۷۷

تصوف / مقالات / نقدعرفان

آیا میدانیدصاحب مثنوی سماع زنانه داشته؟بازهم دفاع کنید

خرداد ۳, ۱۳۹۱ در ۷:۴۴ ب.ظ توسط

اینگونه که آقایان از سماع دفاع می کنند انگار سماع برتر و بالاتر از نماز است!واز سماع محمد بلخی واشعاراو دفاع می کنند آیا می دانند جلادالدین  بلخی سماع زنانه هم داشته ؟آقای منصوری لاریجانی ودینانی توجه کنید:
جلادالدین  بلخیمیگوید:
پس غذای عاشقان باشد سماع
که در او باشد خیال اجـــــتماع
وی حتی سماع را برتر از نماز میداند. افلاکی شاگرد جلادالدین  بلخی در مناقب العارفین مینویسد:
روزی در حضور مولانا رباب (یک نوع آلت موسیقی) میزدند و مولانا ذوقها میکرد.از ناگاه عزیزی (یکی از مریدان) در آمد که نماز دیگر (اذان) میگویند. جلادالدین  بلخی لحظه ای تن زد (صبر کرد) و فرمود: نِی نِی آن (اذان) نماز دیگر و این سماع نماز دیگر . هر دو داعیان حقند. یکی (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت میخواهد واین دیگر (سماع) باطن را به محبت حق میخواند. ( مناقب العارفین ص ۳۴۲)
در جایی دیگر در مقابل حدیث حضرت رسول که می فرمایند:حبب الی من الدنیا النسا والطیب و قره عینی الصلوه
جلادالدین  بلخیمیگوید:ما از این عالم سه چیز را اختیار کردیم:یکی سماع ویکی فقاع (آبجو) و یکی حمام (مناقب العارفین ص ۴۰۶ و جلال الدین بلخی ص ۳۴۲).
فرزند خلف جلادالدین  بلخی نیز میگوید : انبیا توجه و رویکرد به خدا را در قالب نماز به مردم می رساندند اما اولیاء (صوفیه) آن نماز حقیقی را به صورت سماع به عالمیان رساندند. (ولد نامه ۱۱۲ ومناقب العارفین ص۳۹۴)
این جمله از فرزندش سلطان ولد در ولد نامه امده است :
روز و شب در سماع رقصان شد
بر زمین همچون چرخ گردان شد
نجم الدین کبری می گوید: شیخ جنید بغدادی در سماع حاضر بود و سماع در نمی گرفت ، شیخ فرمود :بنگرید که هیچ عامی در میان ما هست؟
(منظور غیر صوفی) نیافتند و … شیخ فرمود : بهتر طلب کنید ، چون طلب کردند کفش عامی با کفش صوفی عوض شده بود وبه این دلیل در نمی گرفت . (اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن ص ۲۳)
و باز از قول جلادالدین  بلخیمی نویسد: العشق یزید بالسماع . سماع عشق آفرین است . ص ۴۳۶٫

پدیده شگفت‌تری از سماع جلادالدین  بلخیبرپایی «سماع زنانه» با حضور و توسطجلادالدین  بلخیاست! در این مراسم (یعنی مراسم  سماع صوفیانه – زنانه)، جلادالدین  بلخیخود ستاره اصلی رقص و وجد عرفانی است و زنان – که برخی از آن‌ها از شاهزادگان و اشراف هستند- بر گرد او پروانه‌وار حلقه می­زنند و بعد از ایراد سخنانی توسّط جلادالدین  بلخی، مراسم چرخ و رقص با خوانندگی کنیزکان خواننده و نوازنده درباری آغاز می‌شود و تا نیمه­های شب ادامه می­یابد.

 اینک متن یکی از گزارش­های «سماع زنانه» جلادالدین  بلخیبرای آگاهی بیشتر از موضوع درج می‌شود:

     « از کـُمَّلِ [= بـزرگان] اصحاب مـنقول است که: هـر شب آدینه، مجموعه خواتین اَکابر [= همسران بزرگان] قونیه پیش خاتون [= همسر] امین­الدّین­میکائیل، که نایب خاص سلطان بود، جمع می­آمدند و لابه‌ها[۱] می‌کردند که البته [از] حضرت خداوندگار [= مولانا]، [برای برپایی مراسم سماع] دعوت کند. چه، حضرتش را بدان خاتون آخرت، از حد بیرون التفات و عنایت‌ها بود و او را شیخ خواتین می­گفت. و چون آن جماعت [= زنان] جمع شدندی… بعد از نمازعشاء، حضرت مولانا، بی‌زحمت [= بی‌مزاحمت و] تنها و تنها [= به تنهایی] پیش ایشان رفتی و در میانه ایشان [= زنان] نشسته، هَمَشان [= همه آنـها] گرد آن قُطب [= مولانا] حلقه گشتندی و بر او گشتندی… و حضرتش در میان گل و گلاب غرق عرق گشته تا نصف­اللیل به معانی و اسرار و نصایح مشغول شدی. آخرالامر کنیزکان گوینده [= آوازه‌خوان] و دفّافانِ [= دایره‌زنان] نادِر و نای‌زنان [= نی زنان]، از [گروه] زنان، [به خوانندگی و نوازندگی] سرآغاز کردندی و حضرت مولانا به سماع شروع فرمودی و آن جماعت به حالی می­شدند که سر از پا و کلاه از سر ندانستندی…» (مناقب­العارفین، ص۴۹۰).

کتاب جلادالدین  بلخی­ نیز این داستان را نقل کرده است.

 مورد دیگر از سماع زنانه، برپایی سماع در خانه مریده، «نظام­خاتون» است که در همان مدرک آمده است (مناقب­العارفین، ص ۶۰۱).

 البته برپایی سماع با حضور زنان در میان صوفیه، کم و بیش وجود داشته است. علاءالدّوله­ سمنانی در «چهل­مجلس» (ص، ۲۵۸) و دیگران اشاره­هایی به این مطلب دارند. در مفتاح­ الجنّات آمده است:«… و وقت باشد که مستورات [= زنان] نیز درآرند برخی به نظاره و برخی خود دعوی کنند که ما عین کاریم و مردان و زنان به هم در یک خانه آیند و خود را محرم یکدیگر دانند…(مقدمه­مفتاح­الجنّات، ص ۴۴)».

 اوردالاحباب از قول یکی از مشایخ تصوّف می­نویسد: « من که ابوطالب­ام، مروان قاضی را دریافتم، او را کنیزکان بودند مُغَنّیَه [= آوازه خوان] که به جهت اهل تصوّف آماده داشته بود، هر وقت اهل تصوف را جمع کردی و سماع دادی. »

 آنچه موجب امنیت خاطر و جرأت جلادالدین  بلخیدر برپایی محافلِ سماعِ اینچنینی و زیاده روی در این موضوعِ نه چندان خوشایند در ذائقه ی مسلمانان می شد (جدا از اعتقاد و عقاید وی) حمایت همه جانبه ی حکم رانان و امیران سلجوقی ، بخصوص “معین الدوله پروانه” حاکم واقعی و پرقدرت و همه کاره ی قونیه و روم بود.

معین الدوله خود گرایش صوفیانه داشت و مشایخ تصوف ، چون فخرالدین عراقی ، صدرالدین قونوی ، جلادالدین  بلخیو دیگران را مورد حمایت قرار میداد.

بخش زیادی از مخارج جلادالدین  بلخیو یاران وی (همچنین هزینه ی محافل سِماع) نیز ، از کمکهای پروانه و شخصیتهای دیگری چون امیر معتزّ خراسانی ، همسر سلطان سلجوقی ، علم الدین قیصر و … تأمین می شد.

پاورقی

جلادالدین  بلخی =م ل وی

[۱] – لابه‌ها = التماس‌ها

موافقم(۰)مخالفم(۴)

برچسب‌ها, , , ,

+

۷۷ دیدگاه

  1. دوست

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حالا هرچی ما بگیم رقصی که آقای دینانی گفت با اینا فرق داره، شما دوباره از رقص و سماع، ذهنتون میره به سمت صوفی نماها که دامن سفید می پوشند و کلاه دارند و می چرخند!
    بابا سماع در اصطلاح عرفا (نه صوفی نماها) یعنی حرکت از نقص به کمال.
    امیدوارم دوباره این رقص های مطربی در ذهن شما نیاد و بگید که چطور این رقص ها از نقص به کمال می ره!!!
    رقص و سماع عرفانی فقط در لفظ، با رقص الواطی و هرزگی مشترکه!
    دوستانه تمنا می کنم که اینا بفهمید.

