۸

تصوف / مقالات / مکتب اهل بیت علیهم السلام / نقدعرفان / نقدفلسفه

پاسخ هایی به استدلال صوفیه شیعه درباره برخی شبهات عدم استعمال بوی خوش

بهمن ۲۶, ۱۳۹۲ در ۸:۰۳ ب.ظ توسط

عدم قدرت استفاده از روایت حضرت یوسف ع برای توجیه ترک سنت نبوی آن هم ۳۶ سال

۱-ابتداء در فقه با توجه به روایات متعدداستعمال بوی خوش جزء سنت نبوی  ص واهل بیت  ع محسوب می شود که در ذیل این مطلب برخی روایات آن را آورده ایم حال سوال این است که آیا می توان با یک یا دوروایت خاص وآن هم از عملی مخصوص سوی معصوم مانند حضرت یوسف ع و روایات شعار حسینی این عمل قبیح وغیر اسلامی وصوفیانه  را توجیه کرد وسنت بودن عدم استعمال عطر در باره مرگ غیر معصوم آنهم در بلند مدت ثابت کرد؟روایات بسیاری داریم که  حتی پیامبر ص نهی شدید از عدم استعمال عطر کردند روایت مشهوری است برخی زنان نزد پیامبر ص آمدند که شوهرانشان برخی کارها مانند استعمال عطر ویا خوردن گوشت را ترک کرده بودن و پیامبر ص باشدت آنها را نهی کرد

نهی ازقیاس افعال معصوم برای تایید کارهای خود

۲-در دو روایت مذکور که که بازی چه صوفیه شیعه شده است وآنهم از بی سوادی وتعصب به اشخاص می باشد روایت حضرت یوسف ع در باره پیامبری معصوم است که آن هم قابل قیاس با قضیه مرگ آقای قاضی طباطبایی نمی باشد چرا که اولا: این قضیه برای دو معصوم است وبرای معصوم وفراق آن  بوده ، کار صوفیه این است که خود را با معصومین قیاس می کنند وکارهای خود را توجیه می کنند مانند حضرت خضر وموسی ع که دو معصوم بوده اند  پس کسی بیاید و عدم ازدواج را در جامعه ترویج کند وبگوید حضرت عیسی ع ازدواج نکرده است ؟! ثانیا:در قید حیاط بودن این دو معصوم  یقینی بوده است یعنی این قضیه بلاخره روزی به پایان می رسد ثالثا :انبیاء وائمه اطهار خوش بو بوده اند واگر بوی خوشی استعمال نمی کردند باز هم بدن مطهر آنها بوی خوش می داده واین استعمال وترغیب آن  بیشتر برای شیعه ومسلمانان است وترغیب  آنان به سنتهای  اسلامی  می باشد وما نمی توانیم از این سنت دوری کنیم. شهید اول  در کتاب القواعد و الفوائد، ج‏۲، ص: ۲۰۷ وظیفه الأنبیاء غیر وظائفنا.

ترک استعمال عطر برای عزای معصوم وشعائر حسینی ان هم در مقطعی خاص نه برای ۳۶سال

۳-در قضیه کربلا وشهادت ابی عبدالله ع وروایت آمده  هم قضیه ای برای حفظ وترویج وآغاز ترویج سنت اهل بیت ع با خون ابا عبدالله می باشد که با این کار آغاز حرکت سرخ شیعه است والان هم در مصیبت ابا عبدالله  وبرخی قضایای دیگر که در روایات آمده بهتر است عطر استعمال نشود والا شهادت رسول الله که حیث انقطع الوحی بوده و بالاترین مصیبت بوده  چرا اهل بیت ع وامیرالمومنین ع این کار را نکردند ؟! یا اگر هم کردند هیچ جا چنین سفارشی نکردند.

