۴۳

خبرها / مقالات

هم اکنون تدریس فلسفه درحوزه های علمیه درتضاد کامل بانظر امام خمینی(ره) می باشد

تیر ۱۵, ۱۳۹۱ در ۶:۲۵ ق.ظ توسط

حتما همه شما بارها وبارهااز اساتید فلسفه شنیده اید که به اعتراف خودشان درس فلسفه خطرناک است و هر کسی نباید بخواند و هر کسی حتی شاگردانی که چندین سال هم جلوی استاد زانو زده اند نباید فلسفه بخوانند نمونه بارز آن همین قضیه آقای صمدی آملی می باشد که به تصریح استاد حسن زاده آملی ایشان عدم تلقی صحیح مطالب و برداشتهای ناصحیح خود که مخالف با حقایق دین مبین اسلام است برای تلمیذ خود نسبت دادند.

مرحوم استاد علی دوانی(ره) [۱]در این ‌باره خاطره‌ ای از حضرت امام خمینی (ره)نقل می‌کندکه درآن کاملاثابت می شود که نظر امام خمینی(ره)براین بوده که درس فلسفه نباید در حوزه های علمیه به صورت گسترده تدریس شود و خطرناک است آقای دوانی درکتاب خودتصریح می کند:

اساس حوزه برفقه واصول وحدیث است

” در سال ۱۳۸۸ هجری قمری شنیدیم که مرحوم آیت الله بروجردی گفته‌اند که آقای طباطبایی با این درس مفصلی که برای حکمت و فلسفه خود به راه انداخته، به حوزه علمیه ضربه می‌زند، چرا که حوزه اساسش بر تدریس و نشر علوم دینی، فقه، اصول و حدیث گذاشته شده است.

ناراحتی امام  خمینی(ره)ازتدریس گسترده فلسفه

امام خمینی(ره)گفتند:من شنیده‌ام که این روزها خیلی‌ها به درس فلسفه ایشان می‌روند. من عرض کردم، بله. فرمودند: مثلاً چقدر؟ گفتم، صبح‌ها در مسجد سلماسی اسفار می‌گویند و بنده هم می‌روم، حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفر هستند.

 فرمودند: شنیده‌ام آشیخ حسینعلی (منتظری) هم در مسجد امام حکمت می‌گوید؟ عرض کردم، بله ایشان هم شرح منظومه تدریس می‌کنند، بنده هم می‌روم و حدود یکصد و پنجاه نفر شاگرد فلسفه دارند.

 حضرت امام (ره) به یکی از فضلای حاضر که او نیز از شاگردان معروف خود امام بود فرمودند: تو هم که شنیده‌ام فلسفه می‌گویی! آن فرد فاضل گفت: بله. امام فرمودند: چقدر پای درس تو می‌آیند؟ گفت: حدود پنجاه نفر.

باید فلسفه به صورت قاچاق خواند. به خصوص در حوزه‌های علمیه

 در این لحظه امام با ناراحتی فرمودند: خوب، ببینید کی حوزه‌های علمی شیعه اینقدر فلسفه خوان داشته است؟ آیا اینها همه فلسفه را می‌فهمند؟ فلسفه در طول تاریخ خود، قاچاق بوده و باید آن را به صورت قاچاق خواند. به خصوص در حوزه‌های علمیه؛ اینقدر زیاد و برای همه کس درس نگویید و اجازه ندهید همه بیایند و بنشینند. مگر همه اینها اهل هستند؛ کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند، به طوری که منحرف نشوند، کم هستند.

تدبیرامام خمینی(ره) برای کمتر آمدن طلاب به درس فلسفه

 سپس مکث کردند و افزودند: وقتی من در صحن حضرت معصومه (سلام الله علیها) حکمت درس می‌گفتم، حجره‌ای را انتخاب کرده بودم که حدود ۱۷ نفر جا داشت. عمداً چنان جایی را انتخاب کرده بودم که بیشتر نیایند. به آنهایی که می‌آمدند و افراد خاص و شناخته شده‌ای هم بودند می‌گفتم، درس مرا بنویسید و بیاورید. اگر دیدم فهمیده‌اید، اجازه می‌دهم بیایید وگرنه شما نباید فلسفه بخوانید چون مطالب را درک نمی‌کنید و باعث زحمت خواهید شد؛ هم زحمت خودتان و هم زحمت من؛ چون خواهید گفت که ما پیش فلانی فلسفه خوانده‌ایم.

نبایدفلسفه به صورت گسترده درس وبحث وچاپ کتاب درحوزه باشد

 بعد فرمودند: اگر من هم جای آقای بروجردی و رئیس و سرپرست حوزه بودم، از این همه فلسفه گفتن، آن هم به این زیادی و به صورت کاملاً علنی، احساس مسئولیت می‌کردم. وضع حوزه برای فقه و اصول و حدیث و تفسیر و علوم دینی است. البته در کنار آن هم عده‌ای که مستعد هستند، – مخصوصاً این روزها- با حفظ شرایط و رعایت وضع حوزه و مسئولیتی که فقیه مرجع مسئول حوزه دارد، می‌توانند معقول بخوانند که کمک به علوم دینی آنها بکند و بتوانند در برابر خصم مسلح باشند؛ ولی نه با این وسعت و این همه سر و صدا از درس و بحث و چاپ و نشر کتاب‌های فلسفه آن هم در حوزه.

