۱۳

تصوف / نقدعرفان / نقدفلسفه

شباهتهای حسیدیسم(یهودیت حسیدی) با تصوف‌

شهریور ۱۶, ۱۳۹۶ در ۶:۵۸ ق.ظ توسط

حسیدیسم یا یهودیت حسیدی، در عِبری به معنای «زهد» است، به جنبش یهودی مذهبی در قرن‌های ۱۲ و ۱۳ میلادی در آلمان گفته می‌شود، که ریاضت را با تصوف یا «کابالا» ترکیب می‌کند. این مکتب در میان مردم عادی که علاقه‌مند بودند که از قوانین مذهبی ظاهری به سمت زندگی روحانی حرکت کنند طرفدار پیدا کرد. (اسرائیل بن الیزر) که معمولاً با نام (بعل شم طوف) شناخته می‌شود، یهودیت حسیدی را در قرن ۱۸ ایجاد کرد. در لهستان که بعضی طوایف یهودیان در آن ساکن بودند، سه گروه مختلف یهودی شکل گرفت:

اولین گروه کسانی بودند که مخالف مطالعه کابالا بودند

گروه دوم موافق مطالعه کابالا بودند

گروه سوم کسانی بودند که سکولار شده و مذهبی نبودند.

بعد از جنبش «شبتای زوی» در قرن ۱۷ میلادی اختلاف بین این گروهها شدت گرفت. یهودیان جنوب لهستان موافق تصوف و کابالا بودند در حالی که یهودیان لیتوانی و استونی ضد کابالا بودند. از جنبشهای ضد یهودی قرن ۱۶ و ۱۷ بسیاری از یهودیان بسیار درمانده بودند. بعد از حمله ترکان عثمانی به لهستان، مدتی این منطقه بدون سکنه باقی ماند. بعد از اتمام حمله عثمانی تلاش زیادی برای بازسازی لهستان آغاز گردید. در این زمان از حضور یهودیان نیز در این بازسازیهای استقبال گردید. وضعیت یهودیان در این زمان برای ایجاد جنبش «تصوفی جدید» بسیار مناسب بود. در بین یهودیان نیز گرایش زیادی به ایده‌های کابالایی وجود داشت. دید سنتی و پیروی سنتی از قوانین تورات و تلمود برای اکثریت یهودیان جذابیت زیادی دیگر نداشت. در این زمان دیدگاههای «صوفی گرایانه» جدیدی خارج از چهارچوب سنتی خاخامها شکل گرفت‌این افراد نیستاریم یا بعل شم (استاد نام خداوند، که در کابالای عملی برای ایجاد معجزه استفاده می‌شد) نام داشتند که جنبش زیادی در اکثریت یهودیان ایجاد می‌کردند. تصویر این افراد درستکار که در بین مردم زندگی می‌کردند با تصویر کابالایی لامد (۳۶ فرد درستکار مخفی، که دنیا را حفظ می‌کنند) تطابق زیادی داشت. با این پیش زمینه جنبش حسیدی ایجاد شد که اولین بار توسط اسرائیل بن الیزر به عنوان اولین «بعل شم طوف» صورت گرفت. بعل شم‌ها با مجازات مخالف بوده و اعتقاد داشتند که این گونه مجازاتها با مخالف مذهبشان، با عشق و محبت درونی فاصله دارد که اصطلاحا به آن (صلح کل) گفته میشود، از این رو در جنبش حسیدی مجازات کنار گذاشته شد و ایده «دویکوس»به معنی تعلق به خدا، در تمامی اعمال جایگزین آن گردید. بعل شم‌ها همچنین با روشهای قبلی تصوف نظیر روزه گرفتن و عبادتهای دیگر مخالف بودند.

 شریعت زدایی 

بنیانگذار حسیدیم، اسرائیل بن الیزر بودکه با نام بعل شم طوف (استاد نام نیکو یا قطب یا مرشد) شناخته می‌شود. شهرت او آنقدر زیاد بود که نه تنها یهودیان بلکه اَشراف لهستانی نیز از او آگاه بودند. داستانهای زیادی در مورد قدرتهای خوارق العاده او وجود دارد.

