کرده‌اند که فرمود:
من ذکر عنده الصوفیه و لم ینکرهم بلسانه و قلبه فلیس منا و من انکرهم فکانما جاهد الکفار بین یدی رسول الله (ص).
هر کس در نزد او ذکر صوفیه شود و به زبان و دل انکار ایشان نکند از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار کند، مانند آن است که در حضور رسول‌الله (ص) با کفار جهاد کرده است.

لذا بنده معتقد هستم:
از این حدیث استفاده می‌شود که هر کس منکر صوفیه نباشد، بلکه کلمات کفر و باطل آنها را حمل بر صحت کند، شیعهء اهل بیت (ع) نیست.

در همان کتب به سند صحیح از احمد بن محمد بزنطی روایت کرده‌اند که مردی به حضرت امام صادق (ع) عرض کرد در این زمان قومی پیدا شده‌اند به نام صوفیّه، چه می‌فرمائید راجع به ایشان؟
حضرت فرمود:
إنهم اعدائنا فمن مال إلیهم فهو منهم و یحشر معهم و سیکون اقوام یدعون حبنا و یمیلون الیهم و یتشبهون بهم و یلقبون انفسهم بلقبهم و یأولون اقوالهم، الا فمن مال إلیهم فلیس منا و انا منه برئاً و من انکرهم و ردّ علیهم کان کمن جاهد الکفار بین یدی رسول الله.
به تحقیق صوفیّه دشمنان ما هستند، پس هر کس به ایشان میل کند، از ایشان شمرده می‌شود و با ایشان محشور گردد و بزودی کسانی پیدا شوند که ادعای دوستی ما دارند و به ایشان مایلند و خود را شبیه آنان کرده و لقب ایشان را بر خود می‌گذارند و گفتار آنها را تأویل می‌کنند. آگاه باشید، هر کس به آنان تمایل پیدا کند از ما نیست و تحقیقاً ما از او بیزاریم و هر کس انکار ایشان کند و ردّ بر آنان نماید، مانند کسی است که در حضور رسول‌الله (ص) با کفار جهاد کرده است.

شیخ عبّاس قمی در سفینهالبحار، جلد ۲، صفحه ۵۷ و مقدّس اردبیلی در حدیقهالشیعه و میرزا محمد نیشابوری در کتب خود و علامه خوئی در شرح نهج البلاغه، جلد ۶، صفحه ۳۰۴ و سید جزائری در انوار النعمانیه و گروهی دیگر از علماء از حضرت امام حسن عسکری (ع) روایت کرده‌اند که به ابی‌هاشم جعفری که از بزرگان شیعه است، فرمود:
یا أباهاشم سیأتی زمان علی النّاس وجوههم ضاحکه مستبشره و قلوبهم مظلمه منکدره، السنه فیهم بدعه و البدعه فیهم سنه المؤمن بینهم محقر و الفاسق بینهم موقر امرائهم جائرون و علمائهم فی ابواب الطلمه سائرون، اغنیائهم یسرقون زاد الفقراء و اصاغرهم یتقدمون علی الکبراء، کل جاهل عندهم خبیر وکل محیل عندهم فقیر، لایمیزون بین المخلص و المرتاب و لا یعرفون الضأن من الذئاب. علمائهم شرار خلق الله علی وجه الأرض، لانّهم یمیلون إلی فلسفه و تصوف و ایم الله انهم من اهل العدوان و التحریف یبالغون فی حبّ مخالفینا و یضلّون شیعتنا و موالینا فان نالوا منصباً لم یشبعوا عم الرشاوان خذلوا عبدوا الله علی الریا، الا إنهم قطاع طریق الدین و الدعاه إلی نحله الملحدین فمن ادرکهم فلیحذرهم و لیصن دینه و ایمانه.
ای ابوهاشم زمانی بر مردم بیاید که صورتشان شاد و خندان و دل ایشان تیره و تاریک شود.دستور دینی در میانشان بدعت و بدعت در میان ایشان سنت است. مؤمن نزد آنان خوار و حقیر است و فاسق در میان آنان محترم می‌باشد. فرماندارانشان زورگو و علمایشان درب خانه ستمکاران می‌روند. ثروتمندانشان توشه فقراء را می‌دزدند و کوچک‌هایشان بر بزرگانشان تقدم می‌جویند، هر نادانی نزد ایشان اهل خبره است و هر حیله‌گری نزدشان فقیر باشد. تمیز ندهند بین اهل خلوص و اهل شک و نشناسند میش را از گرگ. علمای آنان بدترین خلق خدا بر روی زمین هستند، زیرا به فلسفه – عقاید باطلِ کفارِ یونان و گبرهای ایران – و تصوّف تمایل پیدا می‌کنند. به خدا قسم چنین علمائی با ما دشمن هستند و دین را تغییر و تحریف کنند، اصرار بر دوستی با مخالفان ما دارند، پیروان و دوستان ما را گمراه می‌کنند، پس اگر به مقامی برسند از رشوه سیر نمی‌شوند و چون منکوب و بیچاره شوند، به عبادت ریاکارانه می‌پردازند. آگاه باش که ایشان راهزنان دین و دعوت کنندگان به راه بی‌دینی هستند. پس هر کس ایشان را درک کند، باید از ایشان برحذر باشد و دین و ایمان خود را حفظ کند».