دکتردینانی:خطرهایی مانندشک وانکاربرای کسی که درست فلسفه بخواندوهیچ تضمینی نیست!

علاوه براین بسیاری از بزرگان فلسفه هم براین نکته تاکید دارندوبارها وبارها بزرگان مکتب اهل بیت ع ومتکلمین ما تاکید داشتند که خواندن فلسفه خطرناک است بویژه برای کسانی که قرآن واحادیث را خوب نفهمیدند ودر کلام دستی ندارند. میرداماد بارها به ملا صدرا سفارش می کرد که فلسفه خطرناک است .علمای ما حتی حکم به جهاد با فلاسفه داده اند چرا که این خطر عظیم را درک کرده اند. همچنین رسائل شاگردان ائمه مانند رساله هشام در رد ارسطو و فضل بن شاذان بر رد فلاسفه، از موضع شاگردان مکتب وحی در قبال این پدیده پرده بر می­دارد. علامه مجلسی در مورد هشام می­نویسد:
…و اصحاب، در کتب او، کتاب رد بر اصحاب طبایع را برشمردند و هم کتاب رد بر ارسطو را در توحید و شیخ منتجب الدین در فهرست خود کتاب «تهافت الفلاسفه» را از کتب قطب الدین راوندی شمرده و نجاشی در کتب فضل بن شاذان کتاب رد بر فلاسفه را بر شمرده و او از جمله اصحا­ب است. (باب سی و چهارم در معادن و احوال جمادات و طبایع و تأثیرات آنها و انقلابات جواهر و بر­خی نوادر آیات قران مجید.)
اما جالب تر این است که حتی خود فلاسفه هم براین نکته اذعان می کنند وفلسفه را برای کسانی که خوب هم فلسفه بخوانند وبفهمند خطر ناک می دانند. اکنون 
فایل تصویری برنامه معرفت آقای دینانی وآقای لاریجانی (که صدا و سیمای ما یک طرفه در اختیارفلاسفه می باشد وحتی اجازه به همان اندازه ودقیقه ای که فلاسفه عقاید خود را بیان می کنند به متکلمین برای ابراز عقاید فرصت نمی دهند) که از شبکه ۴ سیما پخش شده و به همین موضوع اشاره میکند را خدمت عزیزان قرار می دهیم.

دریافت کلیپ تصویری با فرمت۳gp مخصوص موبایل به حجم ۳٫۵ مگابایت

لینک کمکی فایل تصویری

اما مدیریت فعلی حوزه های علمیه دروس تقریبافلسفه وعرفان را هرسال بیشتر میکند وهرکسی بلند می شودکلاس فلسفه می گذاردمثلاپارسال یعنی سال ۸۹-۹۰ کلاس اسفار۱۸ کلاس رسمی بوده ولی امسال یعنی ۹۰-۹۱ کلاسها به ۲۱ کلاس رسمی افزایش یافته است یا درس نهایه الحکمه در سال ۸۹-۹۰ ۲۷ کلاس بود ولی امسال که کلاسها تمام شدیعنی ۹۰-۹۱ این کلاسهابه ۳۱ مورد افزایش یافت ولی درسی مثل نهج البلاغه تنها ۳ کلاس رسمی داردوعلاوه براین بسیاری از موسسات هم که شاید اصلاگرایش فلسفه نداشته باشندمجبور شده اند درس فلسفه را درواحدهای درسی خود بگذارند
ومتاسفانه بزرگانی که جزء اساتید فلسفه هستندهم می گویند فلسفه از این که هست بیشتر باید گسترش یابد درحالی که نظر امام خمینی(ره) کاملا درتضاد با نظر این اساتید است وچرا باید در حوزه اینگونه فلسفه آزادانه درس داده شود وحتی نظرات بزرگان فلسفه هم در نظر گرفته نشود.

[۱] – صفحات ۹۷ تا ۱۰۰ کتاب «سلسله موی دوست»  (خاطرات دوران تدریس امام خمینی)

موافقم(۰)مخالفم(۲)

برچسب‌ها, , , ,

+

۴۳ دیدگاه

  1. محمد لابلخی

    on تیر ۱۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    در صحیفه نور ج ۲۲ ص ۳۸۰ – آذر ماه ۱۳۶۵ می فرمایند:
    اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت ،
    نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد.

    حامیان فلسفه می گویند به اشعار امام خمینی نمی شود تکیه کرد چون شعر است و معنایش بر خلاف ظاهرش است !!!

    این ها بین اشعار عاشقانه و می و شراب و مستی و ... و اشعار عادی خلط کرده اند .
    این ها بین صناعت شعر که همان خیالبافی و تحریک قوه ی خیال است با شعر رایج که سخن منظوم است . خلط کرده اند . در حالی که بین صناعت شعر(=خیالبافی) و بین سخن منظوم(=شعر در اصطلاح ادبی) ، عموم و خصوص من وجه است .

