کد خبر: 153
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۰
تعداد نظرات: ۴۵ نظر
خانه » دریافت فایل » دریافت فایل صوتی برنامه زاویه(مناظره پخش شده ازشبکه ۴زنده)
برنامه زاویه که درایام تولد ملاصدرااز شبکه چهارروی آنتن رفت به تحلیل وبررسی رابطه میان فلسفه ودین پرداخت باحضوراستادمیلانی ودکتراعتصامی وبحث ومناظره بین این دوشخصیت بزرگواربرنامه حال وهوای دیگری به ...

برنامه زاویه که درایام تولد ملاصدرااز شبکه چهارروی آنتن رفت به تحلیل وبررسی رابطه میان فلسفه ودین پرداخت باحضوراستادمیلانی ودکتراعتصامی وبحث ومناظره بین این دوشخصیت بزرگواربرنامه حال وهوای دیگری به خودگرفته بود.امانکته ای که دراینجاقابل نظراست مناظره استادمیلانی درحقیقت بادونفربود هم مجری دکترصلواتی که به نظر میرسیدمشرب فلسفی داشته اما بامکتب ملاصدرازیادموافق نیست وهم دکتر اعتصامی.

متاسفانه این همه برنامه های بی فایده از صداوسیماپخش می شود وبرخی فیلم ویا صوت آن در سایت قرارمی گید اما از این برنامه مفید که مشکل اصلی جامعه ماتوحیدوخداشناسی است که اگر توحید درست باشد بسیاری از مشکلات حل می شودولی حتی یک خبریا تصویری از این برنامه منتشر نشد.

سایتهای خبری هم که بسیاری ازخبرهاراکه شایدارزشی هم نداشته باشدبا آب وتاب فراوان می گذارندولی این مطلب رایا حتی خلاصه مبحث ویایک عکسی از آن رادرخبرهایشان قرارندادند.

امابرآن شدیم فایل صوتی این برنامه مفید را دراختیار عزیزان قراردهیم تادوستانی که می خواهندبه سوی گمال وسعادت حرکت کنند محروم نباشند.

دریافت فایل باحجم۸مگابایت

محمدابادي

با سلام
باید مثل اینچنین کرسیهای آزاداندیشی هرچه بیشتر برگزار شود که متاسفانه بسیارتبلیغات ضعیف انجام می شود وضمنا باید از اساطین فلسفه و عرفان مثل آقای جوادی آملی و حسن زاده و مصباح دعوت شود تا این مباحث پرمحتواتر گردد.

[پاسخ]

محمد

متاسفانه آقای میلانی در این بحث، به خصوص در مبانی بحث یعنی ضرورت و جوب مراجعه به مکتب وحی در مقابل تجویز فلسفه، بسیار ضعیف بودند. اکثر مطالب بدون استناد بود، جواب طرف مقابل در بیشتر موارد داده نشد و مطلبی دیگر بیان شد.
بهتر بود به جای ایشان از آیت الله سیدان برای تبیین مکتب وحی استفاده می‌شد.

[پاسخ]

سید

این آقای میلانی صراحتا همه بزرگان مثل علامه طباطبائی و علامه حسن زاده و آیه الله جوادی آملی را کافر می داند و همچنین حضرت امام راحل را،البته در مورد حضرت امام صراحتا جرأت اظهار ندارد(امام را به علت پیروی از مسلک امثال ابن عربی کافر می دانند-نامه امام به گورباچف)
ایشان چند اشکال از کتب عرفا و فلاسفه پیدا کرده و به ظاهر حرف ایشان ایراد می گیرد و مدام این اشکالات را مطرح می کند.چیز خاصی در چنته ندارد.کتابهایش را دیده ام،بسیار سطحی است،همفکران ایشان عمیق تر بحث می کنند.

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ تیر ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۱۲:۵۳ ق.ظ:

بنده یکی ازشاگردان کوچک ایشان می باشم ولی این یک تهمتی است از طرف کسانی که جواب به استدلالهای علمی وعقلی ایشان بر فلاسفه ندارند.ایشان همواره دردرسها به بزرگی از این اشخاصی که نام بردیدیاد می کندومی گوید ما بحث علمی داریم وهیچگاه نباید به بزگان توهین شود

[پاسخ]

کامران پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۰ ۶:۰۶ ق.ظ:

عزیز من شخص پرستی نکن.با دلیل دارن ثابت میکنن که انحراف در بزرگان هم وجود داره

[پاسخ]

جیم اصفهانی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۳:۰۳ ب.ظ:

سلام.نظر شمانشانگر ناآشنا بودن شما با مباحث استاد میلانی است.آشنایان با علم کلام این مناظره را از بهترین مناظرات استاد می دانند.هرچند که در حق حضرتش ظلم شد و وقت ضیق مجال باسخ به همه ی شبهات را به ایشان نداد ولی تمام شبهات دکتر اعتصامی به مرور زمان باسخ داده شدند.بیشتر مطالعه کنید.

[پاسخ]

سیف الله

… مرتد را که ۱۰۰٪ نجس میدانیم. چرا که او کافر است و تجویز عبادت عجل کرده و همیشه این فراز دعای حج را زمزمه میکنیم :
اللهم اقتل بی اعدائک
و این حدیث نبوی ( صلی الله علیه و آله) همیشه در ذهنمان موج میزند که فرمود : ان الله لا یجتمع الکافر و قاتله فی النار ابدا
و آنکه فرمود : ان الله اعز امتی بسنابک خیلها و مراکز رماحها

قل هل نتربص بنا الا احدی الحسنیین؟

[پاسخ]

