۱۹

مقالات / نقدفلسفه

توهمی به نام علم حضوری عاملی برای انحراف بزرگ(یکی بودن خالق ومخلوق)

فروردین ۱۰, ۱۳۹۱ در ۳:۳۶ ب.ظ توسط

اندیشه بشری و فلسفه و عرفان، علم را به معنای وجود دانسته،”و عالم بودن ذات خداوند را نیز به معنای “عینیت ذات الهی با اشیا” و یا “فراگیری ذات او نسبت به همه چیز” می‏داند، حدوث عالم را انکار کرده و حضور ازلی آن در ذات خداوند را نفس علم خداوند می‏شمارد.
در کتاب “الهی نامه” آمده است:
الهی، چگونه حاضر نباشم که معلوم تو بلکه علم توأم.۱
رساله “لقاء الله‏” می‏نویسد:
إن إدراک کل شیء هو بأن ینال حقیقه ذلک الشیء المدرک بما هو مدرک بل بالاتحاد معه کما رآه طائفه من العرفاء وأکثر المشائین والمحققون.۲
ادراک هر چیزی به این است که به حقیقت آن شی‏ء مدرک رسیده شود، بلکه بنابر نظر گروهی از عرفا و اکثر مشائیین و محققین به این است که با آن اتحاد حاصل شود.
و مى‏نویسد:
إنه ما من موجود إلا وهو علم الحق تعالى، لان علمه بما سواه حضوری إشراقی، لم یعزب عن علمه مثقال ذره.۳
هر موجودی بعینه علم حق تعالی است، زیرا علم او بما سوایش حضوری اشراقی است و هیچ ذره‎ای از علم او خارج نیست.
و در “تعلیقه نهایه الحکمه” آمده است:
وأما علم العله بالمعلوم علما حضوریا فیمکن تعلقه بالموجود المادی بما أنه موجود مادی. والاشکال بأنه: لا حضور للموجود المادی لنفسه فکیف یکون حاضرا للعالم؟ مندفع بأن غیبوبه أجزائه بعضها عن بعض لا تنافی حضورها للفاعل المفیض.۴
علم حضوری علت به معلول، ممکن است که حتی به موجود مادی هم در عین مادی بودنش تعلق بگیرد. و این اشکال که گفته شود: موجود مادی حتی برای خودش هم حضور ندارد پس چگونه ممکن است که برای عالم حاضر باشد؟ پاسخ این است که غایب بودن بعضی از اجزای موجود مادی از بعضی دیگر، منافات با حضور آن برای فاعل مفیض ندارد.
و نیز:
إن تجرد المعلوم فی العلم الحضوری بالغیر غیر لازم، وإن غیبوبه الشیء المادی عن ذاته لا یستلزم غیبوبته عن فاعله المفیض، کیف والمعلول مادیا کان أو مجردا لیس إلا عین الربط بالعله فهی مهیمنه علیه ومحیطه به بتمام معنی الکلمه، ولا یتم ذلک إلا بحضوره عندها.۵
در مورد علم حضوری به غیر لازم نیست که معلوم مجرد باشد، و غایب بودن شی‏ء مادی از خودش، مستلزم این نیست که از فاعل مفیضش هم غایب باشد، چه اینکه معلول ـ چه مادی باشد و چه مجرد ـ جز عین ربط به علت چیز دیگری نیست؛ بنابراین، علت ـ به تمام معنای کلمه ـ مسلط و محیط و دربردارنده معلول است، و این امر ممکن نیست مگر اینکه معلول در ذات علت حضور داشته باشد.
در حالی که در مکتب وحی و برهان، تفسیر علم به معنای “حضور و وجود یک ذات در ذاتی دیگر” ـ با صرف نظر از اینکه بازگشت آن به اتحاد عاقل و معقول، و وحدت وجود است ـ پذیرفته بلکه معقول نیست، و از نظر عقل و وحی همه اشیا حادث و دارای ابتدای وجود بوده و علم خداوند متعال به وجود عالم حتی مشروط به حضور و وجود و آفرینش آن هم نیست تا چه رسد به اینکه عین حضور و وجود آن ها در ذات اقدس باری تعالی باشد:
