۷

کلیپ / مکتب اهل بیت علیهم السلام

تنهاراه توحید وخداشناسی عقلی معصومین علیهم السلام هستند

مرداد ۱۲, ۱۳۹۵ در ۲:۵۷ ب.ظ توسط

مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِکُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ هرکس اراده خداشناسی دارد از شما باید آغاز کند و هرکس می خواهد توحید را خوب یاد بگیرد باید سراغ شما اهل بیت علیهم السلام آید.

دانلود فایل حجم تقریبی ۴٫۵ مگابایت

موافقم(۳)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , ,

+

۷ دیدگاه

  1. محمّد امین

    on مهر ۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    حقیقتاً حرف درستی است و حق هم همین است که انسان باید عقایدش را از حجّتهای الهی بگیرد،و شما هم بد نیست نیم نگاهی به بیانات عرفای شیعه که وحدت وجود را از آیات قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام)اثبات میکنند بیندازید تا زود حکم به کفر و جادوگر بودن علمای ربّانی شیعه صادر نکنید... برای آشنایی با وحدت وجود صحیح در آیات قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) به "شیعه تی وی" و سایت "وحدت وجود" مراجعه کنید

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۵ ۹:۵۷ ق.ظ:

    باسلام
    ملاک این نیست که در مطالب وسخنانشان از اهل بیت علیهم السلام سخن بگویند بلکه ملاک این است که از اهل باطل وصوفیه و گمراهان مانند ارسطو وسقراط وافلاطون و حلاج وابن عربی و .... مطلبی نگویند یقینا اهل تسنن ووهابیت هم از قران زیاد می گویند ولی باید جز از معصومین از کس دیگر نگویند شما کتب فلاسفه و عرفا را ببینید مثلا نهایه الحکمه آقای طباطبایی چند روایت از معصومین وجود دارد؟

    موافقم(۱)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

  2. f

    on آذر ۲۹, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام.
    حرف درستیه....ولی من نمیدونم چرا با یک درجه اختلاف ایمان بین سلمان و اباذر....همین اامام معصوم میگه اگه اونچه را که در دل سلمانه ابوذر میدونست اونو کافر میدونست و میکشت.....این همه اختلاف بین سلمان و ابوذر خیلی بعیده در حالی که هر دو در خونه امام معصوم فیض دیدن!!!!!!!!!.....اقا جان با درس خوندن تنها بدون تهذیب نفس نمیشه مراتب ایمان رو طی کرد شوما بشین ۵۰ سال درس بخون،اگه در کنارش تهذیب نفس نباشه نه یک درجه ایمان ترقی میکنی واینکه این علم تا بیخ گوش بیشتر بالا نمیره اینو قران میگه من نمیگم.....اخر اینکه بدون مقام ولایت به مقام توحید ابدا نخواهی رسید هر عارفی غیر اینو بگه شیادی بیش نیست ....

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۶ ق.ظ:

    با سلام

    این روایت چند معنا می تواند داشته باشد معنای روایت این است : آن علومی را که اهل بیت علیهم السلام در اختیار سلمان گذاشته اند جایگاهی عظیم دارد و تحملش سخت وصعب است و ابوذر نمی تواند آن علومی را که معصومین علیهم السلام بیان می کنند برای تحمل از سوی ابوذر رضی الله عنه صعب و غیر قابل تحمل است ونمی تواند تقیه کند و این باعث می شود او کشته شود و چون تقیه نمی کند این علوم اورا می کشد

    برای مطالعه معنای صحیح به این مقاله رجوع شود
    http://www.borhannews.com/news/?p=3232

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. محمد

    on اسفند ۱۴, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام
    این مطلب از وب سایت http://www.islam-einstein.com نقل میگردد ، که در مورد ترجمۀ رسالۀ پایانی عمر اینشتین"دی اِرکلِرونگ"Die Erklärung که در آن اسلام را ترجیح داده است میباشد ، و در آ«جا به صراحت اعلام شده :
    عقیدۀ “وحدت وجود” را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقـّی کرده و آن را هم از دیدگاه “فیزیک کلاسیک” و هم از جهت “فیزیک نِسبیّتی” به شدّت مردود دانسته و مورد حمله قرار می دهد… و بطور خلاصه، او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حَیّز وجودی)، که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتـّحاد یا وحدت داشته یا بیابد …
    در رابطه با “عقل” نیز – با کمال شگفتی – اینشتین نظریه ی اَخباریّون شیعه را (که عقل را نِسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید:
    حق با اخباری های شیعه بوده و هنوز زود است که مردم این را بفهمند … در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای “عقل نظری بشر” ارائه داده و “نِسبیّت” آن را اثبات میکند … اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ “بروجردی بزرگ” یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ “حسابی عزیز”…
    ................................
    هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به فارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توأم با تحقیق و ارائۀ منابع مذکور در متن (توسط اینجانب: اسکندر جهانگیری) میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است… اصل نسخۀ این رساله اکنون جهت مسائل امنیّتی به صندوق امانات سرّی لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و با شمارۀ رمز B-12-D.E/17-V.A.E نگهداری میشود…