سوال این است چرا ترک استعمال در کتب صوفیانه به عنوان اخلاق اسلامی ترویج می شود والا ترک استعمال عطر جایز است

۴-بحث ما در وجوب استعمال عطر یا هر مستحب دیگر نیست بلکه بحث این است که  کسی در کتابش که نام آن را یکدوره کامل از اخلاق اسلامی می گذارد و  آن را در جامعه به نام اخلاق اسلامی ترویج می کند ترک سنت پیامبر که خود معیار اهل بیت ع واخلاق آنهاست را به عنوان اخلاق اسلامی معرفی می کند که در روایت است هرکس از سنت من دوری کند از من نیست (من رغب عن سنتی فلیس منی)

 قضیه فی الواقع وتخصیص ان برای موراد خاص انهم برای معصوم نه غیر معصوم

۵-این روایات را می توان قضیه فی الواقع گرفت ودر واقع نوعی تخصیص روایی در این باره آن هم درموارد خاص است مانند حفظ شعائر حسینی و یا مثلا درباره نماز باران و…

که درروایت آمده : یُسْتَحَبُّ الْخُرُوجُ بِسَکِینَهٍ خَاشِعاً مُتَبَذِّلًا مُتَنَظِّفاً لَا مُتَطَیِّباً ثُمَّ قَالَ مُتَبَذِّلًا أَیْ لَابِسَ الْبِذْلَهِ وَ هِیَ مَا یُمْتَهَنُ مِنَ الثِّیَابِ دُونَ ثِیَابِ الصَّوْنِ وَ التَّجَمُّلِ لِأَنَّهُ یَوْمُ خُشُوعٍ وَ اسْتِکَانَهٍ لَا یَوْمُ سُرُورٍ وَ زِینَهٍ فَلِهَذَا لَایَتَطَیَّبُ‏ بَلْ یَتَنَظَّفُ مِنَ الرَّوَائِحِ الْکَرِیهَهِ الَّتِی تُؤْذِی مُجَاوِرَهُ وَ تَمْنَعُهُ مِنَ الْإِقْبَالِ عَلَى الْخُشُوعِ وَ التَّوَجُّهِ إِلَیْهِ تَعَالَى.

عمل رسولان گذشته با وجود سنت نبوی واهل بیت ع حجت نیست

 ۶-روایت حضرت یوسف درباره امتهای گذشته  بوده و با وجود روایت وسنت نبی اسلام ص واهل بیت ع تنها عمل رسول الله حجیت داردکه در روایتی به همین قضیه اشاره شده که مشرب دینی  مثلا حضرت عیسی ع یک چیز است ومشرب دینی  نبی گرامی ص چیز دیگر:

عَنْ أَبِی ذَرٍّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِیمَا أَوْصَى إِلَیْهِ‏ یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ ع بِالرُّهْبَانِیَّهِ وَ بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیَّهِ السَّهْلَهِ وَ حُبِّبَ‏  إِلَیَّ النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ وَ جُعِلَ‏  فِی الصَّلَاهِ قُرَّهُ عَیْنِی‏

 همانا حضرت عیسی ع به کناره گیری ورهبانیت مبعوث شده بود ولی من به حنیفیه مبعوث شدم  ودوست دارم زنان و عطر و قرارداده شده است نمار نور چشم من

استعمال عطر از سوی امام سجادع ومداوت آن

۷- روایات خاص بسیاری داریم که حتی امام سجاد علیه السلام کار مداومشان استعمال عطر بود.

عدم وجود روایتی برای تایید عدم استعمال عطر انهم تا آخرعمر وبرای مرگ غیر معصوم

۸-آقایان صوفیه شیعه شما یک روایت بیاورید که برای غیر معصوم آن هم تا آخر عمر استعمال عطر نداشتند وآن را به عنوان اخلاق اسلامی ترویج وتبلیغ می کردند.

وجود معارض خاص باروایت حضرت یوسف وورود این روایت در باب تعارض

۸-روایت حضرت یوسف ع معارض خاص وعام هم دارد خاص ان در باره عطر وهمبستری  که در باره همبستری که نهی های بیشتری وارد شده است که تا ۴۰ روز نباید ترک شود که باید در باب تعارض روایات بررسی شود وفقه الحدیث شود.

روایت حضرت یوسف ع چند عمل باهم را تخصیص زده نه یک مود خاص

۹-روایت حضرت یوسف ع تنها عدم استعمال عطر را بیان نمی کند بلکه با حرف واو عطف شده همه این موارد باهم را شامل می شود ونمی توانید در مورد خاص آن را وارد کنید اگر هم بخواهید عمل کنید باید با هم ترک شود نه مثلا عطر را ترک کنید ولی همبستری را انجام دهید.

