۱۵

تصوف / نقدعرفان / نقدفلسفه

فناء فی الله،از مجوس و نصاری،تا صوفیه و عُرفا…

تیر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۶:۴۴ ق.ظ توسط

فناء فی الله، از مجوس و نصاری، تا صوفیه و عُرفا…

عقیده فناء فی الله، از دیرباز مورد توجه صوفیان و عارفان بوده است، برای «فناء فی الله»، تعابیر مختلفی بیان شده است، اما آنچه مورد توجه صوفیان و عارفان بوده است، این است که وقتی شخصی به درجه فناء میرسد، یعنی همه چیز را تجلی حق میبیند و حضرت در همه چیز حلول میکند، یا تعبیر دیگر این است که، شخص فانی، چون مخلوق خدا است، پس جزئی از اوست، لذا هنگام رسیدن به فناء، به خدا باز میگردد، و در خداوند ذوب میشود، و در آخر کار به شعارهای «انالحق» و امثاله ختم میشود، و از جهتی در انتها میشود وحدت وجود، لذا محمد حسین طهرانی میگوید: استادم هاشم حداد از فرط درجه فناء، وقتی با رفقا و شاگردانش در ماشین نشست، هنگام جمع کردن کرایه توسط راننده، خود را حساب نمیکرد و میگفت من نیستم و خود را نمیدید، و کرایه نمیداد، یا میگوید استادم هاشم حداد، از فرط فناء، گاهی لباسش را وارونه میپوشید، اما این عقیده که برنامه ریزی شده بوده و هست از کجا نشأت میگیرد؟!:

در روایت گفتگوی امام رضا علیه السّلام با ابوقرّه، پس از آن که حضرت اثبات میکند، جز خداوند، هیچ چیز قدیم و ازلی نیست؛ ابوقرّه می گوید: «إِنَّا رُوِّینَا أَنَّ الْکُتُبَ کُلَّهَا تَجِی‏ءُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ النَّاسُ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ صُفُوفٌ قِیَامٌ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ یَنْظُرُونَ حَتَّى تَرْجِعَ فِیهِ لِأَنَّهَا مِنْهُ وَ هِیَ جُزْءٌ مِنْهُ فَإِلَیْهِ تَصِیرُ»

برای ما روایت شده است که همه کتابهای آسمانی در روز قیامت می آیند؛ در حالی که همه مردم در یک سطح، صف بسته و برای خدا ایستاده اند و نظاره می کنند؛ تا آن که کتابهای آسمانی در خدابازمیگردند؛ زیرا از خدا و جزئی از او هستند؛ پس به سوی او باز می گردند.

امام رضا علیه السّلام پاسخ می دهند: «فَهَکَذَا قَالَتِ النَّصَارَى فِی الْمَسِیحِ إِنَّهُ رُوحُهُ جُزْءٌ مِنْهُ وَ یَرْجِعُ فِیهِ وَ کَذَلِکَ قَالَتِ الْمَجُوسُ فِی النَّارِ وَ الشَّمْسِ إِنَّهُمَا جُزْءٌ مِنْهُ تَرْجِعُ فِیهِ تَعَالَى رَبُّنَا أَنْ یَکُونَ مُتَجَزِّیاً أَوْ مُخْتَلِفاً …»

مسیحیان نیز درباره عیسی همین را می گفتند.گفتند: او روح خدا و جزئی از او است و در او بازگشت می کند.«مجوس» نیز درباره آتش و خورشید همین را گفتند. گفتند: خورشید و آتش جزئی از خدا بوده و در آن باز می گردند. اما پروردگار ما برتر از آن است که دارای جزء یا اختلاف (و ترکیب و تعدّد و تغییر و کثرت) باشد‌.

الإحتجاج على أهل اللجاج ، ج‏۲، ص ۴۰۵

اکنون کلام امام رضا علیه السّلام را مقایسه کنید با کلام منادیان عرفان:

اقای حسن زاده آملی به تبع ابن عربی و قیصری می نویسد:

«… نفخت فیه من روحى، دالّ است بر نسبت آدم به رب خود که بعینه‏ نسبت‏ جزء به کل و فرع به اصل است و هر کل به جزء خود میل مى‏نماید و هر اصلى به فرع خود که ارتباط بین طرفین حاصل مى‏گردد که هر یک از دو طرف از وجهى محب و از وجهى محبوب طرف دیگر است.»

ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ؛ ص۶۰۰

آقای مطهری می نویسد:

«مسئله دیگر، بازگشت اشیاء به حق است. اشیاء از همان مبدأ که به وجود آمده‏ اند، از همان جا که آمده ‏اند به همان جا باز مى‏گردند، معاد در تعبیر عرفانى. در این زمینه، مولوى شعر خیلى خوبى دارد، مى ‏گوید:

جزءها را رویها سوى‏ کل‏ است‏
بلبلان را عشق با روى گل است‏
آنچه از دریا، به دریا مى‏رود
از همان جا کامد آنجا مى‏رود

«مجموعه آثار مطهرى ؛ جلد ۲۳ عرفان حافظ؛ ص۳۹۰»

از عبارات آقایان حسن زاده و مطهّری معلوم شد که این اصل عرفانی، مستلزم جزء داشتن خداوند است؛ هر چند اینان سعی می کنند با انواع عبارت پردازی و مغالطه، این لازمه را مخفی نگه دارند. در کلام امام رضا علیه السلام نیز دقیقاً همین مفسده مورد تأکید قرار گرفته است.

موافقم(۰)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , , ,

+

۱۵ دیدگاه

  1. محمّد امین

    on تیر ۲۳, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    مخلوقات همین الآن هم در حیطه خود خدا هیچ و فانی و مُندک می باشند
    زیرا خدا را محدود نمی کنند و بر خدا اثری نمی گذارند و مثل تصاویری خیالگونه برای او هستند و با این همه ممزوج با خدا نیستند و خدا چیز دیگریست و مخلوقات چیز دیگر
    همه مخلوقات عین ربط و وابسته و فقیر محض به وجود بحت خدا و در حیطه خود وجود بحت او می باشند و فقط خدا مستقل هست
    و اصلاً خدا وجود ندارد؛ زیرا خدا خود وجود هست؛ وجود ناب نامحدود ازلی ابدی که بدیهی هست و همه کائنات در حیطه او و به اراده او پدیدار شدند
    و این مخلوقاتند که به وجود می آیند؛ یعنی خدا(وجود ناب بی حد) مخلوقات را در حیطه خودش خلق کرده است

    موافقم(۳)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  2. محمّد امین

    on تیر ۲۵, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    اشتباه را ببخشید؛ درستش این است: و اصلاً خدا وجود دارد غلط است, زیرا خدا خود وجود هست

    موافقم(۳)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ تیر ۲۶ام, ۱۳۹۶ ۳:۰۳ ق.ظ:

    باسلام

    این تفکر که وجود خداست درست نیست و ما وجود پرست نیستیم و وجود ما با وجود خداوند فرق دارد وتباین ذاتی داشته و وجود او خالق است و وجود ما مخلوق، وجود او قدیم است و وجود ما حادث ، وجود او مکان ندارد و وجود ما مکان دارد

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  3. محمّد امین

    on تیر ۲۸, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام بر شما؛ میشود بفرمایید که مخلوقات به وجود می آیند یا اینکه وجودشان به وجود می آید؟
    مقصودم از وجود هستی ناب بی حد ازلی ابدی هست که همان خداست
    و شما گویی ماهیّت مخلوقین را با وجود اشتباه گرفتی و دچار مغالطه اشتراک لفظی شده اید
    بعضی از مردم به ماهیّت مخلوقین نیز وجود(هستی) می گویند که این غلط است
    وجود(هست؛بود)فقط خداست؛ و مخلوقات به وجود می آیند، یعنی خدا(وجود)،مخلوقات در حیطه خودش ایجاد میکند
    و اگر درست بنگری همه کائنات در حیطه وجود و به اراده او پدید آمده است
    و در واقع ایجاد کائنات و بقاء و تغییرات آن کار وجود و در حیطه وجود هست و خود وجود همیشه ثابت باقی هست

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۶ ۳:۴۵ ق.ظ:

