۳

مکتب اهل بیت علیهم السلام / نقدعرفان / نقدفلسفه

اندیشه بشری و انکار بداء

تیر ۱۰, ۱۳۹۲ در ۹:۵۵ ق.ظ توسط

امام صادق علیه ‏السلام نیز می‏فرمایند:

ما بعث الله‏ عز وجل نبیا حتی یأخذ علیه ثلاث خصال، الاقرار بالعبودیه، وخلع الانداد، وأن الله‏ یقدم ما یشاء ویؤخر ما یشاء[۱].

خداوند عز و جل هیچ پیامبری را نفرستاد مگر اینکه بر سه مطلب از او پیمان گرفت: اقرار به عبودیت و خلع انداد، واینکه خداوند هر چه را بخواهد پیش می‏اندازد، و هرچه را بخواهد مؤخر می‏دارد.

ونیز:

ما عبد الله‏ عز وجل بشیء مثل البداء.[۲]

در طریق عبادت خداوند عز و جل هیچ چیزی فراتر از اعتقاد به بدا وجود ندارد.

و حضرت رضا علیه ‏السلام می ‏فرمایند:

ما بعث الله‏ نبیا قط إلا بتحریم الخمر، وأن یقر له بالبداء.[۳]

خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرموده مگر اینکه شراب را تحریم کند و برای خداوند به بدا اقرار نماید.

beda

فلسفه معتقد است که جبر علی و معلولی یک قانون کلی است، در نظر ایشان هر چیزی حتی اراده خدا و خلق بر اساس ضرورت پیدا می‏شود،[۴] و محال است که اختیار به معنای واقعی خود، ـ یعنی به طوری که فعل و ترک برای فاعل کاملا مساوی و وابسته به انتخاب و اختیار او باشد ـ وجود داشته باشد.

چنانکه عرفان نیز غیر از وجود خداوند، وجود همه چیز را انکار کرده و می‏گوید: تنها ذات خداوند است که بر اساس ضرورت‏ های غیر قابل تغییر، در قوس نزول و صعود تجلی کرده، پایین آمده و بالا می‏رود:

وإن فی دائره الوجود         قوسین للنزول والصعود[۵]

این دو عقیده، با اعتقاد به قدرت و اختیار خداوند در تمامی امور و افعال بدایی و غیر بدایی تضاد و منافات دارد. لذا اعتقاد به بدا ـ که از مهم‏ترین ارکان عقیده دینی و برهانی محسوب می‏شود ـ دو عقیده فلسفی و عرفانی فوق را شدیدا تخطئه کرده و بر خلاف مقتضای عقل و وحی برمی‏ شمرد. در “حاشیه اصول کافی” درباره بداء چنین آمده است:

إن علمه تعالی بالموجودات والحوادث مطابق لما فی نفس الامر من وجودها فله تعالی علم بالاشیاء من جهه علله التامه وهو العلم الذی لا بداء فیه أصلا، وله علم بالاشیاء من جهه مقتضیاتها التی موقوفه التأثیر علی وجود الشرائط وفقد الموانع. وهذا العلم یمکن أن یظهر خلاف ما کان ظاهرا منه بفقد شرط أو وجود مانع، و هو المراد بقوله تعالی: «یمحو الله‏ ما یشاء ویثبت»[۶].

علم خداوند نسبت به موجودات و حوادث، با وجود واقعی و عینی آنها مطابق است. پس خداوند متعال را علمی به اشیاء است که از جهت علل تامه آنها می‏ باشد ـ و آن همان علمی است که اصلا در آن بداء وجود ندارد ـ، و او را علمی به اشیاء است که از جهت مقتضیات آنها می‏باشد که تأثیر آن مقتضیات متوقف بر وجود شرائط و فقدان موانع است لذا ممکن است گاهی شرطی مفقود شده و یا مانعی پیدا شود و خلاف چیزی که از آن ظاهر بوده آشکار شود. مراد از فرموده خداوند نیز همین است که می‏فرماید: ” خداوند محو می‏کند هر چه را که بخواهد و اثبات می‏کند”.

نادرستی گفتار فوق واضح است زیرا:

۱- بنابر مبانی اهل فلسفه، علم خداوند نفس وجود و واقعیت اشیاء می‏باشد، لذا فرض تطابق یا عدم تطابق آن با واقع و نفس‏ الامر وجهی ندارد[۷].

۲- بنابر مبانی فلسفی و عرفانی هر چیزی طبق نظامی خاص و غیرقابل تغییر جاری می‏شود و وقوع بداء بلکه وجود فعل اختیاری مطلقا محال است.

