۳۶

مقالات / مکتب اهل بیت علیهم السلام / نقدعرفان / نقدفلسفه

اهتمام شدیدائمه و شاگردانشان درمبارزه بافلسفه وفلاسفه حتی بامطاعن+سند

خرداد ۲, ۱۳۹۲ در ۱۰:۱۴ ب.ظ توسط

mataen

ترجمه ونشر کتب فلسفه میان مسلمین از بدعتهاى خلفاء جور و معاندان أئمه دین بوده، تا مردم را از آنها و از شروع مبین رو گردان سازند، دلیل بر آن نقل صفدى است در شرح لامیه العجم که چون مأمون با یکى از پادشاهان مسیحى- بگمانم سردار جزیره قبرس بود– پیمان آتش بس امضاء کرد، خزانه کتب یونان را از او خواست که در کتابخانه‏اى گرد بود، و کسى را بر آن اطلاعى نبود، پادشاه همه مشاوران خود را انجمن کرد و در این باره با آنها مشورت کرد و همه رأی مخالف دادند جز یک مطران که رأى داد همه این کتابها را براى آنها بفرست چون این کتب در هیچ دولت دینى منتشر نشوند جز اینکه آن را تباه کنند، و میان علماى آنها اختلاف اندازند.

و در جاى دیگر گفته: مأمون مبتکر نقل کتب از زبان خارجى و ترجمه آنها نبود بلکه پیش از او بسیارى نقل شده بودند، زیرا یحیى بن خالد بن برمک بسیارى از کتب پارسى را بعربى برگرداند چون کلیله و دمنه، و براى او کتاب مجسطى یونانى را ترجمه کردند، و مشهور است که نخست کسى که کتب یونان را بعربى برگرداند خالد بن یزید بن معاویه بود …

و دلیل بر اینکه خلفاء و پیروانشان رو بفلسفه داشتند، و یحیى برمکى دوستدار آنها بود و مذهب آنها را تایید میکرد روایتى است که کشى بسند خود از یونس بن عبد الرحمن باز گفته که یحیى بن خالد برمکى در دل گرفته بود طعن و انتقاد هشام را بر فلاسفه، و میخواست هارون را بر او بشوراند و او را بکشتن کشد- سپس داستانى دراز در این باره دارد که ما آن را در باب اصحاب کاظم آوردیم[۱]

 عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، قَالَ‏:

کَانَ یَحْیَى بْنُ خَالِدٍ الْبَرْمَکِیُّ قَدْ وَجَدَ عَلَى هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ شَیْئاً مِنْ‏ طَعْنِهِ‏ عَلَى‏ الْفَلَاسِفَهِ، وَ أَحَبَّ أَنْ یُغْرِیَ بِهِ هَارُونَ وَ یُضْرِیَهُ‏ عَلَى الْقَتْل‏[۲]

یونس بن عبد الرحمن گفت یحیى بن خالد برمکى از هشام بن حکم بسیارعصبانی بود زیرا چیزی ازمطاعن هشام برضدفلاسفه یافته بود .دوست داشت از او به خاطر اینکه ضد فلسفه است وطعن فلاسفه می کند هارون رابرهشام بشوراند تا وی رابکشد

برای نمایش کامل تصویر روی آن کلیک کنید

نتایجی که از این سخن یونس بن عبدالرحمن می توان گرفت:

۱-یکی ازکارهای دائم شاگردان اهل بیت علیهم السلام طعن علیه فلاسفه ورد برکتابهایشان بوده است به طوری که علمای رجال یکی از کتابهای هشام رارد برتوحید ارسطو نام برده اند .

