۲۰۲

تصوف / دریافت فایل / نقدعرفان / نقدفلسفه

کلیپ:بهترین واژه ای که می توان برای فلاسفه وعرفای شیعه استفاده کرد!

شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ در ۴:۴۲ ق.ظ توسط

دردیداری که آیت الله مجتهدی باآیت الله صافی داشتند در نقل ماجرایی از کتاب آقای حسن زاده وذکر نام وی آیت الله صافی ازواژه علیه ما علیه استفاده کردند

آیه الله مجتهدی: ملای رومی این را به شعر درآورده.

آیه الله صافی: علیه ما علیه.

آیه الله مجتهدی:بله بعد دیدم حسن زاده آملی تو یکی از کتابهاش این شعرها رو نوشته.

آیه الله صافی: او هم علیه ما علیه.

آیه الله مجتهدی :بله
لغنتننامه دهخدا: چون نام کسی را برند که اعمال یا عقاید نانیکو داشته است و نخواهند آشکارا او را نفرین و لعن کنندیادر جایی گویند که در نفرین و آفرین به کسی دودل و مردد باشند. گویند: «علیه ما علیه »

دریافت فایل با فرمت mp4

گزینهsave as استفاده کنید

 

موافقم(۱)مخالفم(۳)

برچسب‌ها, , ,

+

۲۰۲ دیدگاه

  1. سید محمد

    on شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    چقدر ایشان متاسفانه با مبانی عرفاء و اولیا خدا بیگانه هستند ... مشکل اینست که جواب هر مسئله ای را در فقه و اصول جستجو میکنند و با حفظ کردن چند قاعده نجاست و طهارت میخواهند سر از اسرار عالم وجود در اورند ....

    موافقم(۵)مخالفم(۸)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۳ ب.ظ:

    برایت متاسفم که این گونه مرجع عالیقدر شیعیان را فدای ارسطومسلکان می کنی .
    شما فکر می کنید فقط خودتان عقل دارید و نوابغ جهان تشیع (مراجع عظام) عقل ندارند (نعوذ بالله) .

    موافقم(۵)مخالفم(۵)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۵ ب.ظ:

    اتفاقا آیت الله صافی گلپایگانی از جمله مراجع بزرگواری هستند که کاملا وبه درستی مبانی فلاسفه وعرفا رامی شناسند واین رادر کتب ومطالبشان می توان یافت شما از طلاب شروع می کنید وتهمت نفهمی می زنید تا انسان مسن وکسانی که یک عمر در راه اهل بیت تلاش کرده وروایات اهل بیت در چنگشان است

    موافقم(۵)مخالفم(۴)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۹ ب.ظ:

    سلام
    البته فقط با روایات فقهی !!!
    چرا تعصب بی دلیل دارید؟ برخی مراجع فقط در فقه مرجعیت دارند نه در علوم دیگر مرحوم امام خمینی در چها حدیث چندین بار فرموده اند هم فقیهی که خود را کارشناس جامع اسلام می داند در اشتباه است و هم عارفی که چنین می کند بلکه کسی که عالم به فقه و اخلاق و عقاید است می تواند خود را اسلامشناس به تمام معنا بداند!
    چرا قرآن فقط واقتلوهم حیث ثقفتموهم و فقط و لکم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب ندارد بلکه هوالاول و الاخر هم دارد انا لله و انا الیه راجعون هم دارد

    موافقم(۵)مخالفم(۵)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    ما مرجعی که عقایدش را بلد نیست مرجع نمی دانیم اقای صافی عقاید را خوب می داند و دزدان راه را هم خوب می شناسد

    موافقم(۴)مخالفم(۶)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۰ ب.ظ:

    احسنت، آیت الله العظمی آقای حاج شیخ لطف الله صافی دارای سالمترین عقاید هستند و ایشان مورد عنایت حضرت صاحب الزمان میباشند بدون شک و تردید.

    موافقم(۴)مخالفم(۶)

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ بهمن ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۵ ق.ظ:

    خیلی خوشحال شدم از خوندن گفتگوی حضرات. خدا رو شکر که کسی پیدا شد یک انقاد هرچند کوچک به این حضرت شیخ بکنه. بدون مطالعه آثار و گوش کردن سخنرانی ها و دروس این جناب و شاگردشان آقای صمدی حرف نمی زنم. (البته خودم در رشته فلسفه و کلام اسلامی و همچنین مهندسی تحصیل کرده ام.)
    واقعاً این آقایان و دار و دسته شان ارتجاع سیاه اند در عالم تشیع. به نظرم این آقایان در چند قرن پیش جا مانده اند و درجا می زنند، و اصلاً لیاقت نام علامه و استاد رو ندارند (با وجود علامه طباطبائی ها و استاد مطهری ها). ای کسانی که مرید این آیات شده اید، کدام نظر این آقایان به درد این زمان می خوره. انصافه که دو سال وقت جوانان جویای علم رو بگیری که سینوس یک درجه حساب کنی، یا با ارای ۶ قرن پیش و محض در کتاب، اونم بدون استفاده از روش های علمی نجوم درس بدی.
    تو رو خدا تعداد سایت های مربوط به این آقایان رو رصد کنید، دیوان این حضرت رو با شرح استاد بخونید، الهی نامه حضرت علامه رو بخونید. من بجای نویسنده خجالت می کشم و فاتحه می خونم به ادبیات پارسی. تعداد و تنوع تعاریف عجیب و غریب، القاب متنوع این آقایان رو ملاحظه بکنید، چی فکر می کنید؟ آیا این تعاریف و القاب تناسب و سنخیتی با دستاورد های علمی این آقایان چه در زمینه علوم عقلی و شهودی یا تحولاتی که در علوم اسلامی داده اند، دارند؟ انصافاً کدام عارف بالله، عارف اکمل، غرق در محبت الهی، فنا شده در لقای دوست و ... رو می بینید که صدها عکس روتوش خورده با فیگورهائی که فقط نامزدهای انتخابات یا خوانندگان عقده ای و درپیت پاپ، دارند، تو سایت ها بذاره یا اجازه بده که شاگردانش انواع القابی که برخی فقط شایسته معصوم است رو بهش بدند یا این همه تعریف بی جا ازش بکنند. کدام عمل این آقایان شبیه الگوهای اسلامی و شیعه است.
    البته این آقایان علی الخصوص حضرت علامه – روح شاگردانش به فداه- نقاط قوتی دارند که یکی از آنها محفوظات، کتابخانه و علم کتابشناسی عظیمی آن جناب است که اگر در قرن هفت، هشت و نهم (قرن اوج شیوع عرفان و تصوف و انحطاط علمی و سیاسی مسلمانان) بود، مرکز عظیم علمی می شد.
    در تعجب ام که ایشان در طول چندین سالی که در محضر علامه طباطبائی _رضوان الله علیه_ بودند، چه تلمذ فرمودند، علامه ای که یک تنه در مقابل افکار ماتریالیستی ایستاد و جانانه از تشیع و کرامت الهی انسان دفاع کرد. شخصی که از زمان خودش و از مرزهای تشیع فراتر فکر می کرد، می نوشت و زندگی میکرد. (هرچند تنوع شاگردان علامه به تنوع موجودات این عالم است). با وجود حضرت عارف بالله علامه ذوالفنون حسن زاده املی _روح هوادارانش به فداه_ باید به فکر لقب دیگری برا علامه بود.
    دوستان منتقد از فلسفه و عرفان خواهش می کنم حساب این علوم ضروری و فطری انسان که چاره از رهائی از آنها وجود ندارد رو با حساب این آقایان جدا کنید. همه انسان ها فطرتاً گرایش به فلسفه و عرفان دارند چون نمی توانند همه چیز را بفهمند یعنی عالم به کل نیستند و برای آنچه که نمی دانند ابزاری تهیه می کنند که بفهمند، توجیه کنند، یا با مجهولات کنار بیایند. این رو با مرور زمان و تحت تآثیر محیط شکل می دهند. اما مهم این است که آنچه که شکل می گیرد
    علمی باشد
    عاقلانه و برهانی باشد
    به درد زندگی و حیات بخورد
    بدون تعصب باشد
    پویا باشد
    انتقاد را پذیرا باشد
    و...

    موافقم(۵)مخالفم(۶)

    [پاسخ]

    مهدي پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۳ ق.ظ:

    امام باقر(ع) :

    شرّقا و غرّبا لن تجدا علماً صحیحاً الّا شیئاً
    یخرج من عندنا اهل البیت
    خودتان را به مشرق و مغرب بزنید علم صحیح
    پیدا نمى کنید مگر چیزى که از پیش ما اهل بیت
    صادر شود.

    موافقم(۴)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۹ ق.ظ:

    اسمی از آیه الله حسن زاده نیومد. اقای مجتهدی گفتند"محمدرضا املی".به نظر ناخواسته تحریفی توسط سایت برهان صورت گرفته.

    موافقم(۲)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    مجتبی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۷ ق.ظ:

    تو رو خدا یکم وولوم صداشو ببر بالا بعد اینو بگو......

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    الاحقر پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۴۵ ب.ظ:

    ایشان با قرآن و روایات یعنی ثقلین پی به اسرار عالم برده اند، جانم فدای وجود با برکت آیت الله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی(دام ظله)

    موافقم(۲)مخالفم(۳)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳ام, ۱۳۹۴ ۷:۳۹ ق.ظ:

    بنده خدا اگه همین مراجع که به قول تو در چندتا قاعده فقهی و اصولی گیر کرده اند نبودند که خواهرت مادرت بود یا مادرت خواهرت .بفهم که داری چه چیزی رو پایین میاری و چه چیزی رو بالا.

    موافقم(۲)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

  2. محمد

    on شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    عالیه

    البته علیه ما علیه یعنی اگر اهلیت رحمت پروردگار را دارد رحمت بر او و اگر اهلیت لعنت و غضب پروردگار را دارد لعنت بر او .
    یک نوع احتیاط در لعن کردن در آن نهفته است .
    خوانندگان این سایت حتما می دانند اهلیت چه چیزی را دارد .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    رسول پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۶ ب.ظ:

    البته قرینه حالیه دلالت بر لعن دارد.و این رو هر کسی میفهمه

    موافقم(۲)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۸ ب.ظ:

    پس بر همه من جمله آقای صافی علیه ما علیه

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۲۳ ق.ظ:

    خیلی گستاخی که با این علم حقیر ات به علما میتازی علیک ماعلیک

    موافقم(۲)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

  3. ناشناس

    on شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    قربان مظلومیت مراجع تقلیدمان ... جهلا بدانند امام زمان فرمودند: و أمّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی رواه حدیثنا فأنّهم حجّتی علیکم و أنا حجّه الله علیهم ....تا کور شود هر کس که شیخ الفقها و المتکلمین ایت الله صافی گلپایگانی را نمی تواند ببیند

    موافقم(۲)مخالفم(۳)

    [پاسخ]

    سید محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۲ ق.ظ:

    ان شاء الله بزودی در مجموعه ای از رشحات گرانسنگ حضرت علامه طهرانی قدس الله سره که حاصل مباحثات ایشان با ایت الله حاج شیخ حسین حلی است خواهید دید که معنای تقلید چیست ؟ و از چه کسی باید تقلید نمود ؟ و بر اساس مجموع ایات و روایات چه کسی باید زمام امور مردم را بدست گیرد؟ و اینکه هر کس چند فرع فقهی را در کتابی جمع کند و به اصرار به مردم بدهد و همه را دعوت به خود کند بی انکه بتواند انها را به مقصود برساند ،لایق مرجعیت است ؟؟؟ متاسفم که بعد از انتشار ۱۲۰ رساله در حوزه علمیه قم اکنون با قوای قهریه جلوی انرا گرفته اند و اقایان برای نشر دادن نام و اوازه خود سخت درتلاشند !!!

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    deleted پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۸ ب.ظ:

    بله از علمای امت پیغمبر باید تقلید نمود نه یه مشت صوفی جاهل ...

    موافقم(۲)مخالفم(۳)

    [پاسخ]

    رسول پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۴ ب.ظ:

    روات حدیث یعنی مجتهدان و همه میدانند آقای حسن زاده هم مجتهدند و هم متکلمند.دلیلش هم برخی کتابهای ایشان در دفاع از اسلام و تشیع است مثل کتابی در رد تحریف قران و یا اثبات امام زمان است.فکر نمیکنم آقای صافی خیلی متکلمتر از ایشان باشد

    موافقم(۳)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۱ ب.ظ:

    کلام با فلسفه زمین تا آسمان فرق می کند همه می دانندآقای حسن زاده فیسلوف وعارف اصطلاحی است کلام تفاوتهای بسیاری با فلسفه دارد یعنی زمین تا آسمان فرق می کند

    http://www.borhannews.com/news/?p=1758

    آیت الله صافی متکلم است وآقای حسن زاده فیلسوف وعارف اصطلاحی

    اگر هم فیلسوفی سخنی کلامی بگوید دلیل بر متکلم بودنش نیست
    بلکه مبنایش فلسفه است

    اصلا فلاسفه هر چه درست گفته اند از مبانی کلامی بوده نه فلسفی

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۹ ب.ظ:

    اتفاقا سخت در اشتباهی کتابهایی که ایشان در جواب وهابیون نوشته اند را شما نمیدانید اما شیعیان عربستان به خوبی میشناسند بروید ببینید شیعیان مظلوم و غریب عربستان و بحرین و پاکستان کدام مرجع را حامی و مدافع مذهب میدانند. خدا رحمتش کند همین آیت الله مجتهدی یکبار فرمود خوب است باقی مراجع هم مثل آیت الله صافی در دفاع از مکتب باشند.

    موافقم(۱)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۱ ق.ظ:

    تحقیقات مراجع اخباری محدود به امامت و رد شبهات وهابیون است که قابل تقدیر است.
    لاکن در زمینه رد شبهات معاد و توحید فعالیت ارزنده ای ندارند.

    موافقم(۱)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۳ ب.ظ:

    پس این همه جنب وجوش وحرکات فلاسفه برای چه بوده ؟
    چه کسانی جز همین مراجع پیرو اهل بیت ع باعث رسوایی فلاسفه شده اند؟؟!
    چه کسی کشف المرادی را نوشت که سالیان سال در حوزه ها تدریس می شد ولی فلاسفه از ترس آن را ازدروس حوزه برداشتند؟!!
    اگر این همه فعالیت مراجع ومحدثین نبود الان اسلام دست فلاسفه افتاده بود همین مراجع بودند که ابن عربی را رسوا کردند مگر مگر نامه خردمندانه میرزای قمی را نخواندی؟؟!

    اتفاقا فلاسفه آنقدر ضعیف هستند که تنها با پول خرج کردن وموسسه زدن ودروس فلسفه را جایگزین کلام کردن می خواهند خود را ثابت کنند؟؟؟
    فلاسفه ای که حتی یک پاسخ درست به آقای سروش نداده اند وهرروز دارد طرفداران سروش وشریعتی وامثالهم در بین جوانان بیشتر می شود چرا که با ترویج فلاسفه ومبانی آنان در حقیقت جوانان رابه دامان سروش وامثالهم می فرستید؟

    موافقم(۱)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۴ ب.ظ:

    اطلاعتان کم است.
    شما کتاب وحی و نبوت را از علامه جوادی بخوانید تو دهنی بزرگی به سروش است.
    نقدهای مطهری بر شریعتی را ببینید دیگه حیثیتی برای او نگذاشته.
    خیلی واردید پاسخ بدید ببینم؟!
    همش ادعا دارید هیچ کاری مفیدی چه خودتان چه بزرگتر از خودتان نکرده اند.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۶ ب.ظ:

    اتفاقا خوب می دانم شما غرق در شخصیتها هستید وتعصب روی اشخاص دید شما را بر واقعیت ها بسته است

    شما گفتید آقای جوادی جواب داده اند

    شخص آقای جوادی ملاک نیست
    بفرمایید یک شبهه آقای سروش را باجواب آیت الله جوادی تقریر کنید تا حرفتان را ثابت کرده باشید که جواب داده اند البته با مبانی فلاسفه نه مبانی متکلمین

    چون فلاسفه هاگر هم سوالی را جواب داده باشند با مبانی متکلمین جواب داده اند والا با مبانی فلاسفه به هیچ عنوان نمی توانند

    بفرمایید منتظریم فقط یک شبهه فقط یکی نه بیشتر از شبهات سروش را تقریر کرده وجوابی که آیت الله جوادی با مبنای فلسفی داده اند را بنویسید

    والا شما ادعا کننده وحمله کننده ای بیش نخواهید بود

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    موسی پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۶ ق.ظ:

    ثقلین خانم،اگر سروش از فلاسفه پاسخ محکم گرفته بود،و اگر فلسفه ظرفیت پاسخگویی به امثال او را داشت،مطمئن باش رواج آن در حوزه های علمیه را اتفاق میمون نمی دانست بلکه فاجعه می نامید.در وبلاگ بیدارگر متن کامل سخنان سروش آمده است.و به تمام توجیهات تو در کامنت هایش پاسخ دادم.در ضمن بهانه نکن که بحث را تغییر بدهی به پرسش دقیق و ریشه ای برادرکریم پاسخ بده.یاحق.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۴۰ ب.ظ:

    شما بهتره بگید دربرابر منحرفین کدام اصول متکلمین بوده.
    اصل کلام قابلیت پاسخگویی نداره اگر داشت متکلمین زودتر می توانستند جواب بدن.نه سرشان را زیر برف کنند.
    همین برهان صدیقین را به خر بگویی موحد میشه.
    شما گفتید یا فلاسفه.
    کلام عرضه و توانایی نداره همش ادعاست.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۴ ق.ظ:

    جناب موسی
    بدان هرکس در بحث فحاشی می کنه کم آورده و این توهین ها نشانه ضعف توست.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    بنده کوچک خدا پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۰ ق.ظ:

    از آقای کریم و دیگر دوستان مخالف فلسفه چند سوال دارم .

    آیا روش اهل بیت در مناظره همین روشی ست که شما در پیش گرفته اید ؟

    آیا اهل بیت در مناظره دیگران را تحقیر و به آنان توهین میکردند ؟

    آیا اهل بیت به هنگام مناظره شخصیت افراد را خورد میکردند ؟

    و هزار آیای دیگر ...

    لطفا به این روایت عمل کنید :

    کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا .

    با این روش مناظره فکر نمیکنم زینت برای اهل بیت باشید .
    اهل بیت اسوه های اخلاق و رحمت الهی بودند و با خشونت و توهین با کسی مناظره نمیکردند و روششان در دعوت به دین الهی مثل روش شما که سرشار از حمله به شخصیت آدم ها و توهین و تحقیر می باشد نبوده است .

    کوچک کردن دیگران و توهین و تحقیر آنان و حمله به شخصیت آنان اثبات برداشت های شما را از دین نمیکند .