الحسین بن بشار، عن أبی الحسن علی بن موسی الرضا علیه ‏السلام قال: سألته أیعلم الله‏ الشیء الذی لم یکن، أن لو کان کیف کان یکون؟ قال: أن الله‏ تعالی هو العالم بالاشیاء قبل کون الاشیاء، قال عز وجل “إنا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون“. وقال لاهل النار: “ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه وإنهم لکاذبون“ فقد علم عز وجل أنه لو ردهم لعادوا لما نهوا عنه.
وقال للملائکه لما قالت: «أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء ونحن نسبح بحمدک ونقدس لک قال إنی أعلم ما لا تعلمون“.
فلم یزل الله‏ عز وجل علمه سابقا للاشیاء قدیما قبل أن یخلقها، فتبارک ربنا وتعالی علوا کبیرا، خلق الاشیاء وعلمه بها سابق لها کما شاء، کذلک ربنا لم یزل عالما سمیعا بصیرا.۶
حسین بن بشار گوید به امام رضا علیه ‏السلام عرض کردم: آیا خداوند متعال چیزی را که هرگز نبوده است می‏داند که اگر موجود ‏بود چگونه بود؟!
حضرت فرمودند: خداوند تعالی قبل از وجود اشیا به آنها عالم است، خود می‏فرماید: “ما می‏نوشتیم آنچه را شما انجام می‏دادید”. و درباره اهل دوزخ می‏فرماید: “اگر ایشان باز گردانده شوند، به آنچه که از آن نهی شده بودند باز می‏گردند و ایشان دروغ می‏گویند”. و به ملائکه فرمود آن‏گاه که گفتند: “آیا در آن کسی را قرار می‏دهی که فساد می‏کند و خون‏ریزی می‏نماید، و حال اینکه ما به حمد و تقدیس تو تسبیح گوییم؟ فرمود: من می‏دانم چیزهایی را که شما نمی‏دانید”.
پس علم خداوند عز وجل ازلا قبل از اشیا بوده است و پیش از خلق آنها قدیم می‏باشد. منزه است پروردگار ما و فراتر است فراتری بزرگی. اشیا را آفرید و علمش به آنها پیش از آنهاست همانگونه که اراده فرمود. اینگونه پروردگار ما ازلا عالم و سمیع و بصیر است.
علم خداوند متعال چیزی جز ذات او تبارک و تعالی نیست، و حقیقتی مقداری و عددی و دارای مراتب نیز نمی‏باشد. اما فلسفه و معرفت بشری علم خداوند را دارای مراتب دانسته و به حادث و قدیم تقسیم می‏کند چنانکه در کتاب “علی بن موسی الرضا علیه ‏السلام و الفلسفه الالهیه” آمده است:
إن الکمال الوجودی الذی له مراتب ـ بعضها بسیط أزلی، وبعضها حادث فیما لا یزال ـ تکون مرتبته الازلیه عین الذات الواجبه، ومرتبته الحادثه عین الفعل الممکن، وذلک کالعلم.۷
کمال وجودی‏ ای که دارای مراتب است ـ که بعضی از آن مراتب بسیط ازلی‏ اند و برخی دیگر به طور همیشگی و ازلی حادث می‏باشند ـ مرتبه ازلی‏ اش عین ذات خداست، و مرتبه حادثش عین فعلی که ممکن است می‏باشد، مانند علم.
اشکالات این کلام عبارتند از:
۱٫ ذات خداوند متعال مجموعه مراتب کمالات وجودی نیست بلکه مجموعه کمالات، مخلوق اویند و ذات متعالی از مقدار و اجزای او تبارک و تعالی منزه از جمع و تفریق و مقدار و عدد و نقص و کمال می‏باشد. بدیهی است حقیقت دارای مراتب، حقیقتی عددی و مقداری و مخلوق و محدود است، و خداوند متعال خالق آن و مبائن با آن می‏باشد.
۲٫ هر چیزی یا حادث است و یا ازلی، و معقول نیست که در ازل حادث باشد.
۳٫ علم خداوند متعال چیزی جز ذات متعالی او نیست و مرتبه حادث ندارد.
۴٫ ” علم” و “فعل” دو حقیقت متباینند و هرگز ممکن نیست یکی از آن دو عین دیگری باشد.
۵٫ “فعل”، مطلقا حادث است و اعتقاد به ازلیت آن با اصل فعل بودن آن منافات دارد.