۳- علم خداوند متعال نفس ذات اوست و هیچ تغییری در آن راه ندارد، علم او به فقد شرط و وجود مانع نیز ازلی بوده و محال است که حدوث یا ظهور تازه‏ای داشته و یا به گونه‏ای باشد که امری بر خلاف آن ظهور یابد[۸]، لذا نمی‏توان علم خداوند را دارای وجوه متعدد دانسته و نسبت به بعضی از وجوه آن احتمال ظهور خلاف آن را داد. اهل فلسفه وجود فعل به معنای واقعی آن را به طور کلی انکار می‏کنند، لذا بدا را به معنای علم می‏گیرند در نتیجه به اشکالات غیر قابل حلی گرفتار می‏شوند. چنانچه توجه شود که بدا از مقوله علم نیست بلکه از مقوله فعل بوده و رابطه آن با قدرت مطلقه خداوند می‏باشد نه علم او، تمامی اشکالات از میان می‏رود، چه اینکه بدیهی است از طرفی علم خداوند هرگز موجب تحدید قدرت او نمی‏شود، و از طرف دیگر مقتضیات فعل و ترک بر اساس تغییر مصالح و مفاسد متعلقات آنها، و نیز در اثر دعا و عبادت و طاعت و معصیت بندگان، قابل تغییر می‏باشد؛ لذا وقوع بداء برای فاعل مختار حکیم، امری کاملا حکیمانه و موافق اصول و مبانی مسلم عقلی و برهانی می‏باشد. بدیهی است علی‏رغم اینکه علم و قدرت خداوند متعال که هرگز تغییر و تبدیلی در آن امکان ندارد، و خداوند تعالی هرگز به دو طرف مقابل آنها مانند “علم و جهل” و “قدرت و عجز” متصف نمی‏شود، اما اتصاف او به دو صفت فعلی نقیض هم مانند “آفریدن و نیافریدن” و “آمرزیدن و نیامرزیدن” هیچ مانعی نداشته، بلکه دلیل بر اطلاق قدرت و سلطنت تامه او می‏ باشد. و چنانچه کسی فعل و ترک هر امری را برای خداوند قادر متعال کاملا مساوی بداند، و امکان افعال باری تعالی را محدود به دایره جبر و ضرورت علی و معلولی و مقتضای ذات ربوبی نداند، هرگز مجبور نخواهد بود بدا را انکار کرده و یا آن را به معانی باطل و نادرست تأویل کند.

آیه مورد اشاره نیز هیچ دلالتی بر تقسیم علم خداوند به علم به علل تامه در مقابل علم به علل ناقصه (که خود علمی ناقص است وگرنه هیچ فرقی با قسم اول ندارد) نداشته، و بیانگر این است که قدرت خداوند متعال مطلق است و هیچ چیز ـ حتی علم و اِخبار او نسبت به آینده ـ دست او را نمی‏بندد و شأنیت تحدید قدرت مطلقه او را ندارد.

۴- علم به شرائط و موانع، جزئی از علم به علت تامه بوده ومحال است اثری مناقض با علم به علت تامه به آن نسبت داده شود؛ و ظاهر شدن خلاف مقتضیات و موانع، تنها نسبت به علم کسی قابل تصور است که دارای علم ناقص بوده و به علل تامه جاهل باشد، نه نسبت به علم خداوند که هیچ‏گونه جهلی ندارد. لذا تعدد جهتی که در کلام فوق برای علم خداوند درست شده است نه تنها مستلزم جهل خداوند به وجود شرایط و رفع موانع است، بلکه مستلزم تناقض نیز می‏باشد، و نه تنها در مورد بدا مشکلی را حل نمی‏کند بلکه مشکلی بر مشکل می‏ افزاید.

۵- بر خلاف مقتضای قواعد فلسفی، ایجاد شرائط و مقتضیات و علل تامه نیز در حیطه قدرت و حاکمیت مطلق خداوند است و خارج دانستن این موارد از قابلیت وقوع بداء در آنها نادرست است.

۶- اگر قرار باشد مطلق بودن علم خداوند با بداء منافات داشته باشد، با اصل اختیار و قدرت مطلقه او نیز منافی خواهد بود و چنانکه اهل جبر می‏گویند علم خداوند مستلزم جهل او و نفی اختیار خدا و خلق می‏شد.

مخفی نماند که اکثر شبهات اهل بحث در مسأله بداء و جبر و اختیار، ناشی از این است که احکام باب علم و قدرت را در هم آمیخته و مقتضیات این دو باب را با هم خلط نموده ‏اند.