شاگردان اسرائیل بن الیزر، به تبلیغ دیدگاههای او در اروپا پرداختند. بعد از مرگ اسرائیل بن الیزر این شاگردان تلاشهای خود را ادامه دادند به طوری که در سال ۱۸۳۰ میلادی، اکثریت یهودیان اوکراین، گالیسیا و لهستان حسیدی بودند. یهودیت حسیدی از ابتدا دارای مخالفان زیادی بود. این مخالفان دلایل زیر را برای مخالفت خود با جنبش حسیدی ارائه می‌کردند:

۱- یهودیت حسیدی تفسیر جدیدی از قوانین یهودی ارائه می‌داد.( بدعت)

۲-اهمیت بیش از حد به بدعتهای حسیدی و نحوه لباس پوشیدن.( ظاهر متفاوت)

مهمترین مخالف جنبش حسیدی، «ویلنا گائون» بود. داستانهای زیادی در مورد مخالفتهای بیشمار او با این جنبش وجود دارد.  یکی از مهمترین اختلافهای ویلناگائون با حسیدیان در مورد ایده زیمزم یا «حلول مجدد» بود. در یهودیت سنتی ایده‌ای به نام حلول مجدد وجود نداشت، حال آنکه در کابالا این اعتقاد وجود دارد که روح افراد در چرخه‌های مختلفی دوباره به زندگی باز می‌گردد و در شخص جدیدی حلول می‌کند. ویلنا گائون این ایده را به شدت رد کرده و آن را کفر آمیز می‌دانست.

جنبش حسیدی لازمه ی “اتحاد” با خدا و تقرب به او را شادمانه زیستن می دانست و برای ایجاد این شادمانی هر نوع روشی را جایز می شمرد! اپستاین نویسنده ی کتاب «یهودیت در سیر تاریخی» در خصوص جنبش حسیدی در کتاب خود چنین می آورد:

حسیدیسم، برای ایجاد “شادی عرفانی” که از آن سخن می گفت به استفاده از ابزارهایی تصنعی “وجد آور” و “خلسه زا”، [نظیر حشیش، تریاق و انواع مخدرات و محرکات که اکثر فرقه های صوفی مصرف آن را جایز می دانند و خود نیز مصرف می کنند] مثل حرکات شدید ، موزون و نیرومندانه ی بدنی [مثل رقص سماع و انواع رقص هایی که صوفی ها دارند] و خواندن سرود همراه با فریاد.

{ صدیق }:

صدیق، محور و کانون جماعت حسیدی [همان قطب در صوفیه] است و بارزترین وجه تمایز عرفان حسیدی از دیگر گرایش های عرفانی در فرهنگ یهود است.
در عرفان حسیدی، «صدیق» انسان کامل و واسطه ی بین خداوند و حسید یا مرید می باشد! به این معنا که برای گناهان مریدان خود شفاعت می کند و دعاها و عبادات آنها را به بارگاه خداوند انتقال می دهد و از طریق دیگر فیض و رحمت الهی نیز از طریق او به مریدان می رسد
[دقیقا مقام هایی که مخصوص اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین است که صوفیه لعنت الله علیهم اجمعین برای اقطاب خود قائل اند]

حسیدیست ها معتقدند که خداوند به همه ی ملت یهود نیازمند است [العیاذ بالله] به ویژه رهبران صدیق، (خاخام های حسیدیست). چون هیچ پادشاهی بدون ملت نیست، پادشاه یهودیان هم نیازمند آنان است. با در نظر گرفتن نیاز او به آنان از اهمیت اوامر و نواهی او کاسته می شود. آنها همچون خلیسیتی های مسیحی،ذبه رقصیدن و آواز خواندن برای حلول در روح پروردگار [یا حلول روح خداوند در آنها] می پردازند.

