۶

تصوف / نقدعرفان

تشابه سخنان ابن عربی با وهابیت در دیدن خدای متعال+سند

مهر ۲۳, ۱۳۹۵ در ۱۱:۴۶ ق.ظ توسط

vahabi-ebnarabi

شیخ عبد الرحمن بن ناصر البراک مفتی سرشناس وهابیت در فتوایی که جدیدا در سایتهای وهابیت از وی نقل شده, دیدن خداوند در خواب را صحیح دانسته و در پاسخ به سوال شخصی که این سوال را از وی کرده، آنرا مستند به احادیث جعلی از پیامبر اکرم (ص)!! و نقل قولی از اربابشان ابن تیمیه کرده است.
البته این فتوا امر جدیدی نیست و متاسفانه بسیاری از اهل سنت و تمام وهابیون معتقدند که خداوند به خصوص درقیامت با چشم دیده می شود و اعضا و جوارح دارد . (در پایان به برخی از این عقائد خرافی و شرک آمیز اشاره خواهیم کرد) جالب اینجاست که آنان با وجود چنین اعتقادات شرک آمیزی، شیعیان را که معتقدند خداوند به هیچ وجه نه در دنیا و نه در آخرت قابل دیدن نیست را مشرک دانسته و فتوی به قتل آنان می دهند.
اصل فتوای وی که در یکی از سایت وهابیون با نام اسلام وی نقل شده بدین شکل است:
الشیخ عبد الرحمن بن ناصر البراک
• المصدر: موقع الشیخ عبد الرحمن بن ناصر البراک
• تاریخ النشر: ۲۹ محرم ۱۴۳۳ (۲۴‏/۱۲‏/۲۰۱۱)
السؤال:
ما رأیکم برؤیه الله فی المنام؟ حیث قرأنا أنها لا تنکر فی بعض الکتب. ثم هل هی رؤیه حقیقیه أم ماذا؟ والبعض یرى شیخاً فیظن أنه رأى الله، وکیف نفهم کلام بعض العلماء حیث یقول فی بعض المراجع اتفق أهل العلم على جواز رؤیه الله فی المنام لکنها لیست ذات الله؟
الإجابه:
الحمد لله،
نعم دلت السنه على أن الله یُرى فی المنام، کما جاء فی الحدیث أن النبی صلى الله علیه وسلم قال: “رأیت ربی فی المنام فی أحسن صوره” (أخرجه أحمد ۲۲۱۲۶، والترمذی ۳۲۳۳) وغیرهما. وقد حُکی الاتفاق کما ورد فی السؤال على إمکان ووقوع رؤیه الله فی المنام، وذکر ذلک شیخ الإسلام ابن تیمیه وقال: إن رؤیه العبد لربه فی المنام هی بحسب إیمانه، وبین أن رؤیا المنام لیست کالرؤیه فی الیقظه؛ فللرؤیا أحکام، وللرؤیه فی الیقظه أحکام وقال صلى الله علیه وسلم فی الحدیث الصحیح: “إنکم لن تروا ربکم حتى تموتوا” (أخرجه أحمد ۲۲۸۱۶، وابن ماجه ۴۰۷۷). وهذه الرؤیه العیانیه.
وأما الرؤیا فی المنام فهی حاصله فی الدنیا وواقعه کما ذکر أهل العلم، ولکن یبقى النظر فی الضابط الذی یمیز به بین الصحیح من غیره مما یُدَّعَى من ذلک. ولا أذکر أن أحداً تعرض لذکر ضابط یحصل به التمییز فیما یُدَّعَى من رؤیه الله فی المنام، کما ذکروا أن الضابط فیما یُدَّعَى من رؤیه النبی صلى الله علیه وسلم مطابقه صفه المرئی فی المنام للمعروف من صفته صلى الله علیه وسلم مثل کونه ربعه أی: لیس بالطویل ولیس بالقصیر، وأنه أبیض مشرب بحمره، وکث اللحیه فمن رأى فی المنام من هو على هذه الصفه معتقداً أنه الرسول صلى الله علیه وسلم أو قیل له هذا الرسول صلى الله علیه وسلم فهو کما رأى، لقوله صلى الله علیه وسلم: “من رآنی فی المنام فقد رآنی، فإن الشیطان لا یتمثل بی” (صحیح البخاری ۶۹۹۳، وصحیح مسلم ۲۲۶۶).
ومن رآه على خلافها کان ظنه أنه رأى النبی صلى الله علیه وسلم خطأ. ولا ریب أن من رأى فی المنام ما یظنه الرب، فإننا لا نقبل دعواه ولا نردها لعدم ما یعول علیه فی القبول أو الرد، بل نقول: الله أعلم بذلک.