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۲ ب.ظ:

    اتفاقاای بنده خدا ماه هرچه نظرات می بینیم طرفداران فلسفه وعرفان توهین می کنندمی گن انگلیسی،پول بیت المال خور و... وهموراه دنبال انگ سیاسی زدن به مخالفان فلسفه هستند تا آنها را با این روش های غیر علمی خراب کنند
    در ضمن شما برخی وبلاگهای طرفدار فلسفه وسایتها ببین انها به جای پاسخ منطقی توهین وبداخلاقی می کنند حتی در مناظرات مشهودبوده است مثلا تو یکی از مناظرات در اصفهان با آیت الله سیدان از او می پرسند نظر شما درباره تشکیل حکومت در عصر غیبت چیست؟
    یا آقای غرویان در مناظره آنقدر اسم شخصیتها را می آورد که خود مجری با اینکه طرفدار فلسفه است ایراد می گیرد
    یا آقای صمدی به نقل از اساتید خودش مخالفان فسفه را از الاغ هم پایین تر می داند یاآیت الله جوادی به شیخ مفید می گوید راجل
    ویا توهین به مراجع و....
    اما شما یک نمونه از توهین ها ی مخالفان فلسفه را بیاوریدجز اینکه در کتابهای فلاسفه جملات خودشان را تحویل می دهند

    کلیپ: خودتان قضاوت کنید! چه کسی توهین می کند؟ فیلسوف یا متکلم؟!
    http://www.borhannews.com/news/?p=1213

    آقای صمدی مرجعی راکه دررساله اش وحدت شخصیه وجودرا ردکرده جاهل وعوام علماخواند+فایل صوتی
    http://www.borhannews.com/news/?p=1248

    اخلاق صدرایی وفلسفه اسلامی سراسرنفی وتخریب واینها نمی فهمندوبی سوادنداست!
    http://www.borhannews.com/news/?p=1279

    توهین به مراجع وظاهربین خواندن آنهاوتفسیربه رای درادامه ترویج رقص صوفیانه
    http://www.borhannews.com/news/?p=1425

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    بنده کوچک خدا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۴ ق.ظ:

    اینجا که من میبینم بیشتر مخالفان فلسفه دارند توهین میکنند .
    بزرگان هم قصدشون از گفتن برخی عبارات توهین نیست .
    مثلا من اگه بگم حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در مورد برنامه نویسی یا طراحی سایت راجله یا اصلا هیچی نمیدونه این که توهین نیست . این یک واقعیته اما ندونستن اینها لطمه ای به جایگاه فقهی ایشون نمیزنه . مگه مراجع و یا بزرگان از علمای ما همه چیز رو میدونن . تعصب نداشته باشید . قبول کنید . کما اینکه آقای جوادی یا علامه حسن زاده هم برخی چیزها رو نمیدونن و ازش سر در نمیارن . چرا اینقدر جوش میارید . بزرگان ما با کینه که از این عبارات استفاده نمیکنند . بلکه دلسوزانه ست .
    اینم که میگید آقای صمدی به نقل از اساتید خودش مخالفان را از الاغ هم پایین تر میداند نمیدونم منظورش کدوم استاده و یا اصلا این حرف تهمته یا نه اما اگر آقای صمدی این رو گفته اشتباه کرده و نباید میگفته . اما بزرگان از این حرفا نمیزنن . شما هم زیاد به شایعات توجه نکن . با همین یک کلاغ چهل کلاغ هاست تهمت درست میشه . الان تاریخ ما پره از تهمت و دروغ نسبت به پیامبر و اهل بیت و دشمنان هم برای تخریب چهره اسلام از همون دروغا استفاده میکنن . حالا ما چیکار کنیم باور کنیم ؟؟؟
    نخیر آقا جان تهمت رو نسبت به هیچ کس حتی بدترین دشمنانمون نباید باور کنیم .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۸ ق.ظ:

    ببخشید آقای بنده کوچک خدا
    این حرف شما هم مانند بقیه ادعا هاشما می گویید این همه توهین

    ۵ مورد از توهین هایی که در این سایت محبوب برهان نیوز شده را بیاورید ؟تا همه ببینند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    بنده کوچک خدا پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۶ ق.ظ:

    محمد حسین جان !
    چرا راحت میگی : این حرف شما هم مانند بقیه ادعا ها!
    من اینجا فقط چند نمونه میارم ببینی چه خبره . البته قبول دارم که بعضی از طرفداران بی ظرفیت فلسفه هم توهین میکنند اما شما خودتون رو مبرا ندونید .
    این توهین ها فقط از ذیل سه چهار تا از پست ها برداشته شده اگر همه رو جستجو کنیم که سر به فلک میزاره .
    ۱ - در این سایت مطلبی هست با عنوان : "اخلاق صدرایی وفلسفه اسلامی سراسرنفی وتخریب واینها نمی فهمندوبی سوادنداست!
    "
    شما میگید دیگران به شما میگن بی سواد و شما رو تخریب میکنند اما شما هم به اونها میگید بی سواد .
    یه این مطلب دقت کنید که در یکی از پست های سایت برهان اومده : ... وخیلی جالب است که آخربی سوادی رادر این برنامه می بینیم...
    آیا شما نسبت سوادی آنهم آخر بی سوادی را به فلاسفه نمیدهید ؟؟؟!!! بعد فریاد میزنید که فلاسفه به ما میگویند بی سواد ؟؟؟!!!

    ۲ - فردی به نام موسی در نظری آقای ثقلین را با تحقیر خانم خطاب میکند :
    ثقلین خانم،اگر سروش از فلاسفه پاسخ محکم گرفته بود
    ۳ – ناشناس : عالم به عرفان گوساله پرستی .
    ۴- کریم : شما برای بی سوادی نویسنده وبلاگ آقای دور از ثقلین که خودش را ثقلین نامیده
    کافی است مثلا در صفحه اصلی ctrl+f رابزنید وکلمه “لاکن” را سرچ کنید خواهید دید که اشتباه نیست بلکه بی سوادی محض است
    گزیده ای از اثبات بی سوادی شما . # بنده کوچک خدا : یعنی فلاسفه به شما میگن بی سواد شما به اونها نمیگید.
    ۵- سالار : میخم جون؛من گفتم تو رفتی باز پیدات شد؟. # بنده کوچک خدا : به قصد توهین به جای میثم میگه میخم . خ اینور کی بورده ث اونور کی بورد .
    ۶- دروس صوتی استاد میلانی درد امثال شما را که مغزتان پراز بافته های زندیقان است دوا نمی کند

    ۷- اخلاقتان هم بدون شک تظاهری و برای فزیب عوام است. (جزم داشتن در تهمت)
    ۸- مروجان فلسفه و عرفان که دستور جاسوسان انگلیس را اجرا میکنند(به خاطرات مسترهمفر رجوع کنید)،حتما اهل انگلیسند.
    ۹- به نظر شما تهمت بدون دلیل کار درستی است؟حتما این را هم از حسن زاده آملی آموخته اید.
    ۱۰ - ظاهرا شما یک صفحه هم از مباحث متکلمین را مطالعه نکرده ای و با تعصب ناشی از جهالت حرفی ناشایسته پرانده ای!!!. (متهم کردن به تعصب و جهالت)
    ۱۱- محمد: مثال تابعین فلاسفه که بعد از پشیمانی سران خود برنمی گردند این جک است:
    یکی به دروغ ادعای پیامبری می کند و طرفداران زیادی پیدا می کند بعد پشیمان می شود و توبه می کند و می گوید ای مردم من دروغ گفتم .
    مردم برمی گردند می گویند اون موقع راست می گفتی و حالا داری دروغ می گی . تو پیامبری حالیت نیست . اگر باز هم انکار کنی می کشیمت . (تمسخر فلاسفه با جوک)
    ۱۲- کریم : در سخنان شما فلاسفه وطرفداران فلسفه هیچ منطق وبرهانی نیست (بنده کوچک خدا: آیا فلاسفه به شما بی سواد میگویند. آیا این حرف شما مناظره محترمانه ست)
    ۱۳ – محمد : بخوان شاید سر عقل بیایی
    از نظر من : مشکل عرفای التقاطی حب شدیدی است که به کرامت دارند و مشکل دیگرشان جهالت شدیدشان است (التقاط و جهالت)
    ۱۴ - دو : صم بکم عم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۱ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربرگرامی

    ما برها وبارها گفتیم اگر به کسی توهین یا بی احترامی شود سعی داریم آن نظر را تایید نکنیم الان آرشیوی از بی ادبی ها وبی احترامی هانزد ما می باشد البته برخی توهین ها آنقدر سخیف است که ما نمی توانیم بگوییم
    اما مطلبی که در باره پست برهان در سایت "اخلاق صدرایی وفلسفه اسلامی سراسرنفی وتخریب واینها نمی فهمندوبی سوادنداست!"

    این جمله دقیقا پاسخ آقای عباسی به صحبتهای آقای غرویان بود که مخالفان را بی سواد خوانده است وباید برادر عزیز توجه داشته باشند که این بحثها بحث اصلی نیست ومطالبی که شما درج کردید هیچ کدام مصداق توهین و بی احترامی نیست ونوعی مکالمات روز مره است که توهین حساب نمی آید ما جملاتی که داریم مانند:
    نظرات توهینی
    برای نمایش بزرگتربه این آدرس بروید
    http://www.borhannews.com/news/wp-content/uploads/2013/01/toohin3333.jpg
    آنوقت شما به ۴ تا بحث در باره گرفتن غلط املایی ومثلا عرفان گوساله پرستی می گویید توهین؟!!مگر خود آقایان از گوساله پرستی دفاع نکردند خوب این عرفان خودشان است وتوهین نیست تنها حرف خودشان است
    گوساله سامری وتوجیهات فلاسفه وعرفاءوشرمندگی گاو+توضیحات مستندصوتی
    http://www.borhannews.com/news/?p=1803

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    بنده کوچک خدا پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۱ ق.ظ:

    ادمین جان !
    چرا مقابله به مثل میکنی زود میری توهین میاری نشون میدی ؟
    من که گفتم بعضی از طرفداران فلسفه و عرفان هم توهین میکنند .

    حرف من اینه که وقتی خود شماها توهین میکنید به فلاسفه میگید آخر بی سوادی ، التقاطی ، جهالت نسبت میدید ، زندیق میگید ، کفر صادر میکنید ، علیه ما علیه به قصد توهین میگید و صد جور بی احترامیه دیگه ، دیگه چرا ادای آدمای بافرهنگ و در میارید میگید ما میخواهیم مناظره کنیم ولی میگن شما فلان و بهمانبد .
    شما با این سایتتون زمینه بسیاری از توهین ها رو فراهم کردید . هم با تایید توهین ها دو طرف رو به جون هم انداختید هم بعضی از پست هاتون واقعا بی احترامی به بعضی بزرگانه . اصلا هم نیتتون برام مهم نیست شایدم نیت خیر باشه اما عمل درست نیست . نیت و عمل باید هر دو درست باشه . شما ادعای عقلانیت دارید اما ما میگیم شما عقلانی و استدلالی حرف نمیزنید اما اصرار دارید که ما حرف شما رو به عنوان حرف عقلانی بپذیریم. آخه مگه زوره . تا میگیم حرفتون درست نیست زودی برمیگردید میگید گوش شما از حرفای فلاسفه پره به خاطر اینه . این خیلی توهین بزرگیه . مگه ما حرف فلاسفه رو کیلویی قبول کردیم که این حرفو میزنید . ما طالب حق هستیم چه متکلم بگه چه فیلسوف چه عارف . خودمون هم بهتر از شما میدونیم که مدار حق اهل بیت و قرآن هستند . ما دنبال فلسفه ای هستیم که مطابق با قرآن و اهل بیت باشه . بیشتر فاکتورهای فلسفه هم تاسیسا از متن دینه یونانیاشم که مخالف با اسلام بوده تصحیح و اسلامی شده . من یه سوال پرسیدم جواب ندادید. خب من چی فکر کنم . نمیگم بلد نبودید . شاید نخواستید جواب بدبد . اما احتمال اینم هست که بلد نباشید . (در مورد تعداد مسائل فلسفه اسلامی و یونانی) شمائی که میگید فلسفه اسلامی همون یونانیه خیلی زشته که اصلا تعداد فاحش مسائل یونانی و اسلامی رو ندونید و بعد از اون فرق یه مساله فلسفه یونانی و اسلامی رو ندونید بعد حکم به تطابق کنید . البته باز هم منتظر جوابم . شمائی که میگید دعوت کردیم به مناظره نیومدن . آیا میخواید تو مناظره حق پذیر باشید یت فقط نظرات و برداشت های خودتون رو تحمیل کنید . آدم تعجب میکنه از نوع دینداری شما . اهل بیت اصلا اینجوری نبودند . با مهر و عطوفت با رحمت به خوبی با بدترین آدما مناظره میکردند . اما شما یه شیعه رو یه محب اهل بیت رو به لجن میکشید به اسم دفاع از دین تا برداشت های سطحی خودتون از دین رو به خورد دیگران بدید . آدم از تعجب انگشت به دهان میمونه .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۵ ب.ظ:

    بسیار از افشاگری آدمین متشکریم واقعا از صبر وتحمل شما قدردانی می کنیم

    در ضمن آقای بنده خدا به این نظرات که آدمین گذاشته بهش می گن توهین وبی احترامی!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۵ ب.ظ:

    حضرت آیت الله صافی مدظله تنها مرجعی هستند در حال حاظر که چند جلو کتاب حدیثی دارند و بخاطر این نوشته ها اخباریون هم احترام فوق العاده ای برایشان دارند و بنده شنیده ام بعض اخباریون وجوهاتشان را به ایشان تسلیم میکنند .

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  4. محمد

    on شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    از انتشار این کلیپ بسیار سپاسگزارم...

    بعد از نفرین حسن زاده توسط آیت الله العظمی صافی گلپایگانی دیگر حرفی برای مدافعین فلسفه و عرفان باقی نمی ماند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۰ ق.ظ:

    نه دوست عزیز
    عرفان اسلامی و شیعی مشکلی ندارد و بسیارهم خوب است همانطور که خیلی از مراجع عظام حفظهم الله تعلی نیز شاگرد همین علما و عرفای اسلامی و شیعی بوده اند. مثلا شیخ الفقهاء و المجتهدین حضرت آیت الله العظمی بهجت شاگرد مرحوم آیت الله آقا سید علی آقای قاضی بوده اند.
    عرفانی قابل قبول نیست که عرفان غیر شیعی و از راه غیر اهل بیت باشد

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    یک اصفهانی پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۹ ق.ظ:

    عرفان قاضی و امثال او شیعی نیست بلکه فرقه ای در مقابل مکتب اهل بیت علیهم السلام است.تصوف پژوهان درباره فرقه قاضی مطالب جالبی ارایه داده اند حتما مطالعه کنید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    درگیری علما با عرفان ابن عربی است که آقای جوادی و حسن زاده ترویج می کنند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    م.الفبا پاسخ در تاريخ آبان ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۷ ق.ظ:

    بنده که چند ساله شاگرده علمای بزرگ و متکلمین هستم میگم:اشتباه تشخیص دادی آقای (ناشناس).

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۷ ق.ظ:

    علمایی که بنده نمی بینم.
    عالم واقعی ندیدی.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۶ ق.ظ:

    عالم به عرفان گوساله پرستی .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    نه عالم به کشک سابی.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۲ ب.ظ:

    آیت الله بهجت هم مخالف ترویج فلسفه بوده اند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۲ ق.ظ:

    برو به یکی این را بگو که زیر و بم آیت الله العظمی بهجت را ندارد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۴ ق.ظ:

    تو عربی یاد بگیر ... تو وبلاگت ننویس والسلام علی من الاتبع والهدی !!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۲ ب.ظ:

    کم آوردی غلط املایی می گیری؟؟
    راست می گویی بیا بحث کنیم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۲ ب.ظ:

    آها پس آقایان غلط املایی می گرفتند تو مناظراتشون که هیچ در مناظرات بعدی هم می گن این نشانه کم آوردن فلاسفه بود نمی دونستیم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدطه پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۷ ب.ظ:

    آخه ثقلین وقتی والسلام علی من اتبع الهدی را در مقدمه وبلاگت سه ماه نوشتی والسلام علی من التبع الهدی و بعد با تذکر مکرر منتقدان اصلاحش می کنی و فرق منبع حدیث و سند روایت را نمی دانی و...چه طور با تو بحث کنیم؟!برو اول درنهضت سواد آموزی درس بخوان .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۷:۲۲ ب.ظ:

    غلط املایی نیست ... بی سوادیه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۹ ق.ظ:

    جناب محمدحسین
    سوادت آنجا هویدا می شود که فرق غلط املایی با غلط تلفظی را نمیدانی.
    غرویان غلط روخوانی و تلفظی گرفت یا املایی؟؟
    غلط های تلفظی و روخوانی اون سبب برداشت بد می شود.
    باز می گویم کم می آورید حاشیه نروید بیا بحث کنیم.
    از این به بعد می خواهم غلط املایی بنویسم تا چیزی برای نقد داشته باشید.
    آخه گناه دارید آنقدر در نقد کم آورده بودید که با یک اشکال سهوی آب از دهانتان ریخته.
    نگران نباشید برای آنکه از نقد کردن سرخورده نباشید و برای شادی و اینکه بعد ماه ها چیزی برای نقد داشته باشید باز غلط املایی می نویسم.
    بلکه باز بتوانید نقد کنید البته علمی نه.
    والسلام علی من الـــــتبع الهدی
    اینهم اولیش.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۸ ق.ظ:

    جناب آقای ثقلین بعد از اینهمه تذکر از سوی دوستان که این جمله آخر خود را اشتباه می نویسی ابتدا گمان می کردم واقعا اشتباه تایپی است ولی الان پی بردم دیگر اشتباه نیست بلکه بی سوادی محض است مانند بسیاری از فلاسفه که به قران وروایات تسلط ندارند اصلا برخی روایات را تا اخر عمرشان نخواندندالبته روایات کتب اربعه را بعد خود را آیت الله ومجتهد هم می دانندالبته راست می گویند در اصول وفلسفه که آراء شخصی است مجتهدند نه در قران وروایات

    شما بعد از اینهمه که گفتند اشتباه می نویسی باز هم رفتی درست کنی هنوز نمی دانی چه می گویی
    آخر بی سوادی هستی حتی لام در التبع رارا که خودت نوشتی می کشی که بگی من می دانم باز هم اشتباه کردی

    می خوام درستش را بت بگم ولی اگه خودت تحقیق کنی وبدست بیاوری بهتر یاد می گیری

    در ضمن در سخن گفتن احتمال اشتباه کردن بیشتر است تا نوشتن پس اگر کسی در بیان مطلب یا حدیثی یا یک جمله از مبانی کفار اشتباه کندقابل اغماض تر است تا اینکه در نوشتن اشتباهی شود

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۴ ق.ظ:

    شما برای بی سوادی نویسنده وبلاگ آقای دور از ثقلین که خودش را ثقلین نامیده
    کافی است مثلا در صفحه اصلی ctrl+f رابزنید وکلمه "لاکن" را سرچ کنید خواهید دید که اشتباه نیست بلکه بی سوادی محض است

    گزیده ای از اثبات بی سوادی شما
    http://up.download.ir/di-XYMK.jpg

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدطه پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۷ ب.ظ:

    از وبلاگ بیدارگر و جناب اصفهانی و برادر کریم تشکر می کنم که این زندیق به اصطلاح ثقلین را خوب رسوای خاص و عام کردید.اجرتان با امام زمان.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۹ ق.ظ:

    لطفا بحث محتوایی کنید .
    گیریم کسی هم غلط املائی داشته باشه این دلیل بر چیزی نمیشه .

    در مورد کلمه "لاکن" که آقای کریم ایراد میگیرند در کتاب "قاموس قرآن" آمده :
    لکن : این کلمه در اصل لاکن است الف در نوشتن حذف شده و در خواندن ثابت است و آن دو جور است یکى مخفّف از لکنّ بتشدید نون و آن حرف ابتداء است و عمل نمیکند مگر بقول اخفش و یونس .