عبدالعلی

بنام خدا-به نظر حقیراین مناظره که به صورت زنده پخش می گردید نتوانست انتظاری که مخاطبین از بحث پیرامون موضوع آن که رابطه دین با فلسفه بودرابرآورده نماید.
عدم تسلط مجری درنظم مباحث وبعضاطرف یک قضیه راگرفتن ازاو،نبودآرامش لازم ازطرف نافی ارتباط داشتن فلسفه بادین،خلط مباحث ازجانب مثبت این ارتباط، پرش ازموضوعی که ناتمام مانده
به موضوع دیگروازاین قبیل مسائل زیاد دراین مناظره قابل لمس بود.
شاید این برنامه برای بعضی ازجذابیت خاصی برخورداربود،امامن حیث المجموع چون مخاطبین مختلفی ازاهل فن وغیره را پذیرا بودانتظارمیرفت ازپرباری قابل توجه ای برخوردارباشد.
به هرحال این گونه مباحث که قرن ها جامعه بشری راخصوصا درعرصه علمی به خود مشغول نموده وکتابهاومقالات وسخنرانی هایی رابه دنبال خود به یدک کشانده ازاهم مسائل دینی به شمار می آید.
مسائلی که میزان تبعیت ازداده های وحیانی وتسلیم درمقابل اهل ذکر روحی لهم الفدا رابرای شخص ویاهرنحله ای معین می نمایدونوع زبان وحی درایراد هستی شناسی ای که مدعای فلاسفه خصوصا
شیعی آن است راازغیرخودتبیین می دارد.
شاید درذهنیت کسی این امر خجلان نماید که آیا ربطی بین دین با فلسفه می باشد؟!!باید گفت :خیر ،ارتباطی فیمابین فلسفه بادین وجود ندارد.وبراین امر شواهدی از تاریخ وروایات وکلمات خود فلاسفه
بعضا موجود می باشد که نافی این ارتباط است.
زبان دین یک چیز وزبان فلسفه چیز دیگری است.بایدگفت منظور ما ازفلسفه کلمه وحروف-ف ل س ف ه- نمی باشد، بلکه به نوع هستی شناسی ای که درآن به قال وقیل پرداخته وآن را به صورت مضبوط ومکتوب به عنوان فلسفه یونان وحکمت متعالیه عرضه برجامعه ی علمی تحت عنوان معارفی- که اخذ آن منحصر دروحی است-بوده است .
جای شگفت است ازمدرسین این علم ودرحقیقت فضل،که با آن که نوعا اطلاع ازآیات وروایات دارند،آیات درخواست تعقل وتدبر رابه هستی شناسی فلسفی وفلسفه دانسته وآن راازمصادیق امربه تعقل وتدبردرقرآن وروایات می دانند.غافل ازآن که این نوع استفاده وبهره برداری نهی درروایات شده وازدرایه الحدیث به دور است.
تعقل وتدبر لازمه ی هربشری است.اما آنگاه که این تدبر وتفکر وتعقل ویا به هرچیزی که آن رابنامیم، تأسیس معرفت یا معارفی نماید که صراحتا باآیات وروایات درتضاد باشد،می توان ان راتعقل خواسته شده آیات وروایات قلمداد کرد؟!!.
دراین بحث ازجمله امور شگفت تشبیه فلسفه به فیزیک وامثال آن بود!!.جای تعجب است اینگونه علوم چه ارتباطی با معارفی که فلسفه مدعی آن است که با آن اصول به زعم عقلی ،دست به توجیه ورد
معارف وحیانی می زند دارد؟!!.
بلی ما می توانیم با فکر خود قیاس تشکیل دهیم وادله اقامه نمائیم ،اما درراستای کدام مسیر ؟!!.آیا اقامه دلیل درمقابل وحی که اخذ آن درکتاب وعترت است را می توان برهان عقلی وعقل وتعقل بما عقل وتعقل نامید؟!!.عقل توانائی کشف حقائق رادارد براساس چه میزانی؟!!.وچگونه می تواند درامور غیر بدیهی آنگاه که مدعی کشف حقیقت گشت اعتماد به آن نماید؟!!.مگرصدرای شیرازی معاد آنچنانی را
کشف نکرد که بعد او مورد خدشه خود فلاسفه قرارگرفت!!.وبسیاری ازاینگونه فرضیه هائی که فلسفه ادعا نموده به عنوان عقلیات وکشفیات که جای ذکر آن نیست.
ازنکات مهم این مباحثه قول باین که بعد ازرجوع به انبیاء معذوریم درخطأ،سزاواربود شرح اینکلام رابه نحوی که اشکالی برآن وارد نیایدداده می شد.ومستندی از آیات وروایات عرضه می گشت!!
اگرمنظور دراصول عقائد ومعارفی باشد،محلی برای خطأ واشتباه باقی نمی ماند،چه آ نکه بعد ازلزوم مراجعه وتبعیت ازانبیاء ودرست پیروی کردن خطأی متصورنیست آنهم در اصول معارفی که تحذیرات عدیده درخصوص آن شده است.برهرانسانی براساس آیات وروایات تبعیت از دین خدا واجب وضروری بوده واین معنی ازطریق انبیاء وائمه علیهم السلام قابل اخذ می باشد.ودرهنگام عدم تفهیم ازظواهرشرع موظف به احتیاط و دوری نمودن ازتقول در دین خدا می باشیم.
شایدمنظور به این حدیث جعلی ازعمروعاص باشدکه:للمصیب اجران وللمخطی اجرواحد-برای کسی که به درستی اصابت کرد وبه حکم شرعی رسید دو اجروبرای خطأ کننده درحکم یک اجر خواهدبود-
که در کتاب کافی کتاب العلم ،درست برخلاف آن امام علیه السلام می فرماید وخطأ درحکم را تحت هیچ عنوانی مورد پذیرش قرار نمی دهد.
ازجمله مواردی که در این مباحثه قابل تأمل بود بلکه دربیشرجا هها اعتماد بیش از حد به متکلمین است،اگرچه ما برای همه ی آنها احترام قائلیم وآنهارا از مروجین دین وتشیع می دانیم،اما واقعیات تاریخی وآنچه که در متون کتب این بزرگواران می باشد را نمی توان نادیده گرفت.
لذاآن کس که داعی بی چون وچرای معارف شیعه است سعی خود را در اخذ آن ازمرکز ومنبع آن نموده وآنچنان اقبال به گروه وکتابی که خواسته یا ناخواسته خود به مباحث فلسفی دامن زده نمی پردازد.
به هرحال این مباحثه باکاستی هایش قابل استفاده بوده وازخدای منان خواستارم که همه ی ما را به صراط مستقیم هدایت نماید.

[پاسخ]

دلداده یار

مقصود من از کعبه و بت خانه تویی،تو
همین یک بیت از جناب علامه دهر حسن زاده براتون کافیه:
بگذار تا بگویم از درد بی دوایم
بیگانه ای چه دانی،من دانم و خدایم…
فلسفه و عرفان در مسیر اسلام و ایمان است نه در مقابل آن.
وای به روزی که بزرگ عارف زمان ظهور کند و بعد به اشتباه های خود پی ببرید…
توبه کنید…توبه کنید…توبه

[پاسخ]

علی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۵ام, ۱۳۹۰ ۹:۲۶ ب.ظ:

از امام زمان خجالت بکش …. این چرندیات چیه نوشتی …

[پاسخ]

javad پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۵ ب.ظ:

احسنت برادر

[پاسخ]

جیم اصفهانی پاسخ در تاريخ شهریور ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۲:۵۶ ب.ظ:

سلام.مانند مرادتان بدون برهان نظر ندهید که نوعی بیهوده گویی است.با دانش به مصاف اهل دانش بروید و عاطفه ی عوامانه را بر عاقله ی خواص نشورانید.

