۱۰۶

خبرها / نقدعرفان / نقدفلسفه

نامه ای به استادحسن زاده آملی ودریغ از پاسخ!

مرداد ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۱۷ ق.ظ توسط

با توجه به اینکه دربسیاری از کتب ومطالب ارائه شده از استاد حسن زاده آملی وشاگردانی که به فرموده خود ایشان وتصریح استاد مطالب خلاف اسلام بیان میکنندنامه ای برای استاد نوشته شده اما هنوز ایشان پاسخی نداده اند ما قصد نداشتیم ای نامه را علنی کنیم اما چون مدتها از ارسال این نامه به استاد حسن زاده آملی گذشته است ما متن این نامه رادرسایت قرارمی دهیم تا خود مخاطبین عزیزومردم قضاوت کنند.

بسمه تعالی

حضور محترم استاد حسن حسن زاده آملی رزقه الله التوفیق والهدی لمرضاته

سلام علیکم.

در هنگامه‌ای که مکاتب انحرافی و عرفان‌های شیطان پرستی، چنگ به اعماق جان عقاید برهانی و ضروریات مکاتب الهی انداخته‌اند، افراد بسیاری به استناد گفته‌ها و نوشته‌های شما از عقاید اصیل و برهانی اسلام و قرآن دور افتاده و منحرف شده‌اند. بدون شک آنچه در کتاب‌های شما به چشم می‌خورد هرگز نمی‌تواند عقاید شما، یا هر فرد مسلمان دیگر باشد، چنان‌که:

۱)     برهان و وحی، ذات احدیت را خالق جهان، و غیر از وجود موجودات و مخلوقات می‌داند ولی شما خالق و مخلوق را یک چیز، و حتی گوساله پرستی را هم خدا پرستی دانسته[۱] و موجودات را اجزای وجود خدا گفته­اید:

او همان یگانه‏ای است که همه اشیا می‏باشد.[۲]

هر یک از ممکنات، مظهر یک اسم از اسمای حقند. هر چند گفتن و شنیدن این سخن دشوار است ولی حقیقت این است که شیطان هم مظهر اسم “یا مضلّ” است.[۳]

تعیّن بر دو وجه متصور است: یا بر سبیل تقابل، و یا بر سبیل احاطه که از آن تعبیر به احاطه شمولی نیز می‌‏کنند، و امر امتیاز از این دو وجه بدر نیست… تعیّن واجب تعالی از قبیل قسم دوم است؛ زیرا که در مقابل او چیزی نیست، و او در مقابل چیزی نیست تا تمیّز تقابلی داشته باشد… خلاصه مطلب این که… تعیّن و تمیّز متمیّز محیط و شامل به مادونش، چون تمیّز کل از آن حیث است که کل است… و نسبت حقیقه ‏الحقایق با ماسوای مفروض چنین است.[۴]

غیرتش غیر در جهان نگذاشت             لا جـرم عـین جمـله اشیــا شــــد.‌[۵]

در جهان چیزی جز ذات حق نیست، هر چه هست اوست و جلوه او، حقیقتا در عالم هستی غیر او چیزی موجود نیست. هستی او غیری باقی نگذاشته است.[۶]

لا یخلو منه شی‏ء، ولا یشذّ منه مثقال عشر عشر أعشار ذره.[۷]

استجلاء… عبارت است از ظهور ذات حق از برای ذات خود در تعینات، یعنی در تعینات خلقیه.[۸]

خودت ذکر و ذاکر و مذکور خودی.[۹]

ممکنات… چون شؤون و روابط بی­حدند نظیر امواج و دریا.[۱۰]

نسبه الاعیان الی الوجود الصمدی، کنسبه الجداول الی البحر الغیر المتناهی.[۱۱]

مراد از وحدت وجود این است که… انه لا یشذ عنه شیء.[۱۲]

اصلا شیئی نیست تا با او معیت داشته باشد، نه این­که شیئی هست و با او معیت ندارد.[۱۳]

بحث وحدت وجود بایستی درست درک شود… موج از شؤون دریاست! و هیچ کس نگفته که موج، همان دریاست.[۱۴]

الهی، <نهر> بحر نگردد، ولی تواند با وی بپیوندد و جدولی از او گردد.

الهی، موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگزیر است.

الهی، همه گویند: “خدا کو؟”، حسن گوید: “جز خدا کو؟!”

الهی، از من برهان توحید خواهند و من دلیل تکثیر!

الهی، از حسن پرسند <توحید یعنی چه؟> حسن گوید: تکثیر یعنی چه؟!

الهی، <دو> وجود ندارد، و <یکی> را قرب و بعد نبود.

الهی، از گفتن: “من” و “تو” شرم دارم، أنت أنت!

الهی، شکرت که دی دلیل بر اثبات خالق طلب می‌‏کردم، و امروز دلیل بر اثبات خلق می‌‏خواهم!

تو همه‏ای![۱۵]

۲)     به اتفاق تمامی اهل عقل و برهان، سوفسطایی‌گری، و موهوم دانستن ماسوی الله، باطل است ولی شما وجود مخلوقات را موهوم و افسانه می‌گویید:

حق مشهود است و خلق موهوم… زیرا جز یکی بیش نیست و جز او عدم است.[۱۶]

خلق متوهم و حق متحقق، بلکه خلق عین حق است… حق تعالی جمیع اشیا است، هیچ یک از آن­ها نیست.[۱۷]

چون به دقت بنگری، آنچه در دار وجود است وجوب است. و بحث در امکان برای سرگرمی است.[۱۸]

چون یک وجود هست و بود واجب و صمد     از ممکن این همه سخنان فسانه چیست؟[۱۹]

۳)     بر اساس ضرورت عقل و وحی، انسان و بهشت و دوزخ از مخلوقات خداوند است، و خداوند متعال هیچ شبیهی ندارد، ولی شما آن­ها را شبیه ذات خداوند می­دانید و می­گویید:

می­توان بین خدا و انسان قائل به تنظیر بود، اما ذاتا چون انسان و نفس ناطقه او موجودی است مجرد که لا تأخذه سنه ولا نوم…[۲۰]

ان الباری تعالی خلق النفس الانسانیه مثالا له ذاتا وصفاتا وافعالا.[۲۱]

دار آخرت عین حیات است، و موجودی که ذاتا حی است محال است که ضدّ خود را بپذیرد، یعنی محال است که موت بر او عارض شود، و یا خواب و پینگی بر او دست یابد.[۲۲]

خداوند که انسان را در ذات و صفات و افعالش، به صورت خود آفرید.[۲۳]

موج نمی­شود شناخته شود و دریا شناخته نشود. علم انسان هم به ذات خود، علم به رب خود است، البته بالنسبه به سعه جدول وجودی خودش.[۲۴]

۴)     قرآن کریم عالم را مخلوق خداوند تعالی می­داند و می­فرماید: “لم یلد ولم یولد”، اما شما همه چیز را زاییده خداوند دانسته! و گفته­اید:

 نشئه ملک، و ناسوت عالم متولد از مقام لاهوت است بلکه هر معلولى زاییده‏اى از علتش مى‏باشد… دقت بسیار باید کرد تا به مغزاى آن رسید![۲۵]

۵)     کشف و شهودهای وهمی را مقدم بر حکم صریح عقل کرده! و اجتماع نقیضین را محال ندانسته! و گفته­اید:

در این نظر فوق حکم عقلى که حکم کشف و شهود است این است که ذات، مجمع أضداد، و متصف به ضدین، و جامع نقیضین است.[۲۶]

۶)     خداوند تعالی را معلول و مخلوق دانسته! و گفته­اید:

ذات بارى … هم علت است و هم معلول.[۲۷]

۷)     بر اساس ضرورت دین، عالم آخرت و بهشت و دوزخ دارای وجود حقیقی و خارجی است، ولی شما می­گویید:

انها [الاخره] لیست الا منشئات النفس القائمه بها.[۲۸]

۸)     بر اساس ضروریات مکتب عقل و برهان و وحی، جبر باطل است؛ و معاصی باطل، فعل بندگان نافرمان است نه فعل خداوند متعال، اما شما می­گویید:

هر فعلی در عالم صورت می­گیرد فاعلش اوست.[۲۹]

همه هستی از حق صدور یافته­اند و همه حقند، باطل اصلا رنگ وجود نمی­گیرد.[۳۰]

۹)     وحی و برهان، انسان را فاعل افعال و گناهان و معاصی خود می‌داند ولی شما گفته‌اید:

شرّ، و این خطّ خطاء، به اقتضای عین ثابت تو است.[۳۱]

چون هر موجودی به عین ثابتش می­گیرد، لاجرم سرنوشت هر موجودی به عین ثابت اوست.[۳۲]

ایجاد از ذات حق تعالی است، ولی اسناد باید به عبد باشد.[۳۳]

۱۰) مکتب وحی و برهان و ضرورت ادیان، عالم را حادث واقعی می‌داند ولی شما گفته‌اید:

عالم قدیم است.[۳۴]

دلیلی نداریم که به انقطاع فیض الهی قائل شویم بلکه دلیل بر خلاف داریم، یعنی دلیل و برهان اقامه می‏شود که انقطاع فیض از ذات حق محال است.[۳۵]

هیچ دلیلی نداریم که فیض الهی را از او منقطع کنیم و اگر به این مطلب قائل باشیم نقصی است که به ذات حق نسبت می­دهیم.[۳۶]

۱۱)  عذاب کافران و خلود ایشان در عذاب دردناک از مسلّمات قرآن و ضروریات مکتب وحی است اما شما عذاب واقعی ایشان را انکار کرده و گفته­اید:

عارف معذّب را در تعذیبش مى‏بیند، پس تعذیب سبب شهود حق مى‏شود و این شهود حق عالى‏ترین نعمتى است که در حق عارف وقوع مى‏یابد. اما نسبت به مشرکان که غیر خداوند از موجودات را پرستش مى‏کنند… پرستش نمى‏کنند مگر خدا را «فرضی الله عنهم من هذا الوجه» پس عذابشان در حق ایشان عذب [شیرین] مى‏گردد. شیخ شبسترى گوید:

مسلمان گر بدانستى که بت چیست                      بدانسـتى که دیـن در بـت پرسـتى اسـت‏[۳۷]

۱۲)  به ترویج برخی کتاب­های دراویش گنابادی[۳۸] که مخالف با اصول اولیه اسلام است و حتی آلت‏پرستی را هم خداپرستی می­شمارد پرداخته­اید.

۱۳)  بر خلاف ضرورت عقل و وحی، و بر خلاف ادب و نزاکت اسلامی و اخلاق اجتماعی:

در مجامعت و مواقعه مرد و زن، خدا را فاعل و منفعل! دانسته­اید، و همین را هم مقتضای وحدت شخصیه وجود! (که البته این مسأله حتی زنا، و مواقعه مشرکین و ملحدین و ناصبی­ها را هم شامل می­شود!)