    حالا با الف یا بی الف فرقی نمیکند .
    بهتر است بحث را به حاشیه نکششانید و در متن باشید .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سالار پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۳ ب.ظ:

    میخم جون؛من گفتم تو رفتی باز پیدات شد؟.
    تو شبهه زیاد تو مخ پر از فلسفه ت هست بیا در کلاس استاد میلانی تا بهت یاد بدیم معارف یعنی چی!!!.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۹ ب.ظ:

    کریم خان
    بهتر بود دوتا لغتنامه می خواندی تا اینگونه سنگ روی یخ نمی شدی.
    به عمید و قاموس قرآن مراجعه کنی بد نیست.
    نظر اول اینکه اصلا اصل کلمه لاکن است و در اثر کثرت استعمال در نوشته به این صورت درآمده.
    نظر بعد انکه این رسم الخط فارسی است و الف کوچک به بزرگ تغییر کرده.
    بنابراین اشتباه نیست و کاش شما مطالعه می کردی و بعد دهانت را باز می نمودی.
    ضمنا شما که اینقدر دقیق می خوانی کاش جرات نقد مطالب را هم داشتی و فرار نمی کردی.
    ضمنا سند روایتی که جناب میثم می خواستند را پیدا نکردی؟؟
    سه چهار ماهه گذشته.
    کاش به بحث علمی می پرداختید و حاشیه نمی رفتید.
    (جناب ادمین به عنوان دفاع پخش کن)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۷ ب.ظ:

    جناب محمدحسین
    دوهزاریت کجه.
    یکبار دیگر متن و جمله آخر را بخوان تا شاید بفهمی لام را برای چه کشیدم.
    برای اینکه حداقل یکبار بتوانید نقد کنید البته علمی نه.
    گذشتن لام هم برای خوشحالی شماست که بی نقد من لااقل نمی رید.دفعه اول سهوی بود

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. محمد

    on شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    البته ایت الله مجتهدی نیز با گفتن "بله" سخن ایت الله صافی را ظاهرا تایید می کنند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. مهرپويا

    on شهریور ۲۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    جای تاسف داره جدا. لعنت خدا بر دشمنان علمایی مثل حضرت علامه آیت الله العظمی حسن زاده آملی

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    جیم اصفهانی لنجانی پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۵ ق.ظ:

    دوستان خوب توجه کنند که ما دین و حوزه و بزرگان را تضعیف می کنیم یا اتباع حسن زاده.عرفان و فلسفه مشتی فقیه ستیز به بار می آورد.به قول شیخ جواد خراسانی:فریاد ای فقیهان زین شعبه های عرفان/چندی دگر نشان نیست نی فقه و نی شما را.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  7. منتقد

    on شهریور ۲۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    جواب:
    علیک ما علیک

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  8. محمد

    on شهریور ۲۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    من امروز آیت الله صافی گلپایگانی حفظه الله را زیارت کردم واقعاً که کوه معنویت هستند .

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    سید محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۱ ق.ظ:

    شما چه جوری معنویت رو تشخیص میدین ؟ میشه ملاک رو بفرمایید ما هم بدونیم ؟؟؟

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۵ ق.ظ:

    همون جوری که عرفا درستی و شیطانی نبودن کشف و شهودات خود را تشخیص می دهند!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید محمد پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۰ ق.ظ:

    پس به اصل قابلیت داشتن انسان برای شهود معترف هستید و فقط درستی و نادرستی ان برای شما محل بحث است !!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۲ ب.ظ:

    نخیر عزیز
    این سخن من نوعی محاجه است.

    اگر شما قائل به این قابلیت برای انسان هستی حق نداشتی چنین سوالی بپرسی!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۴ ق.ظ:

    جناب محمد!
    إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُون.
    آیا نزول ملائکه بر افرادی که موضوع این آیه هستند و مشاهده آن ها به هنگام نزول و تکلم ملائکه با آن ها یک نوع کشف و شهود نیست که شما منکر آن هستید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۰ ب.ظ:

    آقا میثم ما به ما منکر شهودات عالم غیب نیستیم. مثلا در شب عاشورا امام حسین علیه السلام بهشتی که انتظار یاران ایشان را میکشید به اصحابشان نشان دادند و صدها نمونه ی دیگر از اولیای واقعی خدا که مصداق این آیه ی شریفه هستند.
    اما انسان با نجام ریاضت ها یا اعمالی خارج از صراط مستقیم هم ممکن است چیزهایی ببیند(البته طبق روایات از این گونه شهودات از سطوح پایینی آسمان اول هم فراتر نمی رود)
    اما بحث شیطانی بودن و الهی بودن آن است. که ملاک صرفا تبعیت از راه اهل بیت علیهم السلام است.
    وگر نه کار به جایی میرسد که کسی مثل ابن عربی را عارف واصل بدانیم. در حالی که او گفته باطن شیعیان را مانند خوک می بیند!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۳ ب.ظ:

    آقا محمد !
    احتراماً
    میشه لطف بفرمائید مبنای ابن عربی رو در صورت برزخی بیان کنید ؟
    میخوام بدونم مبنای ابن عربی رو میدونید یا نه.
    صحبتی تو این زمینه دارم که بعد از پاسخ به این سوال خدمتتون عرض میکنم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۳ ب.ظ:

    می شه شما بفرمایید مبنای عورت پرستان هندو را می دانید یا نه؟

    مبنای گاو پرستان را چطور؟

    هیچ می دانید یک مرتاض هندی ۴۰ سال در غار سکوت کرده و حالا ادعای پیامبری کرده؟

    نکنه راست می گه؟

    به نظرتون باید بریم بررسی کنیم ببینم دلیلش چیه و تا اون موقع خاتمیت پیغمبر رو بی خیال بشیم؟!

    فکر کنم منظورم از زدن این مثال ها روشن باشه!

    ما مبنا و میزانی داریم که با آن صراط مستقیم را تشخیص می دهیم.

    پیروی از اهل بیت علیهم السلام ما را از خواندن اراجیفات غیر آن ها بینیاز می کند.(البته به منظور هدایت) ولی برای پاسخگویی به مخالفین لازم است عده ای زحمت این گونه امور را تقبل کنند که دست اندرکاران این سایت ازآن ها هستند.

    آیه قران می خوانی؟

    به نظرم این نکته که همین امروز این همه تفکرات ضد و نقیض از این قرآن برداشت می شود کافی است که بدانیم خداوند این قرآن را فرو نفرستاده که هر کس بخواند و برای خودش تفسیر کند. مسلکی تشکیل دهد و خودش هم بشود سالک طریقت!

    به قول بزرگی عقلا زشت است که قرآن را از دست پیغمبر بگیری و بگویی بده ببینم خدایت چه می گوید؟

    پیغمبر قرآن بیاورد و من و شما معنی کنیم؟! هیهات

    کاش می دانستیم چه اشتباه بزرگی می کنیم که عمرمان را لحظه ای با غیر اهل بیت می گذرانیم!!! آن هم با داعیه ی حق طلبی!

    مگر امام صادق علیه السلام چیزی برای کم گذاشته که سراغ ابن عربی برویم که می گوید فاطمه سلام الله علیها عارفه ی بالله نیست!!!

    مگر امام باقر علیه السلام برای ما کم گذاشته که سراغ کسی برویم که میگوید برایم مهم نیست امام زمان را بشناسم و بدانم او کیست!!!
    که من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتتا جاهلیه

    اگر شما از بنده بیشتر ابن عربی را میشناسی حرفی نیست.

    من خودم را ملزم نمی دانم هر کسی از هر فرقه ی ضاله ای از جزئیات مرامش از من سوال کرد پاسخگویش باشم!

    اما اگر شما به حقانیت مسیر اهل بیت علیهم السلام رسیده باشی باید دور بودن این عربی ها از صراط مستقیم برایت مسجل تر باشد.

    یا علی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۹ ب.ظ:

    دوست عزیز !
    خدای نکرده من نخواستم به شما اسائه ادب کنم بگم شما نمیدونید و من میدونم .
    مسلما نجات دهنده ما قرآن و اهل بیت هستند . اما همینجوری هم نمیتونیم برخی افراد رو با بی دقتی از مسیر قرآن و اهل بیت خارج کنیم .
    این درست نیست که به خاطر تحریفات در آثار ابن عربی اونو بی دین بدونیم و شروع به تخریبش کنیم .
    مبنای ابن عربی در صورت برزخی تدریجی بودن اونه لذا تحریف کننده بسیار ناشی بوده که گفته اون شیعه بعد از به اصطلاح ایمان آووردن از چهره ی برزخی خنزیر تبدیل به انسان شده و این هم مثل برخی از تحریفات دیگه مسلما از تحریفاتیه که در آثار ابن عربی شده .
    آیا به نظر شما درسته بدون اطلاع از مبانی چیزی به مبارزه با اون بپردازیم ؟ ممکنه چیزی باطل باشه اما در مسیر مبارزه با اون باید حق و انصاف رو رعایت کرد .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ آذر ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۷ ق.ظ:

    خیلی خوب میثم جان
    اگر معتقدیم خداوند راه هدایت را تمسک و وسیله قرار دادن اهل بیت علیهم السلام قرار داده
    آیا این گفته ها پیرامون این عربی تحریف است وابن عربی شخصی محب اهل بیت علیهم السلام و پیروی آن ها بوده و در راه اطاعت از فرامین آنان و تمسک به آنان به درجات عالیه ی معارف الهی رسیده است؟ (طرح این سوال خنده دار نیست؟)

    یا این که کسانی که از ابن عربی بت می سازند هم معترفند که راه او طور دیگری است؟

    به هر حال اگر شما معتقدید همه ی مطالب ضد شیعه ای که از او سر زده تحریف است و او یک شیعه ی مخلص است ، دلایل شما را با گوش جان می شنویم اما از مراجع و بزرگان دین چیز دیگری به ما رسیده است!

    اما اگر سخن مراجع درست است باید بدانیم بزرگ کردن کسی که در صراط اهل بیت علیهم السلام نیست ( ولو مطالب درستی نیز در گفتارهایش باشد) جز دور کردن عموم مردم از مسیر حق و پیدایش شبهات و. در نهایت بی دینی ثمری ندارد!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۰ ب.ظ:

    دوست عزیز و نازنینم
    مسلما من معتقدم به اینکه این عربی با تمسک به قرآن و اهل بیت علیهم السلام به مقامات عرفانی رسیده کما اینکه آیت الله قاضی رضوان الله علیه میفرمایند: اگر من قبل ها می شنیدم که در بین آحاد رعیت بعد از مقام عصمت کسی به پایه محی الدین بن عربی نمی رسد، الان دارم این امر را مشاهده کرده و می بینم.
    اما امروزه میبینیم با وارد کردن حرفای غلط به آثار ابن عربی توسط دشمنان میخوان ما را از توضیحات و مطالب درست ابن عربی که در راستای معارف قرآن و اهل بیته محروم کنند .
    من نمیگم هر کسی برداره و هرچیزی رو بخونه . چه بسا برای بعضی باعث انحراف باشه کما اینکه اگر بدون تخصص کسی بخواد فتوا بده ارزشی نداره و معذور نیست . در امور عرفانی هم باید از متخصص استفاده کرد . استفاده از متخصص هم به معنای این نیست که در عرض قرآن و اهل بیت باشه بلکه می بایست مطابق با قرآن و اهل بیت باشه حالا شما میگید ابن عربی یا هر کسی مثلا در مسیر نیست باید قبل از هر چیزی مبانی و اصول اون رو بدونید تا بتونید حرفهای پیچیده ی اون رو بفهمید و متشابهات رو به اون اصول و محکمات ارجاع بدید و بتونید تحریفات و دروغ های وارد شده در آثارشون رو هم تشخیص بدید .
    به عنوان مثال که قبلا هم عرض کردم در برخی نظرات :
    میگن این عربی گفته : "سبحان من أظهر الأشیاء و هو عینها" پس ابن عربی قائل به یگانگی خالق و مخلوقه و اشیاء رو جزئی از ذات خدا میدونه .
    اما من میگم این با مبنای ابن عربی توضیح دیگه ای داره که خودش جای دیگه داده و منظور اتحاد ذاتی نیست بلکه قائل به غیریت ذات خدا و اشیاء هست .
    به این عبارت ابن عربی در فتوحات دقت بفرمائید :
    "فهو عین کل شی‏ء فی الظهور ما هو عین الأشیاء فی ذواتها سبحانه و تعالى بل هو هو و الأشیاء أشیاء."

    این عبارت صراحتا گویای غیریت خالق و مخلوقه پس اونجایی که ابن عربی میگه : "سبحان من أظهر الأشیاء و هو عینها" منظورش یکی بودن ذات خالق و مخلوق نیست .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۱ ۷:۲۷ ق.ظ:

    آقا میثم کاش تناقضی را که خودتان مطرح کردید پاسخ هم می دادید.

    در سیر کسب دانش با سیر انسان های معمولی این مطلبی روشن است که به مرور زمان نظراتشان تغییر می کند و بعضا این روند جهتش به سمت حقیقت آن مطلب است(همیشه این طور نیستند بعضی اوقات هم دانشمندان به مرور زمان از حقیقت دور شده و تضمینی نیست که بشود گفت مطلبی که یک دانشمند در سن ۷۰ سالگی گفته از مطلبش در سن ۳۵ سالگی پخته تر است)

    و روشن است این مطلب تا قیامت هم ادامه پیدا کند نمی توان گفت یک شخص به حقیقت علم دست پیدا کرده است. (امید وارم منظورم را به دقت دریافته باشید)

    حال دنیایی را فرض کنید که انسان ها با این روش به کسب دانش ( عمدا لغت علم را استفاده نمی کنم) می پردازند و در راه کمال خود را به انواع تعب و سختی ها مبتلا می کنند و در روز قیامت هم هر کسی در مقابل خداوند عرضه می کند ما با تمام تلاش به سمت معرفت و دانش حرکت کردیم حال می بینیم چقدر نسبت به حقیقت مطلق دوریم. به هر حال توان ما همین قدر بود. برای هر آدم عاقلی این سوال پیش می آید که چه میشداگر خداوندی که این دنیای را خلق کرده و علومی را در آن نهفته است. ما را به سوی این علوم ( و نه دانش هایی که در طی زمان به کمالی اندک (با فرض به کمال رسیدن با مرور زمان) می رسند) راهنمایی می کرد پس این علوم و معارف والا که ما در طی عمر به مقدار کمی از آن رسیدیم بی ثمر خلق شده بود؟ و ....

    در این جا است می گوییم سناریو ی بالا اتفاق نخواهد افتاد.

    چرا که خداوند راه علوم و هدایت محض و مطلق خود را از طریق اولیای خود که در هیبنت انسان هایی به زمین هبوط کردند به انسان ها به عنوان نعمتی بسیار بسیار بزرگ عطاکرد. دیگر در قیامت کسی حق حسرت خوردن از کم علمی را نخواهد داشت.

    شما را به خدا کدام عقلی شما را به سوی شاگردی همان انسانهای سناریوی اول می کشاند؟؟؟؟!!!

    مضاف بر این که مشیت خداوند بر این تعلق گرفته باشد که را ه هدایت را ***انحصارا*** در شاگردی همان اولیا قرار داده باشد و فرموده باشد هر کسی را که از طریقی غیر از این ها طلب علم کند گمراه می کنم.

    حنای این حربه ای که بعضی از پیروان این ها در پیش گرفته اند که می گویند این ها هم شاگردی اهل بیت علیهم السلام را کرده اند دیگر برای اهل علم رنگی ندارد!

    این همه سخن متناقض با روایات، مهم نبودن شناخت امام زمان، وحدت وجود، عارفه ندانستن صدیقه ی کبری سلام الله علیها، نظر این همه مراجع در زندیق بودن ابن عربی ها و ....

    به هر حال با استبعاد توجیه احوالات و سخنان ابن عربی ها و جلال الدین محمدها و هماهنک ساختن آن با علوم اهل بیت علیهم السلام برای اهل علم و حق جویان بسی روشن است.

    سخن آقای قاضی هم باید تحریف شناسی شود.

    متسفانه در عصری هستیم که به بزرگان معاصر زنده نیز مطالبی خلاف واقع نسبت می دهند چه برسد به این که آن بزرگ سرش را زمین بگذارد!

    همانطور که گفتم فرضا بتوانیم (به فرض غیر عقلائی) بگوییم ابن عربی سعی در تمسک به اهل بیت علیهم السلام دارد(اهل علم مرا به خاطر این فرض ببخشند)، ثم ماذا؟

    حرف او برای ما حجت می شود؟!

    یا میتوان در این امور شاگردی او را کرد؟

    در حالی که والا ترین مطالب عرفاتی و معرفتی در روایات و آثار و ادعیه ی اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است و مهمترین آن وجود مقدس حضرت بقیه الله ارواحنا لتراب مقدمه الفدا به هر کس که واقعا طالب حقیقت باشد عنایتی می کنند که راه صد ساله را یک شبه طی کند..

    اطوال سخن نکنم.

    نتیجتا اگر سخنان متقن اهل بیت علیهم السلام را یک طرف و شخصیتهایی را که حرف و حدیث بسیاری در مورد آن هاست به طوری که مثلا در مورد جلال الدین محمد بلخی علامه ی مجلسی رحمه الله علیه بفرمایند صفحه ای از صفحات مثنوی نیست مگر این که کفر و شرکی در آن است و مطالب سخیف زیادی که در عجبم بعضی ها سعی در توجیه آن ها دارند، را کنار هم بگذاریم آیا کدام عقلی حکم می کند که برو و این افراد را بشناس شاید این که گفته باطن شیعیان را خوک میبیند منظور دیگری دارد، آن کسی که شب جمعه با زنان میرقصیده دروغ باشد .. ... و از آن ها استفاده کن!!!؟؟؟

    یا صاحب الزمان ادرکنی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۳ ب.ظ:

    دوست عزیز
    من حرفم رو زدم اما شما باز تکرار مکررات میکنید .
    حالا اگر شما فکر میکنید ابن عربی و دیگران به انحراف رفتند خب اصراری نیست بپذیرید .
    امیدوارم فردای قیامت پاسخی داشته باشید برای بی احترامی به عرفای بزرگی که به توحید از ابواب اون یعنی اهل بیت علیهم السلام رسیدند .
    استفاده از علماء و عرفاء برای کسب معارف حرکت در غیر مسیر اهل بیت نیست بلکه به خاطر فهم بهتر کلام نورانی اهل بیت علیهم السلام هست . حالا که شما میگید نباید از غیر اهل بیت استفاده کرد پس از حرف هیچ عالمی استفاده نکنید و فقط و فقط از حرفای اهل بیت استفاده کنید. (هر چند این مغالطه ست) اما من نمیدونم چرا استفاده از عرفاء که در راستای قرآن و اهل بیت هستند و وعده های قرآن و اهل بیت رو عملی کردند و به مقاماتی که اهل بیت وعده داده بودند رسیدند شده بی دینی و انحراف از مسیر اهل بیت و گوش دادن به حرفای آدمهایی که به مقامات عرفانی نرسیدند و محل ظهور اون مقامات نیستند و فقط لفاظی میکنند شده ملاک و مناط .
    حرفی که در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها به ابن عربی نسبت میدند دروغه و از تحریفاته . دیدن چهره شیعیان هم به صورت خنزیر از تحریفاته و دروغه و بقیه دروغ های که نسبت میدند هم همینطور ... .
    وحدت وجود هم حرف کاملا حقیه و در حقانیت این حرف شکی نیست . اما به معنای وحدت خالق و مخلوقی که مخلوقات حصه ای از وجود خدا باشند نیست که این خودش کفره و عبارات ابن عربی صراحت در غیریت خالق و مخلوق داره که عرض کردم خدمتتون .