[پاسخ]

مهدی

بسمه تعالی
فعلا که کوچکترهایشان ظهور کرده اند و ما غیر اراجیف و مخالفت با سخن معصوم چیزی از آنها ندیده ایم وای به حال بزرگترهایشان

[پاسخ]

عبدالعلی

بنام خدا
دلداده ی یاریارخداباش
درخط علی دشمن صوفی وگناه باش
میزان چوبودنزدنبی کتاب وعترت
ازنصب رجال برحذرباش
………….
علم حق درعلم دینی هست وبس
غورکردن درحقایق هست وبس
علم نبودغیرقرآن وحدیث
مابقی تدلیس ابلیس خبیث
جمله گمراهی بوددرفهم کج
پیروی شخص بودوازنفس لج
گرکه جاهل چون ببنددآن زبان
اختلاف ساقط شوددرهرزمان

[پاسخ]

مجید هلاکوئی پاسخ در تاريخ آبان ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۷:۳۸ ق.ظ:

علم نشان خداست.
کسی که این شعر را سروده است یا دچار یک خود شیفتگی بوده است و یا نگاهش به علم همان علم چند هزار سال پیش یا علم دوران ابن سینا و مولانا و ملاصدرا بوده است.
دوست عزیر به این راحتی نمی توان درباره علم صحبت کرد. باید حداقل به یک علم مسلط باشید تا بتوانید آنرا با علوم انسانی مقایسه کنید .
جدا دانستن علوم پایه و علوم انسانی و آنچه که شما در این ابیات گفته اید دقیقا یعنی پیش به سوی سکولاریسم یعنی پیش به سوی فرهنگ غرب
majidhalakoyei@yahoo.com

[پاسخ]

عبدالعلی پاسخ در تاريخ آبان ۲۶ام, ۱۳۹۰ ۳:۴۶ ب.ظ:

بنام خدا.دوست گرامی ظاهراحضرتعالی توجه کافی به حقیقت شعری که به سروده اینجانب است نفرموده اید
وبه جهت انس ذهنی که دراین اعصار به علومی که خود درجای خود نوعی دانستنی است والفت به اصطلاحات منطقی وفلسفی، متاسفانه حقیقت علم رامقوله ی واحده گرفته وتسری درهرآنچه که بنام علم نامیده شده است دانسته اید.
درمعنای علم واینکه منظور ازعلم صحیح وحقیت علم ودانایی که دردین است چیست ازابواب مهم بشمارمی آید.
علم دین چه صله ای به علومی که ازآن نام برده اید دارد که تانفی آن مارا به سکولاریسم وغرب بکشاند.
حقیت علم که انسان راسعاتمند به مبدأومعاد می نماید
درعلم دین ومنحصردرآیه محکمه وفریضه عادله وسنت قائمه است وغیران گرچه دانستنی است اما درمقابل آن فضیلت
خوانده میشود. لاجرم حضرتعالی هیچگاه درمخیله خودنگنجاندیدکه مخالفت پیامبرتان رانمایید.
آنچه که سروده شده ودرجواب حضرتعالی بیان گردیده
دلیل وحجت ازآیات وروایات اهل ذکرعلیهم السلام نزدحقیرموجوداست. برای تمام کلمات آن توانایی ارایه ی
حدیث ازآل محمدروحی لهم الفدابرای اینجانب است.
البته به قول اهل اصطلاح اثبات شی نفی ماعدا نمی نماید
بایدگفت:هردانستنی که برای حضارت جامعه وکمک به دنیایی که برخوردبا دین وعقائددینیش ننمایدهیچ انسان
عاقلی هیچگاه آن رانفی نخواهدنموداما دانستنی هایی که
اعتقادات راتخریب نماید وانسان راازهویت حقیقیش به
دورداردوبه مبدأومعادش ضربه وارد نماید یقیناموردپذیرش یک موحدحقیقی قرارنخواهدگرفت
حال میخواهد علوم انسانی باشد ویاهرچیزدیگری.
موفق وموید باشید

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ آبان ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۳:۱۵ ب.ظ:

با سلام
دوست عزیز قصد جسارت نداشتم
اگر از زاویه ساختار به علوم بنگریم علم دینی و علم غیر دینی نداریم.

[پاسخ]

یک رهگذر که از حرفهای بعضی خنده اش میگیرد پاسخ در تاريخ آبان ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۶:۴۲ ق.ظ:

آی هلاکویی!
حرف چرت زیاد میزنی.
به هر کسی که میپرستی؛ برو بیشتر تعقل و فکر کن.
در علم هم جیره خوار بقیه نباش.

[پاسخ]

عليرضا

با سلام به دوستان محترم
به نظر بنده نظر جناب میلانی در مورد مسئله ی رجوع به متخصص (امام معصوم)بسیار عقلانی و متین بود .به نظر بنده در مواجهه ی بین دو استاد یکی معصوم و دیگری غیر معصوم ،حکم قطعی عقل رجعوع به معصوم (ع)نیز می باشد در حالی که فلسفه مبانی و استدلال های خود را در همان ابتدا با شعار تعقل محض ،از فلاسفه ی یونان گرفته و کمترین رجوع به استدلال های معصومین که به واسطه ی روایات به ما رسیده نکرده اند ..از جمله برهان وجوب وامکان و دور و تسلسل فلسفی و …در حالی که در کلام اسلامی برعکس فلاسفه در اثبات وجود خدا کوچکترین رجوعی به فلسفه ی یونان نیز وجود ندارد و همواره این سوال باقی است که آیا قبل از آمدن علوم یونانی به اسلام متکلمین مسلمان از ارائه ی دلیل بر اثبات ذات احدیت عاجز بودند و همواره منتظر رسید علومی جدید و استدلال های جدید برای اثبات وجود خداوند بوده اند ؟
در قسمت دیگر این مباحث به نظر بنده جناب میلانی سخنشان استدلالی تر و عمیق تر از دکتر اعتصامی بود و بنده بسیار لذت بردم
با تشکر

[پاسخ]

نقی خدابنده لو پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۰:۴۵ ب.ظ:

سلام من این نظرم را به همه اعلام میکنم اگرماکه درقرن ۲۱زندگی میکنیم هنوزدنبال این باشیم که معصوم چه میگوید وغیرمعصوم چه میگوید مادرگذشته باقی خواهیم ماند ودیگران که به علم وعقل خودتکیه می کنند روزبه روز پیشرفت میکنند ومادرجامی زنیم مثلا درخطبه ۳و۲۱۲نهج البلاغه آمده هفت آسمان ازکف دریا درست شده اگرمابپزیریم که هفت آسمان ازکف دریادرست شده بایدفکرکنیم که میلیاردهاکهکشان دروغ است اصولا نیاز به کاری نداریم گذشتگان همه راانجام داده اند ومابخوریم بخوابیم وازاین رو بیگانگان بیایند ومارااستسمار کنند البته اگرمیبینی که بجا هایی رسیده ایم مال این است که عده ای به خودجرعت داده وازخط قرمز ردشده اندمثلا اگرکمی به مغز آکمان فشاربیاوریم متوجه میشومیم که خدای یگانه نداریم یعنی نمیشود خدادرروی طبقه هفتم آسمان براری خود نشسته باشد ودرعین حال ازرگ گردن بمانردیکتر باشد پس باید تعریف خداوند باید چیزی غیرازاین خداباشد من به این نتیجه رسیدم خدای مجزا ازخلقت وجود ندارد وهرچه هست خداست پس نمیتوانم برای خدامکان قایل شوم به نظرم اگربیاییم وبه خودمان جرعت دهیم وگذشتگان رانقد کنیم آن وقت می توانیم باورکنیم که بوعلی های جدید بوجود آید مثال جالبی بزنم امام محمد باقر(ع)درکلاس درس عناصرازبعه ارسطورا درس میدادامامجعفرصادق(ع)که کودک بود فرمود که ارسطوچقدرنادان بوده که گفته آتش یک عنصراست درحالیکه تاآن تاریخ کسی به خود اجازه نداده بودازارسطو ایراد بگیرد حتی امام آنراتدریس میکرد ,این ثابت می کند که حتی خداوند درگذشته چیزی فرموده ما باید بخود جرعت دهیم که آنرابرسی کنیم وبرداشت جدیدی برای خود کنیم وهرگز نگران این نباشیم که شاید برداشت ما غلط باشد.ومااین را باید بدانیم که ازخداییم بنابراین میتوانیم خلاق باشیم,اگرنظریه پیدایش جهان منرا مطالعه کنید متوجه میشوید نظرتمامی گذشتگان کنارگذاشته سده.