علامه مجلسی می فرمایند:

 عد أصحاب الرجال من کتبه کتاب الرد على أصحاب الطبائع و کتاب‏ الرد على أرسطاطالیس فی التوحید[۳]

اصحاب رجال درکتابهایشان کتاب رد براصحاب طبایع ورد برارسطوررا از کتابهای هشام نام برده اند

۲-حکومت بنی عباس هموراد مخالفان فلسفه را تحت فشار ومراقبت قرارمی دادند

۳-حاکمان بنی عباس خود از فیلسوفان وطرفدار فلسفه وفلاسفه بودند مثلا همین یحی بن خالد برمکی خود از مترجمین کتب فلاسفه بوده است

أن المأمون لم یبتکر النقل و التعریب أی لکتب الفلاسفه بل نقل قبله کثیر فإن یحیى بن خالد بن برمک عرب من کتب الفرس کثیرا مثل کلیله و دمنه و عرب لأجله کتاب المجسطی من کتب الیونان[۴]

مأمون مبتکر نقل کتب از زبان خارجى و ترجمه آنها نبود بلکه پیش از او بسیارى نقل شده بودند، زیرا یحیى بن خالد بن برمک بسیارى از کتب پارسى را بعربى برگرداند چون کلیله و دمنه، و براى او کتاب مجسطى یونانى را ترجمه کردند

۴-با شرایط سخت تقیه بازهم در این مقام یعنی توحید اهل بیت علیهم السلام وشاگردان آنها هیچگاه سکوت راجایز نمی دانستند

۵-حکومت بنی عباسحتی درحد کشتن مخالفان فلسفه وکتب یونانیان  خود را مجاز میدانست چرا که در حقیقت مخالفت با فلسفه وکتب یونانیان یعنی همراهی وهمدستی با اهل بیت علیهم السلام

۶-یکی از عوامل مهم در نقل احادیث دررد فلاسفه واتباع آنها وهمچنین رد مکاتب یونانی وافکار آنان مانندارسطو،تقیه شدید در مقابل حاکمان وقت وشیاطین پشت پرده بوده است لذا می توان بیان کرد که بیشتر آموزه های اهل بیت دربیان افکار ناب وحیانی به صورت مبنایی بوده مانندحدوث عالم ورد قدم آن،نفی مجردات وجسمانیت ماسوی الله و…که اکثراباعت تالیف کتبی مشده که شاید نامش به صراحت وبا اسن فلاسفه مانند ارسطو را رد نمی کرد بلکه نام کتب رد مبانی فلاسفه بوده است مانند کتاب برخی شاگردان ائمه(مانند کتاب الدلالات على حدوث الأشیاء[۵]) دراثبات حدوث عالم .

۷- دفاع اهل بیت علیهم السلام ازشاگردان خود وکسانی که در این مسیر یعنی مخالفت شدید با مکتب فلاسفه ویونانیان داشتند مانند هشام یونس بن عبدالرحمن ،فضل بن شاذان و…برا ی نمونه به به دفاع اهل بیت از هشام  توجه کنید:

مثال:دفاع از هشام بن حکم نویسنده کتاب الرد على أرسطاطالیس فی التوحید

روایت اول

عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوب‏ قال قال الصادق علیه السلام:

….(هشام بن حکم) نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ‏ وَ لِسَانِهِ‏ وَ یَدِه‏….[۶]

هشام یاری کننده مابا قلب وزبان ودستش است

روایت دوم

و قوله علیه السّلام: «هشام بن الحکم رائد حقنا و سابق قولنا المؤید لصدقنا و الدافع لباطل أعدائنا من تبعه و تبع‏ أمره‏ تبعنا، و من خالفه و الحد فیه فقد عادانا و ألحد فینا».[۷]

 هشام بن حکم راهنما ورهبرحق ما و سرسعترین کس در عمل وگرفتن سخن ما وتایید کننده راسگویی  ودورکننده دشمنان ما اهل بت علیهم السلام است هرکس از وی  وامرش تبعیت کند همانا از ما تبعیت کرده است وهر کس از اومخالفت کند واورا منکر شودپس همانا دشمنی با ماکرده ومارا منکر شده است.