    ما لابد از این هستیم با اصول و مبانی کسی که میخواهیم نقدش کنیم آشنا بشیم بعد وارد نقد بشیم در غیر این صورت پیش خدا معذور نیستیم به خاطر بی انصافی در نقد .
    نمیدونم دیگه چی بگم عرفای (عرفای اهل بیتی و قرآنی) ما خیلی غزیبند که ما گول کسانی رو که حرفای اینا رو تحریف میکنند و شخصیتشونو خورد میکنند رو قبول میکنیم اما کمی فکر نمیکنیم شاید مطلب غیر اینی باشه که ما فکر میکنیم .
    در نهایت خدمتت عرض کنم من شکی در اینکه عرفای بزرگ ما از طریق معارف اهل بیت و قرآن به این مقامات رسیدند ندارم .
    حالا هر جقدر هم از تحریفات بیاری نظر من عوض نمیشه .
    حرفای سختشونم مثل وحدت وجود حقه فقط فهمش زحمت میخواد . والا منافاتی با حرفای اهل بیت علیهم السلام نداره .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    بنده در لا به لای سخنم عرض کردم که معتقدم این که بعضی می گوینداین عرفا از راه اهل بیت علیهم السلام حرکت می کردند حربه ای برای موجه کردن آن هاست ولی آن هایی که با اجتهاد و یقین کامل نسبت به مسیر اهل بیت علیهم السلام وارد تحقیق میشوند در به وضوح در میابند که مسیر نه متفاوت بلکه متناقض است!
    میشه بفرمایید آیا معتقدید جلال الدین محمد بلخی هم در مسیر اهل بیت است؟(کمی توضیح بدید لطفا)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۴۴ ب.ظ:

    محمد جان !
    قضیه دو طرف داره من میگم تحریفات حربه ایه که این عرفای اهل بیتی رو از ما بگیرند اما شما میگی اهل بیتی خوندن اونا حربه ایه که اونا رو موجه نشون بدن .
    وجه ترجیح شما چیه؟ آیا تحریفات رو مستمسک قرار دادین برای خارج کردن کسی از دین و مبانی اون رو فراموش کردید .
    معارف والایی که در عبارات ابن عربی وجود داره محاله در غیر مکتب اهل بیت علیهم السلام بشه به اون دست پیدا کرد . ما نباید فریب چندتا تحریف رو بخوریم و تکفیر کنیم . نباید در قبال حرفای سختی که خیلی بلند هستند موضع گیری کنیم و معارف رو بقدری بکوبیم تا به سطح و اندازه عقلی خودمون اونو تنزل بدیم بعد بگیم معارف یعنی این .
    چرا اجازه بدیم بزرگان ما رو به این طریق از ما بگیرند.
    آیا درسته از چهارده جلد فتوحات چندتا حرف که تحریفه و به این کتاب وارد شده برداری بیاری بعد بگی ابن عربی فلان جوره ، از فصوص هم همینطور .
    چرا بعضی کلمات رو بیاری بعد توضیحش رو نیاری بعد بگی منظور ابن عربی همینه در حالی که منظورش اون نیست؟ آیا اینها تهمت نیست؟
    آیا ملاک در حقانیت چیزی تعداد علماء . مراجعیه که در اون زمینه فتوا دادند ؟
    نمیشه ۱۰۰ تا مرجع اشتباه کنند و ۱۰ تا حرف درست رو زده باشند ؟
    آیا کسانی که ما رو به بزرگ زده گی و تعصب متهم میکنند موقع استدلال حرف از نظر مراجع و علمای فلان اون هم به تعداد فلان قدر نمیزنند ؟(الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر) . مگر نباید استدلال کرد بر حقانیت چیزی و سخن از نظر فلان عالم و فلان عالم گفت؟ خب ما استدلال رو میشنویم و اگر درست بود بدون هیچ تعصبی تابعیم .

    در مورد جلال الدین محمد بلخی (مولوی)
    شاید این حرفم ناراحتت کنه اما در عارف بودن مولوی هیچ شکی در قلبم ندارم و اطمینان دارم که به مراتب سیر و سلوک آشناست و راه رفته ست ، هرچند ابن عربی چیز دیگه ایه . مولوی عارف بزرگی که خودیت در خود نمیدید و محو روی دلدار بود .
    ما چو چنگیم و تو زخمه می‌زنی
    ما چو ناییم و نوا در ما زتوست

    موفق باشی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۳ ق.ظ:

    ۱- در مورد ابن عربی ها حداقل وجه ترجیح نظر بنده این است که وقتی مطلبی به کسی در تاریخ منتسب است باید برای تحریف بودن آن دلیل آورد که شما در تمام پاسخ هایتان مدعی آن بودید و دلیلی نیاوردید.

    ۲- صادقانه بگویم در مورد جلال الدین بلخی اطلاعات بیشتری داشتم و به این دلیل از او پرسیدم تا نردیکی دیدگاهمان را بررسی کرده باشم، تا اگر می شد در مورد ابن عربی بیشتر صحبت کنیم.

    من قسمت های زیادی از مثنوی را خوانده ام.
    یادمه یکی از اساتید دانشگاه که مولوی را در حد بسیار زیادی دوست داشت و به نوعی می پرستید خودش می گفت حدود ۳۰ درصد داستان های مولوی بر مبنای سکس و مسائل جنسی است!

    آخر این طور عرفان در مسیر رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم است؟!

    آیا قبول دارید که مولوی در مورد منجی بشریت گفته " خواه از نسل عمر خواه از علی" ؟ !

    آیا تعریف و تمجید های او را از قاتلین حضرت زهرا سلام الله علیها دیده اید!؟

    آیا همه ی این ها تحریف است؟ آخر به کدام قرینه و دلیل؟

    اگر بخواهم فقط دلایل خودم پیرامون گمراهی مولوی را بگویم احتمالا چند ساعتی باید بنویسم که شما رو نمی دونم ولی با این وضعیت از حوصله و فرصت خودم خارج است.

    بد نیست این را هم بگویم در کتاب کیمیای محبت آمده است که از شیخ رجبعلی خیاط در مورد مولوی پرسیدند او فرمود در مکاشفه ای ندایی شنیدم که گفتند او(مولوی) در برزخ گرفتار است.

    حقا که امام معصوم به حق فرمود روزگاری می رسد که هر کسی بلند شود و واضح البطلان ترین حرف راهم بزند عده ای از او پیروی می کنند!

    مشکل اینجاست که ما بعضی از داستان ها و حکایت های این عرفا را دیده ایم و به دلیل کمی معرفت نسبت به معرف اهل بیت علیهم السلام، از این داستان ها خوشمان آمده است و احساس حقانیت در باره ی آن ها کرده ایم که اگر بصیرت می داشتیم میفهمیدیم بسیاری از اینها اشتباهند (مانند موسی و شبان)، سپس نمی توانیم با دیدن مطالب سخیف آنها (مثلا در مورد داستان سکس با خر در مثنوی مولوی و ...) بپذیریم که اینها از مسیر اهل بیت علیهم السلام نیستند و ناچاریم بگوییم:

    !!!اینها تحریف است!!!

    خدا می داند آن توجیهات به اصطلاح پیچیده هم که همت زیادی می خواهد تا انسان آنها را بفهمد از حیله های شیطان است تا من و شما را به این حیطه بیاورد و بعد از تحت تاثیر قرار گرفتن و دیگر راهی برای بازگشت به مسیر حق برایمان نماند!

    اما کسانی مانند دست اندرکاران این سایت و حتی بزرگان مراجع به بررسی همین مسائل پرداخته اند و با اثبات گمراهی این جماعت پاسخی جر این ندیدند:

    "شما نمی فهمید ما چه می گوییم"

    به قول معروف وقتی کم آوردند این حرف و زدند که از ضایع شدن خودشون جلوگیری کنند.

    قرق این افراد با انسان های دیوانه و عقب افتاده ی ذهنی که در امین آباد ها نگهداری می شن که سخنانی بی ربط بگویند و بعدشم بگن شما نمی فهمید چیه؟!

    سخن خاص دیگری با شما ندارم. در بین علاقه مندان به عرفا و فلاسفه طرز صحبت کردن شما منصفانه تر و معقول تر بود و به مدل صحبت کردن های با دقت نزدیک تر بود، به همین دلیل گفنگویمان طولانی شد و الا قصداین قدر وقت گزاری برای دکتر دینانی ها را هم نداشتم!

    امیدوارم دقت نظری که دارید با عنایت صاحب دین خدا امام زمان عجل لله تعالی فرجه الشریف به ثمر هدایت بنشیند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۹ ب.ظ:

    این مطلب را هم می خواستم بگم که جا افتاد

    همین استاد می گفت و از کسان دیگر هم شنیده ام که می گویند این فقهایی که در قم نشسته اند و می گویند مولوی کافر است این ها خودشان نسوخته اند که بدانند سوختن یعنی چه؟
    اگر فقیهی بگوید خوردن شراب حرام است یا زنا حرام است یا .... باید خودش طعم شراب را چشیده باشد و مستی حاصل از آن را درک کرده باشد تا بتواند چنین حکمی کند؟!

    درست است که برای نقد یک نظر باید آن را شناخت اما نه این که وقتی علما به نقد این عرفان های منحرف پرداختند و دلایل خود را ذکر کردند. عرفا به جای پاسخ مستدل فقط بگویند " پای استدلالیان چویبین بود" و این که حال ما را شما نمی فهمید و ....

    اگر چنین باشد چه جوابی بدهیم به آن هندی هایی که آلت مردانه را می پرستند اگر بگویند چیزی که ما از این کار می فهمیم ودرک می کنیم شما نمیفهمید؟!

    و خلاصه هیچ راه باطل واضحی را هم نمی شود رد کرد.

    و این مطلب در نهایت سخن بعضی عرفا نیز هست.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۷ ب.ظ:

    دوست عزیزم محمد جان !

    من در حسن نیت شما شکی ندارم و برداشتم اینه که شما میخواهید از مکتب اهل بیت دفاع کنید . من هم نیتم همینه .
    من در مورد این عربی حرف بی دلیلی نزدم شما مورد به مورد مطرح کنید من براتون پاسخ میارم . فکر کنم از حرفام روشن بود که دلیل من بر شیعه بودن ابن عربی و درستی حرفای اون مبانیه ابن عربیه نه تحریفات . در مورد صورت برزخی که شیعیان رو گفتید خنزیر میدونه گفتم که با مبنای ابن عربی صد در صد مخالفه در مورد وحدت وجودی هم که مخالفین از اون تعبیر به وحدت خالق و مخلوق میکنند عرض کردم که ایشون قائل به غیریت هستند و به اون تصریح کردند .
    لذا مورد به مورد حاضرم بحث کنم و الا اگه کلی بخواهیم بحث کنیم بی نتیجه میمونه.
    ضمنا فلاسفه این که فلاسفه و عرفا میگن شما نمیفهمید ما چی میگیم از باب توهین و نسبت دادن نفهمی به دیگران نیست(به نظر من). شاید بعضی طرفداران از هر دو طرف موافق و مخالف نسبت نفهمی به قصد توهین به همدیگه میدن اما بزرگان اینگونه نیستند .
    من درس های آقای میلانی رو دارم گوش میدم و فراوان از این نسبت ها از زبون ایشون به فلاسفه و عرفا دیدم .
    بزرگان از فلاسفه و عرفا رو به نفهمی و نادونی متهم میکنند و برخی شون رو هم میگن که میدونن چی میگن و اسیر شیطان و توهمات هستند و طرفداران فلاسفه و عرفا هم که نمیدونن اینا چی میگن و کورکورانه و با تعصب از اینا طرفداری میکنن .
    سوال من اینه : آیا فقط فلاسفه و عرفاء نسبت نفهمیدن میدن یا مخالفین علاوه بر نفهمی نسبت طرفداری کورکورانه و تعصب هم میدن ؟
    آیا مخالفین فلاسفه و عرفاء اعتقاد دارند که فلاسفه و عرفاء مطلب رو فهمیدند یا خیر ؟
    مخالفین فلسفه و عرفان طرفشون رو به نفهمی و چیزایی بدتر از اون متهم میکنند .
    به خدا من ادعای فهم ندارم و به شما هم نسبت نفهمی نمیدم . اما من و شما هر دو میدونیم خیلی چیزها رو نمیدونیم و علاقه داریم بدونیم و علم و معرفت ارزش فراوان داره و قیمت انسان رو میبره بالا لذاست که همیشه در تلاش برای معرفتیم .
    به نظر من روایت فهمی کار ساده ای نیست
    گاهی سالها میکشه تا معنیه یک روایت رو به خوبی بفهمیم . آیات و روایات که فقط عبارت نیستند بالاخره اشاراتی دارند لطائفی دارند و حقایقی .
    من فکر نمیکنم خواست ائمه علیهم السلام از ما توقف در عبارات باشه .

    ما در قبال هر یک روایت صحیح فراوان روایت جعلی داریم اما بزرگان و علمای ما زحمت کشیدند و خون دل خوردند هم برای تهذیب روایات و هم برای حفظ و نکهداری اونها تا اینکه به دست ماها برسه .

    تمام تلاش معاندین هم برای این بود که اسلام واقعی رو از ما بگیرن و اسلام جعلی خودشون رو جایگزین کنن .

    حالا در مورد برخی حرفای ناب هم همینه . کلمات بزرگانی مثل ابن عربی رو با تحریفات ممزوج میکنند با چند هدف یا همون تحریفات رو به اسم عرفان به ما تحویل بدن یا ما رو از توضیحات ناب عرفاء محروم کنند اما تشخیص سره از ناسره هم راه داره .
    بزرگان و عرفای خودمون میان اونها رو تهذیب میکنند همونطور که در مورد روایات کردند .
    نمیخوام حرفای عرفا رو همسنگ روایات قرار بدم . اون حرف هم چون توضیحی از آیات و روایاته و در اون راستاست ارزشمنده.

    من مشتاقم موردی بحث کنم چه درباره ابن عربی چه مولوی .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۸ ب.ظ:

    سوال ۱:
    چه توجیهی دارید برای این که جلال الدین محمد بلخی این همه (همانطور که گفتم به اعتراف خود مشتاقان او) از حکایات جنسی با رکیک ترین الفاظ استفاده کرده و در مثنوی بخش زیادی را از این داستان ها در برگرفته؟

    اگر احیانا ندیده اید یا نخوانده اید آدرس بعضی از آنها را بدهم؟

    آیا این طرز عرفان مورد پسند خدا و اهل بیت علیهم السلام است؟

    سوال صفر: اساسا تعریف شما از اطاعت کردن از رسول الله و ائمه ی هدی چیست؟ از تعریفی که خود ائمه علیهم السلام در این مورد دارند چه می دانید؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    محمد جان !
    اولا ازت تشکر میکنم که با مناعت طبع و خوب و مودبانه بحث میکنی و من خوشحالم که اهل تحقیق و تدقیق هستی و در مسیر معرفت در تلاش و کوشش هستی .
    امیدوارم موفق و موید باشی و هر آنچه که درسته هم شما و هم من بهش دست پیدا کنیم انشاءالله به مددمعصومین علیهم السلام .

    در مورد سوال صفر :
    یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویل .

    اطاعت پیروی کردن از خدا و رسولش و اولی الامر ه که به تمام چیزهایی که بر ما واجب شده عمل بکنیم و از همه ی چیزهایی که ازش نهی شدیم دوری کنیم و پشت به اهل بیت نکنیم و جلوتر از اونها هم نریم هر آنچه گفتند مو به مو به همون شکلی که خودشون از ما خواستند عمل کنیم و با هم تنازع نداشته باشیم و باهم نزاع نکنیم(وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُو) و باهم وحدت داشته باشیم و تلاش کنیم برای یکی کردن دلها در پرتو نور الهی و اگر تنازعی پیش آمد به خدا و رسولش رجوع کنیم و نزاع رو از بین ببریم که نزاع نکردن و رجوع به خدا و رسول هم یکی از اطاعت هاست .

    سوال ۱ که در مورد مولویه :
    در کتاب مثنوی و دیوان شمس مولوی ده دوازده مورد یا کمی بیشتر ، داستان و غزل موجوده که در اون الفاظ بی پرده به کار رفته که اونی که خیلیا که با مولوی آشنان و در موردش میدونن داستان کنیزه و شایدم بعضا از داستان جوحی و واعظ هم مطلع باشن یا داستان امرد و کوسه . مثنوی معنوی قریب به ۲۵۰۰۰ بیت داره و نمیشه با حدود مثلا ۵۰ تا بیت ۲۵۰۰۰ بیت و اصل مثنوی رو زیر سوال برد. دیوان شمس هم ۵۰۰ غزل و ۵۰۰ رباعی و ۴۴ ترجیع بند داره که حالا چند تا غزلش که به تعداد انگشتهای یک دست هم نمیرسه نباید باعث بشه کل دیوان و صاحبش و شمس تبریزی رو زیر سوال برد و بدترین نسبت ها رو بهش داد .

    چند تا نکته خدمتتون عرض میکنم .

    اول اینکه مولوی به کسی فحش نداده که در بعضی ها اون رو مصداق فحش قرار دادن بلکه شعری گفته که الفاظ بی پرده در اون به کار رفته و اصلا قصدش نقل یک داستان زشت نبوده بلکه با این شیوه حالا هرچند به بعضی مذاق ها تلخه قصد بیان مطلبی داشته . حالا شاید اگر اینجوری بیان نمیکرد بهتر بود اما دلیل نمیشه خود شخص رو زیر سوال ببریم.

    دوم اینکه ما در روایات هم زیاد داریم که این اعضا اسمشون به کار برده شده و هیچ قبحی هم استعمالش نداره که اگر نمونه خواستید براتون میارم یا خودتون میتونید مراجعه کنید و ببینید.

    سوم : در بعضی آیات قرآن هم بعضی چیزا بکار رفته . آیا استعمالش قبیحه یا نه .مثلا (کواعب اترابا). آیا مثلا شخص فارسی زبانی کتابی بنویسه و معنای فارسی همین کلمه رو بکار ببره شما چی میگید آیا میگید قبیحه و سرزنشش میکنید ؟؟؟ اگه بگه در قرآن اومده چی ؟؟ اصلا آیا استعمال این عبارت در قرآن از نظر شما درسته یانه؟؟؟ (پناه میبرم به خدا)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    جیم.اصفهانی پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۸ ق.ظ:

    دوست گرامی،استفاده از دروس استاد میلانی برای شما که مغزتان پرازفلسفه و عرفان است مناسب نیست.بهتر می دانم در کلاس های حضوری ایشان یا شاگردانشان شرکت کرده و رفع شبهه بفرمایید.باتشکر.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۲ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    در مورد سوال صفر :
    خوشحالم که به دنبال پیروی مو به مو از دستورات اهل بیت علیهم السلام هستید.
    برای من جالب است که شما در عین اعتقاد به این مطلب به دفاع از مولوی می پردازید!

    اکثر اساتیدی که جانانه از مولوی دفاع می کنند به خوبی می دانند که شیعه دانستن و حتی محب دانستن مولوی امری محال است از این رو از در معرفت های والا و سوختن ها و ... وارد می شوند.

    یکی از اساتید مخالف مولوی از یکی از اساتید موافق مولوی پرسیده بود آیا به نظر شما مولوی شیعه است یا سنی؟
    او در پاسخ با نگاهی عاقل اندر سفیه قریب به این مضمون گفته بود شما هنوز در سطح عوام مردم هستید شیعه و سنی بودن برای عوام است مولوی اصلا به جایی رسیده است که شیعه و سنی بودن برای او کسر شان است!!! ( البته اگر احیانا شما هم موافقتی با این نظر دارید بگویید)

    در مورد سوال ۱:

    نکته ی اولتان:

    منظور من صرف استفاده از الفاظ رکیک بود، نه فحاشی. اما بد نیست حالا که شما اشاره کردید یکی از داستان های فحاشی ایشان را ذکر کنیم:
    در مناقب العارفین آمده است که روزی پسر مولوی سلطان ولد نزد پدرش آمد و از سخنان عده ای که به او گفته بودند چرا پدرت مثنوی را قرآن میداند شکایت کرد و گفت من به آنان گفتم تفسیر قرآن است. مولوی در پاسخ گفت: ای سگ چرا قرآن نباشد، ای خر چرا قرآن نباشد، ای غر خواهر چرا قرآن نباشد؟

    نکته ی دومتان:

    با عرض معذرت کمی بی دقتی کردید بحث ما نام بردن از بعضی اعضا نبود بلکه استفاده ی رکیک ترین اسم آن ها که در شرع به زبان آوردن آن هم حرام شمرده می شود منظور نظر است.
    این همه احکام نسوان ورجال و روابط زناشوئی که از وجود نازنین رسول الله واهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است مستلزم اشاره به این اعضا بوده است و ما می بینیبم این بزرگواران با چه حیا و زیبایی این مطالب را عنوان می کردند بدون آنکه کوچکترین لفظ رکیکی به زبان آوردند.
    فرق است بین استفاده از کلماتی مانند رحم یا دهانه ی رحم و یا نزدیکی و جماع و اصطلاحاتی که خودتان در مثنوی دیده اید و اگر شنیده اید، از زبان اراذل و اوباش!