و خلقت خداوند و پیدا شدن خلق را، مانند تولید مثل انسان از منی خود! دانسته­اید، و همین را هم مقتضای معارف قرآن و روایات و علوم اهل بیت علیهم السلام![۳۹]

۱۴) هم­چنین برخی از عبارت­های شما و شاگردانتان در مورد خودتان به شدت غلوآمیز و موجب ضلال و اضلال اهل ایمان، و موجب ترویج دعاوی و مبانی اقطاب صوفیه و دشمنان اسلام است مانند:

جناب شیخ عارف ما، علامه ذو الفنون حسن حسن زاده آملی روحی له الفداء، در بدو تکونش با اسم شریف طاهر حق، از پدری بزرگوار، و از دامن مطهر مادری معصومه و طیب و پاک از ارجاس حین الولاده پای به عرصه عالم ظاهر می­نهد. قلم­ها و زبان­ها در تبیین آن مقام شامخ ربانی عاجز است، و عقل­ها در فهم و ادراک این حقیقت متحیر.[۴۰]

“بسم الله الرحمن الرحیم” عارف، به منزله “کن” الله تعالی است.[۴۱]

عزیزم جدّ و جهد کن تا  کاملی را بیابی و او تو را به راه اندازد… گاهی این بی­ذوق چیزکی چشیده است.[۴۲]

۱۵)  با اینکه مطالب شما بر خلاف مطالب و معارف صریح قرآن و اهل بیت علیهم السلام و عموم علما و فقها و متخصصان معارف و عقاید مکتب است، مخالفان خود را درس ­نخوانده، و استاد ندیده، و نفهم، و زحمت نکشیده، و تحصیل نکرده، و نااهل و دشمن علما می­خوانید و می­گویید:

این مسائل، مسائل بلندی است، بعضی نفهمیده­اند و زحمت فهمیدنش را هم تحمل ندارند، و لذا انکار می‏کنند.[۴۳]

بعضی آقایان زحمت تحصیل را تحمل نکرده و نمی­کنند، و در عین حال قضاوت­هایی هم می­کنند.[۴۴]

آن­ها که به جایی نرسیده­اند با علما دشمن می­شوند، بین فلسفه و شرع جنگی نیست.[۴۵]

این حرف­ها افتاده است توی دهان بعضی از نااهلان، و همین­ها جلو معارف را گرفته­اند و آن­ها را لوث کرده­اند.[۴۶]

حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید    با شافعی مگویید امثال این مسائل.[۴۷]

بعضی اتباع شما هم می­گویند:

حضرت آیت الله مکارم حکم کفر را برای قائلین به وحدت وجود در رساله‌شان آورده بودند، وقتی آقای حسن‌زاده شنیدند و برای ایشان توضیح دادند که وحدت وجود این است، آقای مکارم دستور دادند و آن مسأله را از رساله خود برداشتند.[۴۸] (البته بر اساس مدارک کتبی و استفتای موجود، داستانی که آقای غرویان گفته­اند از اساس آن کذب است).

عده­ای هم… در رساله­هایشان فرمودند قائلین به حلول و قائلین به وحدت وجود کافرند و نجس می­باشند، در جواب این افراد باید گفت این مقداری که شما درس خوانده­اید و فتوا می­دهید آن بزرگان هم به نحو بالاتری خوانده­اند… حرف وحدت وجود را ابن عربی… و حضرت استاد حسن زاده­ای می­زنند که خودشان در فقه مجتهد مسلم بودند حالا اگر ادعای مرجعیت نکردند و سر و صدایی راه نینداختند… این طور نیست که عوام نادرستی حلول حق متعال در ممکنات را ادراک کند اما ایشان آن را ادراک نکرده باشند.[۴۹]

متکلمین چون به سرّ معاد نرسیدند… دفاع این گروه از متکلمین همانند دوستی خاله خرسه است که نه تنها سودی به دین نبخشیده است بلکه موجب ضرر به دین و دوری دیگران از آن شده است.[۵۰]

وجود حق متعال متن وجود جمادات و نباتات و حیوانات و انسان‌ها است، یعنی ما دو وجود نداریم، بلکه هر چه هست یک وجود است که در قوالب و اندازه‌های گوناگون ظهور کرده است، نه این‌که وجود زمین غیر از وجود آسمان، و وجود آسمان غیر از وجود حق متعال بوده باشد.[۵۱]

چه عجیب است که بالاخره همه ما در این مسیر باید سوفسطی شویم و بگوییم نه ما هستیم و نه دیگران هستند. فقط خداست و خدا.[۵۲]

مراد ما از وحدت وجود، عینیت وجود زمین و وجود آسمان با وجود حق متعال است![۵۳]

انسان قابلیت رسیدن تا مقام ذات را دارد، و چون می‌بیند که نمی‌تواند آن ذات را پایین بیاورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا می‌رود و او می‌شود![۵۴]

و سایر مطالب نادرست دیگری که در این مختصر نمی‌گنجد، و قبلا نیز امثال آن به حضور شما رسیده، و تا کنون جوابی صادر نشده است. در حالی که  شما مدعی هستید:

نگارنده در میدان بحث و فحص اسلحه­ای جز شمشیر زبان منطق، و نیزه قلم دلیل و برهان، و سپر جدال به نحو احسن ندارد.[۵۵]

لذا با توجه به اینکه روز قیامت یوم الحسره است اذ قضی الامر، و بزرگ­ترین خسران این است که خدای ناخواسته در دین الهی سخنی گفته شود که خلاف واقع و موجب گمراهی دیگران باشد، و برای نجات کسانی که مطالب خلاف عقل و شرع فوق را عقاید شما پنداشته‌اند، و آیات و روایات را هم بر طبق آن­ها تأویل باطل می‌نمایند، و نیز برای احیای معارف قرآن و اسلام، و مبارزه با انحرافات عقیدتی، با تمام احترامی که برای جمیع علمای اسلام و مدافعان قرآن و عترت قائلیم، بر اساس وظیفه عقلی و شرعی خود و شما، تقاضای پاسخ بلکه پیشنهاد تشکیل جلسه گفت و گو برای روشن شدن حق و حقیقت را داریم، چرا که جز چهارده نور پاک، همه ما در معرض خطا و اشتباهیم، و انسان باید تا دم مرگ در پی تحصیل و تصحیح معارف باشد.

بدیهی است که اهمیت دادن به چنین جلسه­ای حق عموم است نه حق شخصی ما و شما، لذا بی‏توجهیمان به آن خلاف فرمان صریح خداوند تعالی و اهل بیت علیهم السلام و اسلام عزیز و کلمات خودتان، و موجب اضلال و گمراهی جمع عظیمی از اهل ایمان خواهد بود.

لازم به ذکر است که جمع کثیری از علما و فقهای مکتب قرآن و اهل بیت علیهم السلام، شرکت در مجالسی را که مبانی شما در آن­ها تدریس می­شود (بدون نیاز به تعیین شخص و فرد خاص) تحریم نموده­اند که نظرات ایشان ضمیمه می­گردد.

گروهی از اساتید و مدرسین و طلاب و دانشجویان



[۱] . ممدّ الهمم در شرح فصوص الحکم، حسن زاده آملی، ۵۱۴٫

 . [۲]حسن ‏زاده آملی، حسن: تعلیقات کشف المراد، ۴۶۳٫

 . [۳]انه الحق، حسن زاده، حسن، ۱۳۷۳ شمسی، ۶۸٫

 . [۴]وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، حسن زاده، حسن، فصل “تعیّن اطلاقی و احاطی واجب به بیان کمل اهل توحید”، آذر ۱۳۶۲، ۶۴ ـ ۶۶٫

 . [۵]هشت رساله عربی، لقاء الله، ۱۳۶۵ شمسی، حسن زاده، حسن، ۳۵ ‌ـ ۳۶٫

 . [۶]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۱۷ ـ ۱۸٫

 . [۷]”انه الحق” حسن زاده، حسن ۴۶٫

 . [۸]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۸۲٫

. [۹]”نور علی نور”، حسن ‏زاده، حسن، ۴۸٫

 . [۱۰]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۱/۷۲٫

 . [۱۱]النور المتجلی، حسن زاده آملی، ۳۹٫

 . [۱۲]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۱/۱۰۸٫

[۱۳]. در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۴۳٫

 . [۱۴]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۴۸٫

 . [۱۵]الهی نامه، حسن زاده، حسن، ۱۳۶۲ شمسی، ۴۰٫

 . [۱۶]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۸۹٫

 . [۱۷]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۱/۷۲٫

 . [۱۸]ممد الهمم، حسن زاده، حسن، ۱۰۷٫

[۱۹] . مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۱/۷۲٫

 . [۲۰]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۲۱٫

 . [۲۱]النور المتجلی، حسن زاده آملی،۴۳٫

 . [۲۲]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۲۲۸٫

 . [۲۳]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۶۳٫

 . [۲۴]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۶۲٫

[۲۵] . ممد الهمم، حسن زاده، حسن، ۱۳۴٫

[۲۶] . ممد الهمم، حسن زاده، حسن، ۴۹۳٫

[۲۷] . ممد الهمم، حسن زاده، حسن، ۴۹۳٫

 . [۲۸]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۲۸۷٫

 . [۲۹]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۸٫

 . [۳۰]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۲۶٫

 . [۳۱]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۱/۶۵٫

 . [۳۲]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۲۶٫

 . [۳۳]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۲۴٫

 . [۳۴]هزار و یک نکته، حسن زاده آملی، ۱۰۳٫

 . [۳۵]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۱۳٫

 . [۳۶]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۸٫

[۳۷] . ممد الهمم، حسن زاده آملى‏، حسن، ۲۱۲٫

[۳۸] . سخنان آقای حسن­زاده در مراسم بزرگداشت سید حیدر آملی.

[۳۹] . ممد الهمم، حسن زاده، حسن، ۶۰۷ – ۶۰۹٫

 . [۴۰]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۱/۱۸٫

 . [۴۱]مآثر آثار،(گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۱/۲۶٫

 . [۴۲]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۱۷ ـ ۱۸٫

 . [۴۳]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۲۷٫

 . [۴۴]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۲۸٫

 . [۴۵]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۳۹٫

 . [۴۶]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۴۹٫

 . [۴۷]در محضر استاد حسن زاده آملی، محسن غرویان، ۴۵٫

 . [۴۸]مجله سمات، شماره ۱، مصاحبه با آقای محسن غرویان.

 . [۴۹]شرح نهایه الحکمه، داوود صمدی آملی، ۱۹۳ـ۱۹۴٫

 . [۵۰]شرح نهایه الحکمه، داوود صمدی آملی، ۲۸۸٫

 . [۵۱]شرح نهایه الحکمه، داوود صمدی آملی، ۱۲۴٫

 . [۵۲]شرح نهایه الحکمه، داوود صمدی آملی، ۱۵٫

 . [۵۳]شرح نهایه الحکمه، داوود صمدی آملی، ۱۱۵٫

 . [۵۴]شرح نهایه الحکمه، داوود صمدی آملی، ۸۶٫

 . [۵۵]مآثر آثار، (گزیده آثار آقای حسن زاده)، ۲/۲۸ ـ ۲۹٫

موافقم(۲)مخالفم(۳)

برچسب‌ها, ,

+

۱۰۶ دیدگاه

  1. سید

    on مرداد ۲۰, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    درود بر شرف جناب استاد حسن زاده آملی

    موافقم(۲)مخالفم(۵)

    [پاسخ]

    آنتی صوفی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۷ ب.ظ:

    نفرین بر شخصیت پرستان بی عقل!

