کد خبر: 1862
تاریخ انتشار: ۹ مرداد ۱۳۹۱
تعداد نظرات: ۲۰ نظر
خانه » دریافت فایل » شاهدبازی(همجنس گرایی) ودانلودمستندات آن دربین فلاسفه وعرفاوشعراء+۱۸
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِيَّاكُمْ وَ أَوْلَادَ الْأَغْنِيَاءِ وَ الْمُلُوكِ الْمُرْدَ فَإِنَّ فِتْنَتَهُمْ أَشَدُّ مِنْ فِتْنَةِ الْعَذَارَى فِي خُدُورِهِنَّ (الکافی ج5 ص548) امام صادق علیه ...

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِیَّاکُمْ وَ أَوْلَادَ الْأَغْنِیَاءِ وَ الْمُلُوکِ الْمُرْدَ فَإِنَّ فِتْنَتَهُمْ أَشَدُّ مِنْ فِتْنَهِ الْعَذَارَى فِی خُدُورِهِنَّ (الکافی ج۵ ص۵۴۸)

امام صادق علیه السلام از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله حدیثی نقل می کند که:برحذرباشیدازازفرزندان ثروتمندان ونوجوانان امرد(که موی برصورت ندارند) فتنه‌ جوان زیبای امرد از فتنه‌ دختر باکره بیشتر است.

آمد به نماز آن صنم کافر کیش              ببرید نماز مومنان و درویش

می گفت امام مستنمند دلریش      ای کاش من از پس بودمی، وی از پیش                           «سعدی»

دراین میان نامهایی را می توان یافت که فلاسفه وعرفا آنها راالگووامام خود می دانند وقلم خود را درترویج این افرادبرکاغذمی سایندنامهایی مثل :

افلاطون  احمدغزالی (استاد ابن سینا)،ابن سینا ،سعدی،حافظ و…

روایاتی که به صراحت از طرف ائمه ردشده آنها توجیه می کنند

« حدیث عجیبی » در برخی کتابهااست که به انحاء مختلف روایت شده است از جمله : رأیت ربّی لیله المعراج علی صو ره شاب امرد ( خدای خود را در شب معراج به صورت جوان امردی دیدم .)

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا یَزْعُمُ أَنَّ لِلَّهِ صُورَهً مِثْلَ صُورَهِ الْإِنْسَانِ وَ قَالَ آخَرُ إِنَّهُ فِی صُورَهِ أَمْرَدَ جَعْدٍ قَطَطٍ فَخَرَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ سَاجِداً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ- سُبْحَانَ اللَّهِ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ لا تُدْرِکُهُ‏  الْأَبْصارُ وَ لَا یُحِیطُ بِهِ عِلْمٌ- لَمْ یَلِدْ لِأَنَّ الْوَلَدَ یُشْبِهُ أَبَاهُ- وَ لَمْ یُولَدْ فَیُشْبِهَ مَنْ کَانَ قَبْلَهُ- وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ خَلْقِهِ کُفُواً أَحَدٌ تَعَالَى عَنْ صِفَهِ مَنْ سِوَاهُ عُلُوّاً کَبِیرا(  التوحید للصدوق، ص: ۱۰۴)

یعقوب سراج که گفت بحضرت صادق (ع) عرض کردم که بعضى از اصحاب ما گمان دارد و چنان میداند که خدا را صورتى است مثل انسان و دیگرى گفته که آن جناب در صورت پسر ساده روى پیچیده موئى است که مویش بغایت پیچیده و چین و شکن دارد حضرت صادق (ع) بر رو در افتاد و بسجده رفت بعد از آن سرش را برداشت و فرمود پاک و منزه است خدائى که چیزى مثل او نیست و دیدها او را در نیابد و دانشى باو احاطه نکند نزاده زیرا که فرزند بپدرش میماند و زاده نشده که شباهت داشته باشد بکسى که پیش از او بوده و هیچ کس او را همتا نبوده از خلقش و نخواهد بود و برتر است از صفت کسى که غیر از او است برترى بزرگ‏