معتقد هستم:
این خبر کرامتی است از امام (ع) که از خرابی زمان ما خبر داده و مسلم شده که هر کس مقداری فلسفه و عرفان می‌خواند و خود را عالم می‌داند، دیگر به کلمات ائمه (ع) و راویان حدیث ائمه (ع) اعتناء ندارد و گفتار افلاطون و ارسطو را بزودی ردّ نکرده و آن را عظمت می‌دهد. چون به کلام ائمهء معصومین می‌رسد، خدشه وارد نموده و بالاخره انکار می‌کند و تمام کفر و عقائد فاسد بواسطهء فلسفه وارد مسلمین شده که یکی از آثار فلسفه ، همین عرفان و صوفیگری است.

[پاسخ]

حسین

با سلام
خدمت خوانندگان گرامی عرض میکنم افرادی که درباره فلسفه وعرفان اظهارنظر کرده اند و سعی در رد آنها نموده اند بدرستی با فلسفه و عرفان آشنا نیستند ودر سطحی نیستند که بتوانند قضاوت کنند این عزیزان در حیطه ای وارد شده اند که تخصصی در آن ندارند و درباره علمای بزرگی همچون علامه ذوالفنون رعایت نکردن ادب نشانه جهل و بی تقوایی آنهاست

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۱ ۵:۲۸ ق٫ظ:

همه را قیاس به خود نکن !
اگر شما توی فلسفه گیج می زنی دلیل نمی شود نوابغ هم گیج بزنند .

[پاسخ]

ای کاش همه مسلمانان این را میفهمیدند !!! - گفتگوی دینی

[...] شیعیان! هم… کلیپ‌های صوتی زیر رو میتونین گوش کنید: کلیپ صوتی:یزیدوقاتلان امام حسین علیه السلام هم بهشت می … کلیپ:بعضیهادرکلاسهای عرفانی میگویندشمرراهم لعن [...]

ناشناس

برای بررسی ی یک کلام باید همه ان را نقل کرد ونه فقط قسمتی را چرا تمام کلام استاد رانقل نمی کنیدتاببینیم ایشان مرادشان چه بوده.

[پاسخ]

هرکس

اللهم … حسن … ثم تلمیذه صمدی

[پاسخ]

مسعود

آقای صمدی بعضا حرفهای عجیب و غریبی می زنه که آدم شاخ در می آورد،ولی من هرچی ایشون بگه رو به آقای حسنزاده نسبت نمی دهم،به نظرم این منطق درستیه نه کاری که شما در این سایت می کنید.
در مورد این مطلب هم به نظرم واقعا باید با آقای صمدی بحث کرد که منظور ایشون از این حرف چی بوده؟!واقعا از ایشون انتظار چنین حرفی رو نداشتم!باید فایل صوتی رو کامل گوش کرد،تا بتوان قضاوت کرد!

[پاسخ]

javad

این مطالب چه ربطی به جناب علامه داره!!!!

مگه حضرت زینب به امام.ع. نفرمود که اینها قاتلین توبه کنند خداوند اونها رو میبخشه که حضرت جواب دادند بله گرچه موفق به توبه نمیشوند. توی این کلیپ هم آقای صمدی به صراحت گفتند که لعن بر قاتلین ثواب داره و باید گفته بشه… آخه یه بحث خسوسی و علمی رو توی سایت گذاشتند یعنی چی چون مننو یاد یه فردی میاندازه که در مازندران با ین کارها خواست با آبروی مرحوم آیت ا… حسینی که اول به دستور آیت ا…بروجردی وارد استان شدند و به مرور زمان نماینده تمامی مراجع در استان بود… گرچه سخنان خصوصی پخش شد اما: به شما بر نخوره رو سخنم با آن فرد هست” عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد…چون آیت ا… حسینی محبوب یه استان و کشور شد حتی کسانی که زیاد هم مذهبی نبودند به ایشان احترام می گذاشتند…شیعه خودش مشکل کم نداره پس با آبروی کسی که بدون اینکه با او مناظره بشه و حرفهایش رو بشویداین طور بازی بشه… موفق باشید و سربلند…

[پاسخ]

علی

چرا اینقدر زود قضاوت میکنید آقایان مسلمان

این وبلاگ رو بخونید بد نیست http://najmphp.blogfa.com

[پاسخ]

!

