۲۹

مقالات / مکتب اهل بیت علیهم السلام / نقدتفکیک / نقدعرفان / نقدفلسفه

صنعتِ خودساخته، نه کرامت (ردّی بر فلسفه وعرفان وتفکیک)+دریافت فایل

دی ۶, ۱۳۹۴ در ۷:۲۳ ب.ظ توسط

sanat-hkقال الصادق(ع) : إذا ظهرت البدع فعَلَی العالِم أن یُظهِرَ علْمَه، فإنْ لم یَفْعَلْ سُلِبَ نور الایمان. (وسائل الشیعه ۱۶ : ۲۷۱)

یکی از حکمتهای هبوط انسان به دنیا و مبتلا شدن او به هزاران درد و رنج این است که بفهمد مخلوق است و محتاج؛ چه  اگر این ابتلاءات نباشد باعث طغیان و سرکشی می‌شود (إنَّ الانسان لَیَطغی أن رآه استغنی) و کار را به ادّعای الوهیت و خدایی می‌رساند. در مقابل، بشر همیشه میل دارد به جایی برسد که محتاج احدی نباشد و سلطنت بر ماسوای خویش داشته باشد. در واقع او دوست دارد به مقام خدایی برسد.

آنچه خداوند تبارک و تعالی از انسان خواسته عمل به دستورات دینی و صبر در مقابل بلاها است که والاترین درجات آن در انبیا و اوصیا(ع) تجلّی یافته است. متقابلاً بعضی چون اطاعت خدا را مشکل دیدند و صبر در بلاها برایشان سخت می‌نمود، آهنگ آن کردند که از راه‌هایی کار را برای خود آسان کنند. از همین جا راه آنان از راه انبیا(ع) جدا شد و به سراغ صنایعی رفتند که مقصودشان حاصل شود. نام این صنعتِ خودساخته را عرفان گذاشته و صاحب آن را نیز عارف خواندند.

یکی از نشانه‌های صنعت بودن یک کار این است که کافر هم می‌تواند به آن دست یابد، یعنی تمام کارهایی را که یک عارف و صوفیِ به ظاهر مسلمان قدرت بر انجام آن دارد یک مرتاض هندی نیز بر آن قادر است، با این تفاوت که برخلاف مرتاض هندی، عارفِ به ظاهر مسلمان به آن قالب، رنگ و لعاب دینی می‌دهد. نشانه دیگر اینکه صنعت برخلاف کرامت، آموختنی است یعنی از استاد به شاگرد منتقل می‌شود، لذا تمام کسانی که ادّعای عرفان و کشف و شهود و قدرتهای ماورایی دارند، همین ادعاها توسط شاگردان آنها نیز اقامه می‌شود و این سلسله همچنان امتداد می‌یابد.[۱] البته اثباتا کرامت از غیر آن قابل تشخیص نیست، و تا روز قیامت یا ظهور امام معصوم علیه السلام واقع نشود، معلوم نمی شود که کدام یک الهی است و کدام یک شیطانی.

افرادی که در طول تاریخ مدعی عرفان و کشف و شهود بوده‌اند زیادند، مانند: حلاج‌ها، عطّارها، شبلی‌ها، جنیدها، ابن‌عربی‌ها، مولوی‌ها، حافظ‌ها، شیخ احمد احسائی‌ها، علی محمد باب‌ها، سید علی قاضی‌ها، حدّادها و حسن زاده آملی‌ها.

یکی از این مدعیان میرزا مهدی اصفهانی است که بعد از صرف مدت مدید در این صنعت و آشنایی با مبانی سیر و سلوک اشخاصی همچون سید احمد کربلایی و سید علی قاضی (مکتب تفکیک، حکیمی، ص ۲۱۳) در ظاهر از این مسلک و مرام برمی‌گردد و به مخالفت با فلسفه و عرفان می‌پردازد، ولکن مع الأسف بعد از ادعای توبه هم دست از این رویّه برنداشته بلکه آن را بالاترین کمال خود دانسته و شاگردانش را نیز به این ورطه هولناک کشانده.

البتّه اینکه عرفا و صوفیه و فلاسفه و تفکیکی‌ها صاحب این‌گونه صنایع بوده‌اند برای پیروان آنها واضح است اما از باب نمونه چند مورد ذکر می‌گردد.

«گاهی اوقات برای کُمّل از عرفا حالات خاص و هیجان ویژه‌ای پیش می‌آید،[۲] که ساعتها از خویش غافل می‌شود و نمازش هم ممکن است قضا شود». (در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ص ۲۷)

سؤال این است: این چه حالت عرفانی است که موجب قضا شدن نماز می‌شود. قطعاً‌ این از حالات شیطانی است، تا انسان را از بجا آوردن فریضه غافل کند؛ چرا که عرفان با غفلت سازگاری ندارد.

در مورد میرزا مهدی اصفهانی که گفته شده از رشحات «علم مصبوب» بهره‌مند گردیده (مکتب تفکیک، ص ۲۱۸) چنین نقل شده:

«ایشان تجریدهای دو ساعته داشته است». (مکتب تفکیک، محمدرضا حکیمی، ص ۲۱۷)، از آقای وحید خراسانی هم نقل شده که در بحثی اعتقادی به میرزای اصفهانی که گفته بود شهود این مطلب را تایید می کند، گفتند: من که اهل کشف و شهود نیستم تا بتوانم آن را درک کنم ولی قول شما برای من کفایت می‌کند.[۳] آیا شما تجرید نفس دارید یا خیر؟ ایشان فرمودند: بلی، من تجرید نفس دارم و گاهی هم دو ساعت به طول می‌انجامد. (روزنه‌هایی از عالم غیب، سید محسن خرّازی، ص ۲۳۱)

شیخ محمود تولایی (معروف به حلبی، بنیانگذار انجمن حجتیه و از شاگردان میرزا) که ید طولایی در اینگونه امور داشت نیز می‌گوید: «برای فهم حقیقی مطالب عالم اظلّه و اشباح راه منحصر در تجرید و خلع بدن و وجدان خویش است». (معارف الهیه، ص ۸۰۷)