    موافقم(۴)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۱ ق.ظ:

    سلام علیکم خدمت کاربر محترم
    ۱-ماهم نمی گوییم که این رقص هرزه دری والواطی است بلکه علت حرمت آن بدعت می باشد ودرشریعت از اعمال سلوک عرفانی ورسیدن معبود وارد نشده است وسوالی هم که از مراجع تقلید شد نه به خاطر الواطی وهرزه دری وبلکه به عنوان رقص عرفانی وعملی مستحسن برای رسیدن به خداکه همه مراجع عزیر با تسلط کامل این طریق وروش را بدعت وغیر شرعی دانستند وهیچ وجه جوازی برای آن تعیین نکردند.
    ۲-مگر اهل بیت ما عارف نبودند چرا آنها این حرکات روحانی به بدنشان انتقال پیدانکرده ؟ اگر اینقدر این رقص عرفانی که شما می گویید مهمه چرا در اسلام سفارش نشده؟ودرشریعت نیامده که هیچ بلکه نهی از میل به ایگونه مسائل شده
    ۳-برفرض جواز این حرکات مثلا عرفانی دیگر عدم جواز اختلاط آن را که هر مسلمان ومومنی می فهمدومیداند که اگر هم این رقص عرفانی جایز باشدبا زنان وجنس مخالف که دیگر جایز نیست واین پست را ما برای عقلاومومنین قرار دادیم که بدانندرقص عرفانی جلادالدین بلخی وطرفدارانشان بدعت دینی است که هیچ بلکه مخالف شریعت نیز می باشد.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    دوست پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۸:۱۰ ق.ظ:

    درود و سلام بر شما
    اگر مطمئن شوم که در ادامه هم، به همین شکل (متین و فهمیده) به نظرات، پاسخ می دهید (چون در پست های دیگر رفتارهایی بعضاً تند و متعصبانه دیده ام.) مطمئن باشید که در این زمینه به نتیجه خواهیم رسید.

    ۱- یک نکته وجود دارد که در آن خلط مبحثی صورت گرفته است. یک طرف، بحث های تاریخی و شخصی است مثل آنچه که شما درباره مولانا ذکر کردید (که فعلا درباره صحت آن حرف نمی زنیم.) و طرف دیگر، صحبت های استاد دینانی است درباره رقص و سماع.
    همان طور که گفتم نظر استاد به هیچ وجه نزدیک به آن رقصی که گفتم در اذهان هست (رقص هایی که اکنون شاهد آنیم و حتی رقص هایی که شما از تاریخ برای مولوی ذکر کردید) نبوده و باز هم تاکید می کنم که رقص مورد نظر استاد، تنها در لفظ، با رقص هایی که شما بیان فرمودید اشتراک دارد. پس باید این ذهنیت را از خود دور کنید که استاد در صدد دفاع از این رقص های ظاهری بوده اند (حتی اگر به قول شما مولوی هم اینطور می رقصیده و مختلط هم بوده است!)

    ۲- نکته دیگر که باز هم مربوط می شود به ذهنیت اشتباه شما از رقصی که جناب استاد گفتند، این است که فرمودید اگر این رقصی که آقای دینانی از آن دفاع می کنند درست است، چرا پیامبر و معصومین ما چنین رقصی را نداشته اند و چرا در شریعت نیامده است؟ و چرا همه مراجع، آن را رد کردند!
    جواب این است که: معلوم است آن رقصی که شما در نظر دارید کاملا مخالف اسلام است و از مراجع عظام هم بعید و دور از ذهن است که جوازی برای آن صادر کنند، چه برسد به معصومین و حضرت ختمی مرتبت! دلیل آن هم روشن است، چون این عمل با این اوصاف ذکر شده نه تنها موجب هیچگونه رشد و تعالی نمی شود بلکه مانند دیگر رفتارهای اینچنین هرزه و غیر اخلاقی، موجب دوری و قطع اتصال معنوی با خداوند می شود.
    اما برسیم به رقصی که استاد، وصف آن را کردند. (به این نکته ای که در ادامه خواهم گفت به دقت تمرکز و توجه کنید.)
    اساس رقص عرفانی که مد نظر استاد دینانی است، روح است و معنا. به عبارت دیگر حرکت معنوی و متعالی روح انسان در راستای رسیدن به کمال (به کلمه حرکت در اینجا دقت شود، همه سوء برداشت ها از این کلمه ناشی شده است.) در اصطلاحات عرفا، رقص نامیده می شود (و اندکی با سماع، فرق دارد که اگر لازم شد، بعدا خواهم گفت.)
    خوب تا اینجا که مشکلی نداشت! این حرکت نه تنها مذموم نیست، بلکه اساس دین و شریعت هم همین حرکت متعالی و رو به رشد انسان است. تصور چنین حالتی برای امامان و پیامبر هم ممکن است و بلکه لازم است. چنانکه برخی روایات نیز حاکی از آن است.
    مشکل از اینجا آغاز می شود که این حرکت به بدن مادی و جسمانی فرد، منتقل می شود. اینجا کمی مسئله پیچیده و تعقلی و یا فلسفی می شود. اگر شما به اتحاد روح و بدن معتقد باشید که خوب مسئله حل شده است، اگر نه که باید روی این موضوع بحث شود. دلایل ساده ای هم برای اثبات این امر وجود دارد که اگر لازم شد، در جای خود با آنها اشاره خواهم کرد.
    یک نکته دیگر هم که باید بگویم این است که حتی این حرکت جسمانی و ظاهری که در بدن شخص، قابل رویت است، اگر واقعاً حقیقی و بر اساس تعالی باشد، باز هم نباید با رقصی که اکنون در جوامع صوفی شاهد آن هستیم اشتباه شود و آن را به اولیا و عرفای حقیقی نسبت داد. که این نکته هم بسیار قابل توجه است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۱ ب.ظ:

    سلام علیکم خدمت کاربر محترم
    ۱-ماهم نمی گوییم که این رقص هرزه دری والواطی است بلکه علت حرمت آن بدعت می باشد ودرشریعت از اعمال سلوک عرفانی ورسیدن معبود وارد نشده است وسوالی هم که از مراجع تقلید شد نه به خاطر الواطی وهرزه دری وبلکه به عنوان رقص عرفانی وعملی مستحسن برای رسیدن به خداکه همه مراجع عزیر با تسلط کامل این طریق وروش را بدعت وغیر شرعی دانستند وهیچ وجه جوازی برای آن تعیین نکردند.
    ۲-مگر اهل بیت ما عارف نبودند چرا آنها این حرکات روحانی به بدنشان انتقال پیدانکرده ؟ اگر اینقدر این رقص عرفانی که شما می گویید مهمه چرا در اسلام سفارش نشده؟ودرشریعت نیامده که هیچ بلکه نهی از میل به ایگونه مسائل شده
    ۳-برفرض جواز این حرکات مثلا عرفانی دیگر عدم جواز اختلاط آن را که هر مسلمان ومومنی می فهمدومیداند که اگر هم این رقص عرفانی جایز باشدبا زنان وجنس مخالف که دیگر جایز نیست واین پست را ما برای عقلاومومنین قرار دادیم که بدانندرقص عرفانی جلادالدین بلخی وطرفدارانشان بدعت دینی است که هیچ بلکه مخالف شریعت نیز می باشد.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    دوست پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۲۵ ب.ظ:

    پس جواب من چی شد!!؟
    این که دوباره همون حرف ها بود!
    حرکت معنوی و رابطه جسم و روح چی شد؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۸:۴۵ ق.ظ:

    هرچی این دوست میگه بابا این سما در اصطلاح عرفانی ربطی به رقص حرام جسمانی نداره دوباره admin میگه چرا ائمه حرکات روحانی به بدنشان منتقل نمیشد؟
    لطفا مسولین سایت اول برید کامل توجیه بشید که منظور از سما چیه بعد ببینید ائمه داشتند یا نه و یا هر بحث دیگه؟؟؟؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۲:۲۳ ب.ظ:

    سلام علیکم
    مثل اینکه شما جواب ما را کامل نخوانده اید یا فقط همانی که خود می خواهید می گویید بحث ما روی رقص نیست بحث روی بدعت وشیوه های ابداعی در مذهب است واگر شما کاملا ودرست به جوابیه مراجع نگاه کنید همه آنها ازجمله مقام معظم رهبری (دام ظله)که فرمودند:
    ۱-ترویج عقایدصوفیه حرام است
    ۲-تقرب به خدای متعال با عبادت های جعلی حاصل نمی‌شود و باید از روش اهلبیت (علیهم السلام) پیروی کرد.
    پس پحث روی بدعت بودن وتقرب به خدا وند با سماع است نه هرزه دری که آقای دینانی ومنصوری لاریجانی متوجه منتقدین نشدند

    با زهم تاکید کنم بحث بدعت است است نه رقص وحرکت بدن
    http://www.borhannews.com/news/?p=1285

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حق پرست پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    ىوست عزیز می شه بفرمایید جرا عرفا از واژههایی استفاده می کنند که در شریعت مقدس مذموم هست مثل رقص، سماع، می، عشق، خانقاه و ...
    اگر واقعا این عرفان بر گرفته از اسلام است چرا اصطلاحاتش اسلامی نیست؟
    چرا اهل بیت که اعرف العرفا هستند از این اصطلاحات به کار نبردند؟
    پس اگه قراره هرکی اصطلاحی بسازه بنده هم میگم فلاسفه و عرفا خیلی خرند البته نه به معنای دراز گوش بلکه معنای دیگه ای داره که اگر میخوای مراد منو بفهمی باید ۵۰ سال سر درس من بیای تا این اصطلاح جدید منو بفهمی.
    لطفا آنچرا که عیان است را انکار نکنید.