    موافقم(۳)مخالفم(۳)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۳:۵۸ ب.ظ:

    گذشت زمان مرز بین شما و ما را مشخص خواهدکرد.
    توهین به صوفی توهین به خدا و علی است.به قول بزرگ مرد حکمت وعرفان ملامحمدنراقی:صوفی اصل مسلمانی ومسلمانی در صوفی بودن است.درتوضیح جهت افراطیون بی سروپا همین بس که صوفی ازریشه صاف بودن و خالی کردن وجود ودل غیرازخداست.دل ماجای خداست.نه جای صحبت اضداد

    موافقم(۳)مخالفم(۷)

    [پاسخ]

    فقط اهل بیت پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۹ ب.ظ:

    فرزندم!!صوفی رو غالبا از صوف عربی به معنای پشم مشتق می دانند و وجهش هم پشمینه پوشی این جماعت...است.بنده توصیه می کنم احادیث مربوط به صوفیه را بخوانید.می توانید به کتاب شرح رساله علامه ی مجلسی که نوشته شده مراجعه کنید

    موافقم(۸)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۵ ق.ظ:

    اینکه شخصیت پرستی نیست
    مگر ما نداریم که حتی نگاه به چهره عالم ،عبادته؟
    پس هواداری از عالم را چرا شما به شخص پرستی تفسیر میکنید؟
    ما بر اساس این روایت این کارها را عبادت میدانیم.
    فتامل

    موافقم(۳)مخالفم(۴)

    [پاسخ]

    علی 68 پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۱ ق.ظ:

    البته اگر چیزی مانده باشد!!

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۹:۵۲ ب.ظ:

    اقای پروفسور بخاطر خدا یکبار این مقاله را بخوان . این مقاله نقد و بررسی شرف اقای املی نیست ، که شما میگویی درود بر شرف ایشان . این مقاله نقد اراء ایشان است . جایگزینی تمجید مطلق به جای تحلیل عین بت پرستی و شرک است . دریغا که از امر به معروف و نهی از منکر فقط چیزهای پیش پا افتاده را یاد گرفته ایم .

    موافقم(۷)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۴ ب.ظ:

    کسی که نقد می کنه و انتظار داشته باشه که نقدش شنیده بشه باید تحمل شنیدن نظر مخالف را هم داشته باشد... شاید مقاله شما ایشان را قانع نکرده باشد... چقدر زود قضاوت می کنیم ...
    انشاالله که نیت شما پاک و درست باشد ... هوای هوای نفستون رو داشته باشید.
    یاعلی

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۴ ب.ظ:

    مقاله ای یک جانبه وناپخته را ایشان که هیچ حتی شاگردانشان هم جواب نمی دهند به قول استاد:تو مو میبینی و من پیچش مو
    حرف ناپخته جوابش باسکوت واضح تر ازجواب است.کمی فکرکنیدو بعد نامه بنوبسید.ودرآخر این حرف دل من است شما در حدایشان نیستیدکه نامه بزنید.شمانامه هایتان را به روحانی سر کوچه تان بدهید جوابش هم باایشان

    موافقم(۳)مخالفم(۳)

    [پاسخ]

    فقط اهل بیت پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۱ ب.ظ:

    منظورتون این نیست که روحانی سر کوچه کم ارزش است؟!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۶ ق.ظ:

    اینکه شخصیت پرستی نیست
    مگر ما نداریم که حتی نگاه به چهره عالم ،عبادته؟
    پس هواداری از عالم را چرا شما به شخص پرستی تفسیر میکنید؟
    ما بر اساس این روایت این کارها را عبادت میدانیم.
    فتامل جیدا.........

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. علی 68

    on مرداد ۲۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    مطمئن باشید تا وقتی که این نامه شما به طور کامل رسانه ای نشود پاسخی نخواهد داشت و به عبارت دیگر وقتی حرضت علامه جواب شما را خواهد داد که کمی احساس خطر بنماید .در قضیه آغای صمدی آملی هم دیدید که حرضت علامه از ایشون تبری جستند به خاطر این بود که برخی علما به حرضت علامه ایراد گرفته بودند و ایشان به اجبار مجبور بود که از اقوال صمدی آملی تبری بجوید تا خودش را نجات دهد .با تشکر.

    موافقم(۳)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    منصف پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۷ ب.ظ:

    علی جان به علی قسم مرام علی این نبود.این مقاله تکه های نا مانوس جندین جلد از آثار جناب علامه است وبا این تحلیل های عجولانه نمی شود در تفکر جلو رفت.بخش بخش دیدن یک علم مساوی است با حیرت و نفی"فتامل"

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. ثقلین

    on مرداد ۲۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    جواب ابلهان خاموشی است ما را با ابلهان کاری نیست!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۶ ب.ظ:

    هزاران بار خدا را شکر که از بزرگ تا کوچکشان این چنین در پاسخ درمانده شده اند!!! و همه را جز خودشان ابلهان میدانند! و البته همین است علامت و مدرک علم و سواد و انصاف ایشان! برهان نیوز موفق و مأجور باشی و پیض امام زمان علیه السلام سربلند و با افتخار

    موافقم(۲)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    داداش پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲:۳۴ ب.ظ:

    جواب ابلهان خاموشی است

    موافقم(۰)مخالفم(۲)

    [پاسخ]

    حسين پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۸ ق.ظ:

    هنوز بی سوادی مثل تو دم از علم میزنه (پیش امام زمان )عزیز نه( پیض) برو سواد درست کن بعد بیا تو بحث شرکت کن

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    امین پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۳ ۳:۳۲ ب.ظ:

    سلام
    خواهش میکنم بعد از خواندن فلسفه و عرفان در مورد آنها نظر دهید

    مثلا کسی که ۲٫۲=۴را تازه یاد گرفته در مورد انتگرال و دیفرانسیل نظر نمیده

    اگر بدایه خوانده باشی میبینی که وحدت وجود خیلی هم برهانی است

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۳ ۵:۴۹ ب.ظ:

    با سلام

    این استدلال شما اشتباه است چرا که اولا فلسفه مساوی تعقل و عقلانیت نیست بله برهان ودلیل عقلی را باید از استاد یاد گرفت و آن هم اهل بیت معصوم هستند نه ارسطو افلوطین و سقراط
    ثانیا اگر دلیلی عقلی و برهان به خواهیم ارائه بدهیم نباید به طرف مقابل بگوییم تو نمی فهمی و بی سوادی بلکه اگر کسی که کافر وبیسواد هم باشد باید با دلیل عقلی برایش خدا را ثابت کنیم مانند اهل بیت که هر فردی می آمدند جواب می دادند نمی فرمودند شما نمی فهمی یا باید بیایی پیش ما و استاد ببینی

    ثالثا بر اساس برهان شما نباید هیچ حزب و دین و گروهی را نمی توان نقد ورد کرد هر تفکری را بخواهید رد کنید این پاسخ شما را میدهند مثلا شیطان پرستی ،مسیحیت ،بودا ، سرخپوستی یا هر دینی به شما همین را بگوید

    پس باید مبانی را صحی را از اهل بیت ع اخذ کنیم وبا معیار هر انحرافی را رد می کنیم

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۵ ب.ظ:

    بله جواب کافران به حضرت پیامبر ص هم تقریبا همین بود . میگفتند حرفهای شما ( حضرت پیامبر ص ) اساطیرالاولین است . ثانیا ابله تویی که بی ادبی میکنی و بجای نقد استدلالی فحش میدهی .ثالثا ابله کسی است که میگوید سنگ و چوب خداست

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۲ ق.ظ:

    همه ما باید ملتفت باشیم باید بر اساس ظرفیت مخاطب حرف بزنی.درغیر این صورت هرچه بگوید ودلیل بیاورد انگار یاسین خوانده در گوش ... .
    در یک فندق که نمی توان گردو جا کرد.چرا؟؟؟
    چون ظرفیت ندارد!!!
    مثل بعضی ها هم همین است هرچه بگویی حق مطلب را ضایع می کنند.
    روش قران هم همین است که تا دید که مباحثه مناظره و.. کار به جایی نمی برد به پیامبر گفت رهایشان کن...
    (بلا تشبیه)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    اینه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    واقعا ببینبد کی فحش میده همه موافقان فلسفه وعرفان هستند چون جوابی ندارن فحش میدن ومیگن جواب ابلهان خاموشیست در ضمن جناب ثقلین غرور دین ادم رو بر باد میده وشما گه فکر میکنید فقطخودتون میفهمید خیلی مغرورید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۳ ب.ظ:

    بنده حقیر که خودم را نگفتم امثال حضرت علامه و... را میگویم.
    چه من و چه شما ذره ای از علم را نچشیده ایم.
    قطره دانش که بخشیدی ز پیش
    متصل گردان به دریاهای خویش

    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    متاسف پاسخ در تاريخ آبان ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۳ ب.ظ:

    اولا بنده خودمو ابدا در حدی نمی بینم که در مورد عقاید علامه اظهار نظر کنم واسه این عده که این نامه رو نوشتن هم متاسفم تا کی شما باید انقد ...
    واقعا خودتونو تو این حد دیدید!!!!!
    زان را که خبر شد خبری باز نیامد...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۴ ق.ظ:

    درست است که آقای حسن زاده خاموشی گزیده اند اما لطفا ایشان را ابله نگویید بلکه همان اشکالات علمی که به ایشان نموده اید برای اهل عقل و فهم بدون تعصب کافی است اگر جوابی داشتند بیاورند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۳ ب.ظ:

    از نشانه کج فهمی کج سخن گفتن وبرداشت کج است.
    این آقایی که معنای جمله به این صریحی (جواب ابلهان..) را نمی فهمد که مقصود نویسنده از ابله کیست حالا می خواهد وحدت وجود بفهمد.
    حقیقتا بحث با این قماش کار لهوی است وقران ما را هم از لهو برحذر میداند .چون یس خواندن است در گوش....(بی حرمتی برداشت نشود)
    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۶ ق.ظ:

    آقای نقلین ماشاالله به زیرکی و هوشت!!
    آخه کج فهم ساده لوح کسیه که نمی فهمه داره دستتان می اندازد و منظورتان را خوب فهمیده است!
    از بد جایی خوردی! آبروی خودت را بردی!
    حالا شماها با این هوشتان! می خواهید بحث هم بکنید!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۶ ب.ظ:

    کسی که به فرض خودش دیگران را دست می اندازد (البته به توهم خودش)خود نوعی جهل مرکب است.
    هر شوخی ریشه ای از جدیت دارد.
    ریختن آبرو نزد شما قماش نهایت آبرویی است.
    لطفا بیشتر به بیان مطالب علمی بپردازیم تا حرمت ها شکسته نشود.
    چون اکثرا انسان ها قادر به کظم غیظ نیستند این امر در حرمت مباحثه خدشه وارد می کند.
    فکر می کردی یک جواب دیگر بدهم بعدا سو استفاده کنید.؟!زهی خیال باطل

    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۹ ب.ظ:

    در ریشه ی تمام مزاح ها و دست انداختن ها جدیت و نوعی باور نهفته است وخود نوعی جهل مرکب است.
    بی جهت نیست که معصوم می فرماید:
    الکذب حــــــرام ولو بالمــزاح
    چون ابتدا دیگران را دست می اندازی(اگر بتوانی)بعدا خودت نیز دروغ خودت را باور می کنی.(جریان حلوای نذری)
    گمان می کردی پاسخ دیگری دهم تا سو استفاده کنی؟!زهی خیال باطل
    استفاده از!!!!!!!هم مد شده!
    آبروی انسان دربرابر خدا نرود خلق
    خدا کسی نیست._حقیقتا چیزی هم نیست._

    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۵ ب.ظ:

    در ریشه هر مزاح و دست انداختنی جدیت و نوعی باور(برای خود فرد) نهفته است.در اصل خود نوعی جهل مرکب است.
    بی جهت نیست که معصوم می فرماید:
    الکذب حــــــرام ولو بالمــزاح
    چون انسانی که دیگران را دست می اندازد(البته اگر بتواند) هم دیگران را گول می زند وهم پس از مدتی خودش هم از گفته اش گول می خورد وباورش می شود (حکایت حلوای نذری)
    آبروی انسان جلوی خداوند نرود انسان که نه کسی است ونه چیزی.
    در ضمن حرمت مباحثه نگاه داشته شود بهتر است واز سخنان لهو که پشیزی نمی ارزد جز مخدوش کردن مباحثه پرهیز شود.
    جدیدا!!!!!!هم مد شده است.