شیخ مجتبی قزوینی شاگرد دیگر میرزای اصفهانی می‌نویسد: «عیان و مشاهده روح … این مطلب ‌محتاج است به تجربه و امتحان ولکن طریق تامّ آن انخلاع روح است از بدن، و توجه تمام به روح است که موت اختیاری است… اهل تصفیه در مراتب اول کشف و انخلاع، صوری مشاهده می‌کنند و در مراتب بالای کمال،‌ در حال تجرید، از خود غفلت کرده حقایق مجرده و یا حقیقت علم یا انوار را به نور علمی مشاهده می‌کنند.» سید جعفر سیدان در اینجا حاشیه زده و می‌گوید: برخی از شاگردان مرحوم استاد، وصول استاد به این مراتب و شهود این حقایق را از زبان ایشان شنیدند. تعبیر استاد در این باره چنین بود: «من حقیقت علم را به نور علم مشاهده کردم». (بیان الفرقان، شیخ مجتبی قزوینی، با تعلیقات سید جعفر سیدان، ج ۱، ص ۱۸۰)

خودِ آقای سیدان هم مدعی اند: «من خود نیز اهل مکاشفه هستم،[۴] ما مکاشفه را منکر نیستیم. خود بنده بسیاری از چیزها را به صورت غیر عادی فهمیده‌ام». (سلسله مباحث عقاید، سنخیت، عینیت یا تباین!؟ ص ۱۹۱)

آقای سیدان در فصلنامه سمات (شماره ۸، صفحه ۱۷) دو داستان دیگر از خوارق عادت بزرگان تفکیک را چنین نقل می‌کند:

«مرحوم آیت الله مروارید داستانی با یک واسطه از کار خارق العاده مرحوم میرزا را نقل کردند و آن اینکه: مرحوم میرزا به پسرشان گفتند که بیا طلبه بشو. او هم می‌‌گفته: با این فقر و فلاکتی که شما دارید و من در وضعیت داخلی خانه می‌بینم آمادگی ندارم و می‌خواهم بروم کاسبی کنم. بعد ایشان گفته بودند: پسرم! پول می‌خواهی؟ زمستان بوده و کرسی بوده و یک سینی روی کرسی، گفتند: مرحوم میرزا اشاره کردند به سینی روی کرسی دیدم سینی روی کرسی زرد و طلا شد![۵]… ما پیش مرحوم شیخ مجتبی قزوینی اشارات بوعلی سینا می‌خواندیم بنده پشت گردنم یک غدّه‌ای زده بود، من ناراحت بودم و هی به پشت گردنم دست می‌زدم و درد می‌کرد. درس که تمام شد ایشان به من فرمودند: بیا جلو!‌رفتم جلو. انگشتشان را گذاشتند و گفتند: (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. أمْ أبرَمُوا أمراً ‌فإنّا مُبرمون) یک چیز دیگری هم گفتند که دیگر نفهمیدیم. یک کسی می‌گفت: فوت استادی در همان چیز بود![۶] بله، از اتاق که آمدم بیرون مثل الآن که در خدمت شما هستم از غدّه هیچ خبری نبود».

حال سؤال ما از پیروان مکتب تفکیک این است: شما که مدعی روش فقهای امامیه هستید فرقتان با عرفا و صوفیه در چیست؟ آیا روش فقهای امامیه این‌گونه بود.

چرا متناقض عمل می‌کنید؟[۷]  در یک جا می‌گویید: «إنّ‌ التجرید الروحیّ لیس آله للمعرفه، بل هو آله للضلاله». أبواب الهدی، میرزا مهدی اصفهانی،‌ ص ۱۴۰، چاپ بوستان کتاب، و از طرف دیگر تجریدهای خودتان را قبول می‌کنید. اگر مدعی هستید ما از چهارچوب شرع تخطی نمی‌کنیم، عرفا هم همین ادعا را دارند،[۸] بلکه اتفاقاً انجام این گونه کارها نشان آن است که شما هم مانند عرفا مقیَّد به شرع نیستید و برعکس آنچه مدعی آن هستید میزان دستتان نیست.

البته در بین پیروان مکتب تفکیک معروف است که میرزای اصفهانی مثل بعضی عرفا که در اواخر عمر خود از کرده خود پشیمان می‌شوند، در یکی دو سال آخر عمرشان به خاطر شبهه سحر، خلع بدن (تجرید) را ترک کرد،[۹] ولی با این وجود این اعمال همچنان در بین پیروان او ادامه دارد.

در پایان به تشنگان معارف اهل بیت(ع) خصوصاً کسانی که به تصور مخالفت با فلسفه و عرفان به دامن تفکیک پناهنده می‌شوند، عرض می‌کنیم: نه فلاسفه در مسیر اهل بیت(ع) قدم گذاشته‌اند و نه عرفا و متصوفه و نه تفکیکی‌ها (مکتب خراسان)، روش صحیح همان روش مشهور فقها و علمای اعلام و متکلّمینی مانند شیخ مفید (ره)، سید مرتضی (ره)، شیخ طوسی (ره) خواجه طوسی (ره)، و علامه حلّی (ره) و … است که بدون هیچ‌گونه ادعای کشف و شهودی در راستای خدمت به اسلام و معارف اهل بیت(ع) زحمت کشیده‌ و در طول تاریخ با فرقه‌های انحرافی به مبارزه پرداختند. و دوباره تذکر این نکته نیز ضروری می‌نماید که دیدن کارهایی عجیب از بعضی اشخاص دلیل حقانیت راه آنان نمی‌باشد، مانند کارهای عجیبی که سامری در امت حضرت موسی(ع) انجام داد و خیلی‌ها را به گمراهی کشاند. حق هیچگاه نیازی به رنگ و لعاب ندارد، بلکه این باطل است که می‌خواهد با رنگ و لعاب خود را به جای حقّ بنشاند.

والسلام علی من اتبع الهدی

ح . ن

پنجم ربیع الاول ۱۴۳۷

estefta-moot

 

دریافت فایل pdf

پی نوشت

[۱] . جالب آنکه همه آنها در بحث توحید نیز به وحدت وجود (همه چیز خدائی) می‌رسند. به عنوان نمونه: یکی از أسمایِ حسنایِ خداوند علیّ است، علیّ بر چیست؟ با اینکه جز او چیزی نیست پس او لذاته علیّ است نه نسبت به غیرش… او از حیث وجود عین موجودات است و موجودات که مسمّای به محدثند آنان هم علیّ لذاته‌اند چون جز او نیست. (ممدّ الهمم در شرح فصوص الحکم، حسن‌زاده آملی، ص ۱۲۸).

[۲] . مراد تجرید و حالت کشف و شهود است.

[۳] . البته آن زمان ایشان کمتر از ۲۵ سال سنّ داشته‌اند.