    مگر شرح منظومه بر اساس شعر نیست ؟
    مگر شرح الفیه (سیوطی و ابن عقیل) بر اساس شعر نیست ؟
    مگر قرآن دارای سجع و سخن موزون نیست ؟
    همه ی این ها را مبنا قرار می دهند اما چون فلسفه از وحی منزل برایشان بالاتر است حاضرند امام خمینی را هم فدا کنند ، البته نه به صراحت !!!

    در صحیفه نور ج ۲۲ ص ۳۸۰ – آذر ماه ۱۳۶۵ می فرمایند:
    اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت ،
    نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ شهریور ۷ام, ۱۳۹۴ ۶:۲۹ ق.ظ:

    خاک بر سر این پایگاهتون . چرا سر و ته مطالب و کلیپ ها رو قیچی می کنید؟!! کلیپ استاد دینانی رو در مورد فلسفه خطرناک است رو از سایت خود استاد دینانی نگاه کردم و اولش می گوید فلسفه خطرناکه ولی آخرش می گوید« کارهای عظیم خطرناک است و همین کارها هم انسان را رشد و تعالی می دهد و انسان های عافیت طلب به جایی نمی رسند» و لی شما آخر کلیپ که خیلی انسان رو به فلسفه ترغیب می کنه قیچی کردید. کار شما همیشه همین بوده. محمدرضا حکیمی هم همین طور سرو ته مطالب رو میزنه و به دیگران نسبت میده. به نقد ایشان توسط استاد حسن رمضانی حتما رجوع کنید که چندین جا مچ حکیمی رو میگیره.

    موافقم(۳)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. مهدی

    on تیر ۱۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    چرادروغ میگید کجاامام(ره) باتدریس فلسفه مخالف بودند؟ایشون که خودشون بزرگترین فیلسوف بودند.الکذب حرام برادرمن

    موافقم(۲)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۰ ق.ظ:

    چرا خوب مطلب را نمی فهمی کجا نوشته امام مخالف فلسفه بودنوشته فلسفه نباید به صورت گسترده و/انهم برای همه درس گفته شود همه قابلیت این را ندارند حالا ببین تو حوزه جز دراصلی شده

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۱۹ ق.ظ:

    ببین برادرمن این حرف امام(ره)دلیل داره اونم اینه که هرکسی اهل فلسفه نیست مثل شماهاکه تادوخط بدایه میخونید وهیچی ازش نمیفهمید شروع میکنیدبه ۱سری حرفاروزدن.خودامام(ره)فرمودندکه کسانی که اهلیت انرادارندبایدبخوانندپس فلسفه لیاقت میخوادوشماهم بااین فرمایش امام(ره)نمیتونیدبرای خودتون امتیازجمع کنیدواین فرمایش امام(ره) خودش تاییدفلسفه است

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    شما از آفای صمدی آملی بالاتری؟
    صمدی اهلیت داره؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۳۷ ب.ظ:

    من ازاقای صمدی بالاترنیستم اهلیت ایشون روهم اساتیدشون تشخیص دادند وداشتن که الان ازاساتیده فلسفه اند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۰ ب.ظ:

    من بالاترازایشون نیستم.ایشون هم حتمااهلیت داشتن که اساتیدشون تاییدفرمودن

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۲ ب.ظ:

    البته از دروس جنبی است نه اصلی اما در اکثر شئونات مانند اصلی با آن برخورد می شود. به طوری که اغلب طلاب خیال می کنند اصلی است.
    شاید یواش یواش اصلیش کنند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. سائل؟

    on تیر ۱۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام
    امام{ره}اسنادهای بدون صوت یا فیلم حضرتشان را رد فرمودند.مدرک شما چیست در این اسناد دادن به امام راحل؟صرف نقل خا/ره مدرک نیست آن هم با این طول و تفسیری که دادید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    پیام به گورباجف را گمان کنم کار خود جوادی آملی بود بعد نسبتش دادند به امام خمینی ره.
    چقدر امام خمینی ره مظلوم است.
    خب امام خمینی هم حق دارد برای مصلحت نظام یه جوری این افتضاح را جمع کند.
    این یک فرضیه است و قابل بررسی.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۷ ق.ظ:

    چرا چرندیات به هم جور می کینید؟
    کارتاتن به جایی رسیده که پیام امام را هم که همه صریحا دیده ایم و هم اینکه شفاردنادزه به خدمت امام رسید و پاسخ کوتاهی که امام مبنی بر نفهمیدن مفهوم پیامشان به گورباچف توسط گورباچف دادند، همه را شما به این راحتی نفی می کنید. ایم نشام می دهد که یا شما دروغگوهای قهاری هستید یا در بهترین حالت جاهلانی متعصب و نادان.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. دوستدار اهل بیت

    on تیر ۱۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بزرگان زیادی از جان و مال و آبرو مایه گذاشتند تا احادیث اهل بیت به درستی به دست ما برسد . خیلی هم با وسواس احادیث را بررسی می کردند تا مخالف قرآن نباشد و از افراد ضعیف نقل نشود .
    آن وقت یک اشخاصی پیدا می شود که این احادیث را به خاطر این که با مشرب فلسفی شان سازگار نیست خیلی راحت و با لبخندی شیطانی رد می کنند .
    بهانه شان هم خیلی وقت ها سند است .
    بنده ناخدا !
    نجاسات انسان و حیوان را هم می برند آزمایشگاه و استفاده ی علمی می کنند ! شما که القابی شریف اما بی مسمی را با خود به یدک می کشی چرا متن روایات را زیر ذره بین قرار نمی دهی ؟!