    موافقم(۱)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    دوست پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۸ ب.ظ:

    این اشتراک لفظی به دلیل همان مطلبی است که بنده گفتم.
    با پذیرفتن اتحاد روح و بدن، همان طور که خود استاد دینانی هم در آن کلیپ گفتند، جسم هم به حرکت در می آید (البته نه حرکتی که دقیق و حساب شده و از روی حرفه و تکنیکی باشد مثل رقص های امروزی؛ بلکه نوعی حرکت جسمانی، نوعی لرزش، نوعی اهتزاز.)
    از همین رو و به فراخور شباهتی که این حالت، تنها و تنها در میان دیگر اعمال، به رقص داشته است نام آن را استعاراً رقص نامیده اند.
    مانند شراب و می و ساقی و ... که مسلماً همین معنای ظاهری را نداشته است (دلیل آن هم این است که عرفای معاصر ما مانند شیخ بهایی، علامه طباطبایی و از همه مهم تر شخص امام خمینی هم در اشعار خود از این الفاظ، استفاده می کرده اند و ما می دانیم که هیچ کدام از آنها نه شرابخوار بوده اند و نه رقّاص!)
    اما همان طور که گفتید، این الفاظ، در شریعت و کلمات معصومین ما نیامده است. دلیل این امر هم آن است که طبق اعتقاد همه ما، معصومین (ع) کامل ترین انسان ها و نزدیک ترین افراد به منبع غیبی و حقّی بوده اند.
    این چه ربطی به بحث ما داشت! ؟
    خوب همین است نکته مهم! نکته اینجاست که افراد عادی که می خواهند از صفر شروع کرده و به مقامات عالی برسند، یک شَبه به اعلی علیین دست نمی یابند، بلکه باید همه مقامات و مراحل را طی کنند و بر همه پله ها قدم بگذارند. خوب معلوم است که پله ی پایین تر در مقابل پله بالاتر دارای نقص هایی است و به همین دلیل است که یک پله و یک مقام، بالاتر از مقامی دیگر است.
    همین جاست که این رقص عرفانی (به معنای صحیحی که قبلا گفتیم) در یک حالت خاص برای شخص عارف حادث می شود و ممکن است (که حتماً هم همین طور است) در مقامات عالی تر، این حالت رقص گونه برای او رخ ندهد!
    و از آنجا که معصومین ما از هر نقصی به دور هستند مسلما نباید انتظار داشت که آن ها هم از رقص و سماع سخن، بگویند.
    البته اشتباه نشود! پیامبر و دیگر معصومین، حالت رقص در حیث باطنی و روحی داشته اند (رقص به معنی تعالی روحی و «حرکت» از نقص به کمال، که قبلا به آن اشاره کردیم.) منتها تفاوت آنها با برخی اهل عرفان در اینجاست که این بزرگواران و معصومان، به دلیل علو مرتبه ای که داشته اند، احاطه کاملی بر رفتار خود داشته و از حرکات جسمانی (که جنبه نقصانی دارد) به دور مانده اند.
    پس باید توجه داشت که «حرکت» متعالی روحی که انسان را از نقص به کمال می رساند، در همه افراد از جمله عارفان و امامان و پیامبران و حتی علما و فیلسوفان و متعقلان، جریان دارد اما به نسبت مقام اشخاص، ممکن است این عمل در ظاهر هم ظهور کند که زیاد خوش آیند نیست!
    به همین دلیل است که اکثر عرفای بزرگ، از رقص و سماع (وقتی که به جسم منتقل می شود.) دوری جسته و بعضا به آن ایراد گرفته اند از جمله این عرفا، بزرگترین شان شیخ اکبر محیی الدین عربی است که نسبت به رقص و سماع عرفای پایین تر، خرده گرفته است.

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    مصطفی پاسخ در تاريخ شهریور ۶ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۴ ق.ظ:

    جناب دوست

    آقای دینانی معصوم نیست بنابر این اگر در دفاع از مراد خود ملای رومی هنگام تعریف روح و اتحاد آن با بدن و حرکات آن خطا کرده باشد و ما قطعاً میگوئیم که خطا کرده و شما بخاطر دفاع از او، به معصومین "ع" تهمت دروغ بزنید نه تنها به سمت کمال حرکت نکرده اید بلکه سمت و سوی حرکت شما به سمت درک اسفل میباشد و اگر تا پایان عمر بر همین راه بمانید به مرتبه اسفل سقوط خواهید نمود و آنجا همنشین ملای رومی و آقای دینانی خواهی شد البته آقای دینانی هم هنوز فرصت بازگشت دارد.چرا که هر کس چیزی را دوست دارد با آن محشور خواهد شد ولو این که یک تکه سنگ باشد.
    سوره تین آیات ۴-۶
    لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَانَ فىِ أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ(۴)
    ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ(۵)
    إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرْ ممَمنُونٍ(۶)

    در تفسیر برهان ذیل آین آیات از قول حضرت امام رضا"ع" آمده است:
    عن محمد ابن الفضیل، قال: قلت لأبی الحسن الرضا (علیه السلام): أخبرنی عن قول الله عز و جل: وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ إلى آخر السوره، فقال: «التین و الزیتون: الحسن و الحسین».
    قلت: وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ؟ قال: «هو رسول الله (صلى الله علیه و آله)، أمن الناس به من النار إذا أطاعوه».
    قلت: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ؟ قال: «ذاک أبو فصیل حین أخذ الله المیثاق له بالربوبیه، و لمحمد (صلى الله علیه و آله) بالنبوه، و لأوصیائه بالولایه، فأقر و قال: نعم، ألا ترى أنه قال: ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ یعنی الدرک الأسفل حین نکص و فعل بآل محمد (صلى الله علیه و آله) ما فعل؟».
    قال: قلت: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ؟ قال: «هو و الله أمیر المؤمنین (علیه السلام) و شیعته فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ».

    در حدیث فوق می بینی که درک اسفل، متعلق به کسانی است که از تبعیت حصرت رسول"ص" روی گرداندند و حق معصومین "ع" را ضایع نموده اند و کردند آنچه کردند و از جمله اعمالی که دشمنان ایشان مانند ملای رومی و استادان و شاگردانش در حق ایشان روا داشته اند دادن نسبت های دروغ به آنان است.
    اگر معصوم "ع" تفکرات صوفیه را حرام اعلام نموده و تصریح بر حرام بودن رقص دارد کسی که اندکی دین داشته باشد پشت حرف امام خود توقف میکند و را رشد رااز امام خود طلب خواهد نمود و این تهمت بزرگتری خواهد بود که ائممه در ارائه طریق کامل رشد کوتاهی کرده باشند اما یک نکته که همفکران دینانی میگویند این است که چون دست رسی به کلام معصوم "ع" کار هر کسی نیست پس ما به هر گنده گوی حرافی که مسیرش به وضوح اظهر من الشمس مخالف ائمه است بیاویزیم تا به کمال برسیم سبحان رب العزه عما یصفون پرودگار متعال هرگز چنین دینی نازل نفرمود.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    دوست پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۲ ب.ظ:

    این حرف ها جای بحث دارد و برای ادامه آن باید یک سری مسائل عقلی از جمله ماهیت روح و «من» انسان و همچنین رابطه حقیقت انسان یعنی روح، با بدن جسمانی و مادی مشخص شود که نیازمند یک بحث طولانی، تخصصی و البته عمیق است.
    صحبت من بیشتر سر این بود که این اتهام هایی که به استاد دینانی وارد کرده اید، نابجا و ناحق بوده است.
    امکان دارد (البته به نظر من بعید است) حرف های شما یا لااقل بخشی از آنها در مورد شخص مولوی صحیح بوده باشد. ولی مسلما با شناختی که من از افکار و عقاید استاد دارم (از دور و از نزدیک) و از همه روشن نر و صریح تر، بنا به گفته های خود استاد، منظور ایشان از رقص عرفانی و سماع روحانی، یقیناً چیزی نیست که شما ایشان را به آن متهم می کنید.
    شما اگر صحبت های دیگر استاد دینانی (که در کانال معرفت در آپارات به آدرس: http://www.aparat.com/maarefat موجود است) مشاهده کنید و نظرات و دیدگاه ایشان را در مورد حضرت ختمی مرتبت (ص)، امیرالمومنین (ع) و دیگر امامان و به طور کلی درباره دین و شریعت اسلام بشنوید، حقیقتا متوجه خواهید شد که نسبت دادن این .... ها به استاد، نا روا و نا به حق است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد لابلخی پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۵ ب.ظ:

    پس اعتراف کردید که مقامات شما مدعیان عرفان کامل نشده پس چرا بعضی هاتون ادعای خدایی و نبوت و امامت و انسان کامل را دارید ؟
    آیا این انسان های عارف کامل از شما فلاسفه نمی رقصند؟
    لرزشی که گفتید ندارند ؟

    این استاد دینانی از دین سماع و رقص عارفانه اش را فهمیده ، اما متوجه نیست که تراشیدن محاسن حرمت شرعی دارد ؟
    لابد به آن مرتبه نرسیده که جلوی تراشیدن ریشش را بگیرد !
    اگر نمی تواند جلوی تراشیدن ریشش را بگیرد من می توانم پس من مرتبه ام بالاتر است .
    من هم می گوییم فلسفه کشکه ، هر چه هست در سخن اهل بیت و قرآن است .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    یه نفر پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۴:۴۸ ق.ظ:

    اشتر به شعر عرب، در حالت است و طرب

    تورا که حالتی نشد، گژ طبع جانوری!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    دوست پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۱ ق.ظ:

    همینه دیگه وقتی یک کلمه عرفان و فلسفه نخوندید و فقط اهل بیت، اهل بیت کردید و فکر کردید که فقط خودتان پیرو راستین اهل بیت (ع) هستید ... نتیجه اش همین میشه.
    اگر هم یه نفر به شما بگه که: دوست عزیز، شما عرفان و فلسفه نمی فهمید ... دیگر واویلا! تو بوق و کرنا می کنید که آهای ایهاالناس! ببینید کی داره توهین می کنه ... ببینید اینا که ادعای دین می کنند چطور فلان و بهمان .....!
    بابا! خود قرآن هم بعضی وقتا بعضی ها را خر و گاو خطاب می کنه (کالانعام). یه دکتر روان پزشک هم به بیمارش میگه «روانی!». پس دکتره هم داره توهین میکنه.
    خوب وقتی میبینند که حتی از اصطلاحات عرفا هم بی خبرید با شما چی بگند؟ بگند استاد دانشمند، بنده اینطور فکر می کنم ... نظر شما چیست!؟ خوب می گن دوست عزیز شما کم مطالعه کردید، کم تحقیق کردید خواهشا بروید و درباره فلسفه و عرفان بیشتر تحقیق کنید.
    شما وقتی مقامات عرفا را نمی شناسید، فکر می کنید که وقتی بنده از مقام و مرتبه حرف می زنم از خودم در میارم. شما اصلا میدونید جمع یعنی چه؟ فرق یعنی چه؟ محو یعنی چه؟ صحو یعنی چه؟ بقا یعنی چه؟ فنا یعنی چه؟ صحو بعد محو یعنی چه؟
    وقتی اینها را نمی دونید فکر می کنید که مقام اینه که شما یه چیزی را بدونید و دیگری ندونه پس یعنی مقام شما بالاتره!
    آخه تراشیدن ریش چه ربطی به مقامات عرفانی داره؟!!!
    استاد بنده خدا هم که هر وقت تا حالا ما دیدیم ریش داشته آقای ظاهر بین! همین ظاهر را هم دقیق تر ببین! خواهشاً
    بنده فکر نمی کردم بعد از حرف هایی که زدم، کسی پیدا بشه بگه «این عرفای شما که کامل نشدند، چرا فلان حرف را می زنند ....»
    بنده که عرض کردم؛ سالک در راهی که می رود مقامات مختلفی را پشت سر می گذارد و هر مقامی از مقام پایین تر کامل تر است و از مقام بالاتر، ناقص تر. این مقامات و مراتب هم هیچ وقت تمام نمی شود که بگوییم خوب هر کسی به این درجه و مقام رسید دیگر اسمش را می گذاریم ولی یا انسان کامل یا .... ( و فوق کل ذی علمٍ علیم) . آدم و نوح و خضر و موسی و عیسی و محمد (صلوات الله اجمعین) همه پیامبر بودند، اما شما می توانید ادعا کنید که مقام همه این افراد یکی است!!!؟
    گذشته از این، کدام عارفی ادعای پیامبری و نبوت و امامت کرده و گفته بیایید از من پیروی کنید؟ همه عرفای بزرگ در هر مرتبه ای که بوده اند، هنوز پیروی پیامبر و معصومین را می کردند.

    چرا همین طوری بی حساب و کتاب حرف می زنید. به خدا قسم اگر جایی که سواد نداشتید و چیزی نمی دانستید، بگویید «نمی دانم، می روم مطالعه و تحقیق می کنم.» خدا و فرستادگان او بیشتر از شما خوشنود می شوند تا وقتی که چیزی را که نمی دانید بگویید.
    پیروی مکتب اهل بیت (ع) به «اهل بیت، اهل بیت» گفتن که نیست، به همین مراعات کردن اخلاق و فروتنی است نه به تهمت زدن و ناروا گفتن!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۱۱ ب.ظ:

    ایول آقا به این میگن حرف حساب!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ابواحمد پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۳۹ ق.ظ:

    احسنت برادر

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    الف پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۶ ق.ظ:

    تا این جا با حرفاتون موافقم.ولی مسئله اینجاست که امام خمینی که هم عصر ماست دیوانش پر این اصطلاحاته.شاید تشبیه باری تعالی به معشوق زمینی درست نباشهو باعث انحراف تو خواننده بشه ولی می الهی واقعا تو کشف و شهود عارفا اتفاق افتاده.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    منصف پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۷ ب.ظ:

    حق پرست می وعشق وسماع اصیل در دین واهل بیت هست"فتامل"
    وسقاهم ربهم شرابا طهورا

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ خرداد ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۰ ق.ظ:

    باسلام

    متاسفانه این صحبت درعدم فهم حتی لغت عربی است(شراب در عربی به معنای نوشیدنی می باشد نه مسکریا خمر مثل ما که می گوییم شربت منند شربت آبلیمو و... واقعا اینقدر سطح علمی مخالفان پایین است

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ابواحمد پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۴۲ ق.ظ:

    کمر باریک و سینه برجسته و ... که تو قرآن هست؟!!!!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۷ ب.ظ:

    باسلام

    بله متاسفانه کار فلاسفه وعرفا قیاس های باطل است و این قیاسها کار شیاطین است
    این واژه ها برای حوریه های بهشتی ونعمتهای بهشتی وارد شده نه برای انسانهای زمینی وشهوات بشری

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد لابلخی پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۸ ق.ظ:

    چرا مغالطه می کنی
    کلاه و دامن مال زمان جلادالدین بلخی است
    الآن با لباس های امروزی بلرزون راه میندازند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۶:۱۵ ق.ظ:

    مولوی خیلی پیچیدست
    اگه بخوایم در موردش نظر بدیم باید بر علم کلام و حدیث و قران و روانشاسی و فلسفه و .... مسلط باشیم
    ولی اینکه ما از توی این همه حرف و حکایت زیبا بیاییم رو یه نقطه دست بزاریم که این چرا اینجوریه فکر نکنم دردیو دوا کنه و میشه مثنوی ۷۰ من.
    مثنوی و فیه و ما فیه سرشار از نکات زیباست که اگر هم اشتباهی صورت گرفته باشه توی بقیه گم میشه.
    متشکرم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. پاداد

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    آقای ادمین
    بابا ! رقص عرفانی خودش میاد..نه اینکه ما بریم انجامش بدیم!!!
    پس دستور دادن به آن بیهوده است!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. غریبه

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    شما دست نشانده های صهیونیست هستید! برای ایجاد تفرفه در امت اسلامی!

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  4. حسن

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    آقای Admin واقعا منم حرفم همینه چرا اهل بیت از این جور کارا نداشتند ؟
    آدم بیاد اهل بیت رو که از هر ناپاکی و گناه معصوم اند ول کنه بره دنبال ارسطو و افلاطون بهتر از این نمیشه که .
    حضرت ابوالفضل العباس با پیروی از امام زمانش به اون مقام رسید نه عارف بود نه فیلسوف . شما هم از امام زمانتون پیروی کنید و منتظر واقعی حضرت باشید .
    خدایا فرج حضرت رو نزدیک کن

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    یک دانش آموز پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۰۷ ق.ظ:

    اتفاقا اهل بیت از همه عارف تر بودند برادر.تذکره الاولیا رو اگر مطالعه کرده باشید میبینید دو تن از ائمه شرح حالشون به عنوان عارف گفته شده.

    ارادت به حضرات اهل بیت هم متناقض با ارسطو و افلاطون و مولانا خوندن نیست.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۱۱ ب.ظ:

    این یعنی پلورالیسم این یعنی اینکه همه خوبن وم برائت جستن از باطل نباشد و حقو باطل آمیخته شدن هدف این تفکرات تکثرگرایی می باشد ارسطو و امثال انها که همجنس گرایی را بیان کردند ملای رومی هم که مولای شماست و مولای ما امیرالمومنین علیه السلام هست موارد انحرافش مشخص است از مشرک دانستن ابوطالب تا توهین به شعیان و امام حسین علیه السلام .

    پس برادر عزیز این تفکرات انحرافی و پلورالیستی را از خود دور کنید و تنها از معصومین اخذ علم کنید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. شمس

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    کاش به شما هم یه تریبون میدادند تو صدا و سیما، همین حرفا رو میزدید که هم آتش حسادتتون فروکش میکرد و هم مردم حق انتخاب داشتند که این آسمون ریسمون کردنهای رو بپذیرند یا ۴ کلوم حرف حساب رو.
    هرچند شما الحمدلله تیغ تکفیر رو در اختیار دارید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. دوست دوست

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حق با دوست است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. دوست دوست

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حرف دوست را متوجه شوید تهمت نمی زنید.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. محمد لابلخی

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم
    وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ(الأعراف/۲۱)
    و (ابلیس) برای آن دو سوگند یاد کرد که من (حتماً و یقیناً) برای شما از خیرخواهانم.

    یا للعجب !
    این دیگه قابل دفاع نیست واقعاً شرم آور است که کسی به اسم اسلام و شیعه از بدعت های جلاد الدین سنی مذهب دفاع کند .
    شاید این «دوست» از اهل تسنن است .

    چرا هر کس می خواهد مغالطه ای را به نام دین به خورد مردم دهد می گوید من دوست شمایم ؟

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    یک دانش آموز پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۸:۱۱ ق.ظ:

    به عقیده ی شما همه کافرن خدا فقط مال شماس؟ناصرخسرو ام اسماعیلی بوده. حضرت حافظم سنی مذهب بوده.و خیلیای دیگه . ادبیات و عرفان ما عموما برپایه ی عقاید اشعریه.
    چیزی از ارزش ها کم میکنه؟۹

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. کاظم

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    چیه هیچکدام جواب ندارین ۳مورد آدمین را جواب بدین !