 شاهد بازی در ادبیات فارسی” کتابی جسور ، که در شکستن تابوهای ایرانی همتا ندارد. خود ‏‏”شمیسا” در مقدمه ی کتاب می گوید: ( عجیب است که با این گستردگی مطلب در ‏ادبیات و تاریخ ما تاکنون نوشته ی مستقلی در این باب فراهم نیامده است. شاید ‏علت قبحی است که در این موضوع است. این کتاب هم ممکن است به مذاق عده ‏یی خوشایند نباشد اما چه می توان کرد؟ ) .
همان گونه که از نام کتاب و نقاشی ی روی جلد آن پیداست،همجنس گرایی – ‏مردانه – در ادبیات فارسی موضوع پژوهش این کتاب است. خود می گوید: ( اساسأ ‏ادبیات غنایی فارسی به یک اعتبار ادبیات همجنس گرایی است. در این که معشوق ‏شعر سبک خراسانی و مکتب وقوع در دوره تیموری، مرد است شکی نیست. اما ‏ممکن است خواننده غیر حرفه یی در مورد ادبیات سبک عراقی مثلأ غزلیات امثال ‏سعدی و حافظ دچار شک و تردید باشد. اما حدود نصف اشعار این بزرگان هم صراحت ‏دارد که در باب معشوق مذکر است زیرا در آن ها آشکارا از واژه های پسر و اَمرد و خط ‏عذرا و سبزۀ ریش و این گونه مسائل سخن رفته است. اما بخش اعظم آن نصف باقی ‏مانده هم در مورد معشوق مذکر است منتها خاصیت زبان فارسی طوری است که ‏مثلأ به علت عدم وجود افعال و ضمایر مذکر و مؤنث ایجاد شبهه می کند. باید دانست ‏که مسائلی چون رقص و زلف و خال و خدّ و قد و دامن و تیرنگاه و ساقیگری و امثال ‏این ها که امروزه به نظر می رسد در مورد زنان است در قدیم مربوط به مردان هم می ‏شده است. بدین ترتیب فقط بخش کمی از اشعار قدماست که می توان در آن ها به ‏ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد. )‏
‏”شمیسا” اولین محققی ست که در این باره به چاپ پژوهش هایش می پردازد.
صوفیان پسرهای نوبالغ را کنار خود می نشاندندو از دیدن روی آن ها حظ می بردند. ‏این کار خود را شاهد بازی نام گذاشتند که یعنی در روی زیبایی که خدا آفریده جلوه ‏ای از او می بینیم. که این کار هنوز هم در برخی نقاط در جریان است. نام کتاب ‏برگرفته از این سخن است.‏
کتاب “شاهدبازی در ادبیات فارسی” در هشت فصل و هر فصل در چندین بخش ‏نوشته شده:‏
فصل اول: سابقه نظربازی – افلاطون، عشق افلاطونی، رساله عشق ابن سینا، ‏شاهدبازی در ادبیات عرب، شاهدبازی در هند، و … .‏
فصل دوم: دوره غزنویان – زلف ایاز، معشوق لشکری یا لعبت سپاهی، معشوق بنده ‏یا لعبت سرایی، ریش معشوق یا سبزه عذار، قابوسنامه و عشق به غلامان، فرخی ‏سیستانی، و … .‏
فصل سوم: دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان – سلاطین و وزرا، سلطان سنجر و ‏امردان، نزهه المجالس، مناظرۀ بین لواط کار و زناکار، سبک آذربایجانی، اسماعیلیه، و ‏‏… .‏
فصل چهارم: صوفیان و شاهد بازی – صوفیان امردباز، احمد غزالی، عین القضاه، ‏اوحدالدین کرمانی، عراقی، شیخ روزبهان بقلی، محمد غزالی، سهروردی، احمد جام، ‏شمس تبریزی، مولانا، و … .‏
فصل پنجم: شاعران معروف سبک عراقی – سعدی، حکایاتی از بوستان و گلستان، ‏حافظ، عبید زاکانی، و … .‏
فصل ششم: دورۀ تیموریان و اوایل صفویه – جامی، محتشم کاشانی، رسالۀ جلالیه، ‏وحشی بافقی، مهر و مشتری، ترسا بچگان، و … .‏
فصل هفتم: دورۀ صفویه و افشاریه و زندیه – دورۀ صفویه، رستم التواریخ، پلشت ‏شدن زبان، و … .‏
فصل هشتم: دورۀ قاجار – ملیجک و ناصرالدین شاه، ایرج میرزا، دورۀ پهلوی، معشوق ‏دوجنسی،امکانات زبانی و …

