۸

مکتب اهل بیت علیهم السلام / نقدتفکیک / نقدعرفان / نقدفلسفه

اشتباه معرفت بشرى درشناخت معناى توحید

اسفند ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱:۵۳ ب.ظ توسط

معرفت بشرى در پى اشتباه آشکار خویش در مورد تفسیر معناى وحدت حقیقى خداوند، و به اقتضاى اعتقاد خود به نامتناهى بودن ذات خالق عز و جل و اطلاق وجودى‏ اش، هیچ چیزى را جدا از هستى او و مبائن با وجود وى نمى‏ داند، و حقیقت وجود هر چیز و هر زمان و مکان را جلوه اى و حصّه‏ اى از وجود خداوند دانسته، ادراک هر چیز را عین ادراک وجود او مى ‏شمارد؛ ولى مکتب وحى و برهان، خداوند سبحانه و تعالی را خالق و آفریننده همه چیز، و مبائن و مخالف با همه آن‏ها، و فراتر از امکان هر گونه وصول و ادراک و احاطه و شناخت معرّفى مى‏ نماید. امام رضا علیه‏ السلام مى‏ فرمایند:

هو أین الأین وکان ولا أین، وکیف الکیف وکان ولا کیف، فلا یعرف بکیفوفیه، ولا بأینونیه، ولا یدرک بحاسه، ولا یقاس بشیء.[۱]

او “مکان” را مکان نمود او بود در حالى که مکان وجود نداشت، و “کیفیت” را کیفیت فرمود و او بود در حالى که کیفیت وجود نداشت، پس او را متّصف به کیفیت و مکان نمى ‏توان شناخت، با هیچ حسّى ادراک نمى ‏شود و با هیچ چیزى مقایسه نمى‏ گردد.

امام باقر علیه‏ السلام مى‏ فرمایند:

له القدره والملک أنشأ ما شاء بمشیته، لا یحد، ولا یبعض، ولا یفنى.[۲]

قدرت و سلطنت از آن اوست، هر چه خواست به مشیت خود بیافرید، وصف نمى ‏پذیرد، جزء ندارد، و فنا نمى ‏پذیرد.

آرى، معرفت بشرى، “عدم تناهى” و “اطلاق وجودى” را ملاک وجوبِ وجود دانسته، و عینیت ذات خداوند با اشیا و “وحدت وجود” را از آن نتیجه مى ‏گیرد.

امّا معرفت الهى، نفسِ تعالى و فراترى ذاتى خداوند جلّ و علا را ملاک الوهیت و خالقیت او مى‏داند، و معرفت صحیح را در اعتقاد به تباین ذاتى خالق و مخلوق ارائه مى ‏دهد:

… قال الرجل: فإذا إنه لا شیء إذا لم یدرک بحاسه من الحواس. فقال أبوالحسن علیه السلام: ویلک، لما عجزت حواسک عن إدراکه أنکرت ربوبیته، ونحن إذا عجزت حواسنا عن إدراکه أیقنا أنه ربنا وأنه شیء بخلاف الأشیاء، … هو أجلّ من أن یدرکه بصر، أو یحیطه وهم، أو یضبطه عقل، قال: فحده لى، قال: لا حدّ له، قال: لم؟ قال: لأن کل محدود متناه إلى حد، فإذا احتمل التحدید احتمل الزیاده، وإ ذا احتمل الزیاده احتمل النقصان، فهو غیر محدود ولا متزائد و لا متناقص، ولا متجزّیٔ ولا متوهم.[۳]

… آن مرد گفت: اگر خداوند با هیچ حسّى از حواس ادراک نمى ‏شود، پس اصلاً وجود ندارد، حضرت رضا علیه‏ السلام فرمودند: چه مى‏ گویى؟! تو همینکه حواست از ادراک او عاجز شد ربوبیتش را انکار کردى؟! و حال اینکه ما هنگامى که حواسمان از ادراک او عاجز آمد، یقین کردیم که او پروردگار ماست و بر خلاف همه اشیا مى ‏باشد. … او فراتر از این است که به ادراک بصر آید، یا وهم او را در برگیرد، یا عقل او را بشناسد.

