۱

مکتب اهل بیت علیهم السلام / نقدفلسفه

احادیث درموردامتناع تصورذات خدا

خرداد ۲۴, ۱۳۹۰ در ۲:۱۹ ق.ظ توسط

۱ـ توحید صدوق: حجبت العقول ان تتخیل ذاته فی امتناعها من الشّبه والشّکل:

عقل‌ها محجوب و ناتوانند از اینکه ذات او را تخیّل کنند ذاتی که از شبه و شکل بری‌ء است.

و تصور بدون شکل و شبه امکان ندارد.

۲ ـ قال الحسین بن علی‌علیهم السلام: احتجب عن العقول کما احتجب عن الابصار:[۱]

امام حسین‌علیه السلام فرمود: از دسترس عقل‌ها دور است همانطور که از دسترس دیده‌ها دور است.

۳ ـ حق الیقین (شبّر): قال الباقرعلیه السلام: کلّما میّز تموه باوهامکم فی ادقّ معانیه فهو مخلوق مصنوع مثلکم مردود الیکم:

امام باقرعلیه السلام فرمود: هر آنچه که بوسیله اوهام‌تان در دقیقترین معنی تصویر و تصور کنید آن مخلوق و مصنوع است مانند خودتان و برگشتش به خودتان است.

۴ ـ صحیفه سجادیه: ـ بعد قرائه آیه وان تعدوّا نعمه اللَّه… ـ قال… لا یدرکونه ایماناً وعلماً:

امام سجادعلیه السلام می‌فرماید ذات خدا را نه بوسیله ایمان می‌توان درک کرد و نه بوسیله علم.

یعنی نه با کشف و شهود و نه با تعقل و تحلیل عقلی.

۵ ـ کتاب التوحید، اصول کافی:… اللَّه خِلو من خلقه و خلقه خلو منه:[۲]

امام باقرعلیه السلام فرمود: نه خداوند در مخلوقاتش جای گرفته و نه مخلوقات در خداوند جای گرفته است.

توضیح: خداوند در همه‌جا هست حتی آنجا که «جا» صدق نکند؛ لیکن نه بمعنی «ظرف و مظروف»؛ زیرا میان ظرف و مظروف سنخیت لازم است و میان خدا و خلق هیچ سنخیتی وجود ندارد.

ارسطوئیان برای پاسخ به این سوال[۳] خود را به تکلّف انداخته و به آن مغاک سهمگین غلطیده‌اند و به گمان‌شان عقل را تعطیل نکرده و مسأله را حل کرده‌اند. درحالی که ده‌ها پرسش دیگر هست که در متن فلسفه ارسطویی است و هرگز آنان نمی‌توانند بدان پاسخ دهند و به «نمی‌دانم» می‌رسند و بقول خودشان عقل را تعطیل می‌کنند که در مباحث آینده به برخی از آنها اشاره خواهد شد.

گام‌هائی فراتر از قرآن!

اگر افرادی مانند ارسطو و پیروان یونانی او، اگر افلاطون و پیروان یونانی و لبنانی (نو افلاطونیان) او، واگر… در ذات خدا به بحث پرداخته‌اند و مقوله‌هائی از قبیل: عله العلل، فعل محض، مصدر، و… و… را در مورد خداوند به کار برده‌اند شاید خیلی شگفت نباشد؛ زیرا آنان پیرو یک دین نبوده‌اند.

شگفت از کسانی است که به اسلام ایمان دارند و آیه «اکملت لکم دینکم» را که نص در کامل شدن دین بوسیله قرآن و اهل‌بیت‌علیهم السلام است می‌خوانند آنگاه آستین بالا زده و به گمان خود به تکمیل نواقص دین (!) می‌پردازند و فراتر از قرآن و اهل‌بیت‌علیهم السلام پیش می‌روند. چندین باب بل چندین فصل بل چندین مجلّد در مورد تحلیل ذات خدا و در موضوعاتی فراتر از آنچه که در قرآن آمده قلم فرسائی می‌کنند.