دانلود کتاب مستندات

لینک کمکی

محمد نوروزی

با سلام خدمت دوستان
سلام
پست جدیدی با عنوان اخباری های منحرف را حتما در وبلاگ من مطالعه کنید

میگن استفاده کردن از شاهد و عرق و شراب و آبجو و ….در ادبیات فارسی و عرفان این بوده که میخواستند کسی نفهمه

من میگم خب چرا شراب؟ ؟؟؟؟؟ چرا شاهد ؟؟؟
میگفتند مرکب و الاغ و …
میگفتند خونه و استخر و سونا و ..
میگفتند درخت و ساحل و جنگل و …
ما اینقدر موضوع در عالم داریم که میشد از همه اون ها استفاده کرد برای رساندن این معانی که هیچ کس هم نفهمه که منظور عرفا چیه
اما چرا باید از شراب و شاهد و ساقی و عرق و می و زر ورق و …استفاده کنند ؟ برای اینکه شاید یکی از دلایلش اینه که
داستان سیاسی بوده حکومتی بوده که البته همین هم بوده
وقتی یزید ملعون میاد میگه الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
دیگه کاس و ساقی و ..خب معلومه ماجرا از کجاها آب میخوره .
میخواسته اند مردم رو زمین بزنند و مردم هم زمین خورده اند
جوری که هنوز کمر راست نکرده اند از فتنه ی تصوف و عرفان و …

[پاسخ]

عبدالله

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای نوروزی
سزاواراست قبل ازتکلم، تفکرلازم را درآنچه که می خواهیدعنوان کنیدبنمایید.
آنچه که دراینجاگفته اید ونیزارجاع به وبلاگتان داده اید ازاموری است که دلالت می نماید درعدم علم وتحقیق لازم درکلمه اخباری !!!
شما باادعایتان درمخالفت بافلاسفه واهل عرفان بدون جهت وتعمق لازم شرحی از
اخباری داده اید که در طول تاریخ غریب وعجیب است!
سزاواراست اگرنظریه ای می دهید ازدانش وتحقیق صحیحی برخوردارباشد.
فی الواقع چه صله ای بین آنچه گفته ایدبا کلمه اخباری دارد.
وچرا فلاسفه ضال واهل عرفان رابعنوان اخباری معرفی می کنید؟!!!
وچه کسی کفته درباره اخباری ها تعاریف مختلفی شده؟
وکدام اخباری به بررسی حدیث نمی پردازدوبه صرف حدیث بودنش تکیه می کند؟!!!
به نظرشما یک اخباری که به متن حدیث توجه می کنددرکدام کتب حدیثی اینگونه است؟
قول شما ازپیدایش اخباری اززمان حیدرآملی به شرحی که داده اید اصطلاحی بدیع وجدید است که فاقد تحقیق ودرایت است.
خداوند همه ی مارا به راه راست هدایت فرماید که درابطال باطل خودمرتکب کلامی باطل نشویم

[پاسخ]