    نکته ی سومتان:
    قرآن میزانی است برای ادب سخن و اثبات این موضوع موکول به نظر عرف نیست. بلکه رکیک بودن الفاظ موکول به نظر قرآن و مفسران واقعی آن یعنی رسول الله صلی الله و علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام است. بدین معنی که اگر قرآن فرموده "و کواعب اترابا" این خود دلیلی است که این واژه رکیک نبوده است. اما آیا می شود در مورد یک نوشته ی بشری چنین فرضی داشت؟!
    مضاف بر این که میبینیم قرآن مسائلی اساسی که با این موضوعات مربوط می شود چگونه و با چه عفت کلامی بیان می کند. برای نمونه در قرآن کریم سوره مریم آیات ۱۶ تا ۲۵ چنین آمده است : زمانی که جبرئیل به نزد مریم آمد ،تا اورا بشارت به فرزندی پاک دهد : قال إنما أ نا رسول ربک لأهب لک غلاماً زکیاً مریم گفت : قالت أ نی یکون لی غلام و لم یمسسنی بشر و لم أ ک بغیاً جبرئیل ، مریم را با کلام الهی آرامش بخشید : قال کذلک قال ربک هو علی هین و لنجعله آیه للناس و رحمه منا و کان أمراً مقضیا.
    مقایسه کنید جمله ی "و لم یمسسنی بشر" در قرآن و جملات مولوی در مثنوی در داستان کنیزک را.

    جمع بندی سوال ۱:
    موجود بودن الفاظی این چنین رکیک در آثار یک عارف واصل سوخته و مطیع رسول الله و اهل بیت علیهم السلام در نوشته هایی به قول شما معدود و به قول اساتید شیفته ی مولوی ۲۰ تا ۳۰ %، چیزی نیست که بشود با گفتن این که کاش این طور بیان نمی کرد و مطالبی که فرمودید از آن گذشت و همچنان او را یک عارف واقعی و در مسیر اهل بیت علیهم السلام دانست. مضاف بر این که این طور که شما فرمودید نیست که ما فقط به دلیل همین نکته او را گمراه بدانیم و با در کنار هم گذاشتن مطالب زیادی به این نتیجه رسیده ایم.

    بر آن بودم تا تک تک سوالاتم را مطرح کنم. اما با عرض پوزش به دلیل مشغله ی زیادی که در این یک ماه خواهم داشت فرصت نوشتن مطالب نخواهم داشت. بنابر این اجازه دهید چند تا از سوالاتم را در این یک نظر بپرسم.

    سوال ۲ :
    چگونه است که یک عارف واصل اهل بیتی در مورد شیطان که امر خداوند تعالی را در مورد سجده کردن بر آدم مطیع نشد و از درگاه خداوند رانده شد بگوید:
    ترک سجده از حسد گیرم که بود آن حسد از عشق خیزد نه از حجود
    هر حسد از دوستی خیزد یقین کِی شود با دوست غیری همنشین
    (مثنوی معنوی/دفتر دوم/ص۳۲۴ )
    در حالیکه قرآن در این مورد می فرماید:
    « واذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس ابی واستکبر و کان من الکافرین » (بقره۳۴)

    این مطلب از عرفای دیگر هم نقل شده و گرایش به این نظر که ابلیس حاضر نشد به غیر از (نعوذ بالله)محبوبش بر کس دیگری سجده کند حتی اگر محبوبش از او خواسته باشد! هنوز هم از طرفداران عرفا دیده می شود.
    آیا همچین چیزی را عقیده ی اهل بیت علیهم السلام می دانید؟

    سوال ۳ :
    چه طور می شود یک شیعه ی راستین و آشنا به مسیر اهل بیت علیهم السلام که می داند دشمنی با دشمنان اهل بیت علیهم السلام راه کمال است چنین تعریف و تمجیدهایی از غاصبین حقوق آنها و عصیانگران راه خدا کند که دومین آنها قاتل دختر گرامی رسول خدا علیهما السلام است؟ برای نمونه بگوید:
    چون محمد یافت آن ملک نعیم قرص مه را کرد در دم او دو نیم
    چون ابوبکر آیت توفیق شد با چنان شه صاحب و صدیق شد
    چون عمر شیدای آن معشوق گشت حق و باطل را چو دل فاروق شد
    چون که عثمان آن عیان را عین گشت نور فایض بود و ذوالنورین گشت
    (مثنوی ج۲ ص۱۳۴)

    سوال ۴ :
    چطور است که این عارف واصل عمر ابن خطاب لعنت الله علیه را امیر المومنین میخواند و می گوید:

    آمده عمر به حرب مصطفی تیغ بر کف بسته بس میثاقها گشته در شرع او امیرالمومنین پیشوا و مقتدای اهل دین
    (مثنوی معنوی نسخه میرخوانی ص۷۴ و نسخه وصال ص۷۴)

    انشاالله راجع به دشمنان اهل بیت علیهم السلام آگاهی دارید همین قدر بگویم که عمر ابن خطاب خودش را در نامه ای به معاویه لعنت الله علیه توصیفی می کند که جز در روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها توان بازگو کردن آن را ندارم اگر طالبی به همین عنوان جستجو کن و بخوان.

    سوال ۵ :
    آیا میشود یک عارف واصل شیعی مرید اهل بیت علیهم السلام چنین چیزی راجع به شیعیان که خودش نیز از نظر شما شیعه است بگوید؟
    این بیان اکنون چو خر بر یخ بماند چون نشاید بر جهول انجیل خواند
    کی توان با شیعه گفتن از عمر که توان بر بط زدن در پیش کرد
    (مثنوی دفتر سوم ۳۲۰۰)

    سوال ۶ :
    چگونه عارفی است آقای مولوی که از قول فرزندش در ولد نامه و مناقب العارفین نقل است که گفت: "انبیا توجه و رویکرد به خدا را در قالب نماز به مردم می رساندند؛ اما اولیا (منظور پدر خودش و دیگر صوفیان) آن نماز حقیقی را به صورت سماع به عالمیان رساندند."
    همچنین در مناقب العارفین آمده است :
    روزی در حضور مولانا رباب می زدند و مولانا ذوق ها می کرد. از ناگاه عزیزی (یکی از مریدان) درآمد که نماز دیگر (اذان) می گویند. (مولوی) لحظه ای تن زد (صبر کرد) و فرمود : نی نی آن (اذان) نماز دیگر و این (سماع) نماز دیگر.هر دو داعیان حقّند. یکی (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت می خواهد و این دیگر (سماع) باطن را به محبّت حق می خواند.

    سوال ۷ :
    آیا منظور این عارف واصل که در مقدمه دفتر ۵ مثنوی می گوید:

    شریعت همچو شمع است ره می نماید و بی آنکه شمع بدست آوری راه رفته نشود چون در ره آمدی آن رفتن تو طریقت است و چون رسیدی به مقصود آن حقیقت است وجهت این است که گفته اند لو ظهرت الحقایق بطلت الشرایع.

    چیز دیگری است که باید بررسی شود و همت کرد و آموخت که فهم آن کار هر کسی نیست؟!

    سوال ۸:
    آیا نظر مولوی در باره ی امام عصر ارواحنا فداه نظری شیعی است؟ اگر این طور است با این ابیات که در دفتر دوم مثنوی بخش ۲۰ ملامت کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت، می گوید چه طور ممکن است؟
    پس بهر دوری ولیی قایمست تا قیامت آزمایش دایمست
    هر که را خوی نکو باشد برست هر کسی کو شیشه‌دل باشد شکست
    پس امام حی قایم آن ولیست خواه از نسل عمر خواه از علیست

    آیا این اعتقاد اهل تسنن نیست که منجی بشریت را مجهول الهویه می دانند؟
    آیا شیعه و پیرو اهل بیت علیهم السلام امام زمان زنده ی خود را نمی شناسد و نمی داند که او فرزند چه کسی و از نسل چه کسی است؟

    این در حالی است که رسول الله صلی الله و علیه و آله وسلم در روایتی متواتر و کاملا معتبر که در کتب شیعه و سنی آمده است فرموده اند:
    من مات ولم یعرف إمام زمانه، مات میته جاهلیه;
    آیا این عارف حقیقی امام زمان خودش را به درستی می شناخت؟

    اگر بخواهم به سوالاتم ادامه دهم پرسش های زیادی قابل طرح است که اگر شما دوست حقیقت جویم قانع نشده بودید و عمری بود در ماه آینده مطرح خواهم کرد.

    اگر خواستید باز هم به دفاع بپردازید خواشمند هستم به تک تک سوالات به صورت کامل جواب دهید. من سعی کردم با شماره گزاری آن ها این کار را برایتان راحت کنم. چون در گفتگوی قبلی از هر چندین موردی که حقیر بیان می کردم فقط راجع به معدودی از آن ها اظهار نظر می کردید.

    با معذرت خواهی مجدد از اینکه حدود یک ماه نمی توانم در خدمت باشم از شما دوست جدید و گرامیم خواهش می کنم اگر ممکن است به مطالعات بیشتری بپردازید و از آن جایی که به دنبال پیروی از اهل بیت علیهم السلام هستید من به عنوان یک بنده ی حقیر و گنه کار اما خاک پای محبین اهل بیت علیهم السلام به شما قول می دهم اگر از امام حی اما غایب از نظرمان استهدا کنید حتما طریق هدایت را خواهید یافت.

    یا امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (علیهما السلام)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۵ ق.ظ:

    داستان کدو و کنیزک یا جوحی را با کدام آیه یا روایت توجیه می کنی؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۰ ق.ظ:

    جناب آقای ادمین لطفا خرابکاری نکن و این نظر منو منتشر کن .
    برای دوم باره این نظرو میزارم .

    جناب جیم اصفهانی !
    بنده حضورا هم با جناب آقای میلانی صحبت داشتم اما از منش ایشون خوشم نمیاد .
    در مورد سواد ایشون نمیخوام اظهار نظری بکنم.

    این حرفتون خیلی توهین آمیزه و بنده تمایلی نداشتم ورود در بحث من و دوست عزیزم آقا محمد داشته باشید .

    این حرف رو من هم میتونم در مورد شما بزنم و بگم مغزتون از حرفای بعضی ها پر شده و حرف فلاسفه رو نمیفهمید اما دوست ندارم این حرف رو بزنم و نمیگم که شما نمیفهمید . چون همه ما تلاشمون برای فهم درست مطلبه .

    یک نکته ی مهم اینه که فلاسفه و عرفا اصلا با کلام مخالفتی ندارند و اصلا دانش آموختگان فلسفه و عرفان قبلش باید کلام رو خوب کار کرده باشن و مهمتر از اون اینکه هیچ تعارضی بین کلام و فلسفه و عرفان وجود نداره . هر کدوم زبان خاص خودشون و محدوده خودشون رو دارند که عرفان در مرتبه بالای همه اینها قرار داره . اگر من نتونم این هماهنگی رو درک کنم و تعارض ببینم مشکل از منه نه از این علوم .

    لذاست که بنده میگم مورد به مورد سر مباحث علمی باهم بحث و تبادل نظر داشته باشیم با حفظ احترام نه اینکه جبهه درست کنیم برای خودمون .
    آزاد اندیش باشیم .
    من از شما انتظاری ندارم نظر من رو بپذیرید .
    بحث کنیم تا رشد کنیم نه اینکه خودمون رو اثبات کنیم و قصد منکوب کردن طرف بحثمون رو داشته باشیم .

    ----------------
    آقا محمد !
    این نظر که به اسم منه مال من نیست نمیدونم کی این نظر رو گذاشته .

    "داستان کدو و کنیزک یا جوحی را با کدام آیه یا روایت توجیه می کنی؟"

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۸ ق.ظ:

    اینا که دلیل نمی شه خوب منم با آقای مصباح دیدار داشتم واز منشش خوشم نیامد در باره علمش هم حرفی نمی زنم

    این درسته اینجوری بگم

    کلام ووفلسفه مبانی شون کاملا در تضاد ۱۰۰% ی باهم است وشما که می گویی یا مبانی کلام را نمی دانی یا مبانی فلسفه را؟
    برخی از اختلافات مبنایی
    ۱- کلام قائل به ابتدای وجود داشتن ما سوی الله یعنی نبوده وبود شده ولی فلسفه قائل به قدم عالم است
    http://www.borhannews.com/news/?p=543
    ۲- مجردات را متکلمین قبول ندارندولی فلسفه همه قبول دارند
    ۳-قائده الواحد را متکلم قبول ندارد ولی فیلسوف اصلی ترین قانونش است
    ۴-سنخیت خالق ومخلوق قانون همیشگی فیلسوف است ولی متکلم تباین ذاتی را می پذیرد
    و بقیه اختلافها در این صفحه

    ۲۰تفاوت وحی و برهان با فلسفه و عرفان

    http://www.borhannews.com/news/?p=1758

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۵ ب.ظ:

    جناب میثم،فرصت ما به اندازه شما وسیع نیست.کوتاه متذکر می شوم که هدف بنده وارد شدن در مباحث مبنایی! و عالمانه! شما نبود،بلکه دلم برایت سوخت چون دروس صوتی استاد میلانی درد امثال شما را که مغزتان پراز بافته های زندیقان است دوا نمی کند،بحث در اینجا هم اگر برای پی بردن به حقیقت است نافع مشکل شما نیست.راه حل مشکل شرکت در دروس حضوری متکلمین است و بس.البته شما که در سطوح ابتدایی هستید باید در کلاس های شاگردان استاد میلانی در قم یا اصفهان شرکت کنید.در ضمن آقایان فلاسفه هم کلام را نزد متکلمین نخوانده اند.از پاسخ به توهین هایی که به استادم کرده اید می گذرم.زیرا دأب شما همین بی ادبی هاست اخلاقتان هم بدون شک تظاهری و برای فزیب عوام است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۹ ب.ظ:

    جناب آقای کریم خان!
    بنده اصلا هیچ تمایلی به بحث با شما ندارم .دارم اینحا با دوست عزیزم آقا محمد بحث میکنم . ازتون خواهش میکنم ورود به بحث پیدا نکنید .

    هر فکری هم در مورد من میکنید برام مهم نیست .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۲ ب.ظ:

    محمد جان !
    منتظر میمونم برگردی بعد باهم بحث رو ادامه بدیم .
    اما چند نکته در مورد حرفای قبلی میگم در روایاتی که گفتم اسم صریح این اعضاء به کار رفته و سوالی که ازتون دارم اینه که کجای دین گفته استفاده فی نفسه این کلمات صریح حرامه . لطفا فتوای مراجع رو برام نیارید چون داریم بحث استدلالی میکنیم و دلیل شرعی بر حرمت استفاده از کلمات صریح رو لطفا بیارید . یادتون باشه ادعا کردید موکول به نظر عرف نیست و نظریه ای شبیه به نظر اشاعره ابراز داشتید که میگن : الحسن ما حسنه الشارع و القبیح ما قبحه الشارع . که مخالف با نظریه علمای امامیه ست .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۰ ق.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    مخلص میثم جان
    با وجود این که فرصت کمی دارم اما در انتظار فرصت مناسبی هستم که مفصل بحث را ادامه دهیم تا به مدد مولایمان بلکه به جای مطلوبی برسیم انشاالله. امیدوارم روز ۴ بهمن به بعد بشه.

    همین قدر کوتاه اشاره کنم که شما از من بحث استدلالی و دقیق می طلبید که حق هم دارید. اما لطفا خودتان هم با دقت بیشتری به مفهوم سخن بنده بپردازید. این مطلب را به عنوان آخرین نظرم در این مدت برایتان می نویسم انشا الله عرایضم در پاسخ دهی شما به این ۸ سوالم موثر باشد.

    اولا در بین علمای امامیه در این مورد اختلافی هست که به آن کاری ندارم چون به موضوع ما مرتبط نمی شود. اما سخن در مورد اصل قبح دانستن شیئ نبود. بلکه تعیین مصداق آن بود.
    در تعیین مصداق تا جایی که من می دانم حسب مورد موارد مختلفی اولویت پیدا می کنند. مثلا اگر بپذیریم که آوردن کلام زشت و رکیک قبیح است (البته حرام بودن یا نبودن آن شاید لزوما تفاوتی در بحث ما ایجاد نکند و من در این مورد مقلد هستم اما اگر نیاز بود مسئله ی فقهی آن را مطالعه و با شما بحث خواهم کرد) مصداق این که آیا یک کلمه ی مشخص رکیک است یا نه قائدتا موکول به عرف است تا وقتی خلاف عرف در قرآن و سنت نباشد بنابراین کلمه ی و کواعب اترابا نمی تواند رکیک باشد حتی اگر عرف چنین نظری داشته باشد. لازم به ذکر است. عرض من این بود:" بلکه رکیک بودن الفاظ موکول به نظر قرآن و مفسران واقعی آن یعنی رسول الله صلی الله و علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام است" پس بحث مصداق بود نه حکم و جمله ای که از قول اشاعره فرمودید به حکم مرتبط می شود نه مصداق.
    مرز بین عرف و سنت و حکم از مسائل پیچیده ی فقهی است چون از طرفی اجرای بعضی احکام باید موکول به نظر عرف باشد مانند این که باید برخاک سجده کرد اما این که این مهری که کمی کثیف شده است مصداق خاک است یا نه باید دید عرف خاک محسوب میکند یا چرک و کثیفی؟
    اما در عین حال دین آمده است تا بعضی سنت های غلط را اگر چه در عرف پسندیده باشد محو کند. مانند بعضی سنن عصر جاهلیت.
    مطالبی که عرض کردم بحث فقهی در احکام بود.مطمئنم شما هم این طور فکر نمی کنید که برای اثبات یا سلب گمراهی مولوی نیاز باشد تعمق زیادی در مسائل فقهی و احکامی داشته باشیم. چون اگر خیلی عمیق تر از این وارد بحث احکام بشویم ممکن است تازه به مواردی برسیم که مراجع عظام نیز در آن اختلاف دارند و باید بریم کلی بحث خارج کار کنیم تا در مورد یک فرع فقهی آیا با هم به توافق برسیم یا نرسیم؟! در حالیکه بحث ما حول مسئله ی دیگری است.

    انشا الله تا من توفیق پیدا می کنم برگردم خدمتتون، به سوالات بنده همین طور که با دقت برخورد کرده اید بادقتی مضاعف پاسخ دهید. اگر هم ظرافتا نکته ای را اشتباه عرض کرده باشم خواهم پذیرفت انشاالله.

    هدفم از پاسخگویی به این مطلبتان این بود که انشاالله در مورد سوالات بعدی معطل این گونه سوئ تفاهم ها نشویم.
    *راستی اینم بگم اگه موافقید جواب کلی تون رو همون حدود ۴ بهمن بدید تا منم تحریک نشم جواب بدم و از کار و زندگی بیفتم. D:

    دعاگویتان هستم.دعاگویم باشید.

    یا علی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۵ ق.ظ:

    جناب آقای میثم ثانی !
    نمیدونم از کجا بدون شک به این رسیدید که من دارم تظاهر میکنم و فریب عوام رو میدم ؟؟!!
    این تهمتیه که من ازش نمیگذرم و باید روز قیامت پاسخگوی این تهمتتون باشید .

    در ضمن من دوست ندارم در بحث فقط بگید که حرفت غلطه مبنایی بحث نمیکنی و از این حرفا ... . بهتره اگر بحثی دارید در لباس دلیل ارائه بدید تا ببینم حرفتون چیه ؟؟
    اونم مورد به مورد .