 اما درموردیونس بن عبدالرحمن

این مطلب درکتاب رجال کشی از وی نقل شده است از اصحاب بسیار مطمئن ائمه بوده است وحتی ائمه دیگران را به وی رجوع میدادند

روایاتی درباره یونس بن عبدالرحمن

الف :عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنِ الْمُهْتَدِی، وَ کَانَ خَیْرَ قُمِّیٍّ رَأَیْتُهُ، وَ کَانَ وَکِیلَ الرِّضَا (ع) وَ خَاصَّتَهُ، قَالَ‏، سَأَلْتُ الرِّضَا (ع) فَقُلْتُ إِنِّی لَا أَلْقَاکَ فِی کُلِّ وَقْتٍ فَعَنْ مَنْ آخُذُ مَعَالِمَ دِینِی قَالَ خُذْ مِنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ.[۸]

عبد العزیز مهتدی قمی که از طرف امام رضا(ع)وکالت ونمایندگی خاصه حضرت راداشت گفت:از امام رضا علیه السلام سوال کردم  وبه ایشان گفتم: همانا من هموارن نمی توانم شما را ملاقات کنم پس از چه کسی معارف وعلوم دینی خود رایادبگیرم  حضرت فرمودند از یونس بن عبدالرحمن بگیر

ب: عن مُحَمَّدُ بْنُ یُونُسَ‏، أَنَّ الرِّضَا (ع) ضَمِنَ لِیُونُسَ الْجَنَّهَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.[۹]

همانا امام رضا علیه السلام سه مرتبه ضمات بهشت را برای یونس کرد

ج: عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقُتَیْبِیُّ، عَنِ الْفَضْلِ، قَالَ حَدَّثَنِی جَعْفَرُ بْنُ عِیسَى الْیَقْطِینِیُّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ جَمِیعاً، أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) ضَمِنَ لِیُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْجَنَّهَ عَلَى نَفْسِهِ‏  وَ آبَائِهِ عَلَیْهِمُ السَّلَامُ.[۱۰]

همان امام باقر علیه السلام از طرف خودش وپدرانش بهشت را برای یونس بن عبدالارحمن ضمانت کرد

د: أَحْمَدُ بْنُ أَبِی خَلَفٍ ظِئْرِ أَبِی جَعْفَرٍ (ع)، قَالَ‏، کُنْتُ مَرِیضاً فَدَخَلَ عَلَیَّ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) یَعُودُنِی فِی مَرَضِی، فَإِذَا عِنْدَ رَأْسِی کِتَابُ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ، فَجَعَلَ یَتَصَفَّحُهُ وَرَقَهً وَرَقَهً، حَتَّى أَتَى عَلَیْهِ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ، وَ جَعَلَ یَقُولُ: رَحِمَ اللَّهُ یُونُسَ رَحِمَ اللَّهُ یُونُسَ رَحِمَ اللَّهُ یُونُسَ.

احمد بن خلف این گونه گزارش می دهد: من بیمار بودم. حضرت جواد(ع)به عیادتم آمد و در بالای سر من کتابی از یونس به نام «یوم و لیله» را دید. آن را برداشت و با دقّت ورق زد، صفحه به صفحه نگاه کرد تا کتاب به پایان رسید؛ آن گاه سه مرتبه، فرمود: خداوند یونس را رحمت کند.

ه: رُوِیَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ حَمَّادِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ أُسَیْدٍ الْهَرَوِیِّ، عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْقَاسِمِ، أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِیَ‏ «۲» قَالَ‏ أَدْخَلْتُ کِتَابَ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ الَّذِی أَلَّفَهُ‏یُونُسُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَلَى أَبِی الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِ‏ «۱» (ع) فَنَظَرَ فِیهِ وَ تَصَفَّحَهُ کُلَّهُ، ثُمَّ قَالَ: هَذَا دِینِی وَ دِینُ آبَائِی وَ هُوَ الْحَقُّ کُلُّهُ.[۱۱]

ابوهاشم جعفری که از یاران برجسته امامان شیعه است، می گوید: کتاب «یوم و لیله» یونس بن عبد الرحمن را نزد امام عسکری(ع)بردم. حضرت با نظری دقیق به تمام کتاب نگاه کرد و تا آخر آن را ورق زد و فرمود: آنچه در این کتاب است، دین من و دین پدرانم است؛ تمام این کتاب حقّ و حقیقت است.

