۱

تصوف / نقدعرفان / نقدفلسفه

یکصدایی عارف و صوفی و فیلسوف در اعتقاد به فرضیه وحدت وجود

شهریور ۷, ۱۳۹۶ در ۴:۱۵ ق.ظ توسط

عرفان وتصوف دوکلمه ای است مترادف ازنظر دلالت برمسمّای خود، وبرگروهی اطلاق می شودکه سعی درشناخت ذات خالق متعال وشناخت صفات او و شناخت چگونگی رابطه او بامخلوقاتش دارند،که تفکرواندیشه آنان ایده ای به نام وحدت وجود راپدیدآورده است.

استادمرتضی مطهری درکتاب آشنایی باعلوم اسلام،صفحه ۷۰،بخش عرفان میگوید؛

«عرفان» عنوان فرهنگی این گروه و« تصوف» عنوان اجتماعی آنان است.

بیان فرضیه وحدت وجود

فرضیه وحدت وجودحاکی ازآن است که دردار تحقق( درجهان هستی) بیش ازیک حقیقت وجودندارد،که نام او وجود است، واین حقیقت( یعنی خداوند) درمرتبه ای به صورت خالق ودرمرتبه ای به صورت مخلوق است. بنابراین خالق ومخلوق دراین حقیقت مشترک وهردوازیک سنخ می باشند، بااین تفاوت که اصل ومنبع این حقیقت درذاتی است که خالق نامیده می شود ومخلوقات هریک به قدر لیاقت واستعدادخودازآن بهره ای دارند
به عبارت دیگر، ذاتِخالق که وجودِ صرف است باتَعَیُّن وشکل پذیری وخروج ازحالت اطلاق، به صورت مخلوقات درآمده ( یعنی ذات به شکل انسان و حیوان و سنگ وچوب و…درآمده) درنتیجه مخلوقات همان خالق وذات باری هستند ، وظهوراوبدین صورتها؛ تفاوتی بین خالق ومخلوق نیست مگربه اطلاق وتقیید( محدودونامحدود)
یعنی ذات عینِ وجودونامحدود بوده درحالی که همین وجود درمخلوقات به صورت مقیدو محدود می باشد.

دقیقا این فرضیه و اعتقاد وتفکر درمورد ذات رادر افکار واعتقادات عرفاومتصوفه ازهرنژاد، قوم وملت ودین ومذهب و ویونانیان قبل از اسلام میبینیم

مسیحابرزگرگفته: خداوندازشدت ظهور،پنهان است…اودربیرون ودرون ماست،اوازبس هست،وهمه جاوهمه چیزراازخودسرشارکرده است دیده نمی شود…خدادرماست

اوشو می گوید: خداجداازشما نیست…مثل یه رقاص که ازرقصش جدانیست، درواقع کل هستی خداست __ خدادرهمه جاهست،پس چگونه می توانددربت هانباشد؟پس اودریک بت سنگی نیزهست
آفتاب وسایه ها،ص۱۷۴,۱۷۵,۸۹, ۱۷۷

سای بابا می گوید:همه انسانها جزئی از خداهستند…من اوهستم…شماهمه سلولهای زنده ای دربدن خداوندید

آفتاب وسایه ها،ص۱۹۱_۱۹۲

عرفان آمریکایی اکنکار می گوید: هریک ازمامیوه ویایک شاخه ازدرخت خداییم…هریک از ماجرقه وشراره ای از سوگماد[خدا] هستیم ماده چیزی نیست جزروح خدا،که به شکلهای پایین تری درآمد، ماخودحقیقت هستیم، حقیقت زنده وتجسم خدا…برای خداهیچ تفاوتی نمی کند که چه شکلی به خودبگیرد

آفتاب وسایه ها،محمدتقی فعالی،پاییز،۸۹ ، ص ۳۳۸ و ۳۳۹

یوگا میگوید: ماباپروردگارهمه جاناظروحاضریکی هستیم…مااکنون به همان اندازه جزئی ازاو هستیم که درآینده خواهیم بود

آفتاب وسایه ها، ص ۸۶و۱۸۱و۱۸۲

برمانیدس شاگرداکسیوفان می گوید: شخص خردمند جزبه وجودواحدکه کُلِّ وجود ووجود کل است، قائل نتوان شد

سیرحکمت دراروپا ۱۵/۱

فلوتین که موسس عرفان درمسیحیت است می گوید: او کُلِّ اشیاء است اما هیچیک ازاشیاءنیست،اوحقیقت راواحد میداند.