(نیاز به یادآوری نیست که رقاص ها و مطرب های کم ارزش که تبدیل به هنرمندان ارزشی امروز شدند، در جماعت صوفیه به وفور یافت می شوند. از اساتید موسیقی سنتی ایران گرفته تا خواننده های امروزی که به سبک ماسونها، اشعار مولوی را به سبک راک و الکتریک و تلفیقی به حالات خانقاهی می خوانند)

هر گروه از حسیدیست ها ترانه ها و روش های ویژه ی خود را در نماز خواندن به کار می برند [یهویان هم سه نوبت نماز دارند] همچنین عقاید ها و حکایت های ویژه ی خود و شبکه ای از ارتباطات اجتماعی و اقتصادی دارند. (مانند نفوذ عجیب فرقه ی ذهبیه در شیراز و بازسازی خانقاه کثیفشان در کنار حرم مطهر شاهچراغ…)

در میان آنان درویش هایی ظهور کردند که معتقد بودند می توانند بر اسرار نهانی و باطنی اطلاع یابند.
[نیاز به شباهت یابی نیست، چون دقیقا هر دو عرفان ملعون یکی هستند. با این تفاوت که حسیدیسم در یهود و صوفیه در اسلام است و یا صوفیه همان حسیدیسم است که با رنگ و لعاب اسلامی تلبیس شده است]

یهودیان حسیدی هم، مثل اقطاب صوفیه، بسیاری از احکام شرع را تحریف یا ترک کردند، آنان معبدهایی خاص خود دارند با اعمالی مخصوص، مثل خانقاههای صوفیه. آنان معتقدند خدا در همه چیز وجود دارد، در حیوان، گیاه، اشیاء، و…، دقیقا همان وحدت وجودی که صوفیان قرنها در دفاعش سینه سپر کردند، و برخی از معاصرین هم همان حرفها را زده اند که: توحید عوام لااله الاالله است و توحید خواص لا وجود الا الله❗️

حسیدی ها هم معتقدند روش رسیدن به خداوند، تفکر و عقلانیت نیست، بلکه با سرخوشی و‌ رقص و پایکوبی و ….روح صفا میگیرد.«صوفیه نیز سماع را تا مرز استحباب بالا میبرند». آنان نیز معتقدند شر، پلی برای رسیدن به خیر است. « برخی معاصرین هم معتقدند دشمنان اهل بیت، پلی برای رسیدن به معرفت آنان است و سعی در تطهیر آن ملاعین دارند». حسیدی ها نیز احکام تورات را انکارنمیکنند، اما برای آن ارزشی قائل نیستند. «شمس تبریزی نیز می گوید: مرا رساله خود لازم است، رساله محمد مرا تاریک میکند»

اما در ابتدا به «صدیق» در مکتب حسیدیسم اشاره نمودیم. صدیقها خود را مقدس میشمرند، ادعای شفای مریضها را دارند و احیای مردگان، که اقطاب صوفیه نیز همین ادعاها را تکرار کردند. صدیقها ته مانده غذای خود را برای تبرک مریدان میگذارند، و پس از اتمام غذا، مریدان به رقص و شادی پرداخته، و صدیق نیز با آنان شریک میشود. دقیقا کاری که اقطاب و مریدان در تصوف میکنند. مریدان وقتی به خانه صدیق میروند، تا موعظه و‌ نصیحت بشنوند، مبلغی را به او میدهند تا امورات زندگی خود را بگذراند. «در تصوف این قضیه تکرار شده، و در فرقه گنابادی به «عشریه» معروف است، که مرید یک دهم در آمدش را به قطب میدهد.» و وقتی صدیق میمیرد، اورا با آداب خاصی و در آرامگاهی مجلل دفن میکنند. همانطور که اقطاب صوفیه درایران، بنام امامزاده و اصحاب ائمه زیارت میشوند.

اما تأثیرات حسیدیسم فقط بر تصوف نبود. این مکتب ضال، بر بسیاری از شخصیتهای برجسته علمی جهان نیز تأثیر گذاشت. «زیگموند فروید»، پدر علم روانکاوی، که در دانشگاههای ایران نیز بسیار مورد تمجید قرار میگیرد، از طرفداران حسیدیسم است. یا سکولاریسم در نظریه مهم نبودن معارف و احکام دین و تحصیل آن، از حسیدیسم مورد تأثیر واقع شده است.