مهدی

بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمه الله
البته من متوجه نشدم برادر گرامی آقا عبد الله خواسته از محدثین دفاع کند یا مثل آقای نوروزی به آنها توهین نماید اما ما در طول تاریخ عادت کرده ایم به توهین های اهل رای و اجتهاد قیاس و استحسان اما در مورد اینکه عرفا یا فلاسفه را اخباری خوانده این هم از دروغ های تاریخ هست زیرا لازمه عارف و فیلسوف بودنٰ اهل ذوق و رای و نظر شخصی داشتن در دین خداست بسیاری از احادیث ما ناظر بر نهی از رای و نظر و اجتهاد در دین خداست بهتر است ایشان از لفظ مجتهدین منحرف برای رد بر عرفا و فلاسفه استفاده میکردن متاسفانه معیاری که ایشان برای سنجش احادیث هم بکار میبرند هم از بدعت عای عامه در قرن ۶ هست که وارد شیعه شد و اهل رای به آن مستلزم شده اند بله ما محدثین هم در برخی از منابع چنانچه علامه مجلسی(ره) در آن تشکیک کرده تردید داریم مانند مصباح الشریعه که بهانه ای برای عرفا و فلاسفه شده یا کتاب مشارق انوار الیقین که بهانه ایست به دست شیخیه وی این تردید نه به خاطر اون اصطلاح عامی است بلکه به خاطر اینست که این منابع دارای اصالت نیست و اینکه عرف سخن معصوم در کتب معتبره و متقدم ما با این دو منبع کاملا متعارض است دلیلی ندارد که مطالب غلطی که در انتسابش به معصوم تردید وجود دارد کل کتابی مانند توحید مفضل که دارای مطالب حقی است را زیر سوال ببریم اینهمه حدیث و روایت در بصائر الدرجات و باقی کتب روایی نیست که احادیث منتسب به ما را منکر نشوید که خداوند را در عرش منکر خواهید شد اما بحمد الله تاریخ به خوبی میتواند شاهد باشد که شروح کتب روایی و حفاظت از کتب روایی تنها به دست محدثین بزرگوار انجام شده هنوز هحم حوزه های شما جیره خوار حدائق و وسائل و مستدرک و بحار است البته با دزدی های علمی که دارید البته ما به توهین های امثال شما عادت داریم و این را برای خود مایه افتخار میدانیم. بهتر است برای اینکه با مبانی اخباریون و محدثین آشنا شوید روی اسمم کلیک کنید تا به وبسایت محدثین بروید تا فرق قائل شوید بین قطعی الصدور بودن و لزوم عمل به آن.دلیلی ندارد برای اینکه شما عرفا و فلاسفه را زیر سوال ببریم آنرا را در کنار جریانی قرار دهید که کاملا به آن جریان مخالف است یک نگاهی به سخنان علمای اخباری در شان فلاسفه و عرفا بیندازید. خداوند ما را از شر اهل رای و قیاس و استحسان محفوظ بدارد.
و السلام علی من التبع الهدی

[پاسخ]

علی

خاک بر سرتوم با این نگاه مزخرفتون

[پاسخ]

علی

واقعا برای نگاه تک بعد و خشک مغزی شما متاسفم.
اسلام از امثال شماها چی می کشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با این نگاه مزخرفتون دارید اشاعه ی فحشا و تهمت و سوء ظن درست میکنید.میدونستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه چونکه شما با این نظراتتون واقعا برای اسلام زحمت میکشید.فقط من موندم چطوری اسلام پا برجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی از دلائل حقانیت اسلام اینه که شماها را داره و هنوز پابرجاست.
جدا براتون متاسفم

[پاسخ]

شیعه پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۵ ب.ظ:

برخی از افراد بحث منطقی و علمی میکنند
برخی هم صرفا حرف میزنند
فکر میکنم تهمتی که شما زدید علی آقا چون هیچ دلیل و استدلالی برای آن ندارید سنگین تر حرف های نویسنده است
ایشان برای حرف هایشان دلیل و استدلال هایی دارند که هر عقلی پذیرای آن خواهد بود
اما شما چه حرفی دارید؟ چه استدلالی بر مدعاتون دارید؟
اصلا شما این کتاب را خوانده اید که این نظر را میدهید؟ یا صرفا چون مخالف نظر شخصیتان است این نظر را ارسال کرده اید؟
یا علی…