    با سلام

    تمام اشکالات و نقدهای مخالفان فلسفه به همین تفکر است که وجودی برای مخلوقات قائل نیستند
    اگر مخلوقات وجود ندارند پس خداوند چه چیزی خلق کرده است؟
    در روز قیامت وجود مخلوقات عذاب می شود یا ماهیات؟
    آیا ماهیات وجود دارند یا نه؟
    چگونه می شود خداوند وجودی به مخلوقات بدهد درحالی که تنها وجود خودش وجود دارد وبقیه مجودات موهوم هستند ؟

    وسوالات فراوانی که بارها متکلمین وفقهای شیعه پاسخ داده اند وایت دوئیت خالق ومخلوق از اساس بنیان فکری همه پیامبران و معصومین و وحی است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. محمّد امین

    on تیر ۳۰, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام بر شما؛ تمام اشکالات و نقدهای مخالفان این حقیقت همه یک کاسه این جواب را دارند که شما ماهیّت را با وجود اشتباه گرفته ای و دچار مغالطه اشتراک لفظی شده اید
    همانطور که گفتم مردم به ماهیّت نیز وجود می گویند که این غلط است
    وجود بی حد ازلی ابدی همان خداست و مخلوقات به وجود می آیند؛ یعنی خدا(وجود)در حیطه خود مخلوقات را ایجاد میکند و نگه میدارد و تغییر میدهد و خودش تغییری نمی کند
    مگر عذاب چیست؟ عذاب نوعی تغییر و تحوّل است دیگر؛ و به شما گفتم که وجود ماهیّت را تغییر میدهد و خودش تغییری نمی کند
    اینکه می گویید آیا ماهیّت وجود دارد یا نه؟ بله؛ ماهیّت وجود دارد یعنی ماهیّت هست؛ همانطور که گفتم مخلوق(ماهیّت) به وجود می آید
    یعنی(وجود) خدا ،مخلوقات(ماهیّات) را در حیطه خود ایجاد کرده و نگه داشته و تغییر میدهد بی آنکه ممزوج با آنها شود و خود تغییری کند
    دوئیت خدا و خلق درست است؛ به این معنی که ماهیّت وجود نیست و وجود ماهیّت(چیستی و چگونگی)ندارد
    در احادیث هم داریم که درباره خدا فرمودند: که ما فقط می دانیم او هست(یعنی ما فقط میدانیم او (وجود)هست)
    و از معصوم درباره کیفیّت و چگونگی خدا پرسیدند و(مضمون حدیث) فرموده چگونه من کیفیّت و چگونگی برای او قائل باشم در حالی که او همه کیفیّت ها و چگونگی ها را خلق و ایجاد کرده

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۳ام, ۱۳۹۶ ۵:۱۵ ق.ظ:

    با سلامی دوباره

    آیا ماهیت وجود دارد یا ندارد ؟ یا به معنای واضح تر هست یا نیست ؟
    بنا بر سخن اهل منطق یک شی یا وجود است یا عدم ؟ این سوال کاملا حصر عقلی است وشما به ناچار باید یک مورد را بگویید؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. محمّد امین

    on مرداد ۳, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام علیکم و رحمت الله
    ماهیّت وجود دارد؛ یعنی خدا دارد؛ زیرا محال است که چیزی بی وجود تحقق داشته باشد؛ یا به بیانی دیگری محال است مخلوق بی خالق باشد
    نکته اینجاست که وجود بی حد(بود؛و هستی بی حد)که همان خداست، مخلوقات را در حیطه خود ایجاد کرده و نگه داشته و تغییر میدهد
    سخن اهل منطق که نقلش نمودید درستش این است که بگویید یک چیز یا هست یا نیست؛ در واقع اشتباه تان اینجاست که اینگونه گفته اید که اهل منطق میگویند یک چیز یا هست هست یا نیست؛!!! و این سخن غلط اندازی است
    اگر وجود را به معنای درستش یعنی هستی ناب بی حد بدانید مشکل حل میشود
    در واقع با وجود و در حیطه اوست که مخلوقات موجودند و مخلوقات از خودشان وجود یا بودن مستقلی ندارند
    باید وجود یا خدا را به معنی (بود؛هست)بدانید؛ و مخلوقات را وجود ندانید بلکه با وجود،موجود بدانید
    بعضی از اهل عرفان هم که میگویند مخلوقات بود ندارد؛ یعنی بودن مستقلی ندارند و در حیطه وجود و با وجود موجودند