[پاسخ]

علی سرافرازاردکانی

فلسفه خوب است وان باید براساس علم واسلام باشد لکن بسیاری ازموارد فلسفه بافی رایج است که برخلاف علم واسلام است مثلا جهل وخلاف اسلام به جای اسلام وعلم بیان می شود.مثلاخداوندمتعال هدف خلقت را درقران کریم شرح وبیان فرموده وراههای سعادت دنیا واخرت بشررابه صورت جامع شرح وبیا ن فرموده است که اگربشر انرا به صورت جامع بشناسد ودستورات الهی را همان طور که در قران بیان شده شناخته وبه کار گرفته شود زندگی دنیا واخرت بشر به سعادت ختم می شود. ان شائلله تعالی مثلا خداوند متعال می فرماید:روزی همه موجودات عالم رادر چهارروزتنظیم کردیم ودرجهت کمال هدایت کردیم.ومی فرماید زمین راجامع حوائج خلق افریدیم.ومی فرماید:اب موردنیاز بشروچهارپایان راازاب باران تامین می کنیم.مفهوم ان است که خداوند متعال نیازجامع احاد بشررا به زمان تنظیم فرموده احاحد بشر بایددارای امکانات جامع زمان خویش باشند درحالیکه چنین نیست که ان معلول موارد جهل است که درقران کریم بیان شده لکن کارشناسان به ان دانش ندارند.که باید شناخت موضوعی وجامع حاصل شودتافلسفه ها علمی والهی شود ونیاز جامع احاد بشر به زمانتامین شود.واخرت بشر براساس شناخت صحیح دستورات خداوند متعال به خیر ونیکی ختم شو.ان شائلله تعالی

[پاسخ]

نقی خدابنده لو پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ ب.ظ:

دوست عزیزم سووال من این است که درکجای قرآن آمده که ماروزی همه موجودات عالم را در ۴روزتنظیم کردیم ,ضمنا این سخن شما معنیش این است که خداروزی مهیاکرده شمابخوروبخواب ,دریکصدسال پیش به علت دست رسی مردم به بهداشت جمعیت جهان روبه افزایش گذاشت وگفتند غذانایاب خواهد شد ومردم گرسنه خواهند ماند اگردست مابود میگفتیم خداروزی رسان است مینشستیم تامردم ازگرسنگی میمردند ولی دانشمندان دست بکارشدند وباساخت ابزار های جدید آنقدر غذاتولید کردند که زیاد هم آمد ولی ما که خداوند راانداختیم جلو باگاوآهنی زمین راشخم میزنیم که اجداد مادر۳۰۰۰سال پیش زمین را شخم میزدندبنابراین بهتر است کمی بیندیشید.

[پاسخ]

علی سرافرازاردکانی

یکی ازاشتباهات بزرگ بشر ان است که به جای جدال احسن بین یکدیگر ودفع احسن وهمچنین شنیدن گفتارها وانتخاب صحیح ان وندادن القاب زشت به یکدیگرکه درقران کریم بیان شده، خلاف ان عمل می کند لذا مشکل ملتها به جای کاهش افزایش می یابد وقتی جدال برخلاف فرمان خدا صورت گیرد شیطان فساد وفتنه ایجاد میکند وبه جای دستورات خداوند متعال که در قران کریم به صورت موضوعی بیان فرموده جهل وهوی نفس برکشورها حاکم شده است.مثلا قران کریم میفرماید:قران شرح وبیان هرچیز است.ومی فرماید:برکسانی که نمی اندیشند پلیدی را قرار می دهد.ومی فرماید:سخنان راگوش کنید وبهترین راانتخاب کنید.ومی فرماید:روزی همه موجودات عالم رادرچهارروز تنظیم کردیم.ومیفرماید:زمین راجامع حوائج خلق افریدیم.ومی فرماید:حقوق مردم راکم ندهید ودرزمین سربه فساد برندارید.ومی فرماید:برای خودپیمانه راکامل وبرای دیگران کم میگذارند.اشکار می شودخداوند متعال نیاز جامع بشررا به زمان تنظیم فرموده واحاد مردم بایددارای امکانات جامع زمان خویش باشند درحالیکه چنین نیست که معلول پیروی ازجهل وهوی نفس است.که باید ازطریق قران کریم اصلاح شناخت وعمل صورت گیرد.دراین راستا علوم انسانی که بشر به دنبال ان است همان قران کریم است که با تدبر درایات درخصوص هر موضوع موردنیاز بشر برای سعادت دنیا واخرت بشر بیان فرموده است.وباید برای شناخت جامع ان برای احاد مردم برنامه ریزی شود.

[پاسخ]

نقی خدابنده لو پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۰ ۱۱:۵۴ ب.ظ:

خداوند درسوره بقره میفرماید مازمین را دردوروز وهمی موجودات آنرا دردوز وپس ازآن هفت آسمان را دردوروز خلق کردیم نمیدانم این تنظیم چهارروزه ازکجاآمده من میگویم شما بهتراست برای انسانیت خود ارزش قایل شوی وبیندیشی شما میگویی به قرآن عمل کنیم ۱۴۰۰سال عمل به قرآن این نتیجه را داده که همدیگررابکشیم یک انسان هرگز به خودش اجازه نمیدهد که دیگران را آزاردهد چه برسد که خونش رابریزد دریک جامعه انسانی اگرکسی پیداشود خون کسی رابریزد همه اورالعن میکنند ولی دریک جامعه دینی به اسم دین براحتی همدیگر رامیکشند درمبایل یکی ازدوستان کلیپی بود که یک مسلمان سرمسلمان دیگری را مبرید وفریاد الله واکبرسرومی داد همچنین گروه مقابل هم همین کاررا تکرار میکردندمن نمیخواهم قرآن رانقد کنم آنچه من میخواهم بگویم این است که شاید ما قرآن رانمیفهمیم درهرحال عملی که مابه قرآن میکنیم بدبختی می آورد واگرمنظورمان این قسمتها باشد که شمابیان کردی مثل کمفروشی ومهربانی وغیره شما اگربه نوشته های سال۵۰۰۰قبل هم مراجعه کنی همین سخنان آمده چیزی که خطرناک است آن قسمتهاست که خون آدمهارامباح میدانند وجان ومال مردم را میگیرند یاتفتیش عقاید می کنند وازمردم صلب آسایش میکنند مثالی بزنم درعراق عده ای سرگردنه مردم رامی گرفتند ومیکشتند طرف را که میگرفت میگفت دینت چیه مثلا میگفت شیعه میگفت سنی چه اشکالی داشت که شیعه شدی میگغت سنی میگفت چراامام ها راقبول نداری واگرمیگفتی مسیحی میگفت ۱۴۰۰سال ازاسلام میگذرد توهنوزمسلمان نشدی دستورمیدادگردنش رابزنند درهرحال طرف را میکشت اگراین مستمسک ها دردین نبود اونهم حتی بفکرش نمیرسید که ازاین کارها کند همین درنظام خودمان خیلی هابه اسم دین پست هاییرا اشغال کرده اند که لیاقتش را ندارند پس اگراسلام کارساز بود تا حالا کاری شده بود اگرزنده ماندیم میبینیم که دراین بیداری اسلامی منطقه چقدرآدم به اسم دین کشته خواهد شدپس خیلی خوشحال نباش که نظر توپی دادی.