 

منبع: دایرهالمعارف مصور تاریخ یهودیت و صهیونیسم، نشر:سایان، صفحه ۱۰۱ به بعد

 

موافقم(۲)مخالفم(۱)

برچسب‌ها, , , , , , ,

+

۱۳ دیدگاه

  1. امین

    on شهریور ۱۶, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    لا وجود الا الله به معنی: (نیست هستی مگر خدا) که درست است و عیبی ندارد
    معلوم است که هستی خداست و مخلوقات هستی نیستند بلکه عالم هستی یا عالم وجود هستند نه خود وجود یا هستی
    و امیرمومنان علی ابن ابیطالب(سلام الله علیه)نیز در نهج البلاغه فرموده: مخلوقات اعلام الوجود هستند
    چرا در نوشتن پست هایتان دقّت لازم را ندارید؟
    و نکند خدای ناکرده میخواهید حق و باطل را به هم بیامیزید؟

    موافقم(۱)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۶ ۷:۰۶ ق.ظ:

    با سلام
    ماروایتی با این کلمات من درآوردی نداریم

    لاوجود الا الله بلکه لا اله الا الله درست است واین از تحریفات همیشگی وانحرافی فلاسفه وعرفا و صوفیه می باشد

    اعلام یعنی یعنی نشانه های وجود خداوند که از مخلوقات پی به خالق می بریم یعنی دقیقا خلاف مبانی فلاسفه و این فلسفه خوانی وانحرافات ان است که معانی صحیح ودرست روایات که هیچ بلکه آیات قرآن را را هم تحریف معنایی می کند

    نهج، نهج البلاغه مِنْ خُطْبَهٍ لَهُ ع الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی بَطَنَ خَفِیَّاتِ الْأُمُورِ وَ دَلَّتْ عَلَیْهِ أَعْلَامُ الظُّهُورِ وَ امْتَنَعَ عَلَى عَیْنِ الْبَصِیرِ فَلَا عَیْنُ مَنْ لَمْ یَرَهُ تُنْکِرُهُ وَ لَا قَلْبُ مَنْ أَثْبَتَهُ یُبْصِرُهُ سَبَقَ فِی الْعُلُوِّ فَلَا شَیْ‏ءَ أَعْلَى مِنْهُ وَ قَرُبَ فِی الدُّنُوِّ فَلَا شَیْ‏ءَ أَقْرَبُ مِنْهُ فَلَا اسْتِعْلَاؤُهُ بَاعَدَهُ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْ خَلْقِهِ وَ لَا قُرْبُهُ سَاوَاهُمْ فِی الْمَکَانِ بِهِ لَمْ یُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِیدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ یَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِهِ فَهُوَ الَّذِی تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُودِ عَلَى إِقْرَارِ قَلْبِ ذِی الْجُحُودِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یَقُولُ الْمُشَبِّهُونَ بِهِ وَ الْجَاحِدُونَ لَهُ عُلُوّاً کَبِیراً.
    بیان بطن خفیات الأمور أی علم بواطنها و قیل أی دخل بواطن الأمور الخفیه أی هو أمسى عند العقول منها قوله ع فلا عین من لم یره أی لا تنکر وجوده عین من لم یره لشهاده فطرته على ظهور وجوده أو أنه لا سبیل من جهه عدم إبصاره إلى إنکاره إذ کان حظ العین إدراک ما صح إدراکه بها لا مطلقا. قوله ع یبصره أی یحیط بکنهه قوله ع على إقرار أی تشهد أعلام وجوده لغایه ظهورها و وضوحها على أن الجاحد إنما یجحد بلسانه لا بقلبه کما مر مرارا.

    که تمام این فراز ها مانند بَاعَدَهُ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْ خَلْقِهِ وَ لَا قُرْبُهُ سَاوَاهُمْ فِی الْمَکَانِ بِهِ لَمْ یُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِیدِ صِفَتِهِ

    خود نشانه این است که از مخلوقی که کاملا در تباین ذاتی با خالق است باید پی به وجود خالق برد

    موافقم(۱)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  2. امین

    on شهریور ۱۹, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    خداوند وجود یا هستی ناب بی اجزاء ازلی ابدی نامحدود است که همه کائنات در حیطه او و به اراده او ایجاد شدند بی آنکه با او ممزوج بشوند و او چیز دیگریست و مخلوقاتش چیزی دیگر
    خداوند همان وجود یا هستی محض است و با وجود و در حیطه وجود است که مخلوقات موجودند
    خداوند ذاتش هر چه هست خودش میداند و بس
    ولی این برای ما معلوم شده و به لطف و هدایت او و دستگیری محمّد و آل محمّد(علیهم السلام)فهمیده ایم که همه وجود یا هستی ناب اوست و همه مخلوقات در حیطه اویند