[پاسخ]

کوچیک

با سلام
جناب نوروزی. فرمودید که چرا از کلمات ” شاهد و عرق و شراب و آبجو و …” در شعر استفاده می شده و منظور ظاهراً این بوده که استفاده از این کلمات کار درستی نبوده، البته در حد فهم بنده حقیر. و جمله دیگه شما “وقتی یزید ملعون میاد میگه الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها”

البته میشه به این سوالات جواب داد، ولی سوالی که من از شما دارم این شعر از امام خمینی هست:

حُسن ختام

الا یا ایها الساقى! ز مـــى پُر ســــاز جامم را
که از جـــانم فــــرو ریزد، هواى ننگ و نامم را

از آن مى ریز در جـــامم کــه جانم را فنا سازد
برون سازد ز هستى، هسته نیرنگ و دامم را

از آن مى ده که جانم را ز قید خود رها سازد
به خود گیـــرد زمـــــامم را، فرو ریزد مقامم را

از آن مى ده کــه در خلوتگـــــه رندان بیحرمت
به هم کــوبد سجودم را، به هم ریزد قیامم را

نبـــــودى در حـــریمِ قدسِ گلــــرویان میخــانه
که از هـــر روزنـــى آیم، گلى گیرد لجامم را

روم در جـــرگه پیران از خــــــود بى‏خبر، شاید
برون ســـازند از جــانم، به مى افکار خامم را

تـــو اى پیــــک سبکباران دریــــاى عدم، از من
به دریادارِ آن وادى، رســـان مدح و سلامم را

به ســـاغر ختم کردم این عدم اندر عدم نامه
به پیرِ صومعه بــــرگو: ببین حُسن ختــامم را

هم کلمات مورد اشاره شما در این شعر هست و هم از قضای روزگار “الا یا ایهاالساقی”

حالا من سوالهای خودتون رو از خودتون می پرسم
“دیگه کاس و ساقی و ..خب معلومه ماجرا از کجاها آب میخوره .
میخواسته اند مردم رو زمین بزنند و مردم هم زمین خورده اند”
لطفاً بگید که نعوذ باالله ماجرا از کجا آب می خورده؟ چرا شعری از حضرت امام پر از اصطلاحات عرفانی هست؟

نه که فکر کنید تنها همین یک غزل هست که بقیه غزلیات دیوان امام خمینی هم تقریباً همینگونه هستند که با یک جستجوی ساده می تونید صحت صحبتهای بنده رو بررسی بفرمایید

[پاسخ]

محمد پاسخ در تاريخ مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۶ ق.ظ:

مثل این که فکر کردید آقایان واقعا امامن!!!

و اشتباهی نمی کنن!

عزیز برو ببین امام سجاد علیه السلام چند بار از این اصطلاحات تو مناجاتاشون استفاده کردن؟! تو کدوم روایت یا فرمایشات اهل بیت علیهم السلام از می و عشق و مستی و … صحبت به میون اومده!

اگه به جای این حرفا از کلمه ی ادرار اشتفاده می شد خوشتون میومد؟
در حالیکه امیرامومنین صریحا شراب رو از ادرار نجس تر می دونن!

بیاید علایقمان رو به علایق اهل بیت علیهم السلام نزدیک کنیم.

حواسمون باشه
لطفا نظرمو ثبت کنید.