[پاسخ]

علی سرافرازاردکانی

با پژوهش به عمل اورده دانش جامع علوم انسانی درکشور وجهان وجود ندارد وبسیاری ازخلاف انسان درکشور وجهان با تصور انسانی درمدارس ودانشگاهها رایج است لکن کارشناسان به ان شناخت ندارند.دراین راستا قران کریم اشتباهات را به صورت موضوعی اصلاح میکند وان باتدبر در قران کریم وعلوم رایج امکان پذیر است مثلا خداوند متعال نیاز جامع بشررا به زمان تنظیم فرموده درحالیکه کارشناسان به ان دانش ندارند.یا خداوند متعال زمین مورد نیاز جامع بشر را سرانه به زمان تنظیم فرموده وبرای جامع نیاز بش ازقبیل مسکن،کشاورزی،کارخانه وموارددیگرنیاز بشر به زمان بیشتراست لکن دانشمندان به ان دانش ندارند لذا بایدازطریق قران کریم اصلاح شناخت وبرنامه صورت گیرد.وقران کریم اساس علوم انسانی قرار گیرد.قابل ذکراست که مفهوم عربی ان نیست بلکه باتدبردرترجمه واقعی ایات قران کریم راهنماییهای قران کریم درهر موضوعی اشکار می شودواگر اشتباهی وجود داشته باشد انرا اصلاح میکند قابل ذکراست بسیاری ازعلوم رایج جهان تصورعلم لکن درواقع خلاف علم است وانمعادل کمبوددرزندگی ملتها ونا هنجاری درکشورهاست که بسیاری ازانها شناسایی وکتابی به نام(اسیب شناسی علمی مدیریت کشوروجهان براساس علم مطلق قران)اماده بهره برداری نموده ام..

[پاسخ]

عبد الله

سلام علیکم جمیعا
همه شما چند نکته را بدانید . سپس بحث کنید .
۱ . دشمن میخواهد شما را بجان هم بیندازد ولذا اینگونه بحث ها را پیش میکشد.
۲ . از حرف هایتان متوجه شدم که تا حالا نه یک حدیث خواندید نه یک خط فلسفه. آنهایی هم که خواندند معلوم است که “یحمل اسفارا” هستند و به کنه مطلب چه در دین و چه در فلسفه نرسیده اند وگرنه مثل بچه ها به هم نمی پریدند.
۳ . در آخر هم به شما که دنبال مکتب فلسفه و هم ضد آن هستید بگویم که از بزرگان مکتبتان یاد بگیرید و دهانتان را به این چرندیات باز نکنید .
۴ . ما لکم و الاستدلال العقلی (شما رو چه به استدلال عقلی)
۵ . ما لکم والفهم من الدین (شما رو چه به فهم دین)
۶ . این را هم بدانید که “فوق کل ذی علم علیم”
forebaad@yahoo.com

[پاسخ]

amir پاسخ در تاريخ آبان ۲۰ام, ۱۳۹۰ ۶:۵۶ ب.ظ:

بسم الله الرحمن الرحیم.باسلام خدمت برادر عبدالله،ماآخرنفهمیدیم
منظوراین برادرازاینگونه کلماتی که کلی است وهرکسی میتواند ادعا نماید چه میباشد؟
سزاواربود این برادرگرامی شرحی از این کلمات قصاری که فرمودند
میدادندومعنای دین وفهم دینی راتبیین مینمودندکه تاما استفاده می بردیم.
استدلال عقلی راتعریف ومصادیق واقعی آن رامذکورداشته وبیان می نمودند فوق کل ذی علم علیم درجه مواردی است.
ما هیچگاه تاییدکلی ازاین سایتی که به عنوان تبیین معارف اهل بیت علیهم السلام دررد فلسفه وعرفان می نویسد نمی نماییم وهیچگاه
چون این سایت مخالفت با فلسفه وعرفان می نماید رابعنوان مبین حقیقی مکتب اهل بیت به تمامه نمی دانیم،بلکه دارای نواقصی نیز ازجهت تبیین معارف اصیل شیعه که ماخوذ ازمعارف اهل بیت است می دانیم.
اماهیچگاه این بردارانی که زحمت می کشند ودررد فلسفه وعرفان مطالبی را درج می نمایند راطرد کامل نمی نماییم. سزاوار است
انصاف در کلام وعمل داشته وفوق کل ذی علم علیم رادرتمام امور زندگانیمان جاری نماییم.

[پاسخ]

reza پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۱ ۴:۱۱ ب.ظ:

آقای amir
سلام
من از روی بیطرفی پیام شما و آقای عبدالله رو خوندم .
انصافا خوب گفته و به نظرم شما منظورش رو نفهمیدی.
من حوصله تایپ زیاد ندارم . اما به نظرم از لحاظ منطقی در این جملاتت ایراد و مغالطه داره:

۱# . منظوراین برادرازاینگونه کلماتی که کلی است وهرکسی میتواند ادعا نماید چه میباشد؟#

خودت گفتی کلمات ایشون کلیه . مگه کلی بودن بده؟
و از کلمه ادعا استفاده کردی . مگه چه ادعایی کرده بود . من که ادعایی ندیدم.

۲# . سزاواربود این برادرگرامی شرحی از این کلمات قصاری که فرمودند میدادند ومعنای دین وفهم دینی راتبیین مینمودندکه تاما استفاده می بردیم.#
این یک نوع مغالطه است که میخواهی طرف مقابل را مسخره کنی .

۳# . استدلال عقلی راتعریف ومصادیق واقعی آن رامذکورداشته وبیان می نمودند فوق کل ذی علم علیم درجه مواردی است. #

فوق کل ذی علم علیم آیه قرآن است و در همه جا کاربرد دارد .
سوالت غلط است که میگویی درچه مواردی است.

۴# . ما هیچگاه تاییدکلی ازاین سایتی که به عنوان تبیین معارف اهل بیت علیهم السلام دررد فلسفه وعرفان می نویسد نمی نماییم وهیچگاه چون این سایت مخالفت با فلسفه وعرفان می نماید رابعنوان مبین حقیقی مکتب اهل بیت به تمامه نمی دانیم،بلکه دارای نواقصی نیز ازجهت تبیین معارف اصیل شیعه که ماخوذ ازمعارف اهل بیت است می دانیم.
اماهیچگاه این بردارانی که زحمت می کشند ودررد فلسفه وعرفان مطالبی را درج می نمایند راطرد کامل نمی نماییم. سزاوار است.#

این جملاتت هم که خنده منو در آورد .
اگر این سایت رو ناقص میدونی پس چرا اون رو به عنوان مبینی از دین قبول داری؟
بالاخره دین یا فلسفه اسلامی رو قبول داره یا نه . اصلا جوابش رو داری ؟
“تبیین معارف اصیل شیعه که ماخوذ ازمعارف اهل بیت است ” همه مال این سایته که میگی ناقصه ؟

۵# . انصاف در کلام وعمل داشته وفوق کل ذی علم علیم رادرتمام امور زندگانیمان جاری نماییم.#

این که میگی “درتمام امور زندگانیمان جاری نماییم” اصلا معنا نداره. چون “فوق کل ذی علم علیم ” رو عقل نظری درک میکنه نه عقل عملی .