[۴] . اگر این ادّعایِ شما و همه آنهایی که مدّعی کشف و شهودند از باب صنعت است نه کرامت، که حرف ما ثابت می‌شود و اگر معتقدید اینها همه از عبودیّت و اطاعت و خلوص نیّت است که به امثال شماها عطا می‌شود، دلیلتان چیست؟ بلکه خودِ این اعتقاد نشانه لغزش و عدم معرفت شماست.

[۵] . از سید علی قاضی هم نقل شده که به ماری اشاره کرده و گفته: مُت بإذن الله!‌ بمیر به اذن خدا، مار فوراً در جای خود خشک شد. (مهر تابناک، سید محمد حسین حسینی طهرانی، ص ۱۵۱) شما که در ردّ عرفا اعمال آنها را سحر و جنّ‌گیری می‌دانید (که همینگونه هم هست) از کجا معلوم که خود شما هم چنین نباشید.

[۶] . آنچه را که نفهمیدید و فوت استادی در همان بود چه بود؟ آیا امری شرعی بود یا غیر شرعی؟ فرقتان با عرفا در کجاست؟ شما هم دربست تسلیم اساتید خود هستید.

[۷] . خود میرزا و پیروان او در نقد فلسفه و عرفان هم متناقض حرف می‌زنند. به عنوان نمونه، در رد صوفیه می‌گویند: مقومیت و احاطه علت برای معلول در صورتی مستلزم سنخیت می‌شود که نحوه مقومیت و احاطه علت، به اشراقات ذاتیه علت بوده و معلول نفس اشراقات باشد. این نحوه مقومیت و احاطه، نتیجه توحید صوفیه و وحدت موجود است. (عارف و صوفی چه می‌گویند؟ جواد تهرانی، ص ۲۲۱). سپس به مطالب اثباتی که می‌رسند می‌گویند: انوار علم و حیات و سایر کمالات نوریّه دار تحقق همه اشعه نور علم ذاتی حق و اشراقات ذاتیه اوست. (همان: ۲۶۸) و در جای دیگر می‌گویند: فاعلیت حق متعال نسبت به سنخ ماده و ماهیات اصیله فاعلیت به نحو فیضان و اشراق و تطور و تشأن ذاتیه نیست. (همان، ص ۲۴۶). این همه نشان می‌دهد که سخنان این عده با تحفظ کامل بر مبانی فلسفی گفته شده است یعنی نور وجود را اشراق ذات می‌دانند ولی ماهیّات را اشراق ذات نمی‌دانند؛ همانند فلاسفه که بخلاف ماهیات، وجود را اشراق ذات می‌دانند. بالاتر اینکه اصلاً‌تفکیک با فلسفه مخالف نیست. «مکتب تفکیک ضد فلسفه نیست. (مکتب تفکیک، حکیمی، ص ۳۸). اصحاب مکتب تفکیک نمی‌گویند: فلسفه متروک باشد و خوانده نشود. (همان، ص ۳۱۴).»

[۸] . چنانکه مدعی اند: مرحوم حداد بسیار نسبت به امور شرع و احکام فقهیه متعبّد بود و محال بود حکمی را بداند و عمل نکند، حتی مستحبات و ترک مکروهات. (روح مجرد، سید محمدحسین حسینی طهرانی، ص ۱۰۸).

[۹] . این مطلب را یکی از شاگردان آقای مروارید نیز از قول ایشان برای بنده نقل کردند.

موافقم(۱)مخالفم(۰)
صنعت نه کرامت
صنعت نه کرامت
D8B5D986D8B9D8AA-D986D987-DAA9D8B1D8A7D985D8AA_2.pdf
569.0 KiB
268 Downloads
اطلاعات بیشتر...

برچسب‌ها, , , , , , , ,

+

۲۹ دیدگاه

  1. حسن شحاته

    on دی ۱۹, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    سلام بخدا زشته که دارید بین شیعه ها اختلاف می ندازید ما باید تمام تلاشمون رو در نابود کردن عرفان و فلسفه بکنیم حالا میرزا مهدی یک چیزی گفته بعد توبه کرده و یا نکرده حسابش با خداست و دست نویس هایش هم که منتشر نمی شود که اقای میلانی راه افتاده از موزه حرم دست نویس ها رو زیر و رو کرده در نتیجه اگر هم گمراهی در انها باشد سبب گمراهی مردم نمی شود :: بنظرم اشکال کردن به امثال اقای سیدان حداقل از روی بیکاری هست:: اگر مشکل کسف و شهود کارهای خازق العاده هست مگر نمی گن علامه حلی جلوی یک یهودی عصایش رو انداخت تبدیل به مار شد؟ و یا امام عصر کراماتی به سید بحرالعلوم داده بودن و چیزهایی می دونست؟؟ خب با این حساب بحرالعوم و علامه حلی هم از نظر اقای میلانی گمراه هستند

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۲ ب.ظ:

    باسلام
    لطفا مستند وعلمی صحبت کنید وصرف ادعا دلیل علمی نیست

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. حامد

    on بهمن ۸, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    سلام، اینجانب در نسخه ها خطی کتاب آغاز و انجام فحصی کردن و متوجه شدم که عبارت ابتدای آن در بعضی نسخه ها متفاوت است در نسخه ۱۲۱۶۵/۹ در کتابخانه مرعشی اینطور دارد «انجام همه بدوست بلکه وجود همه از اوست» و حال اینکه در کتاب چاپ شده «بلکه خود همه اوست« دارد و این جمله اصلا معنی ندارد باید گفته میشد «بلکه همه خود اوست» چنانچه در بعضی نسخه های خطی نیز همینطور آمده ولی «خود همه اوست» غلط و بی معناست علی ای حال همینکه نسخه ها مختلف است و بعضی «وجود همه از اوست» دارد و بعضی «همه خود اوست» نمیتوان اطمینان پیدا کرد که عبارت خواجه چه بوده و آیا قایل به وحدت وجود بوده یا نه ضمن اینکه کسی که دستی در نسخه ها خطی دارد میداند که تحریف ابتدا و انتهای کتابها کار رایجی بوده کما اینکه لوامع صاحبقرانی نیز در ابتدای بعضی نسخه هایش تحریفاتی شده که مخالفت صریح با بقیه نسخه ها و همچنین مطالب خود مولف در وسط کتاب دارد علی ای حال احتمال اینکه عبارت خواجه این نبوده هم برای سقوط استدلال کافیست

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. سینا

    on اردیبهشت ۴, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام
    جالب بود، جای تفکر داره.