بدیهی است علم خداوند مطابق با واقع بوده، و هر یک از علل و معلولات ایجابی و اختیاری همان طور که هستند متعلق علم خداوندند، نه به این نحو که هر دو به نحو وقوع وجوبی و اضطراری معلومِ خداوند باشند.

بنابراین در مورد علل ایجابی، علم خداوند به ایجابی بودن آنها تعلق گرفته است؛ و در مورد علل اختیاری، به اختیاری بودن آنها؛ و در عین حال قدرت خداوند متعال حاکم بر همه افعال بوده نه علم به آینده موجب تحدید قدرت او می‏شود، و نه اِخبار از آنچه واقع خواهد شد دست او را می‏بندد؛ چنانکه عصاره اعتقاد به بدا هم چیزی جز این نیست، چه اینکه عقیده به بدا بیان‏گر این است که هیچ چیزی دست قدرت خداوند متعال را نمی‏بندد، و البته قضا و قدر و علم به آینده و اخبار از آنچه واقع خواهد شد مقوله‏ای جدا از مقوله قدرت و اختیار است و هرگز موجب تحدید قدرت نمی‏گردد.


[۱] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۱ / ۱۴۷ / باب البداء …..  ص : ۱۴۶- توحیدصدوق، ۳۳۳٫

[۲] . الکافی (ط – الإسلامیه) / ج‏۱ / ۱۴۶ / باب البداء …..  ص : ۱۴۶- توحیدصدوق، ۳۳۲٫

[۳] . صدوق قدس سره: توحید، ۳۳۴٫

[۴] . بدون شک خداوند متعال در امر علیت و خالقیت خود برای آفرینش اشیا به احدی نیاز ندارد، ولی در این مورد باید دانست که أولاً معنای علت تامه این نیست که فعل و ترک در اختیار آن (علت) نبوده، و وجودِ معلول لازمه غیر قابل انفکاک ذات علت باشد، بلکه علت تامه آن است که در علیت خود نیاز به غیر خود ندارد. ثانیا علت وجود مخلوقات، ایجاد و اراده خداوند متعال است نه نفسِ وجودِ او تبارک و تعالی، برهان و کتاب و سنت گواهی قطعی بر این مطلب است، و شبهات اهل فلسفه در این مورد ـ چنانکه در محل خود بیان شده است ـ کاملاً بی‏اساس می‏باشد. با این حال بسیار جای شگفتی است که برخی بر اساس مبانی فلسفی گفته‏اند: بعض من لم یجد بدا من إیجاب العله التامه لمعلولها، قال بأن عله العالم هی إراده الواجب دون ذاته تعالی. وهو أسخف ما قیل فی هذا المقام. (طباطبایی، محمد حسین: نهایه الحکمه، ۱۶۳): برخی از کسانی که در مقابل قانون “ایجاب علت تامه نسبت به معلولش” راه فراری نیافته‏اند گفته‏اند که: “علت وجود عالم اراده واجب است نه ذاتش”، و این سخیف‏ترین گفتاری است که در این باب گفته شده است!!

و امام صادق علیه ‏السلام می‏فرمایند: … الله تعالی فإرادته إحداثه لا غیر ذلک … فإراده الله الفعل لا غیر ذلک (کافی،۱/۱۱۰:) اراده خداوند متعال، تنها احداث اوست، نه غیر آن… اراده خداوند تعالی، تنها فعل اوست، نه چیز دیگر.

[۵] اصفهانی، شیخ محمد حسین: تحفه حکیم.

[۶] . طباطبایی، محمد حسین: حاشیه اصول کافی، ۱/۱۴۶٫

[۷] . رجوع شود به فصل: “علم خداوند عین اشیا نیست”.

[۸] . غفلت نشود که ظهور خلاف مذکور باید نسبت به خود خداوند و علم او در نظر گرفته شده باشد نه برای غیر او؛ زیرا بین علم خداوند به علل اشیا و ظهور آنها برای غیر او ربطی وجود ندارد که سخن از خلاف یا وفاق آن دو جای داشته باشد.

موافقم(۰)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , ,

+

۳ دیدگاه

  1. محمد سنجر

    on تیر ۱۴, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    باتشکر از مقاله مفیدی که منتشر نمودید.
    با مطلب ذیل در خدمت علاقه مندان هستیم:
    دانلود فایل صوتی « کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد » استاد میلانی
    http://m.sanjar313.com/blog2/1392/04/14

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. وثوق

    on تیر ۲۷, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    با تشکر از مطالب مفیدتان .خدا خیرتون بده.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. محمدی

    on تیر ۲۸, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    دانلود نرم افزار موبایل تمام مطالب نوشتاری سایت ابن عربی به صورت جاوا و آندروید

    http://www.ebnearabi.com/6257

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.