    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ثقلین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۶ ب.ظ:

    در ریشه هر مزاح و دست انداختنی جدیت و نوعی باور(برای خود فرد) نهفته است.در اصل خود نوعی جهل مرکب است.
    بی جهت نیست که معصوم می فرماید:
    الکذب حــــــرام ولو بالمــزاح
    چون انسانی که دیگران را دست می اندازد(البته اگر بتواند) هم دیگران را گول می زند وهم پس از مدتی خودش هم از گفته اش گول می خورد وباورش می شود (حکایت حلوای نذری)
    آبروی انسان جلوی خداوند نرود انسان که نه کسی است ونه چیزی.
    در ضمن حرمت مباحثه نگاه داشته شود بهتر است واز سخنان لهو که پشیزی نمی ارزد جز مخدوش کردن مباحثه پرهیز شود.
    جدیدا!!!!!!هم مد شده است.

    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    صادق پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۳ ب.ظ:

    یکمی سعی کنیم بچه بازی ها و به اصطلاح مچگیری ها را کم کنیم... عزیزم جنبه نداری بحث کنی تو بحث ها شرکت نکن... در ضمن زودتر جواب شما را می دهم که بی جنبگی دیگران حجت بر بی جنبگی شما نمی شود...
    یاعلی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    اینه پاسخ در تاريخ مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۸ ب.ظ:

    اگر اشتباه نکنم شماوبلکه همه ما محاوره صحبت میکنیم در زبان محاوره هم این ضرب المثل یه نوع توهین محسوی میشه شما علمی(از نظر نوع نگارش ادبیات)صحبت نکردید بلکه محاوره صحبت فرمودیداگر نمیدونید که بگم ادبیات ازلحاظ نگارش به محاوره/ادبی /علمی وغیره تقسیم میشه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. ناشناس

    on مرداد ۲۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    نمیدونم بعضیا چرا اینقدر مته به خشخاش میذارن

    مگه مثلا در حوزه ادبیات تشبیه و استعاره و مجاز و از این قبیل مسایل نداریم؟

    حالا شما بیایید بنشینید بحث راه بندازید و ادبای ما رو محکوم به بیسوادی کنید که مثلا فلانی ابرها رو به پنبه های آتش زده تشبیه کرده در حالیکه ابر از بخار آب تشکیل شده و با آتش وجه اشتراکی نداره...

    بنشینید محکوم کنید نادانی و بیسوادی ما آدمایی رو که میگیم خورشید از مشرق طلوع میکنه و
    ثابت کنید که خورشید ثابته و حرکت نمیکنه

    گویا این مسایل اظهر من الشمس رو ما که نه حتی علمای بزرگمونم نمیدونن و باید یکی بیاد و رسواشون کنه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۷ ق.ظ:

    بله تشبیه و استعاره داریم اما عبارات ایشان تشبیه و استعاره نیست بلکه نص در مطالب خلاف عقل و وحی است
    شما فقط یکی از عبارات ایشان را ثابت کنید که تشبیه و استعاره است
    کلی گویی که دردی دوا نمیکند
    استدلالی وارد شوید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. ثقلین

    on مرداد ۲۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    هر کس می خواهد برای مباحثه به تیتر تفسیرصحیح آیه فبشرعبادالذین یستمعون القول ویتبعون احسنه(سایت برهان نیوز) بیاید تا بحث روشن شود.
    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. رهبری

    on مرداد ۲۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ای که مهجوری عشاق روا می‌داری عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری
    تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب به امیدی که در این ره به خدا می‌داری
    دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن به از این دار نگاهش که مرا می‌داری
    ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری
    ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری
    تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری
    حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند سعی نابرده چه امید عطا می‌داری

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    آنتی صوفی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۳ ق.ظ:

    و لا یزید الظالمین إلا خسارا!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. مجید

    on مرداد ۲۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام
    اگر واقعا دنبال حقیقت می بودید اینچنین جنجال نمیکردید, چندبار حضورا خدمت استاد رسیدید و سوال کردید و ایشان جواب ندادند؟
    اگر هدفتان یادگیری با نامه نوشتن یاد نمیگیرید , درضمن مگر شما کی هستید که باید جوابتان داده شود؟ هرکه بنا باشد نامه بنویسد بهتر است درس و کلاس تعطیل شود و پاسخ نامه ها داده شود...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. صراط

    on مرداد ۲۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    عاشقی پیداست از زاری دل

    نیست بیماری چو بیماری دل

    علت عاشق ز علتها جداست

    عشق اصطرلاب اسرار خداست

    عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

    عاقبت ما را بدان سر رهبر است

    هرچه گویم عشق را شرح و بیان

    چون به عشق آیم خجل باشم از آن

    گر چه تفسیرِ زبان روشنگرست

    لیک عشقِ بی زبان روشن ترست

    چون قلم اندر نوشتن می شتافت

    چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

    عقل در شرحش چو خر در گل بخفت

    شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

    آفتاب آمد دلیل آفتاب

    گر دلیلت باید از وی رو متاب

    از وی ار سایه نشانی می دهد

    شمس هر دم نور جانی می دهد

    سایه خواب آرد ترا همچون سمر

    چون بر آید شمس إنشَقَّ القمر

    خود غریبی در جهان چون شمس نیست

    شمس جان باقیست او را امس نیست

    شمس در خارج اگر چه هست فرد

    می توان هم مثل او تصویر کرد

    شمس جان کو خارج آمد از اثیر

    نبودش در ذهن و در خارج نظیر

    در تصور ذات او را گُنج کو

    تا در آید در تصور مثل او

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. او

    on مرداد ۲۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    نماینده ولی فقیه در استان همدان؛
    فلسفه و عرفان حلال مشکلات جوامع بشری است

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. حمیدازمشهد

    on مرداد ۲۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    من که باشم که بخوام کارهای حضرت آقارو نظربدم ولی همینو میتونم بگم که درجواب این تفکیکیهای بیچاره همین بس که به قول مولانا
    مه فشاند نورو سگ عوعو کند هرکسی برطینت خودمیتند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۴ ب.ظ:

    beshin sandali aghab

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. سید

    on مرداد ۲۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    درود بر شرف پاک جناب استاد حسن زاده آملی(بایزید بسطامی)دوران.خداوند امثال شما عالمان و روحانیون واقعی دوران حضرت محمد(ص) رادراین عصرحاضر زیادنماید.(آمین)
    تراب پای شما:فقیری از سلسله نعمت االهی گنابادی سلطانعلیشاهی

    جناب استاد حسن زاده آملی نمونه بارز روحانیت است.روحانی یعنی بلندگوی اسلام

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. .....علامه ظهور نور فی العوالم....

    on شهریور ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ========سلام..اول پیرو فلسفه ی خدایی و عرفان الهی..
    نص صریح خدادر مورد کافران که کر و کور و لا یعقلون اند
    توجه داشته باشید به این جمله لطیف الهی...تصیر در آینه صاحب صورت را نشان میدهد نه دیگری..لذا اگر ما خودمان را جدا و مستقل از خدا بدانیم قایل به شرک شده ایم و همینور همه جدا و جدا<در قرآن کریم آمده -لم یلد-
    ما اگر همه را جدای از خدا بدانیم برای خدا این همه موالید قایل شدیم و مشرک شدیم
    لذا پایان سخن را با چندی اشعار از علمای حقیقی و عرفای الهی میاورم..یا هو التماس دعا..

    من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
    چشم بیمار تورا دیدم و بیمارشدم
    فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
    همچو منصور خریدار سردار شدم

    دیوان (((عارف)))کبیرامام خمینی*

    همه یار است و نیست غیر از یار
    واحدی جلوه کرد و شد بسیار

    دیوان حضرت علامه حسن زاده روحی فداه**

    من به یارم شناختم یار
    تو به نقش و نگار یعنی چه؟؟

    دیوان حضرت علامه حسن زاده روحی فداه**

    مردان خدا پرده ی پندار دریدند
    یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند

    دیوان فروغی بسطامی*

    آنان که طلبکار خدایید خدایید
    بیرون ز شما نیست شمایید شمایید

    مولوی (ره)*

    اناالحق کشف اسرار است مطلق
    جز از حق کیست تا گوید انالحق

    شیخ شبستری*

    به صحرا بنگرم دریا ته وینم
    به دریا بنگرم دریا ته وینم

    باباطاهر**

    یا هو**
    یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**یا هو**
    یا هو**یا هو**
    یا هو**

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مسعود پاسخ در تاريخ شهریور ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۶ ق.ظ:

    عالی بود
    یا علی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. .....علامه ظهور نور فی العوالم....

    on شهریور ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    و اما در مورد (((صوفی)) در احادیث..
    اول در جواب اون بی ادبی که اسمش را آنتی صوفی گذاشته و با بی ادبی که از اساتیدش رنگ گرفته میگم..
    که (((صوفی یعنی چی)))در احادیث و روایات..

    امام صادق بنیان گذار مکتب تشیع میفرمایند که:
    کسی که بر اساس باطن پیغمبر عمل کند و زندگی کند صوفی است..منبع:شرح تعرف
    صوفی کسی است که لباس پشمینه میپوشد((بی اعتنایی به زخارف دنیا))

    حضرت رسول میفرمایند
    کسی که لباس پشمینه بپوشد دل او رقیق میشود..ماخذ.شرح تعرف

    حضرت علی نیز برای صوفی ۴ ویزگی الهی آوردند در کتاب طرایق الحقایق

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۷ ب.ظ:

    هر چقدر این صوفی ها خودشان را لو می دهند ارادت بنده به فقها عزیزمان بیشتر می شود . منبع شرح تعرف و کشق الحقائق .. !!! ( یه بچه طلبه پایه یک فرق کتب اربابان حدیث رو به این دو کتاب صوفیه می دونه !) تو رو به خدا از این کامنت ها بیشتر بگذارید من با این کامنت هایی شما خیلی ها رو هدایت کردم !!!!