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۴ام, ۱۳۹۶ ۴:۲۹ ق.ظ:

    پس ماهیات وجود دارند
    حال وجود آنها قدیم است یا حادث ؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. محمّد امین

    on مرداد ۴, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    وجود(هستی)خداست؛ هستی قدیم است
    در خط دوّم که نوشتی منظورت از وجود آنها بودن آنهاست دیگر؛ نه کائنات حادثند و نبودند ولی وقتی وجود ایجادشان کرد به وجود آمدند و با اراده وجود و در حیطه وجود است که موجودند و ماهیّات از خودشان بودن مستقلی ندارند
    خیلی مسئله را برای خودت پیچیده نکن؛
    وجود(هستی) همان خداست و ایجاد شدن ماهیّات(مخلوقات) کار وجود و در حیطه خود وجود است
    فقط وجود(هستی)بی حد است و همیشه ثابت و دائم و ازلی و ابدیست و مستقل و پاینده و قائم بخود(خدا)است و ایجادن کردن کائنات و بقاء آن و تغییراتش کار وجود و در حیطه خود وجود است بی آنکه وجود ممزوج با کائنات بشود و تغییری بکند
    فقط وجود مستقل است و همه کائنات(ماهیّات)در حیطه او و نیازمند و وابسته محض به اویند

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۹ام, ۱۳۹۶ ۷:۲۹ ق.ظ:

    پس طبق فرمایش شما وجود مخلوقات قدیم است ؟!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  7. محمّد امین

    on مرداد ۹, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    مخلوقات به وجود می آیند؛ یعنی(هستی)وجود بی حد که قبل از آنها هست و همان خداست آنان را در حیطه خودش ایجاد کرده و نگه داشته و تغییر میدهد
    شما برادر عزیز دچار مغالطه اشتراک لفظی شد اید؛ یک جا وجود را به معنی خود مخلوق گرفته ای یک جا به معنی بودن مخلوق؛ یک جا به معنی هستی
    خدا هستی است و مخلوقات چیستی هایی اند که به هستی می آیند یا به وجود می آیند؛ یعنی خدا(هستی)؛ مخلوقات(چگونگی ها و چیستی ها)را در حیطه خودش ایجاد کرده و نگه داشته و تغییر میدهد بی آنکه با آنان ممزوج گردد و تغییری بکند
    مثلاً شما یک گل را فرض کن که روی میزی گذاشته ای؛ به آن گل هم آب نداده ای؛ بعد از مدتی گل را می بینی که زرد و فرسوده و پژمرده میشود؛ این آن گل است که پژمرده و فرسوده شده و تغییر کرده؛ وجود که گل و همه چیز در حیطه آن است که تغییری نکرده و همه ثابت و پابرجاست
    در واقع این چیستی(گل) است که دگرگون شده و هستی(وجود) بلا تغییر باقیست

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۰ام, ۱۳۹۶ ۶:۳۸ ق.ظ:

    با سلام
    شما فلاسفه وعرفا بی خود به هم می بافید سوالات بنده جوابش یک کلمه ای است نه اینهمه چرندیات مزخرف بافتن

    یک کلمه جواب وجود مخلوقات که شما می گویید قدیم است یا حادث؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  8. محمّد امین

    on مرداد ۱۰, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    برادر چرا زود از کوره در میروید!!؟
    مشخصاً منظورت را از وجود بگو؛ از این سه تا کدام را مدّ نظر داری
    ۱-بودن مخلوق
    ۲-خود مخلوق(ماهیّت)
    ۳-وجود(هستی)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۶ ۲:۵۲ ق.ظ:

    بنده از کوره در نرفتم فقط به انحرافات فکری شما اشاره کردم

    ۱- بودن مخلوق، وجود(هستی) دارد یا نه؟ و یا خود مخلوق، وجود( هستی) دارد یا نه؟ یعنی این مورد ۳ را که گفتید در مخلوق هست یا نه؟ یعنی مخلوق این مورد سوم را دارا است یا خیر؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.