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. دوست

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    برای اینکه کمی مطمئن شوید که این رقصی که عرفای حقیقی از آن دم می زنند یک حالت درونی است و نه اینکه بلند بشوند و باایستند و بی مقدمه شروع به رقص کنند؛ پیشنهاد می کنم این ویدئو کوتاه را از علامه طباطبایی ببینید که چنین حالت درونی در ایشان هم به وجود می آمده است.
    آدرس ویدئو در سایت آپارات:

    http://www.aparat.com/v/6b939460a6f473dc2d6b613bea3af05b56200

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد لابلخی پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۰۲ ب.ظ:

    مرجع تقلید داری یا نه؟
    علامه طباطبایی است !؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. دوست

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    جالب اینجاست که خود ایشان هم ابایی ندارند که اسم این حالت را رقص بنامند. ایشون هم فقیه و مرجع و عالم بودند. اکثر قریب به اتفاق مراجعی که شما در رد رقص عرفانی از آنها استفتاء کرده اید، شاگردان همین بزرگ مرد بوده اند.
    به نظر بنده اگر ایشان، هم اکنون در نزد ما بودند و شما از ایشان همان استفتائی که از مراجع کردید از ایشان هم می پرسیدید، قطعا پاسخ ایشان همانی بود که شاگردانش پاسخ دادند. چرا که شما حکم رقص و سماعی که فرقه منحرف صوفیه امروزی انجام می دهند را پرسیده اید و نه حکم رقص عرفانی به نعبیری که استاد دینانی از آن کردند را!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. دوست

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    در آخر هم ادامه کلیپ اولی از استاد دینانی که شما طبق آن، این بحث را راه انداختید (یعنی همان کلیپ سماع که در مستند خود از آن استفاده کردید) را آماده کرده ام که پیشنهاد می کنم برای نتیجه گیری آخر و برداشت صحیح از کلام استاد، حتما آن را مشاهده کرده و در اختیار خوانندگان این مطلب هم قرار بدهید.

    آدرس ویدئو در سایت آپارات:

    http://www.aparat.com/v/371950e63b95e21a7dc037f34e4a1920207034

    امیدوارم موفق باشید. در پناه حق

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  13. پاداد

    on خرداد ۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بابا!
    اینارو از راه فلسفه و منطق نمی شه نوجیه کرد..دوستان اهل فلسفه زیاد خودتون خسته نکنید..
    باید بدون انصاف چیزی در خور شخصیتشان مثل خودشان برخورد کنیم..

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد لابلخی پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۱ ۶:۰۸ ق.ظ:

    نوکر دلیلیم
    نه مغالطه هایی که از روی تعصب انجام می دهید
    بلرزون برو تا خدا این بدعت است
    با بدعت کسی به خدا نمی رسد بلکه دور تر می شود

    اگر هم خودش میلرزه ، گناه نداره اما چیز خوبی نیست و إلا پیرمرد ها سریع تر به سمت خدا می روند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  14. محمد لابلخی

    on خرداد ۵, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    جناب دوست
    ادعای انسان کامل شدن ، برابر با ادعای مقام پیامبر و امام هست یا نیست ؟
    فناء فی الله ، ادعای خدایی هست یا نیست ؟

    حالا شما بی اختیار بلرزید شاید در آینده ادعای خدایی هم بکنید .
    اگر شما اهل تشیع هستی و تقیه می کنی ، اربابان اهل تسنن شما تقیه نکردند و «أنا الحق» گفتند .

    اگر تازه کاری و اگر در این مسیر ادامه دهی خواهی فهمید که تهش همین است که ادعای انسان کامل (مقام انبیاء و ائمه) می کنند این بزرگان فلاسفه .

    اما ما چنین ادعایی نمی کنیم ، ما باید تلاش خود را در راه حق بکنیم و بقیه اش را چشم امید به شفاعت داریم .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  15. پیرهاشمی

    on خرداد ۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    شما اهل بحث نیستید. شما جماعتی هستید که تنها به یک واژه آویزان شده اید که اعتقادی هم راستین به آن ندارید و برای منافع ذهنی خود و طبق مقدار فهم خود به جنگ فلاسفه با پول شرعیات و حقوق مسلمین پرداخته اید.
    چند سئوال وجود دارد.
    ۱-هزینه این تبلیغات زد فلسفه اسلامی از کجا می آید؟
    ۲-آیا جز اموال شرعیه مسلمین که به عنوان خمس و زکات پرداخته اند؟
    ۳-هزینه این سایت میلیونی و غیره؟
    ۴-آیا حرام نیست اموال شرعیه مسلمین در امور سلیقه ای یک گروه منحرف مصرف شود که برای رسیدن به مقصد از جان و مال مسلمین خرج می کنند؟
    ۵- شما تمام فلاسفه را کنار هم می گذارید. نیچه و امام خمینی برای شما فرقی ندارد. فلسفه اسلامی و غربی هم برایتان فرقی ندارد. کلا با فلسفه مخالفید. آیا ما هم شما اهل کلام را با اهل کلام مسیحی و یهودی، یکی بپنداریم؟
    ۶-فکر نمی کنید کلام شما شباهت بسیاری با هم مسلکانتان در اهل تسنن و حتی در اهل مسیحیت و یهودیت وجود دارد؟
    ۷-آیا استدلال نداشته شما مانند همانها نیست؟
    ۸-آیا شما تندرو و سلفی و طالبانیست از نوع شیعی آن نیستید که جز تخریب و مماشات کار دیگری بلد نیستید؟
    ۹-آیا شما با این رویه به جای هم اندیشی با برادران مسلمان اهل تسنن و ایجاد روحیه وحدت مسلمین به جنگ و برادر کشی و ناامنی جامعه ایران اسلامی و جامعه جهانی مسلمانان اقدام نمی کنید؟
    ۱۰-آیا فکر نمی کنید خاورمیانه و دنیای اسلام دیگر توان این همه برادر کشی و تفرقه را ندرد؟
    ۱۱-فکر نمی کنید تندروی های شما کلامی ها که قرنهاست که خون فلاسفه اسلامی را به جرم کافر بودن ریخته اید، برای امروز ایران که خواهان آرامش و پیشرفت و ساختن تمدن بزرگ اسلامی است، مضر و موجب استحکاک و به انحراف رفتن ذهن مردم و جامعه به سمت تفکر سلفی شیعی است؟
    ۱۲-آیا انشعاب در دین جایز است و شما می توانید نوع بینش و تفکر نداشته تان را به اسم دین به مردم مسلمان بخورانید؟
    ۱۳-آیا برداشت شما از دین یک برداشت براساس نوع اجتهاد یا بهتر بگویم برداشت کورکورانه از روایات و قرآن نیست؟
    ۱۴-چرا شما می توانید برداشت نامعقول و بی برهان خود را از دین مبرهن اسلام به اسم کلام و تنها مسیر اسلام معرفی کنید و دیگران را کافر و حربی بخوانید ، تنها به این دلیل که آنها اسلام را با جان و دل و از مسیر عقل شناخته اند و برای به ثمر رسیدن آن هزینه های بسیار داده اند و برای تشکیل حکومت اسلامی انقلاب کرده اند و خونهای بسیاری برای تنها تمدن اسلامی معاصر تقدیم کرده اند، در حالی که شما آفیت گزینان، سر در برف کرده، حق ناشناس، خمس و زکات خورده، مال مسلمین به هدر داده، بی عقل و بی برهان، همه را به فعل حرام رانده، خود را الحق و اکبر می دانید؟
    ۱۵-عباسی ها و نصیری های شما برای تئوریزه کردن افکار ضاله شما از چه کسی و از کجا پول میگیرند؟ آیا از اموال شرعیه پرداخت می کنید و یا دست استعمار انگلیس در کار است؟
    ۱۶-شما امام خمینی عزیز ما که روح هر بسیجی مومن فدای آرمانهای این عارف و فیلسوف است، را به راحتی تخطئه نموده و نجاست را به دامان پاک ای مطهر، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب می چسبانید و هم مسلکان ایشان چون علامه طباطبایی و مطهری پاره تنش را منحرف و شاگردانش را بدعت گذار می خوانید. واقعا از امام زمان و امت شهیدپرور ایران خجالت نمی کشید؟ هویت واقعی شما چیست و از کجا خط و ربط می گیرید؟
    ۱۷-می گویید که انقلاب ایران ربطی به فلسفه اسلامی ندارد! خوب بگویید چرا یک فیلسوف و عارف این انقلاب را به ثمر رساند؟ چرا جمهوریت جزو لاینفک این انقلاب و نظام است؟ چرا مردم به امسال شما و شریعتمداری ها تکیه نکرده اند؟ شما با انقلاب و جمهوریت ما مشکل دارید. شما یک جریان نفوذی برای به انحراف کشیدن نظام اسلامی ما هستید.
    ۱۸-گیرم که مسببین انقلاب از امام گرفته تا رهبری ، نتوانسته اند تئوری صحیحی برای اقتصاد و حکومت و نظام اسلامی ارائه دهند؟ شما بوق به دستها چرا بی کار نشسته اید و جز تخطئه کردن هیچ چیز از آستین تان بیرون نمی آید؟ چرا هیچ برنامه عملی ندارید؟ چرا؟
    در آخر نقل قولی می کنم. روزی منافقین(مجاهدین خلق) درخواست حضور در خدمت امام را می کنند. بالاخره با وساطت عده ای خدمت میرسند. بعد از شرح ایدئولوژی هایشان و ترسیم یک نظام اسلامی بی جمهوریت با تکیه بر احکام اسلامی، امام به مزاح می فرماید که: شما خیلی مسلمانید. بنده با مسلمانی شما نیستم.
    حالا نوبت شماست که مدعی هستید که اسلام را تئوریزه کرده اید و خواهان حکومت غیر جمهوری با تکیه برقوانین اسلامی هستید. شمائید که امروز به مزاح باید گفت که بسیار مسلمانید! شما که نداسته اید که امام ما گفت: جمهوری اسلامی، نه یک حرف کم و نه یک حرف بیش. شما که نفهمیدید ما به جمهوری اسلامی ایران رای دادیم در فروردین ۵۸ ، نه به غیرآن. شما که نفهمید این نوع تفکر فلسفه اسلامی است که صحنه های چون عاشورا را خلق می کند. وگرنه طبق احکام و روایات و حدیث نبوی، امام حسین هین اعمال حج از مکه خارج شد و طبق کلام نبوی از دین خارج شده است. این است فلسفه اسلامی که منطقی دارد محکم و عقل را ابزار شناخت می داند و یک لحظه تفکر کردن را برتر از هزار سال عبادت کردن می داند و رسولی به نام عقل برای هر آدمی از ازل تا ابد قرار داده تا مسیر الهی را در غیبت انبیا و اولیا تشخص دهد تا حجت برایش تمام شود. شما همانانی هستید که وقتی امام عصر (عج) ظهور کنند ، بدعت گذارش می خوانید. شما وامانده در تارانکبوت خویشید! باریتان آرزوی خرد ، حکمت و عقل می کنم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  16. امین