[پاسخ]

بنده خدا پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۷ ب.ظ:

در روایات که ماشاء الله زیاد به کار رفته است شراب و کافی است در برنامه های حدیثی موسسه نور یک سرچ کوچکی بدارید. در قرآن نیز بسیار به کار رفته از جمله و سقاهم ربهم شرابا طهورا
گذری داشتم نظرات را می خواندم و خیلی اهل پی گیری سین جیم های بعد از مطالب اصلی نیستم. برای هر دو طرف از دوستان آرزوی موفقیت دارم
الناس اعداء ما جهلوا

[پاسخ]

کریم پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۶ ب.ظ:

کلمه شراب از شرب می آید یا مثل اشارب که محل شر است شراب یعنی نوشیدنی وبه هر نوع نوشیدنی می گویند شراب ودر قرآن از واژه خمر برای آن شرابی که در فارسی رواج دارد که همان مسکر است وخمر را می گویند به کار می روند یعنی اگر خواستید ترجمه کنید باید بگویید نوشیدنی ولی درفارسی بیشتر برای خمرومسکرات به کار می رود

[پاسخ]

ناشناس

خاک تو سرتون که نه علم رو میفهمید نه هنر رو میفهمید نه عرفان رو میفهمید نه فلسفه رو میفهمید
با این افکار احمقانتون این مملکتو به گند کشیدین
یه مشت مفتخور بیسواد عقدهای با افکار منحرف
ایران رو ویران کردین
آخه شماها رو چه به سایت زدن گمشین تو اون حوزه هاتون عقب افتاده ها

[پاسخ]

سلسبیل

نظرتان راجع به آیه شریفه

و سقیهم ربهم شرابا طهورا چیست؟

ببینید به کجا رسیده ایم…

[پاسخ]

محمد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۳ ق.ظ:

به این جا رسیده ایم که فرق شراب (نوشیدنی)طهور بهشتی که مست کننده نیست رو با می و خمار بودن و مستی و شراب نمی فهمیم!!!!

[پاسخ]

صراعی

انسان وقتی تقوا نداشته باشه هر دروغی رو به فلاسفه و عرفای حقیقی نسبت میده امان از درد نفهمی و جهالت امان از بی تقوایی

[پاسخ]

سلیم

نمی دونم ادم که تعصب کور کورانه و مقلدانه داشته باشه مجبور میشه خیلی از چیز ها رو انکار کنه یا به گروهی نسبت بده که خلاف واقعه…مشکل شما در حال حاضر فقط فلاسفه ان؟!….شما به عیوب خودتون بپردازید و اسلامی رو که دارید رو واکاوی کنید که قطعا فاصله هایی با اسلام ناب داره…یاحق

[پاسخ]

منصف

بسم الله الرحمن الرحیم
این مطلبی که گذاشتید خیلی مسخره است. انقدر آبکیه که حتی بچه های دبیرستانی بهتون میخندندو میتونند نقدتون کنن.
اما صحبت ناشناسسی که بی ادبی کرده بود به حوزه هم خیلی زشت بود.
اتفاقا دعوا سر فلسفه اسلامی است که در حوزه ها تدریس میشود.
کسانی که مخالف فلسفه هستند درواقع با توانایی ذهنی و گستره ای که با فلسفه می توان به دست آورد و با همان به دین اسلام خدمت نمود، مخالف هستند.
وگرنه فلسفه غرب، کانت و دیگران که به راحتی در دانشگاه تدریس میشود و هیچ کس هم نگران انحراف فکری جوانان مسلمان نیست؛ اما مخالفت با فلسفه اسلامی در حوزه ها میشود.
کار حوزه تربیت عالم دین است. فلسفه اسلامی نیز تماما توحید است. هیچ فیلسوف مسلمان مومنی منکر ارزش و جایگاه قرآن و حدیث نیست. اگر چشمانی که به عمد به خواب زده اید را باز کنید میبینید که فیلسوفانی مانند آقای جوادی آملی مفسر قرآن هستند. وقتی انسان تفسیر تسنیم را و یا تفاسیر موضوعی ایشان را میخواند واقعا لذت میبرد. فکرمیکنید چرا تفسیر المیزان تا این حد دقیق و خواندنی است؟ میتوان قسم یاد کرد که اگر علامه فیلسوف نبود هرگز توان نوشتن المیزان را نداشت. فیلسوف بودن با عشق به اهل بیت و قرآن منافات ندارد. اگر در تفاسیر این دو بزرگوار دقت کنید هردو از روایات نیز استفاده کرده اند.
فلسفه ای که مورد رضایت ائمه علیهم السلام نبوده است، فلسفه یونان است. نه حکمت متعالیه که پیام آن فقر محض و عین الربط بودن مخلوقات به خداوند است.

