۶

تصوف / مکتب اهل بیت علیهم السلام / نقدعرفان / نقدفلسفه

معنای صحیح حدیثِ«اگرابوذر به آنچه را که در قلب سلمان بود علم داشت …»

دی ۴, ۱۳۹۵ در ۱۰:۰۵ ق.ظ توسط

در ابتدا باید متن روایت را کامل و بدون تقطیع بیان کنیم و ترجمه درستی از آن ارائه شود تا شبهات مطرح شده درباره این حدیث برطرف شود م مستمسک برخی صوفیه وفلسفه وعرفا نشود

أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِیسَ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ذُکِرَتِ التَّقِیَّهُ یَوْماً عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَقَالَ وَ اللَّهِ لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ وَ لَقَدْ آخَى رَسُولُ اللَّهِ َ أَخَذَ مِنْ شِیعَتِنَا الْمِیثَاق‏ بَیْنَهُمَا فَمَا ظَنُّکُمْ بِسَائِرِ الْخَلْقِ إِنَّ عِلْمَ الْعُلَمَاءِ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ أَوْ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ فَقَالَ وَ إِنَّمَا صَارَ سَلْمَانُ مِنَ الْعُلَمَاءِ لِأَنَّهُ امْرُؤٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلِذَلِکَ نَسَبْتُهُ إِلَى الْعُلَمَاءِ.

الکافی (ط – الإسلامیه) ج‏۱ ص۴۰۱ – باب فیما جاء أن حدیثهم صعب مستصعب …..

این روایت شریف را مصعده بن صدقه از امام صادق علیه السلام نقل می کنند که حضرت فرمود: روزی نزد امام سجاد علیه السلام بحث تقیه شد حضرت فرمودند:اگر ابوذر به آنچه را که در قلب سلمان بود علم داشت ( آن علم )او را می کشت در حالی که رسول خدا صلوات الله علیه وآله بین آنها برادری ایجاد کرده بود (با اینکه طوری هم سطح و هم درجه بودند که پیمان برادری بین آنها بسته شده بود) پس درباره سائر مردم چه گمانی دارید؟ همانا علم علماء صعب و مستصعب (سخت و غیر قابل تحمل و پذیرش است) که آن را جز نبی مرسل یا فرشته مقرب یا بنده ای که قلبش برای ایمان امتحان شده باشد نمی تواند تحمل کند و همانا سلمان از علما گشت چون از ما اهل بیت می باشد پس به خاطر همین او را به علما نسبت می دهیم.

در این روایت به روشنی مشخص می شود که بحث علم سلمان می باشد که از اهل بیت معصوم علیهم السلام اخذ کرده است و درباره تقیه
می باشد که علوم اهل بیت را هرکسی تحمل ندارد و نمی فهمد و درک نمی کند و هیچ ربطی به علوم شیطانی و منحرفانه و علومی که از صوفیه ملعون و فلاسفه وعرفایی که به تصریح خودشان معلم اول آنها ارسطوها می باشد و از افلاطون ها و ابن عربی ها و بایزید ها و … می باشد که علوم آنها بشری وغیر وحیانی می باشد.

نکاتی که از این روایت بر می آید :