عرفان هندی، هندیان ویدانتیان،ایشان صوفیین این طبقه اند گویند: جهان شعبده حق است وآن ذات مقدس هردم به صورتی برآید وآن راگذاشته به لباس دیگرظهور کند

ناسخ التواریخ۱۸۶/۴

پارسیان قدیم وزردشتی مذهبها،فرقه سوم از پارسیان جمشاسبیانند گویند: جهان رادرخارج وجودی نیست ،وهرچه هست همه ایزداست

 ناسخ التواریخ ۲۳۷/۳ ج هبوط

 

قال الصادق علیه السلام: اگرخداوند به صورت خَلق باشد،به چه نشانه ودلیلی استدلال خواهدشدکه یکی ازآن دو خالق که اوآفریننده دیگری است❓

بحار۱۷/۱۰

قال الصادق علیه السلام : همانا خداوندتعالی جداازخَلقش ، وخلقش جداازاومی باشند،وهرچیزی که نام شیء برآن توان نهاد،مخلوق است مگرخداوندعزوجل. خداوندآفریننده همه چیزاست،بس والاست آنکه هیچ چیزماننداونیست

کافی۸۳/۱

امام جواد علیه السلام می فرماید: همانا جزخداوندیگانه،همه چیزدارای اجزااسا، وخداوندیکتا نه دارای اجزا ونه قابل پذیرش کمی وزیادی می باشد، هرچیزی که دارای اجزا باشد یاقابل تصور به پذیرش کمی وزیادی باشدمخلوق است ودلالت براین می کندکه اورا خالقی می باشد

توحید۱۹۳ و کافی ۱۱۶/۱

اگرمافرضیه وحدت وجودرابپذیریم خدارا ( یعنی ذات را ) دارای اجزا کردیم و آن راقابل کمی وزیادی دانستیم ، وهرچیزی که این نشانه هاراداشته باشد،حادث است ومخلوق استمطلب دوم اینکه اگر تمام مخلوقات همان ذات باشند پس همیشه وجودداشتندوازلی هستند،وچیزی که همیشه بوده ووجودداشته، دیگر نمیتوان گفت آفریده وخلق شده ، پس اصلا نمیتوان گفت خدا خالق است، فقط باید بگوییم، خداخودش را تغییر وتبدیل به انواع مختلف از موجودات کرده ، یعنی تکه تکه شده ودرلباس موجودات خودارانشان داده، یعنی درواقع ذات خدا وند تبدیل به مایع وجامد وگاز شده، (( سبحان الله عمایصفون))
پس نتیجه اینه که همه ما شبیه خداوندهستیم ، و جزئی از ذات هستیم، و عین وخودِ ذات هستیم.وازذات صادرشده ایم.

ولی امام رضا علیه السلام می فرماید: اوست خداوندغیرقابل شناخت…هیچ چیزازاوصادرنشده،…هیچ چیزی شبیه اونیست ، خالق اجسام وپدیدآورنده صورتهااست. اگرچنان بودکه ایشان میپندارند،خالق ومخلوق وآفریننده وآفریده شده تفاوتی نداشت، درحالی که اوآفریننده وخالق است. فرق است بین او واجسام وصوری که اوآنهاراآفریده، زیراهیچ چیزی ماننداونیست،واونیزمانندچیزی نیست.

عیون اخبارالرضا۱۲۷/۱ و التوحید۱۸۵ و بحار ج۴ ص۱۷۳

امام_رضا علیه_السلام فرمودند: وای برتو چگونه جسارت می ورزی که پروردگارخودراموصوف به تغییر ازحالی به حال دیگربدانی، وآنچه راکه برمخلوق بارمی شود براو بارکنی

بخار۳۴۷/۱۰وکافی۱۳۰/۱

اینم خداشناسی وکلام محی الدین عربی معروف به شیخ اکبر عرفا:
میگه: برای هرچیزی چه جماد،چه حیوان،حیات وعلم ونطق واراده وصفاتی مانندآن می باشدکه آن صفات ازخصائص ذات الهی است،زیراخداوند است که به صورتِ الاغ وحیوان ظاهرشده است.

منبع: فصوص الحکم صفحه ۲۵۲

و بازگفته: بامشاهده خداوند خودارامیبینیم،چون ذات ما،عینِ ذات اواستجدایی وتفاوتی بین ما واونیست…..دراخرگفته: چون ذات اواست که باتعین وشخصیت پذیری به صورت ماظاهرشده

منبع: فصوص الحکم ۸۵

خب حق جویان عزیز خودتون ببینیدکه کلام فلاسفه وعرفا و یونانیان و مسیحیان و ووو همه مثل هم و کاملا برخلاف کلام اهل بیت هست یانیست.

موافقم(۱)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , , , , , , , ,

+

۱ دیدگاه

  1. امین

    on آبان ۹, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام، گویا بعضی از آنانی که قائل به وحدت وجودند حرفشان این است که مخلوقات برای خدا چیزی نیستند که برایشان وجود مستقلی قائل بشویم و اگر با دید إلهی بنگریم فقط خداست و غیر از او هیچ نیست
    نظر شما در این رابطه چیست؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.