گفت: پس او را براى من وصف فرماى، فرمودند: توصیف او ممکن نباشد. گفت: چرا؟ فرمودند: زیرا هر چیز که در وصف آید متناهى به حدّى خواهد بود، و چون قابل تحدید باشد، قابل زیادت خواهد بود، و اگر قابل زیادت باشد قابل نقصان نیز خواهد بود. پس او نه محدود است و نه قابل زیادت، و نه قابل نقصان، و نه متجزّى و نه قابل توهّم.

“تناهى و عدم تناهى” از شؤون و خواص ذات مقدارى و داراى اجزا است و اگر گاهى گفته شود: “خداوند متعال متناهى و محدود نیست”، نباید نتیجه گرفت که ذات او نامحدود و نامتناهى است، بلکه آن‏چنانکه در مورد “ملکه و عدم” گفته مى‏ شود، سلب تناهى و حدّ از ذات متعالىِ او تنها براى بیان عدم قابلیت اتّصاف او به صفات اشیاى مقدارى و مخلوق مى ‏باشد.


[۱] . عیون اخبار الرضا علیه‏ السلام، ۱ / ۱۰۸٫

 [۲] . کافى ۱ / ۸۸؛ بحار الأنوار، ۴ / ۲۹۹٫

 [۳] . عیون اخبار الرضا علیه‏ السلام، ۱ / ۱۰۸ ـ ۱۰۹٫

موافقم(۰)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , ,

+

۸ دیدگاه

  1. رضا

    on اسفند ۲۷, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    این که ابن عربی گفته : *انما حضره الوجودیه هی حضره الخیال*
    کاملا صحیح است ؛ البته این به آن معنا نیست که عالم وجود همه اش وهم و خیال است ، بلکه یعنی هر چه غیر خداست خیال است به این معنی که اصالت ندارد ؛ خود شما آقای آدمین !! آیا بدون خدا اصالتی دارید !؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۴ ق.ظ:

    باسلام
    این معنای شماست درحالی که اگر مقداری در مطالب وشروح آقایان سیر کنید این معنای شما را نمی گویند بلکه عین همه راوجود خدا می دانند
    ابن عربى صریحا مى‏گوید: إنّ الأشیاء لم تفارق خزائنها، وخزائن الأشیاء لم تفارق عندیّه الحقّ تعالى، وعندیّه الحقّ تعالى لم تفارق ذات الحقّ تعالى، فمن شهد واحده من هذه الأمور الثلاثه فقد شهد المجموع، وما فی الکون أحدیّه إلاّ أحدیّه المجموع. ابن عربى: کتاب المعرفه، ۳۰۲۹ : اشیا، از خزائن خود جدا نشده‏اند. و خزائن اشیا، نزد حق تعالى بودن را وانگذاشته‏اند.و نزد حقّ تعالى بودن، از ذات حق تعالى مفارقت نجسته است. پس هر کس یکى از این امور سه گانه را مشاهده کند، هر سه را مشاهده کرده است. و در صحنه وجودْ هیچ احدیتى جز احدیت مجموع وجود ندارد.
    و مى‏گوید: کلّ ذلک من عین واحده لا، بل هو العین الواحده، وهو العیون الکثیره: همه آن‏ها از یک عین است، نه، بلکه او خودش عین واحد است، و او خودش عیون کثیر است.(به نقل از: حسن زاده، حسن: رساله‏ى لقاء اللّه‏، ۷۸).
    و قیصرى در شرح آن گوید: أی کلّ ذلک الوجود الخلقی، صادر من الذات الواحده، ثم أضرب عنه لأنّه مشعر بالمغایره، فقال: بل ذلک الوجود الخلقیّ هو عین تلک العین الواحده الظاهره فی مراتب متعدّده، وذلک العین الواحده الّتی هی الوجود المطلق، هی العیون الکثیره باعتبار المظاهر المتکثّره. کما قال:
    سبحان من أظهر ناسوتهسر سنا لاهوته الثاقب
    ثمّ بدا فی خلقه ظاهرافی صوره الآکل والشارب
    فانظر ما ذا ترى. (همان ،۷۸ ـ ۷۹): یعنى: همه‏ى آن وجودهاى خلقى، صادر از همان ذات واحد است، و چون از این سخن بوى مغایرت مى‏آید، از آن برگشته و مى‏گوید: بلکه آن وجود خَلقى، عینِ همان واحدى است که در مراتب متعدّد ظاهر است. و آن ذات واحدى که همان وجود مطلق است به اعتبار مظاهر فراوانش، خودِ همان عیون کثیر و فراوان مى‏باشد.
    ابن عربى مى‏گوید:
    ثم السر الذی فوق هذا فی مثل هذه المسئله أن الممکنات على أصلها من العدم ولیس وجود إلا وجود الحق بصور أحوال ما هی علیه الممکنات فی أنفسها وأعینها فقد علمت من یلتذ ومن یتألم. (ابن عربى: فصوص الحکم، الفص الیعقوبى، ۱ / ۹۶).
    قیصرى مى‏گوید: شرح: أی الأعیان الممکنه باقیه على أصلها من العدم، غیر خارجه من الحضره العلمیه کما قال فیما تقدم: والأعیان ما شمت رائحه الوجود بعد، ولیس وجود فی الخارج إلا وجود الحق متلبسا بصور أحوال الممکنات فلا یلتذ بتجلیاته إلا الحق، ولا یتألم منه سواه. (شرح فصوص الحکم، ۶۷۴).
    "وحدت از دیدگاه عارف و حکیم" مى‏نویسد: شک نیست که هیئت مجموعیه و صور احاطیه‏اى که اشیا راست براى آن‏ها حقیقتى وراى این خصوصیات و احدیت جمع آن‏ها نیست. (حسن‏زاده آملى، حسن: وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ۶۴ ـ ۶۶)