آقای amir از دست من ناراحت نشو . من فقط میخواستم نشونت بدم که در کلام ما چه اشتباهات و مغالطات زیادیست که دانسته یا ندانسته مرتکب میشیم.
یا علی مدد

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۱ ب.ظ:

دمت گرم

[پاسخ]

محسن ق پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۴:۴۹ ب.ظ:

امیر سوتی دادی! سوتی دادی! سوتی دادی!
از اینکه اینقدر ناراحت شدی و بلافاصله چند ساعت بعد، اعتراض به نظر آقای عبدالله کردی معلومه که مدیر سایت هستی!
وگرنه قبل از نظر آقای عبدالله؛ نوزده روز کسی نظری ننوشته. اما در عرض چند ساعت پاسخ آقای عبدالله رو دادی.
دقت کن این آخرین نظر، قبل از نظر ایشونه:
علی سرافرازاردکانی
۱م ,آبان, ۱۳۹۰ در ۶:۵۱ ق.ظ
امیر سوتی دادی! سوتی دادی! سوتی دادی!
ضمنا کم سواد هم که هستی! به جای اینکه بهش پاسخ بدی با پاسخ چرتت خودت رو ضایع کردی.

[پاسخ]

مجید هلاکوئی

مساله چیستی خداوند نیست مساله هستن و یگانه بودن خداوند است.

[پاسخ]

مجید هلاکوئی

مساله چیستی خداوند نیست مساله هستن و یگانه بودن خداوند است.

آن چه که باعث عقب ماندگی مسلمانان در جهان اسلام شد نپذیرفتن غدیر بود.
اما آن چه که باعث عقب ماندگی ما مسلمانان شیعه شد این بود که دین دیگری را هم پذیرفتیم و آن فلسفه بود. البته تمامی فلسفه اشتباه نمی باشد بخشهایی از آن مشکلات اساسی دارد که دقیقا همان بخشها باعث رکود در علوم انسانی و دیگر علوم بوده است و اگر ادامه پیدا کند خواهد بود.
آنها که فلسفه و علم کلام را جدا می دانند دچار یک اشتباه محض شده اند.
خط قرمزهای دامنه فهم عقل را که قرآن و اهل بیت به طور واضح مشخص کرده اند را فلسفه شکسته است. و دقیقا مشکل اساسی این جاست . و دقیقا مشکل اساسی این جاست و…
وقتی که فلسفه از علم صحبت می کند منظورش از علم چیست ؟ اگر منظورش از مثلا علم ریاضی، علم ریاضی چند هزار سال پیش است و یا حتی علم ریاضی دوران ابن سینا و دوران ملاصدرا ، باید این جا بگویم که کاملا اشتباه کرده است. و این اشتباه یعنی برگشت به عقب .
مساله واقعا حساس و مهم می باشد.
چرا که علم جدید جنسشان با علوم قدیم کاملا متفاوت است . و فیلسوفی که منظورش از علم ، علم چند صد سال پیش است ، و می خواهد راجع به علم بر اساس دانسته های ابن سینا و ملاصدرا صحبت کند مطمئنا دچار اشتباه خواهد شد.
فلسفه در حال حاضر عقب مانده می باشد. پیشرفت در غرب فقط در علم بوجود آمده است یعنی رنسانس علمی . بنابراین اگر بخواهیم رنسانس فرهنگی بوجود آوریم علوم انسانی جدیدی بوجود خواهند آمد که در دنیا کسی از آنها تا به حال صحبت نکرده است . بلواقع علوم انسانی غرب هم عقب مانده می باشند. فلسفه غرب هم یک فلسفه عقب مانده می باشد.
علوم در ذات دارای یک ساختار واحد می باشند که تا به حال کسی به آن نپرداخته است. و این برای غربی ها خیلی گران تمام می شود بنابراین این اصل را نپذیرفتند. متاسفانه در غرب به خاطر ایدئولوژی بودن مساله ، این مساله را نمی پذیرند و در ایران ما ، عاجز بودن از درک این مساله یا خودخواهی و یا خود شیفتگی علوم انسانی و فلسفه، حاضر به پذیرفتن این اصل نیست.
چنانچه ریاضیات پیشرفت کرد اما فلسفه پیشرفت نکرد به همان اندازه فلسفه جای پیشرفت دارد.
فلسفه جدید هنوز شکل نگرفته است. آنها که فکر می کنند فلسفه ملاصدرایی و یا ابن سینا به همه سوالها پاسخ داده اند دچار یک خود شیفتگی محض شده اند.

[پاسخ]