    on خرداد ۱۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام عزیزان اهل عرفان توجه داشته باشید در اوایل چون مطالعه شما پایین است به دلیل قلت زمان نمیدانید راه اهل بیت جداست از عرفان مولوی و محی الدین کلام اهل بیت چیز دیگری میگوید من بعد از چند سال خواندن کتب عرفانی رایج اکنون که حرف های استاد میلانی را شنیدهام میدانم که ایشان کاملا به مبانی عرفا و فلاسفه و مکتب اهل بیت آشناست و سخنان ایشان کاملا صحیح است عرفان اهل بیت از دل دعاهای این ماه یعنی ماه رجب میگذره نه مثنوی البته که همه مثنوی بدنیست .درباره آقای دینانی هم باید گفت که ایشان قبلا معمم بوده و بعد ها از اینکه نانخورامام زمانباشه ناراحت شده و به دانشگاه رفته وتعویض لباس کرده خود ایشان در یکی از مصاحبه هایش اعتراف میکند که به افسردگی قدیمی دچار است در ضمن ایشان رگه های ناسیونالیستی هم دارد زمانی ایشان گفته بود من به اسلام علی معتقدم نه به اسلام اعراب .روشن است که ایشان اینجا به فرهنگ اعراب که بسیار غنیست توهین میکند.امیدوارم همه ما در جوانی حقایق را درک کنیم که میانسالی بس دیر است

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی دوست پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۶ ق.ظ:

    دینانی:
    وهابیت و اسلام القاعده مال همین عرب هاست. این فرهنگ عربی است. نه اسلام آسمانی. در طول این ۱۴ قرن یک متفکر و فیلسوف عرب برای من پیدا کنید. اینها خلفای شان هم عربی بوده اند. فرق خلفا با علی این بود که اسلام علی، اسلام محمدی و اسلام آسمانی بود. نه عربی. من صریح می گویم که به حضرت علی ارادت دارم. نه به این عرب ها. چرا. چون علی یک انسان آسمانی است.
    من ناسیونالیست نیستم اما به اسلام عربی هم مخالفم. می گویند چرا این طور می گویی؟ من نمی گویم. تاریخ و اندیشه انسان این را می گوید. بله که به علی ارادت دارم. این علی و فرهنگ اهل بیت است که با فرهنگ ایرانی و با همه فرهنگ های جهان تعامل و تفاهم دارد. والا مطمئن باشید اسلام عربی با هیچ فرهنگی کنار نمی آید. اسلام طالبانی با هیچ فرهنگی کنار نمی آید. امروز خطری که ما را تهدید می کند همین است.
    اسلام علی را با اسلام عربی اشتباه بگیریم.

    منبع: http://www.khabaronline.ir/detail/139412/

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    علی دوست پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۸:۰۳ ق.ظ:

    دینانی:

    آمدند آثار ما را از بین بردند،آنوقت تا حرف می زنیم می گویند شما ناسیونالیست هستید. ما ناسیونالیست نیستیم. دفاع از قوم و قبیله که نمی کنیم . من از فرهنگ دفاع می کنم. دفاع از فرهنگ که عیب ندارد. ما دارای فرهنگ غنی بودیم و به همین دلیل ایرانی ها اسلام را بهتر از عرب ها فهمیدند. هنوز هم بهتر می فهمند. گسترش اسلام با قلم ایرانی ها بوده است. جنگ تنها، پیش می رود اما فایده ای ندارد . ایرانی ها قلم زدند. ابن سینا و غزالی و این همه متکلم و فیلسوف از اسلام نوشتند. همین صحاح سته که برای اهل سنت و حدیث است هر ۶ تای آنها ایرانی بودند. اینها مسائلی است که بعضی ها می خواهند نادیده بگیرند.
    اسلام هم که آمده خدا را نور دانسته، الله نور السماوات و الارض. اسلام که ما قبل خودش را انکار نکرده، اما هنوز هم عرب ها با ما دشمن هستند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ابواحمد توسلی پاسخ در تاريخ شهریور ۵ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۳ ق.ظ:

    با وجود اینکه بنده موافق روش مستدل عقلی ام اما این سخن جناب دینانی خلاف روایات است.
    در روایتی از امام صادق علیه السلام درباره تفاوت عرب جاهلی با ایرانی مجوسی سؤال پرسیدند که کدامیک به حق نزدیکتر بودند؟
    حضرت فرمودند:عرب جاهلی
    ایشان دلایل مختلفی بر این مطلب ذکر کردند.عین روایت رانقل میکنم:
    قال فأخبرنی عن المجوس کانوا أقرب إلى الصواب فی دهرهم أم العرب قال العرب فی الجاهلیه کانت أقرب إلى الدین الحنیفی من المجوس و ذلک أن المجوس کفرت بکل الأنبیاء و جحدت کتبهم و أنکرت براهینهم و لم تأخذ بشی‏ء من سننهم و آثارهم و أن کیخسرو ملک المجوس فی الدهر الأول قتل ثلاثمائه نبی و کانت المجوس لا تغتسل من الجنابه و العرب کانت تغتسل و الاغتسال من خالص شرائع الحنیفیه و کانت المجوس لا تختن و هو من سنن الأنبیاء و أول من فعل ذلک إبراهیم خلیل الله و کانت المجوس لا تغسل موتاها و لا تکفنها و کانت العرب تفعل ذلک و کانت المجوس ترمی الموتى فی الصحارى و النواویس و العرب تواریها فی قبورها و تلحدها و کذلک السنه على الرسل إن أول من حفر له قبر آدم أبو البشر و ألحد له لحد و کانت المجوس تأتی الأمهات و تنکح البنات و الأخوات و حرمت ذلک العرب و أنکرت المجوس بیت الله الحرام و سمته بیت الشیطان و العرب کانت تحجه و تعظمه و تقول بیت ربنا و تقر بالتوراه و الإنجیل و تسأل أهل الکتب و تأخذ و کانت العرب فی کل الأسباب أقرب إلى الدین الحنیفیه من المجوس‏(الاحتجاج ج : ۲ ص : ۳۴۶)

    شخص زندیق از امام پرسید:مجوس به حق نزدیکتر بودند یا عرب در زمان جاهلیت؟
    حضرت فرمودند:عرب جاهلی به دین ابراهیم علیه السلام(دین حنیف)نزدیکتر بودند از گبران(مجوس) زیرا
    گبران به همه پیغمبران کافر شدند و همه کتابهای آسمانی و معجزات را منکر شدند و به هیچ سنت و آداب پیامبران عمل نکردندو کیخسرو که پادشاه مجوس بود سیصد پیغمبر را شهید کرد.
    همچنین مجوس غسل جنابت نمی کردند و عرب می کردند در حالی که غسل جنابت از خالص شرایع ابراهیمی است.
    و مجوس ختنه نمی کنند و آن از سنت های یغمبران است.واول کسی که ختنه کرد ابراهیم خلیل بود.
    و مجوس مرده های خود را غسل نمیدهند و کفن نمی کنند و عرب می کردند.مجوس مرده ها را در صحراها و غار ها و دخمه ها می اندازند در حالی که کفار عرب در خاک پنهان می کردند و لحد برای آنها میساختند و سنت پیغمبران چنین بود.و اول کسی که برای او قبر کندند و لحد ساختند آدم علیه السلام بود.
    همچنین مجوس نکاح مادر و دختر و خواهر را حلال می دانند و کفار عرب اینها را حرام می دانستند.
    و مجوس انکار کعبه می کردند و عرب حج کعبه می کردند و می گفتند:خانه پروردگار ماست.و اقرار به تورات و انجیل داشتند و از اهل کتاب مسائل میپرسیدند.و عرب در همه اسباب به دین حق نزدیکتر بودند از گبران!