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. رضا

    on اسفند ۲۷, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    در ضمن از جمله ملاصدرا *فالعالم متوهم و ما له وجود حقیقی* هم سوال کردم ، ایشان جواب داد ملاصدرا این را از قول خود نگفته بلکه گویا این جمله را از صوفیه نقل نموده است .
    چه جوابی دارید ؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۶ ق.ظ:

    باسلام
    این متن را تقطیع کرده درحالی که کل جمله ملا صدرا جواب شما را می دهد که تصریح می کند این مشرب عرفای الهی ومحققین مثل اینکه کتابهای خودشان را هم خوب نمی خوانند
    کل ما ندرکه فهو وجود الحق فی أعیان الممکنات ... وإذا کان الأمر على ما ذکرته لک فالعالم متوهم ما له وجود حقیقی، فهذا حکایه ما ذهب إلیه العرفاء الإلهیون والأولیاء المحقّقون.
    ملاصدراى شیرازى، اسفار، ۲ / ۲۹۴
    آنچه ادراک مى‏کنیم، نفسِ وجود حقّ در وجود عینى مخلوقات است ... و حال که امر بدین‏سان است که برایت گفتم، نتیجه این مى‏شود که عالم موجودى وهمى و خیالى است و وجود حقیقى و واقعى ندارد، این است بیان آنچه که عرفاى الهى و اولیاى محقّق بدان اعتقاد دارند.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. حمید

    on اسفند ۴, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    به کوری چشم شما فیلم مولانا هم پخش شد

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۲ ب.ظ:

    باسلام
    این خود نشانه نفوذ انگلیسی ها وفراماسونرها حتی در تشیع می باشد
    خاطرات مستر همفر تاکید میکند که کتب مولوی را باید ترویج دهند

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ اسفند ۹ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۹ ق.ظ:

    بسمه تعالی
    جناب حمید مولاکم نه مولانا لعنه الله علیه

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. عرفان

    on دی ۱۱, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    با سلام.
    من دو تا سوال دارم و موندم توشون.

    یکی اینکه به فرموده شما ماسوی و همه چیز غیر حق مادی و زمان دارد،میخواستم بدونم کل عالم وجود که مادیه در زمان و مکان هست؟؟؟،اگر هست توضیح دهید ظرف ان چگونه است.؟؟ماواری عالم عدمه ؟؟و اگر نیست ایا بعدش میرسیم به خدا یا نه چجوریاس؟؟

    دوم اینکه معراج پیامبر رو در عروج و نزدیکی به خدا که چگونه بوده،ایا پیامبر با بدن مادی تمام عوالم مادی و جسمانی رو طی کرد وبه اخر جسم رسید در اسمان هفتم حالا بعدش اونجا یه دیواری کشیده بودن اونورش خدا نشسته بود بعد در این قرب الهی در قاب قوسین زانو به زانو خدا نشست؟؟؟در عالم جسمانی میخواستم بدونم نسبت حق با پیامبر چگونه است در اون مکان جسمانی خدا نزدیکتر بوده چجوریاس؟؟

    موفق باشید جوابها رو با توضیح به ایمیلم بفرستین

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.