[پاسخ]

علیرضا

قابل توجه آقای منصف و دوستان هم نظر ایشان!

نظر خودم را درباره مطالب شما عرض میکنم:
اولا کسی مخالف فلسفه و علوم بشری نیست، ما به دانشگاههای خارج هم کاری نداریم چون مسوولیتی در قبالش نداریم… اما اختلاف من با شما در اینجاست که فلسفه راه خداشناسی و معرفت نیست. شما با بررسی اجمالی کتب خود متفلسفین به اعترافات اونها بر بی کفایتی فلسفه در اعتقادات برمیخورید. مثلا ابوعلی سینا در کتاب شفا مینویسد: “فلسفه ای که ما میخوانیم ما را به معاد جسمانی نمیرساند ولی از انجا که صادق مصدق (پیامبر اسلام) فرموده از ایشان مطابعت میکنیم”.
از این دست اعترافات فلاسفه بسیار داریم.
ثانیا من نمیخواهم حرمت آقایانی را که اسم برده اید خدشه دار کنم ولی یک تلنگر میزنم که بدانید تفسیر المیزان طبق فرموده خود مولف تفکرات و برداشتهای شخصی ایشان از ایات قرآن بوده و به نظر من خدا رحمت کند او را که خودش با دست خودش اعتراف میکند همچین چیزی را. اما فلاسفه ما کلا در باب توجیه هستند و همه ایات و روایات را با عقل خود می سنجند و نظر میدهند. مگر ما در قران نمیخوانیم که علوم قران در قلب راسخون فی العلم است؟ مگر متواتر روایت نداریم که معلم و مبین قران فقط اولیاء الله (۱۴معصوم) هستند نه شخص دیگری. کسی که به قران تسلط ندارد اصلا حق ندارد چیزی را به خداوند نسبت دهد!!! (صحبت من تسلط حقیقی و واقعی است نه تسلط بر خواندن عبارت و معنی و دانستن چند حدیث)
ثالثا بزرگوارانی که فلسفه را با علوم الهی خلط کرده اند اگر مطالب مثبتی هم در آنها مشاهده میشود به جهت همان نوری است که از خواندن و ایات و روایات صحیح در دلشان پیدا شده و خودشان هم علاقمند به تهذیب نفس بوده اند وگرنه فلاسفه صرف که

[پاسخ]

بچه شیعه

باسلام لطفا به امام خمینی و حوزه توهین نکنید قابل توجه -ناشناس- وافراد هم نظر ایشان .. امام خمینی معصوم نبود امامرد خیلی بزرگی بودکه با قیامش علیه ظلم این امنیت را برای من وامثال شما اورد که الان دارید بحث به اصطلاح روشنفکرانه میکنید همین حوزوی ها اگه نبودن شما هم نبودید

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۲ ۷:۳۵ ق.ظ:

باسلام خدمت کاربر محترم

کسی به حضرت امام توهین نکرد که اگر توهینی مشاهده شود ما کامنت را منتشر نمی کنیم شما هم اگر توهینی دیدید یا به نظر شما توهین است وبه نظر ما توهین نبود ونظر شما بر نظر ما ارجحیت ندارد

اما اگر استدلالی برای توهین بودن سخنی داشتید بگویید ومورد توهین رابیان کنید تا سریعا آن کامنت حذف شود ما بسیاری از کامنتها که توهین به اشخاص است را حذف می کنیم لطفا جوسازی نکنید

[پاسخ]