    متفرم از کسانی که به خاطر خرافات و اوهام ارسطو ، آیات قرآن را تحریف معنوی می کنند و روایات اهل بیت را خیلی راحت رد می کنند .
    از کرامات شیطانی و از کرامات دروغینی هم که بین مردم شایع کردند هم متنفرم . این کرامات را مرتاض ها هم دارند . فلاسفه هم بزرگان مراتضه هستند . خوش خدمتی به ابلیس بی پاداش نیست . خدا در دو دنیا خار و ذلیل و رسوایشان کند .

    از یک طرف احادیث را دور می ریزند و از طرفی فلسفه را ترویج می کنند .
    دنیا می داند فلسفه جزء هیچ دینی نیست اما فلاسفه ، افلاطون و ارسطوی مشرک همجنسباز را به دروغ پیامبر می نامند تا بگویند حرفش از قرآن بالاتر است .
    دو پیامبر شیطانی که یکی هزار خدایی و شاگردش یازده خدایی بود .
    حدیث جعلی در کتاب های متروکه را برای اثبات پیامبری آن ها رواج می دهند اما احادیث شریفه ای را که در کتب شریفه آمده چون با فلسفه سر سازش ندارد دور می ریزند یا تأویل های غلط می کنند .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۶ ب.ظ:

    بسمه تعالی
    سلام علیکم و رحمه الله
    با تشکر از برادر گرامی دوستدار اهل بیت
    برادر گرامی حق کاملا با شماست مشکل اصلی حوزه های ماست که ظنیات جایگزین علوم آل محمد(علیهم السلام) شده است. کتب اربعه و شروحش و بحار و وسائل و مستدرک فراموش شده تفاسیر روایی مانند البرهان نور الثقلین و کنز الدقائق فراموش شده و ببینید چه چیزی جای فقه و عقاید و تفسیر ما رو گرفته اگر علاقمند به روش محدثین هستید روی اسمم کلیک کنید خداوند به شما و تمامی دوستداران اهل البیت (علیهم السلام) را حفظ کندو جزای خیر دهد.
    و الحمد لله رب العالمین

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۱ ب.ظ:

    ظنیات؟اصلافلسفه خوندی؟شماتعریف ظن روبگین تاببینم حرف حسابتون چیه؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. ناشناس

    on تیر ۱۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    آقای جوادی آملی که جرأت ندارد با دکتر عباسی درباره فلسفه مناظره کند چطور جرأت کرده فلسفه را گسترش ؟!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۳ ق.ظ:

    بدبخت این اقای عباسی شماچقدرسوادحوزوی داره؟اقای عباسی درحدی نیست بااقای جوادی بحث کنه.ایشون بره به همون گیردادناش به احمدی نژادبرسه عباسی روچه به این حرفا؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۸ ب.ظ:

    دکتر عباسی رشته ی فلسفه خوانده است .
    اصلاً فلسفه ی اسلامی چه ربطی به حوزه دارد ؟
    القاعده هم ادعای اسلام دارند .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۸ ب.ظ:

    پس شماطلبه نیستی.ببینیدفلسفه قبلش نیازه که منطق خونده شه کلام خونده شه وکمی هم اصول واینادرسای حوزوی اندهرکی این دروس رونخونه فلسفه رونمیفهمه امااقای عباسی هم رده شاگردان پسران اقای جوادی شایدباشند.فلسفه استادخوب میخواداقاجون

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ تیر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۶ ب.ظ:

    پس شماطلبه نیستی.ببین اقافلسفه نیازه که قبلش منطق وکلام وکمی اصول خونده شه به طورکاملاقوی اینهاهم دروس حوزوی اند پس دروس حوزه لازمه امافلسفه استادخبره میخواداستادایشون کی بوده؟اینم بدونیدکه اقای عباسی شایدهم سطح شاگردان پسرای اقای جوادی باشند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. محمدحسین

    on تیر ۱۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    چه ربطی داره بحث اینه که برای سطح یک کلاس مثل کلاسهای فلسفه درس کلام نیست واگر هم باشه بیشتر بحث امامت است که یکی از ظلمهایی که به حوزه وطلاب می شه همینه کلام را بردن سمت وتوحید رااز کلام دور کردندالان یک طلبه پایه ۸ یا۹ چه کتاب کلامی می خونه مهم اینه که کلاس کلامی ودرس کلام درست برای طلاب نیست نه اینکه فقه واصول میذارن