پی نوشتها

۰-ملاصدرا می‏نویسد: إن المعلول کما حققناه لیس إلا نحوا خاصا من تعینات العله ومرتبه معینه من تجلیاتها، فمن عرف حقیقه العله عرف شؤونها واطوارها، بخلاف من عرف المعلول فإنه ما عرف علته إلا بهذا النحو الخاص. (اسفار،۲/۳۶۳).
ومی نویسد: العلم لیس إلا الوجود. (اسفار، ۶/۲۴).
و می‏نویسد، کما أن وجود الأشیاء علی ما هی علیها من توابع وجود الحق سبحانه، فکذا معقولیتها وشهودها علی ما هی علیها، من توابع معقولیه الحق ومشهودیته. (اسفار، ۲/۳۶۳).
سبزواری می‏نویسد: إن معرفه حقیقه أی وجود کان بالحضور تستلزم معرفه مقدماته. (حاشیه اسفار، ۶/۱۷۶).
و می‏گوید: العلم لیس إلا الوجدان، ومرتبه فوق التمام من حقیقه الوجود واجده … لکل الوجودات التی دون تلک المرتبه بنحو أعلی، فهی عالمه بها. (حاشیه اسفار، ۶/۲۴).
البته روشن است که با پذیرش این سخنان در مورد حقیقت علم دیگر هرگز نمی‏توان گفت: إن العلم عباره عن الوجود بشرط أن لا یکون مخلوطا بماده. (ملاصدرا: عرشیه، ۲۲۲).
و نیز نمی‏توان گفت: علمه تعالی بالممکنات لیس… عین ذوات الممکنات الخارجیه، لأن علمه قدیم والممکنات کلها حوادث. (ملاصدرا: عرشیه، ۲۲۴).
“لقاء الله‏” می‏نویسد: وقد أفاد فی ذلک فیلسوف العرب یعقوب بن اسحاق الکندی … بقوله: إذا کانت العله الأولی متصله بنا لفیضه علینا وکنا غیر متصلین به إلا من جهته علی قدر ما یمکن فینا ملاحظته علی قدر ما یمکن للمفاض علیه أن یلاحظ المفیض، فیجب أن لا ینسب قدر إحاطته بنا إلی قدر ملاحظتنا له لأنها أغزر وأوفر وأشد استغراقا…
گفتم همه ملک حسن سرمایه توست خورشید فلک چو ذره در سایه توست
گفتا غلطی ز ما نشان نتوان یافت از ما تو هر آنچه دیده‏ای پایه توست
وتبصر مما قدمنا أنه ما من موجود إلا وهو علم الحق تعالی لأن علمه بما سواه حضوری إشراقی. (حسن‏زاده، حسن: لقاء الله‏، ۱۹۸)، این رساله برای دفاع از عقاید وحدت وجودیان، در ضمن کتابی به عنوان جلد نوزدهم شرح نهج البلاغه ـ از علامه خویی ـ چاپ شده است. لازم به ذکر است که علامه خویی علی رغم دیدگاه رساله لقاء الله‏، در کتاب خود به شدت به رد و ابطال عقیده وحدت وجود پرداخته است.
۱ . حسن‏زاده آملی، حسن، الهی نامه: چاپ اول، ۴۳٫
۲ . حسن زاده آملی، حسن، رساله منفرده فی لقاء الله‏، ۲۰۹، این رساله ضمن کتاب منهاج البراعه، جلد نوزدهم چاپ شده است.
۳ . حسن زاده آملی، حسن، رساله منفرده فی لقاء الله‏، ۱۹۹٫
۴ . مصباح یزدی، محمد تقی: تعلیقه علی نهایه الحکمه، ۳۵۲٫
۵ . مصباح یزدی، محمد تقی، تعلیقه علی نهایه الحکمه: ۳۹۵٫
۶٫ عیون اخبار الرضا علیه ‏السلام، ۱/۱۱۸؛ توحید: ۱۳۶ ـ ۱۳۷؛ بحار الأنوار، ۴/۷۸ ـ ۷۹٫
۷٫ جوادی آملی، علی بن موسی الرضا علیه ‏السلام والفلسفه الإلهیه: ۵۵٫