 وبسیاری از روایات دیگر ماننداینکه او در مسیر و روش و سیره  اهبل بیت بوده است را در کتاب رجال کشی مطالعه کنید


[۱] – آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد ۵۴)، ج‏۴، ص: ۱۶۹

[۲] – رجال الکشی – إختیار معرفه الرجال، النص، ص: ۲۵۹- بحار الأنوار (ط – بیروت) / ج‏۴۸ / ۱۸۹ / باب ۸

[۳] – بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۵۷، ص: ۱۹۸

[۴]-بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۵۷، ص: ۱۹۸

 [۵] -فهرست شیخ طوسی ص۴۹۵

[۶] -الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۱۷۲

[۷] – ابن‌شهر آشوب، معالم‌العلما، ص۱۲۸ – بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال (مستدرک سیده النساء إلى الإمام الجواد، ۱۰جلد، مؤسسه الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف – ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۱۳ ق.

[۸] – رجال الکشی – إختیار معرفه الرجال، النص، ص: ۴۸۴

[۹] -همان

[۱۰] همان

[۱۱] رجال الکشی – إختیار معرفه الرجال، النص، ص: ۴۸۵

موافقم(۰)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , , , , , , , ,

+

۳۶ دیدگاه

  1. محمد

    on خرداد ۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    خدا خیرتان دهد و در صراط مستقیم، موفق و مؤید و پیروز باشید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. علی عزیزپوریان

    on خرداد ۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    حضرتِ علّامه شیخ محمّد جمیل حمّود عاملی حفظه الله:

    «لو لم تکن إلا روایه أبی هاشم الجعفری -و هی صحیحه سنداً و دلالهً- لکفى بها حجهً على کلِّ من سلک مسلک الفلسفه»

    «اگر نبود هیچ روایتی [در ذمِّ فلسفه و تصوّف] مگر روایتِ أبی هاشم جعفری [که مرحوم مقدّس اردبیلی در کتابِ شریفِ حدیقه الشیعه آن را روایت می کند] -و آن صحیح السند و صحیح الدلاله است- قطعاً همین کفایت می کرد به عنوانِ حجّتی بر [بطلانِ عقیدۀ] کسی که طریقِ فلاسفه را طیّ می کند».

    منبع:

    http://aletra.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=140:1392-03-02-21-12-18&catid=1:aqaed&Itemid=58

    http://aletra.org/subject.php?id=5

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سعادت پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۳ ب.ظ:

    سلام علیکم
    قابل توجه کسانیکه به فلاسفه منتقدند
    اولین اشکالی که معمولا همه ازش دم میزنند روایاتی است که وارد شهده در ذم فلسفه ، بر فرض اینکه از نظر سند صحیح باشد و... همانطورکه در اول دروس فی علم الاصول مرحوم صدر در باره لفط اجتهاد بحث میشود که چرا در روایات مذموم است به اینکه ما به آن محتاجیم و نیازی به اثبات احتیاج به اجتهاد نیست بعد جواب داده میشود به اینکه لفظ اجتهاد تا یک موقع زمانی به یک معنا بوده که امامان از آن منع میکردند و وقتی معنا عوض شد و احتیاج هم حاصل گردید ائمه خود افرادی را تربیت میکردند واجتهاد می آموختند و در شهر های دیگر میفرستادند همینگونه است لفظ فلسفه .
    دوما چرا برای مناظره با شاگرد شاگردان علامه حسن زاده نمی آین البته وقتی بییان برا مناظره که ۴تا اصطلاح فلسی یاد داشته باشید که مثل مناظره آیت الله سیدان با آیت الله جوادی نشود که آیت الله جوادی بحث صورت کنند و آیت الله سیدان صورت ظاهری را تصور کنند
    خلاصه کلام تعصبی روی کلام بعضی نباشید تحقیق کنید و.....

