۱۰

تصوف / نقدعرفان / نقدفلسفه

یزیدبن معاویه مُبدع اشعارعرفانی به سبک امروزی !!!

دی ۲۵, ۱۳۹۵ در ۴:۱۲ ب.ظ توسط

در جهان اسلام اولین کسی که در شعر خودش مفاهیم معنوی و مذهبی و اخلاقی را به مسخره گرفت و بی پرده دم از لذت و عیش و شراب و شاهد و … زد و مقصود او هم جز همین امور ظاهری نبود یزید بن معاویه بن ابوسفیان است، و آنچه که اروپاییان آن را اپیکوریسم می نامند مسلمین باید یزیدی گری بنامند ، چون اول کسی که این باب را در جهان اسلام باز کرد یزید بود که بسیاری از شاعران معروف در زمان ما مانند حافظ،ملای رومی و… از این روش پیروی می کنند وحتی برخی مداحان و روضه خوانها هم اینگونه برخورددارند.
البته یزید شاعری زبر دست بوده،خیلی شاعر بلیغی بوده، و دیوانش هم قبلاً چاپ شده ، و معروف است که قاضی ابن خلکان معروف که از علمای بزرگ اسام و مورخ بزرگی است و کتابش جزو اسناد تاریخی دنیای اسلام است و خودش هم مرد ادیبی هم هست، شیفته فوق العاده شعر یزید بوده، البته به خود یزید ارادتی نداشته ولی به شعر یزید فوق العاده ارادتمند بوده، و در اشعار یزید همین مضامین تحقیرِ هر چه معنا و اخلاق و معانی دین و مذهب است در قبال لذات و بهره گیری از طبیعت، در کمال صراحت آمده است،
مثل این اشعارش که می گوید:
مَعْشَرَ النَّدمان قوموا *** وَ اسْمَعوا صَوْتَ الْاَغانی
وَ اشْرَبوا کَأْسَ مُدامِ *** وَ اتْرُکوا ذِکْرَ الْمَعانی
شَغَلَتْنی نَغْمَهُ الْعیدانِ *** عَنْ صَوْتِ الْاَذانِ
وَ تَعَوَّضْتُ عَنِ الْحور *** عَجوزاً فِی الدِّنانِ

دوستان، ندیمان، بپا خیزید، صدای موسیقی را، اغنیه ها را گوش کنید، جام می دمادم بنوشید و ذکر معانی و آن حرفهای اخلاقی را رها کنید، من شخصاً کسی هستم که آواز عود ها مرا از شنیدن آواز اذان باز داشته است و بجای حور العین که در بهشت وعده می دهند، این پیر زنی را که در داخل خم هست انتخاب کرده ام .
کلمه عجوز در زبان عربی کنایه از خمر کهنه آورده می شود.

یزید ملعون در شعر دیگری آورده است :
شُمَیْسَهُ کَرْمٍ بُرْجُها قَعْرُ دِنِّها *** وَ مَشْرِقُهَا السّاقی وَ مَغْرِبُها فَمی
اِذا نَزَلَتْ مِن دِنِّها فی زُجاجَه *** حَکََتْ نَفَراً بَیْنَ الْحَطیمِ وَ زَمْزَم
فَاِنْ حَرُمَتْ یَوْماً عَلی دینِ اَحْمَد *** فَخُذْها عَلی دینِ الْمَسیحِ بْنِ مَرْیَم

آنجا که شراب از ظرف خودش قلقل کنان ، زمزمه کنان می ریزد در شیشه
گویی حُجاج هستند که میان حطیم و زمزم دارند حرکت می کنند
اگر به دین احمد حرام است به دین مسیح بنوش ادیان یکی است فرقی نمی کند!

یا راجع به مساجد شعر سراییده است :
دَعِ الْمَساجِدَ لِلعُبّادِ تَسْکُنُها *** وَ اْجِلْس عَلی دَکَّهِ الْخَمّارِ وَ اسْقینا
اِنَّ الَّذی شَرِبا فی سُکْرِهِ طَرِبا *** وَ لِلْمُصَلّینَ لا دنیا ولادینا
ما قالَ رَبُّکَ وَیْلُ لِلَّذی شَرِ با *** لکِنَّهُ قالَ وَیْلُ لِلْمُصَلّینا

مساجد را که عبادت کنندگان در آن مسکن می گزینند رها کن و در این اتاقک خمر فروش بنشین و به ما بنوشان .
همانا کسی که مقداری از آن را بنوشد شادی خواهد داشت در حالی که برای نمازگزاران نه دنیایی خواهد بود ونه دین.
و انچه که پروردگارت گفته است وای بر کسی که آن را نوشیده است بدانکه لیکن او درباره نماز گزاران هم گفته است وای بر نماز گزاران