امام صادق‌علیه السلام در نامه‌ای به عبدالرّحیم قصیر، می‌نویسد (بحار، ج ۳ ص ۲۶۲ – ۲۶۱):

انّ المذهب الصّحیح فی التّوحید ما نزل به القرآن من صفات اللَّه عزّوجلّ، فانف عن اللَّه البطلان والتشبیه، فلا نفی ولا تشبیه، هواللَّه الثّابت الموجود، تعالی اللَّه عمّا یصفه الواصفون. ولا تعد القرآن فتضلّ بعد البیان:

مذهب صحیح در توحید همان است که در قرآن آمده از صفات خدا عزّوجلّ، پس نفی کن از خدا «بطلان» و «تشبیه» را، پس نه انکار صفات خدا درست است و نه تشبیه او. اوست خدای ثابت و موجود، منزّه است از آنچه توصیف کنندگان توصیف می‌کنند. و فراتر از قرآن پیش‌نرو تا «گمراه بعد از بیان» نشوی.

توضیح:

۱ ـ بطلان: بطالت: بی‌اراده بودن: فعل محض بودن: مصدر محض بودن، تماشاگر محض بودن.

در حدیث دیگر در همان صفحه از امام محمد تقی‌علیه السلام آمده است: تخرجه من الحدّین حدّ التّعطیل وحد التّشبیه: خدا را نه تعطیل کن و نه تشبیه.

در این مورد در مباحث آینده توضیح بیشتری خواهد آمد که فلسفه ارسطوئی اساسی‌ترین صفت خدا یعنی «اراده» و «فعالّ بودن» را انکار می‌کند و خدا را «مصدر محض» می‌داند و باصطلاح مصداق «عاطل و باطل» می‌نماید.

۲ ـ خداوند از هر توصیف و از هر اصطلاح که در مورد او اصطلاح شود و در قرآن نیامده، منزّه است.

۳ ـ کسی که از قرآن فراتر رود و به تحلیل عقلی ذات خدا و تحلیل صفات او که بمعنی ذاتش است به‌پردازد، گمراه می‌شود.

۴ ـ گمراه شدن بعد از بیان: یعنی اگر ارسطو گمراه شود و خدا را تماشاگر محض بداند گمراهی او قبل از بیان است و او بنوعی معذور است اما آنان که برای‌شان قرآن آمده و دین توسط پیامبر و اهل‌بیت‌علیهم السلام تبیین شده، اگر گمراه شوند هیچ عذری برای‌شان نیست.

۵ ـ بیان بعد از بیان: امّت پس از بیان قرآن و اهل‌بیت در اصل مسائل توحید، با بیان مجدّد روبه‌رو هستند یعنی برای‌شان دو بیان آمده است:

الف: بیان کافی در اصل مسائل توحید.

ب: بیان اینکه از بیان اول تجاوز نکنید.

پس اگر کسی فراتر رود و گمراه شود او گمراه بعد البیانین، است.

۶ ـ در حدیث دیگر به مفضل ابن عمر فرمود «لا تجاوز ما فی القرآن»: در توصیف خداوند از آنچه در قرآن آمده تجاوز نکن (اصول کافی، کتاب التوحید، باب النّهی عن الصفه، ح ۷).


[۱]. نهج الشهاده، بخش خطبه‌ها.

[۲]. بحار ج ۳ ص ۳۲۲٫

و هم‌چنین در احادیث دیگر نیز آمده است.

۱) عن ابی جعفرعلیه السلام قال: قال اِنّ اللَّه خِلوٌ من خلقه وخلقه خِلوٌ منه وکلّما وقع علیه اسمُ شیی‌ء فهو مخلوق ما خلا اللَّه: امام باقرعلیه السلام فرمود: ذات خدا از مخلوقش جدا و مخلوقش از ذات او جداست و هر آن چه نام «شیی» بر او صادق باشد جز خدا مخلوق است.   اصول کافی ج ۱ ص ۱۱۰ ح ۳٫

۲) سمعت ابا عبداللَّه‌علیه السلام یقول انّ اللَّه خِلوٌ من خلقهِ وخَلْقُهُ خِلوٌ منه…   اصول کافی ج ۱ ص ۱۱۰ ح ۴٫

[۳]. منظور سوالِ «خداوند قبل از آفرینش مخلوقات به چه کاری مشغول بود» است.

 

موافقم(۰)مخالفم(۰)

برچسب‌ها,

+

۱ دیدگاه

  1. وبال الدین

    on مهر ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ

    سلام
    کسی نگفته که ذات خدا قابل تصور و هیچ کس هم نمیتونه همچین ادعایی کنه ولی چیزی که مسلمه اینه که ذات خدا قابل درک کردنه نه تصور!
    از برادران خودم خواهش میکنم در نظرات با جنگ و دعوا نکنن!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.