    * چاپ این رساله و توزیع و نشر آن در اروپا و کشورهای مربوطه – به زبان اصلی(آلمانی) و نیز ترجمۀ آن به دیگر زبانهای اروپایی - به بهانۀ "پرهیز از ایجاد یک "رِلیجـِس رِوِلوشِن" Religious Revolution (= تحوّل و جنجال مذهبی) در دنیا !! "، به دستور "شورای فرهنگی اروپا" اکیداً ممنوع اعلام شده است. این معنای "آزادی بیان" در کشورهای غربی است؟!!
    .................................
    *بهای خرید این رساله، با تخفیف قابل توجّهی، ۳/۰۰۰/۰۰۰ دلار تمام شده؛ که توسط پروفسور ابراهیم مهدوی( مقیم لندن) و با کمک برخی از اعضاء شرکت اتومبیل سازی ” بنز” و … از یک عتیقه فروش یهودی خریداری شده است. دستخطّ اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود و در اواخر عمر نوشته است …
    ....................................
    * آلبرت اَینشتـَین(فوت ۱۹۵۵ م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: “دی اِرکلِرونگ” Die Erklärung – von : Albert Einstein – ۱۹۵۴ یعنی:”بیانیّه” – که در سال ۱۹۵۴ م آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است – اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین و معقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانۀ اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت۱۳۴۰ش =۱۹۶۱م) است که توسط مترجمین برگزیدۀ شاه ایران، محرمانه صورت پذیرفته است. اینشتین در این رساله “نظریّۀ نِسبیّت” خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامۀ مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت۱۳۷۱ش) و دیگران، ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته است که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریۀ پیچیدۀ “نِسبیّت” را ارائه داده، ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامۀ مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین، دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود؛ اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است … اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینۀ “نِسبیّت زمان” دانسته و شرح فیزیکی مفصّلی بر آن مینویسد… همچنین اینشتین در این رساله “معاد جسمانی” را از راه فیزیکی اثبات میکند (علاوه بر اثبات آن از راه قانون سوم نیوتون= برابری و همسانی عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف “نِسبیّت مادّه و انرژی” (E = M . C 2) میداند: (M = E : C 2)؛ یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عیناً به مادّه تبدیل شده و زنده خواهد شد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. محمد