این مضامین در اشعار سروده شده یزید ملعون ، همین مضامینی است که در کلمات به اصطلاح عرفای خودمان مشاهده میگردد ، طعنه زدن به عبادت و مسجد و مانند این حرفها که فراوان یافت می شود و در مقابل عیش ونوشی که خودشان از آن نام برده و در کلمات آنها موجود است.
مثلاً بی دردی نسبت به اجتماع ، که در اجتماع هرچه میخواهد بگذرد که به ماعرفاء مربوط نمیگردد ((وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید )) ، پولی برسد و ما آنجا برویم ، گلی و نبیدی و … ، هرچه می خواهد بر دنیا و مردم بگذرد…

شاید در اثر کارهای یزید و نامزدیش برای خلافت ، معاویه که در مردی سیاس بود ، می دید زمینه خلافت او را به کلی خراب می کند، خصوصاً بی دردی و بی علاقگی و هوسرانی اش ؛
در یکی از جنگها با رومیان ، فرماندهی سپاه را به او داد ؛ اما بعد از مدتی که لشکر در جایی اطراق کرده بود، به او خبر دادند که بیماری سختی میان سپاهیان افتاده و آنها را مانند برگ خزان به زمین می ریزد ، ولکن او در دیر ، زنی را به نام امّ کلثوم پیدا کرده بود و با او مشغول عیش و نوش بود، اصلاً خیالی از این حرفها نداشت و وقتی که مشغول عیش و نوش بود این شعر ها را در بی دردی نسبت به مردم گفت:
ما اَنْ اّبالی بِما لا قَتْ جّموعهم *** بِا لْقَذْقَذونَهِ مِنْ حُمّی و مِنْ موم
اِذَا اتَّکَأَتْ عَلَی الْاَنْماطِ مُرْتَفِقا *** بِدِیْرِ مُرّان عِنْدی اُمُّ کُلْثوم
… و بجای حور العین که در بهشت وعده می دهند، این پیر زنی را که در داخل خم هست انتخاب کرده ام .

اشعار سروده شده یزید ملعون ، همین مضامینی است که در کلمات به اصطلاح عرفای خودمان مشاهده میگردد …
طعنه زدن به عبادت و مسجد و …

موافقم(۲)مخالفم(۳)

برچسب‌ها, , , ,

+

۱۰ دیدگاه

  1. امین

    on دی ۲۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    لعنت خدا بر یزید،...ولی مسجد داریم تا مسجد، بعضی مسجدها را باید از اساس ویران کرد مثل مسجد "ضرار" که نفعی برای اسلام و مسلمین ندارند و محل توطئه و تروریست پروریست... واعظ و منبری داریم تا واعظ و منبری،بعضی از آنها روباهان و گرگهایی اند که انسان نمایند و دَم از قرآن و حتّی اهل البیت(علیهم السلام)هم میزنند ولی به قول شاعر: به خلوت که میروند آن کار دیگر میکنند

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  2. فرامرزمیرشکار

    on بهمن ۱۰, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    نویسنده این مقاله نخواسته بین حقیقت و مجاز در ادبیات فرق بگذارد. وکنایه وایهام ومثل وتشبیه واستعاره های به کار رفته در اشعارشاعران را به معنای حقیقی آنها گرفته که عدم اطلاع از این ساده بسیار عجیب می نماید.

    موافقم(۳)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۵ ۶:۱۲ ب.ظ:

    باسلام

    اتفاقا کاملا واقف بوده است ولی بحث سر این است که :

    اولا: با توجه به صراحت و بیان بسیاری از ادیبان وشعر شناسان حمل برخی از این موارد بر معنای مجازی واستعاره محال است

    ثانیا : بحث در این است که یزید بن معاویه ملعون این گونه اشعار را بیان کرده است که به طور قطع او موارد عرفانی والهی را قصد نداشته است

    ثالثا : حتی اینگونه استعاره که خمر و مستی و میخانه و باده خمر و... را چرا معصومین استعمال نکرده اند و وجه شرعی ندارد شما کنایه واستعاره موارد حرام ونجس و خلاف شرع را مورد استعاره ومجاز در مضامین عرفانی قرار دهید

    رابعا: مبدع اینگونه و اینر روش یزید بن معاویه ملعون است که این شعرا و عرفای اصطلاحی به او اقتداء کردند