۱- این روایت درباره تقیه می باشد و باید علوم اهل بیت را جز به اهلش به کسی نگفت.
۲-در ضمیر لَقَتَلَه معانی متعددی می باشد و همین امر باعث متشابه شده روایت می شود که باید معنای واحد باشد تا استناد شود.
۳- یکی از معانی این است که آن علم او را می کشت و با توجه به قرینه ادامه روایت که حضرت فرمود: ان علم العلماء و ارجاع ضمیر به اقرب «لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ» ما فی قلب اقرب است نسبت به ابوذر در ارجاع ضمیر.
۴- یکی دیگر از معانی این است که آن عدم تحمل ابوذر باعث افشای اسرار سلمان شده وکسانی که تحمل ندارند او را می کشند
۵- یا اینکه آن دانستن علم باعث می شد ابوذر کشته شود یعنی او مانند سلمان تحمل ندارد و چون افشاء می کند سبب کشته شدن وی می شود.
۶-اصلا ذات همین علوم ائمه علیهم السلام تحملش برای ابوذر سخت است که ابوذر را خواهد کشت.
۷-اگر کسی به فراز گمان به مردم بخواهد استناد کند باید گفت منظور این فراز این است که وقتی ابوذر که برادر وهمطراز و هم درجه سلمان بوده است نمی تواند علوم واحادیث اهل بیت علیهم السلام را تحمل کند دیگر مردم به هیچ عنوان تحمل این احادیث را نداشته و افشای اسرار کرده وتقیه نمی کنند.
۸- مرحوم کلینی رحمه الله علیه و بسیاری از محدثین حدیث شناس این روایت را در باب احادیث ائمه صعب ومستصعب ایت آورده اند و معنای که ایشان از حدیث باتوجه به نزدیک تر بودن به عصر معصوم کرده اند این می باشد که علوم اهل بیت واحادیث معصومین آن قدر
سخت است که سبب کشته شدن شیعیان می شود.
۹- اگر در برخی روایت دیگر که واژه لَکَفَرَه آمده است هم مورد استناد قرار بگیرد باز هم همین پاسخ ها مطرح می شود که این باعث می شود او شخصی کافر دانسته شود.
۱۰-در احادیث دیگر هم تاکید وتصریح به این موضوع شده است که احادیث و علوم اهل بیت علیهم السلام صعب می باشد و َ الْإِنْکَارُ هُوَ الْکُفْر انکار کردن آنها کفر است واین انکار و عدم پذیرش نوعی مُردن و مرگ می باشد .
۱۱- بله در پایان اگر ابوذر این احادیث را تحمل نکند از ولایت ائمه خارج شده وکافر می شود و این کفر و انکارش باعث می شود سلمان را هم بکشد، مانند بسیاری از صحابه که احادیث ولایت امیرالمومنین علیه السلام را نپذیرفتد و حضرت و آل الله را اذیت کردند.
۱۲-نکته خیلی مهم این است که با توجه به روایات دیگر که درابواب احادیثنا صعب مستصعب وارد شده این معارف وعلوم از عالم میثاق و ذَر عرضه شده وتنها کسانی که آنها امتحان را به خوبی پس داده باشند تحمل این علوم رادارند واهل بیت علیهم السلم به آنها بیان می کنند َ أَخَذَ مِنْ شِیعَتِنَا الْمِیثَاق‏.
۱۳-معنای قَتَلَ در این روایت می تواند به معنای مشقت وسختی بسیار و مبالغه در سختی تحمل باشد به این معنا که وقتی درباره کسی می گوییم از شدت انتظار او مُردم، قتلنى انتظار فلان‏ یا وقتی ابوذر محبت و ولایت در قلب سلمان را می دید به علت شدت محبت نزدیک بود او را بکشد، تشتد محبته له حتى إنه قد قتله حبه و أتلف نفسه‏

۱۴-در ضمن استبعاد دیگری که درمعنای کشتن حدیث خواهد آمد این است که نمی توان گفت وقتی رسول خدا صلوات الله علیه وآله که معصوم بودند و خطایی نداشتند بین دونفر برادری بستند و یکی از از این دو دیگری را بکشد ! پس همان معناهای بالا قابل قبول تر وموافق مذهب تشیع خواهد بود.

در پایان باید گفت که این موارد نشان می دهد چه مقدار توجه به معانی حدیث و فقه الحدیث در بین صوفیه وفلاسفه و عرفا و برخی حوزویان کم شده است که هر حدیثی را برای خود مستمسک قرار می دهند و همچنین باید تاکید داشت اسرار را تنها برای کسانی که تحمل دارند باید بیان کرد نه بین همه مردم وعوام وهمه حوزویان و دانشگاهیان ، در حال حاضر هم مناقب و فضائل ائمه را نباید هرجا گفت و بیان کرد که به خوبی دیده می شود حتی برخی از حوزویان و مذهبی ها هم موضع می گیرند و تحمل آن را ندارند.