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. ناشناس

    on تیر ۱۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    این نظر امام خمینی است در مورد فلسفه و عرفان که در نامه به گورباچف امده است:
    (اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق کنید، می‌توانید دستور دهید که صاحبان این‌گونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته‌های فارابی(۴) و بوعلی‌سینا(۵) ـ رحمت‌الله علیهما ـ در حکمت مشاء مراجعه کنند، تا روشن شود که قانون علیت و معلولیت که هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراک معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به کتابهای سهروردی(۶) ـ رحمت‌الله علیه ـ در حکمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می‌باشد نیازمند است؛ و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتألهین(۷) ـ رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النبیین و‌الصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد. دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفا و بخصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌(۸) نام نمی‌برم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمدحسین پاسخ در تاريخ تیر ۱۷ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۷ ق.ظ:

    اولا ثابت کنید این نامه راخود امام نوشته اند من که هرچی تو اینترنت جستجو کردم متن تصویری که با دست خط امام باشه پیدا نکردم درحالی که خیلی ازنامه های کم اهمیت تر تو اینترنت با دستخط امام تصویرش است
    درثانی خوب امام هم گفته باشه استخوان نجس را انداخته پیش سگ
    ثالثامامگه عقل وشعور نداریم خودمان بررسی کنیم اینهمه کتاب داریم مثا کتب اربعه و...مقابله می کنیم
    ودرآخر هم نظر آخر امام برای سعادت وهدایت ثقلین است که در وصیت نامه خود ایشان می باشد
    فرازهایی از وصیت نامه امام امت خمینی کبیر(ره)
    http://www.borhannews.com/news/?p=1504

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۴۳ ق.ظ:

    شماها خیلی بی شرمید که نامه ای را که امام خودشان نوشته اند و هیئتی را که امام تعیین کرده اند و به موسکو فرستادند و جوابی را که به نماینده گورباچف در منزل خود در جمارن داده اند همه را توهم یا فیلم و نمایش قلمداد می کنید. وای بر شما با این سطح از دروغگویی و انکار حقایق؟
    بنده کاری به بحث شما در باره ضرورت یا مضرات فلسفه ندارم. ولی این انکار حقایق روشنی که ما خود شاهد آن بوده ایم توسط شما دیگر شاهکار است!! خجالت نمی کشید از این همه دروغ؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. خودم

    on تیر ۳۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    تا کور شود هرآنکه نتواند دید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. حیران

    on مرداد ۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    هرچی می خواهم بخود بقبولانم که حرفهای شما از روی نفهمی است باورم نمی شه ، خیلی مغرض و جلب هستید ، انشاءالله بزودی دستتان رو می شود ای جیره خواران آمریکایی .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    خودم پاسخ در تاريخ مرداد ۱ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۸ ق.ظ:

    اگر منظورت حکمای اهل اسلام ناب و برهان دینی است باید بگم بزرک که شدی به الآنت حسرت میبری

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۳ ق.ظ:

    اولا برادر عزیز به جای این هوچی گری ها کمی فقط کمی سواد داشته باشید این بچه بازی چیه شما جیره خوار آمریکا هستید ؟ یعنی الان آیت الله مکارم شیرازی آیت الله صافی آیت الله خزعلی همگی به علت مخالفت با وحدت شخصیه وجود و بعضی از مبانی همگی آمریکایی شده اند ! مرحوم آیت الله مشکینی چه طور ؟ این کارها رو طلبه پایه یک حوزه که کمی منطق خونده نمی کنه بهتان می خندند از علمی دفاع می کنید که خودتان به مبانی آن آگاه نیستید !

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مرداد ۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۳۱ ب.ظ:

    شما خودت باش کاری هم به این کارها نداشته باش !
    به نظر بنده شما وقتت را تلف نکن این علوم کلامی و فلسفی بدرد هر کس نمی خورد قابل فهم ۴ تا طلبه پایه اول دوم سوم نیست ! برو حداقل کمی حاشیه ملا عبدالله بخوان تا از آن علمی که دفاع می کنی حداقل بگوییم کمی بلد می باشی !

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. حیران

    on مرداد ۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    خداوند انشاءالله شما را به راه راست هدایت و در غیر اینصورت رسوا گردادند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. _

    on مرداد ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ۱)چرا پای اشخاص را وسط می کشید.
    ۲)آن چیزی که آرای فلاسفه است را کاری ندارم شما عقل را انکار می کنید؟!!
    پیامبر و خدا را با چی اثبات می کنید ؟
    معاد و صفات خدا را با چی اثبات می کنید ؟بله؟!
    اگر عقل دارید و حکم به امری می کند آن را کنار می گذارید و احادیثی را که معلوم نیست از چند صد سال پیش آمده مقابل عقل قرار می دهید فلسفه را رد و عقل خدادادی را به کنار می اندازید؟!!!!
    حدیث که هیچ اگر خود قرآن ، بله خود قرآن هم برفرض برفرض برفرض اگر مقابل عقل قرار گیرد _همان عقلی که خدا داده و باآن دین و قرآن اثبات شود یا شاهد بر درستی آن آورده شود_ قرآن پس اعتبار نداشته پس آیا باید برویم دین دیگر پیدا کنیم یا نه!؟ البتّه باکج فهمی از قرآن به بی راه می روید وهمچنین احادیث ائمه ی اطهار _ علیهم السلام_ هم همین طور.
    نظرات فلاسفه شاید غلط بوده ولی درستی عقل را مگر می شود منکرش شد؟ اگر منکرش شودید که فکر کنم شبیه سوفستایی ها می شوید از لحاظ عقائد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۶ ق.ظ:

    باسلام خدمت کاربرگرامی

    مخالفان فلسفه بارها به این مغالطه پاسخ داده اندکه فلسفه مساوی باعقل وتعقل نیست ودراین سایت چاسخ داده شده وعقلانیت وتعقل چیزی است که علما وفقها ومتکلمین از فلاسفه می خواهند
    برای مطالعه بیشتر به این لینکها مراجعه نمایید

    http://www.borhannews.com/news/?p=1418

    http://www.borhannews.com/news/?p=44

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    _ پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۳۱ ب.ظ:

    فلسفه فکر می کنم تعریفش این باشد که: علمی است که از بدیهیّات به مطالب دیگر می رسد امّا این که یک نفر به نظرات غلط برسد مگر فلسفه بطان پیدا می کند!؟
    شاید یکی هم به نظرات درست برسد. آیا فلسفه علمی تعبّدی است!؟ یا هر کس خودش تحلیل می کند و اجتهادی است؟!
    نشنیده اید که می گویند فلسفه ی این کار چیست؟
    فلسفه_ علم عقلی و علوم حضوری و شناخت شناسی ؛ فرق می کند؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. _

    on مرداد ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    اگر کسی هیچ شبهه ای ، هیچ شکی ، در اصول دین اسلام ومعرفت خدا طبق قرآن واحادیث درست ندارد و از قوّه(=استعداد) عقل خودش هم مطمئن نیست ؛ مگر مرض(در وجودش) است که فلسفه و ... بخواند که منحرف بشود یا نه؟
    خدا مگر به عقل به کسی نداده؟
    چیز هایی ته عنوان برهان نظم و حرکت و حیات مگر توان فلسفه را در اثبات و شهود درست به خدا را دارد!؟بعضی ها ظاهراً برایشان این ها برهان است. اگر باشد که باشد؛همه مگر یک سطح اند. خدا از هر کس به اندازه ی عقلش مگر در امور عقلی بیشتر تکلیف می خواهد!؟
    در حوزه فلسفه را درس اصلی قرار دادن را نمی دانم اگر افرادی بشود که اهتاجی به فلسفه نداشته باشند و در حد عقل خود براهینی برای خودشان را قبول داشته باشند و یا (اگر(بر فرض))فلسفه برای همه ای که به حوزه می روند خوب نباشد ؛ خب درس اصلی قرار گیرد!؟
    نقل را آیا راحت قبول می کنید؟ صرف نقل: ۵۰% درست و ۵۰% غلط
    کدام را انتخاب می کنید؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. _

    on مرداد ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بسمِ اللهُِ الرَّحمنِِ الرَّحیمِ

    (http://ravi2.blogfa.com/post-265.aspx):
    مرحوم استاد علی دوانی(ره) در صفحات ۹۷ تا ۱۰۰ کتاب «سلسله موی دوست» (خاطرات دوران تدریس امام خمینی) در این‌باره خاطره‌ای از حضرت امام نقل می‌کند:

    «در سال ۱۳۸۸ هجری قمری شنیدیم که مرحوم آیت الله بروجردی گفته‌اند که آقای طباطبایی با این درس مفصلی که برای حکمت و فلسفه خود به راه انداخته، به حوزه علمیه ضربه می‌زند، ... جوسازی علیه مرحوم علامه طباطبایی به لحظه‌های بحرانی‌ای رسیده بود.
    ... سرانجام تصمیم گرفتیم نزد امام خمینی برویم و چاره کار را از ایشان بخواهیم ...
    اما امام فرمودند: نمی‌شود در این باره چیزی به آقای بروجردی گفت و چون یکی از دوستان اصرار کرد، امام با عصبانیت گفتند: من چه کنم، کسانی در منزل آقای بروجردی هستند که نمی‌گذارند کاری برای اسلام انجام بگیرد.

    پس از چند لحظه سکوت، اضافه کردند: آقای بروجردی خودشان اهل معقول (استاد فلسفه و علوم عقلی) هستند و شخصاً با فلسفه مخالف نیستند. وقتی بروجرد بودند و خبر به قم رسید که گذشته از خارج فقه و اصول، فلسفه هم تدریس می‌کنند، چند نفر از افراد مقدس از قم بلند شدند رفتند بروجرد و کاری کردند که ایشان را واداشتند که تدریس فلسفه را ترک کنند تا مبادا به حوزه علمیه قم هم سرایت کند و کار به جای باریکی بکشد. ایشان هم از ترس هو و جنجال مقدس مآبان آن را ترک کردند.
    ...
    خودم:(مطلب اوایل سایت خوانده شود)

    http://ravi2.blogfa.com/post-265.asp)(ادامه اش):
    بعد امام گفتند: آقای طباطبایی مرد بزرگی است، حفظ ایشان با این مقام علمی لازم است. ولی من شنیده‌ام که این روزها خیلی‌ها به درس فلسفه ایشان می‌روند. من عرض کردم، بله. فرمودند: مثلاً چقدر؟ گفتم، صبح‌ها در مسجد سلماسی اسفار می‌گویند و بنده هم می‌روم، حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفر هستند.
    ...
    در این لحظه امام با ناراحتی فرمودند: خوب، ببینید کی حوزه‌های علمی شیعه اینقدر فلسفه خوان داشته است؟ آیا اینها همه فلسفه را می‌فهمند؟ فلسفه در طول تاریخ خود، قاچاق بوده و باید آن را به صورت قاچاق خواند. به خصوص در حوزه‌های علمیه؛ اینقدر زیاد و برای همه کس درس نگویید و اجازه ندهید همه بیایند و بنشینند. مگر همه اینها اهل هستند؛ کسانی که شایستگی برای خواندن فلسفه دارند، به طوری که منحرف نشوند، کم هستند.