    on اسفند ۱۴, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    عرفا وقتی به ماهیت لطیفی مثل زمان و مکان رسیدند که واقعا درکش کار سختیه ، وحدت وجود رو مطرح کردند و زمان و مکان رو بینهایت و ازلی و ابدی دونستند .
    مساله اینه که این دو مورد خیلی لطیف هستند و درکشون واقعا سخته ، و چه بسا از اونا لطیف تر حرکت و سکون باشه که طبق گفته امام علی (ع) آن ها هم مخلوق خداوند هستند .
    علم هرچه پیش میره به مکتب اهل بیت نزدیک تر میشه ، برای نمونه در مورد زمان ، انشتین ۱۰۰ سال پیش به نسبی بودن زمان رسید و اون رو اثبات کرد ، البته به خاطر پیچیده بودن موضوع ، در آن زمان از بین هزاران ریاضی دان و فیزیک دان ، تعداد انگشت شماری ، تونستند رابطه های ریاضی اون رو درک کنند _ نه اصل موضوع رو _ و به درست بودن اون شهادت دادند .
    انشتین در آن جا ثابت میکند که هرچه جاذبه و سرعت بالا برود زمان کاهش میابد و اگر به نقطه ای خاص بیش تر از سرعت نور برسد، زمان متوقف میشود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    میدونم باورش خیلی سخته ولی حتی این مساله رو آزمایش هم کردند ، به طوری که دو عدد ساعت اتمی ، یکی روی زمین ، و یکی داخل ماهواره ای که با سرعت به دور زمین میچرخد گذاشتند ، و در کمال تعجب دیدند که زمان برای ساعت روی زمین کند تر میشود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    درکش واقعا سخته ، فقط باید یه سر بری برزخ که بفهمی چه خبره .
    اونطوری که من فهمیدم ، البته به گمانم که زمان طوری عمل میکنه ، که انسان ، جسم و روح و ذهنش به شدت کند ، حرکت میکنه و ما حدیث داریم که فردی که فوت میکنه ، اگه شتر با ، بار کاه از کنار قبرش رد بشه ، میتونه تعداد ، کاه ها رو بشموره ، شاید این به خاطر اینه که فردی که فوت میشه ، از زمان اینجا ، که خیلی کند میگذره خلاص میشه
    مثل فردی که داخل مرداب گیر کرده و حرکت دادن دست و پا براش سخته .
    طبق محاسبه هر یک ساعت زمان در سیاهچاله فضایی تا جایی که یادم مونده حدودا معادل ۵۰ یا ۴۰ سال روی زمینه و ما در قرآن در یه جایی داریم که روز های عالم بالا معادل ۵۰ هزار سال و نیز معادل هزار سال زمینه ، که این نسبت ها به هم خیلی نزدیکه ، ربطشون چیه ، شاید سیاه چاله راه ورود به برزخ باشه و یا عوالم موازی دیگر .
    بحث ما اینه که این مساله فقط در نظر اهل بیت به این صورت و صراحت بیان شده و البته در داستان های عرفا هم حکایت هایی در مورد نسبی بودن زمان وجود دارد ولی نه به این شکل که جای بررسی دارد ...
    در قرآن از ستاره ای صحبت شده که چاله حفر میکنه ( النجم الثاقب ) شاید منظور همین سیاه چاله باشه ، البته خوب که دقت میکنیم ، کلمه ثاقب اگه به جای سیاهچاله استفاده بشه درست تره ، چون سیاه چاله یعنی یه تونل سیاه ، و اشاره ای به ستاره _ عظیم الخلقت _ وسطش نمیشه ، قضیه اینه که یک ستاره وجود داره که از شدت تراکم ، چنان جاذبه ای ایجاد میکنه که ، هر موجودی به نزدیکی آن برست ، حتی نور ، و حتی زمان ، دیگه راه گریزی برای اون نیست .
    در خلقت عظیم سیاهچاله همین بس که اگر کره زمین قراره به یک سیاهچاله تبدیل بشه ، قطر اون طبق محاسبات به حدود ۸ میلیمتر میرسه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و حال آن که سیاهچاله هایی و جود داره ، یا بهتر بگیم ، ستاره هایه سازنده ی سیاهچاله ای وجود داره که از خورشید بزرگ تر هستند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    شاید این سوال پیش بیاد که مگر فضای خالی بین اجزای تشکیل دهنده زمین چقدره که در یه فضای ۸ میلیمتری جا میشه ، یا عجیب تر از اون ، انفجار بزرگ _ که باز هم اگه به جای کلمه انفجار بزرگ از خلقت استفاده کنیم درست تره _ چطور کل هستی در یه فضای اندازه نخود جا شده ؟
    اگر بگیم تمام چیزهایی که ما میبینیم موهوماته و در واقع وجود نداره ، مثل یه خواب سنگین که در این صورت به تفکر عرفا نزدیک میشه .
    از طرفی میشه گفت فضای خالی بین اجزای اون ها خیلی بیشتر از اون چیزیه که ما تصور میکنیم ، در یه کلمه میتونم بگم ، کل هستی هنوز هم ، همان ذرات ، در عالم ذر میباشد و تنها یک آن بعد از نیستی میباشد ، به بیان دیگر در واقع ما هیچی از خودمون نداریم ، همون نقطه هستیم که ، کوچک ترین اثر قلم روی کاغذ میباشد و فاقد طول و عرض و ارتفاع ، چنین چیزی که طول و عرض و ارتفاع نداشته باشد ، وجود ندارد با قدرت خداوند به وجود آمده و حرکت میکند ، به عبارتی ، هر موجودی که میبینید هر قدر هم که بزرگ باشه ، اون رو یه ذره فرض کنید که رنگش از خداونده ، وزنش ، عقلش ، فکرش و همه چیزش از خداونده و به عبارتی ما فقط یه اسم هستیم .
    البته در مورد قیامت داریم که کلا زمان وجود نداره ، شاید یکی از علت هایی که انسان تا ابدیت در بهشت خسته نمیشه ، نبود زمان باشه ، به هر حال پیامبر (ص) در شب معراج بهشت و جهنم برزخی رو دیده بودند ، که در حال حاظر وجود نداره ، و قیامتی رخ نداده که مشخص بشه ، اما در حقیقت همه اتفاق ها رخ داده اند و ما که در زندان زمان ، اسیر هستیم داریم به طرفشون پیش میریم
    تا ببینیم در آینده ، علم به چه چیزی میرسه ...
    اگه بشر رو به حال خودش بزاری با خودش رو نابود میکنه ، مثل آژمایشهایی که دارن در سرن انجام میدن ، یا با علم به حقیقت دین میرسه و میفهمه راه رستگاری همینه ، و یا به عوالم دیگر راه پیدا میکنه و در اون ها دخل و تصرف میکنه ...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. محمد

    on اسفند ۱۴, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    در خط ششم به آخر باید مینوشتم ، بهشت و جهنم بعد قیامت ، که به اشتباه نوشتم بهشت و جهنم برزخی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.