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. عکس بازیگران

    on خرداد ۱۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    تشکر مطلب مفیدی بود

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. رضا

    on خرداد ۱۹, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام ببخشید الان من هم از فلسفه خوشم نمیاد نه اهل استاد عرفان واینجورچیزام فقط گناه نمیکنم موقعی که میرفتم دانشگاه چون دختر ها بودن خیلی اذیت میشدم خدا یک کاری کرد چیزهای عجیب ببینم گوش هام اگر اشتباه نکنم (چند وقت پیش چیزهای عجیب میشنید)الان هم بسیاری ازدعا هایم براورده میشه و... ایا این ازنظر شما اشکال داره یاهمه این ها دروغه پس چه فرقی بین بنده که صبح تا شب فکر خداست واونی که صبح اشب گناه میکنه است شایدمن منظور شما را دربخش صنعت خود ساخته نفهمیدم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. رضا

    on خرداد ۲۶, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    لطفت نظر قبلیم با این نظرو تایید نکن

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. سلطان

    on تیر ۸, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام.
    forum.hammihan.com/thread228397.html
    در پست های این جستار از علامه حکیمی در رد حکمت دانستن فلسفه مطالبی آمده. میتوانید استفاده کنید در سایتتان.

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. محمّد امین

    on شهریور ۱۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام،من عقیده ای درباره خدا دارم و از شما اساتید سایت میخواهم که به من بگویید آیا این عقیده درست است یا نه؟ و آن اینکه مخلوقات همه در حیطه وجود خدا هستند و جدا از او نیستند که مستقل از او باشند و در عین اینکه از خدا مستقل نیستند آمیخته با او هم نیستند و همجنس خدا هم نمی باشند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۷:۲۳ ب.ظ:

    علیکم السلام

    اولین مرحله شناخت ذات الهی این است که ذات خداوند قبل شناخت نیست و همینکه بگویید ذات او را نمی شناسم و هیچ شناختی درباره او نداریم و نمی دانیم و تنها هرچه او خودش را توصیف کرده و از زبان معصومین علیهم السلام به رسانده است درباره او بگوییم . وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً و ما باید بگوییم که لا علم لنا الا ماعلمتنا یعنی تنها علمی داریم که او به ما آموخته باشد یعنی علم اکتسابی .
    امام رضا علیه‏السلام مى‏فرمایند:
    کل معروف بنفسه مصنوع.
    هر چیزى که شناخته شود، مصنوع و مخلوق است.
    عیون اخبار الرضا علیه‏السلام ج۱ ص ۱۵۱

    ۱- همه موجودات نبودند و او او ایجاد کرده است و حیطه به معنای سلطنت او می باشد مانند اینکه مثلا فلان شخص تحت سلطنت وحیطه فلان حاکم زندگی می کند که کاملا هم جدا هستند ولی وجود خداوند مکان ندارد و وجود ما و همه مخلوقات مکان دارد

    امام رضا علیه السلام فرمودند:

    هُوَ أَیَّنَ الْأَیْنَ بِلَا أَیْن‏ او مکان را مکان دار کرد ومکان را ایجاد کرد ، پس او مکان ندارد ( الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۷۹)

    ۲- جدا بودن خالق ومخلوق به این معنا است که وجود ذات باری تعالی مکان ندارد و وجود مخلوقات مکان دار است

    امام صادق علیه‏ السلام مى‏ فرمایند:
    إن اللّه‏ تبارک وتعالى خلو من خلقه وخلقه خلو منه
    همانا خداوند سبحانه و تعالی جدا از خلقش، و خلقش جدا از او مى‏باشند. الکافی ج۱ ص ۸۳

    قال الصادق علیه السلام: هو بائن من خلقه، محیط بما خلق علما وقدره وإحاطه وسلطانا. التوحیدص ۱۳۳

    او جداى از خلق خود است و به همه آنچه آفریده است علم و قدرت و احاطه و سلطنت دارد.

    در حالی که فلسفه می گوید خالق ومخلوق از هم جدا نیستند و مانند امواج دریا و رحشه ای ازذات و… می باشد.

    کلّ ما عداه فهو فیضه، فلا یکون أمرا مبائنا عنه.
    هر چه غیر خدا باشد رشحه ذاتِ اوست پس جدا از او نمى‏ باشد.

    جوادى آملى، عبداللّه‏: علی بن موسى الرضا علیه ‏السلام و الفلسفه الإلهیه، ۳۹٫

    ۳- تصوّر “ربطى بودنِ وجود یک شى‏ء نسبت به موجودى دیگر” صرفا امرى اعتبارى بوده و در مصادیق عینى جز نسبت “جزء به کل” هیچ گونه تصویر دیگرى ندارد؛ اختلاف “جزء” با “کل” نیز تنها از جهت زیاده و نقصان در وجود بوده، و تصوّر اختلاف موجودات از جهت اختلاف آن‏ها از حیث مراتب تشکیکى، و تفاوت آن‏ها از حیث شدّت و ضعف وجود از اساس باطل است.

    امام صادق علیه‏ السلام مى ‏فرمایند:
    لا یلیق بالذى هو خالق کل شیء إلا أن یکون مبائنا لکل شیء متعالیا عن کل شیء، سبحانه وتعالى. بحار الأنوارج ۳ ص ۱۴۸
    خالق همه چیز را نمى‏سزد مگر اینکه مخالف با همه چیز، و متعالى ازوجودِ همه اشیا باشد.

    امام رضا علیه‏ السلام مى‏ فرمایند:
    کل ما فی الخلق لا یوجد فی خالقه، وکل ما یمکن فیه یمتنع فی صانعه. التوحیدص ۴۰
    آنچه در آفریده‏ها باشد در آفریدگارش وجود ندارد، و هر چه در مورد خلق ممکن باشد در صانع و آفریننده‏اش ممتنع و محال است.

    پس اگر هم خداوند با ربطی دارد وما با خداوند ربطی داریم رابطه خالق ومخلوق است و رابطه ایجاد کننده لا من شی و ایجاد شده لا من شی و ربطی که بیان می کنید چگونه ربطی است ؟ اگر ربطی که شما بیان می کنید مانند ربط وعین الربط فلسفه است یقینا باطل است که ان ربط همان ربط موج ودریاست و باران وابر و … است که باطل است و چیزی جز حضور مخلوق در خالق نمی باشد!

