۲۱

دریافت فایل / نقدفلسفه

دریافت مناظره حضرات گرام آقایان میلانی ورمضانی

آبان ۲۳, ۱۳۹۰ در ۹:۲۳ ب.ظ توسط

در این مناظره که در منزل آقای مهدی نصیری برگزار شدبیشتر پیرامون وجودخداوند واختلاف بین متکلمین وفلاسفه می باشد .طرفین مناظره یعنی آقای میلانی از اساتیدمباحث اعتقادی وکلام اهل بیت در قم وآقای رمضای از اساتید عرفان واز شاگردان قای حسن زاده آملی می باشد .

در یافت فایل تصویری

دریافت فیل صوتی ۱۰mb

موافقم(۳)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , , ,

+

۲۱ دیدگاه

  1. amir

    on آبان ۲۴, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم
    باتوجه به مباحثاتی که جناب میلانی درچندجلسه نمودندودراین وب سایت درج است، این مباحثه ازپرباری زیادی برخوردار بودکه درمباحثات دیگر به چشم نمی خورد.البته درخصوص ضدیت بافلسفه وعرفان اصطلاحی که براساس تفکرات بشری است هرمتعبد به علوم اهل بیت چاره ای از برای خود نمی بیند مگربامخالفت با آن،واین یک امری بدیهی برای آن کسی که خودرامقید میداند که معارف راازمرکزی صحیح وبه دور از اعوجاج اخذ نماید میباشد.
    لذادرطول تاریخ وازبدوورود فلسفه یونانی درمیان مسلمین بعلت مخرب بودن
    مبانیش با عقائد وحیانی همواره ازناحیه ائمه علیهم السلام ویارانشان مخالفت باآنها می بوده وبعدازآنها اهل علم ودانش که تعدادشان نیز زیاد بوده است بمخالفت با مبانی فلسفی که مغایرت آن با ظواهر کتاب وروایات
    محسوس می بودپرداخته اند.
    ونکته ای که میبایست به جناب آقای رمضانی که ظاهراانسان منصفی جلوه می دهد گفت اینکه: اعتقادات وایده اموری قلبی میباشند وتا برزبان
    جاری نگردند نمیتوان حکم برباطل بودن ویاگمراه بودن ویاکافربودن شخص نمود
    وآنگاه که برزبان جاری گرددهمان حجت براو خواهد بود.
    لذامسئله وحدت وجود که برای آن معانی متعدد دانسته اندودرمقام شرحش
    بالصراحه شرحی که منافات با آیات وروایات فراوانی است نموده اند
    نمیتواند قابل توجیه که برخلاف ظواهر کلماتی که به آن تفوه نموده اند باشد.مافقط موظف به توجیه وشرح متشابهاتی که درکلام خدا وروایات است آن هم بااستعانت ازخود روایات وآیاتی که امرنموده اند مارا به ردمتشابهات کلامشان به محکمات آن میباشیم ودرغیر آن خصوصادرمسائل عقیدتی که روایات فروانی به جدانمودن عقیده صحیح ازباطل،حق ازناحق،هدایت ازگمراهی اشاره می نمایدموظف به باطل بودن کلامی که ظاهرش باطل ومخالف با ظواهرکتاب وروایات است بوده ایم.
    لذادرتمام زمانهاهمیشه علما بررد مطالب فلسفی وعرفانی به مخالفت برخاسته
    وآنهارامغایرباداده های وحیانی دانسته اند وکتب زیادی بربطلان قواعدآن
    مکتوب داشته اند.بااین وصف توجیه نمودن کلمات آنهاتوجیه مالایرضیه صاحبه
    میباشد.ونیز اگرکسی که اهل تحقیق وپژوهش باشد وبه سخنان فلاسفه یونان
    نظرنمایدوبه سخنان اهل عرفان ومحی الدین عربی وحکمت صدرائی نیز مراجعه کند ونیز به آنچه که درکتب بعضی معاصرین میباشد توجه کند خواهد یافت که
    همگی درخصوص مسئله ای که بنام وحدت وجود نامیده شده دارای وحدت عقیده
    واسلوبی واحدندکه درطول تاریخ موردردبزرگانی ازدین قرارگرفته اند
    لذاسخنی که باطل است،باطل خواهد بود وغیرقابل توجیه،زیرا یک چنین سخنانی درگذشته ها ازامثال محی الدین هاگفته شده وسبب اختلاف درمسائل
    عقیدتی مسلمین گشته است،والا اگربرحق میبود ودرصراط صحیح قرارمی داشت
    این همه رد که ازآیات وروایات دربطلانش استفاده گردیده قابل پذیرش نمیبود
    ونمیتوان این گونه مسائلی مهم که بااعتقادات رابطه ی تنگاتنگی دارد
    رامساوی برحمل صحت قول مسلمان وعدم سوءظن به اودانست.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  2. دهقانی