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    باسلام

    کسی با لفظ والفاظ مخالف نیست بلکه با مبانی مخالفت می شود مبانی مانند وحدت وجود،الواحد لایصدرعنه الاالواحد، الشی مالم یجب لم یوجد، سنخیت و... که این مبانی در لسان زنادقه و دهریون زمان ائمه بوده ودر مناظرات از این مبانی استفاده می کردند و همچنین گرایش ومیل فلاسفه وعرفا به صوفیانی مانند حسن بصری ،بایزید،حلاج و...مشخص است که اهل بیت ملاک بارزی برای شناخت این انحراف به ماداده اند که هر کس میل به این ها پیدا کرد یقینا باید جامعه شیعه از این افراد دور شود

    بارها وبارها بر مناظره تاکید شده که آقایان فرار می کنند ونمی آیند حتی برخی مناظره ها را هم کنسل می کنند وچوب لای چرخ می اندازند
    مناظره استاد میلانی و استادرمضانی از شاگردان آقای حسن زاده را می توانید ببینید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    یک نفر پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۴ ق.ظ:

    آقای عزیز
    اینکه شما اولین اشکال متکلمین بر زنادقه ی معاصر را روایات ذم فلسفه و تصوف می دانید نشان از ناآشنایی شما با کلام شیعی دارد.توصیه می کنم اندکی در نقدهای مخالفین و مناظرات متعددی که انجام شده تحقیق کنید و بعد نظر بدهید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۰ ق.ظ:

    با سلام
    شما آشنایی با کلام ندارید
    کلام شیعه شدیدا با وحدت وجود، قدم عالم ، الواحد، سنخیت،الشی مالم یجب لم یوجدو...شدیدا مخالف است وهر کس این مبانی را قبول کند فیلسوف است نه متکلم بیشتر کسان یا تقریبا همه کسانی که الان در قم در موسسه کلام زیر نظر آقای ربانی گلپایگانی درس می خو.انند و خود را متکلم می نامند همان فیلسوفند وهیچ تفاوتی با فلسفه ندارند و همه این مبانی فلسفه را پذیرفتند کلام واقعی علامه حلی است که حکم جهاد با کسانی که این مبانی رادارند می دهد یا شیخ مفید که آنها را ملحد می داند یا علامه مجلسی که اینان را منکر ضروری دین میداند

    درضمن بنده درروایات آوردن که هرکس میل به صوفیه داشته باشد منحرف از سوی اهل بیت ع نامید شده است واین صوفیان همین حلاج همین بایزید و.. که آقایان ارادتمند اینها هستند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. مهدي عبدالهي

    on خرداد ۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    احسنت خیلی عالی بود انشاا... موفق باشید ...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. کریم

    on خرداد ۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    این یکی از بهترین مقاله های روایی مستندی بود که تابه حال علیه فلاسفه خوانده بودم خدا خیرتان دهد

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. محمد حسین

    on خرداد ۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    برای همین است که فلاسفه به هشام حمله می کنند وبرخی او را تخریب می کنند چون هشام از جمله کسانی بود که همواره با علم خود ولعن وطعن به مقابله با فلاسفه می پرداخت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. علی عزیزپوریان

    on خرداد ۴, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    حضرت علامه شیخ محمد جمیل حمود عاملی حفظه الله:

    إنّ هذه النظریه [أی: النظریّه وحده الوجود و الموجود] لا علاقه لها بالشرع و هی فی الواقع تردید لمقاله النصارى القائلین بوحده الأقانیم الثلاثه، و قد دلت الآیات و الأحادیث المتواتره على کفر هؤلاء..

    به درستی که این نظریّه [یعنی: یعنی نظریّۀ وحدت وجود و موجود] هیچ گونه ارتباطی با شرع ندارد، و در واقع بازگوئی همان سخن نصاری است که قائل به وحدت افراد سه گانه [یعنی: پدر، پسر، روح القدس] می باشند، و بدون شکّ آیات و روایات متواتره دلالت بر کفر قائلینِ به این نظریّه می کند..