    ...

    آنگاه افزودند: آقای بروجردی را نمی‌شود دید، آن هم برای این کار؛ نمی‌گذارند آنطور که می‌خواهید مطالب را به ایشان برسانند. به نظرم خوب است آقای طباطبایی چند ماهی تمارض کنند و درس فلسفه را تعطیل کنند و مسافرت بروند تا وضع فعلی قدری آرام بگیرد... .
    (سلسله موی دوست ، خاطرات دوران تدریس امام خمینی(ره) ، ص۹۷ تا ۱۰۰)

    فکر خودم:
    ۲۰۰_۳۰۰ نفر از نظر امام احتمالاً بعید بوده که شایستگی برای اموختن فلسفه داشته بودند ولی کجا گفتند نهیشان کنید از یاد گیری فلسفه احتمالاً گفتند قاچاق درس داده شود تتا جو ساری نشود.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  14. يك دانشجوي فلسفه

    on شهریور ۲۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حاکم شدن فلسفه حاکم شدن عقلانیت است!!! و آیا امام خمینی از عقلانیت میترسید؟
    هرگز!
    کسانی از عقلانیت هراس دارند که نانشان بسته به احساسات مردم است و با عقلانیت مردم نانشان اجر میشود.
    کل ما حکم به الشرع حکم به العقل و کل ما حکم به العقل حکم به الشرع!
    اگر به راستی چنین است پس چرا از رشد عقلانیت مردم و بالاخص رشد عقلانیت روحانیون بترسیم؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۴ ب.ظ:

    باسلام خدمت شما
    بارها وبارها تاکید شده بحث ما دراین نیست که عقل را قبول کنیم یانه بحث این است که آیا فلسفه عقلانیت است یا نه ؟وشما بااین پیش فرض غلط که بارها جواب داده شده فلسفه مساوی با عقلانیت نیست وارد شده اید
    کاربرعزیزلطفا سخنان مخالفان فلسفه را کاملا مطالعه کنید کدام یک مخالف عقل وعقلانیت هستند بلکه همه می گویند فلسفه عقلانیت نیست بلکه تقلیدی از افلوطین وارسطوو.. ووهمیات ومکاشفاتی غیر معتبر
    برای آشنایی بیشتربه این لینکها مراجعه نمایید:
    بررسی مغالطه همیشگی فلاسفه مبنی برمساوی بودن تفلسف وتعقل
    http://www.borhannews.com/news/?p=1418
    وحدت وجود،عقل گریزی وجبرگرایی عارفان
    http://www.borhannews.com/news/?p=44
    پاسخ تفصیلی به نقدصاحب المیزان برعلامه مجلسی+فایل تدریس ازبحارالانوار
    http://www.borhannews.com/news/?p=1812
    ۲۰تفاوت وحی و برهان با فلسفه و عرفان
    http://www.borhannews.com/news/?p=1758
    آیافهم‌ استدلالی‌ اصول‌ دین‌ متوقف‌ برفلسفه‌ دانی‌ است‌؟
    http://www.borhannews.com/news/?p=1714

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  15. 313

    on اردیبهشت ۱۹, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    با سلام و احترام
    بزرگواران ما چیزی به نام "فلسفه اسلامی" نداریم اسمش توی قرآن هست "حکمت" فلسفه نه از اسلام شروع میشه نه به اسلام ختم میشه! فلسفه به لحاظ قدمت تاریخی مولود حکمت است!
    توی قرآن هم چیزی به اسم فلسفه نیومده، فلسفه بنیادش ذهن است وقتی ذهن را از فلسفه بگیری هیچی ازش نماند!
    تمام انبیا و ائمه ما حکمت داشتند نه فلسفه و فلسفه به هیچ عنوان حکمت نیست!
    در قرآن آمده که خداوند حکیم است و به هیچ عنوان گفته نشده که خدا فیلسوف است، فلسفه و حکمت این دو به لحاظ لغت در عربی ، فارسی، انگلیسی و یونانی در معنا یکی نیستند که این بزرگواران میان میگن که فلسفه حکمت است و از این دست بحث ها.