موافقم(۰)مخالفم(۰)

برچسب‌ها, , , , , , ,

+

۱۹ دیدگاه

  1. محسن

    on فروردین ۱۱, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    یعنی ما اصلا علم حضوری نداریم؟این مطلب شما تمام مباحث منطق وفلسفه رازیر سوال برده است؟

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  2. مهدی مربوب

    on فروردین ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سلام علیکم.
    خداوند متعال گواه است که تمام این دعواها سر مغالطه ی اشتراک لفظی است. کلمه ی وحدت و عینیت در نزد عرفا معنی دارد که بعید می دانم آقایان آن را منکر باشند. به جهت تبیین این معنی و صرفاً تقریب به ذهن دوستانه تقاضا می کنم به این تمرین یک بار تن دهید. دو مجسمه ی گلی را تصور کنید یکی به شکل درخت و یکی به شکل صندلی. با توجه به این که ما بالوجدان می یابیم که در این جا هم گل داریم و هم دو شکل متفاوت به بنده بگویید
    ما در این جا چه چیزی داریم؟
    آیا شکل درخت جزئی از گل است؟
    آیا لایه ای نازک از جنسی غیر از گل روی گل را پوشانده و شکل درخت را تشکیل داده است.
    آیا جنس این شکل از جنس گل است؟
    آیا شکل و گل با یکدیگر متحد هستند یا مباین؟
    باید خودتان چند دقیقه ای فکر کنید ولی حقیر پاسخ نهایی را می نویسم: آنچیزی که واقعاً این جا وجود دارد گل است و بس نوع چینش بین ذرات به گونه است که ما از همان گل چیز دیگری را بر داشت می کنیم در حقیقت بین گل و شکل نهایت وحدت و نهایت بینونت است وحدت دارند زیرا شکل در حقیقت همان گل است به یک نحو چینش خاص و بینونت دارند زیرا اساساً شکل از جنس گل نیست و صرفاً نوعی بروز و ظهور همان گل است.
    مثال دیگری که می توان زد این است که به نظر فیزیک جدید تمام مواد عالم یک چیز بیشتر نیستند انرژی یا رشته های مرتعش که در اثر نحوه ی تراکم عناصر و اشیاء متفاوت برای ما و در دید ما امور مختلفی را به نمایش می گذارند و حال اینکه اگر بتوانیم با ابر میکروسکوپی به هر چیزی نگاه کنیم فقط انرژی و رشته هایی مرتعش می یابیم.
    وحدت در اصطلاح عرفا و حکماء چیزی شبیه به همین معنی است شما پاسخ حقیر را بدهید تا من در حد توانم وحدت مد نظر آنها را تقریر کنم. خواهش مندم این بحث را رها نکنید که اگر حقیر اشتباهی کرده باشم به من گوش زد کنید و یا بتوانم رفع اشتباهی کنم.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    karim پاسخ در تاريخ فروردین ۱۲ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۶ ب.ظ:

    براساس مطالعات مناظراتی که روی سایت داشتم گردانندگان سایت ومخالفان فلسفه وعرفان با همین مثالهایی که شما زده اید مشضکل دارند اصلا خداوندرا موجودی ورای دیگر موجودات می دانندیعنی خداوند نه زمان دارد نه مکان دارد نه حالت دارد وهر چیزی غیرخداحتی به گفته فلاسفه مجردات هم از این قاعده مستثنی نیستند واین مثالهایی که شما زده اید تنها برای غیر خدا صدق می کند هم گل وهم ارتعاشات.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مهدی مربوب پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۴:۵۵ ق.ظ:

    بنده نگفتم العیاذ بالله خداوند متعال مانند گل یا ارتعاش است این مثال چنانچه نوشتم صرفاً برای نزدیکتر شدن به مطلب و ادراک امکان این نوع وحدت است خواستم بگویم وحدت و عینیتی که عرفا بدان قائل هستند در عین تغایر بتمام ذات است. اساساً عینیت در اصطلاح عرفا به معنی فقر کامل و تام است. در این مثال دیدید دو چیز عین هم بودند و عین حال تغایر تمام داشتند. اما در مورد خداوند متعال به تصریح حکما و عرفا در کتبشان او ما فوق همه ی حد ها و نقص هاست او نا محدود و بدون هیچ حد و مرز است وراء زمان و مکان و کم و کیف است او در علوش دنی نیز است (یا من دنی فی علوه و علی فی دنوه) او به تمام اشیاء عالم (چه زمان چه مکان چه جسم چه ماوراء جسم) محیط است. بنابر این وحدت خداوند متعال با موجودات به نحو دیگری است. تفکر کنید موجودی که کمیت ندارد با کمیت دارها چگونه رابطه ای دارد؟ چراخداوند متعال در قرآن کریم ذات خود را بر همه ی عالم محیط می داند؟ چرا اهل بیت علیهم السلام در ادعیه خود فرموده اند ملأت کل شیء (خداوندا تو همه ی اشیاء را پر کرده ای)؟ و صدها مورد از این قبیل.
    نتیجه: موجود ماوراءی با تمام موجودات رابطه ای دارد که به قول حکماء و عرفا نسبت فقری دارند یعنی تمام ابعاد وجودی آنها محتاج تام آن ماوراء است. مانند وجود شکل در مثال گل و ارتعاشات. وفقکم الله

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حق پرست پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۲ ب.ظ:

    آقای عزیز حد اقل روایت را درست نقل کن:
    حدیث اول: إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عِلْماً وَ أَحْصَى کُلَّ شَیْ‏ءٍ عَدَداً (کافی،ج۲ص۵۶۱)
    حدیث دوم:َ بِعَظَمَتِکَ الَّتِی مَلَأَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ بِعِلْمِکَ الَّذِی أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْ‏ء(دعای کمیل)
    بنابر این اگ کسی کمی دقت در این دو حدیث داشته باشد می فهمد که مثالی که شما زدید غلط اندر غلط است.
    نکته: لطفا دیگه حدیث رو ناقص بیان نکنیدالبته شما تازه وارد فلسفه شدید کمی که پیشتر بروید می توانید حتی حدیث بسازید کما اینکه در کتب عرفا و فلاسفه از اینگونه احادیث جعلی زیاد است که تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شه برای نمونه:
    نمونه اول: نقل عن النبی صلّى اللّه علیه و آله إنّه قال فی حقّه: «هو نبیّ من الأنبیاء جهله قومه» و قال لعلیّ علیه السّلام: «یا أرسطاطالیس هذه الامّه»(تفسیر القرآن الکریم ( صدرا)، ج‏۳، ص: ۱۰)
    نمونه۲: من طلبنی وجدنی من وجدنی احبنی من احبنی عشقنی من عشقنی عشقته من عشقته قتلته من قتلته فعلی دیه فانا دیه....
    اینها فقط دو نمونه است برای جعل حدیث توسط عرفا و فلاسفه که در هیچ یک از کتب روایی شیعه موجود نیست.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    مجید هلاکویی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۵:۵۰ ب.ظ:

    خواب با یقین از نماز با شک بهتر است.
    حضرت امیر المومنین علی (ع)