…وَ لَمْ یَکُنْ یُوسُفُ فِی تِلْکَ الْعِشْرِینَ السَّنَهَ [سَنَهً] یَدَّهِنُ وَ لَا یَکْتَحِلُ وَ لَا یَتَطَیَّبُ وَ لَا یَضْحَکُ وَ لَا یَمَسُّ النِّسَاءَ…

اگر کسی کمی در فقه وحدیث سواد داشته باشد می فهمد که این روایت تمام موارد را باهم شامل می شود واگر بخواهد با این روایت روایات استعمال بوی خوش را تخصیص بزند نمی تواند چرا که در این مورد همه موراد باهم است وباید باهم ترک شود نه یک مورد ان هم برای یک غیر معصوم

عدم وجود موردی زاید در استعمال عطرواسراف نبود

۱۰-اتفاقا اگر آقایان مضامین روایات را حداقل یکبار مطالعه کرده باشند لااقل وسائل الشیعه ومستدرکات آن متوجه می شوند در استعمال عطر چیز زایدی وغیر متعارفی در استعمال عطر نداریم  و اسراف در عطر نمی باشد که آقایان بگویند:

آنچه در شرح حال مرحوم علامه طباطبائی آمده است فقط ترک عطرهای متعارف است زائد بر قدر نیاز و نه ترک گلاب و بخورات و عود که استفاده از آنها در میان اهل سلوک در هنگام نماز و اذکار متعارف است.

 در ضمن باز هم می گوییم اشکال اصلی بر این است که این مطالب واهی را در کتابهایی با نام اخلاق اسلامی به خورد جوانان عزیز وپاک شیعه می دهند در حالی که هیچ بوی از اخلاق و سنت نبوی در آن نیست

شما اول ولی بودن آقای قاضی را ثابت کنیدبعدعدم استعمال عطر برای مرگ او تجویز کنید

۱۱- اگر هم این سخن درست باشد شما اول باید در اولیاء خدا بودن آقای قاضی دلیل بیاورید واثبات کنید که ایشان ولی خدا بوده است بعد این کارهای را به جوانان عزیز شیعه  ترویج کنید این که نمی شود  هر فرقه ای برای خود بزرگی درست کند وبگوید این ولی خداست پس در سوگش عطر ایتعمال نمی کنیم واین کار حسن  و زیباست. در حالی که انحراف تمام این فرقه ها ثابت شده واین افراد سبب گمراهی بسیاری شده اند.

این افکار واعمال مقدمه برای ریاضتهای غیر شرعی مانند عدم استحمام می شود

۱۲-این تفکرات واعمال اگر چه هم جایز باشد ولی در طی سالها جامعه شیعه را به مرتاضی گری وانحرافت وسیع تر مانند چیزی که الان در هندوستان وبرخی نقاط می بینیم که نوعی ریاضتهای غیر شرعی را انجام می دهند مانند اینکه چنید سال حمام نمی روند که این افکار واعمال و ترویج این کارهای مقدمه است برای ریاضتهای غیر شرعی بالاخره این نوع اعمال استحبابی ندارد وعمل مباحی که وسیله ریاضت شود خود نوعی بدعت محسوب می شود.

mortaz

قَالَ سَمِعْتُ (أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع) یَقُولُ‏ کَانَ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع أَشْبِیدَانَهُ رَصَاصٍ مُعَلَّقَهٌ فِیهَا مِسْکٌ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ یَخْرُجَ وَ لَبِسَ ثِیَابَهُ تَنَاوَلَهَا وَ أَخْرَجَ مِنْهَا فَتَمَسَّحَ بِهِ.

 هماره امام سجاد ع  جایگاهی مسی داشتند که آویزان بود ودر ان عطر مشک بود وهنگامی که می خواستند از منزل خارج شوند لباسش را می پوشید و استعمال عطر می کرد وبر خود می کشید

قَالَ‏ کَانَتْ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَارُورَهُ مِسْکٍ فِی مَسْجِدِهِ فَإِذَا دَخَلَ لِلصَّلَاهِ أَخَذَ مِنْهُ فَتَمَسَّحَ بِه‏

برای امام سجاد علیه السلام محفظه عطر مشکی بود که هنگامی که وارد مسجد برای نماز می شد از آن می گرفت بر خود می کشید

 در پایان به برخی از روایات اثبات سنت بودن استعمال عطر وبوی خوش حتی برای انبیاء

۱- عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا ع یَقُولُ‏ ُ ثَلَاثٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ الْعِطْرُ وَ أَخْذُ الشَّعْرِ وَ کَثْرَهُ الطَّرُوقَهِ.