    درمورد نظر امام خمینی هم دوستان مبع دادند: "نامه عارفانه به خانم فاطمه طباطبائی"/صحیفه نور جلد ۲۲ صفحه ۳۸۰ که فرموده: ((اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد چه رسد به غیر آنها که خود داستان غم انگیز دارد... ))

    اسفار اربعه ملاصدرا خود نیز دارای اشکال است چنانچه که خود مرحوم حکیم! ملاصدرا، در مقدّمه تفسیر سوره واقعه می گوید: «بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم؛ ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل محمّد- بروم. یقین کردم که کارم بی اساس بوده است؛ زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین ».
    فلسفه کشک کشک! تمام علمای ما از اول تا آخر درباره فلسفه اشتباه بزرگی کردند خیلی بزرگ! اگر مایل بودید بفرمایید بابت صحبتهام بهتون یک منبع معرفی کنم تا برید بررسی کنید!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  16. امین

    on شهریور ۷, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    خاک بر سر این پایگاهتون . چرا سر و ته مطالب و کلیپ ها رو قیچی می کنید؟!! کلیپ استاد دینانی رو در مورد فلسفه خطرناک است رو از سایت خود استاد دینانی نگاه کردم و اولش می گوید فلسفه خطرناکه ولی آخرش می گوید« کارهای عظیم خطرناک است و همین کارها هم انسان را رشد و تعالی می دهد و انسان های عافیت طلب به جایی نمی رسند» و لی شما آخر کلیپ که خیلی انسان رو به فلسفه ترغیب می کنه قیچی کردید. کار شما همیشه همین بوده. محمدرضا حکیمی هم همین طور سرو ته مطالب رو میزنه و به دیگران نسبت میده. به نقد ایشان توسط استاد حسن رمضانی حتما رجوع کنید که چندین جا مچ حکیمی رو میگیره.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  17. مهدی

    on خرداد ۲۱, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    سلام
    یه خواهشی که از همه دوستان دارم اینه که رجل سیاسی رو وارد این بحث ها نکنید ، مگه نمیبینید یه سیاست مدار حرفی میزنه ، میگن این مصرف داخلی داره ، این حرفش هم مصرف خارجی
    بعضی جاها میگن امام خمینی از ابن عربی دفاع کرده ، پس در نتیجه امام خمینی مرید ابن عربیه ، اگه امام خمینی مرید ابن عربی بود ، قیام نمیکرد و طبق نظر ابن عربی می نشست توی خونش عبادتش رو میکرد ، اینا همه سیاست پشتشونه ، به همین خاطر میگم ، فردی مثل امام خمینی و رهبری نباید وارد این بحث ها بشوند
    امام کاظم (ع) هم در برهه ای از زمان در نامه ای به علی بن یقطین ، در مورد نحوه وضو گرفتن دستوری دادند که نتیجش تایید نظر اهل سنت بود ، و علی ابن یقطین شوکه شد ،
    حالا صحبت اینه که ، امام کاظم (ع) رابطه ای با یه رجل سیاسی داشتند که این مساله پیدا شد ، پس حق بدید اگه فردی مثل امام خمینی و رهبری ، که معصوم هم نیستند ، از این دست حرف ها بزنند ، بابا این دو بزرگ وار در راس حکومتی هستند که تمام جبهه کفر در مقابل آن ایستاده ، شوخی نیست و حفض نظام اسلامی تا زمان ظهور در اولویته ...
    در جنگ صدام با ایران ، امریکا میخواست یه بمب اتم به صدام بده ، و چیزی نمونده بود این کارو بکنه ولی مخالفت هایی با اون شد ، سر بسته میگم ، اگه امام اون موقع بنیصدر که جاسوس بود و همه با اون مخالف بودند رو عزل میکرد ، امریکا این بمب رو به صدام میداد
    مطمئن باشید در امریکا افرادی که مخالف دادن بمب هسته ای به صدام بودند ، یکی از استدلال هاشون این بود که ، وقتی رئیس جمهور و ... ایران جاسوس های ما هستند چرا این ریسک بزرگ رو بکنیم ،
    آقا این حرف هایی که شما میزنید صد درصد درسته ، منم کاملا موافق هستم
    ما به بقیه حرف های فلاسفه و عرفا کاری نداریم حد عقلش اینه خدایی که مکتب وحی معرفی میکنه بزرگ تر از خدای فلاسفه هست کاملا مشخصه که خدایی که فوق زمان باشه از خدایی که در طول زمان قرار دارد بزرگ تر است ، ولی هیچ وقت نمیام یه فرد سیاسی اون هم در این سطح رو وارد این بحث های کاملا علمی بکنم ....

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  18. مهدی

    on خرداد ۲۱, ۱۳۹۵ - پاسخ دادن

    اقا اشتباهی این نظر رو فرستادم برای یه جای دیگه بود لطفا در سایت نمایش ندهید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  19. محسن

    on آبان ۱۵, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام
    ...ای کاش به یک سند معتبر از داخل صحیفه ی امام ارجاع می دادند؛ امام که خودشان از مدرّسین اوّلین فلسفه در حوزه هستند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  20. محسن

    on آبان ۱۵, ۱۳۹۶ - پاسخ دادن

    سلام
    ...ای کاش به یک سند معتبر از داخل صحیفه ی امام ارجاع می دادند؛ امام که خودشان از مدرّسین اوّلین فلسفه در حوزه هستند.
    سند این مطلب ارجاع دارد به کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج۵، ص ۳۱-۳۵
    آیت‏ الله حسینعلی منتظری.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.