    من به عنوان کوچکترین، خدا رو قبول دارم که لیس کمثله شیء و قائل به غیریت خالق و مخلوق هستم و خدا رو خالق قادری میدونم که نور آسمانها و زمینه و رحمتش همه عالم رو فراگرفته و پیامبرم حضرت محمد مصطفی خاتم الانبیاء و امامانم امیرالمومنین و فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیهم اجمعین هستند و به هرآنچه در قرآن گفته شده و از لسان مبارک معصومین صادر شده ایمان دارم و اونها رو واجب الاطاعه میدونم .
    از نظر من آنچه فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی میگه هیچ منافاتی با آموزه های قرآن و اهل بیت نداره و اگر شما ادعا دارید که تناقض هست باید موردی بحث کنید تا مساله روشن بشه نه این که طرف بحثتون رو زندیق و دنباله رو زندیقان خطاب کنید و خودتون رو با ایمان بدونید . فکر نمیکنم مرضی اهل بیت باشه اینجور بحث کردن .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    جیم.اصفهانی پاسخ در تاريخ دی ۸ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۰ ق.ظ:

    جناب میثم در پاسخ به پاسخ آقای میثم نکاتی مطرح فرمودند.که دستشان درد نکند.اما چند نکته کوچک:۱-دوستان لطف کنند در انتخاب اسم مستعار دقت نمایند تا با مشابهت اسم ها دیگران دچار اشتباه نشوند.۲-اگر ورود حقیر به مباحث باعث دلخوری شما شد،پوزش می خواهم.۳-به گمانم بنده وارد متن مباحث نشدم،بلکه تذکری را در حاشیه عرض کردم،که استفاده از دروس صوتی استاد میلانی برای افرادی که قبلا با دروس و کتب فلاسفه و عرفا مأنوس بوده اند،چندان مناسب و تأثیرگذارنیست.بلکه اگر در پی آموختن کلام ناب شیعی هستید باید در کلاس های حضوری اساتید کلام شرکت فرمایید.البته این نکته را بارها از اساتید فن شنیده ام.۴-بله بزرگواران کلام می خوانند،اما کلام را نزد متکلمین نمی خوانند،و تا اجتهاد پیش نمی روند،بلکه در حد یک یا دو کتاب بسنده می کنند.بنده این مهم را بارها از اساتید برجسته فلسفه شنیده ام.۵-التماس دعا.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۷ ب.ظ:

    با سلام مجدد خدمت آقا میثم

    خوب انشاالله حقیر آماده ی ادامه بحث با جنابعالی می باشم. بد نیست نکته ای را عرض کنم.

    بنده خلاف انصاف دیدم که قبل از شروع بحث، این نیت را نکنم که اگر طرف مقابلم حرف حقی زد من نپذیرم و از در توجیه و کتمان حق در آیم.

    انشا الله تا به این جای زندگی ام این گونه بوده ام که اگر مطلبی خلاف اعتقادم به من رسید تا زمانی که یا نظرم را عوض کنم و یا بر رد آن حرف مخالف نظرم، دلیل محکمی پیدا کنم از خواب و خوراک و کار زندگی می افتادم.

    الحال هم به فضل خدا چنین خواهم بود.

    متاسفانه در بحث های مهم اعتقادی معمولا کم پیدا می شود که طرفین (حتی اگر یکی از آن ها واقعا در صراط مستقیم باشد) به خاطر رضایت معبود و جلب نظر امام زمان و اهل بیت علیهم السلام بحث کنند و هوا و هوس در نیتشان از بحث مخلوط می شود (مثلا غرورشان اجازه ی پذیرفتن حق را نمی دهد و ....).

    بنده سعی داشته و دارم که در بحث هایم نکته ی فوق را رعایت کنم و این مطلب تابعی از طرف مقابلم نیز هست. و به همین دلیل خیلی پیش نمی آید که با کسی مفصل وارد بحث شوم.

    از این رهگذر بحث با شما را چون دقت های خوبی در بعضی نظراتتان دیدم پی گرفتم.

    امید وارم در مطلب فوق با من هم عقیده باشید و هر دویمان چنین موضعی داشته باشیم؛انشاالله

    خوب منتظر خواندن پاسختان به سوالاتم هستم.

    البته این سوالات بخش کوچکی از سوالات بنده در این مورد است اما امید وارم کافی باشد. اما اگر لازم شد سوالات دیگر و چه بسا مهمتری نیز خواهم پرسید.

    یا علی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. حصولی

    on شهریور ۲۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    شنیدم لگن علامه حسن زاده شکسته، خدمت بر و بچ برهان تبریک عرض می کنم. امیدوارم این شکستگی موجب ترمیم دیدگاه‌های ایشان در مورد وحدت وجود شود!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۸ ب.ظ:

    خجالت بکش ... درسته ایشان در نظریات خود مشکلاتی دارند اما از با تقواترین مردم روزگار هستند .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۴ ب.ظ:

    تو دیگه نمیخاد موش بدو اونی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سراپا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۱ ق.ظ:

    وقعا برای انسان نفهمی چون تو متاسفم . انشاء الله لگن خودت بشکند شاید عقل سالم شود . اگر داشته باشید !!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مومنی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۸ ب.ظ:

    بی ادب!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. مهرداد

    on شهریور ۲۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    تو دیگه نمیخاد موش بدو اونی و از ایشان طرفداری کنی و درباره نظرات ایشان صحبت کنی.
    درود بر علامه حسن زاده آملی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    deleted پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۱ ب.ظ:

    بسوزد پدر تجربه اون موشی که تو صحبت می کنی لولو خوردی عزیز

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    طلبه حقير محمد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۲ ب.ظ:

    ایا شما نظرات او را خوانده اید و این حرف هارا میزنید مثلا این که خالق ومخلوقی وجود ندارد همه چیز خداست همه چیز عین ( الهی نامه چاپ اول )ذات خداست یعنی اگر این طور باشد که او می گوید پس موسی نباید جلوی گاو پرستان را میگرفت یا اگر این طور باشد جواب کر پرستی یا فرج پرستی را چه میدهد تازه این اقا تکلیفش باخودش معلوم نیست بالاخره یا خداهست یانیست (مباحث بسیار طولانی است برای دریافت اطلاعات بیشتر به مجموعه۲۲جلدی نورالصادق مراجعه شود میتوانید از دفتر آیت الله صافی گلپایگانی دیافت نمایید)نظرات

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. 133

    on شهریور ۲۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    خاک بر سرتان تخم انگلیس هستید که تفرقه افکنی می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حقیقت پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۱ ق.ظ:

    مروجان فلسفه و عرفان که دستور جاسوسان انگلیس را اجرا میکنند(به خاطرات مسترهمفر رجوع کنید)،حتما اهل انگلیسند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی اصغر طالبی پاسخ در تاريخ آبان ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۳ ب.ظ:

    چون انگلیسی ها خوب فهمیده بودند احمقهای مثل تو وجود دارند که حرف بزرگان عرفان را نمیفهمند و باعث تفرقه در جامعه میشوند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. حسین

    on شهریور ۲۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بغض گردانندگان این سایت باعث شده به مانند یهود حقایق را تحریف کنند و با شاهد آوردن از لغت نامه دهخدا حقیقت مکنون دل علما را آنطور که خودشان میخواهند جلوه دهند الناس اعداء ما جهلوا اگرشما تقوا داشته باشید در آنچه حق و باطل آن مشکوک است احتیاط میکردید اما ظاهرا جهالت شما ما در این امر هم مانع از آن است که در مسیر حق قرار بگیرید این مطلب انذاری بود برای این سایت به امید اینکه تا قبل از فرا رسیدن مرگ بیدار شوند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حقیقت پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۳ ق.ظ:

    الحمدالله ما بیداریم.ولی راست میگی فکر نکنم امثال حسن زاده تا آخر عمر از مکاشفه و جذبه بیرون بیاند و یک کم به سخنان منتقدین توجه کنند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. سید علی

    on شهریور ۲۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    خر چه داند ارزش نقل و نبات!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مرتضی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    الناس اعدا ما جهلوا امان از جهالت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حجت پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۰ ق.ظ:

    الحق و الانصاف حرف آخر رو زدی اینهایی که ضد فلسفه و عرفان اسلامی اند رو باید به حال خودشون رها کرد همه اش جهل و جهل و جهل

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    جیم اصفهانی پاسخ در تاريخ مهر ۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۵ ق.ظ:

    مه فشاند نور و سگ عوعو کند.توهین کنید تا بمیرید ما به مبارزه خود ادامه می دهیم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  14. میثم

    on شهریور ۳۰, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    با سلام و در خواست بخشش برای شما

    یک سری آدمای مفت خور بیت المال اونجا تو قم و مشهد نشستند کاری ندارن

    بد بختا ،عوض رسیدگی به شبهات مهم فلسفی غرب ما دانشجویان تو سری
    متفکرین خودشون هستند... این تذهبون بابا ما داریم با چنگ و دندون با اساتید

    کفری مبارزه می کنیم .بی شرفایی مثل شما اونجا .چنبیدید داری مراجع و عرفای ناب رو لعن می کنید؟؟؟؟؟؟

    وا اسفا بر شما!!!!!!!

    خاک عالم بر فرق شما و جدلیات اقبح شما .ریاضیدانی مثل علامه حسن زاده رو شما نباید بشناسید

    ما می دونیم که در غرب برای دسترسی به منابع کتابی ایشون چه غوغاست

    عقل به کار ببرید آقایون وهابی متحجرها .عرضه علم و تعقل دارید کو مقالاتتون

    خشک مقدسا

    خدا به حق رسول اعظمش مارا و شما رو هدایت کند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ مهر ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۰ ب.ظ:

    یک منبع از حرف هات بگو ...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ مهر ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۲ ب.ظ:

    جالبه
    ضدفلاسفه و اخباریان و تفکیکیان ما را نرم مقدس می خوانند و
    پیروان دکتر!!!عباسی ما را خشک مقدس.
    این یعنی چه؟؟؟؟
    یعنی اعتدال.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سیدعماد پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۶ ب.ظ:

    شما رو هم حسابی جو گرفته ها
    وهابی بودن در مقید بودن به حقایق نیست که داداشم
    وهابی بودن یعنی از اهل بیت فاصله بگیریم و معارف وارداتی رو به خوردمون بدن
    طوری حرف می زنید انگار که علامه ی دهر هستید
    ببینید من توهین ها رو تایید نمیکنم ولی چه از بعضی ها چه از شما
    ولی از خدای تعالی میخوام نور فهم معارف اهل بیت علیهم السلام رو به ما بده که خودمون رو مشغول این اسم و اون اسمی که حتی کلماتشون ما رو از اهل بیت و امام زمان ارواحنافداه دور میکنه
    تمام انحرافاتی که در جامعه هست نتیجه ی خود باختگی این بزرگوارانی هستند که متوسل به فرهنگ بیگانه شدند و ما رو از مسیر اهل بیت علیهم السلام دور کردند
    التماس دعا

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  15. ناشناس

    on شهریور ۳۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    علی الظاهر این سایت اهداف انگلیس رو داره پیاده میکنه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۲۶ ق.ظ:

    بنده ی خدا!
    انگلیس برای مولوی و دیگر اربابان شما همایش و میزگرد تشکیل می دهد .
    خوب فکر کن بعد حرف بزن . کمی هم تحقیق کن.
    اما تقصیر شما نیست bbc را فیلتر کردند ، ماهواره هم ممنوع است .
    اما باز شما کلیپهای آن را در اینترنت می توانی پیدا کنی .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  16. ناشناس

    on شهریور ۳۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    این سایت انگلیسی است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  17. ناشناس

    on شهریور ۳۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    این سایت مال انگلیسی است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حقیقت پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۶ ق.ظ:

    به نظر شما تهمت بدون دلیل کار درستی است؟حتما این را هم از حسن زاده آملی آموخته اید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۸ ب.ظ:

    این سایت بی شک انگلیسی است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  18. monib

    on شهریور ۳۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام
    واقعا متاسفم برای هر دو گروه .به جای اینکه با منطق بنشینید و صحبت کنید و به یک نتیجه خوب برسید به هم دیگر توهین می کنید .
    آیا امام زمان (روحی و ارواح العالمین له الفداه ) از این کار شما راضی هست؟
    با منطق بحث علمی کنید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  19. میثم

    on مهر ۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بسمه تعالی
    با سلام حضور دوستان محترم

    در لغتنامه دهخدا این عبارت هم هست که متاسفانه سایت برهان اون بخشی رو که نافع به مقصودشه آوورده.
    در لغت نامه دهخدا این عبارت هم هست : "در جایی گویند که در نفرین و آفرین به کسی دودل و مردد باشند."
    چه بسا آیت الله صافی گلپایگانی (دامت برکاته) از باب تردید این حرف را زده باشند . (شأن آیت الله صافی اجل از این است که بخواد به عالمی توهین کند)
    لذا از بیانات ایشان هم نباید سوء استفاده گردد .

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مهر ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۹ ق.ظ:

    باسلام خدمت کاربر گرامی
    با تشکر از یادآوری شمامطلب اصلاح گردید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  20. امیر رضا محب امام هادی علیه السلام

    on مهر ۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام به نظرم جناب صافی در...ایشان تردیدی ندارند...علیه ما علیه هم گفتن اینجا لازم بوده به دلایلی که مشخصه ... در روایت امام عسکری (ع) فرمودند : زمانی بر مردم می آید که علمای ایشان به تصوف و فلسفه تمایل دارند ایشان شرار خلق الله علی وجه الارض هستند ..با این حساب ، موقعیت آقای حسن زاده نزد مراجع بزرگوار شیعه مشخصه ..میخواهند ادب را رعایت کنند تا امر بر افراد بی اطلاع مشتبه نشود ..از نظر بنده

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ مهر ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۰ ق.ظ:

    واقعا چه چیزایی به هم میبافی !!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  21. بنده

    on مهر ۱۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    شما ها که بد علامه رو میگید ۱ کتاب کامل یا یک مجموعه سخنرانی کامل از ایشون شنیدین؟
    دعواتون سر چیه ؟سر تعقل تدبر؟
    من تو کتابای ایشون چیزی جز این ها ندیدم
    کسانی که از اندیشیدن می ترسن ...
    خدا هممون رو خیر بده و عافیت

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    جیم.اصفهانی پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۷ ق.ظ:

    ظاهرا شما یک صفحه هم از مباحث متکلمین را مطالعه نکرده ای و با تعصب ناشی از جهالت حرفی ناشایسته پرانده ای!!!.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  22. علی

    on مهر ۲۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    درست نیست که با استناد به نظر یک فقیه یک عارف و فیلسوف وعلامه را تا حد یک فرد ملعون مورد اهانت قرار دهید این اصلا یک نقد علمی نیست ما آقای نصیری به عنوان یک اهل مناظره وبحث می شناختیم.در ضمن ذهن برخی فقهاء بیشتر تعبدی است در حالی که فلاسفه بیشتر اهل تفکر و عرفائ دلبسته کشف و مکاشفه، با ترازوی یک فقیه بله یک فیلسوف و عارف گمراه است ولی مواظب باشید که حضرت علامه حسن زاد آملی به روایات و آیات بی مهر نیستند وکمتر از امثال آیت الله العظمی صافی-حفظه الله- به وحی تعبد ندارند. مواظب باشیم با شأن علما بازی نکنیم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  23. علی

    on مهر ۲۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ۱٫اگر می شود اندکی از ادله نظرات فلاسفه را نیز بر مدعیات خود در سایت قرار دهید.۲٫شماناقدفلفه هستید ولی خود مانند فلاسفه استدلال می کیند و به عقل خود بنیاد خود تکیه می کنید. ۳٫ مگر فلاسفه خود همه نظرات فیلسوفان را قبول دارند ۴٫مگر همه برداشتهای امثال مجلسی از اخبار واحد و یا دارای سندهای ضعیف درست است. ۵٫مگر می شود در مسائل اعتقادی به ظن حاصل از اخبار تکیه کرد. ان الظن لا یغنی من الحق شیئا ۶٫خوب است شما بزرگان به جای وقت تلف کردن در رد فلسفه مثل جناب سید منیر و میر باقری - حفظهما الله- فلسفه دیگری را بنیان کنید.به عرفان هم گیر ندهید که خود علامه مصباح فقط در مقابل برخی از مدعیات آنها می فرمایند من نمی فهمم. چرا که روش آن مکاشفه است و این متد از امثال شما سخت دور است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    م.الفبا پاسخ در تاريخ آبان ۹ام, ۱۳۹۱ ۳:۳۳ ق.ظ:

    ظاهرا شما یک صفحه از مباحث متکلمین را مطالعه نکرده و یک ساعت هم شاگردی آن بزرگواران را نکرده اید،و با تعصب ناشی از جهالت نظر داده اید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  24. سجاد

    on آبان ۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    فقط یک نکته ،شاگردان واطرافیان علامه حسن زاده خیلی بیشتر از برخی علماءبا جوانان رابطه دارند
    البته احترام علماء برهمه واجبه
    بنده درحد خودم عرفان اقای قاضی و اقای بهجت و علامه حسن زاده خطری حس نکردم

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    م.الفبا پاسخ در تاريخ آبان ۹ام, ۱۳۹۱ ۳:۳۴ ق.ظ:

    پاسخ آقای علی برای شما نیز هست!...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    من هم از بیماری سرطان خودم خطری احساس نمی کردم دکتر گفت خطرناکه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۱ ب.ظ:

    دکتر های بسیاری هستند.
    بهتر است شما برای درمان سرطان به چند دکتر مراجعه کنید و دستی دستی خودتان را از زندگی ساقط نکنید.
    از این همه پیامبر حالا چرا جرجیس؟؟؟
    دکترهای بهتری هستند خواستی معرفی شان کنم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  25. عبدالله

    on آبان ۲۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام.
    دیدید که چه قدر نیاز به امام زمان داریم . به جای کامنت زدن دعا کنید اقا زود تر بیاد. اگر پیام های بالا را مطالعه کنید می فهمید که چه قدر به اقا نیاز داریم.
    اللهم عجل لولیک الفرج...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  26. او

    on آبان ۲۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    مثنوی اصول اصول اصول دین است

    * جناب مولوی در ابتدای مثنوی می‌گوید این کتاب «اصول اصول اصول دین» است. مقام معظم رهبری هم در یکی از جلسات که با شعرا داشتند (۲۵ شهریور ۱۳۸۷) فرمودند من هم نظرم نسبت به مثنوی همین است که خود مولوی گفته و شهید مطهری هم نظرش همین بود. معنای این جمله چیست؟

    ـ این جمله اشاره به این است که معارف الهی اعم از توحید، نبوت و دیگر معارف سه مرحله دارد؛ عام، خاص و اخص، مثلا توحید عام، توحید خاص و توحید اخص و همچنین نبوت عام، نبوت خاص و نبوت اخص.

    به تعبیر دیگر، نوع نگرش‌ها به هستی سه مرحله دارد؛ نگاه عمومی (مراحل ابتدایی عامیانه)، نگاه خاص (مراحل متوسط سالکانه) و نگاه اخص (مراحل نهایی واصلانه)؛ اصول دین معارف عام و معمولی دین است و اصول اصول دین معارف متوسط سالکانه دین است و اصول اصول اصول دین معارف نهایی و واصلانه دین است که کتاب شریف مثنوی عمده هدفش بیان این سطح از معارف دین است.

    متاسفانه برخی از مخالفان مولوی که موجّه هم هستند، از آن رو که متوجّه نیستند گفته‌‌اند اگر شما ۲۰ سال شراب بنوشید گناهش کمتر از این جمله است که مولوی گفته: این کتاب، اصول اصول اصول دین است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    م.الفبا پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۳ ق.ظ:

    چرا صریح نظرتان را نمی گویید؟!آقا معتقدند:(علامه امینی-رحمه الله علیه-توحید و ولایت را نفهمیده و مولوی سنی فهمیده است!!!).