    همینطور که ملاحظه فرمودید ملاک تقرب به حق سنجش ادیان و فرقه ها با میزان شرایع و عمل به آداب و رسوم انبیاست.ادعاهایی که مطرح میکنند در مورد ایران قبل از اسلام و عرب جاهلیت کاملا بر خلاف واقعیات تاریخی است.مهمترین و قابل اعتمادترین منبع تاریخی روایات اهل بیت اند
    البته هر دو گروه عمیقا منحرف بوده اند ولی انحراف هم مقول به تشکیک است عده ای منحرف ترند!
    و هر دو گروه با ظهور اسلام از منطقه عربستان و حجاز از منجلاب نیستی نجات پیدا کردند و به نور ایمان منور و فریاد
    واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا را به گوش جان شنیدند
    و اگر به این پیغام الهی عمل کنند سعادتمند خواهند شد و الا دوباره به جاهلیت اولی عود می کنند!

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  17. الاحقر

    on خرداد ۲۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام
    اشتراک لفظی سبب اختلاف است . تهمتهای ناروا به مولوی نسبت می دهید. آن یکی شیر است اندر بادیه- وین یکی شیر است اندر بیدیه
    اشارات دستی ناشنوایان به یکدیگر در نظر ما شنوایان بعضا سکسی و زشت است ولی در بین خودشان بیان حقایق
    سماع عرفا نیز این چنین است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    آنتی صوفی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۱ ب.ظ:

    شما حالتون خوبه؟؟؟؟!!!!
    تهمت به مولوی؟؟؟؟؟!!!!!!
    شما نابینا که نیستید إن شاء الله؟؟؟!!!
    اگه نیستید یه بار دیگر مطلب بال رو بخونید ببینید مولوی با اون خانمها واقعا می رقصیده یا براشون اخبار ناشنوایان می گفته!
    ...
    چه زیبا فرمود امیر مومنان علیه السلام:
    من عشق شیئا اعمی بصره...
    کسی که عاشق چیزی شود بصیرتش کور شود!
    ...
    عاشقان مولوی به خود آیید!

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد لابلخی پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۵:۱۱ ب.ظ:

    مگه صم و بکم بودند که اخبار ناشنوایان اجرا می کردند؟ 😀
    ما که خیلی خندیدیم 😀
    رگ هایمان از خنده بیش از پیش پر از خونِ شد 😀

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  18. آنتی صوفی

    on خرداد ۲۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    توجه توجه!

    دوستان توجه کنند که رقصیدن یه مطلبه اما رقص و موسیقی رو ابزار الهی دانستن و عبادت خدا نامیدن مطلبی دیگه!
    اون اولی نهایتا فسقه اما این دومی بدعته!
    و بدعت گذار در روایات ملعونه به أشد لعن
    پس لعنت بر همه بدعت گذارانی چون مولوی!

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

  19. الاحقر

    on خرداد ۲۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام عرفا و شعرا مجبورند. بعلت فقر زبانی از اصطلاحات دو پهلو استفاده کنند. به جای اینکه به نوک انگشت خیره شوید به آن چیزی که اشاره می شود توجه کنید.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  20. الهه

    on تیر ۲۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    ننگ بر شما که خداوندگار مولانا را نمی شناسید. لعنت خدا بر متعصبان که اولیای خدا رو نمی شناسید

    موافقم(۰)مخالفم(۱)

    [پاسخ]

    ابواحمد توسلی پاسخ در تاريخ شهریور ۵ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۵ ق.ظ:

    خداوندگار مولانا؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    واقعا حالم بد شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  21. ثقلین

    on شهریور ۷, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    حضرت علامه طباطبایی(اعلی الله المقامه الشریف) در مصاحبه ای که به خاطر شهادت شهید مطهری انجام شد می فرمایند:
    وقتی ایشان(مطهری)به درس ما می آمدند به من حالت رقص دست می داد چون می فهمیدم حق مطلب را ضایع نمی کند.
    حالا این رقص به نظر کج فهمانه شما این است که نعوذ بالله علامه وسط کلاس بلند می شدند و می رقصیدند و حتما دو علامه آملی هم دست می زدند؟!

    این نهایت کج فهمی شماست.

    شما همان قماشی هستید که اگر سر کار آیید همانند وهابیت کوردل جامد تمام مفاخر اسلامی را به بهانه هایی که همان وهابیون آوردند سخیف می کنید و بی احترامی را باب می کنید.
    تاریخ در حال تکرار شدن است!؟
    بیدار باشید.

    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    کریم پاسخ در تاريخ شهریور ۷ام, ۱۳۹۱ ۴:۲۵ ب.ظ:

    اولا چراعلمای شیعه مثل شیخ مفید که استاد سید مرتضی بود ویا علامه مجلسی وشیخ صدوق وکلینی و... این کلمه را نمی گفتند که حالت رقص به آنها دست بدهدثانیا این همه جناب آدمین محترم داد می زنه بحث رقص نیست بحث بدعت است وحرمش به خاطررقص نیست بلکه به خاطر بدعت وترویج عقاید صوفیانه است معلوم میشه اصلا نه مطالب را می خوانی ونه نظرات را خوب مطالعه می کنی همین بی خودی یه نظری می دی؟
    ثالثا استفاده از کلمات رقص ،مستی ،باده ،می و... کارقبیحی است که اصلا یک عالم دینی نباید بگوید حالا چون استاد طباطبایی گفته چس درست است ؟!
    مشکل شماآقای ثقلین این است که به این حدیث عمل نمی کنید
    إِیَّاکَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّهِ، فَتُصَدِّقَهُ فِی کُلِّ مَا قَالَ»./کافی جلد ۲/
    واشخاص ورجال را نصب العین خود کرده اید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ آذر ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۸ ق.ظ:

    واقعا ببین حالات روحیشون چقدر .... هست!! به جای اینکه حالت محبت و اتصال و یا خشوع و ورع داشه باشن حالت رقص بهشون دست میده!!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  22. ثقلین

    on شهریور ۸, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    شما مگر علمای اولیه مثل شیخ طوسی و... را هم قبول داری؟
    کتاب رجال دارندا؟!
    به گفته هکیمانه شما پیدایش علم رجال هم اشتباه است؟!
    اگر لمعه را می خواندی نوشته که بدعت اقسامی دارد.
    این رقص نه بدعت در اصول است و نه در فروع.
    و در عرفان اسلامی مثل صوفیه و امثال ذلک بالفعل نیست و بلکه بالقوه است.
    حالا بعضی می گویند مولوی جای نماز سماع داشته به ما چه؟
    مگر امام یا مرجع تقلید مااست؟!
    من فقط او را در این محترم می شمارم که کلمات را به طور زیبایی استعمال می کرده و با تمثیلاتی نغز مطالب و پندهایی که نشات گرفته از همان مکتب اسلام است به مخاطب القا می کرده نه بیشتر.
    حال در آثارش اشتباهاتی هم داشته مگر شما غیر از این انتظار دارید؟
    مگر معصوم بوده؟
    اگر شما طلا هم بخواهید استخراج کنید مقادیر زیادی نخاله همراهش خارج می شود؟
    ما بر همان اساس مکتب اهل بیت که از مشرک و از چین هم شده حکمت بگیر
    ما مطالب خوب مثنوی را می گیریم و استفاده می کنیم و مطالب ناصواب آن را کاری نداریم.

    شما می توانی رقص را مترادف شور و خرسندی معنوی در عرفان اسلامی در نظر بگیری.
    لاکن نه بالفعل بلکه بالقوه.
    حرف های شما مثل این است که بگویید نماز در فرهنگ اهل بیت نیست صلاه است. رقص را هم می توانید مترادفی برای شوق الی الله و شوق الی الجنه در نظر گیرید.(گرچه کلمه رقص عربی است)
    باز هم می گویم نه بالفعل و نه جایگزین نماز مانند صوفی ها بلکه بالقوهو مترادفی برای شوق و خرسندی و شور درونی.
    ان روایت بیشتر مشمول حال شماست.
    ما به ماقال توجه می کنیم نه من قال که شما به ان توجه می کنید.
    والسلام علی من التبع الهدی

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  23. عمر

    on مهر ۱۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    تو هنوز نمیتونی یه بیت شعر ترجمه کنی اونوقت میای اینجا از شخصیت حضرت مولوی ایراد میگیری؟؟؟

    شرم بر تو ای بی خرد...چجوری به خود اجازه میدی به یکی از افتخارات جهان اسلام توهین کنی؟؟؟

    مرگ بر تو ای رافضی!!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۳:۳۹ ب.ظ:

    به به جماعت عمریه هم حضور دارند !
    مادرجان عایشه خوب هستند ؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  24. سالر علی اکبرزادگان

    on اردیبهشت ۱۴, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    هرکس که مخالف اهل بیت باشد ما هم با او مخالفیم

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  25. واکسی

    on خرداد ۲۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    آقای نویسنده عزیز ! هر کاری که شما را از خودپرستی دورکرده به خدا پرستی سوق دهد ، عبادت است . افراد ظاهربین و سطحی نگر فکر میکنند پنج وعده دولا و راست شدن یعنی نماز ! اگر اینطور فکر کنید بدانید که معاویه بن ابی سفیان از شما عابد تر بود .کاش چشمتان را باز می کردید و بدون تعصب و کینه توزی کورکورانه سخن می گفتید . آنها که شما در مکتبشان تلمذ می کنید هیچ کس حز خود را نمی بینند . شما را از شاگردی به پرستش خود فرا خوانده اند . چه فرقی بین مشرکی که در زمان جاهلیت عرب چند بت را شریک خدا میدانست و کسی که به پرستش و خاکساری در پیشگاه بنده و مخلوق خداوند روی آورده ؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  26. واکسی

    on خرداد ۲۱, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    کتاب مقالات ( فیه ما فیه ) حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی را بخوانید تا نظرش را درباره ی شعر و سماع بدانید . گرچه فکر نمی کنم اهل مطالعه باشید . همان اراجیف و مزخرفاتی که در معزتان فرو کرده اند اینجا پس داده اید .
    خلق را تقلیدشان بر باد داد /ای دو صد لعنت بر این تقلید باد .