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حق پرست پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۳:۲۵ ب.ظ:

    مثال قشنگی زدی ولی آقای عزیز سوال من از شما اینه که به چه دلیل همین مثال یعنی گل را با خدا قیاس میکنید واین فقط در حد مثال است. در ضمن آقای حسن زاده قشنگ تر مثال زده و آن خمیر مجسمه سازی است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  3. مجید هلاکویی

    on فروردین ۱۲, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    هویت :
    یک پلیس خودرویی را به دلیل تخلف متوقف می کند. برای اینکه از خلافی ماشین مطلع شود به وسیله بی سیم شماره پلاک خودرو را به اداره راهنمایی و رانندگی داده و مسئولین نیروی انتظامی شماره پلاک را وارد کامپیوتر می کنند . اگر شماره پلاک در سیستم کامپیوتری وجود نداشته باشد، معلوم می شود این خودرو سرقتی است یا مشکل دیگری دارد . اگر شماره پلاک در سیستم کامپیوتری وجود داشته باشد اما یگانه نباشد ( خودروی دیگری وجود داشته باشد با همان شماره پلاک ) امکان دارد خودرو مشکل داشته باشد.
    بنابراین اگر خودرو شماره پلاکش در سیستم رایانه وجود داشته باشد و یگانه باشد خودرو مشکلی ندارد.
    حال بعد از اینکه خودرو مزبور در سیستم رایانه ای پلیس شناسایی شد ، پرونده خلافی این خودرو مورد بررسی قرار می گیرد.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  4. مجید هلاکویی

    on فروردین ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    مساله چیستی خداوند نیست . مساله وجود و یگانگی خداوند است.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  5. مجید هلاکویی

    on فروردین ۱۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    هدف باید در زندگی انسان وجود داشته باشد از طرفی هدف باید یگانه باشد.
    انسان باید هدف داشته باشد یعنی در زندگی او هدف وجود داشته باشد و اگر هدفی در زندگی خود نداشته باشد مایوس و ناامید خواهد شد. از طرفی یک هدف را باید دنبال کند چون اگر چند هدف را انتخاب کند سر در گم خواهد ماند

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  6. يكي

    on فروردین ۱۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    سخنان دکتر عباسیعلیه فلسفه و جواب امام خامنه ای
    baerfan.blogfa.com

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حسنی صفت پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۲۵ ب.ظ:

    جواب مفصل،علمی وبسیار عالی همراه با جدول آقای عباسی به شما وامام خامنه ای اگر خوب مطالعه کنید پاسخ مفصل وعلمی دکترحسن عباسی به هجمه هاوجنجالهای اخیر+جداول ونمودارها

    http://www.ebnearabi.com/?p=4288

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  7. مجید هلاکویی

    on فروردین ۱۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    وجود ویگانگی دو نشانه از هستن و یگانه بودن خداوند هستند.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  8. مجید هلاکویی

    on فروردین ۱۶, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    خطبه ۱۶۳ نهج البلاغه
    ......... پیشانی بندگان برابر عظمت او به خاک افتاده ، و لب ها در اعتراف به یگانگی او در حرکتند.
    ....
    پدیده ها را از موادی ازلی و ابدی نیافرید، بلکه آنها را از نیستی به هستی آورد، ...

    خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه
    ... ای کسی که برای توصیف کردن پروردگارت به زحمت افتاده ای ، اگر راست می گویی جبرییل و میکاییل و لشکرهای فرشتگان مقرب را وصف کن، که در بارگاه قدس الهی سرفرود آورده اند، ...
    تو چیزی را می توانی با صفات آن درک کنی که دارای شکل و اعضاء و جوارح و دارای عمر محدود و اجل معین باشد. ...