حالم از همتون بهم می خوره

[پاسخ]

http://fars.tv/uploads/audio/ecSapLkccDaiNDnIybqC.mp3

http://fars.tv/uploads/audio/ecSapLkccDaiNDnIybqC.mp3
مگه حضرت زینب به امام.ع. نفرمود که اینها قاتلین توبه کنند خداوند اونها رو میبخشه که حضرت جواب دادند بله گرچه موفق به توبه نمیشوند. توی این کلیپ هم آقای صمدی به صراحت گفتند که لعن بر قاتلین ثواب داره و باید گفته بشه… آخه یه بحث خسوسی و علمی رو توی سایت گذاشتند یعنی چی چون مننو یاد یه فردی میاندازه که در مازندران با ین کارها خواست با آبروی مرحوم آیت ا… حسینی که اول به دستور آیت ا…بروجردی وارد استان شدند و به مرور زمان نماینده تمامی مراجع در استان بود… گرچه سخنان خصوصی پخش شد اما: به شما بر نخوره رو سخنم با آن فرد هست” عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد…چون آیت ا… حسینی محبوب یه استان و کشور شد حتی کسانی که زیاد هم مذهبی نبودند به ایشان احترام می گذاشتند…شیعه خودش مشکل کم نداره پس با آبروی کسی که بدون اینکه با او مناظره بشه و حرفهایش رو بشویداین طور بازی بشه… موفق باشید و سربلند…

[پاسخ]

آنتی صوفی پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۶ ب٫ظ:

جناب! خوب چشماتو وا کن ببین چی گفته:

” یعنی چیزی نشد که اینها ضرر به ناموس خدا بزنند. اگر شمر آن روز آقا را رها میکرد حالا چه فرقی میکند؟ چهار روزی عمرشان اضافه تر؛ ”

” همه روز قیامت میگوییم که حق شمر هم هست که این همه بالا بیاید. ایشان باعث شد ما الان اینجاآمدیم.”

این بحث علمیه؟؟؟!!!

تو به عنوان شیعه این جملات بالا رو قبول داری؟

[پاسخ]

محمد پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۸ ق٫ظ:

جانمان فدای یک لحظه عمر بیشر امام زمان

[پاسخ]

reza

سلام
وحدت وجود یعنی هرکسی تکه ای از پازل خدا. وحدت وجود یعنی هر کسی را بحر کاری ساخته اند.وحدت وجود یعنی احترام به همه اضداد.وحدت وجود یعنی انا الله گفتن درخت در بیابان طور.وحدت وجود بعنی جمله حضرت زینب س ما رایت الا جمیلا.
بیایید دست از این همه توهین و مشاجره دست برداریم و همه را دوست بداریم.
ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمیت. این خطاب به همه انسانها تا قیامت است. تا خدا نخواهد و اجازه ندهد کاری انجام نشود.آیا قتل کودک بدست خضر نبی با شهادت امام حسین بست شمر با حول و قوت و اذن و رمیت خدا نبود؟

[پاسخ]

مهدی پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۶ ب٫ظ:

بسمه تعالی
واقعا تعجب برانگیر مدعیان شیعه سطح خداشناسیشون در این حده هر کسی را خدا بحر کاری ساخته یزید شمر معاویه امام حسین(ع) همه پازل خدا هستند مشروب بخوری با نماز بخونی همه را دوست بداریم آخه نمیدونی اگر یه سنگ هم دوست داشته باشی اون دنیا با اون محشور میشی خداوند ما را از شر اهل رای و قیاس و استحسان محفوظ بدارد.
والسلام علی من التبع الهدی

[پاسخ]

دنباله روی خاتمی پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۳ ق٫ظ:

شما در واقع دنبال روی محمد خاتمی هستید وای به روزی که حکومت دست این فلاسفه ی نگون بخت بیفتد دیگر به جای مرگ بر امریکا باید درود بر امریکا گفت !!!
زیرا اگر امریکا تحریم نمی کرد ما پیشرفت نمی کردیم !!!
بیچاره دولت احمدی نژاد که با زحمت فراوان تحریم ها را به فرصت های طلایی تبدیل کرد.
دست این فلاسفه باشد باید برای صدام یزید هم بارگاه درست کنیم زیرا دروازه ی شهادت را به روی ایرانیان باز کرد!
خدایا از شرّ جهل مرکّب و اهلش به تو پناه!