نقی خدابنده لویگانه

سلام,گلگی, من چندین باربرای کانال چهار مطالب ایمیل کردم متاسفانه عینا به خودم مرجوع شده یک مطلب خیلی مهم عرض کنم وآن اینکه اگربخواهید تنها به نظرآقایان شناخته شده اکتفاکنید مملکت همین خواهد بود که هست امام(ره)فرموداین پدروپسرمارابه زیرصفربرده اند اگرخوب کارکنیم۵سال اگربدکارکنیم۲۰سال طول میکشد تادرست شوداکنون بیش ازسی سال گذشته درست که نشده هیچ بدترهم شده خودتان بامردم که مصاحبه میکنید همه ناراضی هستنددرهیچ کاری موفق نبودیم حتی درترویج دین که تخصص اصلی است من به شما وهمه عرض میکنم که اگرحتی یک مورد پیداکنید که درست انجام شده باشد من یک میلیون تومان جایزه می دهم من برنامه های تلویزیون رادنبال میکنم پس ازاتمام بحث ها به این نتیجه می رسند که مدیریت ضعیف است معنی این مطلب این است که مسوولین جامعه که همان مدیران جامعه هستندضعیف عمل می کنندچراکه نمیدانند چکارکنندماهرکاری زمان پهلوی می کردیم مقداری هم به آن اضافه کردیم وکارها راپیچیده کرده وکلاف سردرگم شده ایم وبه حرف کسی هم گوش نمیدهیم وهیچ جایگزینی رابرای آن نداریم درسال۷۳کتاب کوچگی تحت عنوان کشورهای جنوب بعدازانقلاب سیاسی به چاپ رساندم که درآن نظامی معرفی کرده بودم که کشورهابعداز انقلابشان برای اداره کشورشان ازآن استفاده کنند درنمایشگاه کتاب به یکی ازاین کارمندان تلویزیون دادم گفت میخواهی مشهورشوی یعنی برای او مملکت مهم بنود مهم این بود که من مشهور نشوم من درآن سال شکست خوردن نظام سرمایه داری را پیش بینی کرده بودم واکنون مشاهده می کنید که به بنبست رسیده اند من به هرکسی که می گفتم چون خودشان اهل فکرکردن نبودند بدون اینکه درست مطالعه کنند میگفتند افکارکمونیستی است چرا که به مخیلشان نمیآمد که میشود نظام جدیدی تعریف کرددرمورد اسلام هم عرض کنم اگربخواهیم تعارف کنیم یا رودربایسی کنیم بجایی نخواهیم رسید اگر حکومت دینی بخواهد جایگزین شود باید بتواند به سووال ها جواب دهد تا کسی حرفی بزند محکوم به ارتداد شود نمتوان آنراجایگزین کرد چرا که مرم تقیه می کنند,برای شروع اگرایمیل بخواهید مقاله ای است که یک بابایی حدود ۱۶۰سوال از قرآن کرده اگرجواب داده شود اسلام جهان گیر خواهد شد واگرجواب ندهد بجایی نخواهد رسید من آنرا مطالعه کرده ام فکرمی کنم که ترجمه های موجود از قرآن غلط باشد مثلادرسوره بقره ترجمه شده ما اول زمین رادر دوروز وهمه موجودات آنرا در دوروز وپس از آن هفت آسمان را دردوروز خلق کردیم اگراین معنی رابپذیریم قرآن زیر سوال میرود بنابراین چگونه میتوانیم جواب پرسش گر رابدهیم بنابراین اگربخواهیم اسلام را جهان گیر کنیم لازم است این سووال ها راجوابگوباشیم بهتراست تاجواب این سووال ها داده شود روی روش های پیشنهادی من فکر کنیدمثلا میتوانیم صنایع دستی را علمی کنیم وبجای تمام تمهیدات هزینه بر دولت مثل بیمه وخیلی چیزهای دیگرکه توضیح لازم دارد جایگزین کنیم که هرکس بیکارشد به کارصنایع دستی مشغول شود ویا برای پیشرفت وثروتمند شدن مملکت بدون تامین اعتبار وغیره دست به جیب خرج کنیم پس ازاتمام پروژه ثروت تولید شده وبه اندازه ارزش افزوده می توانیم پول چاپ کنیم وبدین ترتیب گشورثروتمند شودویابجای مجلس ودولت وغیره مراکزتحقیقاتی باقرت اجرایی بوجود آوریم تاکلیه اموررا بادرنظرگرفتن نظرتک تک مردم که نظر می دهند مدیریت کنیم البته این مطالب که عرض کرم توضیح لازم دارد ونباید کسی به خودش اجازه نقد کردن بدهد تااینکه توضیح ها رابشنودمن درچندین مقاله این موارد رابیان کردم اگربدون دیدن مرجوع نمی کنید اطلاع دهید ایمیل کنم واگرسوال هم دارید به هرطریق که مایلید می توانید جواب پرسش خود راازبنده بگیرید,درموردمدیریت کنونی مثالی بزنم چشمه ای را از سرچشمه بستن ومردم دایما مسیرراپاک میکنند وریزش برداری میکنند ولی آبی حاصل نمی شود مثلا جوانان دانشمند عزیزمان زحمت کشیدن سم بیولوژیک درست کردن ولی باز کشاورز ازسموم قدیمی استفاده می کند یعنی جوی بدون آب را پاک می کنند دراینجا مدیر باید اینها راکمک کند تولیدشان رابهبود بخشد وسم خطرناک را محدود وگران کند واطاع رسانی کند تانتیجه حاصل شود شمادرنظربگیرکه چقدر نیروو وقت مردم دانشمند ما بعلت مدیریت غلط ازدست میرود.خداخیرتان دهد.

[پاسخ]

مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۰ ق.ظ:

با سلام خدمت دوست عزیز
اگه می شه اون ۱۶۰ سوال را برای ایمیل من بفرستید
majidhalakoyei@yahoo.com

[پاسخ]

نقی خدابنده لویگانه

پاسخ آقامجید برادرعزیرشماچقدرمطالعه کردی که فهمیدی قدیرخم وواردشدن فلسفه درشیعه موجب عقب ماندن اسلام شد.جواب سووال دوم رااول می دهم حداقل ۲۰۰تا۳۰۰سال طول کشیده تافلسفه وارد دین شده بنابراین شیعه قبل از آن باید خودش رانشان می دادومدینه فاضله رابوجود می آوردپس این احساس کاستی موجب واردشدن فلسفه شده است شما فکرنمی کنی کم لطفی کردی دینی که به خاطرنپذیرفتن یک مطلب ازطرف عده ای متزلزل شود که دین نیست پس باید دنبال دلایل دیگری بگردی باتوجه به اینکه مثنوی هفتاد من شده بهتراست این مطلب رادرنظربگیری که ما اشرف مخلوقات هستیم یعنی انسان هستیم پس کافیست به انسانیت فکر کنی وازعقلت استفاده کرده وراه درست رابیابی هرکسی هرعملی کرد که به عقلت خارج از انسانیت بود نپزیر وهرچه با انسانیت جوربود بپذیر مثلا وقتیکه بیان شدحدف وسیله را توجیح می کند وپایه اصلی نظام سرمایه داری شد اگرمردم به انسانیت فکرمی کردند هرگز نظام را نمی پذیرفتند وامروز به بیچارگی نمی افتادند

[پاسخ]

نقی خدابنده لویگانه

درموردفلسفه عرض کنم که هرجا که علم حضورندارد فلسفه حاکم است اگر میبینید که فلسفه دردین حضورپیداکرده این است که دردین دلیلی برای گفته ها نیاورده وتنها بیان شده خدااین را فرمود وآنرا فرمود وچون هیچ دلیلی برای فرموه ها آورده نشده وعده ای سووال کردن ودنبال جواب بودند لذادرغیاب علم فلسفه جوابگوشده شماکه دربست دین را قبول کردی پرسشی نداری ولی کسی که پرسش داردباید راهی برای جواب دادن باشد.من خودم یک بارمجبورشدم ازفلسفه استفاده کنم,نظریه پیدایش جهان رانوشتم باین تیوری که بین ذرات تشکیل دهنده اتم فاصله وجود داردواگراین فاصله ها راحذف کنیم مثلا کره زمین به اندازه توپ فوتبال میشود همین موضوع درطبیعت وجود دارد مانند سیاه چاله ها که هرچه جرمشان بزگتر می شود حجمشان کمترمی شود یعنی بیشتر به هم میچسبند رسیدم به آنجا که اگرجرم همه جهان رادریکنقطه متمرکزکنیم حجمش به صفرمیرسد یعنی ناپدید میشود ولی چیزی که باقی میماند انرژی لایزال آنهم از نوع پتانسیل یعنی هیچ آثاروجودی نداردبنابراین اینجا به بنبست رسیدم ازطرفی چون حهان موجود هوشمند است لذالازم است هوشمندی هم وجود داشته باشد چون این انرژی به تنهایی نمی تواند خلاق باشدلذابرای رهایی ازاین بنبست مجورشدم فلسفه ببافم چون علم درمانده بود گفتم سه حالت وجود دارد یکی اینکه خداوندی وجود دارد و ازچیزی این انرژی راخلق کرده دراین صورت این چیز راباید دیگری خلق کرده باشد واین به تسلسل میخور وباطل است پس آن چیز باید ازهیچ خلق شده باشد بنابراین این هم شدنی نیست زیرا ازهیچ واقی کلمه نمیشود چیزی راخلق کردبنا براین تنها میماند که خداوند ازخودش جهان راخلق کرده باشد وچون علم واحد است لذا هرچه هست خود خداست چون علم دونمی شود یعنی نمیشود درآمریکا ۲*۲=۴باشدودرایران۲*۲=۵باشدلذاهرچه هست خداست وازاین روست که بعضی ها گفته اند من خداهستم پس بیراه هم نگفته اند اگر کسی مایل است بیشتربداند به من ایمیل کند تابرایش بفرستم بابراین هرچه علم پیشرفت کند فلسفه جایش رابه علم میدهد.