 سه چیز از سنت انبیاء مرسل است که عطر، گرفتن مو وبسیار همبستری می باشد

۲- عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: لَا یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یَدَعَ الطِّیبَ فِی کُلِّ یَوْم‏ …

برمرد شایسته نیست که روزی استعمال بوی خوش را ترک کند

۳- مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: الطِّیبُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ.

بوی خوش از اخلاق انبیاء می باشد

(قابل توجه آقایانی که در کتاب مثلا اخلاق اسلامی ترویج عدم استعمال عطر می کنند)

۴- عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى قَالَ سَمِعْتُ أَبِی ع یَقُولُ‏ الْعِطْرُ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِینَ.

عطر از سنتهای انبیاء مرسل است

۵- قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ الطِّیبُ یَشُدُّ الْقَلْبَ.

بوی خوش قلب را قوی می کند

۶- طَلْحَهَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثٌ أُعْطِیَهُنَّ الْأَنْبِیَاءُ الْعِطْرُ وَ الْأَزْوَاجُ وَ السِّوَاکُ.

سه چیز است که به انبیاء اعطاء شده است :عطر و ازدواج و مسواک

۷- عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ ِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَا أُحِبُّ مِنْ‏ دُنْیَاکُمْ‏ إِلَّا النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ.

من از دنیای شما زن وبوی خوش را دوست دارم

۸- أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ الرِّیحُ الطَّیِّبَهُ تَشُدُّ الْقَلْبَ وَ تَزِیدُ فِی الْجِمَاعِ.

بوی خوش قلب را قوی وقدرت همبستری را زیاد می کند

۱۰- عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: الطِّیبُ نُشْرَهٌ وَ الْغُسْلُ نُشْرَهٌ وَ الرُّکُوبُ نُشْرَهٌ وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَهِ نُشْرَهٌ.

بوی خوش  وغسل وهمبستری ونگاه به سبزه شادابی است

۱۱- عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ‏ حُبِّبَ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا ثَلَاثٌ النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ وَ جُعِلَتْ قُرَّهُ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ.

دوشت داشتنی نزد من از دنیا سه چیز است زن وبوی خوش و نماز که نوزر چشم من قرارداده شده است

۱۲- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ الطِّیبُ فِی الشَّارِبِ مِنْ أَخْلَاقِ النَّبِیِّینَ وَ کَرَامَهٌ لِلْکَاتِبَیْنِ.

استعمال عطر به روی شارب(سبیل) از اخلاق انبیاء است وکرامت برای دو مکل نویسنده روی شانه ها

۱۳- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ تَطَیَّبَ أَوَّلَ النَّهَارِ لَمْ یَزَلْ عَقْلُهُ مَعَهُ إِلَى اللَّیْلِ.

هر کس در اول روز عطر استعمال کند همواره عقلش تا شب با اوست

۱۴- عَنْ إِسْحَاقَ الطَّوِیلِ الْعَطَّارِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُنْفِقُ فِی الطِّیبِ أَکْثَرَ مِمَّا یُنْفِقُ فِی الطَّعَامِ.

همواره رسول ال الله در بوی خوش بیشتر ازطعام انفاق (خرج)می کرد

۱۵- عَنْ زَکَرِیَّا الْمُؤْمِنِ رَفَعَهُ قَالَ: مَا أَنْفَقْتَ فِی الطِّیبِ فَلَیْسَ بِسَرَفٍ.

هر چه در بوی خوش انفاق( خرج) شود اسراف نیست .

۱۶- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِیدِ الْکِرْمَانِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی ع مَا تَقُولُ فِی الْمِسْکِ فَقَالَ إِنَّ أَبِی أَمَرَ فَعُمِلَ لَهُ مِسْکٌ فِی بَانٍ‏  بِسَبْعِمِائَهِ دِرْهَمٍ فَکَتَبَ إِلَیْهِ الْفَضْلُ بْنُ سَهْلٍ یُخْبِرُهُ أَنَّ النَّاسَ یَعِیبُونَ ذَلِکَ فَکَتَبَ إِلَیْهِ یَا فَضْلُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ یُوسُفَ وَ هُوَ نَبِیٌّ کَانَ یَلْبَسُ الدِّیبَاجَ مُزَرَّراً بِالذَّهَبِ وَ یَجْلِسُ عَلَى کَرَاسِیِّ الذَّهَبِ فَلَمْ یَنْقُصْ ذَلِکَ مِنْ حِکْمَتِهِ شَیْئاً قَالَ ثُمَّ أَمَرَ فَعُمِلَتْ لَهُ غَالِیَهٌ بِأَرْبَعَهِ آلَافِ دِرْهَمٍ.