    فاضل کامل و دانشمند عامل استاد بزرگ مان ملا احمد اردبیلی (مقدّس اردبیلی) در کتاب ((حدیقه الشیعه))۱ آورده است که شیخ مفید(اعلی الله مقامه) محمد بن محمد بن نعمان، از محمد بن حسین بن ابوالخطاب حدیثی طولانی از امام هادی (ع) روایت کرده است که فرمود:((الصوفیه کلّهم مخلفونا و طریغتهم مغایره لطریقتنا م إن هم إلاّ نصاری او مجوس هذه الامّه؛ صوفیان، همه مخالف ما و راه رسم آنان متفاوت با شیوه ماست. اینان، نصارا و یا مجوسیان این امت به شمار می آیند)).

    روایتی از استاد بزرگ ، ملا احمد اردبیلی( قدس الله روحه) از شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، از محمد بن حسین بن ابوالخطاب در کتاب حدیقه الشیعه نقل کرده که گفته است: من درمسجد رسول خدا (ص) خدمت امام هادی (ع) شرفیاب بودم که جمهی از یارانش از جمله ابوهاشم جعفری که فردی بلیغ و سخنور و نزد امام(ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار بود ، برآن حضرت وارد شدند. پس از آن گروهی صوفی وارد مسجد شده و در گوشه ای از مسجد حلقه زده و به گفتن ((لا اله الا الله)) پرداختند. امام(ع) به ما فرمود:

    ((لاتلتفتوا الی هولاء الخدّاعین فاّنهم خلفاء الشیطان و مخربوا قواعد الدین یتزهّدون اراحه الاجسام و یتهجّدون لصید الأنعام یتجوهون عمراً حتی یدیخوا للایکاف حُمراً لایهلّلون إلا لغرور الناس و لا تقلّلون الغذاء الا لملاء العساس و اختلاس قلوب الدفناس ، یکلّمون الناس باملائهم فی الحبّ و یطرحونهم باذلیلاهم فی الجبّ ، اورادهم الرقص و التصدیه و اذکارهم الترّنم و التغنیه الاّ السفهاء و لا یعتقدهم الاّ ‌الحمقی (الحمقاء – خ) فمن ذهب الی زیاره احدهم حیاً و میّتاً فکأنّما ذهب الی زیاره الشیطان و عباده الاوثان و من اعاناحداً منهم فکأنمّا اعان یزید و معوبه واباسفیان؛ به این فریبکاران توجه نکنید که جانشین شیطان و ویرانگران پایه و ارکان دین اند. در جهت راحت طلبی و تن آسایی ، تظاهر به زهد و پارسایی می کنند و برای شکار چهار پایان شب ها بیدار می مانند، عمری به خود گرسنگی می دهند تا الاغ هایی(توده نا آگاه) را برای پالان نهادن رام نمایند ، کلمه لا اله الا الله را جز برای فریب مردم به زبان نم آورند و از غذای اندک استفاده می کنند تا ظرف های بزرگ خود را پر از غذا کنند و دل های مردم پست و فرومایه را مجذوب خود سازند . با مردم مهربانانه سخن می گویند و با گمراهی های خود آنان را به درون چاه می افکنند. وردآن ها رقص و پای کوبی و دست افشانی و ذکر شان نغمه و آواز است . تنها نابخردان از آن ها پیروی می کنند و جز افراد نادان و احمق ، کسی آنان را باور ندارد. آن کس که در زندگی یا مرگشانبه دیدار آنان رود ، گویی یه دیدار شیطان و پرستش بتُ رو آورده است و هر کس به فردی از آنان کمک رسانده گویی به یاری یزید و معاوبه و اباسفیان برخاسته است)). یکی از یاران امام عزضه داشت : ((اماما)) هر چند آن مرد حقوق شما را بشناسد؟ راوی می گوید : امام(ع) چونان فردی خشمگین بدو نگریست و فرمود : (( دع ذا عنک من اعترف بحقوقنا لم یذهب فی عقوقنا أما تدری انهم أخس طوایف الصوّفیه، و الصوّفیه کلّهم مخالفونا و طریقتهم مغایره اطریقتنا و ان هم الاّّ نصاری او مجوس هذه الامّه اولئک الذین یجهدون فی اطفاء نور الله بافواههم والله متّم نورهو لو کره الکافرون؛))۱ کسی که حقوق ما را بشناسد هیچ گاه نا فرمانی ما نمی کند آیا نمی دانی که اینان فرومایه ترین فرقه های صوفی اند و همه صوفیان با ما مخالفند و شیوه آنان با راه و رسم ما متفاوت استآن ها نصارا وجوسیان این امت اند و کسانی که می کوشند با دهانشان نور خدا را خاموش سازند ولی خداوند نور خویش را کامل می گرداند هر جند ناخوشایند کافران باشد))

    ۳-روایت سوم را از پیامبر اکرم (ص) نقل می کنیم : (به نقل از کشکول شیخ بهائی )

    استاد بزرگ و جلیل القدر ما شیخ بهاءالدین محمد عاملی (شیخ بهائی) در کتاب کشکول خود به نقل روایتی پرداخته و گفته است: نبی اکرم (ع) فرمود: ،((لا تقوم الساعه علی امتّی حتی یخرج قوم من امتّی اسمهم صوفیّه لیسوا منّی انّهم یهود امّتی یحلقون للذکر و یرفعون اصواتهم بالذکر ، یظنّون انّهم علی طریق الابرار بل هل اضلّ من الکفار و هم اهل النار، لهم شهقه کشهقه الحمار و قولهم قول الابرار عملهم عمل الفجّار و هم منازعون للعلماء لیس لهم ایمان و هم معجبون باعمالهم لیس لهم من عمالهم الاّ التعب؛ معنی :قبل از رستخیز ،گروهی از امتم به نام صوفیه ظاهر می شوند که از من نیستند ، آنان یهود امت منند، برای گفتن ذکر ، حلقه می زنند و صدایشان را به گفتن آن بلند می کنند و بر این تصورند که راه نیکان را می پویند در صورتی که از کفار گمراه تر و اهل آتش دوزخ اند ، نظیر الاغ عرعر می کنند و سخنان افراد نیک کردار را بر زبان میآورند ولی در کردار ، چون فاسقان و فاجرانند . باعلما در ستیزند و از ایمان برخوردار نیستند ، از انجام کار های خود خرسندند با این که امال آن ها جز خستگی سودی برایشان ندارد)).

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۶:۵۱ ب.ظ:

    توسنگ سیه بوسی من چشم سیاهی را

    توهین به صوفی توهین به مولا علی است.
    مواظب گفتارونوشته هایمان باشیم.
    دشمنی شمابامادرچیست؟اگربرسرخداست خدایتان هم برای خودتان.(من خدایی دارم درهمین نزدیکی.مهربان خوب قشنگ.چهره اش نورانی است.)
    برو به خود آ بعد خدایت را صداکن.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    جیم اصفهانی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۶ ق.ظ:

    منابعتون خیلی قویه"یه وقت چشم نخوری علامه ی ظهور.دوستان اهل تحقیق حتما کتاب (صوفیان و حدیث سازی)نوشته(فرج الله عفیفی)نشر(راه نیکان)رامطالعه کنند تا بفهمند که خود صوفیه هم به ساختگی بودن این به اصطلاح احادیث اعتراف کردند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    دین و مذهب پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۳ ب.ظ:

    تمام احادیثی که آقای به نام علامه... در کامنت خود آورده احادیث جعلی و بی اعتبار صوفیه هستند و در هیچ یک از کتب معتبر شیعه مثل اصول کافی و ... که از کتب اصیل شیعه هستند موجود نیست و کتاب «شرح تعرف» را ابوابراهیم اسماعیل مستملی بخاری نوشته و خود در سال ۴۳۴ هجری درگذشته است. مستملی بخاری از سران صوفیه و از معاندین شیعه بوده و این ملعون از تشیع بیزار بوده است, و از ارادتمندان به خلفای غاصب است هر کسی که به این کتاب شرح زده سنی مسلک و مخالف شیعه بوده
    در صفحه ۵۴ این کتاب به مدح ابابکر می پردازد و حتی روایاتی که در شان ابوذر است را به نام ابابکر ثبت میکند
    در صفحه۶۰ و در همه کتاب هیچ صلواتی بر آل پیامبر ندارد
    در ص ۱۲۹ حدیث جعلی و ... خلاصه پر از اراجیف و مبارزه با مکتب تشیع
    برادر علامه !!!! دست از عناد با اهل بیت معصوم بردار و روایات صحیح و متواتر شیعه در رد تصوف را بخوان مثل کتاب اثناعشریه شیخ حرعاملی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  14. .....علامه ظهور نور فی العوالم....

    on شهریور ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    >>>>>>>>>>در ضمن از استاد طیبان(روحی فداه تشکر میکنم<<<<
    که جلسات فلسفه و عرفانشان در نیشابور و مشهد همه را دارد هر روز به این جهت الهی سوق میدهد.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  15. ثقلین

    on شهریور ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    اگر می دانید بر حقید و ترسی ندارید پخش کنید و مثل دفعه قبل سانسور نکنید.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  16. ابواحمد توسلی

    on شهریور ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    وسپاس خدایی را که دشمنان ما را از بی خردان قرار داد!
    اصلا تا حالا دو کلمه از کتابهای این بنده خدا رو سعی کردید بفهمیم؟
    به فرض که سعی کردید واقعا فهمیدید؟
    منصفانه قضاوت کردن در مسائل علمی با سطحی نگری عامیانه ممکن نیست.
    وقتی در پی حقیقت می روید که احساس نیاز کنید
    شما که خود را عالم دهر میدانید حقیقت به دردتان نمیخورد

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  17. ابواحمد توسلی

    on شهریور ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    لطفا دوستان صوفی و صفی علیشاهی و گنابادی امثال آیت الله حسن زاده رو به خودشون نچسبونن که حضرت آقا از افکار صوفیه ملعون همیشه تبرّی جستن
    لفظ فیلسوف و صوفی تهمتیه که شما تفکیکیون به حکمای اسلامی میبندید
    والا حکمت متعالیه غیر از خزعبلات صوفیه
    حکمت متعالیه بر اساس متن آیات و روایات پایه ریزی شده و غیر از نگاه دقیق در فهم آیات و روایات نیست
    تفکیکیون که خود را عالم دهر میدانند فهم خود را به آیات و روایات تحمیل میکنن

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۲ ب.ظ:

    باآمدوبوی عنبرآمد.وایستا تو صف نوبتت شه درضمن ملعون کسی است که خودش رانمی بیند(فقط بلدیدتوهین کنیدزبان جوابگویی سالم راهم خداوندازشمادریغ کرده است) وبه قول شاعر:کافرهمه رابه کیش خودپندارد.استادحسن زاده آملی روحانی واقعی اسلام است.اسلامی که سلسله نعمت اللهی گنابادی به آن پایبنداست.ایشان تنهاحامی این سلسله است.وبخاطرهمین طرفداری ازسلسله امثال شما روحانی نماها ترکشان کرده اید.درودبه شرف پاک استادحسن زاده آملی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ابواحمد پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۲ ب.ظ:

    فیلم تجاوز بزرگ خانقاهتون رو ملاحظه بفرمایید بد نیست:
    http://www.aparat.com/v/oaK25/%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2_%D8%AF%D8%B1_%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%A7%D9%87

    صوفیه اصلا اهل علم و مطالعه و نوشتن نیستند استاد حسن زاده در علوم مختلف دارای اثر چاپ شده وزین هستند و در آثارشان از صوفیه تبرّی جستن

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  18. جواد

    on شهریور ۲۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    استاد رمضانی در سایت خود به این نامه جواب داده اند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  19. حقیر محمد

    on شهریور ۲۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام درفهم نکات عرفانی مانند بحث وحدت سالها مطالعه وریاضت لازم است وفهم وهضم آن کارهر تازه واردی نیست و حداقل ذوق عرفانی لازم است وازلحاظ عقلی فاقد یک شی نمی تواندنمی تواند در مورد آن شی نظر دهد از سوء حظ ما همین بس که هرکه آمده درمورد مباحث اسلامی نظرداده است وشمایی که نامه رادرانظارعمومی قرار داده اید وقتی علم ندارید وتوان فهم این نکات عمیق توحیدی راندارید چرا بیهوده لب به سخن گوشوده اید واراجیف می بافید لطفا وقتی چیزی را نمی فهمید خواهشاًنظر ابراز نکنید و حرمت علما وعرفا را نگه دارید علامه حسن زاده ازفراید زمان است کاری نکنید که دیگر ایشان کاملا سکوت کنندومای روسیاه ازعلم ایشان محروم شویم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حقیقت پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۶ ب.ظ:

    همه نفهمند به جز تو واساتید فلسفه؟؟؟ما هم می گوییم:شما نمی فهمید و اساتید فلسفه...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علیرضا افتخاری پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۱:۴۵ ب.ظ:

    حرف حساب که میگند اینه!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    فقط اهل بیت پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۴ ب.ظ:

    بسه این حرف های نخ نما.تا کی می خواهید به مخالفین عقاید مزخرف عرفانی بگید نمی فهمین.وحدت وجود خیلی هم موضوع روشنی هست و یه عده می خوان با پیچیده نشون دادنش الکی دهن مخالفین رو ببندند.مرگ بر وحدت وجود.تف به عرفان

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  20. ناشناس

    on شهریور ۲۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    مولا دربیان تفاوت ضرفیت ودرک ادم این گونه می فرمایند که اگر فلانی ازانچه که دون فلانی میگذشت مطلع میشد حکم به کفر وی میداد/سلمان وابوذر/ قصه همینهه الان همین مباحث توسط بهترین اساتید شرح داده میشه وبدشیرینی کلام ایشان پیدامیشود.کافیست کسی که قدرت درک ندارد ازشارحان کمک بگیرد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    نقد فلسفه و عرفان يعني دفاع از تعقل پاسخ در تاريخ شهریور ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۷ ب.ظ:

    دوست ناشناس! اگر یک وهابی پس از کلی دلیل و برهان که شما در رد مکتبش آوردین همین سخن رو در جوابتون بگه پاسخ شما چیه؟!
    یعنی بگه تفاوت ظرفیتها باعث شده که من چیزایی بفهمم که تو نمی فهمی و رد کنی!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  21. سید

    on شهریور ۲۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    استادحسن زاده آملی ازنادرترین افراد تاریخ اسلام است.نامه بی جواب یعنی نامه ای فاقددلیل وبرهان که ارزش جواب دادن ندارد.
    تراب پای استادحسن زاده آملی(فقیری ازسلسله نعمت اللهی گنابادی سلطانعلیشاهی)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    جیم اصفهانی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۴ ق.ظ:

    مشرف شدن حسن زاده آملی به فقر گنابادی را تسلیت عرض کرده و اُمیدوارم که بازماندگان عبرت بگیرند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۸ ب.ظ:

    ایشان نیازی به مشرف شدن ندارند.خودشان دین ناطق وعملشان کردار صالحین وگفتارشان کلام بزرگان دین اسلام است.خداوندوجودایشان راازگزندمنافقین اسلام نماومنحرفان حفظ نماید.قدر وجودایشان رادراین عالم خاکی بدانیدکه فردادیراست.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حقیقت پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۲ ب.ظ:

    آقای عزیز....برای شما دین ناطق است،برای امثال آقای اصفهانی ارزشش مشرف شدن به فرقه ی گنابادی است نه بیشتر از این...ما هم به شما توصیه می کنیم اعتقاداتتان را درست کنید و این چنین به فرد غیر معصوم دل ندهید که فرداپشیمانی فایده ای ندارد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    گنابادی پاسخ در تاريخ مهر ۱۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۰ ب.ظ:

    بابا مشرف شده بیعتم کرده...چرا اینقدر مخفی کاری می کنی اخوی.بیایید با ما برادر بشید مثل استادتون تا از پس مخالفان برآییم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید پاسخ در تاريخ مهر ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۴ ب.ظ:

    مرامتوعشقه

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    سید راستین پاسخ در تاريخ مهر ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۳ ق.ظ:

    تو صیدی و صوفی.واگذارت کردم به فاطمه زهرا سلام الله علیه.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    فقط اهل بیت پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱:۱۸ ب.ظ:

    منظورت حسن زاده که نبود؟!!بود؟!!
    هر چی نگاه کردم این چیزایی رو که گفتی ندیدم!!آهان چشم بصیرتم درست کار نمی کنه روغن کاری می خواد!!

    هنوز این قدر قحط الرجال نشده که بریم دنبال برخی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  22. حسين

    on مهر ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    با سلام اگر علامه حسن زاده جواب میداد جای تعجب بود اخ یکی مثل شما هنوز بچه است باید برود به همان ظواهر عالم بپردازد
    ز هرچه غیر دوست استغفر الله خاک کف پای علامه حسن زاده طوطیای چشمم باد ((خدایا شکرت دانستم که ندانستم))
    یاهو یاحق یا اول یا اخر

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ... پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۸ ب.ظ:

    توتیا رو اینطوری می نویسند جناب صوفی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  23. سعید

    on مهر ۲۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    این جمله ای که شما نوشتین از علامه طباطبایی هست که مقامشون کاملا شناخته شده اس بعدشم کسی نگفت سنگ و چوب خداست در اصلا نظریه ی وحدت وجود ۳ گونه است که دو تای اول آن کفر است که اینو هم علامه حسن زداده هم ملاصدرا و هم خیلی ها قبول دارند ولی گونه ی سوم رو ایشون قبول دارند که حتی علامه طباطبایی آیت الله خامنه ای امام خمینی ملا صدرا ابن عربی و آیت الله مکارم شیرازی هم قبول دارن حالا مخالفان ببینند دارن با کی مخالفت میکنن با علامه طباطبایی ها و آیت الله قاضی ها و ولا حسینقلی ها و ملا احمد نراقی ها و علامه بحرالعلوم ه و آیت الله میرزا جواد آقا ها و ... .
    اینا همه جاهل بودن و شما عالم؟؟؟؟؟
    هر کی هم انتقادی به شما بکنه اونو بی ادب مینامید؟
    مگر جاهل خواندن جاهل ها منافاتی با مهر و ادب دارد؟
    خدا هممون رو هدایت کنه.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  24. متمسک

    on آذر ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام.... خیلی مباحثتون خنده داره...
    شب که میشه شب پره ها ادعای خورشید بودنشون گل میکنه...اما وای از اون لحظه ای که خورشید طلوع کنه...
    ول کنید این بحث هارو...
    من و شما چی می دونیم از سیر آفاقی ؟ سیر انفسی؟ چرا حلاج رو بدار کشیدند؟ چرا امام خمینی و پسرش رو نجس خوندند؟ چرا پدر آیت ا.. بهجت اون رو از رفتن به کلاس آیت ا.. قاضی منع کرد؟ و ...
    اصلا مگه ۳۰۰ سال به امیر المومنین ما ناسزا نگفتند؟
    ول کنید این بحث هارو...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  25. ناشناس

    on آذر ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام ای کاش همه مثله شما درده دین داشتند اتفاقا علامه هم می فرمایند اسلام و دینه ما باید تحقیقی باشد.خیلی خوشم اومد فرمایش کردین که یک جلسه ای بابت بحث علمی بگذاریم من دهانتان را می بوسم اتفاقا کسانی که می ترسند نمیگذارند این جلسات تشکیل بشود از شما خواهش میکنم نظرات خودتونو بدون اینکه توهینی به طرفین بشود پیگیری کنید به واله حضرت علامه از نامه با ادبتان خوشحال شدند ولی غمگین که عرصه ای جهت مناظره اونهم بدون حاشیه مهیا نیست.البته در کتابها و سخنرانیهای خود علامه و شاگردانشان اکثر سوالات شما جواب داده شده ولی متاسفانه چمعی از ماها بی انصاف شدیم و حتی به خودمون اجازه نمیدهیم ذره ای بر جاده عدل حرکت کنیم.این نظرات علامه که فرمودین ریشه در علمایی مثل علامه طباطبایی ملاصدرا امام خمینی شیخ بهایی ابن سینا و خیلی ها دارد این یک سلسله خاص الخاص است که به گفته مقام معظم رهبری می تواند الگو برای جوانان و علما باشد و این انتظار که علامه در یک نامه جوابتان را بدهد بی مورد است.ما خیلی دوست داریم کرسیهای آزاداندیشی ما علنی و در تلوزین پخش بشود همین مسایل که درد جوان امروز هست خب شما عزیزان پیگیری کنین از اینطرف همه تشنه مناظره هستند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  26. ناشناس

    on آذر ۲۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش.... جناب نویسنده به این مطلب فکر کنید چه مطالبی بود که سلمان میدانست که اگر برای ابوذر مشخص میشد ابوذر به کفر دچار می شد.....
    شما چون ظرفی نیم لیتری هستید که میخواهید یک لیتر آب درونش بگنجانید...بطن قرآن چیست که حضرت علی ع تا هفتادمینش را هم میدید...اگر فکر میکنید شما هفتاد بطن را میدانید که چون کسی هستید که نداند ونداند که نداند ...ولی اگر فکر نمیکنید این احتمال را بدهید که در بطون بعدی چیزی نهفته که ممکن است با عقاید کنونی شما ناسازگار باشد وچون ذات اقدس الهی این را میداند شما به قرآن این ویژگی را داده که هرکس به اندازه ظرفیتش از آن بهره ببردو این از لطایف قرآن است.... احتمالا زندگی خود رابر پایه ای بنا نهاده اید و مدتها بت این عقیده زندگی کرده اید و حال چون عقاید شخصی چون حسن زاده آملی با آموخته های شما نمی خواند این جسارت را دارید که نامه ای اینچنینی به ایشان بنویسید ...من درک میکنم که چرا نامه را نوشته اید که فقط عدم نوشتن آن(نه محتوای نامه ) کشیدن خط بطلان بر عقاید خودتان است ...
    اگر دوست نداشتید نظر را تایید نکنید...
    الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حسين پاسخ در تاريخ اسفند ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۲ ب.ظ:

    بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد واله الطیبین الطاهرینالمعصومین المظلومین ولعنت الله تعالی علی اعدائهم اجمعین لاسیما اللات والعزی وابنتیهما علیهم اللعن والعذاب الالیم والمهین والشدید……اما بعد اقای ناشناس بله قرآن بطن دارد معارف دست نیافتنی دارد ولی صاحب قرآن خودش فرموده انا انزلناه فی لیله مبارکه در احادیث متواتر ومتعدد صحیح ازجمله کافی هست که لیله مبارکه فاطمه زهرا سلام الله علیها است نه اقای حسن زاده واشباهش.میفرماید ومایعلم تاویله الا الله والراسخون فی العلم....در احادیث متواتر آمده که راسخون که تنها عالمان تاویل قرآن هستند بدلیل انما اول آیه ائمه معصومین علیهم افضل الصلوه والسلام هستند نه حسن زاده واشباهش میفرمایدقل کفی بالله شهیدا بینی وبینکم ومن عنده علم الکتاب روایات متواتر میفرماید که ومن عنده علم الکتاب وجود مولی امیرالمومنین قائد الغر المحجلین علی ابن ابیطالب علیه افضل والصلوه والسلام وفرزندان معصومشان وزوجه معصومه شان حجت الله علی الحجج است نه حسن زاده واشباهش ودهها هزارها روایت آیه ..................اصلا خداوند حکیم ومتعال افراد خاصی را برگزید وپاک ومطهرشان فرمود وخزینه علم خودش فرمود تا متقلبین وراهزنان دیگری مثل همین شخص واشباهش ادعای علم قران نکنند وقرآن رابی نیاز از مفسر ومبین معصوم منصوب از طرف خداوند تبارک وتعالی نکنندتا راه را برای دخل وتصرف وبدعتهای در دین باز گذارند وفریاد کفانا کتاب الله سرندهند {لعنهم الله جمیعا وعذبهم عذابا یستغیث منه اهل النار}اصلا شما مگر علم به تا ویل داری ؟؟؟خیر .خوب وقتی علم به تاویل نداری ازکجا فهمیدی که این شخص درست فهمیده تاویل را؟؟؟؟؟؟؟؟؟این سوال خیلی اساسی است ما که میگوییم باطل است علم به آن داریم اما نه از طریق تطبیق مقولات او با بطن قرآن بلکه از طریق روایات وآیات متواتر وواضح الدلا له ای که ممیفرمایند تاویل را فقط وفقط وفقط معصوم حجت خدا علیه افضل الصلوه والسلام میداند لذا میگوییم هر سخص دیگر ادعا کند دغل باز وفریبکار واهل نیرنگ است اگر تاویل وبطن قران منحصر در معصومین علیهم افضل الصلوه والسلام نباشدراه برای آمدن منافقین خوش ظاهر که مردو علی النفاق وورزیده در نفاق هستند باز میشودوملاکی دیگر برای تشخیص حق از باطل وجود ندارد چرا که موضوع بطن قران است ودسترسی برای کسی به آن وتطبیق وجود ندارد واین مساوی با باز شدن دکانها وفرقه گراییی است وهرکسی ادعا خواهد کردکه منظور قرآن فلان چیز است ولو درجای دیگر خلافش را پیامبرصلی الله علیه واله وسلم وخود قران کریم فرموده قران وپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید انما ولیکم الله ورسوله والذین آمنو الذین یقیمون الصلوه ویوتون الزکوه وهم راکعون علی ابن ابیطالب واولاد مصومش علیهم افضل الصلوه والسلام اثنی عشر خلیفه هستند لاغیر میگویند نه منظورش امامت نیست منظورش عوام مردم هستند قرآن کریم میفرماید اینما تولوا فثم وجه الله پیامبر اکرم وائمه اطهار علیهم الصلوه والسلام میفرمایند منظور فلان چیز است حسن زاده میگوید نه منظور این است که وحدت شخصیه همه عالم روی هم میشود خدا نه بلکه تمام اجزا عالم ذات خداست حالا دهها آیه وصدها هزارها روایت میفرمایند خلاف صرح این را به دلالت واضح وآشکار ومردم هم مامور به این روایاتند والا نمیفرمودند ولی خوب حسن زاده میگوید نه این بطنش است که من میگویم این حرفها را لذا لنگر کجاست میزان حق از باطل کجاست وچونکه خداوند حکیم است برای محروم نماندن مردم از حقایق قران وبستن راه متقلبین باید منحصر کند در افراد معدودی وعلم وعصمت واعلان این حجیت مطلق در باره آنها بدهدومنع کند از اخذ از غیر انها وخوب واضح است که وقتی منع فرمود از اخذ از غیر اینها بطن وتا ویل وتفسیر حقیقی قران را برای احتراز از بوجودآمدن تشتت ها وفرقه گرایی ها وتاویلات باطل اندر باطل وکفر والحاد وزندقه وشرک ونفاق لذا در اینصورت علم را به دیگران نمیدهد چرا که مردم مامور تکذیب غیر معصوم هستند برای احترازاز منافقین ومتقلبین ودادن علم فایده ای ندارد چرا که مردم نخواهند گرفت واصولا این علم شرایطی میخواهد که دیگران ندارند مثل طهارت باطنی عصمت علم لدنی وووووولذا شما دفاع بی خود نکن جالب اینجاست که اتفاقا تضاد صد در صد بین معارف اهل البیت علیهم الصلوه والسلام با خزعبلات اینهاست بعد میگویند اینها بطن است خوب اگر بطن است چرا خود ائمه علیهم الصلوه والسلام نفرمودند چرا مخالفش را گفتند چرا صریحا رد کردند تکلیف یک شیعه چیست چطور بفهمد این حرفهای ضد ائمه اطهار علیهم الصلوه والسلام درست آیاایه ای روایتی وجود دارد که حسن زاده اگر حرف ضد حرف ائمه اطهار علیهم الصلوه والسلام زد حتما درست است تکلیف یک شیعه که بطن را تشخیص نمیتواند بدهد چیست از کجا بفهمد حتما منظور .این حرف متضاد است ؟؟؟شما میفهمی که این حرف حسن زاده درباره بطن قرآن کریم حتما درست است ؟؟؟اگر چنین قدرت تشخیص داری چرا از حسن زاده باز بگیری خودت که بلدی ؟؟؟؟؟؟چونکه تشخیص فرع علم است اگرقدرت تشخیص داری علم داری پس نیاز به حسن زاده نداری اگر تشخیص نداری علم نداری و دلیلی بر صحت یا عدم صحت قول حسن زاده نداری ودلیلی بر عصمت یا علم لدنی او خار ج از موضوع بدلیل روایه یا آیه نداری لذا خودت هم حیرانی گفتی سلمان چیزهایی میدانست که اگر ابوذر میدانست او را میکشت شما علم داری که ان حرفها چی بود؟؟؟؟؟؟؟که تطبیق میکنی بر حرفهای حسن زاده؟؟؟؟؟؟؟؟یا سلمان از پیش خود به آن علمها رسید یا از طریق ائمه اطهار علیهم الصلووه والسلام؟ وایا بروز داد که چیستند مثل حسن زاده وایا حرفهای او وبطن قرآن مخالف ومتضاد با اصل وضرورت پایه دین که همان توحید است بودعلم داری ؟؟؟؟؟؟؟اگر حرفهایی سلمان از بطن قرآن همان حرفهای حسن زاده باشد که چیز مهمی نداشته ومنا اهل البیت بودنش چیز خاص نیست چرا که این حرفها را مدتها قبل هم جنس بازان یونانی گفته بودند ولازم نبود که سلمان از پیامبر یاامیر المومنین یاائمه اطهار علیهم افضل الصلوه ولسلام بگیرد وبه خود زحمت رفتن به مدینه را میداد از همان راه اهواز راهش رابه سمت یونان کج میکرد وبه سمت مدینه نمیرفت مستقیم میرفت آتن این معارف که در کتابخانه هایشان بود وشراب خورهای یونانی شب وروز دم دستشان بود برای سلمان سر بود؟؟؟؟؟؟؟ تو که نمیدانی چیست ودر این حدها نیستی کور کورانه دفاع نکن ملتزم به راه ائمه اطهار علیهم الصلوه والسلام وثقلین باش چنانکه مامور به آنهایی تا شاید اهل نجات باشی یا چیزهایی ازمعارف ناب و اصیل توحیدی را درک کنی شما موظف به اخذ علم از طریق روایت معصومین علیهم الصلوه والسلام هستی آنچه محکم است نه متشابه همین راعمل کن نماز صبحت را اول وقت بخوان نمیخواد بطن قرآن را بگیری بنده خدا فکر شب اول قبرت باش حق الناس هایت را بده به قول علامه امینی رحمت الله تعالی علیه دورکعت نماز درست نخوانده دنبال حافظ افتاده که از اسرار آگاه بشه دورکعت نماز بخوان

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  27. موحد

    on فروردین ۲۶, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام. آیا همه معاندان فلسفه متکلم اند؟ آیا علم کلام روبروی فلسفه است؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  28. zapata

    on اردیبهشت ۱۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    اگر کسی نقد میزند باید علم آن را داشته باشد و اینکه یک مطلب را بنابر درک خودتان برداشت میکنید صحیح نیست
    نکته بعدی اینکه نگارنده نامه کیست
    عدم جواب دلیل بر کم آوردن نیست
    ضمنا گفته شاگردان دلیلی بر صدق گفته به استاد نیست همچنان محدثان که برخی کلام معصوم را بنابر درک خود تحدیث میکردند
    نکته آخر این صحیح نیست که قسمتی از متن بسیط را بیاورید و نظر بدهید مانند کسی که ولا تقربو الصلاه را میخواند و انتم سکری را نمیبیند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۲ ب.ظ:

    باسلام خدمت کاربرمحترم
    ۱-این مطالب صراحتا درکتب استاد آمده واین تنها درک مانیست بلکه درک بسیاری از فقها ومتکلمین است
    ۲-نام یا اسامی نگارنده نامه چه نیازی است فرض کنید بچه طلبه ای نوشته باشد استاد پاسخ شبهات را بدهد
    ۳-جوابی نیست که بدهند بلکه عین واقعیت از مبانی فکری آنها است که ما درست بیان کرده ایم
    ۴-شاگردانی که بارها از آنهااز سوی خود استاد تمجید شده است واز جمله بزرگترین شاگردان بلکه یگانه شاگرد استاد بوده اند اگر نمی فهمند پس چرا این همه کتاب نوشته در اختیار مردم قرار میگیرد وبحث دارند
    ۵-شما بفرمایید در نقد علمی کل کتاب را بنویسیم خوب این تقطیع نیست تقطیع درجایی است که معنا عوض شود شما بفرمایید اول واخر جمله چه می خواهید بگذارید که درست شود در ضمن این سیره همه مباحث علمی چه در فقه وچه در هر علمی است که قسمتی از کتاب را که نقد است می اورد نه کل ان را