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  27. محسن

    on آذر ۱۰, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    امروز این مطلاب را دیدم. انصافا بعضی دفاعها نتیجه معکوس میده. با این حرفا مولانا را مخالف پیامبر و ائمه نشان میدید، وگرایش به سمت مولانا قطعا بیشتره. پس خاک بر سر نادانتان کنند افلقیهای خبیث.

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  28. مریم

    on آذر ۱۳, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    الکی شعار نده و حرف نزن معلومه از اونایی هستی که به گذشته سفر کردن درست نگفتم راستی تو کدوم سفینه بودی ؟ فکر کنم همکار هاوکینگ هم باشی تا به حال چند تا کتاب از استاد لاریجانی خوندی چند بار پای حرف های دکتر دینانی نشستی چند تا کتاب از علمای بزرگ حاضرمون خوندی چقدر سعی کردی مفهوم شعر های مولانا رو بفهمی چقدر تلاش کردی تو وادی عرفان و فلسفه پیش بری چقدر سعی کردی حال صوفیان رو درک کنی هیچی فقط و فقط دنبال اینی که حاشیه سازی کنی بازار گرمی کنی حتی به قیمت زنده کردن مرده ها و متهم کردنشون و قایم شدن پشت چند تا آدم بزرگ واقعا احسنت داره به خاطر به بازی گرفتن نوشته ها و تاریخ

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۲ ق.ظ:

    چند بار کار بد کردی که میگی بد است؟ ها؟ خیلی هم کیف میده!

    این چه روش بحث کردن است؟ سواد نداری بیهوده ننویس. اول اثبات کن کار بد خوب است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۵ ق.ظ:

    عمرمان با ارزش تر از آن است که بیهوده پای چنین افرادی تلفش کنیم.
    کلی معارف اهل بیت مانده که هنوز باید یاد بگیریم.
    شما اول اثبات کن دینانی و ... از اهل بیت بالاتر هستند.
    شما خودت چند دور بحار و کتب اربعه را از ابتدا تا انتها خواندی؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  29. محمد

    on آبان ۲۲, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    اصلا هدف چیه؟ هدف از عبادت راز و نیاز پرستش، عرفان ...هدف چیه؟
    اگر هدف رسیدن به حقیقت هست، اگر هدف رسیدن به کمال هست پس اینها همه وسیله هستند، مهم اینه که انسان به کمال برسه انسان خودشو رو به اون روح فرا مادی و فرا زمینی متصل بکنه و ازش بالا بره حالا چه فرقی میکنه که با چه وسیله ای. شما وقتی میخوای از تهران بری بندر عباس خب هدف اینه که برسی بندر عباس حالا اینکه با قطار میری با اتوبوس میری یا هواپیما چه فرقی داره در اصل قضیه؟!! چرا عادت کردیم فقط دنبال حاشیه باشیم؟!
    یک سخن از عیسی مسیح است که میگه: «اگر بتوانی خنده شوی، اگر بتوانی عشق شوی انگاه بدون عبادت قدم به بارگاه الهی میگذاری.» کل مطلب همینه. کل فلسفه دین و مذهب و عرفان همینه که انسان بتواند خنده شود یعنی شادی واقعی را برای خود و دیگران به ارمغان بیاورد و عشق شود یعنی محبت را برای انسانها به ارمغان بیاورد و قلب ها را از کینه و نفرت و بددلی و...پاک سازد خب مگه هدف چیز دیگه ای غیر از اینه؟!! حالا شما بنشین شب و روز سر بر سجده بگذار و به این مهم دست نیاب. که چه؟!! چه ارزشی دارد؟!
    به قول دکتر شریعتی اگر در صحنه نباشی چه فرقی میکند به نماز ایستاده باشی یا به شراب نشسته باشی
    «کعبه یک سنگ نشان است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بندببین یار کجاست»

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  30. aytan

    on دی ۲۴, ۱۳۹۳ - پاسخ دادن

    همه ی دنیا دارن با جلال الدین بلخی افتخار میکنند و ارزو دارند یک بیت از شعره او به زبانه انها باشد در حالی که حدود ۶۰ تا ۷۰ بیته او به زبانی پارسی است و کمتر از ۵۰ بیته شعره او به زبانه ترکی و رومی است ولی انها بیشتر از ما به حضرت مولانا احترام میگذارند...اگر همچین شاعری واقعا رومی بود الان تعریفشو میکردین . حضرت مولانا الکی حضرت نشده او همیشه از عدالت و خوبی و با ایمان بودنه پیامبرمان الگو میگرفته...یه جور میگین که انگار صوفی ها خدا پرست نیستند ابلیس پرستند...اتفاقا صوفی ها وقتی عروج میکنند به اوج عبادت خدا میرسند...انقدر خدا را با عشق و محبت پرستش میکنند تا عروج میکنند...نماز هم میخوانند . ولی خب نماز وظیفه ای هست برای تمامه انسان ها ولی رقصه سماع یا به قوله خودتون سماع زنانه اوج عشق و احساس بنده به پروردگاره . پس باید به رقصه سماع هم احترام گذاشت...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  31. یکی

    on تیر ۵, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    درور بر حضرت مولاناااااااااااااااااااااااااااااااااا

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  32. محسن

    on تیر ۱۸, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    سلام چند تا نمونه فقط میگم
    اولیش نظر شیخ بهایی که نیازی نیست از بزرگیش بخوام بگم:
    من نگویم که آن عالی جناب هست پیغمبر ولی دارد کتاب

    مثنوی او چو قران مدل هادی بعضی و بعضی را مضل

    آیت الله قاضی که استاد بیشتر عالمای معاصر مثل علامه طباطبایی و آیت الله بهجت و ... بودن مثنوی درس میداده و تاکید داشته روش
    امام خمینی تو ترکیه که تبعید بودن تنها کتابی که به جز قرآن خریدن و میخوندن مثنوی بوده
    اخیرا از آقا پرسیدن نظرش راجع به مثنوی چیه حرف خود مولوی رو زده
    و هو اصول اصول اصول دین!!
    اینا چند تا نمونه بود فقط مثال زیاده!!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  33. یک دانش آموز

    on آبان ۱۸, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    امان از ظاهر اندیشان...

    سمند سرکش سماع با خر لنگ ادراکات ما تفسیر نمیشه برادر من.

    فهم کنه عرفان را چشم جان بین باید به قول حضرت حافظ.چشم ها را باید شست.چشمان جهان بین تحت توغل لفظ به قول حضرت سهروردی.

    والا به خدا منِ هفده ساله ام تفاوت سماع و اونی که مد نظر شماست رو میدونم.

    بیا بیا که تویی جان جان جان سماع...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۱۲ ب.ظ:

    ظاهر اندیشان کسانی هستند که معصومین را رها کرده وبه غیر معصوم چسبیده اند واندیشه ها وافکارشان را از غیر معصومین که حتی در اسلامشان اختلاف است می گیرند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  34. یک دانش آموز

    on آبان ۱۸, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    با این دیدگاه دگم و جزم اندیشتون یه دفعه بیاین بگین بایزید و بوسعید و خرقانی ام ملحد بودن.والا به خدا

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۱۱ ب.ظ:

    بله دیگه اینها صوفی های درجه یک بودند ودر مقابل معصومین قرارداشتند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  35. یک دانش آموز

    on آبان ۱۸, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    اول جریان فردوسی ستیزی حالا ام مولانا ستیزی...وای بر ما...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    admin پاسخ در تاريخ آذر ۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۱۷ ب.ظ:

    شما هستید که با اندیشه ها ی متعصابه و چشمی بسته وبا تعصب دچار وگرفتار امثال ملای رومی شده اید کمی بیندیشید و مطالب خلاف شریعت و تشیع را از کتابهای این افراد بخوانید وتحقیق کنید واینقدر تعصب نداشته باشید کسی که حضرت ابوطالب ع را مشرک می داند وبه شیعه و امام حسین علیه السلام توهین می کند چگونه می توان پذیرفت او شیعه است ؟!

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  36. سعد

    on اسفند ۲۵, ۱۳۹۴ - پاسخ دادن

    واقعا متاسفم شما که عرفان را درک نمیکنید و همه چیز را به امام و پیغمبر برمیگردانید که امامان اینکار انجام نمیدادند پس ما انجام ندیم آیا امامان سوار هواپیما میشدند؟پسما سوار نشیم.موسیقی در ذات انسان است و علاقه هر انسانی به موسیقی انکار نشدنی است.اما در مورد رقص بگویم که رقص هم باعث سلامتی میشود نمیدانم استدلال شما چیست شما هایی که فکر میکنید عارفان و صوفیان بد بودن پس مولوی بد بود عطار بد بود سنایی بد بود شمس بد بود سعدی بد بود حافظ بد بود پس کی مانده به کی افتخار کنیم اگر به عارفانی چون مولانا و عطار افتخار نکنیم به کی افتخار کنیم وجد وسماع حالتی به انسان دست میدهد که از خود بیخود میشود دیگر نمیفهمد اطرافش چه میگذرد اما شما فقط فکر میکنید تا اسم رقص بیاید منظور همین رقصی است که تو عروسی میرن نخیر این نیست و واقعا متاسفم

    موافقم(۱)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.