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  9. علیدوست

    on فروردین ۲۳, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    چه جالب تو سخنرانی های آقای صمدی آملی می گفت فقط ما فقط علم حضوری داریم شما می گویید فقط علم حصولی عجب تقابلی بین فلاسفه ومتکلمین

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

    حق پرست پاسخ در تاريخ فروردین ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۴:۰۸ ب.ظ:

    اهل بیت در مورد علم خدا هیچ کدام را قبول ندارند
    عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ عِلْمُ اللَّهِ لَا یُوصَفُ اللَّهُ مِنْهُ بِأَیْنٍ وَ لَا یُوصَفُ الْعِلْمُ مِنَ اللَّهِ بِکَیْفٍ وَ لَا یُفْرَدُ الْعِلْمُ مِنَ اللَّهِ وَ لَا یُبَانُ اللَّهُ مِنْهُ وَ لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنَ عِلْمِهِ حَدٌّ
    (توحید صدوق/ص۱۳۸)
    بنابر این علم خداوند کیف بردار نیست.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  10. بنده خدا

    on فروردین ۲۴, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    بسم الله الرحمن الرحیم
    تأسف از اهانت های عده ای جاهل به ساحت بزرگان اسلام به جای خود، تأسف دیگر از این است که این عده خود را متکلمان اسلام جا زده اند. اگر کلام این است که اینان می بافند، پس خواجه نصیر الدین طوسی آن یگانه دوران را چه باید نامید.
    جای آن است که خون موج زند در دل لعل
    زین تغابن که خزف می شکند بازارش

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  11. علی سرافرازاردکانی

    on فروردین ۲۹, ۱۳۹۱ - پاسخ دادن

    قران شرح وبیان هرچیز است.وبرکسانی که نمی اندیشندپلیدی را قرار می دهد.سخنان را گوش کنید وبهترین ان را انتخاب کنید.بگو اوخدای احد است.خدا بی نیاز است.نزاییده وزاییده نشده است.و...(قران کریم)با تدبر وپژوهش به عمل اورده بسیاری از شناختها درخصوص توحیدواسلام،اشتباه است. دراین راستا،قران کریم اشتباهات شناختی را اصلاح می کند، وان باارجاع موضوع ذی ربط درقران کریم حاصل می شود.

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

  12. علی

    on اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۲ - پاسخ دادن

    با احترام وسلام
    خواهشا این نظر را حذف نکنید
    نمی خواهم قسم بخورم
    اما مطمئنم از این عبارتهای که آوردید خود شما هیچ چیز نفهمیدید
    به زبان خیلی ساده براتون می گویم
    شما چه جور خودتان را می فهمید؟
    می تونید بگویید به دردی که در شما ایجاد می شود چگونه عالمید؟
    علم شما به غم و شادی درونتان چگونه است؟
    اصلا می توانید بگوید علم داشتن یعنی چه؟
    می دونید علم یعنی چه؟
    اگر به کتاب های تمام کسانی که در این مورد بحث کرده اند از هر نحله ای که باشند می گویند علم حصولی یعنی شخص عالم تصویری از از ماهیت معلوم خارجی بگیرد در ذهن , نفس و هر چه را که شما به عنوان محل علم انسان بدانید.
    به نظر شما خداوند هم همینطور عالم است
    اگر بگوید منظور ما از علم حصولی چیز دیگر است و علم حصولی دو نوع داریم یک نوعش همان است و یک نوعش را هم شاید شما اختراع کردی
    البته دارید با الفاظ بازی می کنید.
    شما ان الله علی العرش استوی را چی معنی می کنید
    شما اصلا قرآن خوانده اید؟؟؟؟؟!!!!!!
    به حق که لا یمسوه الاالمطهرون
    چرا یک عده قیامت را فراموش کردند
    چرا یک عده آخرتشان را به خاطر دنیای دیگران خراب می کنند
    وجدان خود را در اعمالتان ناظر قرار دهید بلکه واعظ من نفسی را که آقا امام جواد علیه السلام فرمودند بکار گیرید

    موافقم(۰)مخالفم(۰)

    [پاسخ]

پاسخ دهید

به دلیل ارسال اسپم های فراوان ابتدا این معادله ساده راحل کرده وبعدنظرخودراراسال کنید.باتشکر * Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.