    موافقم(۲)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

  3. محمد

    on بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    با سلام ، فقط من یه موضوعی رو بگم ، خودتون در کنار هم قرار بدید و نتیجه گیری کنید ، در قرآن به صراحت آمده که ، شعرا را گمراهان پیروی میکنند ، و سپس در ادامه آیه مطالبی بیان میشود ، که برداشت من از مظمون آن این است که شعرا مورد الهام شیطان قرار میگیرند و چه بسا طبع شعری و شور و حالی که دارند از طرف شیطان باشد و در همان جا میفرماید ، مگر افرادی که ذکر بسیار میکنند ، در نتیجه اگر کسی شعر بگوید و در عین حال حافظ قرآن باشد و فراوان یاد خدا بکند ، با فرد فاسقی مثل یزید فرق زیادی دارد ، در مورد مضامین اشعار ، در قرآن کریم هم حور و قصور و شراب طهور آمده ، در این جا باز بین شعرای مختلف تفاوت هست ، و باید به حال فرد و بقیه اشعار او نگاه کرد ، که در مورد یزید همان شراب نجس و فاحشه صدق میکند ولی وقتی حد عقل بعضی از عرفا ماهیت مخصوصی رو به حور و قصور در قرآن کریم ترجیح میدهند ، منظور آن ها همان لقای الهی است که از بقیه نعمات خداوند بالا تر است و با وجود آن بقیه مسائل محو میشوند .
    یه مساله دیگر هم در مورد دیوان اشعار امام خمینی این است که :
    ــــــــــــ دست های پنهانی وجود دارد که میخواهد ایشان را به دراویش و صوفیه متصل کند ، در صورتی که خود ایشان در مورد دراویش گفته اند :
    آن بیچاره ای که خود را مرشد و هادی خلائق می داند(معمولاً اقطاب دراویش خودشان را مرشد و هادی خلائق می دانند) و در مسند دستگیری و تصوف قرار گرفته، اصطلاحات این دو دسته عارف و حکیم را به سرقت برده و سر و صورتی به متاع بازار خود داده و دل بندگان خدا را از حق منصرف و مجذوب به خود نموده .
    و آن بیچاره صاف (درویش تازه جذب فرقه شده ) و بی آلایش را به علما و سایر مردم بدبین نموده؛ برای رواج بازار خود فهمیده یا نفهمیده پاره ای از اصطلاحات جاذب را به خورد عوام بیچاره داده و گمان کرده با لفظ «مجذوبعلی شاه» یا « محبوبعلی شاه» حال جذبه و حب دست می دهد.
    امام در ادامه به اقطاب صوفیه اشاره می کنند و می گوید: «ای طالب دنیا و ای دزد مفاهیم. این کار تو هم اینقدر کبر و افتخار ندارد. بیچاره از تنگی حوصله و کوچکی کله گاهی خودش هم بازی خورده و خود را دارای مقامی دانسته، حب نفس و دنیا به مفاهیم مسروقه، و اضافات و اعتباراتی که به آن می افزاید پیوند شده یک ولیده ناهنجاری پیدا شده و از انضمام اینها یک معجون عجیبی و اخلوطه غریبه ای فراهم شده! و خود را با این همه عیب، مرشد خلائق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت، بلکه وقاحت را گاهی از حد گذرانده، خود را دارای مقام ولایت کلیه دانسته! این از کمی استعداد و قابلیت و تنگی سینه و ضیق قلب است».
    ــــــــ در مورد دیوان اشعار امام خمینی هم ، اولا طبق وصیت هامه اشان نباید این دیوان را قبول کنیم :
    امام در انتهای وصیت نامه خود متذکر میشوند:
    اکنون که من حاضرم بعض نسبت های بی واقعیت به من داده می شود و ممکن است پس از من به حجم آن افزوده شود. لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده می شود تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد با تصدیق کارشناسان، یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم .
    و دوما ، اشعار ایشان انگار توسط دو نفر سروده شده است ، در جاهایی تماما عرفانی و در جایی که سندیت قطعی دارد ، دقیقا مخالف فلسفه و عرفان میباشد ، یعنی همان شعر معروفی که در جواب در خواست عروس ایشان که در حال تحصیل فلسفه بوده اند ، خانم فاطمه طبا طبایی میدهند :
    فاطی که فنون فلسفه می خواند
    از فلسفه، فاء و لام و سین می داند
    امید من آن است که با نور خدا
    خود را ز حجاب فلسفه برهاند
    ....................................................................................................
    پس از دریافت این رباعی، اصرار مجدانه عروس ایشان آغاز شد و درخواست ابیات دیگری کرد و چند روز امام(ره) بعد این بیت ها سروده شد:

    فاطی! به سوی دوست، سفر باید کرد

    از خویشتن خویش، گذر باید کرد

    هر معرفتی که بوی هستیّ تو داد

    دیوی است به ره، از آن حذر باید کرد

    فاطی که به دانشکده ره یافته است

    الفاظی چند را بهم با فته است

    گویی که به یک دو جمله طوطی وار

    سو دا گر ذات پاک نا یا فته است

    فاطی! توو ره به کوی دلبر هیهات

    نظا ره گری روی دلبر هیهات

    این را ه رهی نیست که پیمایی

    تو جبریل در آن فکده شهپر هیهات

    فاطی که به قول خویش اهل نظر است

    در فلسفه کوشش بسی بیشتر است

    باشد که به خود آید و بیدار شود

    داند که چراغ فطرتش در خطر است

    فاطی که ز من نامه عرفانی خواست

    از مور چه ای تخت سلیمانی خواست

    گویی نشنیده ((ما عر فناک))