موافقم(۲)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , , ,

+

۶ دیدگاه

  1. امین

    on دی ۴, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    همانطور که شما مدّعی هستید که شیعه واقعی اهل البیت(علیهم السلام)هستید،عارفان شیعه مثل آقایان حسن زاده آملی و سیّد علی قاضی و علامه طهرانی و امثالهم هم این ادّعا را دارند که قرآن و اهل البیت(علیهم السلام)را پیروی میکنند و معارف آنان را کشف کرده و معنای درست آیات و احادیث را بیان میکنند،پس در واقع اینچنین هم میشود گفت که شما که مخالف عرفان و حکمت(فلسفه اسلامی)هستید تحمّل علوم باز شده اهل البیت(علیهم السلام)توسط حکما و عرفای شیعه را ندارید لذا بر اساس فهم ظاهری تان آنان را منحرف دانسته و چه بسا تکفیر کرده و تهمت زده اید که اگر میتوانستید و قدرت داشتید آنان را می کشتید و یا اینکه اگر علوم عرفای شیعه که به مغز حقایق اسلام رسیده اند را به شما میدادند بخاطر نبودن ظرفیت در شما آن علوم را بی پرده اظهار میکردید و مخالفان(مثل افراطیونی که به حقیقت نرسیده اند و چماق تکفیر را بدست گرفته اند و مراجع و علما را کافر دانسته و بر سر آنها پتک تکفیر می کوبند)شما را از دم تیغ میگذراندند و جانتان را از دست میدادید،عارفانی مثل سیّد علی قاضی به حقیقت توحید و ولایت ائمه هدی(علیهم السلام)با فضل الهی رسیده بودند و چه بسا اگر به بدست مخالفین بی حقیقت می افتادند جانشان در خطر می افتاد و با تهمت کفر و جادوگری فتوای قتلش را صادر میکردند

    موافقم(۱)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ دی ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۴:۵۶ ب.ظ:

    اولا اگر برفرض محال هم حرف شما صحیح باشد آنها نباید این اسرار را بگویند چون سلمان هیچ وقت به ابوذر نگفت تا اورا تکفیر کند چرا این آقایان در کتبشان ودر دروسشان و در منابر وسخنرانی هایشان ودر رسانه ها بیان کرده ومی کنند پس حقشان است که دیگران که فهم کمتری دارند آنها را تکفیر کرده و طرد کنند

    ثانیا اتفاقا بحث ما این است که آیا این چیزهایی که این آقایان می گویند آیا حقیقت است و موافق شریعت است یا نه و فقط با ادعا وصرف اینکه عده مخالفت می کنند بگوییم ما حقیم که این استدلال می شود استدلال تمام فرق عرفانی جهان مثل بودا و مسحیت و... که می گویند شما چون نمی فهمید ودرک ندارید این معارف را بفهمید ما را تکفیر می کنید

    ثالثا کجا مخالفان فلسفه وعرفان این بزرگواران را تکفیر کرده اند بلکه بحث علمی داشته و میگویند این سخنان کفر است و اتفاقا شما نمی فهمید وفهم وشعورتان نمی رد که این حرفهای کفر آمیز را می زنید و حرف کفر آمیز با تکفیر اشخاص کاملا متفاوت است واین حرف هم مانند بقیه سخنان که نمی فهمید و درک نمی کنید وحقیقت را متوجه نمی شوید به تهمت برما روا می دارید

    رابعا تکفیر کردن کار فقیه است واگر فقیه تشخیص دهد این کار را می کند نه کار دیگران همانطور که سلمان رشدی را تکفیر کردند یا یا علامه حلی مبارزه وجهاد را فلاسفه را واجب می دانست پس تکفیر کار فقیه است وفقیه کار تکفیر را انجام می دهد و معصومین این کار را به نحو احسنت درباره منحرفین و بدعت گذاران انجام داده اند واین حرف شما که تکفیر نکنید و ... . هرکس تکفیر کند فلان است مخالف روش اهل بیت علیهم السلام است که همواره افراد جاعل حدیث و منحرفین را لعن وتکفیر می کردند وباید انجام شود ولی از سوی فقیه مانند حلاج ملعون را که خود امام عصر توقیع داده و تکفیر کردند

    موافقم(۲)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

  2. رضا

    on دی ۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    http://siamakjafari.blogfa.com/post/6

    نقد گزارش سید محمد حسین تهرانی در مورد چگونگی ارتحال محمد علی بن وحید بهبهانی

    موافقم(۳)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. امین

    on دی ۱۲, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    متشکرم از جناب ادمین برای جوابتان،اینکه میگویید کسی اشخاص را تکفیر نکرده دیگر بر همه واضح است و همه دیده اند و میدانند که شیعه نماهای لندن نشین و آمریکا نشین نه تنها اشخاص را تکفیر کرده بلکه لعن نموده و فحش و تمسخر نیز کرده اند مگر اینکه شما اصلاً آنها را شیعه به حساب نیاورید،بله در داخل کشور خیلی جرأت و توان این را ندارید که اشخاص را لعن کرده و تکفیر کنید ولی غیر مستقیم اینکارها را کرده اید،...حق این است که شما حتّی سخنان آنان را هم کفر گویی ندانید و این احتمال را بدهید که شاید حرفشان را درست نگرفته اید یا مقصودشان چیز دیگریست و برایتان شبهه شده است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۵ ۷:۰۷ ب.ظ:

    ما که این کار را نکردیم و موافق هم نیستیم ولی علامه حلی در تذکره الفقها حکم جهاد با فلاسفه را داده اند و بزرگانی مانند شیخ مفید فلاسفه را ملحد می دانند و بسیاری از علمای دیگر که در مقالات سایت موجود است و مستند ذکر شده آیا انها هم انگلیسی بودند ؟ آیا آنها هم که خود فقیه ومتکلم بودند نفهمیدند ؟ آیا انها هم از روایات وفهم روایات دور بودند؟ خیر آنها علم را از معصومین گرفتند ولی فلاسفه علم را از ارسطو وسقراط وافلاطون وابن عربی ناصبی و جلال الدین بلخی و.. گرفته اند که یقینا در مقابل وحی است که بافته های بشری و تراوشات ذهنی در مقابل یافته های وحیانی می باشد

    گزیده ای ازگفتار علمای بزرگ شیعه درباره فلاسفه
    http://www.borhannews.com/news/?p=2335

    علامه حلی وفلسفه
    علامه حلی وفلسفه

    جهاد با فلاسفه در نظر علامه حلی

    http://www.borhannews.com/news/wp-content/uploads/2013/05/tazkerah.jpg

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  4. سعید

    on خرداد ۱۲, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    با تشکر از مقاله خوبتان
    من تمام سندهای این حدیث را بررسی کردم و به این نتیجه رسیدم که نمام سندهای این حدیث به مسعده بن صدقه میرسد که در هیچ کدام از کتابهای رجالی توثیقی درباره او وجود ندارد و علامه مجلسی در کتاب مرآه العقول در ذیل شرح این حدیث این حدیث را میگوید که ضعیف است و درمورد مسعده بن صدقه فقط این در کتابهای رجالی آمده است که او زیدی مذهب است و همچنین آیت الله خوئی رضوان الله به این حقیقت اشاره میکند و میگوید که من هیچ توثیقی درباره مسعده بن صدقه نیافتم معجم الرجال الحدیث ج۱۹ ص۱۰۹ ترجمه شماره۱۲۳۰۴
    و این از عادات فلاسفه و عرفا میباشد که زباله دانی های احادیث را میگرند و یک حدیث خرمگسی پیدا میکنند و دائما روی آن مانور میدهند و اگر حدیثی هم پیدا نکردند خودشان آن را میسازند مانند حدیثی که به حضرت علی علیه السلام نسبت میدهند که فرموده است هیچ چیزی را ندیدم مگر اینکه خدا را قبل و بعد از آن دیده ام و ما این حدیث را بررسی میکنیم میفهمیم که اصل این حدیث به محمد بن واسع میرسد و بعد عرفای سنی دیده اند که این سخن با ارزشی در اثبات عقاید فاسدشان است آن را به اسم ابوبکر آورده اند چنانچه وقتی به این حدیث در کتاب مشکاه الانوار غزالی و فتوحات ابن عربی که شاید بیش از پنجاه با این حدیث را در این کتاب کفریات خودش تکرار کرده است و گفته است قال الصدیق: ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه و این عادت صوفیه و عرفا بوده است که هروقت از سخنی خوششان میامد آن را حدیث میکرده اند و بعد از عرفای سنی عرفتی شیعه مثل ملاصدرا روی کا آمدند و ملاصدرا از این حدیث خوشش آمد ولی چون اسم ابوبکر روی آن بود نمیتوانست آن را نقل بکند بنابراین آمد و این حدیث را به نام نسخه ی شیعی ابوبکر یعنی امیرالمومنین علیه السلام در آورد و بعد از این یک سنت شد و عرفا بعد از ملاصدرا دائما به این حدیث استناد میکنند و ما حتی وقتی این حدیث را جستجو میکنیم میابیم که جز ملاصدرا کسی این حدیث را از امیرالمونین علیه السلام روایت نکرده است و نمیدانیم کسانی که ملاصدرا را اینر گونه بزرگ میکنند و به او لقب های برجسته میدهند آیا میتوانند از او دفاع کنند آیا جعل حدیث مگر از گناه های کبیره نیست.
    و در مورد این حدیث استاد نصیری نیز جواب زیبایی به این حدیث لَوْ عَلِمَ أَبُو ذَرٍّ مَا فِی قَلْبِ سَلْمَانَ لَقَتَلَهُ داده است.
    http://www.ebnearabi.com/3259/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D9%84%D9%88-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1-%D9%85%D8%A7-%D9%81%DB%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86.html

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.