    إن تجرّد المعلوم فی العلم الحضوری بالغیر غیر لازم، وإن غیبوبه الشیء المادی عن ذاته لا یستلزم غیبوبته عن فاعله المفیض، کیف والمعلول مادیا کان أو مجرّدا لیس إلا عین الربط بالعله فهی مهیمنه علیه ومحیطه به بتمام معنى الکلمه، ولا یتم ذلک إلا بحضوره عندها. مصباح یزدى، محمد تقى، تعلیقه على نهایه الحکمه، ۳۹۵

    در مورد علم حضورى به غیر لازم نیست که معلوم مجرّد باشد، و غایب بودن شى‏ء مادّى از خودش، مستلزم این نیست که از فاعل مفیضش هم غایب باشد، چه اینکه معلول ـ چه مادّى باشد و چه مجرّد ـ جز عین ربط به علّت چیز دیگرى نیست؛ بنابراین، علّت ـ به تمام معناى کلمه ـ مسلّط و محیط و دربردارنده معلول است، و این امر ممکن نیست مگر اینکه معلول در ذات علّت حضور داشته باشد

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. محمّد امین

    on شهریور ۳۱, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    با سلام،چند پرسش از شما دارم: اینکه۱-آیا شما که از عرفای شیعه ایراداتی را گرفته اید بکلّی کشف و شهود را منکر هستید یا خیر؟۲-اگر خدا بخواهد چشمان کسی را باز کند و عوالم غیب و ملکوت را نشان کسی بدهد به نظر شما اشکالی دارد؟۳- آیا اصلاً این امکان هست بر اینکه افرادی در همین دنیا به غیر از پیامبران و ائمه هدی(علیهم السلام) بتوانند ملکوت عالم و جهان غیب را مشاهده کنند؟ ... یکی از علمای بزرگوار که سیّد جلیل القدری است می فرمود: ملاک حق بودن کشف و شهود هر کسی این است که با برهان سازگار باشد...پس شما هم فوراً کشفیّات و مشاهدات اهل مکاشفه را نباید رد کنید باید بررسی کنید که اگر با برهان و دلیل عقلی و شرعی مطابقت دارد آن را الهی و حق بدانید وگرنه باطل و شیطانی اش به حساب آورید... و پرسش ۴-ولی آیا این توانایی در شما هست که مکاشفات و مشاهدات عرفای شیعه را بسنجید و حق را از باطل تمییز دهید یا خیر؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۵ ۳:۵۷ ب.ظ:

    با سلامی دوباره

    ۱- کشف وشهود را منکر نیستیم بلکه کشف وشهود شیطانی داریم و الهی ، و کشف وشهود غیر معصوم حجیت ندارد تا زمانی که از طریقی از سوی معصوم تایید شود و الا هیچ حجیتی ندارد و نباید ترویج شود والا من هم کشو شهود بسیار وخواب بسیار دیدم که فلسفه باطل وشیطانی می باشد و ائمه به من گوش زد کردند طرف فلسفه نرو و حوزه های علمیه را و طلاب را از این علمی شیطانی باز دار.

    ۲- خیر اشکالی ندارد ولی حداقلش این است که برای دیگران حجت نیست و اینهمه کتاب نوشتن و نقل کشف وشهود باطل است.

    ۳- نه مشکلی ندارد ببینند ولی حجیت ندارد

    ۴- اولااگر برهان ان از روایات گرفته شده باشد ویقینی و بدیهی باشد بله درست است ولی باز هم حجیت ندارد چرا که اگر کسی یا مرجعی درخواب و یا بیداری مکاشفه ای ببیند نمی تواند بر اساس ان حکم کند و در عصر غیبت تنها به قران وروایات ارجاع داده شده ایم نه کشف وشهود اگر برهانی که آن سید و هرکس دیگر می گوید مانند براهین پوچ وبی ارزشی که در فلسفه مثلا برای وحدت وجود ، الواحد لایصدر عنه الا الواحد ، یا الشی ما لم یجب لم یوجد ، و معطی شی فاقد شی نمی باشد و.... باشد اینها هیچ کدام برهان که نیست هیچ بلکه توهم است وآن برهان ادعایی باید بدیهی ودو دوتا چهار تا باشد نه اختلافی
    ۵- اصل در غیر معصوم کخ توهم و کجی وانحراف در آن غلبه دارد حتی اگر مومن متقی باشد خطا رفتن او می باشد که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: حتی اگر شخصی تقی و عابد هم باشد باز هم خطا خواهد کرد تحف العقول

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. محمّد امین

    on مهر ۴, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    از کجا شما میگویید کتاب نوشتن درباره مشاهدات و کشفیات علمای ربّانی عرفای شیعه باطل است!!! حداقل منافعی که دارد این است که خوانندگان میفهمند که به غیر از این عالم مادی عوالم دیگری هم هست و راه باز است تا آنها هم آن عوالم را در همین دنیا مشاهده کنند و یقینشان قوی شود پس ایجاد انگیزه میکند و کم کم سالک میداند که بالاتر از این مشاهدات هم هست،مثل اینکه شما اول برای جهنم نرفتن عبادت کنی و شوق بهشت و بعد همنشینی با معصومین(علیهم السلام) و بعد بالاتر از همه رضوان الهی و لقاء الله... شما یعنی میخواهی بگویی که ائمه بهتان گفتند که فلسفه و عرفان نخوان و حوزه ها را از آن باز دار در حالی که خودت میگویی که در غیر معصوم توّهم و کجی و انحراف غلبه دارد و شما هم که معصوم نیستی پس از کجا معلوم آنهایی که دیده ای ائمه بودند!!!؟ پس چرا بر اساس خواب و کشفیّات شیطانی ات(به قول خودتان که میگویی بر غیر معصوم کجی و انحراف غلبه دارد) فعالیت میکنی یا اگر این چنین نیست حق نقل کردن آن را هم نداری چون خودتان گفتید که چاپ کردن کتاب درباره مکاشفات باطل است پس این نوشتن شما که ائمه بهتان گفتند سراغ فلسفه و عرفان نرو هم کار باطلی است... بعد هم از کجا میدانید این حدیث امیرالمومنین علی (علیه السلام) نظر به مکاشفات مومنان دارد،... اینها که شما از بیخ همه را منکر هستید نظیر تجرید نفس و موت اختیاری و باز شدن چشم برزخی و امثالهم که بد نیست اینها هم مقامات و حالاتی است که سالک الی الله را به آن در طی سلوک اگر صلاحش باشد میرسانند و بعد از آن میگذرد تا به اصل که رضوان الهی و لقاء اوست نائل شود

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۴ام, ۱۳۹۵ ۶:۳۴ ب.ظ:

    باسلام
    قال مولانا امیرالمومنین علیه السلام :
    یَا کُمَیْلُ لَوْ لَمْ یَظْهَرْ نَبِیٌّ وَ کَانَ فِی الْأَرْضِ مُؤْمِنٌ تَقِیُّ لَکَانَ فِی دُعَائِهِ إِلَى اللَّهِ مُخْطِئاً أَوْ مُصِیباً بَلْ وَ اللَّهِ مُخْطِئاً حَتَّى یَنْصِبَهُ اللَّهُ لِذَلِکَ وَ یُؤَهِّلَهُ لَه‏

    ای کمیل اگر پیامبری ظهور نمی کرد، و روی زمین مومن با تقوایی بود ، در دعوت الی الله و به سوی خداوند خطا کار بود یا مصیب ودرست کار؟! بلکه به خدا قسم خطاکار بود تا اینکه خداوند اورا برای این کار یعنی دعوت به سوی خدا نصب کند و اورا اهل این کار قرار دهد.