[پاسخ]

محمد

یکی دیگر از سخنرانی های آقای صمدی آملی درباره ی امام حسین ع حتما دانلود کنید.

http://serat92.blogfa.com/

[پاسخ]

علی

به نظرم فعلا یهود و وهابیت رو بیخیال شیم این صمدی و حسن زاده رو … بهتره مشکل فعلا اینها هستن با تفکراتشون من از نوشته های بالا اینو فهمیدم

[پاسخ]

بینام

سلام
چقدر من از سایت شما بدم می آید چون بوی گستاخی می دهد

[پاسخ]

بچه اصفهان پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۸ ب٫ظ:

آخی…بمیرم برات…چقدر تو ظریفی!

[پاسخ]

سید پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۸:۴۱ ب٫ظ:

بیان حقایق در راستای ادب علمی و شجاعت دینی هست نه گستاخی برادرم

[پاسخ]

منصف

۱- فی الشبهات عتاب اگر برای کسی این سخنان ثابت نشده در آخرت معاتبه خواهد شد
۲- کسی هم که قاتلین اهل بیت را مبری از لعن و جهنم بداند قرآن نخوانده چون در قرآن، است که الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و باز در قرآن است که کسی که لعنت خدا شامل حالش شود جهنمی است و در حدیث است که اهل بیت همه نور واحد هستند و نیز حسین منی و انا من حسین پس کسی که حسین ع را اذیت کند رسول خدا را اذیت کرده

[پاسخ]

جوون ایرانی

به نظر من حقیر به فتوای این آخوندها حکم خدا تغییر نمیکند .اره امام حسین(ع) اینقدر بزرگه که این کثافاتو میبخشه ولی آقا ثارالله است و خود خدا منتقم خونش هست .هیچوقت این آشغالها بخشیده نمیشن

[پاسخ]

مرضیه

سلام.منم خودم ادمی هستم که تو مذهب و همه چی گیج شدم ولی فقط اینو میدونم که ما خیلی چیزا رو نمیدونیم و هرچیزی ممکنه . و حقایقی وجود دارن که درصورت اشکار شدنشون برق ۳ فاز از کلمون میپره.همین ولی نه با حرف ایشون موافقم و نه مخالف چون اصولا بنده گیج کامل هستم.باتشکر

[پاسخ]

نقد فلسفه و عرفان پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۳ ب٫ظ:

با سلام.
اگه کسی بگه دو دوتا میشه هفت تا! شما میای شک کنی و بگی: شاید درست میگه چون ما خیلی چیزا رو نمیدونیم؟؟؟!!!

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۹ ب٫ظ:

وخداوند به انسان عقل داد…

[پاسخ]

مجید پاسخ در تاريخ آذر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۱ ب٫ظ:

در صورت آشکار شدن حقایق متوجه خواهید شد که مذهب خیلی ساده تر از اون چیزی بوده که فکر می کردید.
اما متاسفانه مذهب را با …
نامه تمام

[پاسخ]

مجید

یک کم سخته اما حقیقت اینه
دشمن امام حسین جهل است
دشمن امام حسین غلبه احساسات بر عقل است که متاسفانه افرادی با این خصوصیت امروز کارشان سکه شده و دارن جوانها رو گمراه می کنند !
دشمن امام حسین تقلید بکل اقتصاد و علوم انسانی از غرب است.
دشمن امام حسین نداشتن یک منشور کامل اخلاقی برای جوانان است.
دشمن امام حسین توهم استغناء است.
فکر می کنید ماحصل نادانی ها و توهم ها و تنبلی ها چه بوده است؟
هواپیما به هوا رفت کار که بود
برق اختراع شد کار که بود
هسته اتم شکافته شد کار که بود
و…
ما هنوز توهم استغنا داریم
نامه تمام

[پاسخ]

مجید

خوب جنگیدن با این دشمنان که خیلی سخته
خوب ولش کن بابا
برو چند تا لعنت و فحش بده به شمر و … و خیال خودت رو راحت کن
اره داداش
می بینی که شیعه بودن چقدر راحته .
من هم با شما موافقم آخه منم یک کم تنبلم
ان شا الله اول خدا خودم رو هدایت کنه.