علی

امام خمینی در کتاب چهل حدیث ضمن شرح حدیث سی ام می فرمایند :
و از تصرفات خبیثه شیطانیه یکى آن است که انسان وجهه قلب خود را از جاده مستقیم معوج کند و به صورت شوخى یا شیخى متوجه کند. و یکى از شاهکارهاى بزرگ شیطان موسوس فی صدور ناس است که با بیانى شوخ و شنگ و تصرفاتى دلفریب گاهى بعضى مشایخ را به بناگوش شوخى دلبر درآویزد، و عذر این کبیره، نه، بلکه این شرک عرفانى، را چنین آورد که قلب اگر احدىّ التعلق باشد، زودتر موفق به سلب علاقه شود! و گاهى بعض شوخ چشمان ابله را به صورت دیو سیرت شیخى عوامفریب، نه، بلکه شیطان قاطع الطریق، متوجه کند، و عذر این شرک جلىّ را آورد به آنکه شیخ انسان کامل است و انسان از طریق انسان کامل باید به مقام غیب مطلق، که به هیچ وجه ظهور ندارد جز در مرآت احدى شیخ، برسد. و تا آخر عمر آن یک [با] یاد رخسار دلبند شوخ خود، و این یک با صورت منکوس شیخ خود به عالم جنّ و شیاطین ملحق شوند. نه آن، علاقه حیوانیه‏اش سلب مى‏شود، و نه این از طریق کورکورانه به مقصود مى‏رسد. انتهی .
ملاصدرا در فصل بیستم اسفار (ج ۷ ص ۱۷۲) ضمن کلامی طولانی در توصیه ی عشق به مردان و کودکان زیبا می نویسد : و لأجل ذلک أمر المشایخ مریدیهم فی الابتداء بالعشق …. فإنه یجعل النفس لینه شیقه ذات وجد و حزن و بکاء و رقه قلب و فکر کأنها تطلب شیئا باطنیا مختفیا عن الحواس فتنقطع عن الشواغل الدنیویه و تعرض عما سوى معشوقها جاعله جمیع الهموم هما واحدا فلأجل ذلک یکون الإقبال على المعشوق الحقیقی أسهل على صاحبه من غیره فإنه لا یحتاج إلى الانقطاع عن أشیاء کثیره بل یرغب عن واحد إلى واحد. لکن الذی یجب التنبیه علیه فی هذا المقام أن هذا العشق و إن کان معدودا من جمله الفضائل إلا أنه من الفضائل التی یتوسط الموصوف بها بین العقل المفارق المحض و بین النفس الحیوانیه و مثل هذا الفضائل لا تکون محموده شریفه على الإطلاق فی کل وقت- و على کل حال من الأحوال و من کل أحد من الناس بل ینبغی استعمال هذه المحبه فی أواسط السلوک العرفانی و فی حال ترقیق النفس و تنبیهها عن نوم الغفله و رقده الطبیعه و إخراجها عن بحر الشهوات الحیوانیه و أما عند استکمال النفس بالعلوم الإلهیه و صیرورتها عقلا بالفعل محیطا بالعلوم الکلیه ذا ملکه الاتصال بعالم القدس فلا ینبغی لها عند ذلک الاشتغال- بعشق هذه الصور المحسنه اللخمیه و الشمائل اللطیفه البشریه لأن مقامها صار أرفع من هذا المقام و لهذا قیل المجاز قنطره الحقیقه و إذا وقع العبور من القنطره إلى عالم الحقیقه فالرجوع إلى ما وقع العبور منه تاره أخرى یکون قبیحا معدودا من الرذائل ….
می بینیم که دقیقا آن چیزی که ملاصدرا به عنوان راه رسیدن به خداوند بیان می کند و توجیهی که برای آن می آورد حضرت امام آن را از تصرفات خبیثه ی شیطان و گناه کبیره و شرک عرفانی دانسته و عامل به آن را در آخر ملحق به عام جن و شیاطین می دانند . البته بر هیچ دیندار بلکه هیچ عاقلی شیطانی بودن سخنان ملاصدرا پوشیده نیست و سخنان او در تضاد آشکار با آیات و روایات بلکه همه ی ادیان و خرد خردمندان است .

[پاسخ]

نظرات شما


9 × = 63

آخرین مطالب
رادیواینترنی برهان

ابزار