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۲ ب.ظ:

    این اصلا روش بحث نیست.
    این که علامه امینی اینو گفته و آقای خامنه ای اونو گفته
    که دلیل نمی شه.
    اون میگه علامه امینی (رحمه الله) و صافی و..اینو میگه اون هم میگه رهبر و مطهری(ره) و علامه طباطبایی و امام خمینی
    و..
    به این می گویند صف کشی نه مباحثه!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  27. م.الفبا

    on آبان ۳۰, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    در این یک نکته با جناب ثقلین موافقم!!!جناب(او)یاد بگیر و اینطور به علما توهین نکن.اگه دلیل داری بیار....

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  28. سیدعماد

    on آذر ۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    انگار زبان روایات و آیات نعوذ بالله در بیان توحید و امامت و عقاید تشیع الکن بوده که جناب ملای رومی باید مرجع عقاید یه بچه شیعه باشه
    خب اونم یه چیزی گفته ولی ملاک ما آیات قرانی هستند که یسرنا برای تذکر هستند و روایاتی که نورشون هرقلبی رو جلا میده
    من به شخصه تا یه روایتی هست سراغ حرف این و اون نمی رم چقد مگه عمر داریم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۹ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۹ ب.ظ:

    توصیه میکنم برای فهم این روایات سراغ کسایی که روایات رو میفهمن برید والا عمرتون تلف میشه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    م.الفبا پاسخ در تاريخ آذر ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۲ ب.ظ:

    پس بنابر استدلال شما هیچ کس نباید به سوی روایات برود و تقلید محض کند!!!.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    اشتباه برداشت نکن برادر !
    همه ما وظیفه مون اینه بریم به سمت روایات و آیات.
    ولی باید برای فهم روایات از کسایی که روایات رو میفهمند کمک بگیریم .
    اگه اینطور نبود کسی دیگه از مراجع ، تقلید نمیکرد .
    مراجع تقلید چون سالها زحمت کشیدند و از آیات و روایات احکام الهی رو در آوورند لذا کسایی که توان این فهم رو ندارند از مراجع دینی، تقلید میکنند .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    م.الفبا پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۲ ق.ظ:

    برای فهم عقاید در احادیث از متکلمین مدد می گیریم نه زندیقان!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  29. محسن

    on آذر ۱۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    مراجع و علما را رو به روی هم نگذارید این کار منافقان است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  30. ناشناس

    on آذر ۲۰, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حقا که این سایت و مدیران آن اهداف انگلیس رو پیاده میکنند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  31. ضد فتنه

    on دی ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    خود این آقایان اول رساله هاشون نوشته اند تقلید در اصول دین جایز نیست پس حق ندارن از مقلد هاشون سو استفاده کنند و اظهار نظر کنند و ما اصول دین رو از وحید خراسانی یا صافی گلپایگانی نمیگیریم/ جرات داری بزار تو سایت اگه واقعا نمیترسی/ منم منتظر جواب هستم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۲ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربرگرامی
    ۱-اتفاقا نظر ماهم این است که در اصول اعتقادی مانند توحیدنباید تابع افرادبود نباید تابع ارسطو،سقراط، ابن سینا،ملاصدرا،شهید مطهری،مرحوم طباطبایی و... بود اقایان اینها را معلم خود می دانند واستاد وشاگردی را از اساس کارهای خود می دانند
    ۲-حال اگر کسی اندیشه ای را برگزید ومبنایی را اتخاذ کرد بررسی اینکه این فرد با این مبانی آیا کافر است یا نه که در بحث نجاسات فقه بحث می شود مثلا کسی معتقد به قدم عالم است این شخص از لحاظ نجس وپاکی چه حکمی دارد در باب نجاسات فقه بحث می شود که این را مراجع وفقهای جامع الشرایط باید تشخیص بدهند نه هر کسی مگر اینکه شما مرجعیت را قبول نداشته باشید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    طريق پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۲ ب.ظ:

    به فرموده همه فقهای معزز تقلید در اصول دین حرام است و ما تنها در فروع می توانیم از وجودشان تقلید نماییم.خیلی واضح است که ایجاد کنندگان این سایت هتاک به مبانی معرفتی اسلام عزیزمی خواهند اهداف پلیدشان را پشت اسم مراجع تشیع مخفی نمایند . اینان یا از نوادگان بنی امیه هستند و یا در نطفه شان مشکلی وجود دارد. خدا نجاتشون دهد

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۷ ب.ظ:

    آیتین عظیمتین صافی گلپایگانی . وحید خراسانی مدظلهما دارای سالمترین و پاکترین خط فکری در میان کل علما میباشند به عقیده بنده.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۲ ق.ظ:

    همینطور است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۸ ب.ظ:

    خیر.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    erfan پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۶ ق.ظ:

    التماس دعای شدید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۵ ق.ظ:

    ما که شما رو دائما صبح و ظهر و شام دعا می کنیم.
    ان هم شدیدا

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مدافع حق پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۳ ب.ظ:

    فرارکن برادر ایشون همونینی که خط خودشونو تو فتنه مشخص نکردن

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۵ ق.ظ:

    انجا جای این صحبت ها نیست ولی همین قدر بدون که این بزرگواران به خوبی و با بهترین بصیرت خط خودشونو از قبل از فتنه ، حین فتنه و بعد از اون مشخص کرده بودند.

    شما هم بهتره از اون خطی که با داد و فریاد و بوتوم کسی رو آوردید سر کار که بعد چند روز به خودتون و بزگرتون دهن کجی کرد بیرون بیاید!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۷ ق.ظ:

    علی الخصوص جناب جوادی خودش در فتنه نشون داد ...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    طريق پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۵ ب.ظ:

    این بنده های خدا که خط ندارند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  32. سایه

    on دی ۱۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    جنگ هفتادودوملت همه راعذر بنه
    چون ندیدندحقیقت ره افسانه زدند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  33. حسین

    on دی ۱۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد واله الطیبین الطاهرین ولعنت الله تعالی علی اعدائهم اجمعین لاسیما اللات والعزی وابنتیهما علیهم اللعن والعذاب الالیم والمهین والشدید………….خدالعنت کندتمام صوفیه را

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  34. مدافع حق

    on دی ۲۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    اقای محترم که این چرت وپرت ها را نوشتی اولا اقای مجتهدی خودشون ی عالمن و این این کار یعنی لعنت کردن رو انجام نمیدن اونم به یک شیعه
    دوما خیلی تند داری میری صبر کن کجا؟؟؟؟؟؟؟؟
    چیزی که تو داری انجام میدی دقیقا همون کاری که خوارج کردنبرو توبه کن برادر اگه فیس بوک داری بیا مبارزه ببینم کی کم میاره+++++بادلیل

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مجتبی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۳:۱۸ ق.ظ:

    به اون میکن مباحثه نه مضاربه(از ضرب و شتم)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  35. طريق

    on دی ۲۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    مصداق مبین خرمقدس را میتوان در بر پا کنندگان این سایت سخیف و بی منطق و بی ارزش جستجو کرد . اگر قابل هدایتند که خدا هدایتشان کند و گرنه با سلف یهودیشان محشور گرداند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  36. میثم

    on بهمن ۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    با عرض سلام و ادب حضور دوست عزیزم آقا محمد !
    با اجازه تون در نظری جداگانه کامنت گذاشتم .
    ممنونم از صحبت های خوب شما و براتون آرزوی سعادت و سلامت و توفیقات روز افزون دارم. بنده هم مثل شما دوست محترم مدارم در بحث بر حق پذیریه و غرور در مقابل حق رو مذموم میدونم و سر تعظیم در مقابل حق فرود میارم.
    و این روش شما رو خیلی دوست دارم و میپسندم .
    قبل از پاسخ به سوالاتت جندتا نکته رو عرض کنم
    اینکه میفرمایید اکتر اساتید نمیدونم منظورتون کیا هستند ! و از اون عجیب تر اینکه نمیدونم چطور به این مطلب رسیدید که شیعه بودن مولوی محاله . استاد موافق و مخالف هم که مطرح فرمودید که باهم پرسش و پاسخی داشتند حرفشون ملاک اظهار نظر در مورد مولوی نیست . چون ما اینجا داریم در مورد مولوی حرف میزنیم و اگر قرار باشه تعداد موافقان و مخالفان رو بسنجیم بعد هر طرف که بیشتر بود اون نظر رو بپذیریم این روش غلطی خواهد بود .
    حالا به نظر شما منظور مولوی از نمک در این شعر که ذیلا بیان میکنم چیه؟ که میگه به عنوان میراث از حضرت رسول باقی میمونه و به نظر شما منظورش از وارثان کیا هستند ؟ (این رو هم در نظر داشته باشید که اهل سنت میگن : "ان النبى لا یورث" و "نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما ترکناه صدقه") (آن نمک کز وی محمد املحست/زان حدیث با نمک او املحست/این نمک باقیست از میراث او/با توند آن وارثان او بجو)
    جای تعجب اینجاست که شما که شیعه هستید به خاطر اینکه مولوی از باب تقیه چند تا تعریف از بعضی ها کرده اون رو سنی میدونید و لابد سنی ها هم به خاطر حرفای شیعی مولوی اون رو شیعه میدونند !! این روش برخورد اصلا صحیح نیست .
    نکته دیگه اینکه من دقیقا میدونم منظورتون استفاده از چه کلماتیه و من نگفتم "ای کاش استفاده نمیکرد" بلکه گفتم : "شاید اگر استفاده نمیکرد بهتر بود" هر چند از نظر من اشکالی در استفاده از این الفاظ فی نفسه نیست و اگر شما منعی در شرع پیدا کردید به دیده ی منت میپذیرم و قبول میکنم .
    از نظر من مولوی شیعه است و اینکه بگیم شیعه یا سنی بودن برای اون کسر شانه حرف نادرستیه . شیعه بودن افتخاره و کسی که به مراتب بالای عرفانی میرسه در راستای همین شیعه بودن و اطاعت بی چون و چرا از پیامبر و اهل بیته .
    در مورد تعداد غزلها و رباعیات دیوان شمس هم اشتباه کرده بودم . تعداد غزل ها ۳۲۳۰ غزل و رباعیات ۱۹۹۴ تا که از این طریق اصلاح میکنم .
    در پاسخ به سوال اولتان با این روایت شروع میکنم : عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ حُرِّمَ مِنَ الشَّاهِ سَبْعَهُ أَشْیَاءَ الدَّمُ وَ الْخُصْیَتَانِ وَ الْقَضِیبُ وَ الْمَثَانَهُ وَ الْغُدَدُ وَ الطِّحَالُ وَ الْمَرَارَهُ .
    لطفا بفرمایید کلمه قضیب رو ترجمه کنید . فقط لطفا معادل دقیق فارسی اون رو بگید .
    این روایت رو هم لطفا ترجمه دقیق بکن (یعنی دقیقا معادل فارسی کلمات رو بگو): عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی ع قَالَ الْعَوْرَهُ عَوْرَتَانِ الْقُبُلُ وَ الدُّبُرُ فَأَمَّا الدُّبُرُ مَسْتُورٌ بِالْأَلْیَتَیْنِ فَإِذَا سَتَرْتَ الْقَضِیبَ وَ الْبَیْضَتَیْنِ فَقَدْ سَتَرْتَ الْعَوْرَهَ .
    مولوی هم در ابیاتش معادل فارسی کلماتی اینچنینی رو بکار برده . و اتفاقا منظور من هم استفاده از نام اعضاء نیست استفاده از صریح ترین عبارته (به قول شما رکیک)
    در مورد کواعب اترابا هم اگه بخوام ترجمه ش رو بنویسم احتمالا نظرم تایید نشه . (مگه یه کلمه ای میشه توی عربی بی ادبی نباشه اما فارسی که بشه ، بشه بی ادبی . حاشا که اینطور باشه .) لذا به نظر من استعمال این کلمات فی نفسه ایراد نداره و فقط در شرایط خاصی ایراد داره .مثلا در جایی که کسی با استفاده از این کلمات اقدام به فحاشی میکنه و موجبات بی احترامی رو فراهم میکنه .(یعنی حکم ثانویه روی این کلمات بار میشه)
    آیات فراوانی وجود داره که خداناباوران اونها رو توهین به خودشون میدونن و میگن اگر قرآن برای هدایت اومده و میخواد ما رو دعوت به عقلانیت بکنه پس چرا به کسایی که اندیشه های مخالف دارند توهین میکنه و با الفاظی اونها رو مسخره میکنه و دستور به نابود کردنشون میده . یعنی حرفشون اینه که اگر اسلام دین منطق و عقلانیه چرا در مقابل کسایی که اون رو نمیپذیرند از الفاظ توهین آمیز استفاده میکنه و اونها رو مثلا ابله و نادون و حیوون و بدتر از اونو و یه سری تعبیر دیگه در موردشون به کار میبره. (حالا به نظر شما استفاده قرآن از این الفاظ توهین آمیز نسبت به کسانی که ایمان نمیارند درسته یا غلط) (نمونه هم فراوان دارم که اگه خودتون نتونستید پیدا کنید بگید تا خدمتتون عرض کنم ).
    این نکته قابل تامله . اگر شما قرآن رو ملاک میدونید برای اینکه الفاظ استفاده شده در اون مصداق بی ادبی نیستند در مورد روایات هم باید این نظر رو داشته باشید و کلمه "قضیب" که در روایات استعمال شده معادل همون لفظیه که مولوی به کار برده و شما اون رو بی ادبی میدونید .
    شاید شما دلایل گوناگونی داشته باشید برای گمراه بودن مولوی و من برای همه اونها جواب دارم و دلیل های شما رو ناکافی و ناصحیح میدونم اما چون داریم مورد به مورد بحث میکنیم لذا بهتره بعد از اتمام یک بحث وارد بحث جدید بشیم .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۳ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شما فرمودین موردی بحث کنیم اما در نظرتون به مطالب زیادی اشاره کردین که اگه مثل سابق جواب تک تکشو بدم شما یکی رو جواب می دین و در موارد دیگه صحبتی نمیکنید و معلوم نمیشه که صحبت من برای شما مفهوم بوده و شما پذیرفتین یا نه بنا بر این در این نظر یکی از حرفاتونو دقیق بررسی می کنیم:

    این مطلب را بنده چند بار متذکر شدم که اشاره به اعضای شرمگاه انسان مورد اشکال نیست بلکه استفاده از اسامی رکیک آن ها مورد نظر است. اما حال که شما باز هم سخن قبلیتان را تکرار می کنید این مطلب را دقیق تر بررسی می کنم تا این مورد روشن شده و سپس انشا الله به موارد بعدی بپردازیم.

    ابتدا چند روایت در مورد کلمه ی زشت:

    الامام الصادق(‌ علیه السلام ): « اِحفَظ لِسانَک عَن خَبیثِ الکلامِ»

    الامام الصادق( علیه السلام ): « مِن عَلاماتِ شِرکِ الشَّیطانِ الذی لایشُکَّ فیهِ ان یکونَ فحّاشاً لایبالی ما قالَ و لا ما قیلَ فیهِ»

    الامام الصادق( علیه السلام ): « البَذاءُ مِن الجَفاءُ وَ الجَفاءُ فی النّارِ ». « بدزبانی از بی ادبی است و بی ادبی در آتش می باشد».

    الامام باقر( علیه السلام ): « سِلاحُ اللِّئامِ قَبیحُ الکَلامِ »

    (لطفا تک تک روایات را با دقت بخوانید چون هر کدام به تنهایی می تواند کافی بحث باشد)

    اما فقها یکی از دلایل دیگری که فقها بیان کلمات رکیک را حرام می دانند معنی کلمه ی فحش در عرب و روایات کثیری است که پیرامون فحش به ما رسیده است.

    معنی کلمه ی "فحش" در لسان عرب و فارس متفاوت است. در فارسی وقتی می گوییم "فحش نده" یعنی سخن زشتی را به کسی نسبت نده (به کسی اهانت نکن) اما ببینیم فحش در لسان عرب به چه معناست:

    ابن فارس در مقائیس اللغه مى گوید: فحش کلمه اى است که بر زشتى در چیزى ـ گفتار یا کردار ـ دلالت مى کند و هر چیزى که از حدّ خود تجاوز کند ـ به صورت نامطلوب ـ فاحش نامیده مى شود.

    همچنین راغب درباره فحش مى نویسد: فحش عبارت است از رفتار و گفتارى که زشتى آن بسیار بزرگ است. (مفردات راغب)

    پس فحش در لسان عرب به معنی کلمه ی زشت است و نه انتساب کلمه ی زشت به کسی.

    حال ببینیم روایات راجع به الفاظ رکیک و فحش چه فرموده اند:

    پیامبر اکرم ( صل الله علیه و آله و سلم ) می فرماید :
    اَلجَنَّهُ حَرامٌ عَلی کُلِّ فاحِشٍ أن یَدخُلَها

    الامام باقر( علیه السلام ): «‌ اِنَّ اللهَ یبغِضُ الفاحِشَ المُتَفَحُّشَ »

    الامام علی( علیه السلام ): « الفُحشُ وَ التَّفَحُّشُ لَیسا مِن الإسلامِ »

    رسول الله( صلی الله علیه و آله ): « ایاکُم وَ الفُحشَ ؛ فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لایحِبُّ الفاحِشَ المُتَفَحِّشَ »

    الامام الصادق(‌ علیه السلام ): « مِن عَلاماتِ شِرکِ الشَّیطانِ الذی لایشُکَّ فیهِ ان یکونَ فحّاشاً لایبالی ما قالَ و لا ما قیلَ فیهِ ».

    این هم دلیل شرعی برای جایز نبودن استفاده از کلمات رکیک.

    مسلما اگر اسم یکی از اعضای بدن در عربی را بخواهیم به فارسی ترجمه کنیم ممکن است به واژه ی رکیک یا غیر رکیک آن ترجمه کنیم. مثلا اگه کلمه ی فرج را بخواهیم ترجمه کنیم میتونیم بگیم رحم، مهبل، زنانگی و ... که این واژه ها به منظور ما اشاره می کنند و در تلویزیون و ... هم به وفور مورد استفاده قرار می گیرند و زشتی و قبحی بر آنها مترتب نیست. الفاظ رکیکش رو هم برید تو مثنوی بخونید. و این سخن شما "مگه یه کلمه ای میشه توی عربی بی ادبی نباشه اما فارسی که بشه ، بشه بی ادبی . حاشا که اینطور باشه " به همین دلیل اشتباه است

    همه ی صحبت ما در اینه که الفاظ قرآن و روایات جزء دسته ی اول واژه ها هستند و اهل بیت علهیم السلام از این که از کلمات رکیک استفاده کنند بری هستند.

    دوست ندارم رابطه ی حسنه ای که داریم رو کدر کنم اما چون بحث های اعتقادی تعارف بردار نیست ناچارم این را بگویم:

    جای بسی تاسف داره که شخصی به خاطر این که مولوی رو از سخنان زشتش تبرئه کنه حاضر باشه سعی کنه اهل بیت علیهم السلام رو هم به اون بیان اون الفاظ زشت متهم کنه!!!

    هیچ یک از آیات قرآن و روایات ما کلمه رو که مثلا معادل کلمه ای که در بیت زیر از مثنوی می نویسم، در عربی باشه رو به کار نبرده اند. "دست زن بر ...... مرد آسیب کرد"

    حتما به خاطر این اتهامی که به اهل بیت علیهم السلام می زنید استغفار کنید.

    دلایل ما کاملا متقن و منطقی است. بنده هم سر حرفم هستم و تا زمانی که شرایط گفته شده در مورد بحث (حق طلبی) رو در بحث ببینم بحث رو ادامه میدم. چون در غیر این صورت بین خودم را در مقابل خداوند مسئول می بینم که حجت را بر کسی که دم از تشیع و اطاعت از اهل بیت علیهم السلام میزند اما در مواردی دچار اشتباه شده تمام نکنم.