    تحف العقول ص۱۷۵ / وصیته ع لکمیل بن زیاد مختصره ..... ص : ۱۷۱

    اما جواب های
    ۱-شما تمام این چیزهایی گفتید در قرآن وکتب حدیث می باشد وبا خواند قران واحادیث معصومین مردم این را می فهمند که عوالمی داریم و تمام این موارد شما درروایات است پس همانطور که اهل بیت فرمودند شیعیان احادیث و سخنان اهل بیت را ترویج دهند نه مکاشفاتی که معلوم نیست حق است یا باطل که اکثرا خطا وباطل است.
    ۲- مورد صحبت مرا خوب نخواندید بنده گفتم اگر مکاشفه مکاشفه شما حجت باشد بنده هم این را میگویم یعنی سالبه به انفای موضوع ( مکاشفات درست نیست پس من هم این را نمی گویم و نباید بگویم ، لطفا خوب بخوان برادر عزیز معلوم می شود هنوز خوب نمی خوانی در ضمن گفتم دردوخط صحبت ما درباره روایت آیه را تقیر کنید ببینم شما فهمیدید حرف ما چیست؟!)
    ۳- تمام این مراحل را گفتید،وسیر وسلوکی را که بیان کردید در قران وادعیه واحادیث ما هست ونیازی به کتب کف وشهود کذایی نیست که بیشتر دکان بازی و انحرافات شیطانی است در روایت داریم که شیعه ومومنین در آخرالزمان با کتب حدیث وروایات معصومین انس می گیرند لایانسون فیه الا بکتبهم

    موافقم(۳)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. محمّد امین

    on مهر ۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    مگر علمای عاملین شیعه که به عرفان الهی دست یافتند مسیری غیر از سلوک اسلامی اهل البیت(علیهم السلام)را رفته اند!!؟ که شما همه را از دم تیغ خود میگذرانید...و مطمئن باشد آن عارفان الهی مقیّد به مکتب تشیّع بیشتر از من و شما مخالفان عرفان با قرآن و اهل البیت(علیهم السلام)مأنوس بوده اند... بعد هم شما میگویید همین که قرآن و حدیث را بخوانند میفهمند که چنین عوالمی هم داریم. خب یک پرسش از شما دارم اینکه دانستن بهتر است یا دیدن؟ کدامیک یقین آور است!!؟ پس اگر استاد عرفان راه رفته ی درستی که اسلام اهل البیت(علیهم السلام)معیار کار اوست شما را راهنمایی هایی کرد یا دستوراتی داد که چشمتان باز شود و به عین الیقین حقایق را ببینید اینکه خیلی خوب است و عیبی ندارد که شما در برابر آن موضع گرفته ای!!! البته این را قبول دارم که سالک نباید به این نیّت که چشمش باز شود خدا را عبادت کند ... بعد از آن شما به علمای وارسته ای چون سیّد علی قاضی(رضوان الله علیه)تهمت جادوگری زده ای و آنوقت خودت را پیروی اهل البیت(علیهم السلام)به حساب می آوری!!!... خیلی بد است انسان به مومنان مسلمان که از فضل خدا دارای مقامات و کرامتی شده اند حسادت کند و تهمت بزند

    موافقم(۰)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۵ ۴:۱۵ ب.ظ:

    با سلامی دوباره

    ما منتظر تقریر شما از سخن وبیان ما هستیم که در باره حدیث آینه گفته شد باید دید اصلا شما حرف ما را می فهمید یا خیر ؟
    اینهمه روایت وآیات را که بیان کردیم از نهی سخن درباره ذات که شما همش دارید درباره ذات باری تعالی وکیفیت آن سخن می گویید که خدا خلق کرد اینجوری بود و .... که این کار شما طبق روایات لاتکلموا فی ذات الله حرام است

    شناخت زنادقه خبیث

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. محمّد امین

    on مهر ۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    من میدانم شما درباره حدیث آیینه چه نوشته ای ولی تا زمانی که از حدیث امام صادق(علیه السلام)با جابر بن حیان و ابوشاکر دیصانی درباره بودن خدای یکتای نادیده در سنگ جوابی ندهی و طفره بروی از من هم تقریری درباره برداشتتان از حدیث آیینه نخواهی دید... درباره ذات خدا اینکه او وجود نامحدود ضروری همیشه ثابت بی تغییر است که بدیهی است نکند شما غیر از این را معتقدید و خدا را محدود و متغییر و غیر ضروری می دانید!!!.. بیان واضحات و بدیهیّات حرام است!!!؟ مشکل شما این است که از این دلیل عقلی و برهان روشن که چون قبل از خلقت فقط خدا بود و به ناچار وقتی مخلوقی می آفریند مخلوق در حیطه وجود او پدید می آید جوابی نداری و از این هم طفره میروی... و شما اگر شخص با انصافی هستی باید مناظره امام صادق(علیه السلام)با جابر ابن حیان و آن مناظره دیگر امام با ابوشاکر دیصانی درباره بودن خدای یکتای نادیده در سنگ را هم چاپ کنی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۵ ۵:۳۱ ب.ظ:

    باسلام

    شما در نیم خط متن عربی استدلال روایت جابر با سند و ابو شاکر دیصانی را به همراه برهان اخذ شده از متن روایت تقریر فرمایید تا جواب داده شود

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. کریم

    on مهر ۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    چرا شما هیچی حالیتون نمیشه فلسفه وعرفان انحراف است و ردر عصر غیبت ما ارجاع داده شدیم به حدیث حالا شما برو پیش فلاسفه وعرفا وسخنان ارسطو سقراط وابن عربی بایزید و حلاج را بگیر