    منبع: (http://aletra.org/subject.php?id=5)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. راضیه

    on خرداد ۴, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    مخالفت امامان معصوم (ع) و اصحاب ایشان با فلسفه از نگاه مکتب تفکیک

    چکیده

    تفکیکیان معتقدند امامان معصوم‰، و به تبع ایشان اصحابشان، از فلسفه و فلاسفه روى‌گردان بوده‌اند. این مقاله با بررسى دو روایتى که تفکیکیان آنها را نشانه مخالفت امامان‰ با فلسفه مى‌دانند و همچنین ادله‌اى که تفکیکیان آنها را نشانه مخالفت اصحاب با فلسفه مى‌شمرند نشان داده است که نه‌تنها ایشان با فلسفه مخالف نبوده‌اند بلکه شمارى از اصحاب ضمن ابراز علاقه به فلسفه، و فراگیرى آن، به سهم خود در تکامل این علم کوشیده‌اند.

    کلیدواژه‌ها
    ادامه نظر به دلیل عدم رعایت کارکتر مجاز حذف شده است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ ب.ظ:

    اظهر من الشمس است که ائمه اطهار علیهم افضل الصلوه والسلام وعلی اعدائهم اللعنت والعذاب الالیم نهی کردند بلکه لعنت کردند فلاسفه را چه عموما وچه صریحا عموما مثل اینکه درباره نظر دادن از روی هوا وهوس در دین وخصوصا مثل روایت عجیب ومعجزه گونه امام عسکری علیه الصلوه والسلام که خبر غیبی عجیب ومطابق واقعی داده اند درباره آخر الزمان ومیل علمای شیعه {چراکه اولا مخالفین شیعه لعنت الله تعالی علیهم زیاد میل به فلسفه ندارند واینکه میفرماید حضرت یضلون شیعتنا وموالینا }وانحرافشان به سمت فلسفه درآخر الزمان وروایات دیگرکه از کلمات مثل زندیق استفاده شده مثل روایتی که میفرماید در جواب کس که سوال فرموده بود یونس ابن عبد الرحمن که در باره کسی که از جوهریت رب داخل آدم هست یانه واضح است که همین افکار فلاسفه وعرفان مصطلح است که میگوید حتی بالاتر این را حضرت فرمودند قائل این حرف از اسلام خارج است وزندیق است حالا شما آخرت خودت را به اینها میفروشی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. علی عزیزپوریان

    on خرداد ۴, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    مرحوم شهید ثانی در کتاب (تحریر الطاووسی)، طبع مؤسّسه الأعلمی - بیروت، ص۲۹۷ تا ۲۹۹ پنج حدیث از رجال کشی را روایت می کند و به آن ها استناد می کند بر جلالتِ قدر و منزلتِ جنابِ هشام بن الحکم رحمه الله، که منابعِ آن احادیث اینگونه است:
    ۱٫ رجال کشّی، طبع مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، ص۲۷۳
    ۲٫ همان مصدر، ص۲۷۰
    ۳٫ همان مصدر، ۲۷۰
    ۴٫ همان مصدر، ص۲۹۶
    ۵٫ همان مصدر، ص۲۷۸

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. علی

    on خرداد ۵, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    امام صادق ع در توحید مفضل ارسطو را تایید میکند .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربرگرامی
    آنچه‌ از سخن امام علیه السلام در توحید مفضل استفاده‌ می‌شود، چیزی‌ بیش‌ از این‌ نیست‌ که‌ ارسطو قائل‌ نظریه‌ حقی‌ بوده‌ است‌ و هرگز نمی‌تواند دلیلی‌ بر تأیید فلسفه‌ ارسطو و مجموعه‌ آرای‌ اوومبانی وی باشد.
    خوب خیلی از افرادحتی دشمنان اهل بیت وکفار حرف حق می زنند دلیل برتایید کل افکار آنها نیست

    در ضمن در همین مقاله بیان شد که اهل بیت علیهم السلام نسبت به دربار بنی عباس چقدر درتقیه بودندومجبور بودند گاهی سخنی بگویند تاحکومت بنی عباس باآنها کاری نداشته باشد

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. وثوق

    on خرداد ۵, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    دستتون درد نکنه عالی بود .برام دعا کنید با این اوصاف خیلی سختمه که واحد های فلسفه رو بخونم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. ثقلین شیعی

    on خرداد ۸, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    برید سایت آپارات و از طریق جستجوگر همان سایت فیلم (حمله شدید اللهیاری به روحانیون منحرف) را پیدا کنید و با دقت گوش کنید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد حسین پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۲ ۱:۳۶ ب.ظ:

    لینکش را میذاشتی بدنبود

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. ناشناس

    on خرداد ۱۴, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    واقعا دارم پی می برم اهل بیت ع چه قدر برای تشیع زحمت کشیدن موفق باشید در پناه اهل بیت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. کریم

    on خرداد ۱۷, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    متاسفانه گرایشهای فلسفی ای را که اهل بیت ع وشاگردانشان مبارزه می کردند در جامعه بسیار گسترش یافته حتی درحد کاندیدای ریاست جمهوری دوستان مراقب باشند به چه کسی رای میدهند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین شیعی پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    کریم جان،روشنگری کن و مصداق بگو تا ما هم بیشتر مطلع بشیم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۳ ق.ظ:

    مثلا حداد عادل شاگردنصر بوده یا روحانی افکار فلسفی ووشاگردان آقای داماد که فلسفی است بوده

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهرداد پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    کریم بزرگوار نظرت راجع به دکتر سعید جلیلی چیست؟.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ خرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۶ ق.ظ:

    جلیلی به شخصه چیزی درباره وی واینکه افکارش چگونه است نمی دانم ولی چند دلیل دارم
    ۱-نزدیک بودن افکار وی به احمدی نژاد که احمدی نژاد دم از مولوی و... زیاد می زد
    ۲-حمایت فلاسفه وعرفا از وی مانند آیت الله مصباح ، آقاتهرانی و..
    ۳-نماز خواند پشت حداد عادل
    http://www.jahannews.com/vdccosqii2bqoi8.ala2.html

    در مجموع هنوز کاندیدای خود را پیدا نکردم ونمیدانم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  14. نقی

    on خرداد ۱۸, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    آقا کریم مثلا کدام کاندیدا؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۴ ق.ظ:

    مثلا حداد عادل شاگردنصر بوده یا روحانی افکار فلسفی ووشاگردان آقای داماد که فلسفی است بوده اند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  15. رضا

    on خرداد ۲۰, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    آقا کریم
    دکتر میلانی کاندیدای خوبی است!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۴۴ ق.ظ:

    ایشان اجل از این مراتب است.بازی های سیاسی برای دغلکاران مناسب می باشد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  16. محمود

    on تیر ۳۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام علیکم
    استفاده از نقل هم لزوما به معنای تعبدی بودن نیست که به وجه عقلانی آن خدشه وارد سازد. اما تاویل به رای بدون در نظ گرفتن قرائن مانع جدا غیر منطقی است.
    و اشاره کنم به اینکه ادله نقلی عقلی این مباحث شامل صدها حدیث صحیح است که در این سایت تنها به کوشه بسیار بسیار کوچکی اشاره کرده اند.
    و صلی الله علی محمد و آله و لعنه الله علی عدوهم کان من کان

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  17. سجاد

    on مرداد ۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین .
    این مطالبی که گفته شد می پذیریم ولی این که فلسفه کنونی همان فلسفه ی یونانی باشد و محتوای آن همان باشد قابلیت بررسی ، در ضمن بعضی مطالب که از همان فلسفه ی یونان باقی مانده پذیرفته ی فلاسفه ی امروز نیست .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  18. alfa

    on مرداد ۱۲, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام
    ببخشید برادر سؤالی داشتم
    شما برای اثبات دین خود به جهانیان از چه روشی استفاده می کنید؟ روشی غیر از عقل و منطق؟
    آیا غیر از این است که ما اسلام را قبول کرده ایم چون دینی منطقی و عقلانی است و این عقلانیت آیا از آیات قرآن برداشت نمی شود؟
    روش فلسفه نیز فقط بر مبنای عقل است و اگر دینی با عقل بشر متناقض باشد به هیچ وجه قابل پذیرش نیست چرا که طبق سخن معصوم عقل حجت درونی است و هم سطح انبیاء است
    متشکرم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۹ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربرگرامی
    یقینل باعقل وبرهان اثبات میکنیم نه تفکربشری ووهمیات فردی ومکاشفات واهی
    بررسی مغالطه همیشگی فلاسفه مبنی برمساوی بودن تفلسف وتعقل
    http://www.borhannews.com/news/?p=1418