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۶ ۷:۲۸ ق.ظ:

    مخلوقات مکان دارند وزمان دارند و لی ذات احدیت خداوند مکان وزمان ندارد و این تناقض آشکار دتفکرات فلسفی وانحرافی صوفیانه شماست که می خواهید ذات مکان دار را در ذات غیر مکان دارد وزمان دار قرار دهید

    موافقم(۱)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  3. محمد

    on شهریور ۱۹, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام

    لطفا یک سایت معرفی کنید تا سوال های توحیدی خود را از انها بپرسیم و انها بر اساس کلام ائمه و متکلمین جواب بدهند نه فلسفه و عرفان منحرف.

    و سوال های زیر را لطفا جواب بدهید:

    ۱٫منظور از اینکه اراده خدا همان افعال خدا است یعنی چه؟ ایا اراده خدا همان لیوان و پارچ است یا من بد متوجه شدم؟
    ۲٫خواست و قضای حتمی خدا با اراده خدا چه فرقی دارد؟
    ۳٫در کتاب شریف توحید صدوق امده علم و قدرت خدا مکان ندارد پس چگونه خدا بر جهان علم و قدرت دارد.ایا ارتباط علم و قدرت خدا بر بندگان مثل اراده خدا است که کیفیت نداشته باشد مثل حدیث زیر:
    صفوان بن یحیی می گوید: به ابوالحسن (امام موسی کاظم (علیه السلام)) عرض کردم: من را از خواست خدا و مخلوق آگاه فرما؟ حضرت فرمودند: اراده از طرف مخلوق، درون و آن چه آشکارا انجام می دهد، می باشد. اما اراده و خواست خداوند، ایجاد (و آفرینش) او می باشد، نه غیر از آن، زیرا خداوند جست و جو نمی کند و هم و غم ندارد و فکر نمی کند و این خصوصیات، از خداوند منتفی شده است، (زیرا) این (خصوصیات) جزء صفات مخلوق است. پس او هم موجود می شود. بدون این که لفظی به کار برده و با زبان حرفی بزند و هم و غمی داشته باشد و فکری کند و کیفیتی به کار ببرد. زیرا خداوند، خودش بدون کیفیت است.توحید شیخ صدوق ص ۱۴۷
    با تشکر در پناه امام زمان باشید

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۲۲ام, ۱۳۹۶ ۷:۲۷ ق.ظ:

    علیکم السلام
    سایت برهان درخدمت است
    کانال تلگرام برهان هم با توجه به احادیث پاسخگو می باشد

    ۱- اراده از صفات فعل خداست
    شما می توانید در کتاب اصول کافی بَابُ الْإِرَادَهِ أَنَّهَا مِنْ صِفَاتِ الْفِعْل‏ روایات باب را مطالعه نمایید که تصریح به فعل بودن اراده اهلی را تاکید می کند

    ۲- برای پاسخ به این سوال نیز روایات باب بَابُ الْمَشِیئَهِ وَ الْإِرَادَه علاوه بر باب قبلی مطالعه نمایید البته الگر باب بَابُ الْجَبْرِ وَ الْقَدَرِ وَ الْأَمْرِ بَیْنَ الْأَمْرَیْن‏ را نیز مطالعه کنید خیلی بهتر خواهد بود

    ۳- قدرت و علم از صفات ذات خداوند می باشند درباره این سوال روایات باب باب ۴ القدره و الإراده بحار الأنوار (ط - بیروت) ج‏۴ را مطالعه نمایید

    البته اگر یوال وشبهه این از روایات برای شما پیش آمده مطرح نمایید علم خود را از روایات ومعصومین اخذ کنید

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. امین

    on شهریور ۲۲, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    ادمین جان؛ مگر اوّل خدا نیست بعد مخلوق
    پس مخلوقات در حیطه او هستند دیگر
    چرا این بدیهی را منکر میشوی!!؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۶ ۲:۴۲ ق.ظ:

    درحیطه بودن را شما زمانی ومکانی فرض نفرمایید
    همینکه مویگویید اول خداوند بود بعد مخلوق اشتباه است برای خداوند اولیت درمقابل مخلوق فرض ندارد یا بعدیت برای مخلوق درمقایل خداوند فرض ندارد قبلیت وبعدیت برای مخلوقات است و قبل وبعد داشتن برای مخلوقات است همین سخن غلط است که بگوییم اول خدا بود بعد مخلوقات!