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  14. محمّد امین

    on مهر ۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    نخیر، شما باید حدیث امام جعفر صادق(علیه السلام)و جابر بن حیان و ابوشاکر دیصانی را چاپ کنی اگر با انصافی... از چاپ کردن حدیث طفره نروید...مگر شما مبلّغ مکتب اهل البیت(علیهم السلام)نیستی، پس نباید از چاپ کردن حدیث امام صادق(علیه السلام)با جابر بن حیان و ابوشاکر دیصانی درباره بودن خدای یکتای نادیده در سنگ وحشتی داشته باشی!!!...شاید هم میترسی اگر این احادیث چاپ شود رشته هایتان پنبه شود؟... و نکند شما همانهایی هستید که بلندگوهایتان در انگلیس و سندیگوی آمریکا تکفیر و فحّاشی و لعن را نثار علمای شیعه و مراجع بزرگوار می کنند و در داخل کشور هم مرموزانه بر علیه انقلاب و علماء و مراجعی که هم مشربتان نیستند فعالیّت میکنید و چهره بزرگان اسلام را تخریب می کنید!!!؟

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۵ ۶:۱۱ ب.ظ:

    با سلامی دوباره

    ۱- روایات ابوشاکر متعدد است بنده نمی دانم شما در باره کدام روایت وکدام فراز سخن می گویید لطفا قسمتی یا متن عربی روایت با فراز مربوطه را قرار دهید و همچنین متن روایت جابر را نمی دانم کدام است وشما ادعای استدلال به روایت می کنید ، متن مورد استدلال خود را درج کنید وهیچ ترسی از روایات معصومین نداریم و روی چشم ما جای دارند

    ۲- شما یک مورد در سایت بیاورید که ما فحاشی لعن علیه علمای شیعه کرده باشیم و این بزرگواران فلسفه و عرفان تنها نقد می کنیم

    ۳- این سخن شما تهمت است که ما علیه انقلاب فعالیت می کنیم ، همواره سخن ما این است که فلاسفه و عرفا وفلسفه وعرفان است که مورد تمجید بی بی سی و لندن و غرب است ومستر هنفر جاسوس انگلیسی کتابهای مولوی و ابن عربی وفارابی را دستور داده بین شیعه ترویج شود و کسانی را که مبنای فکری آنها مورد تایید غرب وانگلیس و منحرفین است فلاسفه وعرفا هستند نه کسانی که پیرو مکتب کلینی و صدوق ومفید و مجلسی و... هستند شما همایش ملاصدرا همایش مولوی و فارابی در لندن وامریکا و ... می بینید ولی یکبار همایش کلینی در غرب گرفتند؟

    ۴- چهره بزرگواران را امثال شما خراب می کنند که تنها شعار و تخیب وتوهین و فرافکنی وهوچی گری بلدند ما طبق فرمایش مقام معظم رهبری وکرسی های آزاد اندیشی عمل می کنیم .

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  15. محمّد امین

    on مهر ۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    اینکه شما به سیّد علی قاضی و مرحوم حداد و علامه حسن زاده آملی بگویی کافر جادوگر توهین و تهمت نیست!!؟ دوماً این احادیث جابر بن حیان و ابوشاکر دیصانی با امام جعفرصادق(علیه السلام)آنقدر معروفند که بعید میدانم آنان را ندیده باشید و همان قسمت مورد نظر را برایتان گفتم را به فارسی هم سرچ کنید پیدایشان می کنید... گفتار شما شبیه شیعه نماهای انگلیس نشین تکفیری و شیخ افغانی سندیگو نشین است پس به ما حق بدهید که به شما مشکوک باشیم... و منتظر هستم که احادیث امام صادق(علیه السلام)و جابر بن حیان که میگوید خدا در سنگ و چوب و آب و همه چیز هست را چاپ کنید و آن حدیث امام با ابوشاکر دیصانی که درباره بودن خدای یکتای نادیده در سنگ را هم چاپ کنید وگرنه این را به حساب طفره رفتن شما از نشر احادیث ائمه هدی(علیهم السلام)میگذاریم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۵ام, ۱۳۹۵ ۷:۲۶ ب.ظ:

    باسلامی دوباره

    اولا: باز هم ادعا کردید گفتم در سایت ما بیاورید کجا به این آقایان گفتیم کافر و فحاشی کردیم و هوچی گری نکنید

    ثانیا: نمی دانیم کدام حدیث را می گویید شما چگونه به حدیثی که حتی متن عربی ان یا قسمتی از متن عربی آن فراز مورد استدلال خود را که نمی دانید استدلال می کنید این واقعا نشان عدم آگاهی و علم شماست ، روایات متعدد ومتون عربی بسیار است ما تصویر متن روایت ابوشاکر دیصانی را گذاشتیم لطفا یکم هم مطالب ما را خوب مطالعه نمایید واگر منظورتان روایت دیگری است درج کنید لطفا متن عربی روایات را بگذارید تا علمی بحث شود و سند روایت تا ثابت شود از جعلیات صوفیه و عرفا نباشد

    ثالثا: به جای جواب علمی فرافکنی می کنید ، خداوند این افرادی را که نام بردید هدایت کند این ها هم مانند فلاسفه وعرفا گمراهند وگمراهی آنها از نوع دیگر است هرکس را شیطان به طریقی فریب داده وگمراه می کند خلاصه این طرز صحبت کردن شما نشان عجز و شکست شماست لطفا روایات را بذار وسط یکی یکی علمی بحث کنید اینکه اتها بزنید با فلان گروه و شخص هستی خطاست .

    الحمدلله این سایت طرفدار هیچ شخص وگروهی نیست ودر وزارت ارشاد وپلیس فتا نیز ثبت شده ونام مدیر و رزومه او در آنجا است و با نظام هم هیچ مشکلی ندارد واتفاقا برخی از اعضای ان طلاب بسیجی ان هم فرمانده پایگاه می باشند وتنها به فرموده مقام معظم رهبری آزاد اندیشی و کرسی های علمی است وترویج مکتب وکلام اهل بیت علیهم السلام می کند .