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  29. ناشناس

    on مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    مقام لاهوت با خداوند فرق دارد.
    شما صحبتهای ایشان را سوء تفسیر می کنید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  30. محمود

    on مرداد ۳۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    سلام، این حدیث زیبا تقدیم به طالبان علم،(بخصوص برادرانی مثل حسین آقا):
    الکافی، ج‏۱، ص: ۱۷۱/ ۴- عن یونس: کنت عند أبی عبد اللّه ع فورد علیه رجل من اهل الشام... وَ الْتَفَتَ إِلَى هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ فَقَالَ تُرِیدُ الْأَثَرَ وَ لَا تَعْرِفُهُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى الْأَحْوَلِ فَقَالَ قَیَّاسٌ رَوَّاغٌ تَکْسِرُ بَاطِلًا بِبَاطِلٍ إِلَّا أَنَّ بَاطِلَکَ أَظْهَرُ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى قَیْسٍ الْمَاصِرِ فَقَالَ تَتَکَلَّمُ وَ أَقْرَبُ مَا تَکُونُ مِنَ الْخَبَرِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَبْعَدُ مَا تَکُونُ مِنْهُ تَمْزُجُ الْحَقَّ مَعَ الْبَاطِلِ وَ قَلِیلُ الْحَقِّ یَکْفِی عَنْ کَثِیرِ الْبَاطِلِ أَنْتَ وَ الْأَحْوَلُ قَفَّازَانِ حَاذِقَانِ قَالَ یُونُسُ فَظَنَنْتُ وَ اللَّهِ أَنَّهُ یَقُولُ لِهِشَامٍ قَرِیباً مِمَّا قَالَ لَهُمَا ثُمَّ قَالَ یَا هِشَامُ لَا تَکَادُ تَقَعُ تَلْوِی رِجْلَیْکَ إِذَا هَمَمْتَ بِالْأَرْضِ طِرْتَ مِثْلُکَ فَلْیُکَلِّمِ النَّاسَ فَاتَّقِ الزَّلَّهَ وَ الشَّفَاعَهُ

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  31. اصف

    on دی ۲, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    با سلام به جای اینکه فریاد بزنید جناب علامه حسن زاده چرا سکوت کرده اند بهتر است از سکوت ایشان درس بگیرید ایشان به موقع حرف میزنند و به موقع سکوت میکنند حرف همان است که ایشان فرموده اند حالا بروید و سر خود را به سنگ بکوبید ایشان تفاسیر متعددی بر کتب عرفانی شیخ اکبر محیی الدین نوشته اند و از بزرگان صوفیه صافی طویه منتسب به ائمه معصومین تعریف و تمجید کرده اند چون میدانند معنی ایه شریفه بلغ ما انزل الیک چیست

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  32. فقط خدا

    on دی ۲۹, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    حضرت علامه روحی فداه یکی ازنشانه های بارزاسلام حقیقی است ،شمابایدشرم کنیدکه گفته های این استادبدین روشنی رااینجاقراردادیداگرازاوسوال داشتیدازخوداومیپرسیدیدشمافقط میخواهید مخالفت کنید همین!ماشخصیت پرست نیستیم عاشق شخصیت پاک اوییم اینکه دوستمان گفت جواب ابلهان خاموشیست راست گفت شماابلهیدوجوابتان راماننداستادباخموشی میدهیم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  33. رضا

    on اسفند ۲۷, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    گفت من از گفتن لا اله الا الله شرم دارم؟ چون: انسان به مقامی می رسد که خود را دیگر نمی بیند و غیر از خدا را مانع از رسیدن به خدا می بیند ویاالله می گوید. روایات مخصوص به این ذکر بستگی به مرتبه وجودی افراد دارد یعنی این ذکرمخصوص عده است که هنوز به آن مقامات نرسیده اند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۱ ق.ظ:

    باسلام
    فنای درصفات یاذات،توهمی پوچ وفریبنده که عقلانیت آن را نمی پذیرد!
    http://www.borhannews.com/news/?p=2371

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  34. ثمین

    on دی ۲, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    با سلام محضر همه مخلوقات اشرف خداوند:
    کلامی از استاد عزیزم:
    در سایه برخورد حق و باطل است که حق آشکار می شود .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  35. ثمین

    on دی ۲, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    سلام :
    مولا امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه البیان و غیر آن می‌فرماید:

    «من آدم اولم، من نوح اولم، من آیت و نشانه خداوندم، من حقیقت اسرار الهی‌ام، من پدیده آورنده برگ گیاهانم من به بار آورنده میوه درختانم، من جاری کننده رودخانه‌هایم... من همان نوری هستم که حضرت موسی(ع) در کوه طور از او هدایت گرفت، من صاحب صور اسرافیلم، (که در قیامت مردگان را زنده می‌کند) من بیرون آورنده مردگان از قبرم من صاحب روز قیامت‌ام، من همراه نوح و نجات دهنده اویم، من همراه ایوب در بلاها و شفا دهنده اویم، من همان کسی‌ام که آسمان‌ها را با دستور خدایم بر افراشتم...».

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  36. 0111

    on بهمن ۱, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    سلام .شک نکنید که علامه حسن زاده شما رو در حدی ندانسته که بخاد وقت شریف شو صرف شما کنن .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۷ ق.ظ:

    باسلام

    اگرهم ایشان حدشان را بالاتر میدانسته اند این با روش انبیاء واهل بیت علیهم السلام ناسازگار است که ائمه علیهم السلام حتی با عوام ویهودیان ومسیحیان و... بحث می کردند وپاسخ آنها را میدادند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  37. سید

    on بهمن ۴, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    جواب نامه به علامه دهر حسن زاده اینه:
    جواب ابلهان خاموشیست

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  38. عبدالله

    on اسفند ۲۰, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    معنی انا لله و انا الیه راجعون چیست؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۳ ۳:۵۶ ب.ظ:

    با سلام

    ما از آن خداییم وبه سوی او بر می گردیم یعنی همه متعلق خداییم ترجمه از خداییم ترجمه صوفیانه است به این لینک مراجعه کنید
    http://khateri.com/fa/1392/02/%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%88%D9%86/

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  39. عاشق مکتب امام زمان

    on آذر ۱۱, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    تمام گفته های علامه منطقی است، برای اثبات هرکدام یک کتاب باید بنویسند که این با
    (اقرا وارقه) علامه سازگاری ندارد و باقی عمر عزیزشان را باید مشغول به غیر کنند که شایسه ایشان که ولی شایسته خدا هستند، نیست. همینی که با نوشته هایشان یک نشانه برای ما باقی گذاشته اند ما را بس است. گرا از ایشان درس تفکر از ایشان و تفکر از ما، باشد تا با منطق به درجه اقراوارقه برسیم انشالله.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  40. حسینی

    on خرداد ۱۸, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    من می گویم : همه چیز حق است نه اینکه همه ی حق این چیزها باشد. خلق، خدا نیست ولی از خدا جدا هم نیست. هر چیز نشانه ای از خداست، مظهری از حقیقت عالم است لذا خداوند از طریق خلقش خود را به ظهور رسانده است این فرق می کند با اینکه بگوییم خداوند نعوذ بالله در سنگ و چوب حلول کرده است و این چیزها خدا هستند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  41. غلام عباس

    on تیر ۱۳, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    بسم الله
    لطفا صوت تفسیر سوره حمد از امام خمینی رحمت الله علیه رو گوش بدید.
    در رابطه با رابطه مخلوقات با خدا.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  42. غلام عباس

    on تیر ۱۳, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    بسم الله
    تفسیر سوره حمد امام خمینی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  43. غلام عباس

    on تیر ۱۳, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    بسم الله
    لطفا برای رسیدن به حقیقت و فهم بیشتر مطالب، حتما حتما صوت تفسیر سوره حمد از امام خمینی (ره) رو گوش بدید.
    دارای مطالب بسیار عجیب و شگفت است.⚘

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  44. مخیمه

    on آبان ۶, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    امام خمینی:
    من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
    چشم بیمار تورا دیدم و بیمارشدم
    فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
    همچو منصور خریدار سردار شدم
    ========
    حضرت علامه طباطبایی : حسن زاده را کسی نشناخت جز امام زمان (عج) ، و من خاک پایش را توتیای چشمم میکنم .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  45. مسعود

    on آبان ۱۸, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    با سلام
    اینجانب مسعو اسدی اقرا میکم در صورت وهین یا بی ادبی به عالم وارسته نداشته وندارم در صورتصوءرداشت خواهشمندم عاجزانه توبه کامل در پشت سر ایشان مرقوم نموده ام خواستارم فقط به شما برادران وخواهران بزرک وار علاقه من چنان به دیدار ودعایخیر از ایشان کرفتن چون دیدار طفل از شیر مادر است به تلاش خودم ادامه میدهم تا ورد توجه این عالم ربانی برسم حتی مرکم فرا رسد .دست از دامن این عزیز بزرکوار برنخواهم داشت تا حاجتم را که خیر دنیا واخرت باشد بکیرم .مسعود اسدی
    خدمت حضرت اقای ایت الله حسن زاده املی ضمن سلام خواستار عاشقانه ودریافت دعای شفا بخش روحم وعقلم ممیباشم فقط یک لحظه اجازه بدید بخدا مدیو شما خواهم بود اقا محتاج شماییم منو دریاب یعد از خدا دعای شما کار سازمن خاهد بود حتی اذن جهاد با داعش هم بدهید سر بلند بر خواهم گشت روزی شما را ملاقات ووایجم را خواهم کرفت بی ادبی منو ببخشید از درکاه خوان پر برکتت دست خالی من برکردم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  46. مسعود

    on آبان ۲۳, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    از حضرات اقا خواهشمند هستیم کمکمون کنید بخدا روز وشب ندارم میسوزم از سویت چرا توجهی به ما نداری من قبولت دارم درد درد تمام وجودم را کرفته کمکم کنید بخدا غلام درکاهت میشم من میخواهم ای عبد صالح خدا از عش میسوزم من از خودت نران

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  47. مسعود

    on آبان ۲۸, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    با سلام خدمت حضرت استاد اقا جان من پدر ومادر وخواهر ندارم بیماری کرفتم که علاج ندارم منو کنارخودن ببر تو وحشتم هراس علمت محبتت
    عشقت را بر من نثار کن یا لاعقل سک در بانت قرار ده خیلی درد داره فقط با دستان تو باز میشود اردبیل شهرک موثر ۷ طبقه دوم واحد ۱۶۳ مسعود اسدی اقای من شما درمانم نکنید من میبینم میمیرم پدر ومادر وخواهر حتی کسی را ندارم کمکم کنید یک بر امام از دل زینب تو را به دل زینب ودل فاطمه زهرا قسمت میدم از این درد نجاتن بدهید .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۶ ۱۰:۳۲ ق.ظ:

    با سلام

    شما توسل به امام عصر عجل الله فرجه الشریف کنید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.