    والسلام

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۱ ب.ظ:

    با سلام و احترام

    یکم دارید زود قضاوت میکنید .
    بنده به خاطر دفاع از کسی نخواستم اهل بیت رو متهم کنم . امیدوارم در بحث دچار احساسات نشید و بر مدار استدلال حرکت کنید.
    تمام ادله ای که ذکر کردید دلالت بر حرمت فحش چه به معنای فارسیش و چه به معنای عربی ش داره که دال بر تجاوز از حد باشه . اما بحث ما سر این نیست . بحث اینه که استعمال این الفاظ مورد نظر در اشعار مولوی مصداق فحش به همون معنای عربی اون هست یا نیست و منعی از اینگونه استعمال وجود داره یا نه ؟

    شما کلماتی رو که گفته بودم ترجمه نکردید .
    همین رکیک ترین الفاظی رو که میفرمائید جناب مولوی بکار برده معادل عربی(معادل رکیک) اون رو برای من بنویسید .

    رکیک ترین معادل عربی اون رو لطفا بنویسید.بعد ببینیم این معادل هایی که شما میگید در روایات موجود هست یا نه ؟ اگر بود یعنی استعمال اون ایرادی نداره اگر نبود و عرف همچین چیزی رو مصداق بی ادبی و فحش دونست اونوقت میگیم مولوی اشتباه کرده.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۶ ب.ظ:

    دوست عزیز !
    اینجوری بحث خیلی طوب میکشه . بخواهیم منتظر بشیم تا نظرمون تایید بشه زمان بره . لطفا بیایید از طریق ایمیل باهم مناظره کنیم .

    akhn.aton@ymail.com

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  37. علی

    on بهمن ۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    از خوانندگان محترم این صفحه عاجزانه تقاضا دارم کلیپ ملاقات آیت الله صافی حفظه الله و آیت الله مجتهدی رحمه الله علیه را با دقت مشاهده بفرمایند و خود قضاوت کنند که آیا از دو «علیه ماعلیه » گفتن آیت الله صافی ملعون بودن مولوی و علامه حسن زاده آملی وبلکه ملعون بودن کل فلاسفه و عرفا به ادعای این وبلاک برداشت می شود یا نه؟
    کسی که در جبهه حق قلم می زند برای اثبات مدعای خود به چنین امور سستی چنگ نمی زند.
    چرا کار خود را سخت کرده اید به جای اهانت به عرفا و فلاسفه و یا زیر سوال بردن کل فلسفه یا عرفان اسلامی با رویکردی علمی و باانصاف و بدون اهانت به علما گزاره های قابل نقد فلسفه و عرفان را نقد کنید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد دیگر پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۸ ق.ظ:

    آخه علی جان تو رو به اون اسم قشنگت ؛آیا قصد این سایت از آوردن این کلیپ این بوده که فقط با این کلیپ مولوی و حسن زاده و فلسفه و عرفانو کلا زیر سوال ببره؟؟!!!

    یا این که کلی مقاله و مطالب مستدل آورده و این کلیپ رو هم در کنار اونا آورده تا فضای فکری آیت الله صافی رو هم بیان کرده باشه؟

    دست اندرکاران این سایت هم برای اثبات خود به این امثال این کلیپ چنگ نزده اند؟

    بلکه بنده که مدت هاست مطالب این سایت را دنبال می کنم حتی یک بار هم ندیدم کسی از مخالفانشان یک دلیل درست در ابطال حرفشان بیاورد.

    بلکه این مخالفان این سایت هستند که برای اثبات ادعایشان ناچارند بدون دلیل بگویند این ها یا تقیه است یا تحریف است یا معنی والایی دارد که فهم و ظرفیت عمیقی می خواهد و ....

    و این ها هستند که نا چارند به این امور چنگ بزنند.

    بعضی از آن ها که قائل به رعایت کردن ادب هم نیستند فقط بلدند تهمت بزنند که دنبال تفرقه اید و هیچی از عرفان و فلسفه نمی فهمید و ....

    صاحبان خرد خود قضاوت می کنند......

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  38. مسلم امیری

    on بهمن ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام و خسته نباشید به خدمت مدیران با بصیرت این وب سایت فقط میتونم بگم اجر شما با اهلبیت عصمت و طهاره * علیهم السلام * خداوند متعال به ایت الله صافی طول عمر عنایت بفرمایند و در مقابل عمر متفلسفی همچون املی علیه ما علیه را هر چه سریعتر به اخرش برساند و اورا با ابن عربی ملعون محشور گرداند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    رجبی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۹ ق.ظ:

    من یک همکلاسی داشتم هم اسم و فامیل شما بود.شهر و استانت را بگو شاید آشنا دراومدیم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  39. مصطفى

    on بهمن ۱۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    به نظر بنده اصل نقل این‌گونه سخنان که در محفلى خصوصى بوده و چه بسا از روى مزاح طلبگى هم انجام شده، صحیح و اخلاقى نیست
    و بعید مى‌دانم شریعت مخالفین علوم عقلى و عرفانى هم چنین چیزی را مجاز بداند!!
    اما همان‌طور که کلمه «علیه ما علیه» را از آیت الله العظمى دهخدا!! نقل کرده‌اید [و سخن لغوى را بر مقصود نامعلوم مرجع تقلیدتان ترجیح داده‌اید]، آقاى دهخدا نوشته: «یادر جایی گویند که در نفرین و آفرین به کسی دودل و مردد باشند. گویند: علیه ما علیه»
    خب حتماً جناب آیت الله صافى هم بین اینکه ایشان را تمجید کند و یا به تبع خواسته اطرافیان تفکیکى عیبشان بگویند، تردید داشته‌اند و نخواسته‌اند قیامت‌شان را فداى دنیاى فهم ناقص دیگران کنند

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۰ ق.ظ:

    این سخن برای شماصدق می کند که ارادت به آقای حسن زاده واتباعهم داریدوبه مبانی انحرافی فلاسفه وعرفا آشنایی ندارید ولی آیت الله صافی وبسیاری از مخالفان کاملامیدانند که مبانی فلسفه وعرفان کفر ایت وچون این آقایان شیعه هستند واهل بیت را قبول دارند این جمله را بر زبان می اورند نه اینکه تردید در مبانی داشته باشند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  40. رسول

    on اردیبهشت ۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    ایشان از بیخ وبن با فلسفه و کلام و عرفان مشکل دارند!
    از دوستان سوالی دارم
    چند درصد از احادیث و روایات صحیحه ما منبع فقه هستند و در مباحث فقهی و اصولی استفاده شده اند ؟
    چند درصد از ادعیه و اذکار صحیحه که از معصومین(ع)به ما رسیده فقهی اند؟
    آیا باید آنها را دور ریخت؟
    آیا ایشان سخنان بیهوده گفته اند؟(نعوذبالله)
    آیا همچون مسیحیان ما قبل رنسانس در این مواردنباید فکر کنیم؟
    آیا مباحثات معصومین علیهمالسلام با کفار و یهودیه و مسیحیان بر مبنای فقهی بوده؟
    فاعتبرو یا اولالابصار!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  41. علی

    on اردیبهشت ۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    ماداریم نظردرموردافرادی میدهیم که هردو عالمند اما اگر علم ما نتواند ادب مارا بیشتر کند بهتر است تمام کتاب هایی راکه خواندیم را بسوزانیم . پیشنهاد میدهم تاعلمی را کامل بررسی نکردیم ان را تخریب نکنیم. اما همیشه باید مواظب الفاظ باشیم اگرچه نیت ما پاک باشد.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  42. نقی

    on اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    این ویدئو اعتبار ندارد.
    دفتر ایشان در پاسخ به انتشار این ویدئو گفت که هر چیزی که خارج از سایت ایشان منتشر شود اعتبار ندارد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  43. پیشمرگ ولایت

    on اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    شما با این کارهاتون دارید بی احترامی به علمارو باب میکنید.واقعا جای تاسف داره کههمچین فیلمی رو برای دانلود گذاشتید.لعنت خدا بر شیطان

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  44. حسين

    on اردیبهشت ۲۹, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام علیکم بندهم مطالب وهم کلیپ های مربوطه شما را گوش می دهم اما بر ای یک عملتان بسیار متاسفم وان اینکه برای اثبات خودتان شان ومقام بزرگان دین مانند علامه حسن زاده و...را زیر سوال میبرید مانند کلیپ ایت الله صافی.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  45. saeed

    on خرداد ۷, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام به عقیده اینجانب هرکسی که با مبانی فلسفه و عرفان مخالف می کنه اینکه یا از اوایل طلبگی به او گوش زد کردند که آقا کسانی که فلسفه می خوانند کافرند به خاطر همین شخص وقتی به مطالعه میپردازه با همان ذهنیت بدی که از فلسفه دارد مطمئنن نمی تواند ذهنیتی درستی از فلسفه داشته باشد غیر از اینکه عاقل باشد به نظر من هرکسی می خواهد هر علومی را بخواند برود از اهلش بگیرد اگر فلسفه می خواند برود پیش اهلش و یکسری از اشخاص هستند که کتاب ها رو بدون استاد کتل طی کرده و اصلا بدون استاد طی میکند مطمئنا به نتیجه درست و کاملی نمی رسند .بنده مهندسی می خوانم و درس های فلسفه به خوبی با استاد می خوانم و هیچ مشکی هم ندارد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۲ ۳:۲۰ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربر گرامی
    اولا این عقیده شما ست که نوعی استحسان ودلیلی که هیچ پایه علمی ندارد می باشد ودلیلی محکم ومستدل نمی باشد وشما را توصیه دوستانه می کنیم این تفکرات خود را اصلاح کنید

    ثانیا:اینهمه علمای بزرگ وشاگردان اهل بیت علیهم السلام ما نند یونس بن عبدالرحمن ، هشام بن حکم ،فضل بن شاذان و... یا مرحوم کلینی ، شیخ صدوق ، علامه حلی ،علامه مجلسی و....مخالفت شدیدی با فلسفه داشتند استادشان که معصوم بوده است اگر هم فقط به دلیلی سخن معصوم هم مخالفت می کردند باز هم حجت است
    ثالثا:اتفاقا کسی که با ذهن خالی از فلسفه مبانی فلسفه را نزد مخالف فلسفه که متکلم قوی است بخواند بهتر از خودفلاسفه مبانی آنها را می فهمد مانند کسی که کافر است می خواهد مسلمان شود بیاید نزد عالم شیعه درس بخواند مبانی اهل تسنن را بهتر می فهمد یا برود از اول نزد اهل تسنن درس بگیرد؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  46. علی

    on تیر ۲۴, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام . علامه طباطبائی فرمدند اقلی حسن زاده املی را کسی نمی شناسد جز امام زمان و خاک پایش توتیای چشمانم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی عبدالهی_برهان کلیپ پاسخ در تاريخ تیر ۲۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۴ ب.ظ:

    اون که بله ولیکن کار رو ایشون به جائی داره میرسونه که همه دارند به بطلان روش اشتباهش پی میبرند خداوند انشاا... خود و بعضی شاگردان منحرفش مثل داوود صمدی آلی را هدایت کند انشاا...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  47. جانم فدای رهبر

    on بهمن ۹, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    حضرت آقا بارها نظراتشون رو در مورد علامه حسن زاده اعلام کرده اند
    مخالفان حضرت علامه دارند به طور غیر مستقیم به رهبر دهن کجی میکنند و بویی از ولایت نبرده اند.. که ان شاءالله خدا اگر قابل هدایتند هدایتشان کند که اگر نکند به زودی خودشون رو در کنار باقی دشمنان سید علی در صف کسانی که پس از ظهور جلوی امام زمان ایستادند خواهند دید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  48. جانم فدای رهبر

    on بهمن ۱۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    متاسفانه همونطور که قابل پیشبینی بود خبری از جواب نیست..
    از تمام عزیزانی که در بحث شرکت کرده اند خواهش میکنم یا به سوال بنده پاسخ دهند یا اینکه حداقل اعلام کنند که ارزشی برای نظر حضرت آقا قائل نیستند و نظر حضرت آقا باعث نمیشه در افکارشون تجدید نظر کنند
    جناب admin شما که نام حضرت علامه حسن زاده رو تو نظرات تبدیل به لینک کردین لطف کنید جواب بنده رو بدین و اگر ندادین لطف کنین نام حضرت آقا رو هم به یکی از آدرس های زیر لینک کنید:
    حضور علامه حسن زاده در سفر مقام معظم رهبری به آمل
    http://www.aparat.com/v/D0yQP
    تقدیم کتاب علامه حسن زاده به مقام معظم رهبری
    http://www.aparat.com/v/v48q1
    بوسه رهبر بر شانه علامه حسن زاده آملی
    http://www.aparat.com/v/vHTkN
    دوست عزیز جناب admin گرچه با جناب عالی اختلاف نظر دارم ولی چون شما از برادران دینی من هستین طبق دستور معصومین ع هرگز به خودم اجازه نمیدم از شخص شما متنفر باشم بلکه بنده فقط از عقاید شما بیزارم...

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  49. جانم فدای رهبر

    on بهمن ۱۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    برادر گرامی..
    شخصی که خودش رو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد پس اگر احیانا نظرات بنده رو تایید نکنید یا اینکه در جواب باز هم سکوت کنید برای بنده به این معناست که شما با حضرت آقا مخالفید ولی با توجه به شرایط زمانه اعلام این اختلاف نظر را "صلاح نمیدانید"
    همینطور اگر سکوت کنید بنده ممکن است فکر کنم که شما با حضرت آیت الله بهجت ره هم مخالفید و این را میشود از بی حرمتی های شما به اساتید و همراهان ایشان در طریقت حضرت جمال السالکین سید علی قاضی ره برداشت کرد ولی باز هم اعلام اختلاف نظرتان با ایشان را به خاطر جایگاه ایشان در دل مردم "صلاح نمیدانید"
    از شما خواهش میکنم حاشیه هم نروید سوال بنده یک سوال است و جواب آن یک کلام:
    آیا با اقدامات و نظرات رهبری مخالفید یا موافق؟ دلایل خود را توضیح دهید؟
    ضمنا دوست گرامی تا یک هفته به شما فرصت میدم که جواب بدین مطمئن باشید در صورتی که نظراتم تایید نشود یا اینکه جواب داده نشود ان شاءالله از طرق دیگر این سوالات بی جواب در فضای وب دیده خواهد شد...
    یاعلی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۸ ب.ظ:

    خیلی بد است وقتی کم بیاری بحث را سیاسی کنی، مطمئن باش آقا به این کار شما افتخار که نمی کند هیچ راضی هم نیست.
    امثال شما هستند که وجهه علمی اخلاقی آقا را با اعمال و گفتارشان خراب می کنند.
    آقا خودشان مروج کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی و جذب حداکثری و دفع حداقلی هستند.
    اختلاف علمی همیشه میان بزرگان بوده ولی دلیل بر نفی و تکفیر یکدیگر نمی شود. اعتقادات هم تقلیدی نیست این را اول هر رساله توضیح المسائلی می توانی ببینی.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  50. محمد جواد

    on اسفند ۵, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام

    با دقت در فیلم مشخص می شود آیت الله صافی نمی فرمایند ، بلکه شخصی دیگر میگوید که گویا نشسته است و مستمع است. ایت الله نیز به او نگاهی سعی دارند داشته باشند

    در سدد دفاع از آقای حسن زاده نیستم
    در سدد دفاع از مرجع عالیقدر تشیع حفظه الله می باشم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  51. پسر انحرافی

    on مرداد ۳۱, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    سلام .
    اینا مونده هنوز تا بخان به مقام علمی حضرت علامه حسن زاده روحی فداه برسند

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  52. ناشناس

    on مهر ۲۶, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    باسلام آنچه درعرفان وفلسفه هست گرچه انحرافی باشد چند قرن است که درکتب ما وارد شده وعلما بزرگ ما گرچه به مقابله برخاسته اند اما این مبارزه علمی بوده نه به تکفیر وداد وبی داد درکوچه ها وبین عوام جنگ طرفدارها امروز چه شده که اینقدر غیرعلمی وگویا با شمشیر به مبارزه آمده ایم بعضی از ما به اختلاف بین ادیان وبعد به اختلاف بین فرقه های اسلامی قانع نیستیم وحدت وبرادری بین شیعه(البته همراه با مبارزه علمی با انحرافات) را هم نمیتوانیم ببینیم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  53. سید علی

    on فروردین ۲۴, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    سید روح‌الله خمینی عارف و فیلسوف بزرگ در زمینه حقیقت عرفان تأکید کرده است؛ اگر مقامات عرفاً را درک نمی‌کنید مبادا آن‌ها را انکار کنید.( مقدمه سر صلاه)این در حالی است که از دیرباز تا کنون بسیاری از علما و مراجع تقلید مانند آیات عظام علامه وحید بهبهانی ، بروجردی ، وحید خراسانی ، سیستانی، صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی انتقاداتی اساسی بر عرفان وارد می‌کنند و در مواردی این انتقادات به رد عرفان تعبیر می‌شود

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  54. رضا

    on بهمن ۷, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    دوستان. کتاب توحید شیخ صدوق و احادیثی صحیح السندی که صراحتا اهل بیت با عقاید فلاسفه و عرفا مخالفت کرده اند ببینید. آیا ضروری دین اعتقاد به عرفاو.. است یا اعتقاد به اهل بیت.
    آیا اینه معنی تسلیم بودن که قول اهل بیت همیشه باید برمینای قول دیگران تفسیر بشه یا باید عکسش اتفاق بیفته.
    خدایا با ظهور ولی ات این مظلومیت را پایان ببخش.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  55. م.م

    on فروردین ۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    خواهش میکنم حتما این نظر را بخونید.شما را بخدا یه بار دیگه برید گوش بدید.بعد از نام آقای حسن زاده لا علیه ما علیه شنیده میشه نه علیه ما علیه!!!این تذهبون.ق

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  56. م.م

    on فروردین ۷, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    بعد از نام آقای حسن لا علیه ما علیه شنیده میشه نه علیه ما علیه.ه

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  57. الهی

    on اسفند ۳۰, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    واقعا جای تأسف داره که اینطور به همراه توهین .میکنید

    بسه مثلا همه ما شیعه ی امیر المؤمنین علیه السلام هستیم

    توهین هم حدی داره

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  58. محمد انصاری

    on تیر ۳, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    باسمه تعالی
    به نظر من این عمل آقای صافی گلپایگانی جای تقدیر و تشکر دارد و البته بهتر بود لعن صریح می کردند؛ چرا که باید مردم این راهزنان را بشناسند. کسی که تنها یک بار آثار آن ملعون را بخواند یقین بر کفر او خواهد کرد همچون الهی نامه، ممد الهمم، هزار و یک کلمه و ...
    بنده بسیار با مریدان و بلکه شاگردان این ضال مضل مناظره داشته ام ولی پاسخی نداشتند و بلکه در نامه ای که به خودشان زده شد، خودشان هم پاسخی نداند. دوستان به کتابهای زیر مراجه کنند:
    شرح رساله اعتقادات علامه مجلسی: سید قاسم علی احمدی
    فلسفه و عرفان از منظر اسلام: استاد صدرزاده
    الاعلان: حسن میلانی
    https://t.me/keshtiy_e_hedayat

    موافقم(۰)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

  59. عبدالکریمی

    on مرداد ۱۰, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    آقای انصاری شما در چه سطحی از علم و دانش قرار دارید که با الفاظ ناشایست ازآقای حسن زاده یاد میکنید و حکم به ارتداد و کفر میدهید و ایشان را ضال مضل میخوانید چند بار شده است که کتابهای ایشان را باز نمایی و بخوانی.چرا نادانسته سخن بر زبان جاری می سازی؟
    این که فردی حرفی بزند شما هم آن را بدون تعقل و خرد ورزی طوطی وار تکرار کنی سزاوار نیست....اگر انتقاد یا اشکال در مورد مبحثی بوده باشد راهش توهین نیست.........بار دیگر مطلب خود را بخوان ..چرا به این شکل گستاخانه هجمه میکنی...نه با نادانی از کسی تمجید کن و نه با نادانی از کسی حمایت.
    ((فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه))

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.