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  16. محمّد امین

    on مهر ۵, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    کسانی که متن این مقاله شما(صنعت خود ساخته نه کرامت) و بخصوص بند ۵ پی نوشت آن را بخوانند متوجه میشوند که شما عارفان شیعه(حداد و حسن زاده آملی و سیّد علی قاضی) را مدعیان عرفان و کشف و شهود و ساحر جادوگر گفته اید و همه میدانیم که ساحر کافر است...من با شما مسابقه زور آزمایی نگذاشته بودم که حالا شکست خورده باشم...فقط دنبال این بودم که به شما تلنگری زده باشم تا قدری عمیق تر روایات و آیات را بینید و تعقّل و تدبّر بیشتری کنید و زود درباره دیگران قضاوت نکنید... این روایت امام صادق(علیه السلام)با جابر بن حیان در سایت وحدت وجود در قسمت وحدت وجود در روایات موجود است مراجعه کنید... خب شما میگویی سیّد علی قاضی و مرحوم حداد و علامه حسن زاده آملی فریب خورده شیطانند پس از کجا معلوم خود شما فریب خورده شیطان نباشی که استاد عرفان و فلسفه ندیده از کتب و اقوال عرفای شیعه و فلاسفه اسلامی چیزهایی را خوانده ای و برداشت غلطی کرده ای و آن را به حساب حرفهای کفر آمیز و شیطانی گذاشته باشی!!؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۷ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۲۷ ق.ظ:

    با سلام

    این شمایید که میل به فلسفه و فلاسفه وتصوف دارید و اگر تمام مطالب سایت ما را مطالعه کنید خواهید دید که این آقایانی که شما نامشان را بردید از کسانی اند که گرایش به تصوف دارند و صوفیه تمجید می کنند و تعمق در روایات بار منفی دارد و باید تنها سراغ معصومین رفت واگر کسی روایتی را واستدلالی از روایتی قشنگ وصحیح تقریر کرد باید پذیرفت و شعار وهوچی گری فایده ای ندارد

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  17. محمّد امین

    on مهر ۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    برای اینکه آنچه را میگویم متوّجه شوید فرض کنید،فقط خدا هست و بعد فقط شخص شما را خلق میکند،...حالا چند حالت قابل تصوّر است شما به من بگویید کدامشان درست است: ۱- خدا در شما نیست و فقط از اطراف به شما محیط است و شما وجود مستقلی دارید(یعنی خدا حرکت کرده ،تغییر کرده و به اندازه ای که در شما نیست محدود و کوچک شده)..۲-خدا چون قبل از شما بوده و همیشه ثابت است و تغییر نمیکند و حرکت نمیکند تا کوچک شود و شما در حیطه وجود او پدید آمده اید)سراسر شما را در بر گرفته و در عین حال شما شمایید و خدا خداست و خدا آمیخته با شما نیست و شما وابسته محض بوجود او هستید...۳- خدا وجود حقیقی و شما هم موجودی حقیقی هستید که هم رتبه او و معادل او از لحاظ هستی می باشید...۴-خدا وجود حقیقی است و شما موجودی هستید که از لحاظ هستی ضعیف تر از خدا و برای او نزدیک به هیچ و تصویری مجازی و خیالگونه اید. لطف کنید و هر یک از این ۴ مورد را که قبول دارید بفرمایید... من آن احادیث معصومین(علیهم السلام)را قبول دارم که میفرمایند که خدا خالی از خلق است و خلق خالی از او..ولی معتقدم این حدیث نیاز به توضیح دارد و آن اینکه چون فرض ۱و۳ که برایتان مطرح کردم به نظر من ممکن نیست...و فرض ۲ و ۴ را امکان پذیر و برهانی میدانم،خالی بودن خلق از خدا و خالی بودن خدا از خلق را اینگونه تفسیر میکنم که خدا و خلق آمیخته با هم نیستند و خدا همذات خلقش نیست...ولی در عین حال خلق بدون خدا نمیتواند باشد مثل اینکه بلا تشبیه بدنی که بدون روح نمیتواند باشد و متلاشی میشود و روح چیز دیگریست بدن چیز دیگر و مخلوط با هم نیستند... یعنی خدا مثل روحی عظیم همه مخلوقات را در بر گرفته و از اطراف هم به مخلوقات محیط است و مخلوقات بدون او اصلاً تحقق نمی یابند و باقی نمی مانند و متلاشی شده و از بین میروند نمی یابند.که در رویت داریم: هو حیات کل شیء هو نور کل شیء

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۹ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۷ ق.ظ:

    نور بودن خداوند طبق روایات یعنی هدایت گری وهادی و نور در روایات یعنی هادی نه اینکه با ذاتش همه جا را پر کرده باشد ؟ اینها همه نشانه عدم رجوع به روایات از سوی فلاسفه وعرفا و امثال شما است
    عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ:- سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ فَقَالَ هَادٍ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ هَادٍ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ فِی رِوَایَهِ الْبَرْقِیِّ هُدَى مَنْ فِی السَّمَاءِ وَ هُدَى مَنْ فِی الْأَرْضِ.

    ابن هلال گوید: از حضرت رضا (علیه السلام) تفسیر قول خدا (آیه ۳۶ سوره ۲۴) خدا نور آسمانها و زمین است را پرسیدم فرمود: خدا هادى اهل آسمانها و هادى اهل زمین است‏

    شما لینک های زیر را مشاهده کنید تا به اشتباهتان پی ببرید

    وحدت وجود،عقل گریزی وجبرگرایی عارفان
    http://www.borhannews.com/news/?p=44
    روش باطل اهل عرفان درتلقین خودخدابینی،وشهودوحدت وجود
    http://www.borhannews.com/news/?p=82
    دریافت کتاب وحدت یا توحید
    http://www.borhannews.com/news/?p=2255
    حمله شدیدآیت الله مکارم به مبانی فلاسفه وعرفا:وحدت وجودمانندبت پرستی+صوت وفیلم
    http://www.borhannews.com/news/?p=2672

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  18. محمّد امین

    on مهر ۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    برای اشتباه تایپی ببخشید،نمی یابند بعد از از بین میروند اضافی است، و الف روایت هم جا افتاده و رویت نوشتم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  19. محمّد امین

    on مهر ۹, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    جوابی درباره نظر ۱۷ ندادید!!!... جناب کریم میگوید ما که بیکار نیستیم جواب شما را بدهیم.... خیلی معذرت میخواهم شما لباس پیغمبر را به تن کرده اید و از خمس مال مردم مسلمان می خورید برای چی؟...برای اینکه جواب پرسشها و شبهات را بدهید و از دین دفاع کنید. مگر غیر از این است...و مگر چند خط نوشتن چقدر برایتان سخت است البته باید قبلش کمی فکر هم روی پرسش بکنید که ممکن است خسته شوید.به هر حال اگر جوابی ندارید،ممنون و ببخشید که خسته تان کردم،خدا ما و شما را معتقد به حق و پیروی حق قرار دهد

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.