    وحدت وجود،عقل گریزی وجبرگرایی عارفان
    http://www.borhannews.com/news/?p=44

    آیافهم‌ استدلالی‌ اصول‌ دین‌ متوقف‌ برفلسفه‌ دانی‌ است‌؟
    http://www.borhannews.com/news/?p=1714

    نقدی بر سخنان آیت الله مصباح که فرمودند:باقرآن وروایات نمی شود معاد،قیامت، بهشت وجهنم را ثابت کرد؟+فایل صوتی
    http://www.borhannews.com/news/?p=2092

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  19. گروه اخوان الایمانی

    on مرداد ۱۲, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    برادر عزیز سجاد اگر فلسفه را مساوی عقل بدانی دیگر فلسفه یونانی ها با فلسفه ی اسلامی چه فرقی می کند!؟ مثل این است که بگویی ما ریاضی اسلامی و غیر اسلامی داریم واضح است که این حرف پارادوکس است چیز ی که عقلی باشد دیگر تفاوتی ندارد که چه کسی و در چه زمانی گفته شده باشد هم چنین بحث ما بر سر این است که فلسفه عین عقل نیست وگرنه فلاسفه ی اسلامی هم همان حرف فلاسفه یونانی را می گویند و بعضاً فلاسفه ی مشرک یونانی را پیامبر می دانند اما به بیانی دیگر ، به کتاب هایشا ن مراجعه بکنی این سخن مرا تصدیق خواهی کرد. ان الله یهدی المسلمین

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  20. علی

    on بهمن ۲۳, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    فلسفه به صراحت در اسلام حرام است.و ائمه تا اونجایی که در توانشون بود در نابودی فلسفه و فیلسوفان و حتی به هلاکت رسوندن آنها اقدام کردند.فلسفه یعنی خیانت به اسلام.فلسفه یعنی دور شدن از احکام و شریعت ناب محمدی صدر اسلامی.فلسفه یعنی تعطیل شدن حدود الهی .فلسفه به طور کلی سلاح شیطان است بر علیه اسلام

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  21. علی

    on بهمن ۲۳, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    ضمن تشکر از مسئولین سایت و ابراز خرسندی از مسیری که سایت در جهت احیای اسلام ناب محمدی صدر اسلامی بدون ماله کشی طی میکنه.من سوالی دارم که امروز متاسفانه انحرافات زیادی در کشور اسلامی ما موجود.از جمله ربا و بدحجابی و عدم اجرای حدود الهی و عدم اجرای بسیاری از احکام اسلامی مثل جزیه و برده داری که همگی مورد تایید اسلام است.شما چه راهکارهایی برای عملیاتی شدن احکام اسلامی و اندیشه های صحیح اسلامی در کشور و به ویژه در سطوح حاکمیتی و عقیدتی دارید؟یعنی شما به جز این سایت که البته بسیار ارزشمند است چه راهکارهایی برای اجرایی شدن بسیار از احکام معطل مانده اسلامی در کشور دارید؟(در شرایط فعلی چه کار میشه کرد؟)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  22. علی

    on بهمن ۲۳, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    البته این رو هم بگم جناب مصباح یزدی با اینکه متاسفانه از فلسفه حمایت میکنند.ولی اندیشه های ایشان در بعد اسلامی بسیار خالص و صحیح و صدر اسلامی است.خواهشا این موضوع رو اشتباه نگیرید که چون ایشان به فلسفه ارادت دارند پس از اسلام ناب به دور هستند.اصلا اینطور نیست.البته این اشکال به ایشان وارد است.و من انصافا در کشور بهترین حزبی که واقعا درد اسلام داشته باشه رو جبهه پایداری میدونم.واقعا ما آلترناتیو دیگه ای نداریم.مگر اینکه جبهه یا گروهی خالص تر از پایداری پیدا بشه که فعلا که اصلا موجود نیست.مگر در آینده!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.