[پاسخ]

بنز

من فایل تصویری برنامه رو می خوام.
بهونه ام نمی پذیرم.
موزیک آکادمی گوگوش عین آب خوردن دس به دس میشه اون موقع شما اگر فایل تصویریشو نذاری اسمت رو میذارم….

[پاسخ]

admin پاسخ در تاريخ آذر ۳۰ام, ۱۳۹۰ ۸:۲۴ ب.ظ:

فایل تصویری در این لینک می باشد
http://www.borhannews.com/news/?p=370

[پاسخ]

بنز

نمی دونم این که یه مسلمون کار بهتر رو از اول انجام نمی ده …. چرا؟به هر حال دستت درد نکنه

[پاسخ]

بنز

نه لینکت به درد نمی خوره حاسبو قبل ان تحاسبو

[پاسخ]

نقی خدابنده لو

لازم دیدم مناظره مختصری باآقای اردکانی داشته باشم مطلب این است که قرآن نمی تواند جوابگوی ما باشد چراکه ترجمه هایی که ازقرآن آمده مطالب غیرعلمی است واین ترجمه ها را علمای بزرگ دینی مثل آقای قمشه ای وطباطبایی ودیگران انجام داده اند شما اگربراین آقایان افضلیت داری ابتدا نقدی براین ترجمه ها بنویس سپس اقدام به انتشار کتاب آسیب شناسی علمی خود کن به این مثل میماند که مامیگوییم نراست شما میگویی بدوشش یعنی وقتیکه کسی نمی تواند قرآن را صحیح ترجمه کند آنوت شما ازروی قرآن آسیب شناسی نوشته ای مثالی از تجمه قرآن که توسط آقای قمشه ای ودیگران نوشته شده بیان می کنم درداستان ذلقرنین آمده که ایشان درمشرق زمین سدی ساخته که مانع عبورقوم یاجوج وماجوج میشود ووپس از اتمام ساخت سد میگوید این سد تاقیامت می ماند ودرسوره بعدی یکی ازآثارقیامت این است که سد شکسته می شود وقوم یاجوج وماجوج راه می گیرند ومی آیند ما امروزه می دانیم که ههمچه سدی وجود ندارد باور نداری برو توگوگل مپ وتمام کره زمین رابگرد اگرسد رایافتی شهرت جهانی پیدا خواهی کرد شما این ترجمه ها رانقد کن اشتباه ها را بگیر زیراقطعا سد سالممی که قوم یاجوج وماجوج درپشت آن باشند وجود ندارد اگر موفق شدی آنوقت می توانی به قرآن استناد کنی درغیر این صورت باور مکن که انسان اندیشمندی سخن شما را بپزیرد.

[پاسخ]

نقی خدابنده لو

من ترجمه چند سوره را درذیل می آورم بخوانید وفکر کنید وجواب دهید.
سوره بقره آیه ۲۹:اوخدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد وپس از آن هفت آسمان را برفراز یکدیگر افراشت.
سوره حج آیه ۴۷:یک روز نزد خدا هزار سال به حساب شماست.
سوره انعام آیه ۹۷:اوست که چراغ ستارگان را برای راهنمایی ما درتاریکی های بیابان ودریا روشن داشته.(توجه کنید که چهار ملیون تریلون ستاره بزرگتر ازخورشید خلق شده که شما درشب راهتان را پیداکنید)
اعراف آیه ۴۰:درهای آسمان برروی آنان باز شود وبه بهشت بیایند.
رعد آیه ۱۳:رعدوفرشتگان به تسبیح وستایش او مشغولند.(رعد صدایی است که ازبرخورد ابرهای بار دار به هم بوجود می آید.)
کهف ۹۷:پس از ساخت سد ذوالقرنین گفت،از آن پس نه هرگز برشکستن سدونه بربالای آن توان شد.
انبیا۹۶:ازآثارروز قیامت ،وقتی سد یاجوج وماجوج گشوده شود.(یعنی سدسالم موجود است قوم یاجوج وماجوج درپشت آن موجود هستند)
انبیا ۳۲:آسمان راسقفی مجفوظ وطاقی محکم آفریدیم.
قمر ۱۱:درهای آسمان را گشودیم وآبی فراوان وپی درپی فرو بارید.(فکرکنید که شعاع آسمان ۱۵میلیارد سال نوری باشد ودرب آسمان را باز کنند وآب این مسافت را طی کند وبه ما برسد)
مومنون۱۷:هما نافوق شما خاکیان هفت آسمان را فراز یکدیگر آفریدیم.
صافات ۶:ما آسمان پایین را با ستارگان تزیین کردیم.
قمر۳۲و۴۰:ما قرآن را برای یاد آوری آسان ساختیم یاآسان کردیم.
نهج البلاغه خطبه۳:ازکف های بر آمده از امواج دریا …هفت آسمان را پدید آورد.
توجه اگرعلاقه مند شدیدایمیل بدهید کل آیه ها را برایتان بفرستم ضمنا اگر توانستید ترجمه جدید تر ارایه دهید ممنون میشوم .

[پاسخ]

بابک حاتمی

به نام خدا

ضمن تشکر از دست اندرکاران برنامه زاویه، بنظر من برنامه زاویه می بایست از اندیشمندان با نحله ها و گرایشهای مختلف دعوت کند تا ایشان در یک برنامه زنده، دیدگاههای و افکار خود را طی مناظره ای که انجام می شود، به قضاوت مخاطبان برنامه بگذارند و توصیه می کنم مجری محترم برنامه، در طول اجرای برنامه از هیچیک از مدعوین، بطور مستقیم یا غیر مستقیم جانبداری نکند، هر چند خلاف عقیده و نظر ایشان هم باشد و بگذارند، مردم نسبت دیدگاهها برداشت و قضاوت کنند.

با تشکر و سپاس

[پاسخ]

محمد

از دیدگاه من آقای زیبا کلام کاملا درست می گفت ما دازیم از تمامی دستاورد های غرب ایتفاده میکنیم بعد همه تمدن آنها زیر سوال میرود !!! دین یک موضوع شخصی است و نبزد در سطح اختماعی مطرح شده وحتی قانون اساسی یک کشور بر اساس آن نوشته شود حوزه فعالیت دین در سصح فردی میباشد و این نکته را هم نباید از یاد برد مه دین نیست که تمدن مسیازد بلکه انسانها با تفکرات مختلف هستند که تمدن را میسازند نه دین

[پاسخ]

نظرات شما


5 × 9 =

آخرین مطالب
رادیواینترنی برهان

ابزار