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  5. محمد

    on شهریور ۲۲, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام
    ممنون از پاسخ ها.فقط متاسفانه بحار الانوار ترجمه فارسی نداشت و من جواب سوال ۳ را نفهمیدم.
    من متوجه نشدم با توجه به اینکه ذات خدا و علم و قدرت خدا مکان و زمان ندارند پس چگونه خدا بر بندگان احاطه علم و قدرت دارد مثلا می داند من چند سلول دارم؟ ایا می توان گفت با توجه به حدیث کتاب توحید صدوق (ص۱۴۷)همانطور که اراده خدا کیفیتش بر ما پوشیده است نحوه سلطنت و علم خدا بر بندگانش هم پوشیده است؟ و اگر اینگونه است این پوشیدگی برای همه انسان ها است یا پیامبران ائمه از ان اگاهن؟
    ببخشید که مزاحم شدم.خدا خیرتون بده

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۶ ۲:۳۸ ق.ظ:

    علیکم السلام

    اولا دوست عزیز سعی کنید کم کم عربی را یاد بگیرید و بتوانید خودتان ترجمه کنید که یقینا از جمله بالاترین عبادات است
    ثانیا اکثر روایات بحار که از کتب مختلف است در کتابهای دیگر مانند توحید صدوق خصال عیون احتجاج و ... ترجمه شده است می توانید به آن ترجمه ها رجوع کنید
    ثالثا علم وقدرت که از صفات ذات خداوند است کیفیتش برای تمام مخلوقاتی که تباین ذاتی با خالق دارند پوشید است وتنها از مخلوقات است که وجود خداوند برای ما اثبات می شود و صفات ذات مانند علم و قدرت کاملا از همه مخلوقات پوشیده است اصلا کیفیت ندارد ، مکان ندارد، زمان ندارد ، تغیر ندارد و در روایات نیز اینگونه به صورت سلبی بیان شده است و تنها می توانیم بگوییم خدای متعال عالم و قادر است و بس.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  6. امین

    on شهریور ۲۴, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سئوال را جواب بده؛
    اول را بگذار کنار،
    فقط خداست و بعد مخلوق را آفریده
    به ناچار مخلوق در خود خداست؛ چون چیزی غیر از خدا نبوده
    در را هم که گفتم به مانند((حیطه)) برای اینکه واژه ای نیست که مقصودم را برسانم همینطور وقتی که گفتم ((بعد)) مخلوق است
    شما هی به زمان و مکان منتقل میشوید
    زمان و مکان رو ولش کن
    خداست و خلق
    خلق در چه چیزی ایجاد شده، با اینکه جز خدا چیزی نبوده
    باز نمی خواهد از کلمه((در)) جواب بدهی، گفتم واژه ای دیگر نیست تا مقصودم را برسانم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۶ ۶:۳۲ ق.ظ:

    باسلام
    بعدیت بین خالق ومخلوق محال است زیرا مخلوقات بدع وقبل دارند ولی خدای متعال اصلا قبل و بعد ندارد و قبل و بعد داشتن از صفات مخلوقات است وچون ذهن و دید ما همواره قبل و بعد را فرض می کند لذا پی در پی تصوری غلط داریم که خداوند بود و بعد خلق کرد درحالی که این جمله کاملا غلطه که خداوند بود و بعد خلق نمود و شما باید بگویید خداوند قبل وبعد را خلق نمود

    مثالی برای شما بزنم کودکی که از هنگام تولد تا سن بزرگسالی در چشمان او لنزی به رنگ قرمز گذاشته اند چگونه می خواهید رنگ سفید را برای او توصیف کنید؟ وقتی ما همواره زمان ومکان وقبل وبعد را در خود داریم بی زمانی وبعد نداشتن برای ما قابل تصور نیست

    موفق باشید

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  7. محمد

    on شهریور ۲۵, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام
    از پاسخ ها تشکر.اجر شما با امام زمان
    در پناه خدا باشید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.