محمّد بن ولید کرمانى گفت بحضرت جواد ع عرضکردم در باره مشک چه میفرمائید فرمود پدرم دستور داده بود که مشک را با برگ درخت بان (که درخت معطرى است و از برگش براى بوى خوش استفاده میکنند) مشکى بسازند بهفتصد درهم. فضل بن سهل برایش نوشت که مردم این کار را عیب میدانند.

در جوابش نوشت تو مگر نمیدانى یوسف با اینکه پیامبر بود لباس دیبا که آمیخته‏ با طلا بود مى‏پوشید و روى صندلى طلا مى‏نشست این کار مقام علم و دانش او را نکاست. بعد دستور داد عطردانى برایش بسازند بچهار هزار درهم.

۱۷- عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ طِیبُ النِّسَاءِ مَا ظَهَرَ لَوْنُهُ وَ خَفِیَ رِیحُهُ وَ طِیبُ الرِّجَالِ مَا ظَهَرَ رِیحُهُ وَ خَفِیَ لَوْنُهُ.

بوی خوش برای زنان ان است که رنگش نمایان وبویش مخفی باشد وبرای مردان برعکس

۱۸- عَنْ سَمَاعَهَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَرُدُّ الطِّیبَ قَالَ لَا یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَرُدَّ الْکَرَامَهَ.

از امام صادق علیه السلام سوال کردم درباره مردی که بوی خوش رارد می کند امام فرمود شایسته نیست  برای او که کرامت را رد کند

۱۹- عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:…إِنَّا لَا نَرُدُّ الطِّیبَ.

ما اهل بیت ع بوی خوش رارد نمی کنیم

۲۰- عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ‏ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع‏ لَا یَأْبَى الْکَرَامَهَ إِلَّا حِمَارٌ قَالَ قُلْتُ: مَا مَعْنَى ذَلِکَ قَالَ: قَالَ الطِّیبُ وَ الْوِسَادَهُ وَ عَدَّ أَشْیَاءَ.

کرامت را جز الاق رد نمی کند گفتم معنی این سخن حضرت امیر چیست؟ فرمودند:بوی خوش ومحل نشستن (تکیه گاه راحت) وبرخی چیز های دیگر را حضرت شمرد

۲۱- عَنْ عِیسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیٍّ ع‏ أَنَّ النَّبِیَّ ص کَانَ لَا یَرُدُّ الطِّیبَ وَ الْحَلْوَاءَ.

همانا نبی ص بوی خوش وشیرینی را رد نمی کرد

۲۲- رِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ‏ الطِّیبُ الْمِسْکُ وَ الْعَنْبَرُ وَ الزَّعْفَرَانُ وَ الْعُودُ.

بوی خوش(برخی) مشک و عنبر وزعفران وعود می باشد

۲۳- قَالَ سَمِعْتُ (أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع) یَقُولُ‏ کَانَ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع أَشْبِیدَانَهُ رَصَاصٍ مُعَلَّقَهٌ فِیهَا مِسْکٌ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ یَخْرُجَ وَ لَبِسَ ثِیَابَهُ تَنَاوَلَهَا وَ أَخْرَجَ مِنْهَا فَتَمَسَّحَ بِهِ.

 هماره امام سجاد ع  جایگاهی مسی داشتند که آویزان بود ودر ان عطر مشک بود وهنگامی که می خواستند از منزل خارج شوند لباسش را می پوشید و استعمال عطر می کرد وبر خود می کشید

۲۴- قَالَ‏ کَانَتْ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَارُورَهُ مِسْکٍ فِی مَسْجِدِهِ فَإِذَا دَخَلَ لِلصَّلَاهِ أَخَذَ مِنْهُ فَتَمَسَّحَ بِه‏

برای امام سجاد علیه السلام محفظه عطر مشکی بود که هنگامی که وارد مسجد برای نماز می شد از آن می گرفت بر خود می کشید

۲۵- عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ أَنَّهُ کَانَ یُکْثِرُ الطِّیبَ حَتَّى کَانَ ذَلِکَ یُغَیِّرُ لَوْنَ لِحْیَتِهِ وَ رَأْسِهِ إِلَى الصُّفْرَه