 

وقال ابن تیمیه أیضا فی موضع آخر(مجموع الفتاوى ج۵ ص ۲۵۱ ):

“ومن رأى الله عز وجل فى المنام فانه یراه فى صوره من الصور بحسب حال الرائى ان کان صالحا رآه فى صوره حسنه ولهذا رآه النبى صلى الله علیه وسلم فى أحسن صوره ”

وقال فی موضع آخر أیضا( مجموع الفتاوى،۳، ص ۳۹۰٫) :

“وقد یرى المؤمن ربه فی المنام فی صوره متنوعه على قدر إیمانه ویقینه فإذا کان إیمانه صحیحا لم یره إلا فی صوره حسنه وإذا کان فی إیمانه نقص رأى ما یشبه إیمانه ورؤیا المنام لها حکم غیر رؤیا الحقیقه فی الیقظه ولها تعبیر وتأویل لما فیها من الأمثال المضروبه للحقائق ”

اما شیخ فلاسفه و عرفا و وصوفیه یعنی ابن عربی اندلسی نیز همانند دیگر همفکرانش دقیقا عین همین قول را قائل است که خداوند دیده می شود ومی گوید:

من خدا را در خواب چندین مرتبه دیدم که به من گفت :بندگانم را نصیحت کن

ebnearabi-khab

 

موافقم(۱)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , ,

+

۶ دیدگاه

  1. محسن

    on مهر ۲۹, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    خدا لعنتشون کنه
    کلا همه عرفانهای غیر وحیانی از شیطان تغذیه می شن

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. امین

    on آذر ۱۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    با سلام،پرسشی از شما اساتید برهان نیوز داشتم،آن اینکه عرفای شیعه که میگویند معتقد به وحدت وجود هستند آیا عقیده شان این است که خود خدا تغییر کرده و تبدیل به مخلوقات شده یا عقیده شان چیز دیگری است،لطف بفرمایید و جوابی روشن با زبان ساده هم فهم بدهید متشکّرم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۱۹ام, ۱۳۹۵ ۳:۳۳ ق.ظ:

    علیکم السلام

    فلسفه وعرفان معتقد است یک وجود در تمام عالم بیشتر نیست و ان وجود خداست مانند آب دریا که شما آب دریا را وجود خدا بدانید وموج ها را مخلوقات که مخلوقات چیزی جز وجود خداوند نمی باشند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. امین

    on آذر ۱۹, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    خب عیب و ایرادش چیست؟ برای خود من هم سوالی پیش آمده و آن اینکه با وجود خدا مگر مخلوقات میتوانند وجودی داشته باشند؟ که اگر آنها وجودی مختص و مستقل داشته باشند آنوقت خدا محدود میشود و ترکیبی از وجود و عدم خواهد شد و خدا مکاندار و نیازمند میشود،و اینکه اگر چیز دیگری غیر از خدا باشد هر دو آنها یعنی خدا و مخلوق بالآخره نیازمند به مکان میشوند چون قسمتی از وجود را خدا گرفته و قسمتی را خلق إشغال کرده است،و چگونه اصلاً امکان این است که در وجود غیر خدا باشد؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۸:۴۷ ب.ظ:

    با سلام

    اشکال در این است که شما وجودرا از یک سنخ گرفته اید وگمان کردید که سنخ وجود ما با سنخ وجود خداوند یکی می باشد در حالی که این چنین نیست ما وجودی داریم که مکان دارد ولی خداوند وجودی دارد که مکان ندارد ما وجودی داریم که زمان دارد واو وجودی می باشد که زمان ندارد ما وجودی هستیم که نبودیم و وجودمان ایجاد شده و انشاء گشته و لی وجود خداوند از سنج وجودی نمی باشد که ایجاد شدنی باشد
    إِنَّا نَقُولُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ أَیَّنَ الْأَیْنَ فَلَا أَیْنَ لَه‏

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. امین

    on آذر ۲۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام مجدّد، فکر میکنم شما وجود را با ماهیّت اشتباه گرفته ای! به قول بزرگان خدا(وجود)مثل جوهر است و مخلوقات(ماهیّات)مثل عَرَض، و عَرَض مستقل از جوهر نیست و قوام عَرَض به جوهر است،همانطور که خدا قیّوم است یعنی قائم بذات خود است و مخلوقات قوامشان به اوست،همه حرف عرفای شیعی و فلاسفه اسلامی این است که "مخلوقات مستقل از خدا نیستند و عین ربط به حق تعالی می باشند"، و این نه غلط است و نه کفر، همه عرفای شیعه محقق و فلاسفه ی اسلامی که با قرآن و اهل البیت(علیهم السلام)سر و کار دارند خدا را وجودی بدون کیفیّت و کمیّت و بسیط و بی حد میدانند که ابداً دچار تغییر و تبدّل نمی شود،اگر جایی از آنها مثال موج و دریا دیده اید مقصودشان نه این است که خدا تغییر میکند یا بالا و پایین میرود و مخلوق و خدا یک جنس باشند،آنها میخواهند بگویند که شکل موج و بودنش وابسته محض به دریاست و اگر دریایی نباشد موجی هم نیست، خود آنها هم که مثال موج و دریا را زده اند بعد گفتند که خاک بر فرق من و تمثیل من، و فقط از باب مثال است که این را گفته اند

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.