    از آنک جبریل از او نفخه رحمانی خواست

    از صو فی ها ،صفا ندیدم هرگز

    زین طا یفه من وفا ندیدم هرگز

    زین مد عیان که فاش انا الحق گویند

    با خود بینی فنا ندیدم هرگز

    فخر است برای من فقیر تو شدن

    از خویش گسستن و اسیر تو شدن

    طو فان زده بلای قهرت بودن

    یکتا هدف تیر و کمان تو شدن

    فاطی ز علایق جهان دل بر کن

    ازدوست شدن به این و آن دل برکن

    یک دوست که آن جمال مطلق باشد

    بگزین تو از کون و مکان دل برکن

    فاطی تو حق معرفت یعنی چه؟

    در یافت ذات بی صفت یعنی چه؟

    نا خوانده <> به <>

    نخواهی ره یا فت ناکرده سلوک موهبت یعنی چه؟

    من پشه ام از لطف تو طا ووس شوم

    یک قطره ام از یم تو قا موس شوم

    گر لطف کنی پر بگشایم چو ملک

    آماده پا بوس شه طوس شوم

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  4. محمد

    on بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    انصافا این قسمت اشعار امام خمینی رو که میفرمایند :
    از صو فی ها ،صفا ندیدم هرگز
    زین طا یفه من وفا ندیدم هرگز
    زین مد عیان که فاش انا الحق گویند
    با خود بینی فنا ندیدم هرگز
    در کنار اون قسمتی که در دیوان ایشون از قول ایشون گفته شده :
    همچو منصور خریدار سر دار شدم
    قرار بدید ، ببینید با هم دشمن نیستند
    به هر حال اون چه که در دست ماست این است که قیام ایشان طبق مبانی اسلام و الگوگیری راه پیغمبران و بر خلاف تمام تاریخ صوفیه ( که گوشه نشینی میکنند و کاری به طاغوت ندارند ) شکل گرفته .

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  5. امین

    on بهمن ۱۲, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    قطعاً کسی مثل امام خمینی(رحمت الله علیه)که در دیوان اشعارش از می و بت و معشوقه و میکده و امثال اینها نام برده که نظرش این امور نبوده و قصدش ارائه لطایف عرفان الهی در قالب این الفاظ در سروده هایش بوده است،..در قرآن هم داریم که خدا ساقی اهل بهشت است و باده پاکیزه به بهشتیان می نوشاند،و چقدر از حوریان خوش اندام(معشوقه های بهشتی)نام برده شده و وصف حالشان آمده، چقدر در روایات وارد شده که زنهای بهشتی و حوری ها برای معشوقانشان خوانندگی میکنند ووو... عرفای شیعی که از این الفاظ بهره گرفتند برای این است که حتی لفظ هم کشش و جاذبه دارد و زبان خاص و رمز گونه ای هم برای رساندن معارف می باشد که کشف لطایف آن کار هر کسی نیست، چون بعضی از معارف الهی را نباید هَدَر داد و برای ماندنش اینگونه چاره کرده اند

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  6. ناشناس

    on اردیبهشت ۸, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    شاعران معروف در زمان ما !!!!! مانند حافظ،ملای رومی .
    شما کمی در زمان توقف دارید.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۶ ۱۲:۰۰ ب.ظ:

    با سلام
    یعنی شاعرانی که در زمان ما معروفند و در زمان ما متعلق به معروف است

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. سعید

    on خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    ممنون از این مقاله ی خوبتان
    و ما نمی دانیم این پیر پرستها کی میخواند از این عقاید مسخره خود و پیروی از اشخاص منحرف دست بردارند و چنانچه آمده است حافظ اولین بیت شعر خود را از مولایش یزید بن معاویه بن هند جگرخوار گرفته است لابد میخواسته اول کتابش با حرفی از یزید لعن الله با نظر خودش متبرک کند آیا چنین شخصی قابل دفاع است سالی که نکوست از بهارش پیداست خوب کسی که اول کتاب خودش را با سخنی از یک شخص ملعون آغاز میکند معلوم است که این شخص آداب تولی و تبری را نمیداند و اصلا هیچ حبی از سیدالشهدا علیه السلام در دل ندارد و یک ناصبی است.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. محقق

    on شهریور ۲۶, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    چه جالب منبع این اشعار یزیدی را میگید؟ تا بذارم کانالم...راه یزید خزعولات می و ساقی است و شکی نیست...ماها باید تکلیفمون رو مشخص کنیم یا امام حسین ع یا یرید و مولوی و حافظ

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.