همان رسو خدا ص  بسیار بوی خوش استعمال می کردبه طوری که رنگ محاسن و سرش به زردی می رفت

۲۶- أَبُو الْعَبَّاسِ الْمُسْتَغْفِرِیُّ فِی طِبِّ النَّبِیِّ، ص قَالَ قَالَ ص‏ ثَلَاثٌ یَفْرَحُ بِهِنَّ الْجِسْمُ وَ یَرْبُو الطِّیبُ وَ اللِّبَاسُ اللَّیِّنُ وَ شُرْبُ الْعَسَل‏

پیامبر ص  فرمودند سه چیز است که بوسیله انها جسم شاداب می شود استفاده بوی خوش ،لباس نرم  وخوردن عسل

۲۷- عَنْ أَبِی ذَرٍّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِیمَا أَوْصَى إِلَیْهِ‏ یَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ ع بِالرُّهْبَانِیَّهِ وَ بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیَّهِ السَّهْلَهِ وَ حُبِّبَ‏  إِلَیَّ النِّسَاءُ وَ الطِّیبُ وَ جُعِلَ‏  فِی الصَّلَاهِ قُرَّهُ عَیْنِی‏

 همانا حضرت عیسی ع به کناره گیری ورهبانیت مبعوث شده بود ولی من به حنیفیه مبعوث شدم  ودوست دارم زنان و عطر و قرارداده شده است نمار نور چشم من

منابع:

کتاب شریف کافی

وسائل الشیعه ومستدرکات

مکارم الاخلاق

موافقم(۰)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , , , , , ,

+

۸ دیدگاه

  1. مسعود

    on بهمن ۲۷, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    برهان جان چرا خودت را زحمت میدهی که از روایات معصومین علیهم السلام مطلب را برای این گروهک منحرف ثابت کنی چون اینها بخصوص اذناب لاله زاری معصومین را منحصر در جهارده معصوم ما شیعیان نمی دانند بلکه اکابر صوفیه مثل محی الدین حتی اصاغر صوفیه مانند محمد حسین لاله زاری را معصوم میدانند در کتاب روح مجرد مینویسد اگر هاشم حداد ظرفی مملو از نجاست را بگوید بخور میخورم و مینویسد نباید از افرادی مثل حداد مدرک و دلیل حکم را خواست و مطالبه کرد چون آنها در مقام فنای فی الله هستند بنابراین وقتی حداد سخن میگوید در حقیقت خداست که سخن میگوید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. سراب عرفان

    on بهمن ۲۸, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام علیکم.

    مخالفت شیخ بهایی با مبانی فلسفه:
    http://sarabeerfan.blogfa.com/post/20

    در صراط قرآن و عترت موفق و موید باشید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. سراب عرفان

    on اسفند ۵, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام علیکم.

    نگاهی به منطق الطیر:
    http://sarabeerfan.blogfa.com/post/25

    در صراط قرآن و عترت موفق و موید باشید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. رضا

    on اسفند ۲۲, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام . عالی بود ...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. کوروش

    on آذر ۲۸, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    سلام واقعا بقیه رو چی فرض کردین ؟ از پشت کدوم کوه اومدین؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    عبدمطیع پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۸ ق.ظ:

    از پشت کوه برهان و روایات آمده ایم شما از کجاآمده اید؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. مرتضی

    on بهمن ۳۰, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    به امام زمان یه مشت احمقید. آخه توی اخراجی علوم سیاسی رو چه به این حرفا

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. نایبی

    on آذر ۱۴, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    سلام، انسان برای بقای نسل آدمی باید ازدواج کند و اون ربطی به ازدواج نکردن حضرت مسیح ندارد، عطر نزدن با ازدواج نکردن قابل قیاس نیست در ضمن بنده عطر استعمال نمیکنم شما مشکلی داری؟ عدم استفاده از عطر کار اشتباهی نیست، کلا شما به بهانه های الکی و بی اساس در پی به حاشیه بردن علمای بزرگ شیعه هستید و این کار درستی نیست و در ضمن فقط ۱۴معصوم در ضمن معصومیت ترک اولی هم نداشتن، استفاده از عطر مستحب است نه واجب، بنده دوس ندارم عطر بزنم بنا به هر دلیلی، و کسی هم نمیتونه این کار منو نقد کنه وگرنه نقدی که ضد حق باشد، گناه است و شما نویسنده ی وبلاگ گناه کارید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.