[پاسخ]

مجید

فقط خواهش می کنم نگید غربی ها علوم رو از ما گرفتن
چون آخه مورخ های ما و دوستانی که من هم می شناسمشون کلاه سرمون گذاشتند
چون آخه جنس علوم جدید با علوم قدیم فرق می کنه.
خدا اونها رو هم هدایت کنه.

[پاسخ]

يوسف

با سلام
بسیار مهم:

دوستان ! اینکه شمر به جهنم خواهد رفت هیچ شکی در آن نیست
لکن بیاید از این منظر به قضی کربلا نگاه کنیم :
اینکه اگر آن اتفاق در کربلا نمی افتاد و امام عشق به کوفه می رسید و حکومت عدل اتفاق می افتاد ( همان حکومتی که الان ما منتظرش هستیم ، حکومت منجی ) اگر این می شد ما الان کجا بودیم . چقدر بشریت پیشرفت مادی و معنوی میکرد . چقدر ظلم و جورها و جنگها برداشته می شد و ….
پس جهنم البته که صد البته حق یزید و شمر و قاتلان اباعبدالله است .
اللهم عجل لولیک الفرج

[پاسخ]

مهرداد رضایی خلخالی

یا هو
اگر دیدی در این دیوان اشعار
خرابات و خراباتی و خمّار
بت و زنارو تسبیح و چلیپا
می و میخانه و ساقی و ترسا
مشو زنهار از این گفتار در تاب
برو مقصود از این گفتار در یاب
نظر را نغز کن تا نغز بینی
گذر از پوست کن تا مغز بینی
اهل ادب و چشمان پاک زیبایی بینند و بی ادبان زشتی..ضعیف ظلوم جهول شبهه افکن و ظاهربین عوام کجا و صاحبان خرد کجا،آن بعد آورد این قرب.
علف هرزه را وجین توان کرد ولی شوره زار خیال را چه باید کرد؟
باری باید در آخر بگویم آقایم آن شکارچی نفسم آنکه صمد است از آنچه شما به آن فقیرید اعنی داود صمدی آملی متع الله بطول بقائه الشریف در پاسخگویی به شبهه افکنان از ذره ای عجز هم تهی است.چه اینکه تا سلمان نشوی برای بعض گفتار ها نامحرمی ولو اگر ابوذر باشی.

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۳ ق٫ظ:

باسلام خدمت برادر گرامی
شما ذوب دراشخاص شده اید ونمی توانید حق رادریابید امااین حدیثی که استدلال کردید بارها وبارها پاسخش داده شده است لااقل کمی مطالعه داشته باشید وتحقیق کنید نه اینکه مادام پیروی از شخص یا گروهی کنید ومرید کسی شود
بررسی حدیث «لو علم ابوذر ما فی قلب سلمان…» و سوء استفاده عرفا و متصوفه از آن
لااقل یک کم این مطلب را مطالعه کنید تا از این مستی عشق غیر معصوم بیرون آیید
http://www.ebnearabi.com/3259/بررسی-حدیث-لو-علم-ابوذر-ما-فی-قلب-سلمان.html

[پاسخ]

ناشناس

جرا صوتی نمی خواند

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۰۵ ق٫ظ:

باسلام
کیفیت خوب
http://www.borhannews.com/news/wp-content/uploads/2012/03/samadiamoli-shemr.mp3
کیفیت پایین
http://www.borhannews.com/news/wp-content/uploads/2012/02/samdamoli_shemr.mp3

[پاسخ]

اوسا

یکی نیس به این مردک صمدی بگه:
آره راس می‌گی … پس با این تفسیری که تو داری میشه گفت؟!

[پاسخ]

اوسا

تازه !! آغای صمدی!
آیا فکر نمی‌کنید که شما در واقع به قتل امام حسین توسط شمر و یزید راضی شده‌اید؟!
وقتی می‌گویید که آن دو پیش از ما به بهشت می‌روند و با این کار ما را به کمال رساندند … این که می‌گویید که : اگر امام حسین را نمی‌کشت هیچ اتفاق بهتری نمی‌افتاد پس بهتر شد که کشت!
با ایت حرف‌ها شما دقیقا به قتل امام حسین راضی شده‌اید و راضی هستید! …

[پاسخ]

اوسا

ضمنا:
آغای صمدی!
گفتید که: برخی حرف‌ها را نمی‌توان زد وگرنه …
می‌گویم:
ای کاش که هرگز نزنید. ….

انشاء الله که استادتان هم همه‌ی حرف‌هایش را نزند.

[پاسخ]

هستی

برو بابا مزخرف

[پاسخ]

نظرات شما


9 × 7 =

آخرین مطالب
رادیواینترنی برهان

ابزار