    on آبان ۲۵, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    مرحوم علامه محمد تقی جعفری(ره) علی رغم اینکه با مشرب فلسفی و عرفانی نقاط مشترک و همسویی دارد اما در برابر مهمترین دستاورد فلسفه و عرفان یعنی وحدت وجود و وحدت موجود سخت موضع گرفته و راه خود را از فلسفه و عرفان جدا کرده و در قامت یک عالم و متکلم شیعی ظاهر می شود. ایشان در کتاب مبدا اعلی سخت بر نظریه وحدت وجود می تازد عباراتی از این کتاب را در ذیل می آوریم:

    «با روش انبیاء و سفراء حقیقی مبدأ اعلی تقریبا دو جاده مخالف بوده و به هم دیگر مربوط نیستند. زیرا انبیاء همگی و دائما بر خدای واحد ماورای سنخ این موجودات مادی و صوری تبلیغ و دعوت کرده اند و معبود را غیر از عابد تشخیص و خالق را غیر از مخلوق بیان کرده اند».

    و

    «ما بعضی دیگر از خواص این مکتب را اختصاراً مورد بحث قرار میدهیم:

    ۱)از خواص این مکتب این است که عقل و فهم و علم و معرفت را به کلی حجاب تاریک تشخیص داده و دانشمندان ، علما و فلاسفه عالم بشریت در نظر اعضاء این مکتب مانند حیوانات لایعقل میباشند.

    ۲)عبادات و تکالیف فقط وظیفه ای برای تنظیم معاش دنیوی و یا وصول و اتحاد با ذات خدائی است و اگر برای کسی این حالت دست داد تمامی تکالیف از او ساقط است و به آیه ی {واعبد ربک حتی یاتیک الیقین} نیز استدلال کرده اند. در صورتی که پیغمبری از پیغمبران حقه تا نَفَس واپسین ، خود را بدون تکلیف ندیده و تمام عمر را عمل به شریعت خود نموده اند…

    ۳)اختلاف عقائد در عالم بشریت برای این مکتب نامفهموم است . چنان که از مشاهیر این مکتب نقل شده که:

    عقد الخلائق فی الاله عقائداً و انا اعتقدت جمیع ما اعتقدوه»

    و

    «بت پرست ، آفتاب پرست ، ستاره پرست ، آتش پرست ، فرعون پرست ، گوساله پرست، حیوان پرست ، ماده پرست، همه و همه در نظر این مکتب حق و مطابق واقعند. زیرا تمامی این مفاهیم اجزاء مختلفی از خدا هستند. ممکن است بگویید که چگونه خداوند کل را دارای اجزاء میتوان قرار داد و در دسته ی الهیین کسی به این مطلب اعتقاد ندارد. ولی بر اهل اطلاع این حقیقت قضیه روشنی بوده و در موارد زیادی از نوشتجات نثری و نظمی اعضاء این مکتب میتوان شاهد بر این معنی پیدا کرد»

    مبدا اعلی ص۷۵-۷۳

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. مجید هلاکویی

    on آبان ۲۶, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    مساله چیستی خداوند نیست مساله هستن و یگانه بودن خداوند است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. محمد

    on آذر ۳, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    برادران فایل صوتی مناظره ها را بذارید ما قادر به دانلود با این حجم وسیع نیستیم ... اجرتون با سیدالشهدا

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. حسین احمدی

    on آذر ۲۱, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    سلام
    آیا می توانید علمای قائلین به وحدت وجود از جمله ابن عربی،قاضی طباطبایی، علامه طباطبایی،جوادی آملی،جعفر آشتیانی،علامه حسن زاده آملی،علامه شعرانی،محمد تقی آملی، محمد تقی بهجت،امام خمینی،صمدی آملی،علامه عسگریو... را کنار بگذارید؟؟؟
    پس چون ما در حد این عالمان نیستیم نباید زود قضاوت کنیم چیزی را که به اون نرسیده ایم باید بریم تحقیق و علم بیاموزیم و آخر هم برای خودمان حجت می شود که کدام درست می گویند قائلین به قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند یا قائلین به کلامو ضد عرفان.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مصطفی پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۰ ۷:۰۰ ب.ظ:

    حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری هم قائل به وحدت وجود هستند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۴۱ ب.ظ:

    این مخالفین حتی باامام هم مخالفند نمیدونم چرا در اموری که اطلاعی از ان ندارند دخالت میکنند دخالت اینا در فلسفه مثل دخالت یک چو÷ان است در علم اصول وفقه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۳ ق.ظ:

    احسنت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سیدابوالفضل موسوی نژاد پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۸ ب.ظ:

    برای من مهم نیست که قایل به ایده چه کسی است چون تقدس گرایی را مخالف خواست خدا میدانم اما یقینا اقایان اطلاعی از فلسفه وحتی وحدت وجود ندارند ایشان شاگرد بدی بوده که یک صفحه خوانده خودش را علامه میداند کاش جرات یک منظره علمی ومبتنی بر اصول را داشت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۷ ب.ظ:

    اولا آیت الله بهجت را بی خود قاطی عرفان فلاسفه نکن ایشان مخالف خواند فلسفه قبل از کلام بودند

    ثانیااین حرف تو مثل این می ماندکه ما هم بگوییم آیت الله وحید،آیت الله مکارم،آیت الله بروجردی ، آیت الله مرعشی ، آیت الله خویی،آیت الله صافی ، آیت الله نوری همدانی ،آیت الله اراکی ، آیت الله مشکینی ، علامه مجلسی ، دامادملاصدرا فیض کاشانی ،پسر ملا صدراابراهیم شیخ مفید شیخ طوسی ، شیخ صدوق ، شیخ کلینی و....راکناربگذاریم پس ما در حد این علما نیستیم زود قضاوت نکنیم

    ببین این بحثت اصلا علمی نیست

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آبان ۴ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۲ ق.ظ:

    آی باریک الله پس ایت الله بهجت مخالف خواندن فلسفه قبل از کلام بود نه مخالف خود فلسفه. در ضمن خودشم فلسفه خونده بود پسرشم میگه هرگاه واسم سوالی از فلسفه پیش میومد جواب میداد. خود اقای بهجت از اقای سید علی قاضی هم به بزرگی یاد میکرد همینطور از علامه طباطبایی.
    در ضمن ملاصدرا و میرداماد رو چرا قاطیه مخالفین فلسفه کردی؟ حالا بقیه بزرگان که نوشتی که البته توش بحث است به کنار. یعنی تو اونقد احمقی که حتی نمیدونی کدوم علما مخالف یا موافق فلسفه اند؟ جاهل متعصب ببین اخه ملا صدرا خودش فیلسوف بود

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. محسن

    on اسفند ۱۸, ۱۳۹۰ - پاسخ دادن

    سخن درفهم حرف بخردان است اگر کلام دایر شود که این همه علمای بزرگ فلسفی و عرفانی اشتباه میکنند یاکسانی که بویی از فلسفه نبردنند نفهمیدن نفهمیده مقدم است حتی کسانی که مخالفت با فلسفه میکنند درمقام عمل فلسفه رادر امور خود جاری میکنند کسی که مخالفت فلسفه مکند جهل را در اغوش کرفته چون موضوع فلسفه شناخت وجود وموجود بصورت مطلق است که شامل شناخت همه موجودات ازواجب تا ممکنات است حال اگر شخص میخاهد جاهل باشد چراجهل خودرا به نمایش میگذارد اگر فلسفه باطل باشد باید قبل ان موضوع ان باطل باشد که نیست دلیل دشمنی چیست

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ تیر ۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۹ ب.ظ:

    اولا شما مثل اینکه تازه واردیددراین سایت اینهمه داره بحث میشه که اصلا فلسفه =باعقلانیت نیست بازشما تازه آمدید باپیشفرض فلسفه مساوی عقلانیت
    ثانیاشما یکمورد از مبانی وقاعد فلسفه رابیاورید که موافق با قرآن باشد وحدت وجود ،الواحد ، قدم عالم،تجرد ملائکه و… این درحالی است که کاملا بادلایل عقلانی که مخالفین اتفاقا بحث میکنند همه این وهمیات که به اسم عقل به خوردطلاب دادیدرد شده ثالثااگر قرار باشد ناحق گویان گوشهای سنگین داشته باشند فلاسفه وعرفا هستندکه از همه عالم ناحق گوترند رابعابفرمایید بزرگانی معرفی کنید تا ببینیم مبانی آنها درست است یانه؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۱:۳۶ ب.ظ:

    جناب آقای محمدی ری شهری می‌گوید: در دیداری ، از آیه الله بهجت درباره آیت الله میرزا مهدی اصفهانی(موسس مکتب تفکیک) پرسیدم.
    ایشان پاسخ دادند: «ایشان در اواخر عمر، از آنچه در مورد فلسفه و فلاسفه گفته بود، برگشته بود و این معنا برای من ثابت شده است.»
    زمزم عرفان، محمدی ری شهری، ص ۱۳۴
    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۴ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربرمحترم
    شاید این هم تاییدی باشدومخالفت های ما با مکتب تفکیک که یکی از بخش های این سایت درمقابله بامکتب تفکیک واندیشه های آنان است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۵ ق.ظ:

    مثل شما مثل منافقانی است که تا نزد مسلمین آیند گویند ما با شماییم و تا نزد کفار(هم کیشانشان) می روند میگویند ما با شماییم و از مسلمین تبری می جویند.
    شهید مطهری به این اخلاق می گفتند بوقلمون صفتی.
    مرد هستید پای سر منشا تفکرتان که میرزا مهدی است بایستید.عقایدتان هیج تفاوتی با پیروان میرزا مهدی ندارد.لااقل حق استادی میرزا مهدی که بر گردنتان است را ضایع نکنید.
    دوباره مغلطه نکنید که نه سر منشا عقایدمان اهل بیت است و هزاران حرف تکراری که دیگر که خودتان هم می دانید که این حرف ها مغلطه ای بیش نیست.

    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. .....علامه ظهور نور فی العوالم....

    on شهریور ۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    +++++++ هووووو زیاد بافتید ها…جناب ((((((آقای۰(بهجت)))))) دست پسرش رو از بچگی گرفت برد پیش استاد فلسفه و عرفان تا فلسفه خدایی و عرفان الهی بیاموزد و پسرش ایشان شاگرد علامه هستند پس بیسوادانه الکی حرف مفت نزنید…. در ضمن..
    آیت الله بهجت دروس فلسفه عرفان را پیش علامه قاضی طی نمودند..
    آقایان گنگ سمعک بزنید و عینک و چرت و پرت نبافید نسبت به شخصیت فلسفی و عرفانی ایشان..عقل در چشم بین ها اراجیف نبافید++++++

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. .....علامه ظهور نور فی العوالم....

    on شهریور ۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ++++++++در ضمن این (مکارم شیرازی) اگه آیت الله میبود که انقدر رساله اش اشتباه نداشت؟؟؟؟؟؟؟؟ مثلا بخش وحدت وجودش که حذف کرد طفلی...چه جسارتیه که آدم از اسم مرجعیت سوءاستفاده کنه واقعا که....مرجع ما اگه یه مسئله ریاضی بهش بدی بلد نیست زشت نیست ادم از علوم عقلی بی بهره باشه؟؟:::این مراجع ناخن پای علامه ها صمدی و حسن زاده و جوادی نمیشن..

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. جیم اصفهانی

    on شهریور ۲۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام.سایت رمضانی با مقدمه ای بی ادبانه این مناظره را منتشر کرده است.که دل دوستداران مکتب اهل بیت علیهم السلام خون می شود.... بر ایادی این دونان....

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. س

    on فروردین ۳, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام بر شما.
    من مدتی است در حال بررسی مطالب این چنینی در نقد فلسفه و عرفان هستم تا دیدگاهم رو در این زمینه شکل بدم.
    فارق از موضوع بحث و اینکه بخواهیم محتوی را بررسی کنیم، نحوه مواجهه آقای میلانی حتی اگر حرفی و استدلالی داشته اند که نتوانسته اند بیان کنند، بیان گر هنر ایشان از زبان شان هست و مصداق دفاع بد شده است. پس بهتر است یا در شیوه بازنگری کنند یا شخص دیگری را برای مباحثه در نظر بگیرند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. امین

    on دی ۲۲, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    مناظره اگر فقط برای مغلوب کردن همدیگر و به کرسی نشاندن حرف و عقیده خود باشد دردی را درمان نمی کند... باید دنبال حقیقت بود و مثلاً جناب آقای میلانی یا هر کسی که مناظره با او دارد اگر فهمید که در مواردی اشتباه کرده و حق با طرف مقابل بوده همانجا اعتراف به برداشت غلط خود نموده و نگاه خود را به آن مسئله اصلاح کند...معارف إلهی درجاتی دارد و بعضی که هنوز به آن رتبه های بالاتر نرسیده اند ممکن است فهم آن برایشان سنگین بوده و منکر شوند و منشاء بعضی اختلافها اینگونه است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.